top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

تنگه هرمز، از ابزار باج‌گیری بە تهدیدی برای جمهوری اسلامی ایران بدل شدە است

  • 1 day ago
  • 4 min read

سمیە توحیدی


با تشدید رویارویی میان واشنگتن و تهران، تحولات تنگه هرمز از چرخشی معنادار در موازنه قدرت حکایت دارد. این اهرم که پیش‌تر به‌عنوان ابزار فشار از سوی ایران برای امتیازگیری از جامعه بین‌المللی به‌کار گرفته می‌شد، اکنون به باری راهبردی تبدیل شده که پیامدهای سیاسی و اقتصادی آن متوجه داخل کشور است. این وضعیت نشان می‌دهد سیاست‌های تنش‌زا می‌تواند به‌سمت عامل خود بازگردد و هزینه‌های آن را افزایش دهد.


در چهارم مارس ۲۰۲۶ ایران، در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل، اعلام کرد تنگه هرمز را خواهد بست و کشتی‌های عبوری را به هدف قرار دادن تهدید کرد. این اقدام به اختلال در بازارها و افزایش قیمت انرژی انجامید.


با این حال، این اقدام جمهوری اسلامی ایران، اکنون بە نوبە خود محدودیت توان تهران در کنترل پیامدهای آن را آشکار کرده است، زیرا پاسخ متقابل آمریکا مبنی بر طرح محاصره دریایی، این اهرم فشار را به عاملی برای تشدید فشار اقتصادی بر خود ایران تبدیل می‌کند.


تهران همچنین در به‌کارگیری این اهرم در مذاکرات اسلام‌آباد ناکام ماند، زیرا اختلاف بر سر آزادی کشتیرانی و تحریم‌ها از عوامل اصلی بن‌بست مذاکرات بود.

این تحولات که هم‌زمان با طرح گزینه اعمال محاصره دریایی بر تنگه از سوی دولت دونالد ترامپ و بن‌بست در مسیر مذاکرات اسلام‌آباد رخ داده است، نشان می‌دهد رویکرد ایران مبتنی بر تهدید به بستن گذرگاه‌های بین‌المللی، از ابزار بازدارندگی، به عاملی برای فرسایش مستقیم اقتصاد این کشور تبدیل شده است.

تهران سال‌ها بر موقعیت تنگه هرمز به‌عنوان اهرمی اثرگذار بر بازارهای جهانی انرژی تکیه داشت، اما این اتکا اکنون به زیان آن در حال بازگشت است. فشار بر صادرات نفت افزایش یافته و منابع ارزی شکننده‌تر شده است.


این اهرم، به‌جای اعمال فشار بر رقبا، به عاملی برای تشدید فشار در داخل ایران تبدیل شده است. کاهش درآمدهای ارزی، تضعیف توان واردات و وخامت شرایط معیشتی از پیامدهای این وضعیت است. این روند می‌تواند خطر ناآرامی‌های اجتماعی را افزایش دهد.

به گفته ناظران، این تحول بازتاب یک خطای ساختاری در برآورد هزینه‌های تشدید تنش است، زیرا جمهوری اسلامی ایران بر استفاده از جغرافیا به‌عنوان ابزار فشار سیاسی تکیه کرده است، بی‌آنکه ابزارهای لازم برای تاب‌آوری اقتصادی در برابر واکنش‌های بین‌المللی را در اختیار داشته باشد.

در یک برآورد عددی، میاد مالکی، مقام پیشین وزارت خزانه‌داری آمریکا و پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، اعلام می‌کند میزان وابستگی‌ ایران بە ترانزیت نفت از تنگە هرمز نشان می‌دهد که این گذرگاه نه‌تنها یک اهرم فشار، بلکه گلوگاهی حیاتی برای اقتصاد ایران است و اختلال در آن می‌تواند به زیانی خودتحمیلی تبدیل شود.


مالکی بر این باور است کە بخش نفت و گاز حدود ۸۰ درصد درآمدهای صادراتی دولت و نزدیک به ۲۳.۷ درصد تولید ناخالص داخلی ایران را تشکیل می‌دهد، تا جاییکە این کشور، با صدور روزانه حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت درآمدی را در حدود ۱۳۹ میلیون دلار در روز حاصل می کرد.


