
نتایج جستجو
2109 results found with an empty search
- چرا ترکیە از تداوم بحران در ایران نگران است؟
سارا بیاتیان در حالی که درگیری میان جمهوری اسلامی ایران از یک سو و ائتلاف آمریکا-اسرائیل از سوی دیگر وارد مرحلهای شدیدتر و احتمالاً فرسایشی شده است، ترکیه تلاش میکند که نقش فعالی را در کاهش تنشها و جلوگیری از گسترش بحران ایفا کند. این رویکرد در چارچوب سیاست کلی آنکارا برای حفظ ثبات منطقهای و مدیریت ریسکهای امنیتی قابل ارزیابی است. از منظر آنکارا، هرگونه تصادم فراگیر در این محور، نه تنها نظم موجود را برهم میزند، بلکه میتواند دومینووار ثبات شکننده در مرزهای پیرامونی ترکیه را نیز با تهدید موجودیتی مواجه کند. گزارشها نشان میدهند ترکیه در تعامل با بازیگران مختلف، کانالهای ارتباطی خود با تهران و واشنگتن را برای تسهیل گفتوگو و کاهش تنش فعال نگه داشته است. این سیاست، که در ادبیات تحلیلی بهعنوان موازنهگری فعال شناخته میشود، بر پرهیز از همپیمانی کامل با هر یک از طرفهای درگیر و تمرکز بر جلوگیری از تشدید درگیریها استوار است. ترکیه با درک این واقعیت که جنگی بزرگ در همسایگیاش، هزینههایی بهمراتب سنگینتر از منافع احتمالی آن دارد، میکوشد نقش ضامن ثبات را ایفا کند. در عین حال، تحولات جاری برای ترکیه صرفاً یک بحران خارجی تلقی نمیشود، بلکه دارای ابعاد مستقیم امنیتی، اقتصادی و اجتماعی است. در این چارچوب، یکی از مهمترین ملاحظات آنکارا، پیامدهای احتمالی تضعیف یا بیثباتی در ساختار حاکمیتی ایران است؛ چرا که ایران در نگاه راهبردی ترکیه، لنگرگاه ثبات در شرق این کشور محسوب میشود و هرگونه تزلزل در آن، به معنای باز شدن جعبه پاندورای بحرانهای خفته است. در این میان، نقش ایران به عنوان کریدور حیاتی انرژی و ترانزیت برای ترکیه غیرقابل چشمپوشی است. هرگونه اختلال در ساختار سیاسی ایران، نهتنها جریان گاز طبیعی به سمت آناتولی را قطع میکند، بلکه مسیر دسترسی ترکیه به بازارهای آسیای مرکزی را مسدود کرده و این کشور را در یک بنبست ژئواکونومیک قرار میدهد. ابعاد جمعیتی و اجتماعی کردها در ترکیه در ارزیابیهای رسمی و پژوهشهای بینالمللی، جمعیت کردهای ساکن در جغرافیای ترکیه بهعنوان بزرگترین جمعیت اتنیکی این کشور برآورد میشود. بر اساس تخمینهای مختلف، کردها حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد جمعیت ترکیه را تشکیل میدهند، که معادل حدود ۱۴ تا ۱۹ میلیون نفر یا بیشتر است. این جمعیت عمدتاً در مناطق جنوبشرقی و شرقی متمرکز است، اما بهدلیل مهاجرت داخلی طی دهههای اخیر، بخش قابلتوجهی از آنها در شهرهای بزرگ، از جمله استانبول، زندگی میکنند، بهطوریکه برخی برآوردها استانبول را دارای بزرگترین جمعیت کرد در کشور میدانند. این پراکندگی جغرافیایی باعث شده است که هرگونه تحول سیاسی یا اجتماعی در رابطه با کردها در ترکیه، به سرعت به قلب اقتصادی و سیاسی این کشور سرایت کند. از نظر ساختار اجتماعی و اقتصادی، مناطق جنوبشرقی ترکیه در مقایسه با میانگین ملی با شکافهای معناداری در شاخصهای توسعه، اشتغال و سطح درآمد مواجهاند. این مناطق بهطور کلی از سطح پایینتری از زیرساختهای اقتصادی، فرصتهای شغلی و دسترسی به خدمات عمومی نظیر آموزش و بهداشت برخوردارند. در واقع، جنوبشرق ترکیه با نوعی توسعهنیافتگی ساختاری دستبهگریبان است که زمینهساز بروز نارضایتیهای اجتماعی میگردد. در عین حال، ترکیب جمعیتی آنها، با سهم بالاتر جمعیت جوان و نرخ رشد سریعتر، ویژگی متمایزی ایجاد کرده است که در صورت فراهمبودن بسترهای لازم، میتواند به ظرفیتی برای رشد اقتصادی بدل شود. با وجود آنکه این مناطق در اسناد و برنامههای رسمی توسعهای مورد توجه قرار گرفتهاند، شواهد میدانی اما نشان میدهند که این سیاستها بهدلایل ساختاری، اجرایی و نیز غلبه ملاحظات امنیتی، نتوانستهاند بهطور معناداری شکاف توسعهای میان جنوبشرق و سایر مناطق ترکیه را کاهش دهند. غلبه نگاه امنیتی بر نگاه توسعهمحور، باعث شده است که پتانسیلهای انسانی این مناطق، بیش از آنکه فرصت تلقی شوند، به عنوان یک چالش بالقوه در محاسبات دولتی دیده شوند. احزاب کردی در چارچوب امنیت ملی در چارچوب گفتمان رسمی امنیت ملی ترکیه، احزاب کرد، بهویژه پکک که از سال ۱۹۸۴ وارد فاز قیام مسلحانه علیه دولت مرکزی شده است، بهعنوان سازمان تروریستی تعریف میشوند. در این میان، مسئله پکک نهفقط بهعنوان یک چالش سیاسی یا اتنیکی، بلکه بهمثابه یک تهدید مستمر امنیتی در سطوح مختلف برای دولت ترکیه صورتبندی میشود. درگیری میان دولت ترکیه و پکک طی چهار دهه گذشته به کشتهشدن دهها هزار نفر انجامیده و از این حیث، یکی از طولانیترین و پرهزینهترین چالشهای امنیت داخلی در تاریخ معاصر ترکیه بهشمار میآید. تداوم این وضعیت، بهویژه در مناطق جنوبشرقی (کردستان ترکیه)، نقش مهمی در شکلدادن به رویکردهای امنیتی، سیاسی و حتی توسعهای دولت ایفا کرده است. در ادبیات و تحلیلهای امنیتی ترکیه، فعالیتهای پکک معمولاً در سه سطح بههمپیوسته مورد بررسی قرار میگیرد: در سطح داخلی؛ با اینوجود که تمرکز از اقدامات مسلحانه به سمت پویاییهای مدنی و فضای سیاسی تغییر یافته است، و علیرغم آنکه عبدالله اوجالان طرح آشتی و گذار به مبارزه دموکراتیک را مطرح کرده و جنبش کُرد بر پایان فاز مسلحانه تأکید دارد، دولت ترکیه همچنان با حفظ رویکردی سختافزاری، محدودیتهای گستردهای را بر فعالیتهای سیاسی و مدنی کردها، بهویژه در مناطق جنوبشرقی، اعمال میکند. این وضعیت نشاندهنده یک پارادوکس امنیتی است که فضای عمومی در آن، تحت تأثیر حضور پررنگ نیروهای نظامی و انتظامی قرار دارد و مطالبات سیاسی آشتیجویانه، همچنان در قالب تهدیدات امنیتی صورتبندی میشوند. این رویکرد دولت، مانع از تبدیل طرحهای صلح به یک روند پایدار سیاسی شده و شکاف میان حاکمیت و بدنه اجتماعی مناطق کُردی را تداوم بخشیده است. در سطح فرامرزی؛ توجه به این نکته معطوف است که پکک از فضاهای خارج از مرزهای ترکیه، بهویژه مناطق کوهستانی اقلیم کردستان، بهعنوان عمق استراتژیک و پایگاههای استقرار نیرو استفاده میکند. این وضعیت، بهانه و دستاویز لازم را برای عملیاتهای مکرر برونمرزی ارتش ترکیه ایجاد کرده و همزمان به پیچیدهتر شدن روابط این کشور با دولت مرکزی عراق و حکومت اقلیم کردستان انجامیده است. در سطح منطقهای؛ تحلیلها بر شبکه روابط و پیوندهای این سازمان با بازیگران همسو در کشورهای همجوار متمرکز میشود، پیوندهایی که میتواند شامل اشکال مختلفی از همگرایی ایدئولوژیک، سازمانی یا حتی عملیاتی باشد. در این چارچوب، پژاک (حزب حیات