آیا کردستان ایران در میان جنگ و معامله، دوبارە قربانی نظم منطقهای خواهد شد؟
- 12 hours ago
- 8 min read

این گزارش با تکیه بر گفتوگوهای اختصاصی با عبدالله حجاب و آزاد هوسین، به بررسی جایگاه کردستان ایران در میانه تنشهای فزاینده میان ایران، اسرائیل، آمریکا و ترکیه میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که آیا کردها میتوانند از جایگاه یک نیروی مفید نظامی فراتر رفته و به بازیگری سیاسی در نظم احتمالی آینده منطقه تبدیل شوند یا بار دیگر در معادلات قدرتهای منطقهای و جهانی قربانی معامله خواهند شد.
رسول گلهبان
در بازار مهاباد، مردی که سالها کولبری کرده است، آرام میگوید: ما همیشه اولین کسانی هستیم که فشار را حس میکنیم، چه تحریم باشد، چه جنگ و چه سرکوب. او دیگر بە کولبری اشتغال ندارد. پسرش بعد از آغاز اعتراضات ژن، ژیان، آزادی در پاییز ۲۰۲۲ مجبور شد کردستان ایران را ترک کند و اکنون نگران است که اگر تنش میان ایران و اسرائیل گسترش پیدا کند، مرزها دوباره نظامی شوند.
در ارومیه نیز، دانشجویی که در جریان جنگ ١٢ روزه ایران و اسرائیل بازداشت شده بود، میگوید: بیشتر مردم اینجا از جنگ میترسند. ولی همزمان خیلیها فکر میکنند شاید این تنها لحظهای باشد که بتوان درباره آینده حرف زد.
این دو روایت، فقط تصویر جامعهای خسته نیستند، بلکه نشانەهای وضعیتیاند که در آن، جامعه کردستان همزمان از فرسایش اقتصادی و امنیتی رنج میبرد و از جنگ میترسد، اما احساس میکند شاید در آستانه یکی از تعیینکنندهترین لحظههای تاریخی خود قرار گرفته باشد.
همین دوگانگی، ستون اصلی بحران امروز روژهلات است. یعنی گذار از یک جغرافیای حاشیهای و امنیتی، به منطقهای که ممکن است در بازآرایی آینده خاورمیانه به یک بازیگر سیاسی تبدیل شود. اما این گذار، هنوز قطعی نیست.
در حالی که تنش میان ایران، اسرائیل و آمریکا در سال ۲۰۲۶ وارد مرحلهای بیسابقه شده، پرسش اصلی فقط احتمال جنگ نیست. سؤال عمیقتر این است:
اگر نظم منطقهای تغییر کند، آیا کُردها این بار خواهند توانست از جایگاه نیروی مفید نظامی عبور کنند و به بازیگر سیاسی تبدیل شوند، یا دوباره به بخشی از معامله قدرتهای منطقهای و جهانی بدل خواهند شد؟
گفتوگو با عبدالله حجاب، تحلیلگر مسائل ایران و کردستان، و آزاد هوسین، تحلیلگر ژئوپلیتیک و امنیت بینالملل، تصویری از وضعیت امروز کردستان ایران ارائه میدهد که در آن، حافظه شکستهای تاریخی، بحران اپوزیسیون ایران، رقابت قدرتهای منطقهای و آینده نامعلوم خاورمیانه به هم گره خوردهاند.
حافظه شکست: چرا بیاعتمادی هنوز زنده است؟
در حافظه سیاسی کُردها، برخی نامها فقط رویداد تاریخی نیستند؛ زخماند. الجزایر ۱۹۷۵، شنگال ۲۰۱۴، عفرین ۲۰۱۸ و اکنون آینده نامعلوم نیروهای سوریە دمکراتیک در سوریه، بخشی از حافظه جمعی جنبش کُردی را ساختهاند.
این حافظه، فقط گذشته نیست، بلکه نحوه نگاه امروز جامعه سیاسی کردستان به آمریکا، ترکیه، ایران و حتی اپوزیسیون ایران را شکل میدهد.
عبدالله حجاب معتقد است وضعیت کنونی را نمیتوان فقط «فرصت» یا فقط «تهدید» نامید. از نگاە وی:
این وضعیت یک فرصتِ خطرنما یا یک خطرِ فرصتنماست. همانگونه که در توافق الجزایر ۱۹۷۵، جنبش کُردی به ابزار فشار تهران علیه بغداد تبدیل شد، امروز نیز خطر تکرار همان الگو وجود دارد:.
