top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

مرزهای مناقشه‌برانگیز جهان، میراث ترسیم‌های استعماری است

  • 49 minutes ago
  • 5 min read



علی‌اصغر فریدی


بسیاری از مرزهای امروزی ترسیم شدە میان کشورها در نقاط مختلف جهان، نتیجه تصمیم‌گیری‌های قدرت‌های اروپایی در دوران استعمار هستند. این مرزها اغلب بدون توجه به پیوندهای اتنیکی، زبانی، مذهبی و جغرافیایی ساکنان مناطق ترسیم شدند و تا امروز باعث تنش، درگیری و گاهی جنگ‌های طولانی شده‌اند، از تقسیم شبه‌قاره هند گرفته تا تجزیه سرزمین‌های خاورمیانه و آفریقا، این خطوط خیالی که روی نقشه کشیده شدند، زندگی میلیون‌ها انسان را تحت تاثیر قرار داده‌اند. در این میان، نقش دیپلمات‌هایی مانند هنری مک‌ماهون برجسته است که هم در آسیا و هم در خاورمیانه تاثیرگذار بوده‌اند.


در قرون نوزدهم و بیستم، قدرت‌های بزرگ اروپایی برای تقسیم مناطق تحت نفوذ خود در آسیا، آفریقا و خاورمیانه، مرزهایی را تعیین کردند که بیشتر آنها بر اساس منافع اقتصادی و سیاسی خودشان بود تا واقعیت‌های محلی.


بریتانیا در این میان نقشی برجستەای را ایفا کردە و اغلب همراه با فرانسه یا دیگر قدرت‌ها در تعیین مرزها مشارکت می‌کرد. بسیاری از این مرزها نیز تنها با چند خط ساده روی نقشه رسم شدند.


نتیجه این کار، ایجاد دولت‌هایی بود که در درون خود اتنیک‌های مختلف را به زور در کنار هم قرار می‌دادند یا یک اتنیک را بین چندین کشور تقسیم می‌کردند. این وضعیت هنوز هم منبع بسیاری از مشکلات سیاسی و امنیتی در جهان است.


کشمیر و میراث تقسیم شبه‌قاره هند


یکی از معروف‌ترین نمونه‌ها، منطقه کشمیر است که بین هند و پاکستان هنوز مورد مناقشه است. پس از پایان حکومت بریتانیا بر هند، خط مرزی که توسط یک حقوق‌دان بریتانیایی ترسیم شد، باعث شد سرنوشت کشمیر به طور کامل روشن نشود.

این منطقه که دارای اهمیت استراتژیک و منابع آبی فراوان است، چندین بار به صحنه جنگ بین دو کشور تبدیل گشت و تا برهە کنونی نیز همچنان یکی از نقاط پرتنش جهان به شمار می‌رود.

چین نیز بخش‌هایی از این منطقه را کنترل می‌کند که ریشه آن به ترسیم‌های بریتانیایی در مرزهای شمالی برمی‌گردد، از جمله خطی که توسط هنری مک‌ماهون در سال ۱۹۱۴ بین هند بریتانیا و تبت کشیده شد.


بە عنوان تاثیرات سیاسی چنین نگرشی در میدان سیاسی، خط مک‌ماهون در هیمالیای شرقی هنوز نیز منبع اختلاف عمیق بین هند و چین بە شمار رفتە و نشان می‌دهد چگونه یک تصمیم استعماری می‌تواند دهه‌ها پس از استقلال کشورها، همچنان آتش جنگ را روشن نگه دارد.


بلوچستان تقسیم‌شده


منطقه بلوچستان یکی دیگر از نمونه‌های روشن تقسیم اتنیکی توسط قدرت‌های خارجی است. این سرزمین وسیع بین ایران و پاکستان تقسیم و بخش کوچکی از آن نیز نیز به افغانستان می‌رسد.


بریتانیا در قرن نوزدهم با هدف کنترل مسیرهای تجاری و جلوگیری از نفوذ رقبا، خطوط مرزی را در این منطقه تعیین کرد.

بلوچ‌ها که دارای هویت اتنیکی و فرهنگی مشترکی هستند، در نتیجه این تقسیم، در کشورهای مختلف پراکنده شدند و گاهی برای استقلال یا خودمختاری تلاش کرده‌اند.

این مرزها باعث شده تا مسائل امنیتی و اتنیکی در هر دو سوی مرز ادامه یابد و روابط ایران و پاکستان را نیز تحت تاثیر قرار دهد.


سرنوشت کردها و تاثیر مکاتبات مک‌ماهون در خاورمیانه


کردها یکی از بزرگ‌ترین ملت‌های بدون دولت مستقل در جهان هستند که سرزمین‌شان بین چهار کشور ترکیه، عراق، سوریه و ایران تقسیم شده است. ریشه اصلی این تقسیم به توافق‌های مخفی بین بریتانیا و فرانسه در زمان جنگ جهانی اول برمی‌گردد.


هنری مک‌ماهون، به عنوان کمیسر عالی بریتانیا در مصر، در سال‌های ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ با شریف حسین بن علی وارد مکاتبه شد.


هدف از این مکاتبە تشویق اعراب به شورش علیه عثمانی‌ها در ازای وعده استقلال یک سرزمین عربی بزرگ بود. این مکاتبات مبنایی را ایجادانتظارات در نزد عربها ایجاد کرد، اما با واقعیت‌های پس از جنگ همخوانی نداشت.


همزمان با ارسال این نامه‌ها، بریتانیا و فرانسه مخفیانه سرزمین‌های عثمانی را تقسیم کردند. سوریه و لبنان به فرانسه، و عراق و فلسطین و اردن به بریتانیا رسید.


