top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

روایت پان‌ترکیسم از ارومیه: گام‌به‌گام تا ساختن یک دیوار برلین

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Oct 14, 2025
  • 6 min read



در سال ۱۴۰۴، ارومیە به صحنه‌ تبلور منازعه‌ روایی میان هویت‌های کُردی و تُرکی بدل شد. سه رخدادِ نوروز، بیانیه‌ کانون وکلای آدربایجان شرقی و شعارهای استادیومی، سه سطح از بازنمایی یک سیاست واحد بودند: سیاست ترس و حذف. این فرایند، با حمایت ضمنی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، سازوکارهای گفت‌وگوی میان‌هویتی را تضعیف و بی‌اعتمادی ساختاری را در بافت اجتماعی ارومیە بازتولید کرد.


در سال ۱۴۰۴، ارومیە به یکی از کانون‌های اصلی برخورد روایت‌های هویتی در فضای سرزمینی ایران تبدیل شد و در فاصله‌ای چندماهه، سه رویداد به ظاهر مجزا اما با ریشه‌ای واحد در آن شکل گرفت.


نخست، در فروردین‌ماه جشن پرشکوه نوروز کُردی در این شهر برگزار و خیابان‌ها و میدان‌های شهر را از رنگ، موسیقی و نمادهای فرهنگی کُردها آکنده کرد. در این مراسم، برای نخستین‌بار پس از سال‌ها، حضور جمعی و آشکار کُردها را در ارومیە رویت پذیر شد. این حضور اما با واکنش تند و نژادپرستانه بخشی از فعالان و جریان‌های ترک مواجە و فضای شهر را از همزیستی فرهنگی به میدان منازعه‌ای هویتی کشانید.


سپس در اوایل مهر، بیانیه‌ای از سوی کانون وکلای آذربایجان شرقی منتشر شد که در ظاهر با برخورداری از لحنی قانونی اما در باطن، با آمارسازی و واژگان تحریک‌آمیز، بر تبعیض و میهمان‌نمایی تأکید کرد و شکاف‌های اتنیکی را ژرف‌تر ساخت.

و سرانجام چند روز گذشتە، در جریان یکی از مسابقات فوتبال، شعارهایی علیه احزاب سیاسی کُرد به‌ویژه پژاک و پ‌ک‌ک سر داده شد. سردادن این شعارها کە در ضدیت با کُردها بود، فضای ورزشگاه را به صحنه‌ای از بازنمایی ترس و خصومت بدل کرد.

سه رخداد متفاوت، سه زبان متمایز_ فرهنگی، حقوقی و توده‌ای، در جوهر، یک معنا را بازتاب دادند و آن معنا چیزی نبود جز بازتولید سیاست ترس مبتنی بر دیگری‌سازی که در روایت ترک‌ها، حضور کُردها را نه بخشی از واقعیت تاریخی ارومیە، بلکه تهدیدی برای هویت خودی تصویر می‌کند.


نوروز ۱۴۰۴؛ جشن حضور و آغاز هراس


نوروز ۱۴۰۴ در ارومیە به نقطه عطفی در منازعه هویتی این شهر تبدیل شد. در فروردین امسال، کُردهای ارومیە برای نخستین‌بار توانستند جشن‌های نوروزی را به‌صورت گسترده و با مجوز رسمی برگزار کنند.





حضور خانواده‌ها، رقص و موسیقی، لباس‌های کُردی و پرچم‌های رنگی، حال‌و‌هوای شهر را دگرگون کرد و فضای تازه‌ای از اعتماد‌به‌نفس جمعی را در جامعه کُردی پدید آورد. برای کردها، نوروز یادآور بازگشت حافظه تاریخی و تأکیدی بر تداوم حضورشان در سرزمینی بود که همواره بخشی از زیست‌جهان آنان محسوب می‌شد.

اما همین حضور برای بخشی از جامعه ترک، به‌ویژه ناسیونالیست‌ها و مذهبی‌ها، نه جشن همزیستی بلکه نشانه‌ای از قد علم کردن هویت کُردی تعبیر شد. در روزهای پس از مراسم، موجی از واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی و محافل سیاسی به راه افتاد.

چهره‌هایی چون نادر قاضی‌پور و گروه‌های پان‌ترک، برگزاری این جشن را تحریک‌آمیز دانستند و از نهادهای امنیتی خواستند با برگزارکنندگان آن برخورد شود.

