top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

بن‌بست ایران و آمریکا وارد فاز جنگ سرد شده است

  • 2 days ago
  • 4 min read

 



همزمان با تداوم تنش میان ایران و ایالات متحده آمریکا، نشانه‌ها از شکل‌گیری الگویی شبیه بازدارندگی فرسایشی حکایت دارد که در آن فشار اقتصادی، حضور نظامی و سیگنال‌های محدود دیپلماتیک همزمان پیش می‌روند. این وضعیت که به‌عنوان بن‌بست پرتنش توصیف می‌شود، نه به جنگ مستقیم می‌انجامد و نه به توافق سریع. تمرکز بحران بر تنگه هرمز، آن را به اهرم ژئوپلیتیکی تعیین‌کننده تبدیل کرده و پیامد آن تداوم بی‌ثباتی در بازارهای انرژی و افزایش ریسک‌های ساختاری در منطقه است.


در حالی که تنش‌ها میان ایران و ایالات متحده آمریکا ادامه دارد، گزارش‌ها حاکی از آن است که این رویارویی وارد مرحله‌ای شبیه جنگ سرد شده است.


وبسایت آکسیوس در گزارشی به نقل از منابع آمریکایی این مرحله‌ که با تحریم‌های گسترده اقتصادی، تقابل دریایی و در عین حال، طرح بحث‌هایی درباره احتمال مذاکره همراه است، با دوران جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی مقایسه کرده است.


سایت آکسیوس در گزارشی به وضعیت کنونی در رابطه با تنش‌های بین ایالات متحده آمریکا و ایران را با مفهوم «بن‌بست پرتنش» توصیف نموده و به نقل از منابع آمریکایی نوشته است که این وضعیت شرایطی به وجود آورده است که نه به درگیری مستقیم تمام‌عیار منجر شده و نه چشم‌انداز روشنی برای دستیابی به توافق در کوتاه‌مدت دارد.

در چنین شرایطی افزایش قیمت انرژی در بازارهای جهانی می‌تواند برای ماه‌ها ادامه یابد، در حالی که خطر شعله‌ور شدن یک جنگ مستقیم همچنان پابرجاست.

چند مقام آمریکایی به وب‌سایت اکسیوس گفته‌اند نگرانی فزاینده‌ای در کاخ سفید وجود دارد مبنی بر این‌که ایالات متحده ممکن است دچار یک نوع جنگ سرد یا «درگیری منجمد» شده باشد.


به گفته این منابع، چنین سناریویی می‌تواند حضور نظامی آمریکا در منطقه را برای مدت طولانی‌تری تثبیت کند و در عین حال، تنش‌ها را در سطحی بالا اما کنترل‌نشده نگه دارد.

در این چارچوب، تنگه هرمز همچنان یکی از نقاط کلیدی بحران باقی مانده است. بسته ماندن این گذرگاه حیاتی که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند، به همراه ادامه محاصره دریایی آمریکا، از عوامل اصلی فشار بر بازارهای انرژی عنوان شده است.

نیروهای آمریکایی برخی کشتی‌های حامل نفت ایران را متوقف یا مجبور به بازگشت کرده‌اند، هرچند شماری از این کشتی‌ها موفق به عبور شده‌اند.


در سطح سیاسی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به گفته مشاورانش میان دو رویکرد در نوسان است که از یک سو، به گزینه تشدید اقدام نظامی از طریق حملات جدید منجر می‌شود و در سوی دیگر، ادامه سیاست فشار حداکثری اقتصادی با هدف وادار کردن ایران به بازگشت به میز مذاکره و توافق بر سر برنامه هسته‌ای پیگیری می‌کند.

یکی از مشاوران، ترامپ در گفت‌وگویی خصوصی اظهار داشته است که رهبران ایران تنها زبان قدرت را می‌فهمند، هرچند همان منبع تأکید کرده است که او در عین حال تمایلی به ورود به یک جنگ گسترده ندارد. این وضعیت بنا به گزارش آکسیوس نشان‌دهنده نوعی تردید راهبردی در کاخ سفید است.

