کارنامە یک خودکامە چگونە در آیندە بازنویسی می شود؟
- 1 hour ago
- 5 min read

سمیە توحیدی
مرگ علی خامنهای الزاماً به معنای پایان عصر او نیست. رهبر جمهوری اسلامی، پس از بیش از سه دهه حکمرانی مبتنی بر سرکوب داخلی، مهندسی موازنههای قدرت و تقابل مستمر با غرب، کشته شد، اما ساختاری را که او بنا نهاد همچنان پابرجاست. از شبکههای امنیتی و نظامی تا نظم ایدئولوژیک حاکم، میراث او هنوز در تار و پود جمهوری اسلامی تنیده است. پرسش اصلی امروز نه درباره مرگ خامنهای، بلکه درباره دوام تفکر خامنەای در نظر و عمل، در ایران پس از اوست.
علی خامنهای در بیش از سه دهه و نیم رهبری خود بر ایران، مخالفتها را سرکوب کرد، تقابل با ایالات متحده را بیش از پیش گسترش داد و در میان جناحهای سیاسی رقیب، مسیر جمهوری اسلامی را هدایت کرد.
اما سلطه او بر جمهوری اسلامی ایران، صبح ۲۸ فوریه، در نخستین روز جنگی پنجهفتهای، همراه با شماری از اعضای نزدیک خانوادهاش، در حمله هوایی اسرائیل که بر پایه اطلاعات آمریکا انجام شد، خاتمە یافت. با این حال، دوران خامنهای از بسیاری جهات هنوز پایان نیافته است.
اگرچە هنوز نسبت زندەماندن پسرش از آن بمباران سهمگین تردیدهای فراوان وجود دارد، اما آنگونە کە روایات رسمی از درون جمهوری اسلامی ایران بە آن دامن زدەاند، قدرت پدر، سریعا به پسرش مجتبی خامنهای منتقل شد.
با این وجود حتی پس از مرگ علی خامنهای، حسابهای او در تلگرام و شبکه اجتماعی ایکس همچنان بهطور منظم اظهارات گذشتهاش را بازنشر میکنند.
تصاویر او نیز همچنان بر تابلوهای تبلیغاتی در برابر نگاه ایرانیان قرار دادە میشود که اغلب در پرترهای سهگانه، او را در کنار سلفش، روحالله خمینی، و پسرش، مجتبی، نشان میدهد.
همزمان با آغاز مراسم تشییع او در روز شنبه، رسانههای حکومتی اکنون از او با عنوان امام شهید خامنهای یاد میکنند. این عنوان جایگاه مردی معنوی و مهذب را در اذهان مخاطبان تثبیت میکند که از سالهای نخست پس از تأسیس جمهوری اسلامی، یکی از چهرههای محوری این نظام بود.
بازماندهای سرسخت در میدان سیاست
دههها تجربه بقا در میدان سیاست نتوانست او را از باران بمبهایی نجات دهد که داماد، دختر، عروس و نوهاش را نیز قربانی کرد.
خامنهای در ۸۶ سالگی، پس از دههها حکمرانی، از مجموعهای از بحرانهای پیاپی عبور کرده بود. او برای حفظ قدرت، سرکوب را با کیاست درهم آمیخت. این مسیر از زمانی آغاز شد که پس از مرگ خمینی، مقام مادامالعمر رهبری انقلاب اسلامی را در اختیار گرفت.

او اعتراضهای دانشجویی سال ۱۹۹۹ را پشت سر گذاشت. اعتراضهای گسترده سال ۲۰۰۹ نیز موقعیت او را متزلزل نکرد.
این اعتراضها کە پس از انتخابات مناقشهبرانگیز ریاستجمهوری شکل گرفتە بود و مشروعیت حکومت وی را در نزد طرفدارانش نیز تا اندازەای با چالش مواجە کرد. اعتراضهای سال ۲۰۱۹ نیز با سرعت و خشونت شدید و بە فرمان وی سرکوب شدند. او از بازگشت خدای دهە شصت سخن گفتە بود.
جنبش زن، زندگی، آزادی در سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۳ شکل گرفت. جرقه این جنبش، جانباختن ژینا امینی در بازداشتگاە گشت ارشاد در تهران بود. این جنبش گستردە کە از کردستان برآمد و تمام ایران را درنوردید نیز با دستور وی سرکوب شد.
دیکتاتور ایران، اما در جنگ دوازده روزه با اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ ناچار به اختفا شد. البتە زندەماندن وی بە مدت نزدیک بە ٨ ماە، بە لطف دونالد ترامپ مقدور شد. او بود کە اجازە قتل خامنەای را ندادە بود.
با این وجود، این جنگ نفوذ عمیق اطلاعاتی اسرائیل در ساختار جمهوری اسلامی را آشکار کرد. این نفوذ به کشته شدن شماری از مقامهای کلیدی امنیتی در حملات هوایی انجامید.
پیش از آغاز آخرین جنگ در سال ۲۰۲۶، حاکمیت او با دو شب حملە گستردە بە حوالی بیت رهبری روبهرو شد.
