top of page
Asset 240.png

نتایج جستجو

2224 results found with an empty search

  • امارات متحدە عربی احتمال مسدود کردن میلیاردها دلار دارایی ایران را بررسی می‌کند

    در هفتمین روز از آغاز جنگ نیروهای ائتلاف اسرائیل و آمریکا با ایران، امارات متحده عربی در حال بررسی استفاده از ابزارهای مالی به‌عنوان اهرم فشار علیه ایران در واکنش به حملات موشکی و پهپادی اخیر است. اهمیت این اقدام در این نکتە نهفتە است که امارات یکی از اصلی‌ترین مسیرهای دسترسی ایران به نظام مالی و تجارت جهانی محسوب می‌شود. تحلیلگران معتقدند هرگونه محدودیت هدفمند علیه شبکه‌های مالی مرتبط با سپاه پاسداران می‌تواند توان تهران برای دور زدن تحریم‌ها را کاهش دهد، هرچند اجرای چنین تصمیمی با ملاحظات اقتصادی و ژئوپلیتیکی همراه خواهد بود. روزنامه وال‌استریت ژورنال گزارش داد که امارات متحده عربی در حال بررسی طرحی برای مسدود کردن میلیاردها دلار از دارایی‌های ایران در این کشور است که در صورت اجرا می‌تواند یکی از مهم‌ترین کانال‌های مالی تهران در اقتصاد جهانی را محدود کند. این بررسی‌ها در پی حملات موشکی و پهپادی ایران به اهدافی در امارات انجام می‌شود. بر اساس این گزارش، مقام‌های اماراتی در حال بررسی مجموعه‌ای از اقدامات مالی برای محدود کردن شبکه‌های اقتصادی مرتبط با ایران هستند. منابع آگاه از این گفت‌وگوها گفته‌اند که در صورت اجرای این طرح، میلیاردها دلار از دارایی‌های ایران که در سیستم مالی امارات نگهداری می‌شود ممکن است مسدود شود. این امر می‌تواند دسترسی تهران به ارزهای خارجی و شبکه‌های تجارت جهانی را به طور جدی کاهش دهد. به گفته این منابع، مقام‌های اماراتی پیش‌تر به‌طور محرمانه ایران را از احتمال چنین اقدامی آگاه کرده‌اند. با این حال هنوز مشخص نیست که دولت امارات چه زمانی یا تا چه حد ممکن است این گزینه را عملی کند. وزارت امور خارجه امارات نیز به درخواست وال‌استریت ژورنال برای اظهار نظر پاسخی نداده است. تحلیلگران بر این باورند کە امارات متحدە عربی طی سال‌های گذشته به یکی از مهم‌ترین مراکز فعالیت شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران ایرانی تبدیل شده است تا جاییکە برخی از آن‌ها از آن برای دور زدن تحریم‌های غربی استفاده کرده‌اند. زیرساخت‌های مالی و تجاری امارات به ایران امکان داده است بخشی از معاملات تجاری و فروش نفت خود را با وجود تحریم‌ها ادامه دهد. در این بارە، اسفندیار باتمانقلیچ، مدیر اجرایی مرکز پژوهشی «بورس و بازار» که بر اقتصاد ایران تمرکز دارد، به وال‌استریت ژورنال گفته است هرگونه اقدام امارات برای محدود کردن فعالیت‌های مالی ایران در این کشور اهمیت زیادی خواهد داشت، زیرا امارات مهم‌ترین مسیر ارتباط ایران با اقتصاد جهانی محسوب می‌شود. به گفته مقام‌های آگاه، گزینه‌های مورد بررسی شامل مسدود کردن دارایی‌های شرکت‌های صوری مستقر در امارات است؛ شرکت‌هایی که برای پنهان کردن معاملات تجاری ایران استفاده می‌شوند. همچنین انتظار میرود نظارت مالی بر صرافی‌های محلی که برای انتقال پول خارج از سیستم بانکی رسمی به کار می‌روند تشدید شود. در صورت اجرای چنین اقداماتی، حساب‌های مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی احتمالاً در اولویت قرار خواهند گرفت. در این بارە، آندریاس کریگ، استاد ارشد مطالعات امنیتی در کینگز کالج لندن، گفته است حساب‌های مرتبط با سپاه پاسداران احتمالاً نخستین اهداف این محدودیت‌ها خواهند بود و این اقدام مهم‌ترین ابزار غیرنظامی امارات برای فشار بر ایران محسوب می‌شود. پیش از این وزارت خزانه‌داری آمریکا در سال ۲۰۲۴ اعلام کرده بود که حدود ۹ میلیارد دلار از وجوه مرتبط با فعالیت‌های مالی مخفی ایران از طریق حساب‌های کارگزاری در بانک‌های آمریکایی منتقل شده است. بر اساس این گزارش، شرکت‌هایی مستقر در امارات ۶۲ درصد از این مبالغ را دریافت کرده‌اند و بخش قابل توجهی از آن به فروش نفت توسط شرکت‌های مرتبط با ایران در دبی مربوط بوده است. به گفته وزارت خزانه‌داری و تحلیلگران، ایران شبکه‌ای از شرکت‌های پوششی در امارات ایجاد کرده است که برای دریافت پرداخت‌های نفتی، تسویه معاملات و پنهان کردن منشأ واقعی پول‌ها استفاده می‌شوند. ایران همچنین ناوگانی مخفی از نفتکش‌های قدیمی در اختیار دارد که نفت تحت تحریم را حمل می‌کنند و اغلب تلاش می‌کنند موقعیت و مالکیت واقعی خود را پنهان نگه دارند. طبق داده‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا، بسیاری از این نفتکش‌ها توسط شرکت‌هایی در امارات و برخی کشورهای آسیایی مالکیت و مدیریت می‌شوند. تحلیلگران می‌گویند هرگونه اقدام احتمالی امارات احتمالاً به صورت هدفمند اجرا خواهد شد، زیرا صدها هزار ایرانی در این کشور زندگی و فعالیت اقتصادی دارند و قطع کامل روابط مالی می‌تواند پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای برای هر دو طرف داشته باشد.

