top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

چرا ترکیە از تداوم بحران در ایران نگران است؟

  • 13 hours ago
  • 8 min read


سارا بیاتیان

 

در حالی که درگیری میان جمهوری اسلامی ایران از یک سو و ائتلاف آمریکا-اسرائیل از سوی دیگر وارد مرحله‌ای شدیدتر و احتمالاً فرسایشی شده است، ترکیه تلاش می‌کند که نقش فعالی را در کاهش تنش‌ها و جلوگیری از گسترش بحران ایفا کند. این رویکرد در چارچوب سیاست کلی آنکارا برای حفظ ثبات منطقه‌ای و مدیریت ریسک‌های امنیتی قابل ارزیابی است. از منظر آنکارا، هرگونه تصادم فراگیر در این محور، نه تنها نظم موجود را برهم می‌زند، بلکه می‌تواند دومینووار ثبات شکننده در مرزهای پیرامونی ترکیه را نیز با تهدید موجودیتی مواجه کند.


گزارش‌ها نشان می‌دهند ترکیه در تعامل با بازیگران مختلف، کانال‌های ارتباطی خود با تهران و واشنگتن را برای تسهیل گفت‌وگو و کاهش تنش فعال نگه داشته است. این سیاست، که در ادبیات تحلیلی به‌عنوان موازنه‌گری فعال شناخته می‌شود، بر پرهیز از هم‌پیمانی کامل با هر یک از طرف‌های درگیر و تمرکز بر جلوگیری از تشدید درگیری‌ها استوار است.


ترکیه با درک این واقعیت که جنگی بزرگ در همسایگی‌اش، هزینه‌هایی به‌مراتب سنگین‌تر از منافع احتمالی آن دارد، می‌کوشد نقش ضامن ثبات را ایفا کند.


در عین حال، تحولات جاری برای ترکیه صرفاً یک بحران خارجی تلقی نمی‌شود، بلکه دارای ابعاد مستقیم امنیتی، اقتصادی و اجتماعی است.

در این چارچوب، یکی از مهم‌ترین ملاحظات آنکارا، پیامدهای احتمالی تضعیف یا بی‌ثباتی در ساختار حاکمیتی ایران است؛ چرا که ایران در نگاه راهبردی ترکیه، لنگرگاه ثبات در شرق این کشور محسوب می‌شود و هرگونه تزلزل در آن، به معنای باز شدن جعبه پاندورای بحران‌های خفته است.

در این میان، نقش ایران به عنوان کریدور حیاتی انرژی و ترانزیت برای ترکیه غیرقابل چشم‌پوشی است. هرگونه اختلال در ساختار سیاسی ایران، نه‌تنها جریان گاز طبیعی به سمت آناتولی را قطع می‌کند، بلکه مسیر دسترسی ترکیه به بازارهای آسیای مرکزی را مسدود کرده و این کشور را در یک بن‌بست ژئواکونومیک قرار می‌دهد.

 

ابعاد جمعیتی و اجتماعی کردها در ترکیه


در ارزیابی‌های رسمی و پژوهش‌های بین‌المللی، جمعیت کردهای ساکن در جغرافیای ترکیه به‌عنوان بزرگ‌ترین جمعیت اتنیکی این کشور برآورد می‌شود. بر اساس تخمین‌های مختلف، کردها حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد جمعیت ترکیه را تشکیل می‌دهند، که معادل حدود ۱۴ تا ۱۹ میلیون نفر یا بیشتر است.


این جمعیت عمدتاً در مناطق جنوب‌شرقی و شرقی متمرکز است، اما به‌دلیل مهاجرت داخلی طی دهه‌های اخیر، بخش قابل‌توجهی از آنها در شهرهای بزرگ، از جمله استانبول، زندگی می‌کنند، به‌طوری‌که برخی برآوردها استانبول را دارای بزرگ‌ترین جمعیت کرد در کشور می‌دانند.


