top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

زیان‌ده‌ ترین تریدر امروز ایران، در آستانه لیکوئید شدن است

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Dec 30, 2025
  • 3 min read


امیر خنجی


اگر سیاست را همچون بازار در نظر بگیریم، امروز زیان‌ده‌ترین معامله‌گر ایران نه یک فعال بورس که خودِ علی خامنه‌ای است. او سال‌هاست در بازاری معامله می‌کند که قواعدش عوض شده است، اما استراتژی‌اش تغییر نکرده است.


در ادبیات ترید، «لیکوئید شدن» بە معنای دست‌دادن کل سرمایه به‌خاطر اصرار بر پوزیشنی غلط است. مرز لیکوئید، نقطه‌ای‌ست که دیگر نه پولی می‌ماند، نه امکان جبران؛ فقط پایانِ پوزیشن است که بازی را تمام می‌کند. سیاست امروز ایران دقیقاً روی همین مرز لرزان ایستاده است.


در ترید یک اصل طلایی داریم: مارکت همیشه حق دارد. شما می‌توانید تحلیل داشته باشید، روایت بسازید، دست‌های پنهان را مقصر قلمداد کنید، اما قیمت کار خودش را می‌کند.


در سیاست هم جامعه همان مارکت است. زمانی جامعه مسیر خودش را می‌رود، انکار آن مشابە دعوا با نمودار است.

خامنه‌ای اما سال‌هاست با چارت واقعیت سر ناسازگاری دارد؛ هر ریزش را با تئوری توطئه توجیه کرده و هر نوسان منفی را به دشمن نسبت داده است. مشکل این‌جاست که چارت به شعار واکنش نشان نمی‌دهد.

با در نظر گرفتن سرمایه سیاسی و تشابە آن بە بازار، یک تریدر حرفه‌ای، موجودی حسابش را هر روز چک می‌کند: اعتماد عمومی، مشروعیت، همراهی نخبگان، رضایت اقتصادی، سرمایه اجتماعی.


این‌ موارد همان «اکوئیتی» سیاست‌اند. زمانیکە این موجودی آب می‌رود و به‌جای استاپ‌لاس، میانگین کم‌کردن زدە می شود، فاجعه نزدیک است.

خامنه‌ای دقیقاً همین کار را کرده است: هر بحران را با بحرانی بزرگ‌تر پاسخ داده است، هر شکاف را با سرکوب عمیق‌تر ترمیم و سرانجام هر کاهش اعتماد را با افزایش هزینه امنیتی پوشانده است. این یعنی تزریق هیجانی به حسابی که تهی می‌شود.

در بازار، «لوریج» تیغ دولبه است. اهرم را زیاد می‌کنی تا سودت چندبرابر شود، اما اگر بر خلاف جهتت حرکت کند، نابودی‌ات هم چندبرابر می‌شود.

نظام سیاسی ایران سال‌هاست با لوریج بالا معامله می‌کند: امنیتی‌سازی فرهنگ، ایدئولوژیک‌سازی اقتصاد، نظامی‌کردن سیاست خارجی. این‌ها سودهای کوتاه‌مدت می‌دهند، اما در ریزش‌ها، حساب را منفجر می‌کنند. یک توییت، یک اعتراض محلی، یک خبر اقتصادی، همه می‌توانند مثل فاندامنتال‌های منفی، ضربه‌ای بزنند که مارجین کال شود.

مارجین کال خاموش سال‌هاست شروع شده است: فرار سرمایه انسانی، مهاجرت، افت امید، بی‌اعتمادی مزمن. این‌ها کندل‌های قرمز هستند.


هر کدام به‌تنهایی کوچک‌اند، اما روی هم قطاری می‌سازند که به لیکوئید نزدیک می‌شود. تریدر ناشی به کندل‌های کوچک می‌خندد؛ حرفه‌ای‌ها از چینش‌شان می‌ترسند.


