بحران در تنگە هرمز، جهان را به سمت مهار ژئوپلتیک ایران سوق میدهد
- 3 hours ago
- 6 min read

رامیار حسینی
بحران تنگه هرمز در میانه جنگ اخیر و مختل کردن جریان انرژی، کشورهای منطقه و قدرتهای آسیایی مانند هند را به بازطراحی ژئوپلیتیک انرژی وادار کرده است. جمهوری اسلامی دههها از این شاهراه حیاتی به عنوان اهرم بازدارندگی استفاده میکرد، اما اکنون پروژههای متوقفشدهای نظیر خط لوله عمیقدریایی عمان–هند شتاب گرفته و امارات و عربستان نیز مسیرهای جایگزین خود را توسعه دادهاند. هرچند جایگزینی کامل هرمز در کوتاهمدت ممکن نیست، اما این رویکرد استراتژیک جدید با کاهش وابستگی مطلق به این تنگه، موازنه قدرت را تغییر داده و اهرم ژئوپلیتیکی ایران را تضعیف خواهد کرد.
جنگ ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل صرفا بازار انرژی را متلاطم نکردە است، بلکە این جنگ یک نگرانی قدیمی را دوباره به مرکز سیاست جهانی بازگرداند: اگر تنگه هرمز ناامن شود، جهان چه خواهد کرد؟
برای دههها، تنگه هرمز مهمترین گلوگاه انرژی جهان و در عین حال یکی از بزرگترین اهرمهای ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی بودە است. بر اساس آمارهای منتشرشدە، روزانه حدود ۲۰ درصد نفت مصرفی جهان و بخش بزرگی از صادرات گاز طبیعی مایع جهان از این گذرگاه باریک میان ایران و عمان عبور میکند.
هر بحران نظامی در خلیج فارس، بلافاصله بازارهای جهانی انرژی را وارد وضعیت اضطراری میکند و همین مسئله، به ایران نوعی قدرت بازدارندگی ژئوپلیتیکی داده است.
اما اکنون، پس از جنگ ٣٩ روزە و بحران بیسابقه بە نظر می رسد کە بسیاری از کشورها دیگر نمیخواهند امنیت انرژی خود را به گذرگاهی گره بزنند که هر لحظه ممکن است به میدان جنگ تبدیل شود.
گزارش احیای پروژه خط لوله عمیقدریایی عمان–هند در این ماه یکی از مهمترین نشانههای این تغییر بودە است.
این پروژه سالها روی کاغذ مانده بود اما حالا دهلینو آن را بهعنوان بخشی از راهبرد امنیت انرژی خود دوباره فعال کرده است. بنا به گزارش روزنامه اکونومیک تایمز دولت هند پس از بحران تنگە هرمز، مطالعات این پروژه را سرعت داده و انتظار میرود وزارت نفت هند، شرکت دولتی گیل، شرکت اینجیر ایندیا (Engineers India ) و شرکت اویل ایندیا (Oil India) را مامور تهیه گزارش امکانسنجی نهایی کند.
بر اساس این طرح، خط لولهای به طول تقریبی ۱۳۰۰ تا ۲۰۰۰ کیلومتر از عمان تا ایالت گجرات هند در کف دریای عرب ساخته خواهد شد.
هزینه این پروژه حدود ۴ تا ۵ میلیارد دلار برآورد شده است و بخشی از مسیر در عمق حدود ۳۴۵۰ متری دریا قرار خواهد داشت، صرف چنین مبالغی این پروژە را به یکی از عمیقترین خطوط لوله زیر دریایی جهان تبدیل میکند.
ظرفیت انتقال این خط لوله حدود ۳۱ میلیون متر مکعب گاز در روز تخمین زده شده و اجرای آن بین پنج تا هفت سال زمان خواهد برد.
اما اهمیت این پروژه فقط در ابعاد اقتصادی یا فنی آن نیست. آنچه پروژه عمان - هند را به مسئلهای ژئوپلیتیکی تبدیل میکند، زمان احیای آن است.
دهلینو دقیقاً پس از بحرانی شدن تنگه هرمز و اختلال گسترده در عبور انرژی، این پروژه را دوباره روی میز گذاشت.
هند بخش بزرگی از واردات نفت و گازش از خلیج فارس عبور میکند و اکنون بحران هرمز برای هند به یک زنگ خطر امنیت انرژی تبدیل شدە است.
در جریان جنگ اخیر، حملات متقابل ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل باعث شد تردد نفتکشها و کشتیهای حامل گاز طبیعی مایع در هرمز بهشدت مختل شود.
