top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

نتایج جنگ ایران و آمریکا، چگونە بر عرصە سیاست در سطح جهانی تاثیر خواهد گذاشت؟

  • 1 day ago
  • 5 min read



جنگ میان ایران و آمریکا، فراتر از نتایج میدانی آن، آسیب‌پذیری ساختاری فاحشی را در نمایش قدرت آمریکا را برجسته کرده است: عدم تناسب میان تعهدات امنیتی جهانی واشنگتن و ظرفیت مادی لازم برای پشتیبانی همزمان از آنها. فرسایش ذخایر راهبردی و انتقال قابلیت‌های بازدارندگی از اروپا و شرق آسیا، محاسبه هزینه و فرصت را برای روسیه و چین تغییر می‌دهد. خطر اصلی الزاماً شکل‌گیری یک جنگ همزمان نیست، بلکه تضعیف اعتبار بازدارندگی آمریکاست. زمانیکە که تعهدات امنیتی از پشتوانه کافی نظامی برخوردار نباشند، رقبا ناگزیر مرزهای آن را می‌آزمایند و متحدان نیز به بازنگری در میزان اتکای راهبردی خود به واشنگتن سوق داده می‌شوند.


اواخر هفته گذشتە، دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحدە آمریکا، جان رتکلیف، رئیس سازمان سیا را به مسکو اعزام نمود تا بر اساس گزارش‌ها پوتین را از انجام هرگونه اقدام ماجراجویانەای علیە کشورهای عضو ناتو بازدارد. ترامپ با اطمینان به خبرنگاران گفت: او به قلمرو ناتو حمله نخواهد کرد.


به گزارش واشنگتن‌پست، این سفر پیش از دریافت اطلاعاتی انجام شد که نشان می‌داد کرملین ممکن است با توجه به درگیر بودن آمریکا در جنگ ایران، فرصتی را برای تشدید اقدامات خود علیه منافع آمریکا و متحدانش در اروپا بیابد.


بە رغم انتشار گزارشها و اخبار ضد و نقیض، سفر رتکلیف همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، اما نگرانی‌های اروپا و آسیا درباره کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا واقعی است.


کاهش شدید ذخایر برخی توانمندی‌های کلیدی دفاعی، ایالات متحده را تضعیف و متحدانش را در سراسر اروپا و منطقه هند و اقیانوس آرام وارد دوره تازه‌ای از تردید نسبت به توانایی‌های خود، با اتکا بە آمریکا کرده است.


از سوی دیگر، این نگرانی نیز بعینە قابل مشاهدە است که مسکو و پکن این وضعیت را فرصتی ایده‌آل برای انجام اقدامی شدید و تعیین‌کننده ببینند.

سناریوی کابوس‌وار در محافل امنیتی اروپا، حمله همزمان روسیه و چین است. اگر روسیه به یکی از اعضای ناتو در اروپای شرقی حمله کند و چین نیز به تایوان که آن را بخشی از قلمرو خود می‌داند، یورش ببرد، آمریکا و متحدانش بیش از حد تحت فشار قرار خواهند گرفت.

همزمان با این نگرانیها، حملات ترکیبی روسیه در اروپای شرقی و مرکزی نیز شدت گرفتەاند. طی ماه گذشته، رومانی یک پهپاد را بر فراز یک میدان گازی سرنگون کرد و چندین پهپاد حامل مواد منفجره در فرودگاه لایپزیگ آلمان پیدا شد.


ناتو از این فرودگاە، به‌عنوان مرکز لجستیک نظامی استفاده می‌کند. مسئولیت هر دو مورد به روسیه نسبت داده شد.


در میانە این تنشها، اوایل ماە جاری، ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهوری اوکراین نیز اعلام نمود کە میزان تامین موشک‌های حیاتی پدافند هوایی در مقایسه با سال گذشته به یک‌سوم کاهش یافته است.


ذخیره رهگیرهای پدافند هوایی پاتریوت آمریکا، که اوکراین به‌شدت به آنها نیاز دارد و کشورهای عربی نیز زیر حملات ایران نیز به آنها نیازمندند، به ۸۳۰ فروند محدود شده است، در حالی که ۱۵۰۰ فروند از این رهگیرها در جنگ ایران مصرف شده‌اند.

حدود ۴۰ درصد از رهگیرهای موشک‌های بالستیک تاد که در آغاز جنگ در دسترس بودند، استفاده شده‌اند و در نتیجه، مجموع ذخیره باقی‌مانده آمریکا به اندکی کمتر از ۳۰۰ فروند رسیده است.

بر اساس آمارها، آمریکا تقریباً تمام موشک‌های اتاکمز، سامانه موشکی تاکتیکی ارتش خود را مصرف کرده، یک‌چهارم پهپادهای ریپر خود را از دست داده و ذخیره موشک‌های ارزشمند تاماهاوک آن نیز یک‌سوم کاهش یافته است.


کارشناسان گفته‌اند بازسازی این توانمندی‌ها سال‌ها زمان خواهد برد و متحدان آمریکا را در برابر محاسبات مشترک روسیه و چین آسیب‌پذیر خواهد گذاشت. مسکو و پکن هر دو نظاره‌گر این بوده‌اند که ترامپ چگونه جنگی غیرضروری و با برنامه‌ریزی ضعیف را علیه ایران آغاز کرد و این جنگ چگونه پیش رفت.


اما در برهە کنونی، اروپا تحت فشارهای ترامپ تصمیم گرفته است کە دوباره تسلیح شود. این تصمیم و نشانەهای آن پس از تهدید ترامپ روی دادە است کە وی تهدید نمود تجهیزات و نیروهای آمریکایی را از ناتو خارج خواهد کرد.