  • فرانسیس فوکویاما از حملە آمریکا بە ایران سخن میگوید

    این گزارش تفصیلی بازخوانی جامع و روایی از گفت‌وگوی میان فرانسیس فوکویاما، اندیشمند برجسته علوم سیاسی، و یاشا مونک، نظریه‌پرداز سیاسی و میزبان پادکست The Good Fight است. این گفت‌وگو در روزهای پرتنش آغاز مارس ۲۰۲۶ ضبط شد. در آن زمان خاورمیانه تحت تأثیر حملات نظامی گسترده ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در وضعیتی بحرانی قرار داشت. در همان مقطع، گزارش‌های متعدد نشان می‌دادند که بخش‌هایی از رأس هرم قدرت در جمهوری اسلامی و شماری از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی هدف حملات قرار گرفته‌اند. این تحولات باعث شد بسیاری از ناظران از ورود منطقه به مرحله‌ای تازه در معادلات سیاسی و امنیتی خاورمیانه سخن بگویند.   درحالی‌که خاورمیانه در شوکِ حملات نظامی به ایران فرو رفته بود، فرانسیس فوکویاما و یاشا مونک تلاش کردند تا از ورای غبارآلودِ اخبار و هیاهوی شبکه‌های اجتماعی، به یک تحلیل راهبردی دست یابند. فوکویاما با نگاهی سرد و تحلیلی، بحث را با یک هشدارِ روش‌شناختی درباره‌ی ماهیتِ اطلاعات در عصر بحران آغاز کرد. او با تأکید بر اینکه نخستین قربانی هر درگیری نظامی، حقیقت است، فضایی از احتیاط را حاکم کرد. فوکویاما به مونک توضیح میدهد که در ساعات اولیه، بیانیه‌های رسمی دولت‌ها بیش از آنکه گزارش باشند، ابزارهای مدیریت ادراک و توجیه اهداف سیاسی هستند. ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، که اکنون به منبع اصلی اخبار تبدیل شده‌اند، به‌راحتی توسط کنشگرانِ سایبری، ربات‌ها یا سرویس‌های اطلاعاتی قابلِ جعل، تقطیع یا تغییر جهت‌گیری هستند. او هشدار داد که تحلیل راهبردی بدون تثبیت داده‌های میدانیِ معتبر، بیش از آنکه روشن‌گر باشد، گمراه‌کننده است. فوکویاما از مخاطبان خواست تا در برابرِ هیجان‌های کاذبِ فروپاشی فوری مقاومت کنند و به یاد آورند که در سیاست بین‌الملل، آنچه در لحظه «واقعیت» به نظر می‌رسد، ممکن است تنها سایه‌ای از یک استراتژی پیچیده باشد. برای فوکویاما، مسئله صرفاً نه کمبود خبر، بلکه فقدانِ یک چارچوب برای «فهمِ» اخبار است.   تناقضِ ترامپ: از وعده‌ی انزواگرایی تا جنگ انتخابی یاشا مونک بحث را با طرحِ یک تناقض تاریخی پیش برد: دونالد ترامپ، رئیس جمهوری که با شعارِ پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایانِ بوش و انتقاد از امپریالیسمِ مداخله‌گر به قدرت رسید، اکنون خود درگیر یک «جنگ انتخابی» تمام‌عیار شده است. مونک این رفتار را نه یک دکترینِ منسجم، بلکه یک «دفترچه بازی» (Playbook) خاص می‌داند که در آن رئیس‌جمهور به جای استراتژی‌های بلندمدت، بر ضرباتِ سهمگین و برق‌آسا در کوتاه‌ترین زمان ممکن تمرکز می‌کند تا طرف مقابل فرصت واکنش نیابد. با این حال، فوکویاما خاطرنشان کرد که این بار تفاوت بزرگی وجود دارد. برخلاف حملات محدودِ ژوئن گذشته که در آن ایران به شکلی حساب‌شده به کاهش تنش تن داده بود، درگیری کنونی به یک «باتلاقِ احتمالی» تبدیل شده است. فوکویاما معتقد است که ترامپ در دامِ همان پارادوکسِ جرج دبلیو بوش افتاده است: ورود به جنگی که ورود به آن در اختیار او بوده، اما خروج از آن، شاید در اختیار هیچ‌کس نباشد. آیا او واقعاً می‌داند پس از حذفِ احتمالیِ رهبران، چه ساختاری قرار است خلاءِ قدرت را پر کند؟ این همان پرسشی است که تاریخِ سیاست خارجی آمریکا را به تراژدی‌های تکراری پیوند می‌زند.   افسانه‌ی قطع سر و واقعیتِ میدانی فوکویاما بخش عمده‌ای از تحلیل خود را به نقدِ راهبردِ «قطع سر» اختصاص دادە است که در آن گمان می‌رود با کشتن علی خامنەای، سیستم به‌طور خودکار فرو می‌پاشد. او با ارجاع به مطالعاتِ استیو هاسمر در اندیشکده‌ی RAND، تأکید کرد که این استراتژی در دهه‌های اخیر، در اکثر مواردِ تاریخی، به شکست انجامیده است. او استدلال می کند که ایرانِ سال ۲۰۲۶، یک نظامِ تک‌شخصی مانند دیکتاتوری‌هایِ صرف نیست؛ بلکه یک «شبکه‌ی درهم‌تنیده‌ی قدرت» است. فوکویاما به نقشِ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای بسیج اشاره می کند کە نهادهایی صرفاً نظامی نیستند، بلکه شبکه‌ای از منافع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی‌اند که با هزاران رشته به بازارها، بنادر، صنایع و نهادهای اطلاعاتی متصل‌اند. به اعتقاد فوکویاما، حذف خامنەای، نه تنها به فروپاشی سیستم نمی‌انجامد، بلکه یک انسجامِ تدافعی را نیز ایجاد می‌کند. از همین رو، نخبگان امنیتی، برای حفظ ثروت و جانِ خود، بیش از پیش به یکدیگر می‌چسبند و رقابتی خشونت‌آمیز بر سر جانشینی آغاز می‌کنند که می‌تواند ساختار قدرت را حتی از قبل نظامی‌تر و بی‌رحم‌تر کند. او بر این نکته تأکید ورزید که ساختارهای سیاسی، برخلافِ موجوداتِ بیولوژیک، با قطعِ سر نمی‌میرند؛ بلکه ممکن است به اشکالِ خطرناک‌تر و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تری تغییر شکل دهند.   فرسایش ایدئولوژی و ظهورِ مافیای اقتدارگرا یکی از بخش‌های کلیدی این گفت‌وگو، تحلیلِ فوکویاما از دگردیسیِ رژیم ایران است. او استدلال می کند که رژیم‌های ایدئولوژیک، پس از مدتی دچار نوعی فساد ساختاری می‌شوند که در آن، آرمان‌گراییِ انقلابی جای خود را به منافع مادی می‌دهد. او به طور تلویحی، مدل ایران را با ونزوئلای دوران مادورو یا دورانِ پس از انقلابِ کوبا مقایسه می کند که در آن وفاداریِ اعضای رژیم دیگر نه به خدا یا ایدئولوژی، بلکه به سهم از رانت‌های اقتصادی گره خورده است. او با نقل‌قول از دوستانِ ایرانیِ خود میگوید که نفرتِ عمومی از حکومت دینی به قدری عمیق است که جامعه‌ی ایران به شکلِ خیره‌کننده‌ای در حالِ عبور از دین به سمتِ سکولاریسمِ رادیکال است. با این حال، او نگران است که این شکاف میانِ جامعه‌ی سکولارِ آینده‌نگر و ساختارِ نظامیِ فاسد، منجر به یک دورانِ بی‌ثباتیِ بسیار طولانی و دردناک شود. او معتقد است حتی اگر رژیم در لایه‌ی ایدئولوژیک خود نیز دچار مرگ شود، در لایه‌ی مافیایی، بسیار جان‌سخت‌تر از آن است که تصور می‌شود. بە نقل از فوکویاما، این رژیم‌ها در واقع یک شرکتِ خانوادگیِ جنایی هستند که در صورتِ حذفِ بنیان‌گذار یا رهبر، به جای فروپاشی، به سمتِ نزاعِ داخلی میان سهامداران حرکت می‌کنند.   معمایِ «روز بعد»: فقدان استراتژی خروج و هراس از خلأ در این هگتگو مونک و فوکویاما به موضوعِ نگران‌کننده خلاء قدرت می پپردازند. سؤال بزرگ این بود: اگر رژیم فردا سقوط کند، چه کسی جایگزین می‌شود؟ فوکویاما با صراحتِ تمام پاسخ داد: هیچ‌کس. او با اشاره به سرکوب‌های طولانی‌مدت که منجر به از بین رفتنِ یک اپوزیسیونِ نهادینه شده است، هشدار میدهد که آمریکا هیچ طرحی برای روزِ پس از پیروزی ندارد. او معتقد است که ترامپ احتمالاً در ذهن خود سناریویِ مأموریت انجام شد (Mission Accomplished) را می‌پروراند و می‌خواهد پس از حذف رهبران، مسئولیت را به دستِ مردمِ ایران بسپارد که فوکویاما آن را ساده‌لوحانه‌ترین و خطرناک‌ترین فرض ممکن می‌نامد. از دیدگاه او، رها کردن یک ساختارِ فروپاشیده به حالِ خود در خاورمیانه، دقیقاً همان کاری است که در عراقِ سال ۲۰۰۳ انجام شد و نتیجه‌اش چیزی جز هرج‌ومرجِ مسلحانه و ظهورِ جریان‌های تندرو نبود. فوکویاما در اینجا بر اهمیتِ «نهادسازی» تأکید می نماید که با هیچ موشکی قابل‌ِساختن نیست.   بُعد منطقه‌ای: خاورمیانه‌یِ درگیرِ اشتباه محاسباتی در بخشِ نهاییِ بحث، مونک از فوکویاما پرسید که آیا این بحران به جنگی سراسری در منطقه منجر خواهد شد؟ فوکویاما با نگاهی به وضعیت نیروهای نیابتیِ ایران، پاسخ میدهد که توانِ حزب‌الله و حماس به قدری تضعیف شده که بعید است بتوانند جبهه‌ای واقعی برای نجاتِ مرکزیتِ رژیم باز کنند. با این حال، او یک امای بزرگ را با عنوان اشتباه محاسباتی می کند. او توضیح میدهد که در روابط بین‌الملل، جنگ‌های بزرگ نه همیشه از روی نقشه‌های دقیق، بلکه اغلب از رویِ ترس و واکنش‌های شتاب‌زده آغاز می‌شوند. اگر عربستان سعودی یا سایر کشورهای منطقه احساس کنند که ایران در آستانه‌ی فروپاشی است، ممکن است برای تثبیت منافع خود وارد عمل شوند و این، دومینویِ درگیری را به شکلی غیرقابل‌کنترل گسترش دهد. از نگاە فوکویاما، در این وضعیت، ترامپ ممکن است به سادگی کنترلِ وقایعی را که خودش آغاز کرده است، از دست بدهد. ترس از بی‌ثباتی، اغلب خودِ بی‌ثباتی را به ارمغان می‌آورد.   در این گفتگو، فوکویاما گفت‌وگو را با یک هشدارِ کلاسیکِ سیاسی به پایان برد. او تأکید می کند که در سیاست بین‌الملل معاصر، قدرتِ نظامی دیگر به تنهایی تعیین‌کننده نیست. سرمایه‌ی مشروعیت (Legitimacy Capital)، که غرب در سال‌های اخیر در برابر افکار عمومی جهان تا حدی آن را از دست داده است، عاملی است که می‌تواند یک پیروزی نظامی را به یک شکستِ سیاسی تبدیل کند. او اشاره می کند که اسرائیل با وجود موفقیت‌های عملیاتی، اکنون با چالشِ مشروعیتِ بین‌المللی در میان نسل‌های جوانِ غرب روبه‌روست که در بلندمدت می‌تواند مانعِ رسیدن به هرگونه صلحِ پایداری شود. او تأکید ،یکند که اگر غرب به دنبالِ تغییر واقعی در ایران است، باید دریابد که این یک پروژه‌ی نظامی نیست، بلکه یک پروژه‌ی سیاسی است که به دهه‌ها کار، نهادسازی و تحملِ بی‌ثباتی نیاز دارد و به نظر می‌رسد در دفترچه بازی هیچ‌کدام از رهبرانِ امروزِ جهان جایگاهی داشته باشد. پیامِ نهاییِ فوکویاما برای خواننده‌ی این گزارش روشن بود: حذف کردنِ یک نفر، آسان است؛ اما ساختنِ آینده، فراتر از توانِ بمب‌هاست. از نگاە فوکویاما، تاریخ در مارس ۲۰۲۶ بار دیگر در حال تکرارِ همان درسی است که همواره نادیده گرفته می‌شود: در سیاستِ جهانی، اقدامِ سریع می‌تواند به پیامدهایی منجر شود که نسل‌ها طول می‌کشد تا دوباره به ثبات برسند. خاورمیانه اکنون در غبارِ ناشی از حذفِ یک هرمِ قدرت، در جست‌وجوی آینده‌ای است که هنوز هیچ‌کس، نه در تهران، نه در تل‌آویو و نه در واشنگتن، برنامه‌ای برای آن ندارد. این گفتگو نه تنها نقدی بر اقداماتِ اخیر، بلکه مرثیه‌ای بر «کوتاه‌بینیِ راهبردی» در قرن بیست و یکم بود.

  • در بحبوحه‌ جنگ، وضعیت زندان‌ها در ایران بحرانی گزارش شدە است

    بنا بر گزارش‌های دریافتی از ایران و کردستان، وضعیت زندان‌ها در پی حملات إسرائيل و آمریکا به ایران، به شدت بحرانی گزارش شده است. بنابە بر این گزارشها، مدیریت زندان‌ها دچار اختلال جدی گشتە و کارکنان برخی بندها را تخلیه کرده و درها را قفل کرده‌اند. این اقدام موجب اختلال در دسترسی زندانیان به فروشگاه زندان و اقلام ضروری شده است. همچنین در بند زنان و بند ۷ زندان اوین، توزیع غذا متوقف شده و تنها مقدار محدودی نان در اختیار زندانیان قرار گرفته است. در روزهای گذشته، نهادها و رسانه‌های حقوق بشری نسبت به وخامت اوضاع در زندان اوین هشدار داده بودند. با ادامه حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، گزارش‌هایی که به بی‌بی‌سی رسیده است از وضعیت بحرانی در زندان اوین و تهران بزرگ حکایت دارند. در این گزارش‌ها آمده است که با افزایش فضای امنیتی در این مناطق، صدای انفجارهای شدید در محدوده این زندان‌ها شنیده شده و شرایط نگهداری زندانیان بدتر شده است. بر اساس اطلاعات رسیده، صبح روز گذشتە، دست‌کم پنج انفجار شدید در نزدیکی زندان تهران بزرگ شنیده شده است. یک منبع آگاه به بی‌بی‌سی فارسی گفته است که شیشه‌ها شکسته و چند دیوار آسیب دیده‌اند. زندانیان بیرون ریخته‌اند و نیروهای گارد زندان به شدت اقدام به سرکوب کرده‌اند. در این میان تیراندازی نیز صورت گرفته و وضعیت زخمی‌ها یا کشته‌ها هنوز مشخص نیست. همچنین گزارش شده که پادگان فشافویه در نزدیکی این زندان هدف حمله قرار گرفته است. از سوی دیگر، وضعیت زندان اوین نیز به شدت نگران‌کننده گزارش شده است. گزارش‌هایی از انفجار در محدوده محله اوین و نزدیکی زندان منتشر شده و فعالان حقوق بشر هشدار داده‌اند که زندانیان در شرایط جنگی «بی‌پناه‌ترین» گروه‌ها هستند. در واکنش به این وضعیت، خانواده‌های زندانیان برای اطلاع از وضعیت عزیزان خود در مقابل زندان اوین و دیگر زندان‌ها تجمع کرده‌اند، اما هیچ پاسخی از سوی مسئولان دریافت نکرده‌اند. همچنین گزارش‌ها حاکی از آن است که در روز نهم اسفند، گروهی از زندانیان سیاسی از زندان دستگرد اصفهان به مکانی نامعلوم منتقل شده‌اند. کمیته آزادی زندانیان سیاسی در ایران اعلام کرده است که این انتقال بدون اطلاع خانواده‌ها و وکلا انجام شده و این امر نگرانی‌ها را در مورد سلامت و امنیت زندانیان افزایش داده است. این کمیته هشدار داده که در شرایط جنگی، انتقال‌های ناگهانی می‌تواند جان زندانیان را در معرض خطر جدی قرار دهد و حتی احتمال استفاده از آن‌ها به‌عنوان «سپر انسانی» مطرح شده است

