top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

روحانی با شمشیر برهنه بازگشت: جنگ، برجام و اتهام مستقیم به خامنه‌ای

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Nov 30, 2025
  • 3 min read
روحانی


امیر خنجی


در حالی که روایت رسمی جمهوری اسلامی ایران تلاش می‌کند تصویر یک پیروزی تمام‌عیار از جنگ دوازده‌روزه با اسرائیل بسازد، ورود کم‌سابقه حسن روحانی به میدان، این روایت را به چالش کشیده است. او در تازه‌ترین موضع‌گیری خود، مستقیماً کانون تصمیم‌سازی را هدف گرفته و با متهم کردن علی خامنه‌ای به اتکا بر اطلاعات نادرست، مسئولیت پیامدهای جنگ و تحریم را از دولت به رأس هرم قدرت منتقل کرده است. موضع‌ اخیر او نه فقط اختلاف دیدگاه، بلکه شکافی عمیق در سطح فرماندهی سیاسی را آشکار می‌کند.


پس از روایت علی خامنه‌ای از جنگ ۱۲روزە، ورود حسن روحانی، رئیس‌جمهور پیشین ایران، به صحنه را می‌توان یک مداخله‌ مستقیم در مرکز روایت رسمی تصور کرد. او نه از میدان نبرد گفت و نه از جزئیات نظامی، بلکه مستقیماً به کانون تصمیم‌سازی یورش برد؛ جایی که جنگ، مذاکره و سیاست خارجی صورت‌بندی می‌شود.


حسن روحانی، در نشستی با جمعی از وزیران و معاونان دولت‌های یازدهم و دوازدهم گفته است که مسئولیت جلوگیری از تکرار جنگ بر عهده حاکمیت است. وب‌سایت او در تاریخ هشتم آذر گزارشی از این نشست منتشر کرده و به نقل از روحانی نوشته است: با گذشت پنج ماه از جنگ ۱۲روزه، ایران همچنان در وضعیت نه جنگ و نه صلح قرار دارد و «احساس امنیت» در کشور وجود ندارد. حالا اینکه خود امنیت هست یا نیست، مقوله دیگری است.


روحانی، رهبر جمهوری اسلامی ایران را به تصمیم‌گیری بر پایه اطلاعات نادرست متهم کرد. اهمیت این سخن تنها در خود اتهام نیست، بلکه در جایگاهی است که نشانه می‌گیرد.


هدف، انتقال مسئولیت از سطح دولت به رأس هرم قدرت است؛ تلاشی آشکار برای تغییر محل پاسخ‌گویی در حافظه‌ی سیاسی جامعه است. او به‌جای تمرکز بر نتایج جنگ، فرآیند تصمیم‌سازی را هدف گرفته و منازعه را از سطح اجرا به سطح فرماندهی سیاسی منتقل کرده است.

این موضع، بی‌سابقه نیست. در پرونده برجام نیز روحانی پیش‌تر روایت رسمی را به چالش کشیده و تصریح کرده بود که علی خامنه‌ای نه تنها در جریان مذاکرات قرار داشت، بلکه جهت‌گیری کلان آن را تعیین می‌کرد.

آن موضع‌گیری، نخستین شکاف جدی در روایت «بی‌اطلاعی رهبری» بود؛ و اکنون همان خط تقابل، این بار در متن امنیت ملی و جنگ، با صراحت بیشتری ادامه یافته است.


زمان‌بندی این اظهارات، خود حامل پیام است. روحانی نه در میانه بحران، بلکه پس از تلاش برای تثبیت روایت پیروزی وارد میدان شد؛ درست در لحظه‌ای که روایت رسمی در حال تبدیل شدن به حافظه سیاسی است. این انتخاب زمان، تصادفی نیست؛ بلکه نشانه ورود آگاهانه به نبرد معنا و تعریف مسئولیت است.

در همین چارچوب، اشاره‌های مکرر او به «ناگفته‌ها» نیز معنا پیدا می‌کند. او تهدید نمی‌کند، اما هشدار می‌دهد. نه افشاگری می‌کند، نه سکوت مطلق اختیار کرده است. با باز نگه داشتن درِ ناگفته‌ها، هزینه حذف را بالا می‌برد. پیام ضمنی روشن است؛ اگر حذف شوم، حقیقت دفن نخواهد شد.

در این میان، موقعیت خود روحانی نیز ساده نیست. او نه منتقدی بیرون از نظام است و نه چهره‌ای رها از ساختار قدرت؛ بلکه محصول همین نظم سیاسی است که می‌کوشد خود را در جایگاهی تازه بازتعریف کند.


نه به‌عنوان مسئول گذشته، بلکه به‌مثابه کسی که اکنون مدعی ایستادن در برابر کانون تصمیم‌سازی است. این نه اعتراف است و نه صرفاً اعتراض؛ بازآرایی جایگاه در صحنه قدرت است.


از سوی دیگر، روایت رسمی نیز با بحران درونی روبه‌رو شده است. ترکیب ادعای پیروزی با استمرار تحریم، تأکید بر بن‌بست مذاکره در کنار توصیه به ریاضت عمومی، انسجام تولید نمی‌کند؛ بلکه نشانه فشاری است که پشت زبان پیروزمندانه پنهان شده است.

در این فضا، نزاع وارد مرحله تازه‌ای شده است. مسئله دیگر این نیست که چه کسی درست می‌گوید؛ بلکه این است که چه کسی باید پاسخ بدهد.

روحانی می‌کوشد تاریخ آینده جنگ، تحریم، انزوا و بن‌بست را نه حاصل توطئه دشمن، بلکه نتیجه تصمیم فردی بداند که در رأس همه چیز ایستاده است. در برابر آن، خامنه‌ای همچنان ترجیح می‌دهد بحران را به بیرون پرتاب کند و با روایت پیروزی، مسئولیت را از ساختار قدرت دور نگه دارد.


مخلص کلام این‌که آن‌چه جریان دارد، جدال بر سر واقعیت نیست؛ نبرد بر سر ثبت روایت است. و در سیاست ایران، وقتی روایت‌ها این‌چنین به جان هم می‌افتند، نشانه شفافیت نیست، بلکه علامت شکاف در بالاترین سطح قدرت است.

 
 
bottom of page