این تضادها باعث بی‌اعتمادی عمیق اعراب به غرب شد. مسئله فلسطین نیز یکی از جنجالی‌ترین بخش‌ها بود که با وعده‌های مبهم و اعلامیه بالفور تشدید گردید و زمینه‌ساز درگیری‌های طولانی شد.

مکاتبات مک‌ماهون مستقیما مرزها را ترسیم نکرد، اما انتظارات و وعده‌های آن با تقسیم‌های بعدی در تضاد بود و بذر بی‌ثباتی را در خاورمیانه کاشت.

کردها نیز در این فرآیند تقسیم عثمانی، بدون توجه به خواست‌شان برای داشتن سرزمینی واحد، بین چندین کشور پراکنده شدند.


حتی امروز نیز مسالە کرد در خاورمیانە، یکی از عوامل پیچیده در سیاست این منطقە بدون ثبات به شمار می‌رود و بسیاری از مرزهای مستقیم و مصنوعی امروزی مانند مرزهای سوریه و عراق ریشه در همین دوران دارند.


مرزهای پرتنش در آفریقا


آفریقا نیز شاید همانند خاورمیانە، بیش از هر قاره دیگری از ترسیم‌های استعماری آسیب دیده باشد. در اواخر قرن نوزدهم، کشورهای اروپایی قاره آفریقا را مثل یک کیک بین خود تقسیم کردند.



در این قارە نی مرزها اغلب بر اساس امتداد خطوط رودخانه‌ها یا خطوط مستقیم بسط یافتە و قبایل و اتنیکهای هم‌زبان را از هم جدا کردند.

برای مثال، سومالی به بخش‌های مختلفی تقسیم شد که یکی از آنها تحت کنترل بریتانیا بود. پس از استقلال، بخش شمالی که سومالی‌لند نامیده می‌شود، استقلال خود را اعلام کرد اما هنوز به طور کامل به رسمیت شناخته نشده است.

نمونه دیگر، اختلافات مرزی طولانی بین کشورهای مختلف بود که سال‌ها تنش ایجاد کرد. بسیاری از درگیری‌های قومی و جنگ‌های داخلی در آفریقا ریشه در همین مرزهای مصنوعی دارند که اقوام رقیب را در یک کشور قرار می‌دادند.


مناقشات در آمریکای لاتین و مناطق دیگر


در آمریکای جنوبی نیز اسپانیا و پرتغال و بعدها بریتانیا نقش داشتند. اختلاف بر سر مناطق مرزی بین گویان و ونزوئلا هنوز ادامه دارد و ریشه در ادعاهای استعماری بریتانیا دارد.

جزایر فالکلند که آرژانتین آنها را مالویناس می‌نامد، همچنان تحت کنترل بریتانیاست و باعث تنش بین دو کشور شده است.

در شرق آسیا، ادعاهای چین بر دریای جنوبی چین تا حدی تحت تاثیر نقشه‌های دوران استعمار قرار گرفته است. حتی تقسیم کره پس از جنگ جهانی دوم، هرچند توسط آمریکا و شوروی انجام شد، ادامه الگوی تقسیم سرزمین‌ها توسط قدرت‌های بزرگ بود.


تاثیرات بلندمدت این مرزها


مرزهای ترسیم‌شده توسط اروپاییان اغلب اصل حفظ وضعیت موجود را پیگیری می کردند تا از هرج‌ومرج جلوگیری شود، اما در عمل مشکلات را عمیق‌تر کردند.

اختلاف بر سر منابع طبیعی مثل نفت، آب رودخانه‌ها و معادن، همراه با تفاوت‌های اتنیکی، این تنش‌ها را تشدید کرده است. مکاتبات مک‌ماهون نمادی از سیاست تقسیم و حکومت بریتانیا شد که نه تنها مرزهای سیاسی را تحت تأثیر قرار داد، بلکه حس خیانت و ناسیونالیسم عربی را تقویت کرد.

در نهایت، میراث استعمار در شکل مرزهای امروز جهان، نشان‌دهنده این واقعیت است که تصمیم‌های گرفته‌شده روی میزهای دیپلماتیک در لندن یا پاریس، هنوز هم بر زندگی مردم عادی در دورترین نقاط جهان سایه افکنده است.

درک این تاریخ برای حل مسالمت‌آمیز مناقشات آینده ضروری است و کشورهای درگیر نیز باید با توجه به واقعیت‌های اتنیکی و تاریخی به دنبال راه‌حل‌های عادلانه باشند.

این مرزها فقط خطوط روی نقشه نیستند بلکه، آنها سرنوشت ملت‌ها را شکل داده‌اند و همچنان بر سیاست جهانی تاثیر می‌گذارند.


آنچه که در این یادداشت آمد، تنها چند نمونه از برنامه استعماری تقسیم کشورها و ترسیم ناعادلانه مرزها است که توسط غربی‌ها انجام شده است.


این لیست در واقع با اشارە بە بیش از ١٥٠ مورد، نشان میدهد کە در مناطق مختلفی از خاورمیانە گرفتە تا آمریکای لاتین، بە عنوان بخشی از تنشهای همچنان پا برجا، میراث استعماری نە تنها بە عنوان بخشی از نظم مدرن بین الملل، بر زندگی و سیاست روزمرە مردم تاثیر گذاشتە است، بلکە، آیندە نسلهای متعاقب را نیز با چالش مواجە کردە است.


تا زمانی که این میراث به طور کامل بررسی و در صورت لزوم بازنگری نشود، بسیاری از مناطق جهان همچنان با بی‌ثباتی روبرو خواهند بود.

 
 
bottom of page