اگر جنگ ایران و آمریکا در نهایت به یک توافق ختم شود، طبیعی است که مسئله کُرد دوباره قربانی شود؛ هرچند خود کُردها آغازگر این جنگ نباشند.
اما نکته مهم در تحلیل او، فقط انتقاد از قدرتهای جهانی نیست. عبدالله حجاب بارها تأکید میکند که عامل تعیینکننده، رفتار خود نیروهای سیاسی کُرد است:
اگر پروژه سیاسی و اتحاد نیروهای سیاسی کُرد ضعیف باشد، نتیجه میتواند شبیه الجزایر و روژآوا شود.
آزاد هوسین نیز تجربه سوریه را نسخه مدرن همان الگو میداند. او معتقد است نیروهایی که ستون فقرات جنگ زمینی علیه داعش بودند، امروز تحت فشار برای ادغام کنترلشده قرار گرفتهاند.
این یعنی حتی موفقترین شراکت نظامی با آمریکا هم لزوماً به شراکت سیاسی پایدار تبدیل نمیشود. به گفته او، بحران اصلی این است که جنبشهای کُردی بارها توانستهاند به بازیگران مؤثر نظامی تبدیل شوند، اما نتوانستهاند همان جایگاه را در سطح سیاسی تثبیت کنند.
همین مسئله، متن را به پرسش مرکزی خود بازمیگرداند که آیا روژهلات میتواند از موقعیت ابزار فشار عبور کند و به بازیگر سیاسی تبدیل شود؟
ژن، ژیان، ئازادی: لحظهای که کردستان دوباره مرکز شد
مرگ ژینا امینی، دختر جوان کُرد اهل سقز، در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۲ فقط آغاز یک اعتراض سراسری نبود؛ بلکه لحظهای بود که کردستان دوباره به مرکز تحولات ایران تبدیل شد. گاردین در ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۲ در این بارە نوشت: مناطق کُردنشین نخستین جاهایی بودند که شعلهور شدند.
اما اهمیت ژن، ژیان، آزادی فقط در اعتراضات خیابانی نبود. از نگاه عبدالله حجاب، این جنبش نشان داد که کردستان هنوز ظرفیت تبدیل شدن به موتور سیاسی اعتراض و تغییر در ایران را دارد:
کردستان در مدت کوتاهی توانست به نماد مقاومت برای کل ایران تبدیل شود. در عین حال، جمهوری اسلامی نیز دقیقاً به همین دلیل، کردستان را فقط یک مسئله حاشیەای، فرعی و یا محلی نمیبیند.
پس از اعتراضات ۲۰۲۲، فشار امنیتی بر کردستان افزایش یافت و سپاه پاسداران بارها پایگاههای احزاب کُردستانی را در اقلیم کردستان هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داد.
از نگاه تهران، مسالە کردستان فقط اعتراض داخلی نیست؛ بلکه میتواند در شرایط بحران منطقهای، به بخشی از پروژه فشار خارجی علیه جمهوری اسلامی تبدیل شود.
آزاد هوسین معتقد است همین نگاه امنیتی، دلیل اصلی حساسیت جمهوری اسلامی نسبت به کردستان ایران است: هرگونه تضعیف کنترل تهران بر شرق کردستان، بلافاصله نگاه دیگر بازیگران منطقهای و جهانی را جلب میکند.
اقتصاد فرسوده مرزها: چرا جامعه هم خسته است و هم انفجاری؟
بحران امروز روژهلات فقط امنیتی یا ژئوپلیتیکی نیست. اقتصاد فرسوده مرزها، بخش مهمی از واقعیت اجتماعی کردستان را شکل میدهد.
در بسیاری از مناطق مرزی کردستان، کولبری هنوز برای بخشی از مردم، تنها راه بقاست. طبق گزارشهای سالانه نهادهای حقوق بشری مانند Kurdistan Human Rights Network و Kolbars reports ، دهها کولبر هر سال در مرزهای کردستان کشته یا زخمی میشوند.
اما مسئله صرفا فقر نیست. اقتصاد فرسوده مرزی، جامعه را همزمان خسته، مهاجرفرست و مستعد انفجار کرده است. یک فعال مدنی در بوکان میگوید:
وقتی جامعهای سالها زیر فشار اقتصادی و امنیتی زندگی کند، هم خسته میشود و هم مستعد انفجار.