این پراکندگی جغرافیایی باعث شده است که هرگونه تحول سیاسی یا اجتماعی در رابطه با کردها در ترکیه، به سرعت به قلب اقتصادی و سیاسی این کشور سرایت کند.


از نظر ساختار اجتماعی و اقتصادی، مناطق جنوب‌شرقی ترکیه در مقایسه با میانگین ملی با شکاف‌های معناداری در شاخص‌های توسعه، اشتغال و سطح درآمد مواجه‌اند.

این مناطق به‌طور کلی از سطح پایین‌تری از زیرساخت‌های اقتصادی، فرصت‌های شغلی و دسترسی به خدمات عمومی نظیر آموزش و بهداشت برخوردارند. در واقع، جنوب‌شرق ترکیه با نوعی توسعه‌نیافتگی ساختاری دست‌به‌گریبان است که زمینه‌ساز بروز نارضایتی‌های اجتماعی می‌گردد.

در عین حال، ترکیب جمعیتی آن‌ها، با سهم بالاتر جمعیت جوان و نرخ رشد سریع‌تر، ویژگی متمایزی ایجاد کرده است که در صورت فراهم‌بودن بسترهای لازم، می‌تواند به ظرفیتی برای رشد اقتصادی بدل شود.


با وجود آن‌که این مناطق در اسناد و برنامه‌های رسمی توسعه‌ای مورد توجه قرار گرفته‌اند، شواهد میدانی اما نشان می‌دهند که این سیاست‌ها به‌دلایل ساختاری، اجرایی و نیز غلبه ملاحظات امنیتی، نتوانسته‌اند به‌طور معناداری شکاف توسعه‌ای میان جنوب‌شرق و سایر مناطق ترکیه را کاهش دهند.


غلبه نگاه امنیتی بر نگاه توسعه‌محور، باعث شده است که پتانسیل‌های انسانی این مناطق، بیش از آنکه فرصت تلقی شوند، به عنوان یک چالش بالقوه در محاسبات دولتی دیده شوند.

 

احزاب کردی در چارچوب امنیت ملی


در چارچوب گفتمان رسمی امنیت ملی ترکیه، احزاب کرد، به‌ویژه پ‌ک‌ک که از سال ۱۹۸۴ وارد فاز قیام مسلحانه علیه دولت مرکزی شده است، به‌عنوان سازمان تروریستی تعریف می‌شوند.

در این میان، مسئله پ‌ک‌ک نه‌فقط به‌عنوان یک چالش سیاسی یا اتنیکی، بلکه به‌مثابه یک تهدید مستمر امنیتی در سطوح مختلف برای دولت ترکیه صورت‌بندی می‌شود.

درگیری میان دولت ترکیه و پ‌ک‌ک طی چهار دهه‌ گذشته به کشته‌شدن ده‌ها هزار نفر انجامیده و از این حیث، یکی از طولانی‌ترین و پرهزینه‌ترین چالش‌های امنیت داخلی در تاریخ معاصر ترکیه به‌شمار می‌آید.


تداوم این وضعیت، به‌ویژه در مناطق جنوب‌شرقی (کردستان ترکیه)، نقش مهمی در شکل‌دادن به رویکردهای امنیتی، سیاسی و حتی توسعه‌ای دولت ایفا کرده است.


در ادبیات و تحلیل‌های امنیتی ترکیه، فعالیت‌های پ‌ک‌ک معمولاً در سه سطح به‌هم‌پیوسته مورد بررسی قرار می‌گیرد:


در سطح داخلی؛ با این‌وجود که تمرکز از اقدامات مسلحانه به سمت پویایی‌های مدنی و فضای سیاسی تغییر یافته است، و علیرغم آنکه عبدالله اوجالان طرح آشتی و گذار به مبارزه دموکراتیک را مطرح کرده و جنبش کُرد بر پایان فاز مسلحانه تأکید دارد، دولت ترکیه همچنان با حفظ رویکردی سخت‌افزاری، محدودیت‌های گسترده‌ای را بر فعالیت‌های سیاسی و مدنی کردها، به‌ویژه در مناطق جنوب‌شرقی، اعمال می‌کند.

