ایران در پیچ تاریخی مذاکره یا ادامه جنگ قرار دارد
- 19 hours ago
- 6 min read

علیاصغر فریدی
ایران زیر آتش جنگ ایستاده، رهبرش کشته شده، شهرهایش زیر بمباران و اقتصادش در آستانه فروپاشی است، اما درست در همین لحظه حساس، یک مقاله از محمد جواد ظریف، وزیر خارجه پیشین، منتشر میشود که میگوید: زمان پایان دادن به این جنگ فرا رسیده است. آیا ایران از موقعیت فعلی برای یک معامله بزرگ استفاده خواهد کرد یا مقاومت تا آخرین لحظه ادامه پیدا میکند؟ پاسخ به این سؤال نه در میدان جنگ، بلکه در نبرد پنهان قدرت بین سه جناح اصلی داخل کشور نهفته است.
مقاله محمد جواد ظریف که روز سوم آوریل در مجله فارینآفرز منتشر شد، به صورت تمام و کمال، صدای جناح میانهرو و دیپلماتیک حاکمیت را بازتاب میداد. وزیر خارجه پیشین ایران، با لحنی واقعبینانه میگوید ایران در جنگ اخیر دست بالا را داشته، مقاومت نیروهای مسلح موفق عمل کرده و حتی پس از ترور آیتالله خامنهای، رهبری کشور تداوم یافته است.
وی اما بلافاصله هشدار میدهد که ادامه این جنگ، هرچند از نظر روانی رضایتبخش به نظر میرسد، فقط به نابودی بیشتر جانهای غیرنظامی، زیرساختهای حیاتی و آینده اقتصادی ایران منجر خواهد شد.در این رابطە، ظریف پیشنهاد مشخصی را ارائه میکند:
ایران باید پیروزی خود را اعلام کند و به جای ادامه درگیری، پیشنهاد یک معامله جامع بدهد. این معامله شامل محدودیتهای قابل قبول بر برنامه هستهای در ازای لغو کامل همه تحریمهای آمریکا و سازمان ملل است.
او همچنین به بازگشایی تنگه هرمز برای عبور ایمن کشتیهای تجاری، پذیرش یک پیمان عدم تجاوز متقابل با آمریکا، و حتی آمادهسازی برای روابط اقتصادی و کمک به بازسازی کشور اشاره میکند.
هدف نهایی وزیر خارجه سابق ایران در این مقاله و ابراز این پیشنهادها، پایان دادن به چهار دهه دشمنی عمیق با آمریکا است و نه فقط دستیابی بە یک آتشبس موقتی و شکننده.
این جناح که تجربە زیستە سیاسی آن، ریشه در آزمونهای عملی مانند مذاکرات هستهای دارد، معتقد است دیپلماسی هوشمند میتواند اهرمهای واقعی ایران را حفظ کند بدون اینکه کشور را به انزوای کامل و نابودی بکشاند.
ظریف در مقاله به هزینههای سنگین انسانی اشاره میکند: تلفات غیرنظامی، آوارگی خانوادهها، بحرانهای بهداشتی در شهرهای بزرگ و فشار بر نسل جوانی که سالهاست زیر بار تحریم و تورم له شدهاند.
او تاکید دارد که مقاومت قهرمانانه بوده، اما حالا عقلانیت باید بر احساسات غلبه کند تا ایران از این بحران به عنوان فرصتی برای بازسازی استفاده کند. انتشار این مقاله در یک رسانه بینالمللی معتبر، تلاشی آشکار برای ایجاد فشار بر بحث داخلی و جلب توجه افکار عمومی جهانی است.
وضعیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
در مقابل این صدای دیپلماتیک، سپاه پاسداران به عنوان جناح غالب و قدرتمند فعلی ظاهر شده است. پس از کشته شدن رهبر سابق ایران در اوایل جنگ اخیر توسط بمباران نیروی هوایی اسرائیل و آمریکا، سپاه پاسداران بلافاصله با تشکیل شورای نظامی، کنترل تصمیمگیریهای کلیدی کشور را در دست گرفت.
از سوی دیگر، رئیسجمهور نیز به حاشیه رانده شد و حریم امنیتی شدیدی دور رهبر جدید ایجاد شدە است.
سپاه و رسانههای وابسته به آن همچنان بر شعار مجازات به گفته آنان متجاوز پافشاری دارند و اهرمهایی مانند کنترل تنگه هرمز و برنامه هستهای را ضمانت بقای نظام میدانند.
