معمای اسلامآباد: چرا مذاکره با وجود تهدیدهای نظامیان ادامه دارد؟
- 3 hours ago
- 3 min read

تناقض ظاهری میان تشدید لحن امنیتی و تداوم دیپلماسی در تهران، بیش از آنکه نشانه شکاف باشد، بازتاب یک الگوی راهبردی مبتنی بر تقسیم نقش در ساختار قدرت است. در این چارچوب، بازدارندگی نظامی و عملگرایی سیاسی بهصورت همزمان پیش میروند تا ضمن حفظ اهرم فشار، مسیر مذاکره نیز باز بماند. تداوم آتشبس و آغاز گفتوگوها در اسلامآباد نشان میدهد حداقلی از اجماع نهادی شکل گرفته و دیپلماسی، نه در تقابل، بلکه در امتداد منطق فشار مدیریت میشود.
در حالی که احمد وحیدی از موضعی سختگیرانه آمریکا را به پاسخ قاطع تهدید میکند و سعید جلیلی مذاکره را افتخارفروشی میخواند، تیم دیپلماتیک ایران پای میز مذاکره در اسلامآباد نشسته است.
این تناقض ظاهری، معمای اصلی قدرت در تهرانِ درگیر جنگ و آتشبس است که در آن سیگنالهای متناقض نه نشانه شکاف، بلکه بخشی از طراحی راهبردی هستند.
پاسخ شاید نه در تضاد، بلکه در نوعی همراستایی کارکردی میان سطوح مختلف قدرت نهفته باشد؛ همراستاییای که با تقسیم نقش میان بازدارندگی نظامی و عملگرایی سیاسی، مسیر دیپلماسی را باز نگه میدارد.
در حالی که یک آتشبس شکننده دو هفتهای میان ایران و آمریکا برقرار شده است، گفته میشود هیات ایرانی، با حضور محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی ،در اسلامآباد پای میز مذاکره خواهد نشست.
این مذاکرات در پی توافق آتشبسی است که با میانجیگری پاکستان شکل گرفت و بهعنوان یک توقف موقت در جنگ ۲۰۲۶ ایران و آمریکا تعریف میشود.
همزمان، گزارشها تأیید میکنند که این گفتوگوها با حضور هیاتهای عالیرتبه دو طرف و در شرایط امنیتی شدید در حال برگزاری است .
اما در همان ساعات، از تهران صداهایی شنیده میشود که هر ناظری را دچار تردید میکند؛ تهدیدهای نظامی، تأکید بر خطوط قرمز، و هشدار نسبت به فریب دیپلماسی.
این دوگانگی ظاهری، در واقع بازتاب یک الگوی شناختهشده در رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی مبنی بر ترکیب همزمان فشار و مذاکره است.
پرسش اصلی اما این است؛ اگر مخالفان مذاکره چنین پرصدا و بهظاهر قدرتمندند، چرا اساساً مذاکرات آغاز شده و آتشبس برقرار مانده است؟
پاسخ را باید در سطحی عمیقتر از تقابلهای لفظی، در موازنهای نهادی جستوجو کرد که در آن تصمیمگیری نه در اختیار یک فرد، بلکه حاصل برهمکنش بازیگران کلیدی در ساختار قدرت است.
نقش شورای عالی امنیت ملی در این میان تعیینکننده است که سیاستهای کلان امنیتی و نظامی را هماهنگ میکند و بدون اجماع در آن، نه آتشبسی شکل میگیرد و نه مذاکرهای آغاز میشود.
از این منظر، تداوم آتشبس و اعزام هیئت مذاکرهکننده به اسلامآباد، خود نشانهای از وجود حداقلی از توافق در سطوح عالی تصمیمگیری است.
در این چارچوب، میتوان رفتار بازیگران را نه بهعنوان تضاد، بلکه بهعنوان تقسیم نقش تحلیل کرد. قالیباف بهعنوان چهرهای با گرایش عملگرایانه، در موقعیت چانهزنی و مدیریت پیام دیپلماتیک قرار میگیرد، در حالی که چهرههای امنیتی مانند وحیدی، با برجستهسازی تهدید نظامی، سطح بازدارندگی را حفظ میکنند.
این الگو در ادبیات روابط بینالملل با مفاهیمی چون دیپلماسی اجبارآمیز، کە در آن تهدید، مکمل مذاکره است نه مانع آن، قابل تبیین است.
شواهد رفتاری نیز این تحلیل را تقویت میکند. با وجود تهدیدهای لفظی، نه تنها آتشبس حفظ شده، بلکه مذاکرات نیز طبق برنامه در حال انجام است.
گزارشها نشان میدهد که پاکستان توانسته دو طرف را به میز مذاکره بازگرداند، هرچند این روند همچنان شکننده و در معرض اخلالهای منطقهای، بهویژه در لبنان، باقی مانده است.
در سوی دیگر، جبهه پایداری انقلاب اسلامی و چهرههایی مانند جلیلی، نماینده یک گفتمان ایدئولوژیکتر هستند که نسبت به مذاکره بدبین است.
با این حال، نقش آنها بیشتر در سطح تولید گفتمان و فشار سیاسی تعریف میشود، نه لزوماً تعیینکنندگی اجرایی. آنها میتوانند هزینه توافق را بالا ببرند، اما لزوماً قادر به توقف آن نیستند، مگر آنکه توازن قوا در سطح کلان تغییر کند.
با این توازن، سه سناریو پیش روی مذاکرات قرار دارد:
اول، توافق حداقلی که در آن، در ازای محدودسازی برخی فعالیتها، کاهش فشار تحریمی دنبال میشود.
دوم، بنبست کنترلشده که در آن مذاکره ادامه مییابد اما به نتیجه قطعی نمیرسد.
و سوم که محتملترین است، بازی دوگانهایست که در آن، مذاکره و بازدارندگی بهطور همزمان ادامه یافته و در نهایت به توافقی محدود اما کارکردی منجر میشود.
بهطور کلی، تناقض ظاهری میان تهدید و مذاکره، بیش از آنکه نشانه شکاف باشد، بیانگر یک راهبرد ترکیبی است.
دادههای موجود، از برقراری آتشبس تا آغاز مذاکرات، نشان میدهد که سطوح مختلف قدرت در ایران، دستکم در این مقطع، بر سر اصل مدیریت همزمان جنگ و دیپلماسی به نوعی همراستایی رسیدهاند. مخالفتهای لفظی، در این چارچوب، نه الزاماً مانع، بلکه بخشی از سازوکار افزایش اهرم چانهزنی است.