این وضعیت نشان‌دهنده یک پارادوکس امنیتی است که فضای عمومی در آن، تحت تأثیر حضور پررنگ نیروهای نظامی و انتظامی قرار دارد و مطالبات سیاسی آشتی‌جویانه، همچنان در قالب تهدیدات امنیتی صورت‌بندی می‌شوند.

این رویکرد دولت، مانع از تبدیل طرح‌های صلح به یک روند پایدار سیاسی شده و شکاف میان حاکمیت و بدنه اجتماعی مناطق کُردی را تداوم بخشیده است.


در سطح فرامرزی؛ توجه به این نکته معطوف است که پ‌ک‌ک از فضاهای خارج از مرزهای ترکیه، به‌ویژه مناطق کوهستانی اقلیم کردستان، به‌عنوان عمق استراتژیک و پایگاه‌های استقرار نیرو استفاده می‌کند.


این وضعیت، بهانه و دستاویز لازم را برای عملیات‌های مکرر برون‌مرزی ارتش ترکیه ایجاد کرده و هم‌زمان به پیچیده‌تر شدن روابط این کشور با دولت مرکزی عراق و حکومت اقلیم کردستان انجامیده است.


در سطح منطقه‌ای؛ تحلیل‌ها بر شبکه روابط و پیوندهای این سازمان با بازیگران همسو در کشورهای هم‌جوار متمرکز می‌شود، پیوندهایی که می‌تواند شامل اشکال مختلفی از همگرایی ایدئولوژیک، سازمانی یا حتی عملیاتی باشد.


در این چارچوب، پژاک (حزب حیات آزاد کردستان) به‌عنوان هم‌پیوند پ‌ک‌ک در جغرافیای ایران نیز مورد توجه قرار می‌گیرد.

فعالیت‌های پژاک در مناطق مرزی غرب و شمال‌غرب ایران، و تنش‌های گاه‌وبیگاه آن با نیروهای ایرانی، نشان می‌دهد که این شبکه صرفاً محدود به قلمرو ترکیه یا حتی عراق نیست، بلکه در امتداد مرزهای ایران نیز امتداد یافته است.

از این منظر، هم در تحلیل‌های امنیتی ترکیه و هم در برخی ارزیابی‌های منطقه‌ای، این مجموعه به‌عنوان یک شبکه چندلایه فراملی در نظر گرفته می‌شود که شاخه‌ها و امتدادهای آن در ترکیه، عراق، سوریه و ایران قابل ردیابی است.


به همین دلیل، تحولات مرتبط با پژاک و وضعیت مناطق مرزی ایران نیز به‌طور غیرمستقیم در محاسبات امنیتی ترکیه جای می‌گیرد، به‌ویژه در زمینه جابه‌جایی نیروها، ایجاد پناهگاه‌های کوهستانی و شکل‌گیری پیوندهای عملیاتی.

بر اساس این نگاه، جغرافیای کردستان به عنوان یک واحد پیوسته در نظر گرفته می‌شود که هرگونه تحریک در یک بخش آن، ارتعاشاتی در بخش‌های دیگر ایجاد می‌کند.

از همین رو، در چارچوب نگاه امنیتی ترکیه، هرگونه خلأ قدرت، بی‌ثباتی سیاسی یا تضعیف حاکمیت دولت‌ها در کشورهای همسایه می‌تواند به افزایش تحرک و بازآرایی این شبکه‌ها بینجامد و در نتیجه، محیط امنیتی پیرامونی ترکیه را پیچیده‌تر و پرریسک‌تر سازد.


چنین برداشتی، یکی از مبانی اصلی توجیه مداخلات و سیاست‌های پیش‌دستانه ترکیه در محیط پیرامونی خود به‌شمار می‌آید.

