کردها در ایران، چگونە میتوانند محاسبات بینالمللی را تغییر دهند؟
- 23 minutes ago
- 5 min read

مسالە کرد در ایران، محصول تلاقی تاریخ طولانیِ منازعه بر سر بهرسمیتشناسی تنوع اتنیکی با تحولات ژئوپلیتیکی معاصر در بطن ایران و خاورمیانە است. از انقلاب مشروطه در ۱۹۰۵ تا انقلاب ١٩٧٩، ساختار دولت در ایران تغییر بنیادینی را در پذیرش تکثر اتنیکی این جغرافیا نشان نداده است. در نتیجه، نیروهای سیاسی کرد در میانە یک کنش سیاسی محدود مدنی و گرایش به مبارزه مسلحانه نوسان داشتهاند. با این حال، معادلات منطقهای، ملاحظات اقلیم کردستان، حساسیت ترکیه و ابهام در راهبرد آمریکا، این مسالە را به یک پرونده پیچیده و چندلایه در سیاست خاورمیانه تبدیل کرده است.
در حالی که تحولات اخیر در خاورمیانه، مسالە کرد در سوریە، ترکیە و امکان نقش آفرینی کردها در ایران، بار دیگر توجه را به وضعیت اقلیتهای اتنیکی در چارچوبهای ملت دولت در ایران جلب کرده است، اما نمیتوان مسالە کرد در ایران را فارغ از ریشەهای تاریخی آن، صرفاً در چارچوب تحولات سیاسی کنونی بررسی کرد.
برجستەشدن مسالە کرد در برهە کنونی، تحت تاثیر جنگ چهل روزە، تاکید احزاب کردستان بر لزوم دستیابی بە حقوق سیاسی و فرهنگی در چارچوب یک ایران دموکراتیک، بخشی از روندی تاریخی است که بیش از یک قرن پیش آغاز شدە است.
با این وجود، روند کنونی، با مجموعهای از معادلات پیچیده داخلی و منطقهای در ارتباط است که به مواضع احزاب کُرد، محاسبات ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، وضعیت اپوزیسیون ایران و پیچیدگیهای سیاست ترکیه مربوط میشود.
ریشههای تاریخی مسالە کرد در جغرافیای سرزمینی ایران به انقلاب مشروطه در سال ۱۹۰۵ بازمیگردد. در آن زمان قانون اساسی قاجاریە هیچ اشارهای به تنوع اتنیکی در ایران نداشت.
این رویکرد، در دوران حکومت پهلوی ادامه یافت و پس از انقلاب ۱۹۷۹ نیز تغییر بنیادینی در مسالە به رسمیت شناختن چندگانگی اتنیکی در ایران و تمایزهای فرهنگی و سیاسی ایجاد نشد.
پس از پیروزی انقلاب ١٩٧٩، احزاب کرد اگرچە تلاش کردند دولت جدید را به مشارکت سیاسی، حتی به حداقلترین سطح، ترغیب کردە یا سوق دهند، اما این اختلافات، با صدور فتوای جهاد خمینی علیە کردها، به درگیریهای مسلحانه در کردستان منجر شد. این درگیریها تا اواسط دهه نود قرن گذشته میلادی ادامه یافت.
در نهایت، این تحولات به حذف نیروهای سیاسی کُرد از معادلات سیاسی ایران و گونەای از زمینگیری آنها در اقلیم کردستان انجامید.
از آن زمان به بعد بسیاری از این احزاب فعالیت خود را در تبعید، در اروپا یا در مناطق مرزی میان ایران و اقلیم کردستان ادامه دادهاند. در فقدان فضایی دموکراتیک در داخل ایران، نیروهای سیاسی همچنان مبارزه مسلحانه را یکی از گزینههای خود میدانند.
تجربە آموختە شدە در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران نشان دادە است کە نگاههای تداوم یافتە تاریخی مبنی بر وجود یک ملت پیشا مدرن، همگونی زبانی، فرهنگی و سیاسی در ایران، نوعی وضعیت «صفر و یک» ایجاد کرده است کە هرگونه تغییر در موازنه قدرت میتواند به فعال شدن دوباره گسلهای تاریخی و فعالیتهای مسلحانه احزاب کردستان منجر شود.
اما تداوم مبارزە سیاسی کردها، بە رغم وجود جریانهای موازی در کردستان، نشان دادە است کە امکان بهرەبرداری از فضاهای فرصت، در شرایط خلاء قدرت، هموارە پیش بینی پذیر است.
در برهە کنونی، فضای سیاسی کردستان ایران، بە ترتیب کرونولوژی تاسیس، متشکل از سه جریان اصلی است.
جریان نخست نیروهای مرتبط با تجربه جمهوری کردستان در مهاباد ۱۹۴۶ است که حزب دموکرات کردستان ایران، حدکا، نماینده اصلی آن به شمار میرود.
جریان دوم بر ترکیبی از میراث بازماندە مارکسیستی و مسالە ملی کرد تکیه دارد و حزب کومله، با سە جریان موازی در این طیف قرار میگیرد.
جریان سوم نیز گروههایی هستند که از نظر فکری به دیدگاههای حزب کارگران کردستان نزدیکاند. حزب حیات آزاد کردستان، پژاک، مهمترین نماینده این جریان محسوب میشود.
علاوە بر این سە طیف، احزاب و جریانهای فکری دیگری اعم از اسلامگرایان و استقلال طلبان نیز در کردستان و خارج از آن، بە ویژە در اقلیم کردستان حضور دارند.