در همین راستا گروه‌های پان ترک_ حزب اللهی تظاهرات به شدت نژادپرستانەای را نیز سازماندهی کردند. چند روز بعد، تعدادی از فعالان و برگزارکنندگان مراسم نوروز بازداشت شدند. حکومت با این اقدام نشان داد که کفه‌ی حساسیتش آشکارا به‌سوی یک‌سو سنگینی می‌کند.

نوروز ۱۴۰۴ در ظاهر جشن زندگی بود، اما در عمل به لحظه‌ای از برخورد دو حافظه تاریخی بدل شد؛ لحظه‌ای که برای کُردها بیان حضور بود و برای ترک‌ها آغاز هراس. در همین نقطه بود که بذر گفتمان میهمان‌بودن کُردها بار دیگر در ذهن نخبگان ترک کاشته شد و روند دیگری‌سازی در روایت آنان از ارومیە شکل گرفت.


بیانیه‌ کانون وکلای آذربایجان شرقی؛ قانون به‌مثابه ابزار حذف


در اوایل مهرماه ۱۴۰۴، تنها چند ماه پس از برگزاری مراسم نوروز، کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای آذربایجان شرقی با انتشار بیانیه‌ای اعلام نمود کُردهای ارومیە «پناهندگان عراقی» هستند.


در این متن، عدد ساختگی «یک‌میلیون و هشتصد هزار پناهنده» به‌عنوان مبنای استدلال آورده شد که نه در هیچ یک از منبع رسمی و سرشماری، نه در هیچ پژوهش جمعیتی و تاریخی، کوچک‌ترین نشانی از آن یافت نمی‌شود.

هدف بیانیه نە اطلاع‌رسانی، بلکه بازتعریف مشروعیت هویتی در قالبی حقوقی بود. نویسندگان کوشیدند با این آمار خیالی، تصویر ترک‌ها را به‌عنوان صاحبان بومی سرزمین تثبیت کنند و کُردها را در مقام میهمانان ناخوانده بنشانند.

در ظاهر، بیانیه لحنی حقوقی و استناد به قوانین بین‌المللی داشت، اما ساختار زبانی آن بر پایه‌ی تحریک عاطفه و وطن‌پرستی بنا شده بود.


نویسندگان با کنار هم چیدن مقدمات، از محکومیت اسرائیل تا تمجید از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، کوشیدند حس وطن‌دوستی را جایگزین استدلال کنند و از زبان قانون برای مشروعیت‌بخشی به تعصب بهره بگیرند.



دولت و نهادهای نظارتی نیز در برابر این بیانیه سکوت کردند. نه واکنشی از وزارت دادگستری شکل گرفت و نه کانون وکلا مورد بازخواست قرار گرفت. این سکوت، معنایی آشکار داشت؛ پذیرش ضمنی متنی که قانون را از ابزار عدالت به سلاحی برای حذف و حاشیه‌نشینی بدل کرده بود.


استادیوم ارومیە؛ خیابانِ بازگویی همان بیانیه


چهار روز قبل، تیم فوتبال ۹۰ ارومیە در دیداری خانگی برابر نساجی مازندران به میدان رفت. در جریان این بازی، گروهی از هواداران شعارهایی علیه احزاب سیاسی کُرد، به‌ویژه پژاک و پ‌ک‌ک، سر دادند. این شعارها محدود اما معنادار بودند و بلافاصله در رسانه‌ها و کانال‌های پان‌ترک بازنشر شدند.


در بازتاب‌های بعدی، این شعارها نه صرفاً واکنشی احساسی، بلکه نشانه‌ای از «دفاع از هویت ترکی» و «مقابله با کُردها» توصیف شدند.

هم‌زمان، از واژه تروریست برای اشاره به این احزاب استفاده شد که بیش از آن‌که بیانگر موضع امنیتی باشد، به ابزار ارعاب و برچسب‌زنی تبدیل شد و هدفش مشروعیت‌بخشی به حذف دیگری بود.

در سوی دیگر، تنها چند روز پیش، تیم هور اسپور ارومیە با ترکیب و هوادارانی عمدتاً کُردی مسابقه‌ای آرام برگزار کرده بود. در این مراسم، هواداران با لباس‌های محلی و رنگ‌های نمادین کُردی در ورزشگاه حاضر شدند، اما هیچ شعاری علیه ترک‌ها سر داده نشد.


تضاد میان این دو صحنه روشن بود: در یکی، هویت از مسیر نفی و دشمن‌سازی بازتاب یافت؛ در دیگری، از مسیر حضور و فرهنگ.