آزاد کردستان) بهعنوان همپیوند پکک در جغرافیای ایران نیز مورد توجه قرار میگیرد. فعالیتهای پژاک در مناطق مرزی غرب و شمالغرب ایران، و تنشهای گاهوبیگاه آن با نیروهای ایرانی، نشان میدهد که این شبکه صرفاً محدود به قلمرو ترکیه یا حتی عراق نیست، بلکه در امتداد مرزهای ایران نیز امتداد یافته است. از این منظر، هم در تحلیلهای امنیتی ترکیه و هم در برخی ارزیابیهای منطقهای، این مجموعه بهعنوان یک شبکه چندلایه فراملی در نظر گرفته میشود که شاخهها و امتدادهای آن در ترکیه، عراق، سوریه و ایران قابل ردیابی است. به همین دلیل، تحولات مرتبط با پژاک و وضعیت مناطق مرزی ایران نیز بهطور غیرمستقیم در محاسبات امنیتی ترکیه جای میگیرد، بهویژه در زمینه جابهجایی نیروها، ایجاد پناهگاههای کوهستانی و شکلگیری پیوندهای عملیاتی. بر اساس این نگاه، جغرافیای کردستان به عنوان یک واحد پیوسته در نظر گرفته میشود که هرگونه تحریک در یک بخش آن، ارتعاشاتی در بخشهای دیگر ایجاد میکند. از همین رو، در چارچوب نگاه امنیتی ترکیه، هرگونه خلأ قدرت، بیثباتی سیاسی یا تضعیف حاکمیت دولتها در کشورهای همسایه میتواند به افزایش تحرک و بازآرایی این شبکهها بینجامد و در نتیجه، محیط امنیتی پیرامونی ترکیه را پیچیدهتر و پرریسکتر سازد. چنین برداشتی، یکی از مبانی اصلی توجیه مداخلات و سیاستهای پیشدستانه ترکیه در محیط پیرامونی خود بهشمار میآید. ایران بهمثابه متغیر کلیدی در امنیت پیرامونی ترکیه در معادلات راهبردی ترکیه، ایران جایگاهی فراتر از یک همسایه صرف دارد و بهعنوان یکی از مؤلفههای کلیدی در حفظ تعادل ژئوپلیتیک منطقه تلقی میشود. از منظر آنکارا، ثبات و انسجام ساختار حاکمیتی در ایران نقشی تعیینکننده در مهار سرریزهای امنیتی، کنترل پویشهای فراملی و جلوگیری از گسترش بیثباتی در پیرامون ترکیه ایفا میکند. این ارزیابی بر مجموعهای از شواهد و تجربههای منطقهای استوار است؛ از جمله تحولات عراق پس از ۲۰۰۳ و بحران سوریه پس از ۲۰۱۱ که نشان داد تضعیف دولت مرکزی چگونه میتواند به شکلگیری فضاهای خاکستری، رشد بازیگران غیردولتی و بازتعریف موازنههای امنیتی منجر شود. ترکیه آموخته است که خاکستری شدن مرزها بزرگترین کابوس امنیت ملی است. در این چارچوب، یکی از محورهای مهم تحلیل، پیوستگی جغرافیایی و اجتماعی کردستان در ایران، عراق، سوریه و ترکیه است. این پیوستگی، که در قالب شبکههای خویشاوندی، زبانی و حتی سازمانی قابل ردیابی است، در شرایط ثبات لزوماً مسئلهزا نیست، اما در وضعیتهای بیثباتی میتواند به بستر تحرک و بازآرایی احزاب و نیروهای سیاسی و مدنی تبدیل شود. از این منظر، تحلیلگران امنیتی ترکیه تأکید میکنند که هرگونه تضعیف کنترل دولت مرکزی در مناطق مرزی ایران، بالقوه میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای این کشور داشته باشد و به پیچیدهتر شدن محیط امنیتی در کل نوار جنوبی و شرقی ترکیه بینجامد. در این میان، حضور و فعالیت گروههایی مانند پژاک، بهعنوان بخشی از شبکه گستردهتر همپیوند با سازمانها و نیروهای کردی منطقه، این حساسیت را در محاسبات امنیتی ترکیه تشدید میکند. الگوی رفتاری ترکیه و سناریوی مناطق ترکی-کردی ایران عملکرد سیاستی ترکیه در قبال تحولات عراق و سوریه نشاندهنده یک الگوی نسبتاً پایدار در مواجهه با چنین شرایطی است. آنکارا در این موارد، ترکیبی از ابزارهای دیپلماتیک، امنیتی و نظامی را بهکار گرفته است. اما یک تفاوت بنیادین در مورد ایران وجود دارد؛ برخلاف عراق و سوریه، ایران دارای مناطق وسیع تُرکنشین (آذربایجان) است که هممرز با ترکیه و جمهوری آذربایجان هستند. این ویژگی منحصربهفرد، فرصتی استراتژیک برای آنکارا و باکو ایجاد میکند تا در صورت تضعیف یا فروپاشی دولت مرکزی در ایران، فراتر از مدیریت تهدید، به سمت سیطره بر این مناطق حرکت کنند. اینجاست که رقابت پنهان و آشکار ترکیه و جمهوری آذربایجان برای نفوذ و تسلط بر این جغرافیای ایرانی، به یکی از پیچیدهترین لایههای بحران تبدیل میشود. آنکارا در این موارد، از مفاهیمی چون امنیت پیشدستانه و عمق استراتژیک برای انتقال خط دفاعی به خارج از مرزهای رسمی استفاده میکند. بر همین اساس، بسیاری از تحلیلها بر این نکته توافق دارند که در صورت بروز بیثباتی معنادار در ایران، احتمالاً ترکیه نیز با الگویی مشابه، در پی مهار ریسکهای امنیتی برخواهد آمد. اما واقعیت این است که آذربایجان ایران، فضایی متفاوت از عراق و سوریه ایجاد میکند و بستری مناسب برای نفوذ و سلطهی ترکیه خواهد شد. محافل نزدیک به دولت ترکیه اعلام کردهاند که آنکارا در صورت وقوع بحران، قصد ایجاد یک منطقه حائل در عمق مرزهای ایران را دارد تا موج پناهجویان را در همان سوی مرز مهار کند. این رویکرد در واقع بازتولید «تجربه عفرین سوریه» در خاک ایران است، یعنی ورود نظامی پیشدستانه به بهانه امنیت، تصرف نوار مرزی و ایجاد یک ساختار اداری-نظامی تحت حمایت خود که عملاً به معنای نقض حاکمیت ملی ایران و مدیریت مستقیم جمعیت و جغرافیا در داخل مرزهای ایران خواهد بود. این سیاست در صورت تکمیل موجب کوچ اجباری بسیاری از کردهای ساکن در این مناطق خواهد شد. در کنار ابعاد امنیتی، پیامدهای اقتصادی و انسانی چنین سناریوهایی نیز در محاسبات ترکیه جایگاه مهمی دارد. تجربه بحران سوریه نشان داد که بیثباتی میتواند به موجهای گسترده مهاجرت منجر شود که طی آن، ترکیه را با فشارهای قابلتوجهی در حوزههای خدمات عمومی، بازار کار، مسکن و زیرساختهای شهری مواجه کرد. در صورت بروز شرایط مشابه در ایران، با توجه به جمعیت بزرگتر و پیوندهای مرزی، ابعاد این فشارها میتواند بهمراتب گستردهتر و مهارناپذیرتر باشد. علاوه بر این، ایران یکی از مسیرهای مهم ترانزیت انرژی و تجارت در منطقه است و هرگونه اختلال در ثبات آن میتواند بر امنیت انرژی ترکیه، هزینههای واردات و مسیرهای تجاری اثرگذار باشد. ایران برای ترکیه تنها یک شریک تجاری نیست، بلکه کریدور اتصال به شرق است. لازم به ذکر است که هرگونه مداخله ترکیه در منطقه آذربایجان ایران، با پیچیدگیهای ژئوپلیتیک مضاعفی روبروست. این اقدام نه تنها توازن قوا با روسیه در قفقاز را برهم میزند، بلکه میتواند به یک تصادم هژمونیک میان آنکارا و مسکو منجر شود، چرا که روسیه نیز نفوذ در ایران را خط قرمز امنیتی خود در جنوب میداند. در مجموع، در نگاه راهبردی ترکیه، ثبات ایران نهتنها یک موضوع سیاست خارجی، بلکه بخشی از معادله امنیت داخلی و اقتصادی این کشور تلقی میشود. این نگاه، بر پیوند میان امنیت، ژئوپلیتیک و اقتصاد تأکید دارد و نشان میدهد که تحولات ایران، بهویژه در مناطق مرزی، کە دربردارندە ساکنان کرد و ترک است، میتواند بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در محاسبات امنیتی، سیاستگذاری منطقهای و حتی پویشهای داخلی ترکیه بازتاب یابد. از این رو، آنکارا در عین حال که برای سناریوهای پسا-فروپاشی و سیطره بر مناطق ترکی-کردی برنامهریزی میکند، بقای ساختار فعلی را به عنوان سدی در برابر بحرانهای پیشبینیناپذیر ترجیح میدهد.