  • معمای کُردستان: جایی که تاج و عمامه همسنگر می‌شوند

    عمار گلی در ماه‌های پایانی حکومت پهلوی، کردستان به یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های امنیتی دولت بختیار بدل شد و این نگاه پس از انقلاب نیز در قالب سرکوب نظامی تداوم یافت. امروز با شکل‌گیری ائتلاف احزاب کرد، این مسئله دوباره به کانون منازعه سیاسی ایران بازگشته است. در این میان، مواضع رضا پهلوی درباره تمامیت ارضی، که غالباً مطالبات ملی کردها را نادیده می‌گیرد، نشان می‌دهد اپوزیسیون هنوز از چارچوب امنیتی دولت‌های پیشین فاصله نگرفته است. این رویکرد می‌تواند تنش‌های آینده را تشدید کند. در روزهای پایانی حکومت پهلوی، زمانی که دولت شاپور بختیار عملاً کنترل خود را بر تهران از دست داده بود و مقدمات بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران فراهم می‌شد، جلسات شورای امنیت ملی آخرین نخست وزیر شاه در کنار چگونگی مدیریت مواجهه با انقلابیون، بیش از هر چیز حول یک نگرانی مشترک می‌چرخید: کردستان. بحران سیاسی در پایتخت، فرسودگی ساختار نظامی و کمبود منابع تا جایی پیش رفته بود که مقام‌های ارتش حتی از ناتوانی در تأمین سوخت واحدهای نظامی سخن می‌گفتند. با این حال، در همان شرایط، تحرکات سیاسی احزاب کرد به‌عنوان تهدیدی فوری تلقی می‌شد. بختیار در واکنش به از سرگیری فعالیت‌های حزب دمکرات خطاب به فرماندهان  ارتش می گوید: راجع به گزارشی که در بعضی نقاط کشور مثل آذربایجان غربی و کُردستان، بنده هیچ دستوری نمیتوانم بدهم جز اینکه بلاقید و شرط هرکسی که آنجا میتوانید بکوبید. یکی از فرماندهان ارتش نیز در جلسه دیگری اعلام می کند  که عملیات مشترک ایران و عراق علیه احزاب کرد حتی تا دسامبر ۱۹۷۸ ادامه داشته و تحرکات کردستان تهدیدی برای کل منطقه محسوب می‌شود. دولت بختیار چند هفته بعد سقوط کرد و خود او به تبعید رفت، اما نگاه امنیتی به کردستان از میان نرفت. همان ارتشی که در واپسین روزهای حکومت پهلوی برای «کوبیدن» آماده می‌شد و در نخستین روزهای انقلاب بخشی از فرماندهان آن اعدام  شدند، در ماه‌های بعد به خدمت دولت انقلابی در آمد و دوشا دوش پاسداران انقلاب اسلامی برای پایان دادن به آنچه غائله کُردستان نامیده شد مجددا با دستور رهبر دولت انقلابی چکمه هایشان را پوشیده و به کُردستان اعزام شدند. امروز، بیش از چهار دهه پس از سقوط نظام شاهنشاهی، به نظر می‌رسد کُردستان، اپوزیسیون و دولت مرکزی بار دیگر به همان نقطه تقابل تاریخی بازگشته‌اند. با این تفاوت که فرزند آخرین شاه ایران خود را در قامت خمینی آینده می‌بیند و انقلابیون سابق نیز در موقعیتی شبیه به بختیار قرار گرفته‌اند. از سویی جمهوری اسلامی با مجموعه‌ای از بحران‌های عمیق داخلی و خارجی روبرو است که تداوم حیات آن را با چالش مواجه کرده است. در سوی دیگر نیز اپوزیسیون یقرار دارد که خود را برای سناریوهای ممکنِ دوران گذار آماده می‌کنند. و البته کُردستان نیز، همانند ماه‌های پایانی حکومت محمدرضا پهلوی، به دلیل اصرار بر مطالبات تاریخی و سیاسی مردم این منطقه، بار دیگر به نقطه تلاقی میان رژیم مستقر و نیروهای رقیب آن در اپوزیسیون بدل شده است. کمتر از یک هفته پس از اعلام ائتلاف پنج حزب کردستانی  برای تشکیل «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران»، واکنش‌ها تندی از سوی بخشی از اپوزیسیون و همچنین رسانه‌های نزدیک به جمهوری اسلامی شکل گرفت. این ائتلاف که پس از ماه‌ها گفت‌وگو اعلام شد، هدف خود را بازتعریف نقش نیروهای سیاسی کرد در آینده ایران پس از فروپاشی احتمالی جمهوری اسلامی عنوان کرد. در بیانیه مشترک این احزاب، اصل «حق تعیین سرنوشت ملت کورد و بنیان‌گذاری نهادی ملی و دموکراتیک بر اساس اراده‌ی سیاسی ملت کورد» مورد تأکید قرار گرفته و همکاری با سایر جریان‌های سیاسی نیز مشروط به «به‌رسمیت شناختن حقوق ملت‌ها»، «پذیرش دموکراسی» و «رد هرگونه دیکتاتوری» اعلام شده است. مواضع این ائتلاف اما با واکنش شدید  رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، مواجه شد. او در بیانیه‌ای شدید اللحن ضمن تأکید بر «اصل تمامیت ارضی ایران» اعلام کرد که این اصل «خدشه ناپذیر» است و بر سر آن مذاکره نخواهد شد. پهلوی بدون اشاره مستقیم به نام احزاب کرد هشدار داد که هر فرد یا گروهی که از این خط قرمز عبور کند با واکنش مواجه خواهد شد و از ارتش خواست در کنار ملت بایستد و از ایران در برابر جمهوری اسلامی و تجزیه‌طلبان دفاع کند. واکنش احزاب کُردستانی به این بیانیه سریع بود. ائتلاف در بیانیه‌ای متقابل ، سخنان پهلوی را "اظهارات سست و بی پایەی" توصیف کرد و با اشاره به نمونه‌های تاریخی از جمله واگذاری بحرین و اهدای آرارات کوچک نوشت: هرگاە ارادەای واقعی برای تجزیەی ایران در پیش بودە، اصولا کسی از پدر و پدربزرگ تاجدار وی اجازە نگرفتە و... هموارە در بزنگاەهای تاریخی با شلیک اولین گلولەها و حتی اشارەای تلویحی از سوی عوامل خارجی فرار را بر قرار ترجیح دادەاند. این بیانیه همچنین تأکید می‌کرد که تنها عرصه‌ای که حکومت‌های پیشین توانسته‌اند در آن قدرت‌نمایی کنند، عرصەی کشتار غیرنظامیان و سرکوب آزادیهای دمکراتیک شهروندان و بویژە ملل تحت ستم ایران بودە است. عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله کردستان ایران که حزب او عضو این ائتلاف نیست نیز، در واکنشی جداگانه  اظهارات پهلوی را تکرار دروغهای جمهوری اسلامی قلمداد کردە و گفت این سخنان تنها به "تزریق نفرت و ایجاد دشمنی" میان مردم منجر خواهد شد. او افزود: آنچه را رژیم جلاد جمهوری اسلامی طی چهل و هفت سال کشتار و سرکوب نتوانست در بزانو درآوردن کردها و خاموش کردن صدای حق‌طلبانه آنها به دست آورد، دیگران نیز نخواهند توانست محقق کنند. همزمان با این واکنش‌ها، رسانه‌های نزدیک به جمهوری اسلامی نیز حملات شدیدی به احزاب کُرد آغاز کردند. روزنامه وطن امروز با تیتر  "دُم تجزیه بیرون زد" ائتلاف تازه را متهم به همراهی با ایالات متحده و اسرائیل کرد. خبرگزاری مشرق نیوز نیز در گزارشی  با عنوان آماده باش گرگ ها برای تجزیه هشدار داد که همانند پاییز ٢٠٢٢، مراکز این احزاب در اقلیم کُردستان ممکن است هدف حمله قرار بگیرند. این تهدیدها بی‌پیشینه نیستند. ایران در سال‌های ٢٠١٨ و ٢٠٢٢ حملات موشکی و پهپادی علیه مقر احزاب کُرد در اقلیم کردستان عراق انجام داد؛ حملاتی که در نتیجه آنها ده ها تن کشته و مجروح شدند. در بخشی از دفترچە اضطرار « Emergency Phase Booklet » که تابستان گذشته منتشر شد، پیش‌بینی شده است که دولت موقت در هفته نخست فعالیت خود با کشورهای همسایه مانند ترکیه، آذربایجان و پاکستان برای مقابله با آنچه «گروه‌های تجزیه طلب» خوانده شده توافقات امنیتی منعقد کند. پیشتر نیز در سال ٢٠٢٢ پهلوی در خلال سخنرانی در یک نشست مجازی حزب مشروطه ، "تجزیه طلبان" را مشابه سربازان دشمنی قلمداد کرده بود که به ایران حمله می کنند. این تنها بخشی از استراتژی تهاجمی پهلوی و حلقه مشاوران تندروی او علیه احزاب کُرد است. پهلوی در دو سال گذشته سعی کرده با نهاد سازی، خود را تنها آلترناتیو مردم در ایران جا بزند و در همین راستا نیز گروهی از هواداران او حزبی را تحت عنوان حزب " ایرانیان کُرد میهن پرست " تشکیل دادەاند و برای بازگشت نظام سلطنتی آرا و افکار او را تبلیغ می کنند. این حزب که هنوز جایگاه آن در کُردستان مشخص نیست، طی مدتی که فعالیت خود را آغاز کرده است در حمایت از پهلوی، پیکان حملات  خود را به سوی احزاب کُرد نشانه گرفته است. بسیاری از فعالان کُرد این حزب را با سازمان پیشمرگان مسلمان مقایسه می کنند که دولت انقلابی آیت الله خمینی در اوایل انقلاب 1979 برای مشروعیت زدایی از احزاب کُرد در کُردستان تاسیس کرده بود. با این حال، قیاس امروز با سال ۱۹۷۹ نشان می‌دهد که معادله کردستان دگرگون شده است. اگر در آغاز انقلاب، حکومت جدید با منطقه‌ای نسبتاً منزوی روبه‌رو بود، اکنون کردستان بخشی از شبکه‌ای منطقه‌ای و فراملی است؛ از تثبیت وضعیت کُردها در عراق و سوریه تا دیاسپورای پرنفوذ و گسترش مطالبات هویتی در دیگر مناطق ایران چون بلوچستان، خوزستان و آذربایجان. همین تغییرات، امکان بازتولید الگوی سرکوب دهه ۱۳۶۰ را به‌مراتب پیچیده‌تر کرده است. در چنین فضایی به نظر می‌رسد رضا پهلوی و حلقه مشاورانش تلاش دارند از هم‌اکنون رویکردی تهاجمی  در قبال دیگر نیروهای سیاسی اتخاذ کنند که بر امید به حمایت خارجی ، امیدواری به ریزش در ساختار نظامی جمهوری اسلامی و بیعت نظامیان  با او و همچنین نیز تلاش برای ساختن پایگاه اجتماعی در میان لایه‌های مختلف جامعه ایران استوار شده است. در این چارچوب، احزاب کرد و مطالبات آنها بیش از آنکه به‌عنوان یک واقعیت سیاسی پذیرفته شوند، به‌مثابه مانعی در مسیر یکدست‌سازی اپوزیسیون تصویر می‌شوند. با این حال، چنین محاسبه‌ای می‌تواند با خطرات جدی همراه باشد. نادیده گرفتن یا دست‌کم گرفتن نیروهایی که تجربه‌ای طولانی در سازماندهی سیاسی، مبارزه مسلحانه و رویارویی با جمهوری اسلامی و حتی حکومت پهلوی دارند، نه تنها ممکن است هزینه سیاسی سنگینی برای خود این جریان ایجاد کند، بلکه ممکن است ایران آیندە را به سمت یک جنگ خونین داخلی سوق دهد.