از نظر سپاه، مقاله ظریف احتمالا نوعی تسلیمطلبی یا حتی خیانت به آرمانهای انقلابی تلقی میشود. این نهاد نظامی-امنیتی با تکیه بر موفقیتهای میدانی مانند عملیات پهپادی و موشکی، بر ادامه مقاومت تا دستیابی به پیروزی کامل تأکید دارد.
سپاه نه تنها نیروی نظامی اصلی کشور است، بلکه شبکه گستردهای از منافع اقتصادی دارد که شامل شرکتهای بزرگ، پروژههای عمرانی و بنیادهای متعدد میشود. در شرایط جنگ، بودجه و اختیارات این نهاد افزایش یافته و همین امر تمایل آن به حفظ وضعیت جنگی را بیشتر کرده است.
با این حال، فرماندهان ارشد سپاه نیز از واقعیتهای تلخ آگاه هستند. تخریب پالایشگاهها، اختلال شدید در صادرات نفت، فشار بر زنجیره تأمین مواد غذایی و بحران معیشتی مردم، حتی آنها را به فکر راهحلهای عملی وادار کرده است.
ایدئولوژی سپاه بر پایه مقاومت تا آخرین نفس استوار است، اما اگر هزینههای جنگ به نقطهای برسد که ثبات داخلی را تهدید کند، ممکن است در میانمدت انعطاف بیشتری نشان دهد.
تا برهە کنونی، سپاه با ابزارهای امنیتی خود، صداهای مخالف را کنترل میکند و روایت پیروزی را در رسانهها تقویت مینماید.
نقش قالیباف به عنوان پل میانی
در این میان، محمدباقر قالیباف به عنوان یک چهره کلیدی عملگرا، میتواند نقش پل ارتباطی بین دو جناح را ایفا کند.
او با سابقه فرماندهی در سپاه و ریاست مجلس، به رهبر جدید وفادار است و در تصمیمگیریهای جنگی حضور مرکزی دارد. اما برخلاف برخی ایدئولوگهای سخت، قالیباف به عنوان مدیر عملگرا شناخته میشود که به فکر بقای رژیم و اقتصاد کشور است.
قالیباف به صورت علنی از مجازات به گفته وی متجاوز سخن میگوید، اما همزمان به هزینههای طولانی شدن جنگ توجه دارد.
سابقه او در مدیریت شهری و پروژههای بزرگ نشان میدهد که میتواند تعادل بین امنیت ملی و نیازهای توسعهای را برقرار کند.
او احتمالاً میتواند پیشنهاد معامله محدود را به گونهای پیش ببرد که سپاه آن را به عنوان پیروزی مقاومت معرفی کند و جناح دیپلماتیک نیز از آن راضی باشد.
نقش قالیباف به عنوان واسطه، او را به گزینهای حیاتی در شرایط فعلی تبدیل کرده است، به ویژه وقتی نیاز به وحدت داخلی بیش از همیشه احساس میشود.
تاثیر جنگ بر اقتصاد و جامعه ایران
جنگ جاری تأثیرات ویرانگری بر اقتصاد و بافت اجتماعی ایران گذاشته است. تخریب زیرساختهای انرژی، کاهش شدید صادرات نفت، اختلال در واردات مواد غذایی و دارو، تورم را به سطوح بیسابقه رسانده و معیشت میلیونها ایرانی را به خطر انداخته است.
شهرهای بزرگ با قطعی مکرر برق، آب و سوخت مواجه هستند و بیکاری به خصوص میان جوانان افزایش چشمگیری یافته. این شرایط، بحث مذاکره را از یک گزینه نظری به یک ضرورت اجتنابناپذیر تبدیل کرده است.
در این میان، افکار عمومی نیز نقش تعیینکنندهای را در شکلگیری سیاستهای آینده ایفا خواهد کرد.
مقاله ظریف تلاش میکند این افکار را به سمت پذیرش دیپلماسی هدایت کند با این استدلال که پیروزی نظامی باید به رفاه و بازسازی اقتصادی تبدیل شود.
فشارهای داخلی از سوی نخبگان اقتصادی، کارشناسان دانشگاهی و حتی برخی چهرههای مذهبی میانهرو، بر لزوم پایان جنگ تاکید دارند.