- زندە: جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران
پوشش زندە ٢٠ : ١٠ شنبه ۴ آپریل همزمان با سقوط A10 و آسیب بالگردها در عملیات نجات، جستجو برای خدمە اف-15 ادامه دارد در سی و پنجمین روز از آغاز حملە بە ایران، حدود یک ساعت پس از سرنگونی یک جنگندە اف-۱۵، یک هواپیمای تهاجمی A-۱۰ نیز در منطقه خلیج فارس و در نزدیکی تنگه هرمز سقوط کرد. نیویورک تایمز به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد که خلبان این هواپیما به سلامت نجات یافته است. همزمان، انبیسی گزارش داد که دو بالگرد بلکهاوک نیز در جریان عملیات نجات خدمه اف-۱۵، در شرایط دشوار آسیب دیدهاند و یکی از آنها ناچار به عبور از مرز عراق شده است. مقامات آمریکایی از ارائه جزئیات بیشتر درباره محل دقیق و علت سقوط A-۱۰ خودداری کردهاند. در همین حال، عملیات جستجو و نجات برای یافتن خدمه مفقود شده اف-۱۵ همچنان ادامه دارد. در صورت زنده ماندن، این خلبان احتمالاً از آموزشهای ویژە برای بقا، گریز، مقاومت و فرار استفاده میکند. فاکس نیوز گزارش داده است که در جریان نجات خدمه نخست، میان نیروهای آمریکایی و ایرانی تبادل آتش رخ داده و جستجو برای دومین خدمه همچنان ادامه دارد. انتظار میرود این عملیات با چالشهایی از جمله زمین خصمانه، آتش ضدهوایی و شرایط متغیر آبوهوایی در بیابان ایران همراه باشد. در ۲ مارس نیز سه فروند اف-۱۵ بر فراز کویت بر اثر آتش خودی یک هواپیمای کویتی سرنگون شدند. همچنین یک هواپیمای سوخترسان KC-۱۳۵ پس از برخورد با هواپیمای مشابه در عراق سقوط کرد و هر شش خدمه آن کشته شدند. در ۱۹ مارس، یک جنگنده اف-۳۵ بر فراز ایران هدف قرار گرفت و ناچار به فرود اضطراری شد. در ۱۳ مارس، پنج فروند KC-۱۳۵ در حمله پهپادی ایران به پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در عربستان آسیب دیدند و در ۲۷ مارس نیز یک هواپیمای E-۳ Sentry در حملهای دیگر به همان پایگاه آسیب دید. برای مقایسه، در جنگ اول خلیج در سال ۱۹۹۱، نیروهای ائتلاف طی ۴۳ روز، ۷۵ هواپیما را از دست دادند که ۲۷ هواپیما و ۱۵ بالگرد متعلق به آمریکا بود. در جنگ دوم نیز در سال ۲۰۰۳، تنها سه هواپیمای آمریکایی سرنگون شدند که یکی از آنها بر اثر آتش خودی بود. ۴۵: ٩ شنبه ۴ آپریل کارشناسان حقوق بینالملل نسبت به ارتکاب جنایت جنگی علیه ایران هشدار میدهند در هفتە پنجم از آغاز جنگ ائتلاف اسرائیل و آمریکا با ایران، بیش از صد کارشناس و استاد حقوق بینالملل در ایالات متحده، در نامهای سرگشاده، به نگرانیهای جدی نسبت به عملکرد نیروهای آمریکایی و اظهارات مقامات ارشد دولت ایالات متحده اشاره و هشدار دادەاند که این موارد میتواند مصداق نقض قوانین بینالمللی حقوق بشر و وقوع جنایت جنگی باشد. امضاکنندگان که در میان آنان استادان دانشگاههای معتبر آمریکایی از جمله هاروارد، ییل، استنفورد و کالیفرنیا به چشم میخورند، با انتشار این نامه در وبسایت مجله تخصصی جاست سکیوریتی، نسبت به روند پیشبرد عملیات نظامی کنونی و لحن اظهارات مقامات آمریکایی در این درگیری ابراز نگرانی کردهاند. این کارشناسان، در نامه خود به اظهارنظر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در ماه مارس اشاره کردهاند که گفته بود ایالات متحده ممکن است برخی حملات علیه ایران را فقط برای تفریح انجام دهد؛ اظهارنظری که بهطور گسترده واکنشبرانگیز بود. علاوه بر این، نامه به اظهارات پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا در اوایل مارس نیز اشاره دارد که گفته بود ایالات متحده خود را ملزم به رعایت قواعد احمقانه جنگ نمیداند. امضاکنندگان این جمله را نشانهای از بیتوجهی به محدودیتهای حقوقی بینالمللی توصیف کردهاند. کارشناسان در این نامه همچنین ابراز نگرانی کردهاند که حملات نظامی، از جمله مواردی که به اهداف غیرنظامی مانند مدارس، مراکز درمانی و خانهها اصابت کردهاند، ممکن است نقض آشکار قوانین بینالمللی بشردوستانه و همچنین منشور سازمان ملل متحد تلقی شود. در متن نامه آمده است که رفتار نیروهای آمریکایی و لحن اظهارات برخی مقامها نگرانیهایی جدی در مورد نقض حقوق بینالمللی و احتمال بروز جنایات جنگی ایجاد کرده است و امضاکنندگان خواستار پایبندی کامل ایالات متحده به قوانین بینالمللی شدهاند. این نامه در بحبوحهی افزایش تنشها منتشر شده است، زمانی که تهدیدهای متعددی از سوی واشنگتن درباره حمله به زیرساختهای حیاتی ایران، از جمله نیروگاهها، تأسیسات آبشیرینکن و پلها، مطرح شده که مورد توجه رسانهها و تحلیلگران حقوقی قرار گرفته است. ١٥ : ١٠ جمعە ٣ آپریل واشنگتن اسرائیل را از بنبست مذاکرات با ایران مطلع کرد در سی و چهارمین روز از آغاز جنگ با ایران، منابع آگاه به روزنامه اسرائیلی اسرائیل هیوم گفتهاند که ایالات متحده به اسرائیل اطلاع داده است کە روند مذاکرات با ایران به بنبست رسیده است. این روزنامه به نقل از یک منبع دیپلماتیک نوشت عدم اعتماد مانع اصلی هرگونه پیشرفت در مذاکرات است. این منبع افزود تهران بر آتشبس فوری با تضمینهای بینالمللی مبنی بر عدم ازسرگیری حملات اصرار دارد، در حالی که واشنگتن شروطی را مطرح کرده است که مهمترین آنها بازگشایی کامل و بیقید و شرط تنگه هرمز و تحویل تمامی ذخایر اورانیوم غنیشده است. در این گزارش آمده است طرفهای آمریکایی و اسرائیلی، در بحبوحه تلاشها برای تضعیف توانایی تهران در تأمین مالی فعالیتهای نظامی، در حال آمادهسازی برای گسترش دامنه حملات دستکم برای ۱۰ روز دیگر هستند و تمرکز خود را بر زیرساختهای وابسته به سپاه پاسداران و تأسیسات غیرنظامی مورد استفاده حکومت قرار دادهاند. اگرچه تاکنون از هدف قرار دادن نیروگاههای بزرگ و تأسیسات نفتی خودداری شده است، اما تخریب پل کرج و کارخانههای غیرنظامی نشاندهنده تغییر در راهبرد میدانی است. بر اساس ارزیابیهای ارائهشده توسط ترامپ، این عملیات در چندین جبهه، بهویژه در حوزه قابلیتهای هستهای و موشکی، به نتایج ملموسی دست یافته است. به گفته او، بخش عمده زیرساختهای برنامه هستهای نظامی نابود شده و حدود ۸۰ درصد موشکهای پیشرفته و ۹۰ درصد سکوهای پرتاب خنثی