 

ایران به‌مثابه متغیر کلیدی در امنیت پیرامونی ترکیه


در معادلات راهبردی ترکیه، ایران جایگاهی فراتر از یک همسایه صرف دارد و به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی در حفظ تعادل ژئوپلیتیک منطقه تلقی می‌شود.


از منظر آنکارا، ثبات و انسجام ساختار حاکمیتی در ایران نقشی تعیین‌کننده در مهار سرریزهای امنیتی، کنترل پویش‌های فراملی و جلوگیری از گسترش بی‌ثباتی در پیرامون ترکیه ایفا می‌کند.


این ارزیابی بر مجموعه‌ای از شواهد و تجربه‌های منطقه‌ای استوار است؛ از جمله تحولات عراق پس از ۲۰۰۳ و بحران سوریه پس از ۲۰۱۱ که نشان داد تضعیف دولت مرکزی چگونه می‌تواند به شکل‌گیری فضاهای خاکستری، رشد بازیگران غیردولتی و بازتعریف موازنه‌های امنیتی منجر شود.


ترکیه آموخته است که خاکستری شدن مرزها بزرگ‌ترین کابوس امنیت ملی است.


در این چارچوب، یکی از محورهای مهم تحلیل، پیوستگی جغرافیایی و اجتماعی کردستان در ایران، عراق، سوریه و ترکیه است.

این پیوستگی، که در قالب شبکه‌های خویشاوندی، زبانی و حتی سازمانی قابل ردیابی است، در شرایط ثبات لزوماً مسئله‌زا نیست، اما در وضعیت‌های بی‌ثباتی می‌تواند به بستر تحرک و بازآرایی احزاب و نیروهای سیاسی و مدنی تبدیل شود.

از این منظر، تحلیلگران امنیتی ترکیه تأکید می‌کنند که هرگونه تضعیف کنترل دولت مرکزی در مناطق مرزی ایران، بالقوه می‌تواند پیامدهایی فراتر از مرزهای این کشور داشته باشد و به پیچیده‌تر شدن محیط امنیتی در کل نوار جنوبی و شرقی ترکیه بینجامد.


در این میان، حضور و فعالیت گروه‌هایی مانند پژاک، به‌عنوان بخشی از شبکه گسترده‌تر هم‌پیوند با سازمان‌ها و نیروهای کردی منطقه، این حساسیت را در محاسبات امنیتی ترکیه تشدید می‌کند.

 

الگوی رفتاری ترکیه و سناریوی مناطق ترکی-کردی ایران


عملکرد سیاستی ترکیه در قبال تحولات عراق و سوریه نشان‌دهنده‌ یک الگوی نسبتاً پایدار در مواجهه با چنین شرایطی است.

آنکارا در این موارد، ترکیبی از ابزارهای دیپلماتیک، امنیتی و نظامی را به‌کار گرفته است. اما یک تفاوت بنیادین در مورد ایران وجود دارد؛ برخلاف عراق و سوریه، ایران دارای مناطق وسیع تُرک‌نشین (آذربایجان) است که هم‌مرز با ترکیه و جمهوری آذربایجان هستند.

این ویژگی منحصربه‌فرد، فرصتی استراتژیک برای آنکارا و باکو ایجاد می‌کند تا در صورت تضعیف یا فروپاشی دولت مرکزی در ایران، فراتر از مدیریت تهدید، به سمت سیطره بر این مناطق حرکت کنند. اینجاست که رقابت پنهان و آشکار ترکیه و جمهوری آذربایجان برای نفوذ و تسلط بر این جغرافیای ایرانی، به یکی از پیچیده‌ترین لایه‌های بحران تبدیل می‌شود.


آنکارا در این موارد، از مفاهیمی چون امنیت پیش‌دستانه و عمق استراتژیک برای انتقال خط دفاعی به خارج از مرزهای رسمی استفاده می‌کند.


