top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

خانواده‌ها یا دولت‌ها، کدامیک بر خاورمیانه حکمرانی می‌کنند؟

  • 2 days ago
  • 5 min read
خاورمیانه

علی‌اصغر فریدی


شبکه‌های خانوادگی در خاورمیانه همچنان ستون پنهان قدرت سیاسی و اقتصادی به‌شمار می‌روند و اغلب فراتر از نهادهای رسمی عمل می‌کنند. این ساختارها با کنترل منابع طبیعی، نهادهای امنیتی و جریان سرمایه، توانسته‌اند پایداری قابل توجهی ایجاد کنند. در حالی که تجربه‌هایی مانند مصر و تونس نشان دادند نارضایتی عمومی می‌تواند این الگو را به چالش بکشد، کشورهایی با منابع مالی گسترده یا حمایت خارجی توانسته‌اند آن را حفظ کنند. در نتیجه، فهم تحولات منطقه بدون توجه به این شبکه‌های قدرت امکان‌پذیر نیست.


 قدرت واقعی در خاورمیانه اغلب پشت پرده است، نه در پارلمان‌ها، نه در انتخابات، بلکه در شبکه‌های خانوادگی که سرنوشت میلیون‌ها نفر را رقم می‌زنند.


در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، آفریقا و قفقاز، اگرچه در ظاهر دارای ساختار حاکمیتی و قانونی هستند، اما قدرت سیاسی نه در چارچوب نهادهای رسمی دولت، بلکه عمدتا در شبکه‌های خانوادگی، خویشاوندی، قبیله‌ای و طایفه‌ای تعریف می‌شود.

این ساختارها اغلب از نهادهای دولتی فراتر رفته و به شبکه‌هایی تبدیل می‌شوند که کنترل منابع، امنیت و اقتصاد را در دست دارند.

برای درک واقعی دینامیک قدرت در این منطقه، اگر به بررسی نقش خانواده‌های حاکم و شبکه‌های خویشاوندی بپردازیم، درمی‌یابیم که این خانواده‌ها معمولا ارتش، دستگاه‌های امنیتی، شرکت‌های بزرگ و منابع طبیعی را تحت نفوذ خود قرار می‌دهند.


سلطنت‌های موروثی کلاسیک


در عربستان سعودی، قدرت به‌طور رسمی و آشکار در اختیار خاندان آل سعود است. این خاندان از زمان تاسیس کشور مدرن عربستان بر سیاست و اقتصاد حاکم بوده‌ است.


در سال‌های اخیر، محمد بن سلمان به عنوان ولیعهد و عملا تصمیم‌گیرنده اصلی، نقش محوری در سیاست‌های داخلی، اقتصادی  و نظامی ایفا کرده است.

کنترل منابع عظیم نفتی از طریق آرامکو، این خاندان را به یکی از تأثیرگذارترین بازیگران منطقه و جهان تبدیل کرده است.

در قطر نیز خاندان آل ثانی قدرت را در انحصار دارد. امیر کنونی، شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، رهبری سیاسی را بر عهده دارد و صندوق سرمایه‌گذاری دولتی قطر با سرمایه‌گذاری‌های گسترده جهانی ابزار اصلی نفوذ اقتصادی این کشور است.

در کویت، خاندان آل صباح از قرن هجدهم بر قدرت حاکم بوده و امیر کنونی و شاخه‌های مختلف خانواده، پست‌های کلیدی دولت و اقتصاد را کنترل می‌کنند.

نظام پارلمانی کویت تا حدی این تمرکز خانوادگی را تعدیل کرده، اما خانواده حاکم همچنان ستون اصلی حاکمیت این کشور است.


در امارات متحده عربی، قدرت میان خاندان‌های حاکم امارت‌ها، به‌ویژه آل نهیان در ابوظبی و آل مکتوم در دبی تقسیم شده است.

این خاندان‌ها کنترل اقتصاد متنوع از جمله نفت، تجارت، گردشگری و سرمایه‌گذاری جهانی را در دست دارند و  همکاری میان آنها، سیاست خارجی و داخلی این کشور را شکل می‌دهد.