خبرگزاری رویترز گزارش داده بود که عبور کشتیها از هرمز تقریباً متوقف و هند بهدنبال منابع جایگزین برای واردات نفت، گاز طبیعی مایع و LPG رفته است.
از سویی دیگر، مدیرعامل شرکت ADNOC امارات، سلطان الجابر، هشدار داد که حتی اگر جنگ فوراً متوقف شود، بازگشت کامل جریان نفت از هرمز احتمالاً تا سال ۲۰۲۷ طول خواهد کشید. در این بارە او گفت:
بحران اخیر نشان دادە است که وابستە بودن جهان به تنگە هرمز و تفویض اجازە بە یک کشور برای کنترل مهمترین ذرگاە انرژی جهان تا چە اندازە میتواند خطرناک باشد.
این تحولات باعث شدە است کشورهای حوزە خلیج و واردکنندگان بزرگ آسیایی، پروژههای دور زدن تنگە هرمز را با سرعت بیشتری دنبال کنند.
از همینرو، از یک سو، امارات متحدە عربی صادرات نفت از بندر فجیره در دریای عمان را افزایش داده است و از سوی دیگر، همزمان با عربستان سعودی، کە استفاده از خط لوله شرق-غرب به بندر ینبع در دریای سرخ را ارتقا بخشیدە است، هند نیز به سمت پروژه عمان-هند حرکت کرده است.
در واقع، آنچه امروز در حال وقوع است فقط احداث چند خط لوله جدید نیست، خلیج فارس وارد مرحله تازهای از بازطراحی ژئوپلیتیکی انرژی شده است. برای دههها، همه مسیرهای اصلی انرژی منطقه ناگزیر به عبور از هرمز بودند و همین مسئله موقعیت استراتژیک ایران را تقویت میکرد. اما اکنون، کشورها بهدنبال معماری تازهای هستند که در آن وابستگی به هرمز کمتر شود.
اما از سوی دیگر، نباید از یاد برد کە چنین اقداماتی به معنای پایان اهمیت تنگه هرمز نیست. حتی بسیاری از کارشناسان انرژی معتقدند جهان هنوز یک جایگزین فوری برای این گذرگاه ندارد.
گزارش استریت تایمز با استناد به ارزیابی آژانس بینالمللی انرژی تأکید میکند که خطوط لوله جایگزین فعلی ظرفیت کافی برای جایگزینی کامل هرمز را ندارند.
در شرایط عادی، حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از هرمز عبور میکند، در حالی که ظرفیت خطوط جایگزین بسیار کمتر است.
تحلیل منتشرشده در رویترز نیز تاکید میکند که حتی اگر پروژههای دور زدن هرمز گسترش پیدا کنند، ساخت زیرساختهای لازم دهها میلیارد دلار هزینه خواهد داشت.
اما مسالە اصلی این است که جهان میخواهد ریسک وابستگی مطلق به تنگە هرمز را کاهش دهد. جمهوری اسلامی ایران سالها از موقعیت جغرافیایی هرمز بهعنوان بخشی از قدرت بازدارندگی خود استفاده کرده بود.
هر بار که تنش میان ایران و غرب افزایش پیدا میکرد، احتمال اختلال در هرمز به نگرانی اصلی بازارهای جهانی تبدیل میشد. همین مسئله باعث میشد تنگە هرمز به بخشی از معادله قدرت در خلیج فارس تبدیل شود.
اکنون اما شرایط در حال تغییر است. جنگ اخیر باعث شد کشورهای منطقه و قدرتهای آسیایی برای نخستین بار بهصورت جدی درباره دوران پساهرمز فکر کنند. دورانی کە در آن امنیت انرژی جهان کمتر به این گذرگاه وابسته باشد.
در این میان، نقش هند بسیار مهم است. هند سومین مصرفکننده بزرگ انرژی جهان است و بهشدت به واردات نفت و گاز از خلیج فارس وابسته است بە طوری کە در سال ٢٠٢٥ حدود دو سوم واردات گاز مایع هند از مسیر هرمز عبور کردە است.
به همین دلیل، پروژه عمان - هند بخشی از راهبرد ژئوپلیتیکی جدید دهلینو برای کاهش آسیبپذیری در برابر بحرانهای خلیج فارس است. هند در سالهای اخیر تلاش کرده روابط خود را با عمان، امارات و عربستان گسترش دهد و در عین حال وابستگیاش به مسیرهای پرریسک را کاهش دهد.