خامنه‌ای اما تریدر حرفه‌ای نیست. او به‌جای مدیریت ریسک، روایت‌سازی ریسک می‌کند. استاپ‌لاس ندارد. هیچ سیاست غلطی را واقعاً نبسته است؛ فقط نامش را عوض کرده است.

وقتی تحریم‌ها فشار آوردند، گفت مقاومت. وقتی جامعه اعتراض کرد، گفت اغتشاش. وقتی منطقه هزینه شد، گفت عمق راهبردی. این‌ اسامی، نام‌های جدیدی برای پوزیشنی واحد بە شمار می روند که مدت‌هاست خلاف جهت بازار باز مانده است.

در ترید، یک بیماری سهمگین با عنوان امید به‌جای تحلیل وجود دارد. معامله‌گر ضررده می‌گوید برمی‌گردد، چون بستن پوزیشن یعنی اعتراف به خطا. سیاست هم همین است.

اعتراف به خطا برای نظامی که خود را معصوم می‌داند، ناممکن است؛ پس پوزیشن باز می‌ماند، ضرر می‌دود، و حساب کوچک‌تر می‌شود. تا روزی که یک حرکت نه‌چندان بزرگ، همه‌چیز را صفر کند.

بازار فقط تکنیکال نیست؛ فاندامنتال هم دارد. فاندامنتال سیاست امروز ایران چیست؟ تورم، فرسایش اعتماد، سیاست خارجی پرهزینه، شکاف نسلی، بحران آب، رکود تولید، و معناباختگی دین سیاسی.


این‌ موارد داده‌ هستند، نه تحلیل اپوزیسیون. زمانیکە فاندامنتال‌ها این چنین منفی‌اند و شما همچنان «لانگ» می‌گیرید، نه امید دارید نه ذهنیت بقا.


آیا هنوز می‌شود از لیکوئید شدن گریخت؟ در ترید بله؛ اگر زودتر استاپ بخوری. در سیاست هم بله؛ اگر بازتعریف پوزیشن بدهی: تنش‌زدایی، آزادی‌های مدنی، اقتصاد شفاف، گفت‌وگوی واقعی با جامعه، و بازگشت به حکمرانی عقلانی.


این‌ها مثل بستن معامله بد و بازکردن معامله درست‌اند. درد دارد، آبرویی می‌سوزد، اما حساب نجات می‌یابد.

مسئله این است که خامنه‌ای نه‌تنها استاپ نمی‌زند، بلکه لوریج را هم بالا می‌برد. این خطرناک‌ترین ترکیب است. هرچه جامعه جلوتر می‌رود، سرعت ریزش بیشتر می‌شود. و در چنین شرایطی، لیکوئید دیگر یک رویداد نیست؛ یک فرآیند است.

شاید نام دیگری بر آن بگذارند، شاید نمودارش شکل دیگری بگیرد، اما نتیجه یکی است: صفرشدن موجودی اعتماد.


در بازار می‌گویند تا وقتی زیان را نبندی، زیانت واقعی نشده است. اما سیاست متمایز است، جامعه هزینه می‌دهد، نه فقط حساب معامله‌گر. بهای لجاجت را مردم می‌پردازند.

اینجاست که استعاره ترید به هشدار اخلاقی بدل می‌شود: بستن معامله‌ای که فقط زیان می‌دهد، جسارت می‌خواهد؛ اما ادامه‌دادنش بی‌مسئولیتی است.

امروز، چارت سیاست ایران شبیه چارت کوینی‌ست که مدت‌هاست سقف‌های پایین‌تر می‌زند و کف‌ها را می‌شکند. هر خبر، هر اعتراض، هر شکست دیپلماتیک یک شدو بلند است بر کندلی که می‌لرزد. اگر استاپ زده نشود، لیکوئید،به زبان بازار، حتمی است. مارکت حکم می‌دهد، نه بیانیه، نه دستور.


 
 
bottom of page