در اردن، پادشاهی هاشمی که گفته می‌شود از نوادگان پیامبر اسلام هستد، از زمان تاسیس این کشور در سال ۱۹۲۱ قدرت را حفظ کرده‌اند.


شاه عبدالله دوم و خانواده سلطنتی از جمله بحث‌های مربوط به ولیعهدی و نقش برادران و فرزندان، کنترل نهایی را بر ارتش، امنیت و سیاست خارجی دارند. این خاندان با حمایت خارجی به‌ویژه آمریکا و توزیع منابع، ثبات خود را حفظ کرده است.


در مراکش، پادشاهی علوی یکی از قدیمی‌ترین سلطنت‌های جهان است که شاه محمد ششم در راس آن قرار دارد، او  دارای قدرتی فراقانونی است. خانواده سلطنتی در مراکش کنترل گسترده‌ای بر سیاست، اقتصاد و نهادهای مذهبی دارد.


انتقال موروثی در جمهوری‌ها


در جمهوری آذربایجان، انتقال قدرت از حیدر علی‌اف به پسرش الهام علی‌اف نمونه‌ای روشن از موروثی‌سازی در قالب جمهوری است.


همسر رئیس‌جمهور، مهربان علی‌اف، نیز به مقام معاونت اول رسیده و نقش مهمی در امور فرهنگی و اجتماعی دارد. این ساختار، آذربایجان را به یکی از نمونه‌های کلاسیک «جمهوری موروثی» در منطقه تبدیل کرده است.


موارد ناکام یا متوقف‌شده


در برخی کشورها، تلاش برای تمرکز قدرت در خانواده با مقاومت عمومی یا تحولات ناگهانی مواجه شد. در مصر دوران حسنی مبارک، پسرش جمال مبارک به تدریج به چهره‌ای کلیدی در سیاست و اقتصاد تبدیل شد و گمانه‌زنی‌ها درباره جانشینی او بالا بود، اما انقلاب ۲۰۱۱ این روند را متوقف کرد.

در تونس، در دوران زین‌العابدین بن‌علی، خانواده همسر رئیس‌جمهور یعنی لیلا بن‌علی، نفوذ اقتصادی گسترده‌ای یافت و شبکه‌ای از فساد و کنترل بخش‌های کلیدی اقتصاد ایجاد کرد. این نفوذ یکی از عوامل اصلی نارضایتی عمومی و انقلاب ۲۰۱۱ بود.

در لیبی دوران معمر قذافی نیز فرزندان او به‌ویژه سیف‌الاسلام، در حوزه‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی نقش داشتند و از سیف‌الاسلام به عنوان جانشین احتمالی نام برده می‌شد، اما سقوط رژیم در ۲۰۱۱ این الگو را پایان داد.


در سوریه، خانواده اسد بیش از پنج دهه قدرت را در دست داشته است. حافظ اسد نظام را پایه‌گذاری کرد و پس از مرگ او، قدرت به پسرش بشار اسد منتقل شد.

اعضای خانواده نقش کلیدی در ارتش و امنیت داشتند، برای نمونه ماهر اسد، یکی از فرماندهان ارشد نظامی بود و اسماء اسد همسر رئیس‌جمهور در پروژه‌های اقتصادی و به اصطلاح بازسازی فعال بود. این شبکه خانوادگی یکی از عوامل اصلی بقای رژیم در بحران‌های طولانی‌مدت به شمار می‌رفت.

در یمن پیش از جنگ داخلی، علی عبدالله صالح شبکه‌ای خانوادگی قدرتمند ساخته بود، پسرش احمد علی صالح فرماندهی یکی از مهم‌ترین یگان‌های نظامی را بر عهده داشت. این ساختار تا حدی به ثبات نسبی رژیم کمک کرد، اما در نهایت در بحران‌های بعدی فروپاشید.


سیاست خانوادگی در نظام‌های فرقه‌ای


لبنان نمونه‌ای منحصربه‌فرد از تداوم قدرت در قالب خانواده‌های سیاسی طایفه‌ای است. در این کشور، سیاست عمدتاً در اختیار سلسله‌های خانوادگی–فرقه‌ای قرار دارد. خانواده حریری، که سنی‌مذهب‌اند، پس از ترور رفیق حریری نیز نفوذ سیاسی خود را از طریق سعد و بهاء حریری حفظ کردند. در سوی دیگر، خانواده جمایل از مسیحیان مارونی به‌شمار می‌آیند.

