چین به دنبال چه نقشی در بحران ایران است؟

سمیه توحیدی
افزایش تحرکات دیپلماتیک چین در بحران موجود در خاورمیانە در شرایطی صورت میگیرد که ادامه درگیریها و اختلال در کشتیرانی تنگه هرمز، پیامدهای اقتصادی گستردهای برای کشورهای واردکننده انرژی داشته است. پکن به دلیل روابط تجاری با ایران و کشورهای عربی خلیج فارس، از ادامه بحران متأثر میشود و کاهش تنش را بخشی از منافع اقتصادی و سیاسی خود میداند.
چین تاکنون تلاش کرده است روابط خود را با طرفهای مختلف حفظ کند. این رویکرد به پکن امکان میدهد با تهران و دولتهای عربی درباره بحران گفتوگو کند، اما برخورداری از روابط اقتصادی گسترده به معنای توانایی تعیین نتیجه مذاکرات یا تغییر تصمیمهای امنیتی طرفها نیست.
تفاوت مهم چین با آمریکا نیز در نوع حضور آن در منطقه است. واشنگتن از شبکهای از روابط و تعهدهای امنیتی و نظامی برخوردار است، در حالی که پکن عمدتاً بر مناسبات اقتصادی و ابزارهای دیپلماتیک تکیه دارد. مواضع رسمی چین در ماههای گذشته نیز بیشتر بر توقف درگیریها، بازگشت به مذاکره و امنیت کشتیرانی متمرکز بوده است.
در همین چارچوب، سفر ژای جون به ایران، عمان و عربستان سعودی میتواند فرصتی برای بررسی مواضع سه کشور درباره آینده مذاکرات و ترتیبات امنیتی منطقه باشد.
با این حال، برنامه اعلامشده سفر هنوز از ارائه طرح مشخصی برای حل اختلاف تهران و واشنگتن حکایت ندارد.
آیا چین و روسیه ضامن توافق احتمالی خواهند شد؟
در کنار اقدامات رسمی پکن، گزارشهایی درباره احتمال مشارکت چین و روسیه در تضمین توافق احتمالی ایران و آمریکا منتشر شده است.
روزنامه العربیالجدید در گزارشی که ۳۱ اکتبر، برابر با ۹ آبان، منتشر شد، به نقل از منابع نزدیک به میانجیگران قطری و پاکستانی مدعی شد که چین و روسیه ممکن است در سازوکار تضمین توافق احتمالی تهران و واشنگتن نقش داشته باشند.
این ادعا در صورت تأیید میتواند از گسترش نقش دیپلماتیک چین فراتر از میانجیگری حکایت داشته باشد. با این حال، نه پکن و نه مسکو تاکنون پذیرش چنین مسئولیتی را بهطور رسمی اعلام نکردهاند. همچنین روشن نیست منظور منابع این گزارش از تضمین توافق، حمایت سیاسی، مشارکت در اجرای تعهدهای اقتصادی یا ارائه نوعی تضمین امنیتی است.
این تمایز اهمیت اساسی دارد. حمایت یک کشور از توافق دیپلماتیک به معنای پذیرش مسئولیت اجرای آن نیست. ارائه تضمین امنیتی نیز تعهدی متفاوت و بهمراتب گستردهتر است که بدون تعیین سازوکار اجرایی و حدود مسئولیتها نمیتوان درباره آن نتیجهگیری کرد.
پیشینه مواضع رسمی چین نیز نشان میدهد که پکن در پاسخ به پرسشهایی درباره ارائه تضمین امنیتی به ایران، از اعلام تعهد مشخص خودداری کرده است.
در نشست خبری ۳۰ مارس وزارت امور خارجه چین، هنگامی که درباره درخواست احتمالی تهران برای دریافت تضمین امنیتی از پکن پرسیده شد، سخنگوی این وزارتخانه به حمایت چین از تلاشهای صلح و آمادگی برای هماهنگی با طرفهای مختلف اشاره کرد، اما چنین درخواستی را تأیید نکرد.
بنابراین، گزارش العربیالجدید را باید از اقدام تأییدشده چین برای اعزام فرستاده ویژه جدا دانست. مأموریت ژای جون واقعیتی اعلامشده از سوی پکن است، اما نقش احتمالی چین و روسیه در تضمین توافق هنوز در مرحله گزارش رسانهای قرار دارد.