شدهاند. تغییر یا تضعیف رژیم بهعنوان یک هدف استراتژیک در گفتوگوهای میان ترامپ و نخستوزیر بنیامین نتانیاهو مطرح شده است. تنگه هرمز همچنان مهمترین نقطه تنش باقی مانده است، زیرا سپاه پاسداران به هدف قرار دادن نفتکشها ادامه میدهد؛ موضوعی که واشنگتن را به تقویت حضور نظامی واداشته و همزمان انتقاد از بیعملی اروپا در دفاع از منابع انرژی را در پی داشته است. ٠٠: ٩ جمعە ٣ آپریل جنگ در خاورمیانە به شوک بازارها و جهش قیمت نفت منجر شدە است با تشدید درگیریها میان آمریکا، اسرائیل و ایران در سی وچهارمین روز، بازارهای جهانی وارد فاز تازهای از ریسک ژئوپلیتیک شدهاند که مستقیماً عرضه انرژی و جریان تجارت جهانی را تهدید میکند. اهمیت این بحران از آنجاست که تنگه هرمز بهعنوان یکی از حیاتیترین گلوگاههای انتقال نفت جهان در مرکز تنش قرار گرفته و هرگونه اختلال در آن میتواند زنجیره تأمین انرژی را در مقیاس جهانی مختل کند. در این شرایط، بهای نفت بهسرعت واکنش نشان دادە است. نفت خام آمریکا با جهش ۱۱.۴ درصدی به ۱۱۱.۵۴ دلار در هر بشکه رسید و نفت برنت نیز با افزایش ۷.۸ درصدی از مرز ۱۰۹ دلار عبور کرد. این رشد صرفاً ناشی از کمبود واقعی عرضه نیست بلکه بازتاب پرمیوم ریسک در بازار است، جایی که معاملهگران احتمال گسترش جنگ و اختلال در مسیرهای صادراتی را در قیمتها لحاظ میکنند. ابعاد اقتصادی بحران بهسرعت به خارج از بازار انرژی سرایت کرده است. اقتصادهای واردکننده انرژی بهویژه در آسیا با موج تازهای از تورم مواجه شدهاند. افزایش شدید قیمت سوخت در کشورهایی مانند پاکستان و بنگلادش نشانهای از انتقال مستقیم شوک نفتی به مصرفکننده نهایی است، مسیری که معمولاً به کاهش قدرت خرید و فشار بر رشد اقتصادی منجر میشود. در سطح منطقهای، کشورهایی مانند عراق که وابستگی بالایی به درآمدهای نفتی دارند با چالش دوگانه کاهش صادرات و افت درآمد روبهرو شدهاند. تلاش برای استفاده از مسیرهای جایگزین از جمله خاک سوریه نشاندهنده تغییر اضطراری در الگوهای لجستیکی انرژی است، تغییری که هزینهها را افزایش داده و کارایی را کاهش میدهد. بازارهای مالی نیز بهوضوح وارد حالت ریسکگریزی شدهاند. تقویت دلار، نوسان در بازارهای سهام و افزایش تقاضا برای داراییهای امن همگی نشان میدهند سرمایهگذاران سناریوی تداوم بحران را جدی گرفتهاند. در چنین فضایی حتی شایعات یا اظهارات سیاسی میتواند به نوسانات شدید منجر شود. در مجموع، آنچه در حال شکلگیری است صرفاً یک شوک مقطعی در قیمت نفت نیست بلکه بازگشت یک متغیر تعیینکننده قدیمی، یعنی متغیر ژئوپلیتیک به معادلات بازار است. تا زمانی که چشمانداز روشنی برای کاهش تنشها وجود نداشته باشد، بازارها ناچار خواهند بود با این عدمقطعیت زندگی کنند، وضعیتی که میتواند پیامدهای عمیقتری برای رشد اقتصادی جهانی به همراه داشته باشد. ٤٥ : ٧ جمعە ٣ آپریل برکناری رئیس ستاد ارتش آمریکا چه ارتباطی با جنگ ایران دارد؟ در حالی که جنگ تحت رهبری ایالات متحده علیه ایران ادامه دارد، تصمیم پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، برای کنار گذاشتن رندی جورج، رئیس ستاد ارتش، در زمانی حساس اتخاذ شده است. این تصمیم همزمان با انتشار گزارشهایی درباره احتمال عملیات زمینی ارتش آمریکا در ایران مطرح شده است. گزارشهای رسانهای میگویند کریستوفر لانیف، معاون رئیس ستاد، بهطور موقت این سمت را بر عهده میگیرد. این تغییر به گمانهزنیها درباره جهتگیری نظامی آمریکا دامن زده است. در ساختار نظامی آمریکا، واژه ارتش به نیروهای زمینی اشاره دارد. این نیرو یکی از شش شاخه نیروهای مسلح است. ریاست ستاد مشترک نیروهای مسلح را دن کین بر عهده دارد. یک منبع به شبکه سیبیاس گفت هگست از جورج خواسته استعفا دهد. او قصد دارد فردی را منصوب کند که بتواند دیدگاه دونالد ترامپ و وزیر دفاع را در ارتش اجرا کند. لانیف پیشتر فرمانده لشکر ۸۲ هوابرد بوده است. مقامهای آمریکایی میگویند هزاران سرباز از این لشکر به خاورمیانه اعزام شدهاند. لشکر ۸۲ تنها یگان ارتش آمریکاست که میتواند ظرف ۱۸ ساعت از پایگاه خود در کارولینای شمالی در هر نقطهای از جهان مستقر شود. این لشکر شامل سه تیپ رزمی، یک تیپ هوانوردی، یک یگان توپخانه، یک تیپ پشتیبانی و یک گردان فرماندهی است. گزارشهای مطبوعاتی میگویند در صورت تصمیم ترامپ برای حمله زمینی به ایران، این لشکر نقشی محوری خواهد داشت. رئیس ستاد جدید ارتش پیشتر دستیار نظامی هگست بوده است. ١٠ : ٧ جمعە ٣ آپریل ترامپ: آنچه را دربارە جنگ ایران من بگویم، اسرائیل انجام می دهد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، گفت اسرائیل از دستورات او پیروی خواهد کرد و در صورتی که او تصمیم به پایان دادن به جنگ علیه ایران بگیرد، حملات را متوقف میکند. ترامپ در گفتوگو با مجله تایم گفت آنها کاری را انجام میدهند که من میگویم. آنها شریک بسیار خوبی بودهاند. وقتی من متوقف شوم، آنها هم متوقف میشوند. مگر اینکه تحریک شوند که در آن صورت چارهای نخواهند داشت، اما در نهایت وقتی من متوقف شوم، آنها هم متوقف میشوند. این اظهارات با گفته ماه گذشته ترامپ در مصاحبه با تایمز اسرائیل در تضاد است که پایان جنگ را تصمیمی مشترک با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، توصیف کرده بود. گزارش مجله تایم، که شرحی مفصل از نحوه تصمیم ترامپ برای آغاز جنگ همراه با اسرائیل و تلاشهای کنونی او برای یافتن راه خروج در پی کاهش محبوبیت جنگ در آمریکا ارائه میدهد، به نقل از یک مقام اسرائیلی ناشناس میگوید نتانیاهو بدون حمایت ترامپ فضای مانور محدودی دارد. این گزارش، که به نقل از چندین منبع آمریکایی و اسرائیلی تهیه شده است، توضیح میدهد ترامپ، که از افشای اطلاعات مربوط به حمله برنامهریزیشده به ایران توسط برخی مقامهای دولت خود خشمگین شده بود، در ۲۷ فوریه نشستی برگزار کرد و در آن اعلام کرد عملیات لغو شده است. او سپس با تعداد محدودی از مقامهای مورد اعتماد تماس گرفت و حملات اولیه جنگ را که همان شب آغاز شد، برنامهریزی کرد. این گزارش همچنین به تلاشهای مکرر نتانیاهو برای ترغیب ترامپ به پیوستن به یک حمله طولانیمدت علیه جمهوری اسلامی اشاره میکند. به نقل از یک منبع ناشناس حاضر در جلسه چندساعته نتانیاهو و ترامپ در واشنگتن، نخستوزیر اسرائیل به رئیسجمهور آمریکا گفت ما تا اینجا پیش آمدهایم، دونالد، باید آنچه را آغاز کردهایم به پایان برسانیم و استدلال کرد تهران در حال وقتکشی است و بهطور پنهانی برای دستیابی به بمب هستهای تلاش میکند. ترامپ همچنین به تایم گفت ایران با مقاومت در برابر فشار شدید برای پذیرش توافق، سرسختی زیادی از خود نشان داده است. او افزود آنها توان تحمل درد زیادی را دارند و من به همین دلیل به آنها احترام میگذارم. واقعیت این است که به نظر من آنها مذاکرهکنندگان بهتری هستند تا جنگجو. ٤٥ : ٢ پنجشنبە ٢ آپریل از ٢٨ فوریە تاکنون ۵۸۸ حمله هوایی بە اقلیم کردستان ثبت شده است از زمان آغاز جنگ میان ائتلاف ایالات متحده - اسرائیل با ایران در ۲۸ فوریه، اقلیم کردستان بهطور مداوم هدف حملات پهپادی و موشکی قرار گرفته است. بر اساس آمارهای آرنانیوز تاکنون، در مجموع ۵۸۸ حمله ثبت گشتە و در ۲۴ ساعت گذشته نیز ۳۲ حملە پهپادی به مناطق مختلف اقلیم کردستان شلیک شدهاند. بر پایه دادههای گردآوری شدە، بیشترین حملات متوجه استان هولیر (اربیل) در اقلیم کردستان بوده است. بهگونهای که ۴۵۸ مورد از حملات، معادل ۷۷.