گربه چکمهپوشی که راس هرم جمهوری اسلامی ایران را هدف گرفته بود
- 4 days ago
- 6 min read

بیش از سه قرن پیش، شارل پرو در یکی از مشهورترین افسانههای اروپایی، گربهای را خلق کرد که نه با زور بازو، بلکه با نیرنگ، نفوذ و مهندسی واقعیت، سرنوشت یک پادشاهی را تغییر میداد. گربه چکمهپوش با صحنهسازی، فریب و جابهجا کردن مهرهها، آسیابزادهای گمنام را به اشرافزادهای قدرتمند و در نهایت داماد پادشاه تبدیل میکرد. در این روایت، پیروزی نه از لوله تفنگ، بلکه از اتاقهای فکر، عملیات روانی و هنر ساختن یک رهبر به دست میآمد. سه قرن بعد، نام همین افسانه بر یکی از محرمانهترین و جاهطلبانهترین طرحهای اطلاعاتی اسرائیل نشست؛ عملیات گربه چکمهپوش.
روزنامە هاآرتص در تحقیقی مفصل فاش کرده است که موساد برای این عملیات، سناریویی چندلایه را از نفوذ و جنگ روانی گرفته تا ترور فرماندهان، تجهیز هزاران نیروی کرد، ایجاد شورش در داخل ایران و در نهایت، نشاندن چهرهای از درون ساختار جمهوری اسلامی بر رأس قدرت طراحی کردە بود.
در این سناریو، همانند افسانه قدیمی، هدف فقط شکست یک حکومت نبود؛ هدف، ساختن حاکم بعدی بود.
این طرح هرگز به سرانجام نرسید. اما اسناد و روایتهای منتشرشده از آن، تصویری کمسابقه از بلندپروازانهترین پروژه موساد را برای مهندسی آینده سیاسی ایران ترسیم میکنند، که اگرچه نامش از یک افسانه کودکانه وام گرفته شده بود، اما در عمل قرار بود سرنوشت یکی از مهمترین کشورهای خاورمیانه را بازنویسی کند.
تغییر راهبرد: از مهار ایران تا تغییر حکومت
دو روز پس از آغاز حمله حماس به اسرائیل در هفتم اکتبر ٢٠٢٣، نتانیاهو در جمع شهرداران جنوب اسرائیل خطاب به آنان گفت:از شما میخواهم ایستادگی کنید، چراکه ما خاورمیانه را تغییر خواهیم داد.
بنظر میرسد که اسرائیل از همان روزها تصمیم جاه طلبانه خود را برای مقابلهای متفاوت با جمهوری اسلامی ایران گرفته باشد.
تحقیقات هاآرتص نشان میدهد نقطه آغاز این پروژه به تابستان ۲۰۲۴ بازمیگردد؛ زمانی که مرگ ابراهیم رئیسی و همزمان گسترش اعتراضهای اجتماعی در ایران، این تصور را در موساد ایجاد کرد که جمهوری اسلامی بسیار ضعیفتراز آن چیزی است که پیشتر تصور میشد.
از همین رو نخستوزیر اسرائیل به رئیس موساد، داوید بارنئا، دستور داد مأموریتی کاملا جدید را آغاز کند: تغییر حکومت در ایران.این تصمیم، شکستی آشکار برای راهبردی بود که تقریبا دو دهه بر سیاست امنیتی اسرائیل حاکم بود.
روسای پیشین موساد، از مئیر داگان تا تمیر پاردو و یوسی کوهن، همگی معتقد بودند براندازی جمهوری اسلامی نه منابع لازم را دارد و نه شانس موفقیت.اما نتانیاهو مصمم تر از هر زمانی است بر از میان برداشتن این تهدید یک بار برای همیشه.
سوریه؛ الگویی که نتانیاهو را وسوسه کرد
طبق گزارش هاآرتص، سقوط سریع حکومت بشار اسد در سوریه، بیش از هر عامل دیگری نگاه نتانیاهو را تغییر داد.
یکی از مقامهای امنیتی اسرائیل به هاآرتص گفته است: الجولانی الهامبخش نخستوزیر شد.
نتانیاهو به این نتیجه میرسد که اگر چنین اتفاقی در سوریه ممکن است، شاید بتوان نسخهای مشابه را در ایران نیز اجرا کرد.
اما تفاوتی بنیادین وجود داشت و آن اینکه سوریه کشوری جنگزده و از هر نظر فروپاشیده بود. ایران کشوری ۹۰ میلیونی با ساختارهای امنیتی، نظامی و اداری پیچیده است. همین تفاوت، از همان ابتدا موجب تردید بسیاری از فرماندهان ارتش اسرائیل شد.