  • تصاویر ماهواره‌ای حاکی از حمله به سایت هسته‌ای نطنز است

    گزارش مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی نشان می‌دهد تصاویر ماهواره‌ای احتمالاً حملات تازه به مجتمع هسته‌ای نطنز را ثبت کرده‌اند. این حملات پس از بمباران‌های پیشین آمریکا و اسرائیل رخ داده‌اند. تصاویر به‌ویژه ورودی سالن‌های زیرزمینی حاوی سانتریفیوژها را نشان می‌دهند. این موضوع می‌تواند نشانه تلاش برای جلوگیری از بازسازی تجهیزات هسته‌ای باشد. همزمان، میان اظهارات مقام‌های ایرانی و مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره وقوع این حمله اختلاف وجود دارد. این اختلاف ارزیابی دقیق خسارت‌ها و وضعیت واقعی سایت نطنز را دشوارتر کرده است. یک مؤسسه مستقل تحقیقات سیاسی اعلام کرد تصاویر ماهواره‌ای مواردی را ثبت کرده‌اند که به نظر می‌رسد نخستین حملات شناخته‌شده به یک سایت هسته‌ای ایران از زمان آغاز بمباران‌های آمریکا و اسرائیل باشد. مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی (ISIS) روز دوشنبه اعلام کرد تصاویری که توسط شرکت مستقر در کلرادو، Ventures، تهیه شده، دو حمله به نقاط ورودی تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم زیرزمینی در نطنز را نشان می‌دهد. این سایت در ماه ژوئن گذشته توسط ایالات متحده آمریکا هدف قرار گرفته بود. دیوید آلبرایت، بازرس پیشین هسته‌ای سازمان ملل و بنیان‌گذار این مؤسسه، گفت بر اساس بررسی این تصاویر ماهواره‌ای، به نظر می‌رسد این دو حمله در فاصله زمانی بعد از ظهر یکشنبه تا صبح دوشنبه به وقت محلی رخ داده باشد. آلبرایت گفت مشخص نیست این حملات به مجتمع نطنز، که یکی از تأسیسات کلیدی برنامه هسته‌ای ایران به شمار می‌رود، توسط ایالات متحده انجام یا اسرائیل انجام شدە است. به گفته او، این یافته‌ها ظاهراً اظهارات پیشین رضا نجفی، نماینده ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA)، را تأیید می‌کند. نجفی گفته بود سایت نطنز روز یکشنبه هدف حمله قرار گرفته است. نجفی همچنین اظهارات رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، را زیر سؤال برد. گروسی پیش‌تر گفته بود هیچ شواهدی مبنی بر بمباران یک سایت هسته‌ای وجود ندارد. در این بارە، آلبرایت اعلام نمود کە ممکن است گروسی به تصاویری تکیه کرده باشد که پیش از تصاویری که این مؤسسه بررسی کرده ثبت شده بودند. در گزارش این مؤسسه آمده است تصاویر Ventures تخریب سه ساختمان در نطنز را نشان می‌دهد. دو مورد از این ساختمان‌ها ورودی‌های کارکنان به دو سالن زیرزمینی هستند که هزاران سانتریفیوژ در آن‌ها قرار دارد. این گزارش می‌افزاید اگرچه دو سالن زیرزمینی پیش‌تر در حمله ایالات متحده آمریکا در ماه ژوئن غیرقابل استفاده شده بودند، اما حملات جدید ممکن است نشان دهد که در این محل‌ها سانتریفیوژهای قابل تعمیر یا تجهیزات مرتبط دیگری وجود داشته است. بر اساس این گزارش، ساختمان سوم نیز که تخریب شده است، رمپی را پوشش می‌داد که تنها مسیر دسترسی وسایل نقلیه به دو سالن زیرزمینی محسوب می‌شد. گروسی در نشست هیئت مدیره ۳۵ کشور عضو آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گفت هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که هیچ یک از تأسیسات هسته‌ای آسیب دیده یا هدف قرار گرفته باشند. لحظاتی پس از اظهارات او، نجفی در خارج از ساختمان آژانس به خبرنگاران گفت سایت نطنز هدف حمله قرار گرفته است. گروسی همچنین در یک کنفرانس خبری گفت هر چند تماس‌هایی با مقام‌های ایرانی انجام شده است، اما مرکز واکنش به بحران آژانس نتوانسته است با نهاد نظارتی هسته‌ای ایران تماس برقرار کند. او افزود آژانس در حال حاضر هیچ کارمندی در ایران ندارد، اما تصاویر ماهواره‌ای را از نزدیک زیر نظر دارد.

  • تایوان به‌مثابه سوئیچ نظم جهانی و ایران در تقاطع امنیت منطقه‌ای

    شیلان سقزی در تحلیل راهبردی قرن بیست‌ویکم، پرسشی که نه فقط میان استراتژیست‌ها بلکه در سیاست‌گذاری‌های اجرایی واشنگتن و پکن مدام بازتولید می‌شود حاکی از این پرسش است کە آیا محور رقابت آمریکا و چین حول تحولات شرق آسیا و به طور مشخص تایوان است؟ یا این‌که بازی قدرت فراتر از اقیانوس آرام نفوذ کردە و در خاورمیانه و مناسبات با ایران نیز تجلی می‌یابد؟ پاسخ به این پرسش مستقیماً به این وابسته است که چگونه رقابت قدرت به مثابه رقابت مستقیم بر سر یک جغرافیای واحد یا به‌ مثابه یک نظام پیچیده جهانی با ابعاد همزمان نظامی، اقتصادی، تکنولوژیک و فرهنگی تعریف شود. برای فهم این رقابت باید ابتدا پذیرفت که نظم جهانی امروز دیگر صرفاً صحنه دو قدرت نیست که در یک جبهه مقابل هم بایستند و میدان جنگ را تعیین کنند. رقابت میان آمریکا و چین، اگر از نگاه راهبردی و میان‌مدت بررسی شود، در عین حال که از جنبه‌های سخت نظامی و بازدارندگی برخوردار است، بیش از آن‌، به یک تقابل دوگانه تنزل یابد، سیستم پیچیده‌ای از وابستگی‌ها و نقطه‌های تقاطع نقش‌ها و منافع است. تایوان، در این سیستم، نقش یک گره سیستمی را ایفا می‌کند. نه فقط به این دلیل که موقعیت جغرافیایی‌ این کشور برای مهار قدرت دریایی چین تعیین‌کننده است، بلکه به این دلیل که نقش آن در زنجیره تکنولوژیک و اقتصادی جهانی، آن را به سوئیچی تبدیل کرده است که تغییر وضعیت آن می‌تواند کل معماری نظم نوین را بازتعریف کند. تایوان بیش از آن‌که یک هدف محلی باشد، یک نقطه اتصال میان چهار حوزه کلان جغرافیا، تکنولوژی، اقتصاد سیاسی و مشروعیت نظم آینده است. جغرافیا در معنای کلاسیک‌اش یعنی دسترسی به آب‌های آزاد و هندسه قدرت در اقیانوس آرام، تکنولوژی به معنای کنترل بر زنجیره‌های تامین پیشرفته و نیمه‌رساناها، اقتصاد سیاسی به مفهوم نقش در زنجیره‌های جهانی ارزش و تجارت و دست آخر، مشروعیت نظم آینده به معنای این‌که چه الگویی از نظم بین‌الملل، محور لیبرال- باز یا محور اقتدارگرایانە براساس نظم قاره‌ای آسیایی سزاوار تداوم است. بدون درک این چهار لایه، نمی‌توان از رقابت آمریکا و چین سخن گفت. این چهار لایه، اما هم‌زمان، نشان می‌دهند که رقابت بر سر تایوان نوعی مسابقه تعیین معماری آینده نظم جهانی است، نه فقط جنگ بر سر یک جزیره. تایوان، در این معنا، نه یک متغیر، بلکه یک سوئیچ سیستمی است که اگر توسط چین تغییر وضعیت یابد، معادلات قدرت در اقیانوس آرام، همکاری‌های امنیتی آمریکایی، اتحادهای منطقه‌ای و خطوط اصلی زنجیره‌های تکنولوژیک به‌طور اساسی دگرگون می‌شود. برخی تحلیل‌ها به‌درستی نشان داده‌اند که اگر چین موفق شود کنترل یا نفوذ همه‌جانبه‌ای بر تایوان به‌دست آورد، پیامد واقعی این امر فقط تغییر نقشه دریایی نیست، بلکه بی‌اعتباری موقعیت آمریکا در استفاده از ائتلاف‌های نظامی و بازدارندگی در آسیا است. در این سناریو، متحدان آمریکا چون ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و فیلیپین با بازتعریف جدیدی از امنیت ملی مواجه می‌شوند و توازن بازدارندگی که واشینگتن دهه‌ها بر روی آن سرمایه‌گذاری کرده بود، دچار تزلزل خواهد شد. این نکته را نه فقط تحلیل‌های رسمی بلکه پژوهش‌های مستقل هم تأیید می‌کنند؛ رقابت در شرق آسیا حالتی راهبردی و ساختاری یافته است، نه صرفاً تاکتیکی. در مقابل، زمانیکە بحث به خاورمیانه و ایران می‌رسد، تحلیل‌ها به‌رغم اهمیت بالای منطقه در امنیت انرژی جهانی و در سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا و چین، به طور عام ایران را به عنوان اصل رقابت آمریکا و چین در سطح کلان نمی‌بینند. واقعیت این است که خاورمیانه-به‌خصوص ایران- برای آمریکا اهمیت دارد اما از این منظر که پایداری مسیرهای انرژی، امنیت متحدان منطقه‌ای و مدیریت رقابت‌های میانی (regional balancing) را تضمین کند، نه اینکه به طور مستقیم وارد رقابت با چین شود. تحلیل اقتصادی و امنیتی از حضور نظامی آمریکا در خلیج‌فارس نشان می‌دهد که واشینگتن این حضور را در چارچوب یک استراتژی چندمولفه‌ای برای مهار تهدیدهای منطقه‌ای، حمایت از خطوط انرژی و جلوگیری از آشفتگی شدید بازارهای جهانی تعریف می‌کند. اگرچه تنش با ایران و تهدید نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران موضوعاتی بسیار جدی‌ هستند، اما در اکثر ارزیابی‌های راهبردی آمریکایی، این فشار نه به عنوان بخشی مستقیم از رقابت با چین، بلکه به عنوان مدیریت تضادهای منطقه‌ای با اهمیت فرامنطقه‌ای تلقی می‌شود. چنین روایتی نه فقط از طرف منابع رسمی بلکه از منظر تحلیل‌گران مستقل نیز تأیید شده است؛ بدین معنا که حضور آمریکا در خلیج‌فارس و افزایش ظرفیت‌های نظامی‌اش علیه ایران عمدتاً یک واکنش به محتوای سیاست خارجی تهران است، نه بخشی از یک راهبرد مستقیم برای شکست چین. اگرچه می‌توان گفت سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه با چشم به کاهش وابستگی به منابع انرژی و تقویت موقعیت رقابتی خود در سطح جهانی است، اما این امر با محورترین مطالبه راهبردی واشنگتن در رقابت با چین همسو نیست، یعنی آمریکا بیش از آن‌که حضور در خلیج‌فارس را بخشی از یک زد و خورد مستقیم با پکن ببیند، آن را ابزار مدیریت تنش‌های منطقه‌ای و پشتیبانی از نظم مبتنی بر همکاری با متحدان دانسته است. در سوی دیگر این تحلیل، چین طی دهه‌های اخیر سعی کرده است که حضور خود در خاورمیانه را به‌مثابه محور توسعه اقتصادی و امنیت منابع انرژی تثبیت کند. پکن به‌جای اینکه به‌طور مستقیم وارد منازعات نظامی با آمریکا در این منطقه شود، رویکرد خود را بر گسترش مناسبات دیپلماتیک، سرمایه‌گذاری‌های راهبردی و افزایش وابستگی‌های اقتصادی پایه‌ریزی کرده است. این نگاه متفاوت چین از رقابت مستقیم با آمریکا در خاورمیانه به‌وضوح نشان می‌دهد که پکن اهمیت این منطقه را در چارچوب امنیت انرژی، توسعه تجارت و توازن اقتصادی جهانی می‌بیند، نه در چارچوب یک رقابت نظامی مستقیم با واشنگتن. این دقیقاً در تضاد با نحوه برخورد آمریکا با تایوان است، که تایوان نه در یک بازی اقتصادی، بلکه در یک بازی بازدارندگی نظامی و ساخت قدرت جهانی تعریف می‌شود. این دو رویکرد متفاوت، یعنی نگرش راهبردی آمریکا به خلیج‌فارس و نگرش چین به خاورمیانه، مهم‌ترین نکته را روشن می‌کنند؛ رقابت چین و آمریکا در سطح کلان محصول یک نظم پیچیده چندقطبی است، نه حاصل یک تقابل خطی بین دو قدرت. تایوان در این نظم نقش یک گره ژئوپلیتیکی و تکنولوژیک دارد؛ ایران و خاورمیانه نقش یک منطقه بااهمیت سیاست انرژی و مدیریت تنش‌های منطقه‌ای را دارند. این دو نقش از هم جدا نیستند، اما با هم هم‌تراز و همنام نیستند. بنابراین زمانیکە گفته می‌شود که حضور نظامی آمریکا در خلیج‌فارس می‌تواند بخشی از رقابت با چین باشد، این ادعا باید دقیق‌تر و کمّی‌تر توضیح داده شود. چنین ارتباطی نمی‌تواند صرفاً بر مبنای یک پیوست خطی طرح شود، بلکه باید از منظر قواعد تخصیص منابع نظامی، مدیریت متحدان، حفظ خطوط انرژی و کاهش هزینه‌های امنیتی جهانی نگریستە شود. در چنین چارچوبی، احتمال اینکه فشار نظامی آمریکا علیه ایران مستقیم در ادامه رقابت بر سر تایوان تعبیر شود، ضعیف می‌شود، زیرا محور رقابت با چین در محتوای اصلی و ارجح راهبردی آمریکا در حوزه شرق آسیا قرار دارد. تحولات اخیر نشان می‌دهد واشنگتن در حوزه نظامی هم‌زمان منابع خود را به سمت اقیانوس آرام هدایت کرده است. این جابه‌جایی در ساختار تصمیم‌گیری راهبردی آمریکا نیز بازتاب یافته و اولویت را به تثبیت بازدارندگی در برابر چین و پس از آن به مدیریت سایر چالش‌های منطقه‌ای داده است. تحلیل‌گران مستقل بارها تأکید کرده‌اند که این سیاست دوگانه نشان‌دهنده یک سلسله‌مراتب راهبردی در سیاست خارجی آمریکا است، نه یک حرکت یکپارچه که از تایوان تا خاورمیانه را در یک خط مستقیم قرار دهد. در پایان میتوان گفت رقابت کلان چین و آمریکا در سطح جهانی بیش از آن‌که حول محور ایران شکل گرفتە باشد، حول محور تایوان و مباحث مرتبط با معماری نظم آینده شکل گرفته است. در این میان، ایران نیز یک متغیر مهم در امنیت منطقه‌ای و اقتصاد انرژی جهانی است، اما محور رقابت سیستماتیک میان آمریکا و چین محسوب نمی‌شود. این تمایز نشان می‌دهد کە رقابت کنونی میان دو قدرت بزرگ شبکه‌ای از نسبت‌های پیچیده است و نه تقابلی ساده و دوگانه. در این چارچوب، تایوان مرکز ثقل نظم آینده است. ایران در حوزه‌ای متفاوت قرار دارد. آمریکا و چین این حوزه را در محاسبات امنیتی و اقتصادی خود منظور می‌کنند. رقابت اصلی دو ابرقدرت در جای دیگری تعریف می‌شود.