اما متاثر از فضای سیاسی ایجاد شدە بعد از خیزش ژن، ژیان آزادی، دو جنگ پیاپی ائتلاف آمریکا و اسرائیل با ایران، میان این جریانها، سطحی از هماهنگی سیاسی میان این احزاب و جریانها ایجاد شدە است.
این جریانها با ایجاد مرکزی تحت عنوان ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران، ائتلافی سیاسی را شکل دادەاند کە کموبیش، نسبت به مسالە کرد، آیندە سیاسی کردستان و آینده ایران از اشتراک نظر برخوردارند.
توزیع عادلانە قدرت سیاسی در چارچوب جغرافیای سرزمینی ایران مهمترین نکتەای است کە تمامی این احزاب و جریانها بر آن اتفاق نظر دارند.
با این وجود، محدودیتهای ساختاری این احزاب در اقلیم کردستان، بە اجرا درآوردن این مطالبات را تحت تاثیر قرار دادە است. حضور دیرینە این احزاب در اقلیم کردستان، سیاستهای عملی آنان را تحت تاثیر قرار دادە است.
در مقابل، رهبران اقلیم کردستان نیز از محدودیتهای سیاسی و جغرافیایی خود در داخل عراق آگاهاند و به همین دلیل تمایلی ندارند وارد پروژههایی شوند که ممکن است پیامدهای سنگین منطقهای برای آنها داشته باشد.
از همینرو، اقلیم کردستان در این زمینه تصمیمی راهبردی اتخاذ کرده است که بر پرهیز از ورود به هرگونه رویارویی پرریسک استوار است.
این تصمیم راهبردی بیش از هر چیز، در نشستهای قاسم الاعرجی با مقامات امنیتی جمهوری اسلامی ایران و اعمال فشار بر احزاب کردستان ایران نمود یافتە است.
تا جائیکە مسالە انتقال سلاح بە معترضان ایرانی از طریق احزاب کردستانی، و احتمال گشایش جبهەای زمینی از سوی کردها در خلال جنگ چهل روزە، مهمترین عناوینی بودەاند کە هم اکنون نیز بر سیاستگذاری اقلیم کردستان بە منظور حفظ توازن در میانە احزاب کردستان ایران و جمهوری اسلامی تاثیر میگذارند.
از سوی دیگر، محدودیتهای ساختاری احزاب کردستان ایران نیز آنها را در مواجهە با جمهوری اسلامی ایران، با معضل مواجە می کند.
در جریان جنگ چهل روزە، زمانی کە احتمال گشایش یک جبهە زمینی از سوی آمریکا در غرب ایران مطرح شد، احزاب کردستان با درک محدودیتهای خود، عملا از مشارکت در آن سر باز زدند.
دلیل نخست عدم مشارکت، روشن نبودن هدف نهایی واشنگتن در قبال ایران بود. احزاب کردستان از این نکتە اطمینان نداشتند کە آیا آمریکا در پی سرنگونی کامل نظام است، یا تنها قصد محدود کردن برنامه هستهای و موشکی ایران را دارد.
دلیل دوم به ماهیت حمایت آمریکا از مساله کُرد ارتباط مییافت. کردها در کردستان ایران از تجربه قبل از ۱۹۴۶ برخوردار بودند کە اتحاد جماهیر شوروی و تا حدی بریتانیا کردها را به ایجاد یک موجودیت سیاسی تشویق کردند. اما بعد از خاتمە جنگ جهانی دوم، بدون ارائه چشماندازی روشن از مساله کُرد عقبنشینی کردند.
دلیل سوم به وضعیت اپوزیسیون در ایران مربوط میشود. احزاب کردستان نمیتوانند خود را از کل صحنه سیاسی ایران جدا کنند.
در حال حاضر اپوزیسیون ایران از طیفهای متعددی، از طرفداران خاندان پهلوی و سازمان مجاهدین خلق گرفته تا گروههای مذهبی و همچنین روشنفکران و فعالان سیاسی در داخل و خارج ایران تشکیل شده است.
علاوە بر این موارد، موضع ترکیە نیز در دلایل این تصمیم گیری حایز اهمیت بسیار بودە است. با توجە بە حساسیت ترکیە نسبت بە مسالە کرد، این کشور از ایجاد یک کمربند امنیتی یا منطقە حائل در استان آذربایجان غربی خبر دادە بود.
ترکیب اتنیکی و مذهبی ترکهای آذری در ایران، که عمدتاً شیعه هستند، ممکن است همزمان ابعاد اتنیکی و مذهبی تنشها را تشدید کند.
مسالە کرد در ایران ممکن است با بهرەجویی از فضاهای فرصت سیاسی و خلاء قدرت مرکزی، در آینده وارد مرحلهای تازه شود.
کردها در برهه کنونی، در جغرافیای سرزمینی ایران، نە تنها برای خود، بلکە برای تمامی ساکنان آن خواهان دستیابی بە حقوق سیاسی و فرهنگی هستند و این فرایند را از دریچە توزیع قدر سیاسی مفصل بندی میکنند، اما آنچە کە در واقعیت آن، در هر چهار بخش کردستان نهفته است این نکتە مهم است کە مساله کرد هرگاه در یک منطقه فروکش نماید، در منطقهای دیگر دوباره اوج میگیرد و به همین دلیل همچنان یکی از موضوعات ثابت در معادلات سیاسی و امنیتی خاورمیانه باقی میماند.











