جنگ وارد فاز کنترل قهری گلوگاه انرژی جهان خواهد شد
- 2 hours ago
- 3 min read

دونالد ترامپ روز گذشتە، در پست تازهای در تروث سوشیال اعلام کرد ایالات متحده بلافاصله محاصره دریایی تنگه هرمز را آغاز میکند و هر کشتی ورودی یا خروجی را هدف کنترل و توقف قرار خواهد داد. او این اقدام را در پی شکست مذاکرات و ادامه تهدیدهای امنیتی در مسیر عبور انرژی توجیه کرد و از رهگیری کشتیهای مرتبط با ایران، پاکسازی مینهای احتمالی و پاسخ شدید به هرگونه حمله خبر داد. این اعلام، در امتداد جنگ جاری، نشاندهنده گذار بحران به فاز کنترل مستقیم گلوگاه انرژی و تشدید منطق محاصره دریایی در نظم امنیت جهانی است.
روز گذشتە، ترامپ در پست جدیدی در تروث سوشیال اعلام کرد که پس از جلسهای که به گفته او بخشهای مختلف آن به توافق رسیده اما موضوع هستهای حلنشده باقی مانده است، ایالات متحده از همین لحظه عملیات محاصره دریایی هر کشتی ورودی یا خروجی از تنگه هرمز را آغاز میکند.
او ادعا کرد که این اقدام برای جلوگیری از آن است که ایران با تهدید مینگذاری احتمالی یا ایجاد ناامنی در مسیر، مانع آزادی عبور کشتیها شود.
ترامپ همچنین دستور داده است نیروی دریایی آمریکا در آبهای بینالمللی کشتیهایی را که به ایران عوارض عبور پرداخت کردهاند شناسایی و متوقف کند و تأکید کرده است که چنین پرداختهایی مشروعیت عبور ایجاد نمیکند.
در ادامه، او اعلام آغاز عملیات پاکسازی مینهای احتمالی در تنگه هرمز هشدار داده هرگونه حمله به نیروهای آمریکایی یا کشتیهای غیرنظامی با پاسخ بسیار شدید مواجه خواهد شد.
در پایان نیز اعلام کرده است که محاصره بهزودی با مشارکت کشورهای دیگر اجرایی میشود و هدف آن جلوگیری از سود بردن ایران از اخاذی در مسیر انرژی و مهار آنچه او همزمان با برنامه هستهای تهدیدآمیز توصیف کرده، میباشد.
این پست ترامپ در تداوم تحولات چند هفتهی اخیر بیانگر ورود بحران به فاز کنترل مستقیم گلوگاه انرژی و گذار از عملیات نظامی هوایی به منطق محاصره دریایی است.
این پیام نه آغاز یک سیاست جدید، بلکه تثبیت یک تغییر مرحلهای در جنگی است که از حملات متقابل به زیرساختها و درگیریهای محدود دریایی آغاز شد و اکنون به سطح بازطراحی قواعد کشتیرانی در تنگه هرمز رسیده است.
در این چارچوب، اشاره ترامپ به شکست گفتوگوهای اسلامآباد صرفاً یک گزاره دیپلماتیک نیست، بلکه بازتابی از فروپاشی آخرین کانال مدیریت سیاسی جنگ است.
مذاکراتی که در آن تلاش شد میان مسئله هستهای و امنیت کشتیرانی در هرمز نوعی آتشبس ساختاری ایجاد شود، با بنبست کامل مواجه شد و این شکست عملاً مسیر را برای تسلیح مستقیم ابزارهای دریایی بهعنوان ابزار فشار استراتژیک باز کرد.
در سطح نظامی، دستور ترامپ با تحولات میدانی یک ماه گذشته همراستا است که در آن درگیریها از حملات موشکی و پهپادی به زیرساختهای انرژی، به عملیات فزاینده دریایی در اطراف تنگه هرمز منتقل شده است.
در این فاز، نیروی دریایی آمریکا بهتدریج از نقش بازدارنده به نقش اجرایی در کنترل عبور کشتیها حرکت کرده و مفهوم آزادی کشتیرانی بهصورت گزینشی و امنیتی بازتعریف خواهد شد.
از منظر دکترین نظامی، متن ترامپ نشانه آشکار تثبیت الگوی محاصره دریایی قهری در بستر یک درگیری فعال است که در آن محاصره نه یک اقدام آغازگر جنگ، بلکه ابزار تنظیم توازن درون جنگ است.
اهمیت این تغییر در آن است که دامنه درگیری را که از اهداف نظامی کلاسیک به زیرساختهای جریان انرژی جهانی گسترش یافته بود را گستردهتر و عمیقتر میکند.
در سطح حقوقی، این وضعیت در مرز میان حقوق جنگ دریایی و حقوق صلح قرار دارد، اما ویژگی تعیینکننده آن، ادعای تعمیم کنترل به کشتیهای ثالث در آبهای بینالمللی است.
چنین تعمیمی، اگر در عمل اجرا شود، اصل بنیادین آزادی دریانوردی را در معرض تعلیق عملی قرار داده و میتواند زمینه ورود قدرتهای ثالث و چندجانبه شدن درگیری را فراهم کند.
در سطح اقتصاد سیاسی، ورود جنگ به فاز محاصره در واقع بر بستری از یک بحران از پیش جهانیشده رخ داده و موجب تشدید و تثبیت آن در مقیاس کلانساختاری میشود.
تنگه هرمز در این شرایط نه بهعنوان یک گلوگاه صرفاً حساس، بلکه بهعنوان یک متغیر بالفعل و تعیینکننده در قیمتگذاری جهانی نفت، بیمه حملونقل و امنیت زنجیره تأمین عمل میکند؛ بهگونهای که هر تغییر در وضعیت آن بهصورت فوری و مستقیم در کل اقتصاد جهانی بازتاب مییابد.
با این زمینه، دستور ترامپ را باید بهعنوان لحظه تثبیت یک فاز جدید در جنگ جاری فهم کرد که در آن منطق دیپلماسی بهطور کامل کنار رفته و جای خود را به منطق کنترل قهری گلوگاه انرژی داده است.
چنین امری ریسک گسترش جنگ از سطح منطقهای به سطح نظم اقتصادی جهانی را بهطور معناداری افزایش میدهد.