۸ درصد کل حملات، به این استان اختصاص داشته است. همچنین ۱۰۳ حمله به سلیمانیه و ۲۵ حمله نیز به دهوک ثبت شده است. علاوه بر این، در یک مورد نیز دو پهپاد به حلبجه شلیک شدهاند. در ۲۴ ساعت گذشته، از مجموع ۳۲ پهپاد، ۲۵ پهپاد هولیر را هدف قرار دادهاند، دو پهپاد نیز به محدوده کویه در استان اربیل، چهار پهپاد به دهوک و یک پهپاد به سلیمانیه شلیک شده است. همچنین گزارشها حاکی از آن است که شب گذشته تا بامداد امروز، چهار پهپاد استان دهوک و مناطق مرزی آن را هدف قرار دادهاند. همچنین بامداد روز پنجشنبه، دو پهپاد نیز به محدوده کویه در استان اربیل شلیک شده است که یکی از آنها در کوه هیبت سلطان سقوط کرده است. در سلیمانیه نیز حوالی نیمهشب صدای انفجار شدیدی شنیده شد، اما تا کنون اطلاعات رسمی درباره نوع حمله و پیامدهای آن منتشر نشده است. طبق آمار موجود، از ۲۸ فوریه تاکنون ۱۴ نفر در جریان حملات موشکی و پهبادی جمهوری اسلامی ایران و نیروهای نیابتی آن، جان خود را از دست داده و ۹۱ نفر نیز زخمی شدهاند. در میان جانباختگان، شش نیروی پیشمرگه در مرز خلیفان در استان اربیل، یک عضو نیروهای امنیتی در فرودگاه بینالمللی اربیل، شش پیشمرگه عضو احزاب کردستان ایران و یک سرباز فرانسوی که در ۱۲ مارس در اربیل کشته شده است، دیده میشوند. در میان مجروحان نیز دستکم ۱۸ غیرنظامی حضور دارند. از جمله مجروحان غیرنظامی میتوان بە یک کودک در سلیمانیه اشاره کرد. در استان هولیر، مناطقی مانند خبات، عنکاوه، خلیفان، سوران، فرودگاه اربیل و چندین محله شهری و کمپ پناهجویان هدف قرار گرفتهاند. در سلیمانیه نیز مناطق مختلفی از جمله شهر سلیمانیه، تاسلوجه، سورداش و برخی مواضع نیروهای پیشمرگه هدف حمله بودهاند. در استانهای دهوک و حلبجه نیز تأسیسات نفتی، مناطق مرزی و برخی کمپها و مناطق مسکونی بمباران شدهاند. جنگ میان ایالات متحده و اسرائیل با ایران از ۲۸ فوریه آغاز شده و همچنان ادامه دارد. این درگیریها باعث گسترش ناامنی در مناطق مرزی و بهویژه اقلیم کردستان شده است که به دلیل موقعیت جغرافیایی و حضور نیروها و پایگاههای نظامی، به یکی از کانونهای اصلی این تنشها تبدیل شده است. جمهوری اسلامی ایران بە بهانە حضور نیروهای احزاب کردستانی و نیز ایالات متحدە آمریکا، این منطقە را مورد تهاجم نظامی خود میدهد. ٥٥ : ١٢ پنجشنبە ٢ آپریل ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد که ایران در حال حاضر تمایلی به مذاکره برای پایان جنگ ندارد در روز سی و سوم از آغاز حملات ائتلاف آمریکا و اسرائیل بە ایران، بر اساس ارزیابیهای انجامشده توسط چندین آژانس اطلاعاتی آمریکا، جمهوری اسلامی ایران معتقد است در موقعیتی قرار دارد که میتواند به جنگ ادامه دادە و در برابر خواستههای آمریکا تسلیم نشود. نیویورک تایمز روز چهارشنبه به نقل از مقامات آمریکایی آشنا با این ارزیابیها گزارش داد که ارزیابیهای اطلاعاتی ایالات متحده نشان میدهد جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر تمایلی به شرکت در مذاکرات برای پایان دادن به جنگ جاری خود با آمریکا و اسرائیل ندارد. این گزارش همچنین نشان میدهد ایران مایل است کانالهای دیپلماتیک را باز نگه دارد، اما یا به آمریکا اعتماد ندارد و یا معتقد است دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در مورد ورود به مذاکرات جدی نیست. در این بارە، دو مقام ایرانی و یک مقام پاکستانی به نیویورک تایمز گفتند حکومت اسلامی ایران ممکن است در شرایط مقتضی دیگر به دیپلماسی روی آورد. با این حال، آنها تأکید کردند باید مشخص شود آیا ایالات متحده مایل است بهجای مذاکره برای آتشبس موقت، بهطور جدی درباره پایان دادن به جنگ گفتوگو کند یا خیر. مقامات آمریکایی و ایرانی هر دو تأیید کردند که دو کشور از طریق واسطهها پیام ردوبدل کردهاند، اما درباره شرایط آتشبس یا پایان دادن به جنگ گفتوگویی انجام نشده است. یک منبع ارشد ایرانی نیز روز چهارشنبه به رویترز گفت ایران خواستار پایان دائمی جنگ بودە و هیچ مذاکرهای با میانجیگری درباره آتشبس موقت انجام نشده است. یک مقام ارشد ایرانی نیز در ۲۶ مارس به رویترز گفتە است کە با وجود ارائه طرح ۱۵ مادهای آمریکا برای پایان جنگ، هیچ برنامهای برای مذاکره میان دو کشور در این مرحله واقعبینانه نیست و ایران این طرح را یکطرفه و ناعادلانه میداند که حداقل الزامات موفقیت را ندارد. ١٥ : ١٢ پنجشنبە ٢ آپریل افزایش ۷درصدی قیمت نفت پس از اعلام ادامه حملات آمریکا علیه ایران از سوی ترامپ بنا بر گزارش رویترز، قیمت نفت روز پنجشنبه جهش قابل توجهی را ثبت کردە است. این افزایش پس از اظهارات دونالد ترامپ درباره تداوم حملات آمریکا بدون ارائه جدول زمانی برای پایان درگیری با ایران رخ داد. همزمان، نگرانیها درباره اختلال در عرضه جهانی نفت و تأثیر آن بر بازارها افزایش یافته است. در معاملات اولیه بازار، بهای نفت خام برنت با ۶.۳۳ دلار افزایش (معادل ۶.۳ درصد) به ۱۰۷.۴۹ دلار در هر بشکه رسید. این رقم در اواخر صبح با ۷ درصد افزایش نسبت به دیروز، به ۱۰۸.