بر همین اساس، بسیاری از تحلیل‌ها بر این نکته توافق دارند که در صورت بروز بی‌ثباتی معنادار در ایران، احتمالاً ترکیه نیز با الگویی مشابه، در پی مهار ریسک‌های امنیتی برخواهد آمد.


اما واقعیت این است که آذربایجان ایران، فضایی متفاوت از عراق و سوریه ایجاد می‌کند و بستری مناسب برای نفوذ و سلطه‌ی ترکیه خواهد شد.

محافل نزدیک به دولت ترکیه اعلام کرده‌اند که آنکارا در صورت وقوع بحران، قصد ایجاد یک منطقه حائل در عمق مرزهای ایران را دارد تا موج پناهجویان را در همان سوی مرز مهار کند.

این رویکرد در واقع بازتولید «تجربه‌ عفرین سوریه» در خاک ایران است، یعنی ورود نظامی پیش‌دستانه به بهانه‌ امنیت، تصرف نوار مرزی و ایجاد یک ساختار اداری-نظامی تحت حمایت خود که عملاً به معنای نقض حاکمیت ملی ایران و مدیریت مستقیم جمعیت و جغرافیا در داخل مرزهای ایران خواهد بود.


این سیاست در صورت تکمیل موجب کوچ اجباری بسیاری از کردهای ساکن در این مناطق خواهد شد.


در کنار ابعاد امنیتی، پیامدهای اقتصادی و انسانی چنین سناریوهایی نیز در محاسبات ترکیه جایگاه مهمی دارد.


تجربه بحران سوریه نشان داد که بی‌ثباتی می‌تواند به موج‌های گسترده مهاجرت منجر شود که طی آن، ترکیه را با فشارهای قابل‌توجهی در حوزه‌های خدمات عمومی، بازار کار، مسکن و زیرساخت‌های شهری مواجه کرد.


در صورت بروز شرایط مشابه در ایران، با توجه به جمعیت بزرگ‌تر و پیوندهای مرزی، ابعاد این فشارها می‌تواند به‌مراتب گسترده‌تر و مهارناپذیرتر باشد.

علاوه بر این، ایران یکی از مسیرهای مهم ترانزیت انرژی و تجارت در منطقه است و هرگونه اختلال در ثبات آن می‌تواند بر امنیت انرژی ترکیه، هزینه‌های واردات و مسیرهای تجاری اثرگذار باشد. ایران برای ترکیه تنها یک شریک تجاری نیست، بلکه کریدور اتصال به شرق است.

لازم به ذکر است که هرگونه مداخله ترکیه در منطقه‌ آذربایجان ایران، با پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک مضاعفی روبروست.


این اقدام نه تنها توازن قوا با روسیه در قفقاز را برهم می‌زند، بلکه می‌تواند به یک تصادم هژمونیک میان آنکارا و مسکو منجر شود، چرا که روسیه نیز نفوذ در ایران را خط قرمز امنیتی خود در جنوب می‌داند.


در مجموع، در نگاه راهبردی ترکیه، ثبات ایران نه‌تنها یک موضوع سیاست خارجی، بلکه بخشی از معادله امنیت داخلی و اقتصادی این کشور تلقی می‌شود.

این نگاه، بر پیوند میان امنیت، ژئوپلیتیک و اقتصاد تأکید دارد و نشان می‌دهد که تحولات ایران، به‌ویژه در مناطق مرزی، کە دربردارندە ساکنان کرد و ترک است، می‌تواند به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در محاسبات امنیتی، سیاست‌گذاری منطقه‌ای و حتی پویش‌های داخلی ترکیه بازتاب یابد.

از این رو، آنکارا در عین حال که برای سناریوهای پسا-فروپاشی و سیطره بر مناطق ترکی-کردی برنامه‌ریزی می‌کند، بقای ساختار فعلی را به عنوان سدی در برابر بحران‌های پیش‌بینی‌ناپذیر ترجیح می‌دهد.

 

 
 
bottom of page