  • پیام عبدالله اوجالان به مناسبت سالگرد فراخوان صلح و جامعه دموکراتیک: آنچه دیر یا زود پایدار خواهد شد، دموکراسی است

    عبدالله اوجالان، رهبر دربند کُرد، در پیامی به مناسبت سالگر فراخوان «صلح و جامعه دموکراتیک» ، بار دیگر بر تعهد خود به گذار از مبارزه مسلحانه به سیاست دموکراتیک تأکید کرد. او تصریح کرد که کنار گذاشتن راهبرد مبارزه مسلحانه نشانه ترجیح روشن برای دموکراسی، حاکمیت قانون و گفت‌وگوی سیاسی است. هیات امرالی حزب دموکراسی و برابری خلق‌ها (دم‌پارتی) امروز جمعه ۲۷ فوریه (۸ اسفند) پیام عبدالله اوجالان، رهبر در بند کرد، را به مناسبت سالگرد «فراخوان صلح و جامعه دموکراتیک»، منتشر کرد. این پیام طی مراسمی با حضور خبرنگاران در سالن  ییلمازگونی آنکارا قرائت شد. اوجالان در پیام خود، فراخوان سال گذشته‌اش را اعلام این اصل دانست که «هرجا سیاست دموکراتیک جان بگیرد، سلاح‌ها معنای خود را از دست می‌دهند» و بر لزوم گذر از مرحله منفی به دوره سازندگی مثبت تأکید کرد. او هدف اصلی از آن فراخوان را گشودن فرآیندی مبتنی بر جامعه دموکراتیک دانست و گفت که اقشار تحت ستم و گروه‌های اتنیکی، دینی و فرهنگی باید با مبارزه دموکراتیک از دستاوردهای خود دفاع کنند. عبدالله اوجالان همچنین تأکید کرد که زنان نیروی محرک این تحول هستند و اشاره نمود که دموکراسی در نهایت، حتی در میان فراز و فرودهای منطقه، پایدار خواهد بود. در ۲۷ فوریه سال گذشته میلادی، عبدالله اوجالان در فراخوانی که «فرخوان صلح و جامعه دموکراتیک» نام گرفت، از حزب کارگران کردستان، پ.ک.ک خواست سلاح را زمین بگذارد، خود را منحل کند. پ‌.ک.ک چند ماه بعد با برگزاری کنگره‌ای در کوهستان‌های محل استقرار این حزب، رسما انحلال خود را اعلام کرد. اوجالان در پیام امروز خود به مناسبت سالگرد آن فراخوان، بار دیگر بر ضرورت ادامه مبارزه بدون استفاده از سلاح، مبارزه دموکراتیک و همزیستی ملت‌های مختلف در خاورمیانه تأکید کرد. او گفت: ما دوره مبارزه منفی را اساساً با اراده و عمل یک‌جانبه پشت سر گذاشتیم. روندی که پشت سر گذاشته‌ایم، توانایی مذاکره و قدرت ما را برای گذار از سیاست خشونت و جدایی به سیاست دموکراتیک و ادغام اثبات کرده است. فراخوان‌ها، کنفرانس‌ها و کنگره‌های ما در همین راستا بود. پیام اوجالان به زبان‌های کردی، ترکی، عربی و انگلیسی منتشر شده و ویسی آکتاش، هم‌بندی سابق اوجالان، که چند ماه پیش از زندان امرالی آزاد شده است، نسخه کردی و پروین بولدان نسخه ترکی این پیام را خواندند. رهبر در بند کُرد در این پیام، دیالکتیک رابطه ترک و کرد را بر اساس تاریخ مشترک این دو ملت توصیف کرده و تأکید کرد: «ترک بدون کرد و کرد بدون ترک نمی‌تواند باشد.» او از تلاش‌های سازنده سیاستمداران ترک همچون اردوغان، باغچه‌لی و اوزگور اوزل و نیز نهادهای سیاسی، اجتماعی و مدنی که به روند صلح کمک کرده‌اند، تشکر کرد. اوجالان همچنین، به طور ‌ویژه از سری ثریا اوندر، از اعضای هیات امرالی دم‌پارتی که سال گذشته بر اثر عارضه قلبی درگذشت، یاد کرد و به نقض موثر او در این مسیر اشاره کرد. اوجالان با تأکید بر ضرورت گذر به مرحله سازندگی مثبت افزود: اکنون باید از مرحله سلبی به مرحله ایجابی گذر کنیم. مسیرِ دوره و راهبردی نوین در سیاست گشوده می‌شود. هدف ما بستن دوره سیاست مبتنی بر خشونت و گشودن فرآیندی مبتنی بر جامعه دموکراتیک و حقوق است و همه را به ایجاد امکان در این جهت و پذیرش مسئولیت دعوت می‌کنیم. اوجالان در ادامه بیان کرد که در سازندگی مثبت باید از هرگونه مبارزه مبتنی بر زور و خشونت اجتناب شود و جامعه دموکراتیک با مشارکت تمامی اقشار و گروه‌های تحت ستم ایجاد گردد. اوجالان همچنین بر ضرورت شکل‌گیری جمهوری دموکراتیک مبتنی بر شهروندی قانون‌اساسی، برابری حقوق و حاکمیت قانون تأکید کرد و گفت هویت، دین و زبان نباید تحمیل شوند، بلکه باید امکان بیان آزادانه داشته باشند. در پیام اوجالان آمده است:  هدف، انجام سازندگی همراه با جامعه و در درون جامعه است. اقشار تحت ستم، گروه‌های اتنیکی، گروه‌های دینی و فرهنگی می‌توانند با مبارزه‌ای دموکراتیک، مستمر و سازمان‌یافته از دستاوردهای خود پاسداری کنند. در این روند، حساسیت دولت نسبت به تحول دموکراتیک اهمیت دارد. او در بخش دیگری از پیام خود بر ضرورت تضمین حقوق فرهنگی و زبانی کُردها در چارچوبی دموکراتیک تأکید کرد، از جمله استفاده آزادانه از زبان کُردی در آموزش و عرصه عمومی و به‌رسمیت‌شناختن هویت‌های متنوع تحت تضمین‌های قانون اساسی. در پیام امروز اوجالان بر تأمین این حقوق به‌عنوان مؤلفه‌های اساسی ادغام دموکراتیک و تحقق شهروندی برابر برای همه شهروندان تاکید شده است.