زیان‌هایی فراتر از نفت


پیامدهای انسداد تنگە هرمز اما صرفا به بخش نفت محدود نمی‌شود. ایران در فاصله ۹ ماهه ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ حدود ۱۹.۷ میلیارد دلار محصولات پتروشیمی صادر کرده است. این رقم معادل نزدیک به ۵۴ میلیون دلار در روز است.


بخش عمده این صادرات از طریق بنادر جنوبی انجام می‌شود. در صورت تشدید تنش، این مسیرها در معرض تهدید قرار می‌گیرند.


صادرات غیرنفتی ایران در سال ۲۰۲۵ به حدود ۵۱.۷ میلیارد دلار رسید. این رقم معادل نزدیک به ۸۸ میلیون دلار در روز است.

حدود ۹۰ درصد این صادرات از مسیرهای دریایی خلیج عبور می‌کنند کە در صورت اعمال محدودیت، بخش بزرگی از این جریان متوقف می‌شود. این وضعیت می‌تواند زیانی در حدود ۷۹ میلیون دلار در روز را به اقتصاد ایران تحمیل کند. این ارقام نشان می‌دهد دامنه تأثیر فراتر از بخش انرژی است.

از سوی دیگر، اقتصاد دریایی ایران به‌طور گسترده به بنادر خلیج فارس متکی است. بیش از ۹۰ درصد از تجارت دریایی ایران از طریق تنگه هرمز انجام می‌شود.


بندرعباس حدود ۵۳ درصد از کل جابه‌جایی را در اختیار دارد. بندر خمینی ۵۸ درصد واردات کالاهای اساسی را پوشش می‌دهد. بنادر بوشهر نیز در سال گذشته حدود ۵۷ میلیون تن کالا جابه‌جا کرده‌اند.

در صورت انسداد تنگە هرمز و محاصرە دریای ایران، گزینه‌های جایگزین ظرفیت محدودی دارند و توان جبران این وابستگی را ندارند.

بندر جاسک هنوز به‌طور کامل عملیاتی نشده است و ظرفیت بندر چابهار از ۸.۵ میلیون تن در سال فراتر نمی‌رود. مجموع ظرفیت بنادر دریای خزر نیز در حدود ۱۱ میلیون تن باقی می‌ماند.


حجم واردات سالانە کالاها بە ایران بە ارزش ۵۸ میلیارد دلار، یعنی حدود ۱۵۹ میلیون دلار در روز است که شامل کالاهای اساسی و زنجیره‌های تأمین حیاتی است. هرگونه اختلال در این واردات برای داخل کشور فاجعه‌بار خواهد بود.


بە نظر میرسد ادامه محاصره تنگه هرمز پیامدهای اقتصادی و سیاسی گسترده‌ای را برای ایران دربر خواهد داشت.


نخستین اثر این وضعیت در قیمت نفت و توان ایران در صادرات نمایان می‌شود. این روند به کاهش شدید درآمدهای ایران منجر خواهد شد.

انباشت ذخایر می‌تواند ایران را ناگزیر به کاهش تولید یا بستن برخی چاه‌ها کند. این وضعیت زیان‌ها را در بلندمدت افزایش می‌دهد و فشار بیشتری بر اقتصاد و در نهایت بر مردم ایران وارد می‌کند.

از سوی دیگر دولت دونالد ترامپ در تلاش است معادله را تغییر دهد. این رویکرد با هدف محدود کردن توان اقتصادی ایران دنبال می‌شود. این سیاست از طریق باز نگه داشتن مسیرهای کشتیرانی بین‌المللی و هم‌زمان محدود کردن صادرات ایران اجرا می‌شود.


اقدامات آتی ایران در صورت تاکید بر جاەطلبیهای هستەای و عدم دستیابی بە تفاهمی با آمریکا، می‌تواند به تداوم محاصرە دریایی ایران انجامیدە و تشدید بحران اقتصادی داخلی و افزایش احتمال بروز موج‌های جدید اعتراض را دامن بزند.



 
 
bottom of page