top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

آیا در ایران سکیولار، مرد ایرانی قوانین برابر میان زن و مرد را می‌پذیرد؟

  • Nov 19, 2025
  • 4 min read


سارا بیاتیان


در فردای یک ایران سکیولار، پذیرش برابری قانونی میان زن و مرد با مقاومت هویتی و فرهنگی مردان مواجه خواهد شد. برخی آن را داوطلبانه می‌پذیرند، گروهی تحت فشار قانون مجبور به پذیرش می‌شوند و بخش قابل‌توجهی در عمل مقاومت خواهند کرد. مردسالاری با سقوط حکومت یا تصویب قوانین سکیولار از بین نمی‌رود، بلکه به فضای خصوصی و روابط خانوادگی منتقل می‌شود. دستیابی به برابری واقعی نیازمند آموزش، تغییر نسلی، فشار اجتماعی و اراده جمعی است؛ اتاق‌های خانه و زندگی روزمره میدان آزمون واقعی خواهد بود.


آیا در ایران سکیولار، مرد ایرانی قوانین برابر میان زن و مرد را می‌پذیرد؟ پاسخ این سؤال ساده نیست، زیرا برابری قانونی هرچند ضروری است، اما هیچ گاە بسندە بە نظر نمی رسد. سکیولار شدن حکومت ساختار حقوقی را عوض می‌کند، اما ذهنیت و هویت مردانه‌ای را که قرن‌ها با امتیاز زندگی کرده است، یک‌شبه نمیتواند تغییر دهد.


بسیاری از امتیازات مردها در ایران نه فقط محصول فقه، بلکه حاصل عرف، تربیت، فرهنگ و نقش‌های تثبیت‌شده‌ای است که مرد را صاحب و زن را تابع تعریف کرده‌اند. این‌که قانون برابر شود، به این معنا نیست که مرد ایرانی به‌طور طبیعی آن را بپذیرد.


در ایران سکیولار، مهریه حذف می‌شود، طلاق برابر می‌شود، زن برای خروج از کشور یا کار و تحصیل نیازی به اجازه نخواهد داشت، حضانت فرزندان بر اساس توانایی والدین تعیین خواهد شد، کنترل بدن زن و دخالت در پوشش او جرم محسوب می‌شود، و روابط خانوادگی بر پایه شراکت تعریف می‌گردد نه ولایت.

در چنین ساختاری، ازدواج دیگر قراردادی نابرابر نخواهد بود، بلکە شریک شدگی یا شریک بودگی، جایگزین قیم‌بودن خواهد شد.

برای مردی که دوران زندگی‌اش بر پایه «نفر اول بودن» تعریف شده است، چنین دگرگونیی یک تغییر طبیعی بە شمار نخواهد رفت، بلکه نوعی زلزله هویتی قلمداد می شود.


بسیاری از مردان ایرانی امروز حتی بدون سکیولاریسم هم از دست دادن کنترل بر زن را تهدید می دانند. برابری در ازدواج برای آنان به معنای از دست دادن قدرت، اختیار و نقش سنتی است. مردی که همیشه در موقعیت تصمیم‌گیر بوده است، در چنین شرایط فرضی ای، باید در فضایی زندگی کند که قانون دیگر هیچ امتیاز ویژه‌ای برای او در نظر نمی‌گیرد.

این گذار برای بخشی از مردان نه فقط دشوار، بلکه دردناک خواهد بود؛ زیرا هویت آنان بر پایه نقش برتر، نه شریک برابر شکل گرفته است.

اما جامعه ایران یک‌دست نیست. مردان ایرانی طیفی متنوع و گستردە را تشکیل می‌دهند. برخی از آنان پیشرو و برابرخواه‌اند، مردانی که تجربه مهاجرت، تحصیلات دانشگاهی، یا روابط مدرن داشته‌ و برابری را آزادی، و نه تهدید می‌دانند.


بخش دیگری از این طیف گستردە مردان دیدگاههای مشخصی در این بارە ندارند. کسانی که با برابری موافق‌اند اما هنوز نمی‌دانند چگونه باید با زنی که از حق برابر برخوردار است، زندگی کنند.



گروه سوم، مردان مقاوم‌ در برابر تغییرات هستند، این گروە، مردانی هستند که برابری را فروپاشی جهان اخلاقی و سنتی خود می‌دانند و در برابر قوانین جدید مقاومت می‌کنند؛ نه لزوماً با خشونت، بلکه با بی‌عملی، ایجاد فشار روانی یا بازآفرینی مردسالاری در شکل‌های جدید این مقاومت را می‌توانند نشان دهند.


حتی در جوامع سکیولار نیز مردسالاری از بین نرفته است، صرفا شکل آن تغییر کرده است. زمانیکە قانون کنترل مردانه را ممنوع می‌کند، مردسالاری به فضای خصوصی عقب‌نشینی می‌کند. می‌توان کنترل دیجیتالی، بی‌توجهی عاطفی، محدودیت‌های نامرئی، فشار اقتصادی را نمونه‌هایی از این عقب‌نشیی دانست.

در ایران سکیولار نیز چنین بازتولیدهایی باقی خواهند ماند، زیرا مردسالاری صرفا یک ساختار قانونی نیست، بلکه یک سیستم فرهنگی و تربیتی است.

با این وجو، پرسش واقعی این است کە آیا مرد ایرانی حاضر است از امتیازاتی که سال‌ها داشته است دست بکشد؟ آیا حاضر است مسئولیت مالی و خانگی را به‌طور برابر تقسیم کند؟


آیا می‌تواند تصمیم‌گیری درباره مهاجرت، کار، بدن، پوشش یا روابط خانوادگی را با زن شریک شود؟ آیا می‌تواند بپذیرد که طلاق حقی مشترک بودە و حضانت امتیاز مطلق او نیست؟


اشارە بە چنین مواردی، صرفا اشارە بە موارد حقوقی نیستند، بلکە تغییر در ساختار قدرت هیرارشیکال خانوادە محسوب می گردد.


در این میان هرگونە تغییر قدرتی با در این ساختار هیرارشیکال با مقاومت روبه‌رو می‌شود.


پاسخ نهایی این است، بله؛ در ایران سکیولار بخشی از مردان قوانین برابر را با رضایت می‌پذیرند، بخشی دیگر با فشار قانون مجبور به پذیرش آن می‌شوند، و بخش قابل‌توجهی نیز در عمل در برابر آن مقاومت خواهند کرد.

برابری قانونی ممکن است یک روزە تصویب شود، اما دستیابی بە برابری فرهنگی مسیر طولانی در پیش داشتە و میان نسلی و آموزشی خواهد بود.

مردسالاری با سقوط حکومت جمهوری اسلامی ایران از بین نمی‌رود، با دستیابی بە قوانین سکیولار نیز از میان نخواهد رفت، بلکە صرفا شکل آن تغییر کردە و سطح آن از حوزەای سطحی به حوزه‌ای عمیق‌تر منتقل خواهد شد.

در صورتیکە ایران آیندە واجد حاکمیتی سکیولار شود، میتوان تصویب قوانین درظاهر برابر را پیش بینی کرد، اما این‌که مرد ایرانی واقعاً برابری را بپذیرد، نه در مجلس، بلکه در اتاق نشیمن خانه‌ها امتحان خواهد شد.

اما چنین نبردی، حقوقی نخواهد بود، بلکە نبردی میان دو تعریف از مرد بودن خواهد بود، تعریفی از قیم بودن یا شریک بودن، خواهد بود. و این گذار، بیش از همه، زمان، آموزش، فشار اجتماعی و اراده جمعی می‌خواهد.

 
 
bottom of page