  • مرگ خاموش معلولان در ایران، فراموش شدگان بحران‌های اخیر

    ژیار دستباز   هم‌زمانی ابرتورم، ضعف نظام رفاهی و ناکارآمدی مدیریت شهری، جامعه معلولان را به کانون بحران چندلایه بدل کرده است. هزینه درمان و اقلام مصرفی چند برابر رشد کرده است، در حالی که مستمری حمایتی عملاً بی‌اثر شده است. فشار اقتصادی به سرعت به فرسایش روانی و حذف اجتماعی تبدیل می‌شود. زنان معلول با تبعیض مضاعف روبه‌رو هستند و کمبود خدمات توانبخشی و مشاوره، چرخه آسیب را تشدید می‌کند. نتیجه، حاشیه‌رانی ساختاری و کاهش امید به آینده است. بحران‌های عمیق سال‌های اخیر در ایران، از جمله پاندمی کووید، سرکوب شدید جنبش‌ ژن، ژیان، آزادی و خیزش دیماه، همچنین بروز ابرتورم در ماه‌های اخیر، به‌ویژه در بخش مواد غذایی، تمام آحاد جامعه را درگیر کرده است. با این حال، در این میان، اقشار آسیب‌پذیر با فشار مضاعفی روبه‌رو هستند. جامعه معلولان را می‌توان از به حاشیه‌رانده‌ترین و آسیب‌پذیرترین گروه‌ها در این وضعیت بحرانی و نابسامان اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران قلمداد کرد. این گروه اکنون تنها و بی‌پناه‌تر از همیشه شده‌اند و نبود حمایت کافی دولتی و اجتماعی، همچنین سوءمدیریت در این زمینه، باعث شده است که به گفته خود معلولان، هیچ چشم‌انداز روشنی برای آینده‌شان وجود نداشته باشد.   دیاکو (اسم مستعار)، ۳۴ ساله و ساکن یکی از محلات حاشیه‌نشین سنندج، یکی از افرادی است که سه سال پیش بر اثر تصادف دچار ضایعه نخاعی شد. او علاوه بر پرداخت هزینه‌های هنگفت پزشکی، برای همیشه ویلچر نشین شده است. اکنون او با همسر و فرزندش، بدون نان‌آور مانده است. وی در این باره به آرنا نیوز می‌گوید: سه سال پیش بر اثر تصادف دچار ضایعه نخاعی شدم. نمی‌خواستم قبول کنم که تا آخر عمرم این‌طور باشم. برای همین، هر چیزی داشتم، از خانه و ماشین گرفته تا طلاهای همسرم، را برای درمان و پزشک خرج کردم، اما هیچ نتیجه‌ای نداشت. علاوه بر اینکه برای همیشه ویلچر نشین شدم، خانه و سرپناه را هم از همسر و فرزندم گرفتم. دیاکو که با غمی عمیق شرایط اسفبار خود را توصیف می‌کند، ادامه می‌دهد: علاوه بر وضعیت روحی و روانی خودم که هر روز برایم یک مرگ است، از طرفی دیگر، تورم و گرانی که در این مدت جامعه را فرا گرفته و به‌خصوص برای ما که درآمد و کاسبی نداریم، خیلی سخت و عذاب‌آور است. زمانی‌کە هزینه‌های درمان و معیشت یک فرد دارای معلولیت چند برابر متوسط جامعه است و تنها منبع درآمد مستمری ناچیز حمایتی است، فشار اقتصادی به سرعت به بحران کرامت تبدیل می‌شود. در چنین وضعی، نبود شبکه حمایتی پایدار، فرد را از فقر مالی به احساس سربار بودن و فرسایش روانی سوق می‌دهد. هزینه یک فرد معلول و مایحتاج پزشکی‌اش چند برابر یک فرد عادی است. حالا به این‌ها هزینه اجاره خانه و خرج زن و بچه را هم اضافه کن که به عدد وحشتناکی می‌رسی. هیچ درآمدی هم جز مستمری ناچیز بهزیستی ندارم که حتی ماهانه یک کیلو گوشت نمی‌توانم با آن بخرم. در بعضی موارد هم کمک خانواده‌ام را ندارم. در واقع، وضعیت معیشتی و شرمندگی‌ام پیش زن و بچه‌ام که سربارشان شده‌ام، بدبختی و سیه‌روزی خودم را از یادم برده است.  معلولیت خود با آزار و رنج‌های بی‌پایانی همراه است، اما در جوامع مردسالار و سنتی، معلولیت زنان آسیب‌پذیری و رنج را بیشتر کرده و دوام آن را سخت‌تر می‌کند. پرشنگ (اسم مستعار)، ۴۵ ساله، یکی از زنانی است که در سن ۲۵ سالگی بر اثر سقوط از ارتفاع دچار ضایعه نخاعی گشتە و در این سال‌ها کوهی از رنج و درد را سپری کرده است. وی که اخیراً به زخم بستر دچار شده است، به آرنا نیوز می‌گوید: در جامعه ما که زنان سالم هم با مشکلات فراوانی روبه‌رو هستند، تصور کن یک زن معلول با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کند. از زخم زبان‌های افراد نزدیک تا نگاه‌های دلسوزانه اما تحقیرآمیز جامعه و از دست دادن هرگونه شانسی برای ازدواج و تشکیل خانواده، همه را تجربه کرده‌ام. اما هیچ‌کدام در این چند سال به اندازه وضعیت بد معیشتی آزارم نداده است.  وی با اشاره به تورم سرسام‌آور در اقلام مورد نیاز پزشکی برای افراد معلول می‌گوید: سوندی که قبلاً یک عدد آن ۸۰ تومان بود، حالا به قیمت ۱۲ هزار تومان رسیده است. هر معلول روزانه نزدیک به هشت سوند لازم دارد، اما من به دلیل گرانی از یک سوند برای ده تا دوازده بار استفاده می‌کنم، در حالی که این سوندها یک‌بار مصرف هستند. همین امر سبب به وجود آمدن مشکلات بهداشتی دیگر برایم شده است. علاوه بر این، مدتی است که به دلیل کم‌تحرکی به زخم بستر هم دچار شده‌ام که وضعیتم را بغرنج‌تر کرده است. کمک بهزیستی هم دردی از من دوا نمی‌کند. در بعضی از موارد کمک خیرین به من می‌رسد، اما در این شرایط اسفناک اقتصادی این کمک‌ها دیگر پاسخگوی هزینه‌ها نیست. حالا تنها آرزویم این است که زودتر بمیرم تا دیگر سربار خانواده‌ام نباشم.    جواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی ایران، در پاییز گذشته جدیدترین آمار معلولیت در ایران را ۱۰.۵ میلیون نفر اعلام کرد. از این میزان، ۱ میلیون و ۶۴۵ هزار نفر تحت پوشش خدمات بهزیستی قرار دارند که بیشترین گروه سنی افراد بین ۳۵ تا ۶۰ سال را تشکیل می‌دهند. سهم زنان معلول از جمعیت کشور ۱۲.۸ درصد و سهم مردان ۱۱.۲ درصد است. با این حال، در جمعیت تحت پوشش سازمان بهزیستی، مردان بیش از زنان هستند. بیش از یک میلیون مرد و ۶۲۰ هزار زن معلول تحت پوشش بهزیستی قرار دارند.  معلولین گرفتار در هزینه‌های گزاف پزشکی، تورم اقلام خوراکی و سوءمدیریت یکی از مدیران انجمن ضایعات نخاعی کردستان، که چندین سال است در این زمینه فعالیت دارد، درباره وضعیت بغرنج و اسفناک حال حاضر معلولان به آرنا نیوز می‌گوید: تورم و وضعیت گرانی‌های اخیر، در زمینه معیشتی تمامی معلولین، چه افراد کارآفرین و چه افراد خانه‌نشین، را تحت تأثیر قرار داده است. زیرا تمام سفره‌ها کوچک شده است. لوازم بهداشتی معلولین که هزینه‌هایشان سه تا چهار برابر افراد عادی است، گران‌تر شده است. اگر فرد معلول زن باشد یا دچار زخم بستر شده باشد، هزینه‌ها افزایش یافته و شرایط زندگی‌اش دشوارتر می‌شود. به‌طور مثال، تنها هزینه روزانه لوازم بهداشتی یک معلول می‌تواند به حدود ۴۰۰ هزار تومان برسد. وی در ادامه، با توجه به افزایش شدید قیمت مواد غذایی، می‌گوید: همچنین از نظر مصرف مواد غذایی و پروتئین، معلولین به شدت تحت فشار هستند و با جرات می‌گویم که ۸۵ درصد از افراد معلول حالا دیگر توان خرید حتی مرغ هم ندارند، گوشت که هیچ، زیرا خیلی وقت است از سفره معلولین رخت بر بسته است. با جهش قیمت مواد غذایی و ناکافی بودن مستمری ماهانه، بخش بزرگی از جامعه معلولان عملاً از حداقل‌های تغذیه و خدمات توانبخشی محروم شده‌اند. شکاف میان هزینه واقعی زندگی و حمایت‌های دولتی، این قشر را در معرض سوءتغذیه، فرسایش روانی و انزوای اجتماعی قرار داده است کە بە نوبە خود مسئله‌ای فراتر از صرف معیشت است، بنابە اظهارات وی: یک معلول ماهیانه ۱ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان مستمری دارد که پول یک کیلو گوشت هم نیست. همچنین در زمینه کالاهای کمک توانبخشی، مانند ویلچر، هر چند بهزیستی کمک می‌کند، اما مقدار آن خیلی کم است و تنها بخشی از نیازمندی‌های معلولین را جبران می‌کند. در زمینه خدمات روانشناسی و مشاوره هم وضعیت خوبی نیست، زیرا مشاوران این حوزه خودشان کم‌سواد هستند و چیزی برای ارائه ندارند. در این میان، ۱۰ تا ۱۵ درصد از جامعه معلولین از خانواده‌های توانمند اقتصادی هستند، اما نباید فراموش کرد که مشکلات افراد معلول تنها معیشتی نیست و در سایر زمینه‌ها هم مشکلات زیاد وجود دارند.»   این عضو هیات مدیره انجمن ضایعات نخاعی کردستان، با اشاره به دخالت نهادهای دولتی در فضاهایی که به‌طور مشخص برای معلولین اختصاص یافته، می‌گوید: معلولین باید ورزش کنند و در فضایی با شرایط روحی مناسب قرار داشته باشند. اما در استان کردستان حتی یک سالن ورزشی ویژه معلولین وجود ندارد. اگر هم فضایی اختصاص یابد، تحت سلطه نهادهای دولتی و نظامی است و در نهایت معلولین از آن بهره‌ای نمی‌برند. از سوی دیگر، جامعه ایران اکنون در التهاب است و این وضعیت برای معلولین بیشتر استرس‌زا است. مجموع این عوامل معلولین را به سوی مرگ خاموش سوق می‌دهد. علاوه بر این، از قریب به ۷۰ هزار معلولی که در استان کردستان زندگی می‌کنند، بسیاری در روستاهای دورافتاده سکونت دارند و انجمن ما هیچ دسترسی به آن‌ها ندارد. از سوی دیگر، فقدان توجە بە مبلمان شهری، به‌ویژه در شهرهای کردستان، معلولان را از دسترسی برابر به فضاهای عمومی محروم کرده است. هم‌زمان فشارهای اجتماعی درباره ازدواج، تبعیض خانوادگی و طرد فرهنگی، پیامدهای روانی جدی ایجاد می‌کند. این وضعیت تنها معیشتی نیست، بلکە ترکیبی از سوءمدیریت شهری، انگ اجتماعی و ضعف سیاست‌گذاری است کە شرایطی بحرانی را برای جامعه معلولان رقم زده است. این عضو هیات مدیرە انجمن ضایعات نخاعی، در پایان با اشاره به سوءمدیریت شهری، یکی دیگر از مشکلات معلولین، یعنی عدم مناسب‌سازی فضای شهری برای معلولین، به‌ویژه در شهرهای کردستان، را مطرح می‌کند و می‌گوید: در این زمینه هیچ خدماتی نه تنها برای معلولین، بلکه حتی برای افراد مسن نیز وجود ندارد. از سوی دیگر، معلولین با هجمه‌ای روانی از سوی جامعه برای ازدواج مواجه هستند که هنوز هم با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. خانواده‌ها اغلب با ازدواج فرزندانشان با افراد معلول مخالفت می‌کنند و نتیجه آن افسردگی و در بعضی موارد خودکشی معلولین است. در حالی که بسیاری از معلولین توانمند هستند و می‌توانند کارآفرینی کنند. در مجموع، می‌توانم بگویم که وضعیت معلولین در ایران به یک وضعیت بحرانی رسیده است. وضعیت کنونی معلولان در کردستان و ایران صرفاً پیامد فقر نیست، بلکه محصول تلاقی بحران اقتصادی، خلأ سیاست‌گذاری هدفمند و انگ اجتماعی است. شکاف میان هزینه واقعی زندگی و حمایت‌های دولتی عمیق‌تر شده است و دسترسی به درمان، تغذیه و فضاهای عمومی محدود مانده است. فقدان زیرساخت مناسب و ضعف نظارت، فشار معیشتی را به بحران کرامت انسانی تبدیل کرده است. بدون اصلاح ساختاری در نظام حمایت اجتماعی و مدیریت شهری، این روند به تشدید انزوا و آسیب‌های روانی خواهد انجامید.

  • آنتروپیک در برابر پنتاگون: ایستادگی برای حفظ آرمان‌های انسانی در توسعه هوش مصنوعی