بر اساس اسناد و گفتوگوهای هاآرتص با بیش از ۳۰ مقام سیاسی و امنیتی، موساد برنامهای چندمرحلهای تدوین میکند.
در مرحله نخست، شبکه نفوذ خود را در داخل ایران، بهویژه در بازار بزرگ تهران که از نگاه موساد، همواره نقطه آغاز بسیاری از اعتراضهای اقتصادی و اجتماعی بوده است، گسترش داد. هدف این بود که اعتراضها از دل جامعه شکل بگیرند، نه از بیرون.
در کنار آن، عملیات گستردهای برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی، ایجاد شکاف میان ملتها و تقویت شبکههای محلی آغاز میشود. اما این تنها بخش نرم ماجرا است و پیش درآمد عملیات اصلی که به مراتب بلندپروازانهتر بود.
تهران از آسمان، کُردها از زمین
هاآرتص مینویسد موساد طی ماهها، با چندین حزب کُردستانی مستقر در اقلیم کردستان ارتباط می گیرد. برآورد اسرائیل این بود که حدود ۱۶ هزار نیروی مسلح در موج نخست عملیات وارد غرب ایران شوند.
قرار بود این نیروها ابتدا کرمانشاه و مریوان را تصرف کنند، سپس با نیروهای دیگر پیوند بخورند و همزمان سایر اقلیتهای ملی نیز در نقاط مختلف ایران وارد عمل شوند. در همین زمان، نیروی هوایی اسرائیل مسیر پیشروی آنان را با حملات گسترده هوایی باز میکرد.
در سناریوی خوشبینانه موساد، این نیروها حتی میتوانستند به تهران برسند و در محلههایی که بهعنوان کانون اعتراضها شناسایی شده بود، زمینه یک قیام سراسری را فراهم کنند.
طرح موساد صرفا به پیشروی زمینی محدود نبود. طبق تحقیقات هاآرتص، اسرائیل همزمان برای ترور رهبران جمهوری اسلامی، نابودی مراکز فرماندهی سپاه، ایجاد کریدور هوایی امن، حمله به صنایع نظامی و فلج کردن ساختار امنیتی ایران نیز برنامهریزی کرده بود.
تمامی این مراحل باید بهصورت زنجیرهای اجرا میشدند. به گفته یکی از منابع امنیتی، اگر تنها یک حلقه از این زنجیره از کار میافتاد، کل پروژه فرو میریخت. و دقیقا همین اتفاق هم رخ داد.
برخلاف تصورات عمومی مخالفت با نهایی کردن عملیات گربه چکمه پوش نه از واشنگتن بلکه از خود اسرائیل آغاز شد. رئیس اطلاعات ارتش اسرائیل، شلومی بیندر، صریحا اعلام میکند که احتمال موفقیت عملیات بسیار پایین است.
رئیس بخش پژوهش اطلاعات نظامی نیز گزارشی مفصل تهیه کرد که تقریبا تمام فرضیات موساد را زیر سؤال میبرد.
مشاور امنیت ملی اسرائیل، تزاخی هنگبی، حتی پس از چند جلسه، دیگر در نشستهای برنامهریزی شرکت نمیکند. او به یکی از همکارانش گفته بود: این طرح بیشتر شبیه داستان علمی ـ تخیلی است.
به باور بسیاری از فرماندهان ارتش، مقایسه ایران با سوریه اشتباهی راهبردی بود. یکی از آنان به هاآرتص گفته است: میخواهید حکومتی با این اندازه و این ساختار را با چند گروه مسلح کرد سرنگون کنید؟ مثل این است که بخواهید با یک خودکار، ساختمانی را خراب کنید.
واشنگتن: جایی که عملیات متوقف شد
با وجود مخالفتهای داخلی، نتانیاهو پروژه را متوقف نکرد و امیدوار بود حمایت کامل آمریکا را نیز به دست آورد.
در فوریه ۲۰۲۶، نتانیاهو در کاخ سفید تلاش کرد دونالد ترامپ را قانع کند که عملیات تنها به حمله نظامی محدود نشود و به تغییر حکومت منتهی شود.
اما آنچه در جلسه خصوصی مشاوران ترامپ رخ داد، همه معادلات را تغییر داد. به نوشته هاآرتص، جیدی ونس نسبت به این طرح ابراز تردید کرد. مارکو روبیو آن را مزخرف توصیف کرد و بدتر از آن، رئیس سیا نیز آن را نمایشی مضحک میخواند.
جمعبندی دستگاه اطلاعاتی آمریکا روشن بود: سناریوی تغییر حکومت از طریق حمله نیروهای کرد، از واقعیتهای ایران فاصله زیادی دارد.
