مقامات جمهوری اسلامی ایران نگرانند که حمله آمریکا بتواند ثبات حاکمیت را بر هم زند
- Arena Website
- 12 hours ago
- 3 min read

سمیە توحیدی
گزارشها از درون حاکمیت ایران نشان میدهد ترس دیگر ابزار مهار جامعه نیست. مقامات به خامنهای هشدار دادهاند که خشم انباشته پس از سرکوب خونین ژانویه، با یک محرک خارجی مانند حمله محدود آمریکا میتواند به انفجاری سیاسی منجر شود. همزمان، چهرههای منتقد از درون نظام از پایان مشروعیت سخن میگویند، در حالی که حاکمیت برای مواجهه، بیش از پیش به زبان امنیت و خشونت متوسل شده است.
بە نقل از رویترز و بر اساس منابعی از داخل ایران، مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران به علی خامنهای هشدار دادهاند که ترس دیگر نمیتواند خشم عمومی را پس از سرکوب خونین ماه گذشته مهار کند و این مسئله باعث افزایش نگرانیها شده است که یک حمله محدود آمریکا میتواند موج تازهای از تظاهرات گسترده را شعلهور سازد.
نگرانی فزاینده در بالاترین سطوح حاکمیت ایران از پیوند خوردن فشار خارجی با خشم انباشته داخلی، تصویری کمسابقه از شکنندگی تعادل قدرت در جمهوری اسلامی ترسیم میکند.
بر اساس این گزارش، مقامات ارشد در نشستهای محرمانه به علی خامنهای هشدار دادهاند که سرکوب خونین اعتراضات ماه گذشته، نهتنها بازدارندگی ایجاد نکرده است، بلکه دیوار ترس را فرو ریخته و جامعهای خشمگین و آماده کنش دوباره پدید آورده است.
از همین رو ممکن است یک محرک بیرونی، مانند حمله محدود آمریکا، آن را به خیابانها بازگرداند.
آنچه این هشدارها را معنادار میکند، نه صرفاً ارزیابی از احتمال اعتراضات جدید، بلکه اذعان ضمنی به تغییر کیفی در روان جمعی جامعه ایران است.
منابع میگویند در جلسات سطح بالا تأکید شده است که اعتراضات اخیر خونینترین سرکوب از زمان انقلاب ۱۳۵۷ بوده و با وجود هزینه انسانی سنگین، نتوانسته چرخه نارضایتی را متوقف کند. برعکس، به باور برخی مقامات، تجربه خشونت گسترده، ترس را از عامل بازدارنده به عاملی فرسوده تبدیل کرده است.
همچنین به خامنهای گفته شده است که بسیاری از شهروندان، بهویژه نسلهای جوانتر، خود را در وضعیتی میبینند که چیزی برای از دست دادن ندارند.
این برداشت، اگر با فشار خارجی همزمان شود، میتواند به جسارت بیشتر معترضان و افزایش احتمال رویارویی مستقیم با نیروهای امنیتی بینجامد.
از نگاه این مقامات، یک حمله محدود آمریکا الزاماً بهتنهایی تعیینکننده نیست، اما میتواند بهعنوان کاتالیزور، خشم فروخورده را آزاد کند و به ساختار سیاسی آسیبهایی وارد سازد که ترمیمپذیر نباشد.
یکی از مقامات بهصراحت به رویترز گفته است که دشمنان ایران در پی شعلهور کردن اعتراضات تازه برای پایان دادن به جمهوری اسلامی هستند و در صورت وقوع خیزشی دیگر، خشونت بیشتری اجتنابناپذیر خواهد بود.
این مقام تأکید کرده است که ترکیب حمله خارجی با تظاهرات مردمی خشمگین، سناریویی است که بیشترین نگرانی را در میان مقامات عالیرتبه ایجاد کرده و دقیقاً همان چیزی است که مخالفان خارجی نظام دنبال میکنند.
اهمیت این ارزیابیها در آن است که با مواضع علنی و قاطع تهران در تضاد قرار دارد که معترضان را «اغتشاشگر» یا «فتنهگر» معرفی میکند و هرگونه نارضایتی را به مداخله خارجی نسبت میدهد.
در سطح بینالمللی، همزمانی این نگرانیها با بحثهای جاری در واشنگتن درباره گزینههای فشار علیه ایران حاکی از امنیت است.
به گفته منابع، دونالد ترامپ در حال بررسی اقداماتی است که میتواند شامل حملات هدفمند علیه نیروهای امنیتی یا رهبران ارشد باشد، با این تصور که چنین اقداماتی شاید به تحرک دوباره معترضان منجر شود.
با این حال، حتی متحدان منطقهای آمریکا نیز اذعان کردهاند که قدرت هوایی بهتنهایی قادر به سرنگونی حاکمیت روحانی ایران نیست.
تفاوت شرایط کنونی با مقطع حملات هوایی پیشین علیه برنامه هستهای ایران نیز مورد تأکید قرار گرفته است.
در آن زمان، برخلاف انتظار برخی ناظران، حملات خارجی به اعتراضات داخلی گسترده منجر نشد. اما به گفته یک مقام ارشد سابق میانهرو، سرکوب خونین اوایل ژانویه معادله را تغییر داده است.
از نگاه او، خشم عمومی اکنون به سطحی رسیده که یک شوک خارجی میتواند واکنشی زنجیرهای ایجاد کند.
در داخل، هشدارها تنها به مقامات امنیتی محدود نمانده است. چهرههای سیاسی منتقد که زمانی بخشی از حاکمیت بودهاند، با ادبیاتی بیسابقه از احتمال فروپاشی سخن گفتهاند.
میرحسین موسوی، نخستوزیر پیشین، با اشاره به خونهای ریختهشده در ژانویه، از پایان بازی سخن گفته و مشروعیت نظام را بهصراحت زیر سؤال برده است.
حسن روحانی نیز هشدار داده است که بدون اصلاحات اساسی، چرخه اعتراضات تکرار خواهد شد؛ موضعی که با واکنش تند جریانهای تندرو مواجه شده است.
در سوی دیگر، روایت رسمی حاکمیت همچنان بر امنیتیسازی اعتراضات استوار است. خامنهای معترضان را با داعش مقایسه کرده و مدعی شده است اعتراضات بهوسیله آمریکا و «صهیونیستها» هدایت میشوند.
این شکاف میان روایت رسمی و ارزیابیهای محرمانه، نشاندهنده دوگانگی عمیق در مواجهه نظام با بحران مشروعیت است.
با این وجود بە نظر می رسد حتی اگر خیابانها در کوتاهمدت نیز آرام بمانند، عوامل زمینهساز ناآرامی از بین نرفتهاند.
افول اقتصادی، فساد ساختاری، شکاف طبقاتی و سرکوب سیاسی و بحران حاکمیت ترکیبی انفجاری ساخته است که میتواند با هر محرک مؤثر دوباره فعال شود.
در چنین شرایطی، هم مقامات و هم شهروندان انتظار دارند هر دور تازه اعتراضات با خشونتی شدیدتر پاسخ داده شود که میتواند ایران را به چرخهای خطرناکتر و پر هزینەتر از گذشتە برای شهروندان بدل کند.