۵۶ دلار در هر بشکه رسید. این رشد پس از افت بیش از یک دلاری در جلسه پیشین و پیش از سخنرانی تلویزیونی ترامپ ثبت شد. ترامپ در سخنرانی خود تأکید کرد که واشنگتن کار را تمام خواهد کرد و بهزودی به اهداف خود دست خواهد یافت. او همچنین مدعی شد که عملیات نظامی آمریکا در مسیر تکمیل قرار دارد و ممکن است طی دو تا سه هفته آینده به پایان برسد، اما همچنان از دادن جزئیات بیشتر در این بارە خودداری کرد. همین ابهام درباره افق سیاسی یا نظامی درگیری، از نگاه تحلیلگران، عامل اصلی افزایش نگرانی در بازارها عنوان شده است. در این راستا، پریانکا ساچدوا، تحلیلگر ارشد بازار در فیلیپ نوا، در اینباره به رویترز گفت واکنش بازارها ناشی از آن است که در سخنان رئیسجمهور هیچ نشانه روشنی از آتشبس یا مسیر دیپلماتیک دیده نمیشود که به تشدید فضای نااطمینانی در بازار انرژی دامن زده است. این در حالی است که نگرانیها درباره امنیت مسیرهای دریایی نیز بالا گرفته است. وزارت دفاع قطر اعلام کرده است که یک نفتکش اجارهای مرتبط با قطر انرژی روز چهارشنبه در آبهای این کشور هدف اصابت موشک کروز ایرانی قرار گرفته است. در همین حال، آژانس بینالمللی انرژی نیز هشدار داده است که هرگونه اختلال بیشتر در عرضه در ماه آوریل میتواند بر اقتصاد اروپا فشار وارد کند؛ منطقهای که پیشتر تا حدی از طریق محمولههای از پیش قراردادشده در برابر شوکهای اولیه محافظت شده بود. کلودیو گالیمبرتی، اقتصاددان ارشد در شرکت ریستاد انرژی، در ارزیابی خود از وضعیت بازار به رویترز گفته است کە در غیاب یک طرح روشن برای آتشبس یا خروج از بحران، بازارها همچنان در حال هضم اظهارات مقامات هستند. ٣٠: ١٠ پنجشنبە ٢ آپریل قیمت گازوئیل در اروپا از ۲۰۰ دلار در هر بشکه گذشت در حالی که نگرانیها از کمبود شدید عرضه پس از تأثیر مستقیم جنگ در خاورمیانه بر یکی از مهمترین سوختهای اقتصاد جهانی رو به افزایش است، قیمت قراردادهای آتی گازوئیل در اروپا به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۲۲ رسیده است، . در بورس لندن، قیمتها تا ۹.۴ درصد افزایش یافت و معاملات به ۱۴۹۳.۲۵ دلار در هر تن رسید که معادل بیش از ۲۰۰ دلار در هر بشکه است. این ارقام نشاندهنده شدت آشفتگی در بازارهای جهانی انرژی است. این جهش قیمتی در شرایطی رخ داده که ترافیک کشتیرانی از طریق تنگه هرمز تقریباً به طور کامل متوقف شده و جریان فرآوردههای پالایششده، بهویژه گازوئیل، را فلج کرده است. این اختلال تنها به عبور سوختهای نهایی محدود نمانده و به عرضه نفت خام نیز سرایت کرده است، بهطوری که بسیاری از پالایشگاهها ناچار به کاهش نرخ تولید شدهاند. در این شرایط، معاملهگران در سراسر جهان برای تأمین محمولههای جایگزین با زمان رقابت میکنند. نفتکشها برای دوری از مناطق درگیری به مسیرهای طولانیتر هدایت شدهاند و همین موضوع هزینههای حملونقل و زمان تحویل را افزایش داده است. اروپا از نظر تاریخی با شکاف میان تولید داخلی دیزل و مصرف بالای آن مواجه بوده است. به گزارش بلومبرگ نیوز، تحلیلگران هشدار دادهاند که در صورت تداوم انسداد تنگه هرمز، این منطقه در هفتههای آینده با کسری واقعی عرضه روبهرو خواهد شد و این فشارها ممکن است به بازارهای آمریکای لاتین نیز گسترش یابد. ناظران معتقدند اختلال مداوم در این شریان حیاتی انرژی آزمونی جدی برای اقتصاد جهانی است. گازوئیل سوختی کلیدی برای بخشهای حملونقل، کشتیرانی و صنعت محسوب میشود و کمبود طولانیمدت آن میتواند موج جدیدی از تورم ایجاد کرده و زنجیرههای تأمین جهانی را مختل کند. ٠٠ : ٧ پنج شنبە ٢ آپریل ایران دیگر قلدر خاورمیانه نیست دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ادامه سخنرانی ملی خود از کاخ سفید گفت ارتش آمریکا طی دو تا سه هفته آینده بهشدت به ایران حمله خواهد کرد و همزمان مذاکرات نیز ادامه خواهد یافت. او تأکید کرد تغییر رژیم هدف آمریکا نبوده و هرگز چنین هدفی اعلام نشده است. با این حال مدعی شد عملاً تغییر رژیم رخ داده است، زیرا به گفته او همه رهبران ایران کشته شدهاند و افراد باقیمانده کمتر افراطی و معقولتر هستند. ترامپ گفت در صورت عدم دستیابی به توافق، آمریکا همه نیروگاههای تولید برق ایران را بهشدت و احتمالاً بهطور همزمان هدف قرار خواهد داد. ا و افزود واشنگتن با وجود آنکه تأسیسات نفتی ایران آسانترین هدف محسوب میشوند، از حمله به آنها خودداری نمودە است، زیرا چنین اقدامی حتی فرصتی اندک برای بقا یا بازسازی باقی نمیگذارد. او ادامه داد تأسیسات هستهای که با بمبافکنهای بی-۲ هدف قرار گرفتهاند چنان آسیب دیدهاند که ماهها زمان لازم است تا بتوان به محل آنها نزدیک شد. به گفته او، اگر ایران حتی حرکتی به سمت بازسازی این تأسیسات انجام دهد، آمریکا بار دیگر با شدت آنها را هدف قرار خواهد داد. ترامپ گفت آمریکا دست برتر را در اختیار دارد و تأکید کرد باید این درگیری در چارچوب واقعی آن دیده شود. او همچنین گفت ایران پیشتر قلدر خاورمیانه بود، اما دیگر چنین جایگاهی را ندارد و این جنگ را سرمایهگذاری برای آینده نسلهای بعدی آمریکا توصیف کرد. به گفته او، آمریکاییها اکنون میتوانند در انتظار روزی باشند که از تهدیدهای ایران و خطر باجگیری هستهای رهایی یابند. ترامپ افزود بهدنبال اقداماتی که انجام شده، آمریکا در آستانه از میان بردن تهدید ایران علیه خود و جهان قرار دارد و تأکید کرد در صورت تحقق این هدف، ایالات متحده امنتر، مرفهتر و قدرتمندتر از گذشته خواهد بود. ٠٠ : ٦ پنج شنبە ٢ آپریل ترامپ اعلام نمود کە آمریکا به تکمیل اهداف راهبردی اصلی در جنگ با ایران نزدیک شده است در سی و سومین روز از آغاز جنگ، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در یک سخنرانی خطاب به مردم این کشور گفت حملاتی که طی چهار هفته گذشته در جنگ با ایران و در کنار اسرائیل انجام شده، ضرباتی سریع، قاطع و گسترده را به تهران وارد کرده و به گفته او به پیروزیهایی کمسابقه انجامیده است. او در کاخ سفید گفت نیروی دریایی ایران از میان رفته، نیروی هوایی آن بهشدت تضعیف و بیشتر رهبران آن کشته شدهاند. به گفته ترامپ، ساختار فرماندهی سپاه پاسداران در حال فروپاشی است، توانایی ایران برای شلیک موشک و پهپاد بهطور قابلتوجهی کاهش یافته و تأسیسات تسلیحاتی و پرتابگرهای آن بهطور گسترده نابود شدهاند. ترامپ با اشاره به عملیات اخیر در ونزوئلا گفت آمریکا اکنون از نظر انرژی به خاورمیانه وابسته نیست، اما برای حمایت از متحدان خود در منطقه حضور دارد. او تأکید کرد از زمان اعلام نامزدی خود در سال ۲۰۱۵ وعده داده اجازه ندهد ایران به سلاح هستهای دست یابد و گفت جمهوری اسلامی از زمان تأسیس در سال ۱۹۷۹ شعارهایی علیه آمریکا و اسرائیل سر داده است. ترامپ همچنین ایران را به ایفای نقش در حملات مرگبار سالهای گذشته متهم کرد و به حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ اشاره کرد. او سرکوب اعتراضات داخلی در ایران را نیز محکوم کرد. وی گفت دستیابی چنین حکومتی به سلاح هستهای تهدیدی غیرقابل تحمل خواهد بود و تأکید کرد اجازه نخواهد داد ایران زیر چتر هستهای به اقدامات خود ادامه دهد. ترامپ از اقدامات پیشین خود علیه ایران، از جمله خروج از توافق هستهای