    اختلاف میان پنتاگون و شرکت آنتروپیک بر سر دسترسی نامحدود به مدل هوش مصنوعی کلود وارد مرحله‌ای حساس شده است. پیت هگست تهدید کرده است در صورت عدم همکاری کامل، قرارداد ۲۰۰ میلیون دلاری را لغو و این شرکت به‌عنوان ریسک زنجیره تأمین معرفی خواهد شد. آنتروپیک استفاده نظامی گسترده، به‌ویژه در سلاح‌های خودکار و نظارت داخلی را خط قرمز می‌داند. هم‌زمان رقبایی چون اوپن‌ای‌آی و ایکس‌ای‌آی همکاری کامل‌تری با وزارت دفاع آغاز کرده‌اند. مدل هوش مصنوعی کلود، که تنها شرکتی است که به سامانه‌های طبقه‌بندی‌شده نظامی آمریکا دسترسی دارد، با تهدید پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در صورت عدم همکاری نامحدود با پنتاگون مواجه شده است. این تهدید می‌تواند به فلج شدن کسب‌وکار آنتروپیک، شرکت توسعه‌دهنده مدل زبانی کلود، منجر شود. پیش‌تر، آمریکا در عملیات دستگیری نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، از این مدل هوش مصنوعی استفاده کرده بود. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در دیدار خود با مسئولان شرکت آنتروپیک از آن‌ها خواسته است که دسترسی پنتاگون به مدل زبانی کلود را محدود نکنند. او تهدید کرده است که در صورت مخالفت این شرکت، با اقدامات تنبیهی جدی روبه‌رو خواهد شد. در این رابطه، هگست هشدار داده است که علاوه بر لغو قرارداد ۲۰۰ میلیون دلاری، این شرکت به عنوان ریسک زنجیره تأمین معرفی خواهد شد. زمانیکە یک شرکت به عنوان «ریسک زنجیره تأمین» شناخته می‌شود، به این معناست که این شرکت ممکن است تهدیدی برای ثبات و کارایی کل زنجیره تأمین باشد. این اقدام به نوعی هشدار برای سایر شرکت‌ها و نهادها است که ممکن است از همکاری با این شرکت خودداری کنند، زیرا می‌تواند مشکلاتی مانند اختلال در تأمین منابع، تأخیر در تحویل یا حتی تهدیدات امنیتی به همراه داشته باشد. اختلاف میان این شرکت و وزارت دفاع آمریکا چند ماهی است که ادامه دارد و تا کنون هیچ نشانه‌ای از عقب‌نشینی شرکت آنتروپیک در برابر خواسته‌های پنتاگون مشاهده نشده است. این شرکت که خود را امن‌ترین هوش مصنوعی جهان می‌داند، استفاده گسترده از نظارت داخلی بر شهروندان آمریکایی و سلاح‌های کنترل‌شده با هوش مصنوعی را به عنوان دلیل رد درخواست پنتاگون اعلام کرده است. آنتروپیک همچنین تأکید کرده است که استفاده از هوش مصنوعی برای کنترل سلاح‌هایی که بدون دخالت انسان اقدام به کشتن می‌کنند، از خط قرمزهای این شرکت است و آن‌ها نمی‌توانند از آن چشم‌پوشی کنند. داریو آمودی، مدیرعامل آنتروپیک، در توضیح نگرانی‌های شرکت گفت که هوش مصنوعی هنوز به اندازه کافی قابل اعتماد نیست تا بتواند سلاح‌ها را مدیریت کند. همچنین اشاره کرد که هیچ قانون یا مقرراتی برای نحوه استفاده از هوش مصنوعی در نظارت گسترده بر شهروندان وجود ندارد. این اختلافات یک ماه پس از آن شدت گرفت که پنتاگون از مدل هوش مصنوعی کلود در عملیات دستگیری مادورو استفاده کرد. ایالات متحده آمریکا همچنین در پروژه مَیوِن (Project Maven) از خدمات شرکت گوگل در بخش نظامی بهره بردە است که این موضوع باعث ایجاد اختلافات داخلی در خود شرکت گوگل شد. پروژه مَیوِن برای تحلیل سریع تصاویر و ویدئوهای گرفته‌شده توسط پهپادهای نظامی طراحی شده بود. کارشناسان معتقدند این پروژه توانایی تحلیل و ترسیم شبکه‌های پیچیدهٔ تونل‌های زیرزمینی را دارد و حتی می‌تواند در شناسایی مخفیگاه‌های علی خامنه‌ای، رهبر ایران، مفید واقع شود. با این حال، در صورتی که آنتروپیک از خواسته‌های پنتاگون عقب‌نشینی نکند، هگست تصمیم گرفته است که قانون تولید دفاعی را علیه این شرکت اعمال کند؛ به این معنی که این شرکت مجبور خواهد شد برخلاف میل خود با پنتاگون همکاری کند. بر اساس این قانون، دولت می‌تواند صنایع خصوصی را در راستای تأمین منافع دفاع ملی هدایت کند. این قانون در دوران بحران کرونا برای تولید ماسک و سایر تجهیزات حفاظتی به کار گرفته شد. در این بارە، روزنشتاین، استاد حقوق دانشگاه مینه‌سوتا و پژوهشگر مؤسسه بروکینگز، مذاکرات جاری را نادرست دانسته و تأکید کرد که کنگره باید قواعد مربوط به نحوه استفاده از هوش مصنوعی توسط ارتش آمریکا را تعیین کند. از سوی دیگر، اختلافات شرکت آنتروپیک با پنتاگون فرصتی برای رقبای این شرکت فراهم کرده است. به گزارش واشنگتن پست، همزمان با این اختلافات، شرکت اوپن‌ای‌آی (OpenAI) اجازه داده است که پنتاگون از مدل زبانی‌اش برای تمام اهداف قانونی استفاده کند. در همین حال، وزارت دفاع روز دوشنبه قراردادی را با چت‌بات X AI متعلق به ایلان ماسک امضا کرد. این قرارداد به نیروهای نظامی اجازه می‌دهد که از این چت‌بات در سیستم‌های طبقه‌بندی‌شده استفاده کنند. جرد کاپلان، رئیس بخش پژوهش آنتروپیک، در مصاحبه‌ای با مجله تایم اعلام نمودە است که زمانی که رقبا با سرعت پیش می‌روند، تعهدات یک‌جانبه دیگر منطقی نیستند. بر این اساس، ناظران معتقدند که آنتروپیک ممکن است در نهایت برای بقای خود، مجبور به دادن امتیازاتی به پنتاگون شود. این تهدید برای آنتروپیک، که ارزش فعلی آن معادل ۳۸۰ میلیارد دلار است، آن را در معرض نابودی قرار داده است. شرکت، اکنون با استقبال تجاری قابل‌توجهی روبه‌رو گشتە و حتی در حال بررسی امکان عرضه اولیه سهام (IPO) در سال آینده است. خالقان مدل زبانی کلود از کارکنان پیشین اوپن‌ای‌آی هستند که به دلیل نگرانی از انحراف مأموریت اولیه آن آزمایشگاه، که تضمین توسعه هوش مصنوعی قدرتمند در جهت منافع بشریت بود، از آن جدا شدند. آن‌ها سپس شرکت آنتروپیک را تأسیس کردند.

  • براد کوپر، ترامپ را در جریان گزینەهای احتمالی حملە بە ایران قرار داد

    به گفته منابع آگاه، دریادار برد کوپر گزینه‌های نظامی علیه ایران را به دونالد ترامپ ارائه کرده و ژنرال دن کین نیز در جلسه حضور داشته است. این توجیه همزمان با مذاکرات غیرمستقیم واشنگتن و تهران در ژنو برگزار شد. در حالی که برخی جمهوری‌خواهان از نقش‌آفرینی اسرائیل حمایت می‌کنند، هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است. گزینه‌ها از حمله محدود به تأسیسات موشکی و هسته‌ای تا عملیات گسترده متغیر است و نگرانی اصلی، واکنش ایران و تهدید نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه عنوان می‌شود. به گفته منابع نزدیک به رئیس‌جمهور آمریکا، دریادار برد کوپر، فرمانده نیروهای ایالات متحده در خاورمیانه و رئیس فرماندهی مرکزی آمریکا، روز پنج‌شنبه رئیس‌جمهور دونالد ترامپ را در جریان گزینه‌های احتمالی نظامی علیه ایران قرار داد. شبکە ای بی سی نیز با تائید این خبر اعلام نمود کە ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش و عالی‌ترین مشاور نظامی رئیس‌جمهور، نیز در این جلسه حضور داشت. این جلسه توجیهی از سوی عالی‌ترین فرمانده نظامی آمریکا در منطقه در همان روزی برگزار شد که مقام‌های آمریکایی و ایرانی در ژنو گفت‌وگوهای غیرمستقیم درباره برنامه هسته‌ای و موشک‌های بالستیک ایران برگزار کردند. هیچ‌یک از دو طرف اعلام نکردند که توافقی حاصل شده است. وزیر امور خارجه ایران گفت پیشرفت‌هایی حاصل شده و مذاکرات فنی هفته آینده در وین، اتریش، از سر گرفته خواهد شد. به گفته منابع آگاه از این رایزنی‌ها که با ای‌بی‌سی نیوز گفت‌وگو کرده‌اند، در روزهای اخیر چندین جمهوری‌خواه و برخی مقام‌های دولت ترامپ به طور خصوصی از این ایده حمایت کرده‌اند که اسرائیل به جای آغاز درگیری از سوی آمریکا، نقش اصلی را در حمله به ایران بر عهده بگیرد. تا روز پنج‌شنبه مشخص نبودە است که ترامپ چنین طرحی را پذیرفته باشد. گفته می‌شود او به طور فزاینده‌ای از امتناع ایران برای پذیرش خواسته‌هایش درباره توقف غنی‌سازی اورانیوم و محدود کردن برنامه موشک‌های بالستیک ناخرسند شده است. در این بارە، پایگاه پولیتیکو نخستین بار گزارش داد که برخی مشاوران ارشد و جمهوری‌خواهان حامی ترامپ از نقش‌آفرینی پیش‌دستانه اسرائیل حمایت کرده‌اند. منابع می‌گویند عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل همچنان محتمل است. با این وجود صرفا رئیس جمهور است کە در آخرین لحظە تصمیم خواهد گرفت. در این بارە، معاون سخنگوی کاخ سفید، آنا کلی، گفت رسانه‌ها می‌توانند هر اندازه که بخواهند درباره طرز فکر رئیس‌جمهور گمانه‌زنی کنند، اما تنها رئیس‌جمهور ترامپ از تصمیم نهایی خود آگاه است. تحلیلگران سیاسی می‌گویند پیشنهاد آغاز حمله از سوی اسرائیل احتمالاً هر گونە تلاشی برای ایجاد پوشش سیاسی جهت جمهوری‌خواهان کنگره در سال انتخاباتی دشوار است. ترامپ در کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود به جنگ‌ها پایان دهد نه اینکه جنگی تازه آغاز کند. مقام‌های دفاعی پیش‌بینی می‌کنند در صورت حمله اسرائیل به ایران، تهران تقریباً به طور قطع واکنش نشان خواهد داد. تحلیلگران می‌گویند ترامپ می‌تواند در آن صورت استدلال کند که مداخله آمریکا در چارچوب سیاست دیرینه دفاع از اسرائیل بوده است. با این حال، رامش پونورو، تحلیلگر محافظه‌کار و سردبیر نشنال ریویو، که با ای‌بی‌سی نیوز همکاری دارد، اعلام نمود کە این راهبرد ممکن است نتیجه معکوس دهد. او افزود صرف‌نظر از نحوه آغاز درگیری، اگر عملیات به کارزاری گسترده تبدیل شود و تلفات به همراه داشته باشد، ریسک‌های سیاسی ایجاد خواهد شد. پونورو همچنین گفت: مهم است که رئیس‌جمهور ترامپ راهبرد و مأموریت خود در قبال ایران را به روشنی تبیین کند، اما پیش از آن باید راهبرد و مأموریتی مشخص داشته باشد و هنوز روشن نیست که به چنین جمع‌بندی‌ای رسیده باشد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، و جان رتکلیف، مدیر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، روز سه‌شنبه گروه کوچکی از قانون‌گذاران ارشد را درباره ایران توجیه کردند، با این وجود جزئیات این نشست محرمانه هنوز روشن نشدە است. دموکرات‌ها پس از این نشست گفتند از این که دولت این بار با قانون‌گذاران مشورت بەعمل آورده استقبال می‌کنند، زیرا به گفته آنان در اقدامات مهم سیاست خارجی گذشته چنین رویه‌ای وجود نداشته است. سناتور مارک وارنر، عضو ارشد دموکرات در کمیته اطلاعات سنا، روز سه‌شنبه به خبرنگاران گفت این مقطع زمانی بسیار حساس برای خاورمیانه و برای آمریکا است. به گفته منابع آگاه که با ای‌بی‌سی نیوز گفت‌وگو کرده‌اند، یکی از گزینه‌های پیش روی ترامپ حمله‌ای محدود به پرتابگرهای موشک‌های بالستیک و تأسیسات هسته‌ای به عنوان اقدامی هشداردهنده برای واداشتن تهران به پذیرش خواسته‌های او است. گزینه دیگر که در دست بررسی قرار دارد عملیات گسترده علیه شمار زیادی از اهداف در بازه‌ای طولانی‌تر است. منابع می‌گویند حمله اولیه به اهدافی در ایران به رهبری اسرائیل نه تنها می‌تواند ابزاری برای فشار در مذاکرات دیپلماتیک باشد، بلکه ممکن است بخش بیشتری از سامانه‌های پدافند هوایی ایران را تضعیف کند، در صورتی که ترامپ تصمیم بگیرد کارزار نظامی طولانی‌تری با هدف تغییر حکومت را دنبال کند. تحلیلگران می‌گویند چنین عملیاتی می‌تواند هفته‌ها ادامه یابد و با ریسک‌های بسیار بالا همراه باشد، بدون آنکه تضمینی وجود داشته باشد که ایران با دولتی همسو با منافع آمریکا از آن خارج شود. نگرانی ویژه آن است که ایران تلاش کند حدود ۳۵ تا ۴۰ هزار نیروی آمریکایی مستقر در منطقه را هدف قرار دهد. روبیو روز چهارشنبه در جریان سفر به سنت کیتس به خبرنگاران گفت ایران در حال تلاش برای بازسازی برنامه هسته‌ای خود پس از بمباران آن توسط آمریکا در ژوئن سال گذشته است. او گفت نشانه‌هایی وجود دارد که ایران در تلاش برای بازسازی بخش‌هایی از این برنامه است. به گفته او، ایران در حال حاضر غنی‌سازی انجام نمی‌دهد، اما در پی آن است که در نهایت به توان انجام آن دست یابد. روبیو همچنین گفت ایران در مسیری قرار دارد که به دنبال دستیابی به موشک‌های بالستیکی با قابلیت رسیدن به ایالات متحده است.