سرانجام ترامپ پس از یک تماس تلفنی با رئیس جمهور ترکیه تصمیم میگیرد که از عملیات حمایت نکند. چند هفته بعد نیز بهطور علنی اعلام کرد اجازه ورود نیروهای کُرد به ایران را نخواهد داد. همین تصمیم، عملا حکم پایان پروژه را امضا کرد و آب سردی بود بر سر نتانیاهو.
دومینو یکی پس از دیگری فرو ریخت
یکی از عجیبترین و در عین زمان جاه طلبانهترین بخش های عملیات گربه چکمه پوش به مرحله پایانی طرح تغییر حکومت در ایران مربوط میشود که در آن موساد تنها به سرنگونی جمهوری اسلامی فکر نمیکرد، بلکه برای دوران پس از آن نیز سناریویی طراحی کرده بود.
آنچنانکه پیشتر نیز نیویورک تایمز گزارش دادە بود، هاآرتص به نقل از منابع امنیتی اسرائیل و مقامهای آگاه گزارش میدهد که محمود احمدینژاد، رئیسجمهور پیشین ایران، بخشی از این سناریو بود.
بر اساس این گزارش، موساد طی سالهای گذشته با احمدینژاد ارتباط برقرار کرده و در خارج از ایران چندین دیدار محرمانه با او انجام داده بود. این روزنامه همچنین مینویسد در روزهای نخست جنگ، پس از حمله هوایی اسرائیل به محل اقامت احمدینژاد در تهران، او با خودرویی که به گفته منابع، توسط مأموران موساد هدایت میشد، به یک خانه امن منتقل میشود.
هدف از این عملیات، به نوشته هاآرتص، آغاز مرحلهای از طرح تغییر حکومت و آمادهسازی احمدینژاد برای ایفای نقش در ساختار سیاسی ایران پس از جمهوری اسلامی بود.
اما این طرح هرگز به مرحله نهایی نمیرسد. احمدینژاد پس از انتقال به خانه امن، از روند عملیات ناراضی شده و در نهایت این سناریو شکست میخورد.
با منتفی شدن ورود نیروهای کُرد، سایر بخشهای عملیات نیز بیاثر شدند. شبکههای نفوذی موساد علیرغم حملات هوایی سازمان یافته به ایستهای بازرسی نتوانستند اعتراضهای گسترده ایجاد کنند و عملیات روانی رسانهای نتیجه نداد.
طرح جایگزینی که قرار بود همزمان با جشن چهارشنبهسوری اعتراضهای گسترده ایجاد کند نیز کنار گذاشته شد.
به گفته یکی از منابع امنیتی، در روزهای پایانی جنگ، داوید بارنیا حتی دیگر شخصا در جلسات روزانه فرماندهی شرکت نمیکرد و معاونش را به جلسات میفرستاد.
قمار بزرگ نتانیاهو
هاآرتص نتیجه میگیرد که عملیات اگرچه در حوزه اطلاعاتی دستاوردهای چشمگیری داشت، از ایجاد شبکههای نفوذ در داخل ایران گرفته تا تجهیز نیروهای کُرد، استقرار پایگاههای عملیاتی و حتی جذب برخی چهرههای سیاسی، اما در تحقق هدف اصلی خود کاملا ناکام ماند.
به باور بسیاری از مقامهای سابق موساد که با هاآرتص گفتوگو کردهاند، مشکل اصلی نه کمبود توان اطلاعاتی، بلکه غرور راهبردی بود. آنها معتقدند پروژهای که معمولا به یک دهه یا حتی پانزده سال برنامهریزی نیاز دارد، تنها طی چند ماه طراحی شد.
همه مراحل عملیات نیز به موفقیت مرحله قبل وابسته بود؛ زنجیرهای که با حذف تنها یک حلقه، از هم پاشید.
امروز نیز، با وجود اختلافنظرها درباره آینده جمهوری اسلامی ایران، حتی برخی از مقامهای امنیتی اسرائیل اذعان میکنند که تصور تغییر حکومت از بیرون، بیش از آنکه بر واقعیتهای ایران استوار باشد، بر خوشبینی سیاسی و محاسبات نادرست بنا شده بود.
آنچه قرار بود بزرگترین عملیات تغییر حکومت در تاریخ اسرائیل باشد، در نهایت به نمونهای کمسابقه از فاصله میان جاهطلبی سیاسی و واقعیت میدانی تبدیل شد؛ قمار بزرگی که نه تهران را تغییر داد و نه معادلات منطقه را، اما شکافهای عمیقی را در درون ساختار امنیتی و سیاسی اسرائیل آشکار کرد.











