چه کسی درباره مذاکرات ایران و آمریکا تصمیم میگیرد؟

علیاصغر فریدی
اظهارات پزشکیان درباره تیم ششنفره هماهنگی مذاکرات، پرسشی را درباره تمرکز اختیار در ساختار قدرت جمهوری اسلامی برجسته کرده است. عراقچی این سازوکار را به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی پیوند میدهد، اما ترکیب و حدود اختیارات آن علنی نیست. اهمیت این ابهام زمانی بیشتر میشود که وضعیت جسمی و نقش عملی مجتبی خامنهای مستقلاً روشن نشده است. اگر رهبر شخصاً تصمیمها را تأیید کند، کمیته میتواند نقش هماهنگکننده داشته باشد، اما در غیر این صورت، ممکن است به کانون تصمیمگیری بدل شود. این عدم شفافیت، ارزیابی اعتبار تعهدات تهران و شناسایی طرف صاحباختیار در مذاکرات را دشوار میکند.
وقتی رئیسجمهوری ایران در سفر به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، در گفتوگو با شبکه سیبیاس از تیمی ششنفره سخن گفت که تصمیمهای مربوط به مذاکرات و دیپلماسی را بررسی و هماهنگ میکند، بحثی قدیمی دوباره جان گرفت: در جمهوری اسلامی تصمیم نهایی را واقعا چه کسی میگیرد؟
رئیسجمهور ایران فقط گفت اعضای این تیم از نهادهای امنیتی، مجلس و دولتاند و نامی از کسی نبرد. همین سکوت، حدسوگمانها را تا کنون در رابطە با ترکیب این کمیتە تصمیم گیر بیشتر کردە است.
همزمان ادعای یکی از اعضای مجلس خبرگان درباره وضعیت جسمی مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، بر این پرسش سایه انداخت.
اگر رهبر توان کامل تصمیمگیری را نداشته باشد، کمیتهای که پزشکیان از آن حرف میزند چه جایگاهی پیدا میکند؟
این کمیته از کجا آمده است؟
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، پیشتر ریشه این سازوکار را توضیح داده بود. به گفته او، در فاصله دو جنگ، کمیتهای مرکزی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی شکل گرفته بود که بعدها به کمیته مذاکرات تبدیل و امروز به کمیته ششنفره شهرت دارد.
علی شمخانی نخستین مسئول آن بود و پس از او علی لاریجانی، در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی، ادارهاش را برعهده گرفت.
عراقچی میگوید همه بحثهای مذاکره در همین کمیته پیش میرفت و مصوباتش همان مسیری را طی میکرد که مصوبات شورای عالی امنیت ملی.
چنین نهادی در تاریخ مذاکرات ایران بیسابقه نیست. کمیته عالی هستهای از سال ۲۰۰۳ رسما کار خود را آغاز و نشستهای هفتگیاش در دبیرخانه همین شورا برگزار میشد.
اعضا چه کسانیاند؟
فهرست رسمی این کمیتە تاکنون منتشر نشده و هرچه هست حدس و گمان تحلیلگران است. بعضی از گزارشها میگویند منظور پزشکیان جمعی جدا از ساختار رسمی شورای عالی امنیت ملی است که با هماهنگی رهبری درباره سیاست خارجی رایزنی میکند.
برای دیدن دامنه نامزدهای احتمالی، ترکیب شورای عالی امنیت ملی راهنمای خوبی است، علاوه بر رئیسجمهور، رئیس مجلس، رئیس قوه قضاییه، وزیر کشور، وزیر خارجه، رئیس سازمان برنامه و بودجه، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، فرماندهان کل ارتش و سپاه و دو نماینده رهبری، یعنی سعید جلیلی و محسن رضایی.
دبیری شورا هم پس از کشتهشدن لاریجانی به محمدباقر ذوالقدر رسیده است.
نگاه کارشناس: مدیریت شرایط، نه حل بحران
نیکآهنگ کوثر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، در مصاحبه با آرنانیوز پیش از هر چیز یادآوری میکند که شاید پزشکیان اصلا دقیق سخن نگفته باشد.
او بە آرنانیوز گفت، ممکن است چنین کمیتهای اصلا وجود نداشته باشد، یا اعضایش بیشتر از شش نفر باشند و «شش» فقط یک عدد گفتاری بوده باشد. او در ادامه گفت:
اما اگر فرض کنیم رئیسجمهور راست گفته و کمیته زیر نظر شورای عالی امنیت ملی است، منطق ساختاری حکم میکند روسای قوا، دبیر شورا، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و یک مقام امنیتی در آن حضور داشته باشند؛ مقامی که احتمالا از سپاه یا اطلاعات سپاه است.