  • همزبانی رضا پهلوی و روزنامه‌ وطن‌امروز علیه ائتلاف احزاب کُرد

    در واکنش به ائتلاف بی‌سابقه احزاب کرد علیه جمهوری اسلامی، رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، آن‌ها را «گروه‌های تجزیه‌طلب» خواند و تهدید به حمله نظامی در فردای پس از سقوط جمهوری اسلامی کرد. همچنین روزنامه حکومتی وطن امروز نیز در واکنش به این ائتلاف، این احزاب را «چند گروه تجزیه‌طلب» خوانده و ائتلاف آن‌ها را تهدیدی علیه تمامیت ارضی ایران دانسته است. این در حالی است که نیروهای سپاه پاسداران در نقاط مختلف نزدیک به مرز با کردستان عراق و مقر احزاب کرد با تمامی تجهیزات نظامی خود مستقر شده‌اند و احتمال اینکه این أحزاب مورد حمله جمهوری اسلامی قرار گیرند بسیار بالا است.   رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، روز چهارشنبه ۶ اسفند با انتشار پستی در شبکه‌های اجتماعی خود واکنشی تند علیه ائتلاف جدید احزاب کرد نشان داد و آن‌ها را «چند گروه‌ تجزیه‌طلب» خواند. پهلوی در این پست اظهار داشت که این احزاب «ادعاهایی موهوم و سخیف» درباره تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران مطرح کرده‌اند و بر لزوم حفظ و دفاع از تمامیت ارضی ایران تأکید کرد. وی این اصول را «خدشه‌ناپذیر» دانسته و بر عدم مذاکره و کوتاه نیامدن در این خصوص تأکید کرد. پهلوی در این پست همچنین به‌طور غیرمستقیم این احزاب را تهدید به حمله نظامی در فردای پس از جمهوری اسلامی کرد و گفت: در روزها و هفته‌های پیش رو، همزمان با درهم‌شکستن کامل جمهوری اسلامی و بیرون راندن این رژیم از کشور، در دفاع از یکپارچگی ملی و تمامیت ارضی ایران نیز هوشیارتر، استوارتر و کوشاتر از همیشه خواهیم بود. با پایبندی به این اصل بنیادین، می‌توان انتظار داشت که ارتش ایران نیز به وظیفه ملی-میهنی خود عمل کند، در کنار ملت بایستد و از ایران در برابر جمهوری اسلامی و تجزیه‌طلبان دفاع کند. پهلوی در حالی أحزاب کرد را تهدید به حمله می‌کند که هم‌اکنون نیروهای سپاه پاسداران در تمام نقاط مرزی میان ایران و عراق، از جمله مرزهای بین دو بخش کردستان ایران و کردستان عراق که نزدیک به مقر احزاب کرد است، با استفاده از انواع تجهیزات نظامی از جمله پهپادها و موشک‌های بالستیک مستقر شده‌اند. این وضعیت احتمال حمله به مواضع احزاب کرد را بسیار افزایش داده است. جمهوری اسلامی ایران همواره احزاب کرد را به‌عنوان یکی از خطرناک‌ترین دشمنان خود شناخته و در بحبوحه قیام‌های مردمی، از جمله دوره جنبش ژن، ژیان، آزادی، به اردوگاه‌های آنان حمله موشکی کرد و در خیزش دی‌ماه، مقاومت خیابانی مردم در ایران را نتیجه الگوبرداری مردم از مبارزه احزاب کرد ‌دانست. هم‌زمان، روزنامه حکومتی و اصولگرای وطن امروز که در داخل ایران منتشر می‌شود نیز به ائتلاف احزاب کرد واکنش نشان داد. این روزنامه احزاب کرد را «چند گروه تجزیه‌طلب» خوانده و این ائتلاف را تهدیدی برای وحدت ملی ایران دانسته است. در گزارش این روزنامه آمده است: ائتلاف چند گروه کرد تجزیه‌طلب مستقر در اقلیم کردستان عراق دقیقا از همین جنس تحولات [تحولات اخیر در اطراف ایران] است؛ رخدادی که نمی‌توان آن را صرفا یک همگرایی داخلی میان چند گروه دانست. این ائتلاف در واقع در امتداد الگویی قرار می‌گیرد که پیش‌تر در آن سوی مرزهای شرق ایران نیز شاهدش بوده‌ایم. این روزنامه ادامه داده است که این ائتلاف ضربه‌ای به تمامیت ارضی ایران وارد می‌کند. روز یکشنبه گذشته، پنج حزب از هفت حزب اصلی کردستان ایران پس از ماه‌ها گفتگو در چارچوب «مرکز دیالوگ و همکاری»، پیمان‌نامه‌ای تحت عنوان «هم‌پیمانی نیروهای سیاسی کردستان ایران» امضا کردند. اعضای این ائتلاف تأکید کرده‌اند که هیچ‌گونه مشروعیتی برای رژیم جمهوری اسلامی قائل نیستند و هدف اصلی این پیمان مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی، تحقق حقوق ملت کرد و ایجاد یک سازمان ملی و دموکراتیک بر اساس اراده مردم کرد در شرق کردستان است. این ائتلاف همچنین بر تأسیس یک نظام سیاسی دموکراتیک و سکولار در ایران که حقوق ملت‌ها و اقلیت‌های مذهبی را به رسمیت بشناسد، تأکید کرده است . این ائتلاف شامل حزب آزادی کردستان (پاک)، حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، حزب دموکرات کردستان ایران (حدکا)، سازمان خبات کردستان ایران و کومله زحمتکشان کردستان است. این احزاب که سابقه دهه‌ها مبارزه علیه سلطنت پهلوی و جمهوری اسلامی را دارند، قدرت سازماندهی زیادی در درون جامعه کرد دارند. حزب کومله انقلابی زحمتکشان کردستان ایران به رهبری عبدالله مهتدی که به دلیل آنچه ابهام در استراتژی‌ها و مکانیزم‌ها برای تحقق اهدافِ ائتلاف خوانده بود، در آن شرکت نکرده است، به تهدید رضا پهلوی مبنی بر سرکوب کردها، واکنش نشان داده است و آن را محکوک کرده است. عبدالله مهتدی در پستی در شبکه اجتماعی ایکس در پاسخ به رضا پهلوی نوشته است : آقای پهلوی امروز بار دیگر کردها را تجزیه‌طلب خوانده و تهدید به سرکوب توسط ارتشی که هنوز تشکیل نشده کرده است. ما تأکید می‌کنیم که مردم کردستان در مبارزه برای یک ایران دموکراتیک و کثرت‌گرا متحد هستند و هیچ تهدیدی نمی‌تواند به همبستگی و اهداف ما خدشه وارد کند. دبیرکل حزب کومله کردستان ایران تاکید کرده است که چنین اظهاراتی «نه تنها به اتحاد ایران کمک نمی‌کند، بلکه با تزریق نفرت و ایجاد دشمنی میان مردم، به تفرقه‌افکنی و تخریب همبستگی بین شهروندان می‌پردازد.» او افزوده است: «ما هشدار می‌دهیم که هرگز نتوانستید کردها را به زانو درآورید و همانطور که پدران و پدربزگتان نتوانستند با همه زورها و اعدام‌ها و تبعیدها و ترفندها ملت کرد را هویت‌زدائی کنند، از شما نیز کاری ساخته نخواهد بود.«

  • ترامپ: ایران در حال توسعه موشک‌هایی با قابلیت رسیدن به آمریکا است

    دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، در طولانی‌ترین سخنرانی شب گذشتە خود بە وقت واشنگتن، علاوە بر ایراد سخنانی در رابطە با وضعیت آمریکا، مسالە مهاجرت، کاهش مالیات‌ها و امنیت مرزی، هشدارهای صریحی را درباره ایران مطرح کرد و از موفقیت‌های دیپلماتیک دولت خود، از جمله دستیابی به آتش‌بس در غزه، سخن گفت. ترامپ در این سخنرانی که روز چهارشنبه در کنگره ایراد شد، ضمن دفاع از عملکرد داخلی دولتش، بخش قابل توجهی از اظهارات خود را به خاورمیانه اختصاص داد و به‌ویژه بر برنامه هسته‌ای ایران و جنگ میان اسرائیل و حماس تمرکز کرد. در این بارە، او گفت: به‌عنوان رئیس‌جمهور، هر جا امکان داشته باشد به دنبال صلح خواهد بود، اما در برابر تهدیدهایی که امنیت آمریکا را هدف قرار دهد، تردید نخواهد کرد. او در این زمینه به حملات آمریکا در ماه ژوئن گذشته علیه برنامه هسته‌ای ایران اشاره کرد. ترامپ گفت از زمانی که رهبران جمهوری اسلامی ۴۷ سال پیش قدرت را در ایران به دست گرفتند، حکومت و نیروهای وابسته به آن جز گسترش تروریسم، مرگ و نفرت کاری انجام نداده‌اند. او همچنین به حمله آمریکا در سال ۲۰۲۰ که به کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده ارشد نظامی ایران، انجامید اشاره کرد و گفت این اقدام تأثیر بسیار بزرگی داشت. رئیس‌جمهور آمریکا، رهبران ایران را به سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات ماه‌های اخیر متهم کرد و گفت تنها در چند ماه گذشته و در جریان اعتراض‌ها، دست‌کم ۳۲ هزار معترض کشته شده‌اند. او رهبران ایران را افرادی بسیار بد توصیف کرد. در بخش دیگری از سخنانش، ترامپ هشدار داد که ایران در حال کار بر روی موشک‌هایی است که توان رسیدن به خاک ایالات متحده را دارند. او افزود: دولتش پس از حملات سال گذشته به تهران هشدار داده بود که نباید هیچ تلاشی برای بازسازی برنامه‌های تسلیحاتی، به‌ویژه سلاح‌های هسته‌ای، انجام دهد، اما به گفته او ایران همچنان به این مسیر ادامه می‌دهد. ترامپ همچنین افزود کە ایالات متحده آمریکا، برنامه هسته‌ای ایران را نابود کرده است، اما تهران قصد دارد دوباره آن را از نو آغاز کند و در حال پیگیری اهداف خطرناک خود است. او افزود که ایران خواهان توافق است، اما هنوز جمله کلیدی مبنی بر این که هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نخواهد بود، از سوی تهران بیان نشده است. ترامپ تأکید کرد که ترجیح می‌دهد این مسئله از راه دیپلماسی حل شود، اما آمریکا هرگز اجازه نخواهد داد بزرگ‌ترین حامی تروریسم در جهان به سلاح هسته‌ای دست یابد و این اتفاق رخ نخواهد داد. او همچنین گفت هیچ کشوری نباید در عزم آمریکا تردید کند، زیرا ایالات متحده قدرتمندترین ارتش جهان را در اختیار دارد. در بخش دیگری از سخنرانی اش، ترامپ مدعی شد که دولت او در برقراری آتش‌بس میان اسرائیل و حماس نقش کلیدی داشته و همه گروگان‌ها، چه زنده و چه کشته‌، به خانه بازگردانده شده‌اند. او گفت که بازگرداندن آخرین گروگان‌ها دشوار بوده، اما این روند با موفقیت انجام شده است. ترامپ همچنین اظهار داشت حماس در یافتن اجساد گروگان‌های کشته‌شده با اسرائیل همکاری داشتە و در نهایت همه آن‌ها پیدا شده‌اند، که به گفته او بسیاری تصور نمی‌کردند حصول بە بە چنین امری ممکن باشد. او در بخش داخلی سخنرانی خود بر اولویت‌هایی مانند اجرای قوانین مهاجرتی، سیاست‌های مالیاتی و کاهش جرم نیز تأکید کرد و از کاهش عبور غیرقانونی از مرزها و افت نرخ قتل در چند شهر بزرگ آمریکا سخن گفت. پس از پایان سخنرانی، دموکرات‌ها پاسخ‌هایی ارائه کردند و عملکرد اقتصادی و سیاست خارجی ترامپ را مورد انتقاد قرار دادند. نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهد کە جامعه آمریکا همچنان درباره رهبری او دچار دوگانگی است و نگرانی‌ها درباره وضعیت اقتصادی و استفاده از نیروی نظامی در خارج از کشور ادامه دارد.

bottom of page