عبدالله حجاب معتقد است همین فشار اقتصادی و مهاجرت گسترده در سالهای اخیر، بخشی از ظرفیت انسانی کردستان را از منطقه خارج کرده است:
بخش مهمی از پتانسیل کردستان امروز خارج از کردستان زندگی میکند. اما مسالە هویت ملی و تجربه تاریخی مبارزه، هنوز ظرفیت مقاومت را حفظ کرده است: جامعه کردستان شاید احساس خستگی بکند، اما هرگز انگیزە مقاومت را از دست ندادە و از پا نیفتاده است.
این همان نقطهای است که بحران اجتماعی، دوباره به بحران سیاسی و ژئوپلیتیکی وصل میشود. جامعهای که سالها زیر فشار زندگی کرده، هم میتواند آماده انفجار باشد و هم در برابر پروژههای جنگ نیابتی آسیبپذیرتر شود.
روژهلات: از حاشیه در ایران تا گره امنیتی در خاورمیانه
شرق کردستان دیگر فقط یک مسئله اتنیکی یا حاشیهای در ایران نیست. این منطقه اکنون به دلایل امنیت مرزهای غربی ایران، رقابت تهران و تلآویو، حضور آمریکا در عراق و سوریه، نگرانیهای امنیتی ترکیه، کریدورهای انرژی و آینده نظم منطقهای پس از تضعیف احتمالی جمهوری اسلامی، به بخشی از معادله بزرگتر خاورمیانه تبدیل شده است.
عبدالله حجاب معتقد است موقعیت جغرافیایی روژهلات، آن را به یکی از حساسترین نقاط منطقه تبدیل کرده است:
ما در روژهلات دقیقاً در نقطه تلاقی ایران، عراق، اقلیم کردستان و ترکیه قرار داریم. اگر بحران عمیقتر شود، روژهلات میتواند به یکی از میدانهای اصلی تقابل منطقهای تبدیل شود.
اما همینجا، یک گره مهم شکل میگیرد. روژهلات (کردستان ایران) فقط محل تقابل ایران و اسرائیل نیست؛ بلکه محل تلاقی منافع آمریکا و ترکیه نیز هست.
ترکیه و آمریکا: دو متحد ناتو و یک بحران مشترک
در میان همه بازیگران منطقهای، شاید هیچ کشوری به اندازه ترکیه نسبت به تحولات احتمالی روژهلات (کردستان ایران) حساس نباشد. آزاد هوسین میگوید:
نگرانی اصلی ترکیه فقط حضور پژاک یا پ.ک.ک نیست؛ بلکه خودِ احتمال شکلگیری نوعی خودمدیریتی کُردی در غرب ایران است.
او معتقد است آنکارا تجربه روژآوا پس از ۲۰۱۲ را نه صرفاً یک مسئله مرزی، بلکه تهدیدی ژئوپلیتیکی و هویتی میبیند: ترکیه نگران است که تغییر توازن قدرت در روژهلات (کردستان ایران)، به شکلگیری یک روژآوای دوم منجر شود.
همین مسئله، رابطه آمریکا با کُردها را نیز پیچیده میکند. عبدالله حجاب معتقد است تجربه دو دهه گذشته نشان داده که واشنگتن حاضر نیست برای پروژه سیاسی کُردها، رابطه خود با آنکارا را به خطر بیندازد:
آمریکا همواره سطحی از همکاری با کُردها را حفظ کرده، اما در لحظههای حساس، آن را قربانی معادلات بزرگتر منطقهای کرده است.
از پاسخ آزاد هوسین میتوان به این نتیجه رسید که رابطه آمریکا با کُردها هنوز بیشتر تاکتیکی است تا استراتژیک. به گفته او، تا زمانی که ترکیه عضو ناتو و بخشی از معادلات امنیتی غرب باشد، بعید است واشنگتن وارد شراکت بلندمدت با پروژه سیاسی کُردها شود.
رویترز در مارس ۲۰۲۶ به نقل از ترامپ درباره احتمال نقشآفرینی نیروهای کُرد ایرانی در جنگ نوشت: فکر میکنم فوقالعاده است.
