آیا امکان درگیری دوم میان ایران و اسرائیل وجود دارد؟
- Arena Website
- Dec 2, 2025
- 5 min read

پنج ماه پس از جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل، مجموعهای از تحولات نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک و رسانهای در منطقه، دوباره احتمال آغاز مرحله دوم رویارویی را برجسته کرده اند. فضای امنیتی خاورمیانه، که از تابستان ۲۰۲۵ تاکنون نسبتا شکننده مانده است، اکنون با موج تازهای از گمانهزنیها مواجه است؛ موجی که با افزایش قیمت طلا و دلار در ایران، تغییر رفتار بازارهای جهانی و تقویت حضور نظامی طرفین شکل گرفته و به نگرانیهای افکار عمومی و تحلیلگران دامن زده است.
سخنرانی علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۵ و تأکید او بر پیروزی قاطع ایران در جنگ ۱۲ روزه، تکذیب ارسال پیغام به آمریکا و ضرورت اتحاد در برابر دشمن، یکی از نخستین محرکهای جهش دوباره تحلیلها درباره دور دوم درگیریها بودە است.
این پیام در فضای داخلی ایران عمدتاً بهعنوان نشانهای از بازگشت ادبیات تقابلی تلقی گشتە و با موجی از شایعات درباره احتمال اعلام موضع جدید تهران همراه شدە است.
این لحن، از نظر بسیاری از تحلیلگران، همراستا با افزایش تهدیدات اسرائیل، فشار آمریکا بر ایران و همپیمانانش، و تشدید بیاعتمادی امنیتی در منطقه تفسیر شد.
ده نشانه تشدید تنش – شاخصهایی که از احتمال درگیری دوباره سخن میگویند
در تحلیل این موج جدید از گمانەزنیها، روزنامهی لبنانی النهار در تحلیلی مبتنی بر دادههای میدانی و رسانهای نشان میدهد دستکم ده نشانه وجود دارد که در مجموع احتمال بازگشت به درگیری نظامی را تقویت کند:
یک. افزایش قیمت جهانی طلا که شاخصی کلاسیک از هراس سرمایهگذاران نسبت به ناپایداری ژئوپلیتیک است.
دو. تسریع انتقال تسلیحات دقیق آمریکایی به اسرائیل که توازن قدرت عملیاتی را تغییر میدهد.
سه. افزایش فشارهای داخلی و خارجی بر لبنان برای مهار حزبالله، شامل عملیات روانی اسرائیل، تهدید به گسترش حمله به شمال لیتانی، و هشدار رسمی وزارت خزانهداری آمریکا درباره محدودیت ۶۰ روزه برای منابع مالی حزبالله.
چهار. تهدید نظامی مستقیم آمریکا علیه عراق و هشدار مبنی بر «پاسخ شدید» در صورت عملیات نیروهای همسو با ایران.
پنج. افزایش تحرکات سپاه در تنگه هرمز و تقویت توان دریایی ایران، اقدامی که معمولاً پیشنشانه مواجهه احتمالی است.
شش. رایزنیهای فشرده اروپا و آمریکا درباره احیای نظارت آژانس بر برنامه هستهای ایران؛ تمرکزی که پس از جنگ افزایش یافته است.
هفت. انتظار برای صدور قطعنامه جدید آژانس درباره لزوم شفافسازی ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی و بازرسی از سایتهای آسیبدیده.
هشت. بازگشایی پرونده جفری اپستین در آمریکا که برخی تحلیلگران آن را فشار سیاسی غیرمستقیم بر واشنگتن و تقویت جناحهای متمایل به برخورد با ایران میدانند.
نه. کمپین جدید اسرائیل علیه ایران و حزبالله شامل جنگ اطلاعاتی، ترورهای محدود، خرید تسلیحات ۱۰ میلیارد دلاری و برجستهسازی خطر برنامه هستهای ایران.
ده. افزایش نشانههای جنگ نیابتی و سایهجنگ از جمله هشدارها نسبت به حملات سایبری، تحرکات نیابتی در عراق و لبنان و عملیات روانی طرفین.
این ده شاخص، در کنار دادههای اقتصادی، امنیتی و رسانهای، یک «الگوی افزایشی» را شکل میدهد که بهطور معمول پیش از تشدید بحران در منطقه مشاهده میشود.
دو روایت متعارض در ایران: جنگ قریبالوقوع یا خط قرمز محفوظ
در ایران، تحلیلها درباره احتمال حمله دوباره همچنان دوگانه و تنشآلود پیش میرود. روایت نخست بر این پیشفرض استوار است که جنگ نهتنها محتمل، بلکه نزدیک است.
مقامات و تحلیلگران نزدیک به نهادهای امنیتی طی ماههای گذشته بارها نسبت به دور دوم رویارویی هشدار دادهاند.