منطق درونی روایت پان‌ترک‌ها و بازتولید سیاست ترس


در تحلیل روایت پان‌ترک‌ها از بحران ارومیە، سه محور اصلی تکرار می‌شود. نخست، احساس محاصره جمعیتی؛ باوری ریشه‌دار که بر این تصور استوار است که کُردها با حمایت حکومت یا نیروهای خارجی در حال تغییر ترکیب جمعیتی شهرند و ترک‌ها در سرزمین خود به اقلیت بدل می‌شوند.


دوم، ترکیب ناسیونالیسم و مذهب که چهره‌هایی مانند قاضی‌پور آن را نمایندگی می‌کنند و با پیوند زدن «ترک‌بودن» و «شیعه‌بودن» نوعی مشروعیت مضاعف برای هویت خود می‌سازند.


سوم، امنیت‌سازی از طریق دشمن‌سازی کە برچسب‌هایی مانند پ‌ک‌ک و پژاک نه تنها به احزاب مسلح، بلکه به هر مطالبه یا نماد کُردی تعمیم داده می‌شود.

در چنین فضایی، حتی یک جشن فرهنگی یا حضور یک تیم فوتبال کُردی می‌تواند نشانه‌ای از تهدید تلقی شود و هر نماد هویتی به معنایی امنیتی فروکاسته گردد.

در این چارچوب، زمانی‌که گروهی هویت خود را در خطر می‌بیند، می‌کوشد با برچسب‌زدن به دیگری، احساس امنیت ازدست‌رفته را بازسازی کند.


در ارومیە نیز چنین منطق دفاعی به‌وضوح دیده می‌شود. نوروز به تهدید فرهنگی بدل میشود، بیانیه‌ی کانون وکلا در سطح حقوقی به تهدید ساختاری شکل می دهد و شعارهای استادیوم به تهدید امنیتی تعبیر میگردند.


این زنجیره نشان می‌دهد که چگونه احساس نا امنی فرهنگی در نهایت به سیاستی برای حذف نمادین دیگری تبدیل می‌شود که با زبان ترس آغاز می‌شود و در رفتار اجتماعی بازتولید می‌گردد.

جمهوری اسلامی ایران نیز در این میان نقشی تقویت‌کننده ایفا می‌کند. حکومتی که معمولاً در بحران‌های اتنیکی و هویتی با حفظ ظاهر بی‌طرفی سعی دارد تعادل شکننده‌ای میان طرفین برقرار کند، در ارومیە این قاعده را وارونه به کار گرفت.

در مواجهه با چنین وضعیتی، حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در برابر کُردها با سرکوب فرهنگی نوروز مداخله کرد، اما در برابر پان‌ترک‌ها در ماجرای بیانیه‌ی کانون وکلا و شعارهای استادیومی سکوت اختیار نمود.


این سیاست دوگانه، بی‌اعتمادی متقابل را تثبیت نومدە و زمینه‌ی بازتولید مستمر تنش را در یکی از حساس‌ترین مناطق چندهویتی ایران فراهم ساختە است.


از جشن تا شعار


سه رویداد اخیر ارومیە، از نوروز تا استادیوم، زنجیره‌ای پیوسته از یک منطق واحد را شکل می‌دهند. برگزاری مراسم نوروز در ارومیە، احیای حافظه‌ی کُردی و بروز اعتمادبه‌نفس جمعی بود که دولت در برابر آن با سرکوب پاسخ داد.


بیانیه‌ی کانون وکلا نیز ترجمان نخبگانی همان سیاست ترس در پوشش قانون شد و سردادن شعار در استادیوم از سوی افراطیون، بازتاب توده‌ای همان منطق در قالب شعار و برچسب بود.

ارومیە امروز دیگر تنها محل برخورد دو هویت نیست، بلکه به میدانی برای آزمون مواجهە سیاستهای هویتی و مقابلە جریان پان ترکیستی _ حزب اللهی با تنوع و چندصدایی بدل شده است.

در این میدان، خطر نه در کُرد بودن یا ترک بودن، بلکه در سیاستی نهفته است که ترس را جای گفت‌وگو می‌نشاند و با نادیده‌گرفتن تبعیض، به آن مشروعیت می‌بخشد.


اگر سازوکارهای مشارکت و گفت‌وگو بازتعریف نشوند، ارومیە به نماد آینده‌ی ایران، کردستان و آذربایجان تبدیل خواهد شد؛ سرزمینی که در آن قانون، جشن و ورزش، هر سه به زبان ترس سخن می‌گویند و سیاست، از بازشناسی دیگری ناتوان می‌ماند.



 
 
bottom of page