اهمیت عمان در محاسبات پکن
انتخاب عمان بهعنوان یکی از مقصدهای سفر ژای جون با موقعیت دیپلماتیک این کشور ارتباط دارد. مسقط در کنار حفظ روابط با تهران و واشنگتن، بر ضرورت دستیابی به ترتیبات منطقهای برای تأمین امنیت تنگه هرمز تأکید کرده است.
وزیر خارجه عمان در سخنرانی ۲۶ اکتبر خود، امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز را از موضوعاتی دانست که باید در چارچوب گفتوگوی کشورهای منطقه بررسی شود. او همچنین پیشنهاد کرد کشورهای خلیج فارس مسئولیت بیشتری در طراحی و اجرای سازوکارهای امنیتی بر عهده بگیرند.
این رویکرد با بخشی از مواضع اعلامشده چین همپوشانی دارد. هر دو کشور خواهان کاهش تنش و حفظ امنیت مسیرهای دریایی هستند و بر راهحلهای سیاسی تأکید میکنند. با این حال، درباره نقش قدرتهای خارجی در ساختار امنیتی آینده، هنوز نمیتوان از وجود طرح مشترک مشخصی سخن گفت.
سفر سلطان عمان به پکن علاوه بر رایزنیهای سیاسی، با گسترش همکاریهای اقتصادی دو کشور نیز همراه بوده است.
بر اساس اطلاعیه دوم نوامبر وزارت امور خارجه عمان، دو کشور یک توافقنامه مبادله ارز میان بانکهای مرکزی، ۱۴ یادداشت تفاهم و یک پروتکل همکاری امضا کردند. حوزههای همکاری شامل سرمایهگذاری، فناوری، هوش مصنوعی، اقتصاد دیجیتال و زنجیرههای تأمین است.
وزارت خارجه عمان همچنین اعلام کرد حجم تجارت دوجانبه در سال ۲۰۲۵ به حدود ۹ میلیارد و ۶۰۰ میلیون ریال عمان رسیده و چین با سهمی نزدیک به ۲۳٫۸ درصد، بزرگترین شریک تجاری این کشور بوده است.
این مناسبات اقتصادی نشان میدهد که هماهنگی سیاسی پکن و مسقط بر روابطی گستردهتر استوار است. برای چین، امنیت مسیرهای دریایی با تجارت و انتقال انرژی ارتباط مستقیم دارد و برای عمان نیز حفظ ثبات منطقهای در کنار توسعه همکاریهای اقتصادی اهمیت دارد.
مأموریت ژای جون چه چیزی را روشن خواهد کرد؟
اعزام فرستاده ویژه چین به سه کشور مهم حوزە خلیج فارس در شرایطی انجام میشود که تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از تشدید درگیریها ادامه دارد.
با این حال، هنوز مشخص نیست ژای جون حامل پیشنهاد تازهای برای مذاکرات ایران و آمریکا خواهد بود یا مأموریت او عمدتاً بر رایزنی درباره مواضع طرفها و کاهش تنش متمرکز است.
اهمیت این سفر در ترکیب مقصدهای آن و زمان اعلام مأموریت نهفته است. ایران یکی از طرفهای اصلی بحران است، عمان در تلاشهای میانجیگرانه نقش دارد و عربستان سعودی از بازیگران مؤثر در معادلات امنیتی خلیج فارس به شمار میرود. گفتوگو با هر سه کشور میتواند به پکن تصویری دقیقتر از زمینههای توافق و اختلاف در منطقه بدهد.
از سوی دیگر، اعزام همزمان نمایندگان چین به کشورهای شرق آفریقا نشان میدهد که پکن پیامدهای بحران را فراتر از روابط تهران و واشنگتن دنبال میکند. امنیت دریای سرخ و شاخ آفریقا نیز برای تداوم تجارت دریایی و ثبات اقتصادی اهمیت دارد.
با این همه، میان گسترش تماسهای دیپلماتیک و دستیابی به توافق تفاوت وجود دارد. موفقیت تلاشهای چین به تصمیمهای ایران و آمریکا، میزان آمادگی آنها برای حل اختلافها و همکاری دیگر کشورهای منطقه بستگی خواهد داشت.
در شرایط کنونی، شواهد رسمی از افزایش فعالیت دیپلماتیک پکن و تلاش آن برای حمایت از بازگشت مذاکرات حکایت دارند، نه از شکلگیری یک سازوکار تضمینشده با مسئولیت چین.
اینکه این کشور بتواند از رایزنیهای کنونی به نقشی مؤثرتر در حل بحران برسد، پس از سفر ژای جون و روشن شدن نتایج گفتوگوهای او قابل ارزیابی خواهد بود.