خانواده جنبلاط، از دروزیان لبنان، با رهبری ولید جنبلاط و جانشینانش نقشی پررنگ داشته‌اند. خانواده بری، که شیعه‌مذهب‌اند، با نبیه بری به‌عنوان رئیس پارلمان برای دوره‌ای طولانی در قدرت باقی مانده‌اند. همچنین خانواده‌های دیگری مانند فرنجیه و کرامی نیز در ساختار سیاسی کشور حضور مؤثر دارند.

این خانواده‌ها از طریق احزاب سیاسی، شبکه‌های قدرت محلی، و گاه با تکیه بر پیشینه شبه‌نظامی، نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را حفظ کرده‌اند و نظام طایفه‌ای لبنان این الگو را تقویت می‌کند.



موارد در حال شکل‌گیری یا بحث‌برانگیز


در ترکیه، در دوره طولانی ریاست‌جمهوری رجب طیب اردوغان، نزدیکان و اعضای خانواده او در حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی و آموزشی نفوذ قابل توجهی به دست آورده‌اند.

اعضای خانواده اردوغان  شبکه‌ای از قدرت خانوادگی-حکومتی به وجود آورده‌اند، که فراتر از ساختار رسمی حزب عدالت و توسعه عمل می‌کند.

در ایران نیز، پس از کشته شدن آیت‌الله علی خامنه‌ای در حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در فوریه ۲۰۲۶، مجتبی خامنه‌ای پسر او توسط مجلس خبرگان به عنوان رهبر جدید انتخاب شد.

این انتقال، که در بحبوحه جنگ رخ داد، نشانه‌ای آشکار از حرکت به سمت موروثی‌سازی در ساختار ولایت فقیه تلقی می‌شود، هرچند ساختار رسمی آن غیرموروثی تعریف شده بود.

علاوه بر این، بنیادهای عظیم اقتصادی تحت نظارت رهبری ایران، مانند ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان نقش گسترده‌ای در کنترل بخش‌های کلیدی اقتصاد از جمله صنایع، املاک، انرژی و مالی دارند و شبکه‌ای از قدرت نهادی-خانوادگی ایجاد کرده‌اند.


پایداری بالا و الگوی انطباق


بنابه آنچه که گفته شد، می‌توان گفت که در خاورمیانه، مرز میان قدرت سیاسی و ثروت اقتصادی اغلب محو و یا کم‌رنگ شده است.

خانواده‌های حاکم معمولا منابع طبیعی همچون نفت و گاز، صنایع بزرگ، رسانه‌ها و نهادهای امنیتی را کنترل می‌کنند.این تمرکز قدرت، هم به دلیل دسترسی به منابع مالی عظیم و هم به خاطر کنترل ابزارهای سرکوب، تا کنون پایداری بالایی داشته است.

با این حال، تجربه‌هایی مانند تونس، مصر و تا حدی لیبی نشان می‌دهد که بحران اقتصادی، فساد گسترده و نارضایتی عمومی می‌تواند این ساختارها را به چالش بکشد.


در مقابل، کشورهایی مانند عربستان، قطر، امارات و کویت که منابع نفتی فراوان دارند، یا کشورهایی مانند مانند اردن و مراکش که در موقعیت ژئوپلیتیکی حساسی قرار دارند، توانسته‌اند این الگو را با انطباق، توزیع رانت و حمایت خارجی حفظ کنند.


بررسی و مطالعه نقش این خانواده‌ها، برای فهم تحولات سیاسی، اقتصادی و آینده منطقه خاورمیانه همچنان از اهمیت اساسی برخوردار است، به‌ویژه در شرایطی که جنگ‌ها، تحریم‌ها، تغییرات جهانی و فروپاشی برخی رژیم‌ها، می‌توانند این شبکه‌ها را تقویت یا تضعیف کند.

 
 
bottom of page