در داخل دولت آمریکا نیز دیدگاه‌های متفاوتی درباره مسیر پیش‌رو وجود دارد. برخی از مشاوران ارشد خواهان ادامه محاصره دریایی و تشدید تحریم‌ها هستند و معتقدند باید پیش از هر اقدام نظامی، فشار اقتصادی بر ایران به حداکثر برسد.


در همین راستا، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، سطح کنونی تحریم‌ها را بی‌سابقه توصیف کرده و گفته است که امکان افزایش آن همچنان وجود دارد. او همچنین از دیگر کشورها خواسته است به این کارزار فشار بپیوندند.


در مقابل، برخی چهره‌های نزدیک به جریان‌های تندرو در سیاست آمریکا، از جمله لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه، خواستار اقدام نظامی برای شکستن بن‌بست فعلی شده‌اند.


این گروه معتقدند ادامه وضعیت کنونی بدون اقدام قاطع، به تقویت موقعیت ایران منجر خواهد شد.

 

در همین حال، گزارش‌ها از مطرح شدن یک پیشنهاد از سوی ایران حکایت دارد که بر اساس آن، تهران آمادگی دارد درباره بازگشایی تنگه هرمز مذاکره کند، مشروط بر این‌که ایالات متحده محاصره دریایی خود را لغو کند.


این پیشنهاد در جلسه‌ای با حضور تیم امنیت ملی آمریکا مورد بررسی قرار گرفته است، اما به گفته منابع مطلع، هنوز تصمیمی در این باره اتخاذ نشده است. همچنین، برخی گزارش‌ها حاکی است که ترامپ از پیشنهاد جدید ایران خشنود نیست.


برخی منابع بر این باورند کە یکی از دلایل تردید واشنگتن در پذیرش این پیشنهاد، نگرانی از به تعویق افتادن مذاکرات درباره برنامه هسته‌ای ایران است که به گفته مقام‌های آمریکایی، یکی از اهداف اصلی سیاست‌های فشار علیه تهران محسوب می‌شود.

با این حال، کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، تأکید کرده است که خطوط قرمز آمریکا در این زمینه به‌طور شفاف مشخص شده است.

در حوزه اقتصادی، کارزار تحریم‌های آمریکا به‌ویژه در بخش انرژی و مالی تشدید شده است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، اعلام کرده است که این تحریم‌ها طیفی گسترده از اهداف، از جمله مؤسسات مالی، شرکت‌های کشتیرانی و حتی پالایشگاه‌های کوچک در چین را در بر می‌گیرد.

به گفته یک مقام ارشد دولت، این فشار از همه جهات اعمال می‌شود و می‌تواند شامل گزینه‌های نظامی نیز باشد.

با این حال، در شرایطی که مقام‌های دولت آمریکا معتقدند این تحریم‌ها می‌تواند اقتصاد ایران را تحت فشار شدید قرار دهد و حتی تولید نفت این کشور را کاهش دهد، برخی تحلیلگران نسبت به اثربخشی آن تردید دارند.

منتقدان بر این باورند کە تجربه‌های گذشته نشان داده است که فشار اقتصادی لزوماً به تغییر رفتار راهبردی ایران منجر نمی‌شود.

در بعد داخلی آمریکا نیز، این بحران می‌تواند پیامدهای سیاسی قابل توجهی داشته باشد. با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در ماه نوامبر، برخی منابع نزدیک به کاخ سفید هشدار داده‌اند که ادامه «درگیری منجمد» فعلی می‌تواند از نظر سیاسی و اقتصادی برای دولت ترامپ پرهزینه باشد.

در مجموع، به نظر می‌رسد که واشنگتن و تهران در وضعیتی قرار گرفته‌اند که خروج از آن به سادگی ممکن نیست. نه تمایل روشنی برای عقب‌نشینی وجود دارد و نه شرایط برای توافقی سریع فراهم است.

در چنین فضایی، آینده این بحران بیش از هر چیز به تصمیم‌های سیاسی دو طرف و تحولات میدانی در منطقه بستگی خواهد داشت.

 
 
bottom of page