top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

طالبان آموزش دختران را به مدارس مذهبی جنسیت‌زده محدود کرده‌ است

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Sep 23, 2025
  • 3 min read




سیاستهای آموزشی طالبان پس از بازگشت به قدرت، زنان افغانستان را با محرومیت ساختاری مواجه کرده است. جایگزینی نظام‌مند آموزش رسمی با مدارس مذهبی، نه‌تنها دسترسی دختران به علوم مدرن را محدود کردە است، بلکه بازتولید نقش‌های جنسیتی سنتی را نهادینه می‌کند. این فرایند به تدریج سرمایه انسانی این کشور را تضعیف و آینده اجتماعی افغانستان را در مدار انزوا و وابستگی ایدئولوژیک تثبیت می‌سازد.


زمانیکە طالبان در اوت ۲۰۲۱ دوباره قدرت را در افغانستان به دست گرفتند، بسیاری از دختران و زنان امیدوار بودند تجربه تلخ دهه ۹۰ تکرار نشود. اما در کمتر از یک سال، درهای مدارس متوسطه و دانشگاه‌ها به روی زنان بسته شد.


اکنون، پس از گذشت بیش از چهار سال، تصویر آینده آموزشی دختران افغان نه تنها روشن‌تر نشده بلکه به‌شدت محدودتر از گذشته است.


نمونه روشن این وضعیت، داستان «ناهید»، دختری ۲۴ ساله‌ از هرات است. او در میانه تحصیل رشته اقتصاد بود که با تصمیم طالبان برای منع تحصیل زنان، ناچار شد دانشگاه را رها کند.


امروز صبح‌هایش را در زیرزمین مسجدی با ۵۰ زن و دختر دیگر می‌گذراند که تنها درس، تلاوت قرآن و شنیدن آموزه‌های مذهبی طالبان است. او می‌گوید:

می‌دانم طالبان می‌خواهند ذهن زنان را تغییر دهند، اما این تنها راهی است که می‌توانم خانه‌ام را ترک کنم. اگر در خانه بمانم، افسرده می‌شوم.

گزارش مشترک گاردین و تایمز از وضعیت تحصیل زنان در افغانستان نشان می‌دهد که وضعیت ناهید در این کشور استثنا نیست.


تحقیقات میدانی در هشت استان افغانستان آشکار می‌کند طالبان با رویکردی حساب‌شده در حال جایگزین‌کردن آموزش رسمی با شبکه‌ای از مدارس مذهبی هستند.


براساس آمار، تا پایان سال ۲۰۲۴ بیش از ۲۱ هزار مدرسه مذهبی در سراسر کشور فعال بوده و تنها در پنج ماه اخیر، حدود ۵۰ مدرسه جدید در ۱۱ استان تأسیس شده است.


این مدارس اغلب در مساجد یا منازل شخصی ملاها اداره می‌شوند و هزینه آنها مستقیماً از وزارت آموزش و پرورش طالبان تأمین می‌شود. ملاها بر اساس تعداد شاگردان حقوق دریافت می‌کنند، به همین دلیل خانواده‌ها تحت فشار قرار می‌گیرند تا دختران خود را به این کلاس‌ها بفرستند.


یک مادر در نیمروز می‌گوید: به ما گفتند اگر دختران‌مان را به مدارس مذهبی نفرستیم، هیچ کمکی دریافت نمی‌کنیم.

تأثیر این سیاست به‌وضوح در مدارس ابتدایی دخترانه نیز دیده می‌شود. کلاس‌هایی که پیش‌تر پرجمعیت بودند، حالا به نصف کاهش یافته‌اند. بسیاری از دانش‌آموزان ابتدا در هر دو مدرسه حضور پیدا می‌کنند، اما به‌تدریج تحت فشار ترک تحصیل کرده و تنها در مدارس مذهبی می‌مانند.

کیفیت آموزش هم به‌شدت افت کرده است. معلمان باسابقه و تحصیل‌کرده از کار برکنار شده و جای خود را به نوجوانانی داده‌اند که تنها «گواهی مذهبی» دارند.


در استان فراه، یک مدیر مدرسه روایت می‌کند که پنج معلم واجد شرایط را مجبور به اخراج کرده و یکی از جایگزین‌ها حتی قادر به خواندن روان متن نبود. تنها صلاحیت او این بود که ارتباط نزدیکی با مقامات داشت و گواهی مدرسه مذهبی در دستش بود.


برنامه درسی این مدارس نیز محدود است: حفظ قرآن، تفسیرهای سختگیرانه از شریعت، قوانین پوشش و نقش‌های جنسیتی. هیچ خبری از علوم، ریاضیات یا مهارت‌های مدرن نیست. کتاب‌های درسی نیز عمدتاً از پاکستان وارد می‌شوند و به زبان پشتو چاپ شده‌اند که در مناطق دری‌زبان مانع درک درست مطالب توسط دانش‌آموزان می‌شود.

فعالان می‌گویند حتی بخشی از کمک‌های بین‌المللی ناخواسته به این مدارس می‌رسد. در یک نمونه، لوازم‌التحریر اهدایی یونیسف که برای یک مدرسه دولتی ارسال شده بود، به دستور مقامات به کلاس یک ملا منتقل شد.

پیامدهای اجتماعی این سیاست‌ها به سرعت در حال نمایان شدن است. خانواده‌هایی که از فرستادن دخترانشان به مدارس مذهبی خودداری می‌کنند، با محرومیت، انزوا و حتی گرسنگی روبه‌رو می‌شوند.

در مقابل، خانواده‌هایی که اطاعت می‌کنند، فرصت‌های بیشتری برای شغل یا دریافت کمک‌های غذایی دارند. همین امر باعث شده است که گواهی مدارس مذهبی به‌تدریج تنها مدرک معتبر برای ورود به بازار کار باشد.

یک فعال اجتماعی در نیمروز می‌گوید: «امروز همه می‌دانند اگر شغل می‌خواهید، دانشگاه را فراموش کنید. باید به مدرسه مذهبی بروید.»


نتیجه این روند تغییر کامل چشم‌انداز نسل جدید دختران افغان است. بسیاری دیگر رویای پزشک یا مهندس‌شدن را در سر ندارند و آینده خود را تنها در چارچوب آموزش ایدئولوژیک طالبان می‌بینند.


برای ناهید و هزاران دختر دیگر، این انتخابی تلخ است: یا خانه‌نشینی و انزوا، یا تحصیل در مدارسی که حتی ابتدایی‌ترین علوم انسانی را نادیده می‌گیرند. او می‌گوید: «اگر نروم، افسرده می‌شوم. اگر بروم، حداقل زنان دیگری را می‌بینم. اما می‌دانم این آینده‌ای نیست که برایش درس خوانده بودم.

 
 
bottom of page