در مقابل، رسانههای وابسته به سپاه روایت مقاومت قهرمانانه را تقویت میکنند و هر نشانهای از مذاکره را به عنوان ضعف جلوه میدهند. این تعارض داخلی، فرآیند تصمیمگیری را بسیار پیچیده کرده است.
عوامل بینالمللی و نقش قدرتهای بزرگ
عوامل خارجی نیز بر آینده ایران سایه افکندهاند. دولت آمریکا به دنبال یافتن راه خروج آبرومندانه از این درگیری است اما با شرطهای سخت.
قدرتهای بزرگ مانند چین و روسیه به عنوان شرکای استراتژیک ایران، ممکن است نقش میانجیگری ایفا کنند تا منافع خود را در منطقه حفظ نمایند.
بازگشایی تنگه هرمز میتواند بازار جهانی انرژی را آرام کند و به نفع همه طرفها باشد. این فشارهای بینالمللی، جناح عملگرا در داخل ایران را تقویت میکند و احتمال دستیابی به یک معامله را افزایش میدهد.
جنگ تا کی میتواند ادامه داشته باشد
در هفتهها و یکی دو ماه آینده، احتمال ادامه جنگ یا ایجاد بنبست نظامی همچنان بالاست. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همجنان کنترل اصلی را در دست دارد و پیامهای واسطهای را با شرطهای سنگین رد یا مشروط میکند.
انتشار مقاله ظریف را میتوان تلاشی جدی برای تغییر جهت بحث داخلی به نفع دیپلماسی و افزایش فشار افکار عمومی و اقتصادی دانست.
اما سپاه فعلاً بر مقاومت تا پیروزی کامل پافشاری دارد. عملیاتهای نظامی محدود ممکن است ادامه یابد تا اهرم چانهزنی حفظ شود، در حالی که تلاشهای دیپلماتیک پشت صحنه به تدریج افزایش خواهد یافت.
هزینههای سنگین جنگ، از تخریب زیرساختها گرفته تا تلفات انسانی و بحران اقتصادی، حتی سپاه را نیز به فکر واقعبینی وادار خواهد کرد.
فرمول پیشنهادی ظریف میتواند به نقطه تلاقی تبدیل شود: محدودیت موقت فعالیتهای هستهای و بازگشایی هرمز در برابر لغو تحریمها و دریافت تضمین عدم حمله مجدد.
در این سناریو، سپاه معامله را پیروزی مقاومت معرفی میکند، جناح دیپلماتیک آن را صلح عزتمندانه مینامد و قالیباف نقش مجری و هماهنگکننده را بر عهده میگیرد.
اگر چنین توافقی شکل بگیرد، ایران میتواند مسیر بازسازی را آغاز کند و روابط منطقهای خود را بهبود بخشد.
احتمال چرخش تدریجی به سمت مذاکره
مقاله ظریف یک سیگنال قوی و آشکار از سوی جناح دیپلماتیک است که بر این باور است زمان حرکت به سمت معامله فرا رسیده است. جنگ تاکنون از نظر کنترل داخلی به نفع سپاه پیش رفته است، اما هزینههای سنگین آن دقیقاً همان چیزی است که ظریف هشدار داده بود.
آینده ایران دیگر به سوال ساده مذاکره یا عدم مذاکره محدود نمیشود، بلکه به نوع و کیفیت معامله بستگی دارد. اگر جناح میانهرو و عملگرا بتوانند سپاه را قانع کنند که پایان جنگ با حفظ عزت ملی و فرصت بازسازی اقتصاد، پیروزی واقعی است، کشور به سمت دیپلماسی حرکت خواهد کرد.
در غیر این صورت، جنگ فرسایشی ادامه مییابد تا یکی از طرفین به نقطه خستگی کامل برسد.
در حال حاضر تعادل قدرت در ایران، به سمت مقاومت با حفظ اهرمهای موجود است، اما مقاله ظریف نشان میدهد که بحث داخلی جدیتر شده و احتمال چرخش تدریجی به سمت مذاکره در ماههای آینده وجود دارد.
ایران امروز در آستانه یک نقطه عطف تاریخی قرار گرفته و تصمیمات پیش رو نه تنها سرنوشت داخلی این کشور، بلکه ثبات کل منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
با وجود همه پیچیدگیها و چالشها، مسیر دیپلماسی هوشمند، هرچند پرریسک و پرچالش باشد، اما همچنان محتملترین راه برای خروج از این بنبست خطرناک به نظر میرسد