حسن کاظمی قمی، نماینده ویژه ایران در امور افغانستان، در گفتوگوهای مختلف با رسانهها وقوع حمله را کاملاً محتمل خوانده و تأکید کرده است که آمریکا و اسرائیل در حال بازسازی زیرساختهای عملیاتی و فراهمسازی زمینه درگیری بزرگتر هستند
بر اساس این خط تحلیلی، فواد ایزدی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، بارها هشدار داده است که هر دور جدید حملات از سوی آمریکا یا اسرائیل، تلفات هزاران نفری را برای نیروهای آمریکا در منطقه به همراه خواهد داشت و در صورت آغاز فاز دوم جنگ، ایران و محور مقاومت پاسخی کاملاً متفاوت و گسترده خواهند داد.
همچنین محسن رضایی در مواضع متعدد خود تأکید کرده است که جنگ منطقهای ممکن است با یک جرقه شعلهور شود و هشدار داده است که هرگونه خطای راهبردی آمریکا به باز شدن جبهههای جدید علیه اسرائیل خواهد انجامید.
مجموع این هشدارها، در کنار تحلیلهای نزدیک به نهادهای امنیتی، از جمله در یادداشتها و برنامههای تلویزیونی، روایت نخست را مبنی بر اینکه جبهه آمریکا–اسرائیل در حال آمادهسازی یک سناریوی تقابلی جدید بودە و احتمال دور دوم رویارویی نهتنها منتفی نیست تایید کردە است.
روایت دوم: جنگ غیرمحتمل است. گروهی دیگر نیز بر آناند که جنگ نه ممکن است و نه سودمند: علی مطهری احتمال حمله را ضعیف دانسته و بیان داشته است که اسرائیل از چنین درگیری سودی نخواهد برد.
صادق زیباکلام نیز گفته است نشانهای از تصمیم آمریکا یا اسرائیل برای حمله جدید وجود ندارد و احتمال بازگشت به مذاکره بیشتر شده است.
حسین علایی، فرمانده سابق سپاه، احتمال جنگ در سه ماه آینده را «غیرقابل قبول» دانسته، اما آنچنان که پیشتر آوردیم خطر جنگ را منتفی نمیداند و زمان وقوع آن را نامشخص دانسته است.
بهطور کلی، این دیدگاه عمدتاً به محدودیتهای عملیاتی اسرائیل، هزینههای جنگ مستقیم، و بیمیلی واشنگتن به شعلهورشدن درگیریای که نتایج آن قابلکنترل نیست تکیه میکند.
قرار دادن مواضع مقامات ایرانی در تصویر کلان
استناد به موضعگیریهای رسمی و نیمهرسمی ایرانی نشان میدهد تهران، همزمان ارسال دو پیام را دنبال میکند:
اول، بازدارندگی و بزرگنمایی هزینههای جنگ برای آمریکا و اسرائیل: تأکید بر پاسخ سخت، تلفات احتمالی، و آمادهبودن نیروهای منطقهای.
دوم، سیگنالدهی بهمنظور کاهش تنش و پرهیز از جنگ مستقیم: تأکید بر غیرقابلقبول بودن جنگ، طرح امکان مذاکره، و برجستهکردن بیمنطقی حمله.
این دوگانگی، بخشی از الگوی سنتی سیاست منطقهای ایران است: هم جلوگیری از جنگ، هم حفظ بازدارندگی.
شاخصهای هشدار اولیه: پنج متغیر کلیدی که باید رصد شوند
برای پیشبینی مسیر تحولات، پنج شاخص کلیدی وجود دارد که هرکدام در صورت تغییر، میتواند نشانهای از نزدیکی به درگیری باشد:
تحرکات ناگهانی نظامی، تهدیدهای تند از سوی مقامات بلندپایه، تشدید فشار بینالمللی بر برنامه هستهای، اختلال در بازار جهانی نفت یا ارز، فعالشدن گروههای نیابتی و جنگ سایبری.
این شاخصها، در کنار دادههای پیشگفته، ساختار یک چارچوب هشدار زودهنگام را شکل میدهد که برای تحلیلگران و شهروندان حیاتی است.
در مجموع، منطقه در وضعیتی قرار دارد که میتوان آن را دورە «تنش معلق» یا «بازدارندگی ناپایدار» توصیف کرد.
از یکسو، مجموعه نشانهها، از تحرکات سپاه در تنگە هرمز گرفتە تا تا فشار آمریکا بر لبنان و عراق، از کمپین اسرائیلی گرفتە تا تصمیمات آژانس و انتقال سلاح بە یمن و عراق، امکان بازگشت درگیری را کاملاً باز نگه داشته است.
از سوی دیگر، مواضع رسمی برخی مقامات ایرانی، همراه با محدودیتهای عملیاتی و هزینههای ژئوپلیتیک جنگ، احتمال حرکت فوری بهسوی برخورد نظامی را پایین نگه میدارد.
پرسش راهبردی این است که آیا دیپلماسی میتواند سرعت روند تنشافزایی را کاهش دهد، یا منطقه در آستانه ورود به مرحله دوم رویارویی است؟
بە نظر میرسد در برهە کنونی، پاسخ، همچنان در گرو نحوه رفتار سه بازیگر اصلی، ایران، اسرائیل و آمریکا، با محدودیتها، محاسبات و خطوط قرمز خود در ماههای آینده است.