برای عمان نیز این پروژه اهمیت ویژهای دارد. مسقط تلاش میکند خود را به یکی از مراکز جدید ترانزیت انرژی در منطقه تبدیل کند. عمان برخلاف عربستان و امارات، کمتر وارد درگیریهای مستقیم منطقهای شده و همین مسئله باعث شده برای بسیاری از کشورها شریک باثباتتری به نظر برسد.
اگر خط لوله عمان - هند اجرایی شود، موقعیت ژئوپلیتیکی عمان در معادلات انرژی منطقه بهطور قابل توجهی تقویت خواهد شد.
همزمان، امارات نیز پروژههای دور زدن هرمز را سرعت داده است. خط لوله حبشان - فجیره که نفت امارات را بدون عبور از هرمز به دریای عمان منتقل میکند، اکنون به یکی از مهمترین مسیرهای جایگزین منطقه تبدیل شده است.
از سویی دیگر، عربستان سعودی نیز سالهاست کە برخط لوله شرق - غرب سرمایهگذاری کردە است تا بتواند بخشی از صادرات نفت خود را از دریای سرخ انجام دهد.
این پروژهها نشان میدهند کە بحران اخیر تنگە هرمز روندی را تسریع کردە است که سالها بهآرامی در حال شکلگیری بود.
کشورهای منطقه اکنون به این نتیجه دست یافتەاند که وابستگی کامل به آبراه هرمز یک ریسک استراتژیک است.
علاوە بر اقتصاد و انرژی، بازتوزیع قدرت در خلیج فارس نیز موضوع دیگری است. اگر مسیرهای جایگزین توسعه پیدا کنند، بخشی از قدرت ژئوپلیتیکی ایران نیز تضعیف خواهد شد.
جمهوری اسلامی سالها از این واقعیت بهره برده بود که هر بحران با ایران میتواند اقتصاد جهانی را تهدید کند. اما در صورتیکە جهان بتواند بخشی از صادرات انرژی را از مسیرهای دیگر منتقل کند، هزینه ژئوپلیتیکی بحران هرمز برای کشورهای غربی و آسیایی کاهش پیدا خواهد کرد.
البته با وجود اینکە روند گذرگاههای جایگزین ساده و سریع نخواهد بود. اما احیای سریع آن ظاهرا در دستور کار قرار گرفتە است. هرچند ساخت خطوط لوله عظیم زیر دریایی، پروژهای پیچیده و بسیار پرهزینه است اما نکته مهم این است که ذهنیت استراتژیک کشورها تغییر کرده است.
تا پیش از جنگ اخیر، بسیاری از پروژههای جایگزین هرمز بهعنوان طرحهایی بلندپروازانه و غیرضروری دیده میشدند. اما اکنون همان پروژهها به بخشی از محاسبات امنیت ملی کشورها تبدیل شدهاند. در واقع، بحران هرمز یک بار دیگر نشان داد که ژئوپلیتیک انرژی هنوز مهمترین عامل شکلدهنده سیاست خاورمیانه است.
جنگ اخیر نهتنها بازار نفت و گاز را متلاطم کرد، بلکه پرسشی بزرگتر را مطرح کرد: آیا جهان میتواند وابستگی تاریخی خود به تنگه هرمز را کاهش دهد؟
جهان اکنون با سرعت بیشتری در حال ساخت زیرساختهایی است که آسیبپذیریاش را در مقابل تنگە هرمز کاهش دهد. همین روند، میتواند در بلندمدت موازنه ژئوپلیتیکی خلیج فارس را تغییر دهد.
آنچه امروز در پروژه عمان - هند، خطوط لوله امارات و برنامههای جدید عربستان دیده میشود، فقط رقابت اقتصادی نیست بلکه میتوان آن را بە عنوان بخشی از بازآرایی قدرت در منطقه فهم کرد.
خلیج فارس وارد مرحله تازهای شده که در آن، امنیت انرژی، رقابت ژئوپلیتیکی و آینده نقش ایران در معادلات منطقهای در حال دوباره تعریف شدن است.
در صورت تداوم چنین روندی، شاید مهمترین تحول نه در بازار انرژی، بلکه در جایگاه ژئوپلیتیکی ایران رخ دهد.
این کشور دههها تنگه هرمز را یکی از اصلیترین اهرمهای قدرت منطقهای خود میدانست، اما اکنون با جهانی روبهرو شده که برای نخستین بار کشورهای منطقە بهطور جدی در حال قدم گذاشتن بە سمت جهان پسا هرمزی هستند.










