وقتی میدان نبرد به سفره مردم میرسد
- 1 day ago
- 3 min read

شش ماه پس از آغاز جنگ آمریکا، اسرائیل و ایران در اواخر فوریه ۲۰۲۶، تاثیرات این درگیری از میدانهای نظامی فراتر رفته و عمیقترین لایههای زندگی روزمره ایرانیان را درگیر کرده است. مرگ رهبر سابق ایران، تغییر رهبری، حملات هوایی گسترده، محاصره دریایی تنگه هرمز و تشدید تحریمهای اقتصادی، اقتصاد شکننده ایران را که از پیش تحت فشار سالها تحریم قرار داشت، با شوک تازهای روبهرو کرد.
امروز اصلیترین میدان نبرد برای بسیاری از شهروندان، نه مرزهای کشور، بلکه سفره، اجاره خانه و امنیت شغلی است.
آمارهای رسمی و بینالمللی تصویری نگرانکننده را از وضعیت اقتصادی ایران ترسیم میکنند. مرکز آمار ایران اعلام کرده تورم نقطهبهنقطه در تیر و مرداد ۱۴۰۵ به حدود ۸۷٫۹ درصد رسیده و تورم مواد غذایی از ۱۲۸ درصد فراتر رفته است.
قیمت نان و غلات حدود ۱۴۰ درصد، گوشت و مرغ بیش از ۱۳۵ درصد و روغن خوراکی در برخی دورهها بیش از ۲۰۰ درصد افزایش یافته است. صندوق بینالمللی پول نیز پیشبینی کرده است کە تورم سالانه ۲۰۲۶ به نزدیک بە ۶۹ درصد، بالاترین رقم از زمان انقلاب ۱۳۵۷ دست یابد.
ارزش ریال نیز به رکوردهای تازهای رسیده و در بازار آزاد به حدود ۲ میلیون و ۲۰ هزار ریال در برابر هر دلار آمریکا رسیده است. این سقوط قدرت خرید را بهشدت کاهش داده است.
حداقل دستمزد ماهانه که امسال حدود ۶۰ درصد افزایش یافت، در عمل با توجه به افزایش نرخ ارز، ارزش دلاری خود را از دست داده و بسیاری از خانوارها حتی با دو شغل هم قادر به تأمین نیازهای اولیه نیستند.
بازار کار نیز آسیب دیده است. گزارشهای وزارت کار و رسانههای داخلی از از دست رفتن بیش از یک میلیون شغل در ماههای نخست جنگ حکایت دارد.
صنایع فولاد، پتروشیمی و خودرو که هدف حملات قرار گرفتند یا با اختلال در زنجیره تامین روبهرو شدند، با کاهش تولید شدید مواجه شدند.
بیکاری رسمی به حدود ۹٫۱ درصد رسیده، اما کارشناسان معتقدند رقم واقعی بسیار بالاتر است. پیشبینیها از انقباض تولید ناخالص داخلی بین ۵ تا بیش از ۶ درصد در سال جاری حکایت دارد.
محاصره دریایی و محدودیت شدید صادرات نفت، منبع اصلی درآمد ارزی ایران را مختل، واردات بنزین و برخی کالاهای اساسی نیز با مشکل مواجە و دولت ناچار به مدیریت سهمیهبندی و درخواست کاهش مصرف از شهروندان شده است.
برآوردهای اولیه خسارات مستقیم و غیرمستقیم جنگ را بین ۱۵۰ تا ۲۷۰ میلیارد دلار تخمین زدهاند؛ رقمی که بازسازی را به یکی از بزرگترین چالشهای دهه آینده تبدیل میکند.
از تغییر الگوی مصرف تا احساس بنبست
تاثیر اقتصادی بهسرعت به لایه اجتماعی سرایت کرده. خانوادهها گوشت، میوه و حتی لبنیات را از سبد خرید حذف کردهاند. بسیاری میگویند «زندگیمان فقط شده بقا».
اجارهبها در تهران و شهرهای بزرگ افزایش قابل توجهی داشته و برخی مستاجران مجبور به نقل مکان به مناطق ارزانتر یا حاشیه شهرها شدهاند.
طبقه متوسط که در دهه گذشته بهتدریج آب رفته بود، حالا با سرعت بیشتری در حال کوچک شدن است. اقتصاددانان ایرانی برآورد میکنند که سهم جمعیت فقیر و آسیبپذیر به حدود ۷۰ درصد نزدیک شده و میلیونها نفر دیگر در سال جاری به زیر خط فقر سقوط خواهند کرد.
قطعیهای مکرر برق و آب، بهویژه در مناطق جنوبی و مرکزی، زندگی را دشوارتر کرده و در گرمای شدید تابستان، فشار مضاعفی ایجاد کرده است.
از سوی دیگر، فضای امنیتی پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و آغاز جنگ، سنگینتر شده است. گزارشهای حقوق بشری از افزایش اعدامهای مرتبط با اعتراضات و اتهامات امنیتی خبر میدهند.
بسیاری از شهروندان از بیان علنی نارضایتی هراس دارند و احساس میکنند «در جهنم گیر افتادهاند». برنامههای آینده مانند ازدواج، خرید مسکن یا حتی تعمیر خانه برای بسیاری به تعویق افتاده یا کاملا کنار گذاشته شده است.
واکنش دولت و چشمانداز
مقامات ایرانی بارها تاکید کردهاند که کشور ظرفیت مقاومت دارد و باید به سمت خودکفایی بیشتر حرکت کند. مسعود پزشکیان مشکلات معیشتی را تایید کرده و گفته درآمدها کاهش و مشکلات چند برابر شدهاند.
دولت با پرداخت یارانههای نقدی محدود و کالابرگ الکترونیکی تلاش میکند بخشی از فشار را کاهش دهد، اما کارشناسان معتقدند این اقدامات در برابر تورم و کاهش درآمدهای نفتی کافی نیست.
در سطح بینالمللی، ادامه بنبست دیپلماتیک و تشدید تحریمهای آمریکا (که واشنگتن آن را «روز سرنوشتساز اقتصادی» نامیده) وضعیت را پیچیدهتر کرده است.
بسیاری از تحلیلگران هشدار میدهند که اگر فشار معیشتی بدون گشایش سیاسی یا اقتصادی ادامه یابد، خطر بازگشت ناآرامیهای اجتماعی افزایش مییابد؛ هرچند فضای سرکوب فعلی، امکان اعتراض گسترده را محدود کرده است.
جنگ هنوز به پایان نرسیده و مذاکرات برای بازگشایی تنگه هرمز و کاهش تنش ادامه دارد. اما برای میلیونها ایرانی، پیامدهای این جنگ دیگر منتظر توافق سیاسی نماندهاند.
آنها هر روز در صف نان، در محاسبه سبد خرید و در نگرانی از فردا، هزینه واقعی این درگیری را میپردازند.
بازسازی اقتصادی و ترمیم زخمهای اجتماعی، حتی پس از آتشبس احتمالی، سالها زمان خواهد برد و نیازمند منابع، ثبات و اعتماد عمومی است که در شرایط فعلی بهسختی به دست میآید.