اما همین نگاه، از نظر عبدالله حجاب، بخشی از بحران تاریخی جنبش کُردی است: تا زمانی که نیروهای سیاسی کُرد فقط خود را نیروی مسلح مفید تعریف کنند، آمریکا هم آنها را در همان چارچوب خواهد دید.
بحران اصلی:فقدان نبود آلترناتیو برای ایران آینده
اما شاید مهمترین بحران امروز، نه فقط جنگ، بلکه نبود آلترناتیو سیاسی روشن برای آینده ایران باشد. این بخش، در واقع سایهای است که بر تمام بخشهای قبلی متن افتاده است. چرا آمریکا محتاط است؟ چرا ترکیه نگران است؟ چرا کُردها هنوز بازیگر کامل نشدهاند؟ و چرا جامعه هم امیدوار است و هم نگران؟ آزاد هوسین در این بارە میگوید:
مشکل فقط جمهوری اسلامی نیست؛ مشکل نبود آلترناتیو منسجم در کل اپوزیسیون ایران است.
ائتلاف اخیر احزاب کردستان کردستان ایران در سال ۲۰۲۶ ـ شامل حزب دمکرات کردستان ایران، پژاک، پاک، سازمان خبات و بخشهایی از کومله، از نگاه هر دو تحلیلگر تحول مهمی است. اما آنها تأکید میکنند هنوز فاصله زیادی میان «ائتلاف سیاسی» و «اتحاد عملی» وجود دارد. عبدالله حجاب میگوید:
اتحاد واقعی فقط با بیانیه مشترک شکل نمیگیرد. اختلافات ایدئولوژیک، رقابتهای تاریخی، مسئله رهبری سیاسی و فشار دولتهای منطقهای، هنوز مانع شکلگیری یک پروژه ملی مشترک شدهاند.
اما مسالە فقط اتحاد احزاب کُرد نیست. پرسش بزرگتر این است که اگر جمهوری اسلامی تضعیف یا فروبپاشد، چه چیزی جای آن را خواهد گرفت؟ آیا ایران به سمت فدرالیسم خواهد رفت؟ آیا دوباره دولت متمرکز بازتولید خواهد شد؟ آیا سناریوی سوریه یا عراق ممکن است تکرار شود؟ آیا رقابت میان نیروهای مختلف وارد مرحله خطرناکتری خواهد شد؟
پاسخ روشنی برای این پرسشها وجود ندارد. اما هر دو تحلیلگر معتقدند بدون توافق بر سر حقوق ملیتها، توزیع قدرت و آینده دموکراتیک ایران، حتی تغییر رژیم نیز میتواند فقط آغاز بحرانهای تازه باشد.
از نیروی حاشیهای تا بازیگر سیاسی؟
شاید مهمترین پرسش برای این لحظه تاریخی در پاسخ عبدالله حجاب به احتمال تبدیل شدن روژهلات به میدان تقابل منطقهای باشد.
او این پرسش را مطرح میکند که پرسش اصلی این است که آیا کُردها در این میدان فاعل خواهند بود یا محل عبور گلوله؟. این پرسش فقط درباره کردستان نیست؛ بلکه درباره آینده نظم خاورمیانه است.
برای نخستین بار در سالهای اخیر، مسالە کُردها فقط یک مسالە،قومی یا امنیتی آنگونە کە نگاە نرکزگرا تعریف می کند نیست، بلکه به بخشی از بحث بزرگتر درباره آینده ایران، نظم پس از جنگ، رابطه دولتهای مرکزی با ملتهای بدون دولت و بازتعریف قدرت در خاورمیانه، تبدیل شده است.
اما از طرفی نیز شاید مهمترین تحول این باشد که مسئله امروز روژهلات، دیگر فقط بقا نیست و این پرسش پیش میآید که آیا جنبش کُردی بالاخره میتواند از جایگاه نیروی مفید نظامی عبور کند و به بازیگر سیاسی واقعی تبدیل شود؟
عبدالله حجاب و آزاد هوسین، هر دو، با وجود تمام تفاوتها در زاویه نگاه، در یک نقطه مشترکاند.بدون پروژه سیاسی مشترک، بدون اتحاد عملی و بدون توافقی روشن درباره آینده ایران، حتی بزرگترین بحران منطقهای نیز لزوماً به معنای دستاورد تاریخی برای کُردها نخواهد بود.