نیکآهنگ کوثر البته تاکید میکند که همه اینها فقط احتمال است.
اما مهمترین بخش سخن نیکآهنگ کوثر درباره کارکرد این نهادهاست. به نظر او شوراها در جمهوری اسلامی برای حل مسالە ساخته نمیشوند، بلکه فضایی میسازند که طرف مقابل را سردرگم کند.
او میان پیچیده و کمپلکس تمایز میگذارد. وضعیت پیچیده را میتوان تحلیل کرد و گرهاش را باز کرد، اما وقتی چند پیچیدگی روی هم سوار شوند، وضعیتی چندلایه پدید میآید که دیگر بهراحتی خوانده نمیشود.
کوثر که کارشناس آب و محیطزیست هم هست، این منطق را با مسئله آب مقایسه میکند و میگوید ما یک مثالی داریم که میگوییم، مشکل آب هرگز بهطور کامل حل نمیشود و تنها میشود آن را مدیریت کرد.
او در پاسخ به این سوال که آیا میتوان نتیجه گرفت این کمیته برای پیچیدهتر کردن شرایط ساخته شده، پاسخ داد که حتی پیچیدهسازی هم باید تحت مدیریت باشد. بنابراین به باور او هدف کمیته مدیریت شرایط است، نه حل بحران.
سایه مجتبی خامنهای بر تصمیمها
ادعاها درباره سلامت رهبر ایران با هم نمیخواند. محسن حیدری، عضو مجلس خبرگان، در گفتوگو با شبکه العربی گفت مجتبی خامنهای در حمله به بیت رهبری زخمی شد، پس از انتقال به بیمارستان سه بیمارستان در تهران بمباران شدند و او را از زیر آوار بیمارستان سوم بیرون کشیدند.
با این حال حیدری افزود که اطلاعاتی در دست است مبنی بر اینکه او سالم است و توان رهبری دارد.
پزشکیان هم در مصاحبه با سیبیاس گفتە بود کە رهبر مشکل سلامتی ندارد و در هفت ساعتی که در کنارش بوده، او همچنان نشسته و کاملا سرحال بوده است. دونالد ترامپ اما ماه گذشته گفت فکر نمیکند خامنهای مرده باشد، ولی بهشدت مجروح شده است.
نیکآهنگ کوثر، برای سنجیدن این روایتها به قرائن غیرمستقیم نگاه میکند. به نظر او حضور چهرههایی مثل خاموشی و طائب در موقعیت کنونیشان بدون وجود مجتبی خامنهای دشوار است، چون جایگاه آنها به حاکمیت او وابسته است.
از همین رو وی احتمال زندهبودن مجتبی خامنهای را قوی میداند، اما این را هم نمیپذیرد که الزاماً توان اداره کشور را داشته باشد.
البته او امکان سالمبودن و توانمندبودن رهبر را کنار نمیگذارد و حتی حدس میزند شاید نزدیکان و برادران مجتبی این چهرهها را برای اثبات زندهبودن او جلو انداخته باشند.
این روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی میگوید سند قطعی برای زنده یا مردهبودن او در دست نیست و جمهوری اسلامی از همین ابهام بهره میبرد.
چرا این ابهام اهمیت دارد؟
اگر مجتبی خامنەای کاملا در جریان تصمیمها باشد، کمیته ششنفره فقط ابزاری مشورتی است. اما اگر توان یا حضور او محدود باشد، همین کمیته میتواند عملا کانون تصمیمگیری شود.
در این حالت، طرف آمریکایی مذاکره کنندە با مقامهایی روبهرو است که جایگاه رسمیشان با اختیار واقعیشان یکی نیست. اگر تحلیل نیکآهنگ کوثر را در نظر بگیریم، شاید خود این ابهام هم بخشی از راهبرد باشد.
توضیحهای محتمل برای سکوت پزشکیان درباره نامها هم کم نیست، حساسیت امنیتی در شرایط جنگی، تفاوت ساختار رسمی و غیررسمی، و فشار تندروهایی که این روزها او و تصمیمهای نظام را هدف گرفتهاند.
هویت دقیق اعضا، رئیس کمیته و حتی درستی عدد شش هنوز معلوم نیست. نقش واقعی مجتبی خامنهای، در تایید مصوبات کمیته هم روشن نشده است. وضعیت جسمی و حتی زنده بودن مجتبی خامنهای نیز همچنان بدون تایید مستقل مانده است.