این حملە کە توسط هستەهای سازمان مجاهدین خلق انجام شد، با سرکوب شدید نیروهای امنیتی فرونشاندە شد. گروههای حقوق بشری میگویند این سرکوب چند صد کشته از خود بر جای گذاشت.
خامنهای معترضان را آشوبگرانی خواند که به گفته او، از حمایت اسرائیل و ایالات متحده برخوردار بودند.
تقدیر بر این بود کە این مستبد خودکامە کە بازوی راستش در پی سوءقصدی از سوی سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۹۸۱ تا حدی فلج شدە بود، در آخرین شبهای حیات خود نیز از سوی همین سازمان، مورد تهدید واقع شود.
خامنهای در دوران حکومت شاه، بارها به دلیل فعالیتهای ضد امپریالیستی بازداشت شد. نخستین بار او بود کە کتابی از سید قطب را بە فارسی برگرداند. با این وجود تحت تاثیر نظریە غربزدگی احمد فردید و جلال آل احمد و گفتمان بازگشت بە خویشتن خویش، سرنوشت حداقل سە نسل از شهروندان را در ایران بە نحوی تراژیک رقم زد
خامنهای در سال ۱۹۸۱، پس از ترور محمدعلی رجایی، به ریاستجمهوری انتخاب شد. مقامهای جمهوری اسلامی آن حمله را نیز به سازمان مجاهدین خلق نسبت دادند.
در دهه ۱۹۸۰، حسینعلی منتظری محتملترین جانشین خمینی به شمار میرفت. با این حال، رهبر انقلاب اندکی پیش از مرگ نظر خود را تغییر داد. علت این تغییر، مخالفت منتظری با اعدامهای گسترده اعضای سازمان مجاهدین خلق و دیگر مخالفان چپگرا بود.
پس از مرگ خمینی، مجلس خبرگان رهبری، عالیترین نهاد روحانی جمهوری اسلامی، تشکیل جلسه داد. این نهاد خامنهای را بهعنوان رهبر انتخاب کرد.
خامنهای در آغاز، بهطور مشهور، این انتخاب را نپذیرفت و در حالتی از استیصال گفت: بە حال ملتی کە من رهبرش باشم، باید خون گریست.
خامنهای در طول دوران سیاسی خود با شش رئیسجمهور منتخب کار کرد. جایگاه ریاستجمهوری در جمهوری اسلامی، هموارە بهمراتب کمقدرتتر از مقام رهبری بودەاست و از بە هموارە بە آبدارچی تعبیر شدە است.
در میان این رؤسا، چهرههای میانهروتری مانند محمد خاتمی نیز حضور داشتند. با این وجود به این چهرهها هیچگاە اجازه داده نشد تلاشهای محدودی را برای اصلاحات محتاطانه و کاهش تنش با غرب انجام دهند.
هر بار نیز کە تلاشی محتاطانە در این بارە آغاز شد، خامنەای، با اعمال نفوذ، مانع از گشایش ایران بە سوی حداقلی از آزادیها شد.
در دوران زمامداری مستبدانە خامنەای، شبکهای پیچیده از جناحها برای جلب حمایت و کسب نفوذ نزد او با یکدیگر رقابت میکردند. سپاه پاسداران، بازوی ایدئولوژیک نیروهای نظامی ایران، یکی از مهمترین این مراکز قدرت بود.
با این حال، خامنهای بنابە رویکردهای فکری خود، همواره جانب تندروها را گرفت و از تقابل با شیطان بزرگ، یعنی ایالات متحده، حمایت کرد. او همچنین هرگز موجودیت اسرائیل را به رسمیت نشناخت.
علی خامنهای، معمار جمهوری اسلامی ایران، میتواند از اثرگذارترین بازیگران سیاسی در ایران بە شمار رود، اما با وجود این، بە دلیل تفاوتهای فکری در میان جناحهای سیاسی کە خود در ایجاد آنها اثرگذار بود، ناچار بود چندین مرکز قدرت رقیب را در درون ساختار نظام مدیریت کند.
اگر چە گفتە می شود کە مجتبی خامنەای زندە است، اما هنوز مشخص نیست او چگونە از میراث پدر صیانت و قدرت را چگونه اعمال خواهد کرد. با این حال، بیانیهای از او که در آن اعلام نمود کە بە رغم اختلاف نظر شخصی، از گفتوگو با ایالات متحده حمایت میکند، برای بسیاری یادآور شبح سیاسی علی خامنهای بود.
با این وجود این بیانیه به شکلی هولناک یادآور سنت پدر او بە شمار میرود، سنتی که بر دور ماندن از درگیریهای مستقیم سیاسی و حفظ جایگاهی فراتر از کشمکشهای روزمره استوار بود.
مراسم دفن علی خامنەای و حضور یا عدم حضور مجتبی خامنەای میتواند سرنخهایی جدیدی را از زندە بودن وی نشان دهد، با این وجود، تاریخ جغرافیای ایران از دورە غزنویان بە بعد نشان دادە است کە هموارە میان پدریان و پسریان، تفاوتهای فکری و سیاسی فراوانی با یکدیگر دارند.