ترامپ خواهان آن نیست کە توانمندی‌های آمریکا را در صحنه اروپا را همچنان فعال نگه دارد، احتمالاً به این دلیل که خواهان آن است کە تمرکز خود را به منطقه هند و اقیانوس آرام معطوف کند. اما اروپایی‌ها کاملاً مطمئن نیستند.


پس از عملیات ویژه در ونزوئلا که طی آن نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهوری این کشور، ربوده شد، اروپاییان از خود می‌پرسیدند آیا تمرکز ترامپ بر همسایگی خود، یعنی آمریکای جنوبی، قرار خواهد گرفت یا نه. اما آنچه را احساس می‌کردند، هرچند هرگز صریحاً به زبان نیاوردند، اما حاکی از این نکتە بودە است که تمایل ترامپ واقعیتی است که هضم آن برایشان همچنان دشوار است.


بهترین کاری که اروپاییان تاکنون توانستەاند همچنان آن را انجام دهند، مدیریت حملات، فضاهای فرصت و مماشات نسبی با روسیە، تا زمان ترک قدرت ترامپ بودە است.


جنگ ایران به بیش از یک دلیل آنها را به‌شدت نگران کرد


چند روز پس از آغاز جنگ، کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، اعلام نمود کە تجهیزاتی را که اوکراین به آنها نیاز دارد به خاورمیانه منتقل خواهد شد و در نهایت روسیه از این وضعیت سود خواهد برد.


متاثر از تداوم جنگ آمریکا٠ اسرائیل و ایران، متحدان آسیایی آمریکا نیز آسیب دیدەاند. آنها بخش بیشتری از منابع انرژی عبوری از تنگه هرمز را مصرف می‌کنند و برای بازداشتن چین و کره شمالی، به تجهیزات نظامی آمریکا و توان این کشور برای اعمال قدرت در منطقه وابسته‌اند.

متحدان نزدیک‌تر به ایران نیز ناچار شدەاند حمایت زرادخانە نظامی آمریکا، از جمله ناوهای هواپیمابر و صدها رهگیر پدافند هوایی را در حمایت از خود از دست بدهند، زیرا این تجهیزات به جنگ ایران اختصاص یافت و آنها را در معرض آسیب قرار داد.

برای مثال، آمریکا ناو هواپیمابر هسته‌ای یواس‌اس جورج واشنگتن را از ژاپن منتقل و مسیر یواس‌اس آبراهام لینکلن را که قرار بود در اقیانوس آرام و دریای جنوبی چین مستقر شود، به سوی خاورمیانه تغییر داد.


ناوشکن‌های مجهز به موشک‌های تاماهاوک نیز همراه آنها به خاورمیانه اعزام شدند. آمریکا همچنین صدها رهگیر پدافند هوایی را از کره جنوبی خارج کرد.


در این میان تایوان که برای برخورداری از حمایت نظامی مورد نیاز در صورت حمله چین به‌شدت به ایالات متحده وابسته است، به‌طور خاص نگران است.


به گفته مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، ارتش آمریکا حتی پیش از جنگ ایران نیز مهمات کافی برای یک درگیری طولانی‌مدت علیه چین در اختیار نداشت.


در میانە این تحولات، کاخ سفید نیز از گزارش‌های منتشر شدە درباره کمبودهای بحرانی در ذخایر تسلیحاتی آمریکا آشکارا ضربه خورده به نظر می‌رسد.

کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، با لحن ستیزه‌جویانه همیشگی خود منابع این گزارش‌ها و خبرنگاران را تهدید کرد. او گفت هر کسی که اطلاعات طبقه‌بندی‌شده را افشا کند، باید تا بالاترین حدی که قانون اجازه می‌دهد تحت پیگرد قرار گیرد.

بدون گمان، روسیه و چین نیازی ندارند در آیندەای نزدیک بە حمله دست بزنند. کافی است به شکاف میان تعهدات آمریکا و توانایی این کشور برای عمل به آنها پی ببرند و بر مبنای آن برای آینده برنامه‌ریزی کنند.


اما آنچە کە اکنون مبرهن است، شش ماه پس از آغاز درگیریهای بە نتیجە نرسیدە میان آمریکا و ایران، کاملاً آشکار شدە است که جنگ بە نتایج خود، نە از سوی ایران و نە از سوی آمریکا، دست نیافتە است.

تنها برنده آشکار این جنگ صنایع دفاعی هستند. لاکهید مارتین قراردادهایی به ارزش ده‌ها میلیارد دلار را برای تسریع تولید موشک‌های پاتریوت دریافت کرده است.

ترامپ در جنگ ایران پیروز نشده است. جمهوری اسلامی ایران نیز علاوە بر کشتە شدن رهبرش و حذف فرماندهان ردە ارشد، کم و بیش با شرایط عراق در دورە اول جنگ خلیج مواجە شدە است.


اما از سوی دیگر، به بهای آسیب‌پذیرتر شدن متحدان آمریکا، ضعف‌های آمریکا را در رویارویی با روسیه و چین آشکارتر شدە است.

اکنون بعد از شش ماە از آغاز دور دوم رویارویی ایران و آمریکا، بە نظر می رسد کە نه اروپایی‌ها و نه آسیایی‌ها باور ندارند که امنیتشان برای ترامپ اهمیت داشته باشد و اذعان دارند که رابطه با آمریکا ماهیتی معامله‌محور دارد.

مشکل این است که پول آنها نمی‌تواند تسلیحاتی را بخرد که وجود ندارند. از این رو، اگر هدف حمله قرار گیرند، کمبود ذخایر تسلیحاتی آمریکا بیش از همه به آنها آسیب خواهد زد.



 
 
bottom of page