و حمله سال ۲۰۲۰ که به کشته شدن قاسم سلیمانی انجامید، دفاع کرد و او را فردی خطرناک توصیف کرد. او گفت در ابتدا ترجیح میداد مسیر دیپلماسی دنبال شود، اما ایران این پیشنهادات را رد کرد و همین امر به صدور دستور حملات به تأسیسات هستهای این کشور در ژوئن گذشته انجامید. به گفته ترامپ، ایران پس از آن تلاش کرد برنامه هستهای خود را بازسازی کند و به آستانه دستیابی به سلاح هستهای نزدیک شده بود. او افزود سالها گفته میشد ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد، اما این صرفاً در حد حرف باقی میماند اگر اقدامی در زمان لازم انجام نمیشد. ترامپ با اشاره به عملیات نظامی جاری گفت چنین سطحی از عملیات نظامی بیسابقه بوده و اکنون اهداف راهبردی اصلی آمریکا در این جنگ در آستانه تحقق قرار دارند. او افزود آمریکا به پایان این مأموریت نزدیک شده و از متحدان خود در خاورمیانه، از جمله اسرائیل، عربستان سعودی، قطر، امارات، کویت و بحرین، قدردانی کرد و گفت واشنگتن اجازه نخواهد داد کە به آنها آسیبی وارد شود. ٠٠ : ١٨ چهارشنبە ا آپریل واشنگتن گزینههای مرتبط با عملیات زمینی در ایران را بررسی میکند مجله آتلانتیک گزارش داد کە همزمان با اعزام هزاران نیروی اضافی به منطقه خاورمیانە، فرماندهان نظامی آمریکا در حال بررسی دو سناریوی عملیات زمینی در ایران هستند.. به گفته سه منبع آگاه، یکی از گزینهها حمله به جزیره خارک، مسیر اصلی صادرات نفت ایران، با هدف کاهش منابع مالی تهران و ایجاد اهرم فشار در مذاکرات احتمالی است. گزینه دیگر اجرای عملیات ویژه در داخل ایران برای دستیابی به اورانیوم با غنای بالا و تضعیف برنامه هستهای این کشور است. این منابع گفتند اجرای این طرحها منوط به تصمیم دونالد ترامپ است. در همین حال، حدود ۳۵۰۰ نیروی تفنگدار دریایی آمریکا به منطقه اعزام شدهاند و انتظار میرود شمار مشابهی نیز در هفتههای آینده به آنها ملحق شوند. این نیروها به صدها عضو یگانهای عملیات ویژه مستقر در منطقه خواهند پیوست. تحلیلگران هشدار میدهند حمله به جزیره خارک میتواند قیمت نفت برنت را تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه افزایش دهد و خطر رکود جهانی را بالا ببرد. در مقابل، عملیات برای تصرف اورانیوم غنیشده، با وجود ریسک بالا، لزوماً به ثبات منطقه یا بازگشایی تنگه هرمز منجر نخواهد شد. این گزارش میافزاید ترامپ با توصیههای متضادی روبهرو است، برخی از جمله بنیامین نتانیاهو و لیندسی گراهام از اقدام قاطع حمایت میکنند، در حالی که چهرههایی در جریان آمریکا اول نسبت به ورود به یک جنگ طولانی هشدار دادهاند. قرار است ترامپ روز چهارشنبه درباره ایران سخنرانی کند؛ سخنرانیای که میتواند جهتگیری واشینگتن میان تشدید تنش یا حرکت به سوی دیپلماسی را مشخص کند. ٠٠ : ١٢ چهارشنبە ا آپریل با قلمداد کردن ناتو بە عنوان ببر کاغذی، ترامپ دستور بررسی خروج آمریکا از ناتو را در دستور کار قرار داد رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، اعلام کرد که بررسی خروج ایالات متحده از سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در دستور کار قرار دارد. این موضع پس از خودداری متحدان اروپایی از مشارکت در عملیات نظامی تحت رهبری واشنگتن علیه ایران مطرح شده است و نشانهای از تشدید اختلافات میان آمریکا و شرکای سنتی آن محسوب میشود. ترامپ در گفتوگو با روزنامه دیلی تلگراف، ناتو را ببر کاغذی توصیف کردە و تأکید کرد که تصمیم برای پایان دادن به عضویت آمریکا از مرحله بازنگری عبور کرده است. این اظهارات نشان میدهد که کاخ سفید اروپا را شریک دفاعی قابل اتکایی نمیداند. رد درخواست آمریکا برای اعزام ناوهای جنگی بهمنظور بازگشایی تنگه هرمز، این ارزیابی را تقویت کرده است.تشدید تنش با ایران عامل اصلی این وضعیت محسوب میشود. ترامپ اعلام کرد که ناتو هرگز نتوانسته او را متقاعد کند. او همچنین به این موضوع اشاره کرد که روسیه نیز این ائتلاف را فاقد کارایی میداند. وی در ادامه از فقدان رفتار متقابل از سوی متحدان انتقاد کرد و گفت آمریکا همواره در کنار آنان بوده است، اما این حمایت یکسویه بوده است. رئیسجمهور آمریکا از نخستوزیر بریتانیا، کیر استارمر نیز انتقاد و کاهش توانمندیهای نیروی دریایی این کشور را مورد اشاره قرار داد. ترامپ همچنین سیاستهای انرژی سبز دولت بریتانیا را عامل افزایش هزینهها برای شهروندان دانست. گزارشها نشان میدهد که دولت آمریکا در حال بررسی بازسازی ساختار ناتو است. این طرح بر مدلی مبتنی بر پرداخت در برابر مشارکت استوار است و میتواند نقش اعضا در تصمیمگیری را تغییر دهد. منابع نزدیک به دولت اعلام کردهاند که احتمال خروج نیروهای آمریکایی از آلمان نیز در حال بررسی است. این تحولات همزمان با افزایش تردیدها درباره کارآمدی ماده پنجم ناتو مطرح شده است. این ماده تصریح میکند که حمله به یک عضو، حمله به همه اعضا تلقی میشود. این بند تنها یکبار و پس از حملات ۱۱ سپتامبر فعال شده است. ٠٠ : ١٠ چهارشنبە ا آپریل بە رغم تلاش برای پیشبرد مذاکرات، تنشها با شدت بیشتر همچنان ادامە دارند در ۲۴ ساعت گذشته، تحولات نظامی و دیپلماتیک مرتبط با جنگ ایران و ائتلاف آمریکا–اسرائیل همزمان پیش رفته و تصویری متناقض از فشار حداکثری نظامی در کنار تلاشهای محدود دیپلماتیک ارائه داده است. مقامهای آمریکایی با لحنی ترکیبی از خوشبینی محتاطانه و هشدار نظامی اعلام کردهاند که پایان درگیری نزدیک است. دونالد ترامپ روز گذشته اظهار داشت که ایالات متحده میتواند ظرف دو تا سه هفته عملیات نظامی را به پایان برساند و تأکید کرد که در صورت ادامه مقاومت ایران، زیرساختهای حیاتی این کشور هدف حملات بیشتری قرار خواهند گرفت. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا نیز در این بارە گفت: ما میتوانیم خط پایان جنگ را ببینیم، و افزود که مسیر مذاکرات غیرمستقیم هنوز فعال است و امکان گفتوگوی مستقیم در آینده وجود دارد. مقامات آمریکایی درحالی تأکید کردهاند گزینه دیپلماسی همچنان باز است که بنابر گزارش پنتاگون بیش از ۱۱ هزار هدف در جریان عملیات سی روزه علیه ایران مورد حمله قرار گرفته است. در اسرائیل، موضعگیریهای رسمی عمدتاً بر تداوم حملات علیه تأسیسات نظامی و صنعتی ایران متمرکز بوده است. منابع دیپلماتیک و نظامی اسرائیل اعلام کردهاند که کشورشان با هماهنگی کامل با آمریکا، عملیات را برای تضعیف ساختار موشکی و هستهای ایران ادامه میدهد و برنامهای برای عقبنشینی مستقل از مسیر واشینگتن ندارد. در راستای این موضعگیری مقامات اسرائیلی، حملات به مراکز فولاد و صنایع حساس در ایران ادامه دارد. مقامهای ایرانی اما در واکنش، بار دیگر بر بیاعتمادی به مذاکرات تأکید و اعلام کردهاند که هیچ گفتوگویی در شرایط فشار نظامی پذیرفته نخواهد شد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، گفته است هیچ اعتمادی به مذاکرات وجود ندارد. در همین راستا، مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در پیامی به شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان، بر ادامه مسیر مقاومت علیه ایالات متحده و اسرائیل تأکید کرده است. مجتبی خامنهای اعلام کرده که سیاست ایران در حمایت از جبهه مقاومت ثابت و بدون تغییر باقی میماند و تهران در کنار متحدان خود خواهد ایستاد. پیام او در شرایطی منتشر شده که تهران تلاش دارد روابط راهبردی خود با گروههای مقاومت منطقهای را تحکیم کند و آنان را به ادامه عملیات در برابر نیروهای غربی و اسرائیلی ترغیب نماید. همزمان با این ابراز نظرها و موضعگیریها، جمهوری اسلامی ایران تهدید تازهای را نیز به جامعه جهانی ارسال کرده که دامنه تنشها را فراتر از میدانهای سنتی نبرد خواهد برد. در بیانیهای که دیروز از سوی سپاه پاسداران منتشر شد، فهرست چندین شرکت آمریکایی و بینالمللی اعلام شد که هدف مشروع برای حملات ایران در منطقه خواهند بود. این شرکتها شامل اپل، گوگل، مایکروسافت، متا (شرکت مادر فیسبوک)، اینتل، آیبیام، اوراکل و بوئینگ هستند که سپاه آنها را به نقش در عملیاتهای اطلاعاتی و پشتیبانی ایالات متحده و اسرائیل متهم کرده است، و از کارکنان این شرکتها و ساکنان اطراف دفاتر و تأسیسات آنها خواست تا برای حفظ جان خود فوراً منطقه را ترک کنند. تحلیلگران بینالمللی میگویند این تهدیدها نشاندهنده تلاش ایران برای گسترش جبهه جنگ به حوزه اقتصاد دیجیتال و زیرساختهای جهانی است، اقدامی که درگیریهای سنتی نظامی را با منافع اقتصادی و دیجیتال کشورهای غربی و حضورشان در خاورمیانه پیوند میدهد. مقامهای آمریکایی در واکنش به این تهدید، آن را بیپایه و نمونهای از تلاش ایران برای گسترش تنش به بخشهای غیرنظامی و اقتصادی توصیف کردهاند، و کاخ سفید گفته که آماده است از منافع شرکتهای آمریکایی و کارکنانشان دفاع کند. ٠٠ : ١٠ چهارشنبە ا آپریل ترامپ: شرط پایان دادن بە جنگ، بازگرداندن ایران بە عصر حجر است در حالیکە انتظار میرود امشب دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا سخنان مهمی را در رابطە با جنگ با ایران بیان کند، امروز اعلام نمود کە آمریکا میتواند کارزار نظامی خود علیه ایران را ظرف دو تا سه هفته پایان دهد. او در دفتر بیضی کاخ سفید به خبرنگاران گفت که خروج نیروها بهزودی انجام خواهد شد و ممکن است ظرف دو هفته، یا شاید سه هفته، صورت گیرد. ترامپ تأکید کرد که پایان این درگیری به توافق با تهران وابسته نیست و گفت ایران مجبور نیست با واشینگتن توافق کند. او در پاسخ به این پرسش که آیا دیپلماسی شرط پایان عملیات است، گفت چنین شرطی وجود ندارد و ایران الزامی به توافق با او ندارد. به گفته ترامپ، شرط پایان عملیات این است که ایران به سطحی بازگردانده شود که دیگر نتواند در آینده نزدیک به سلاح هستهای دست یابد. او این وضعیت را بهصراحت با تعبیر بازگرداندن ایران به عصر حجر بیان کرد و افزود در صورت تحقق این هدف، آمریکا از درگیری خارج خواهد شد. در همین حال، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، اعلام کرد روزهای پیشرو در چارچوب عملیات موسوم به خشم حماسی تعیینکننده خواهد بود، اما از ارائه هرگونه جدول زمانی مشخص خودداری کرد. او گفت زمانبندی دقیق اعلام نمیشود و تأکید کرد هدف، تکمیل مأموریت است. بر اساس گزارش جروزالم پست به نقل از دو منبع آگاه، ایران هنوز به پیشنهاد ۱۵ مادهای آمریکا پاسخ نداده است. این وضعیت در شرایطی است که اختلافات در سطوح عالی حکومت ایران میان چهرههای تندرو، از جمله احمد وحیدی و محمدباقر قالیباف، و چهرههایی که نسبتاً میانهرو تلقی میشوند، از جمله مسعود پزشکیان و عباس عراقچی، ادامه دارد و در حال حاضر تندروها دست بالا را دارند. در اسرائیل، مقامها ارزیابی میکنند که پاسخ احتمالی ایران میتواند مذاکرات را پیچیدهتر کند، هرچند ترامپ در مصاحبههای مختلف گفته است که گفتوگوها بهخوبی پیش میرود. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز گفت واشنگتن میتواند پایان جنگ را ببیند، هرچند این پایان فوری نخواهد بود. او افزود پیامهایی میان ایران و آمریکا در حال تبادل است و احتمال دیدار مستقیم میان دو طرف در مقطعی وجود دارد. روبیو همچنین گفت پس از پایان این جنگ، ایالات متحده باید روابط خود با ناتو را بازنگری کند. او با اشاره به محدودیتهای اعمالشده از سوی برخی متحدان اروپایی در زمینه دسترسی به پایگاهها و حریم هوایی گفت این وضعیت میتواند نشان دهد که این ائتلاف به رابطهای یکطرفه تبدیل شده است که در آن آمریکا از اروپا دفاع میکند، اما در زمان نیاز، حمایت متقابل دریافت نمیکند. ٠٠ : ٩ چهارشنبە ا آپریل سازمان ملل متحد: جنگ ایران میتواند یک سال رشد اقتصادی کشورهای عربی را از بین ببرد سازمان ملل متحد هشدار داد که یک ماه جنگ در خاورمیانه ممکن است رشد اقتصادیای را که کشورهای عربی در سال گذشته ثبت کردهاند، از میان بردە و در عین حال به انقباض اقتصادی شدید در ایران منجر شود. این هشدار در قالب مجموعهای از گزارشهای برنامه توسعه سازمان ملل متحد در هفته پنجم جنگ منتشر شده است. این گزارش در شرایطی منتشر میشود که با وجود اعلام ایالات متحده درباره مذاکرات، طرفهای درگیر همچنان به تبادل تهدیدها ادامه میدهند. این نهاد بین المللی درباره منطقه عربی، از سوریه و عراق تا کشورهای مغرب و نیز کشورهای حوزه خلیج نیز اعلام کرد این ارزیابی نشاندهنده آسیبپذیریهای ساختاری نگرانکنندهای است که این منطقه با آن روبهرو است. در گزارش آمده است که حتی یک تشدید نظامی کوتاهمدت میتواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی عمیق و گستردهای بهدنبال داشته باشد که آثار آنها ممکن است در بلندمدت ادامه یابد. برنامه توسعه سازمان ملل تأکید کرد این تشدید میتواند زیانی معادل ۳.۷ تا ۶.۰ درصد از تولید ناخالص داخلی مجموع کشورهای عربی ایجاد کند. به گفته این نهاد، این میزان معادل خسارتی بین ۱۲۰ تا ۱۹۴ میلیارد دلار است که از کل رشد تولید ناخالص داخلی ثبتشده در منطقه در سال ۲۰۲۵ فراتر میرود. عبدالله الدردری، معاون دبیرکل سازمان ملل و مدیر دفتر منطقهای کشورهای عربی در این برنامه، گفت این یافتهها بر ضرورت فوری تقویت همکاریهای منطقهای برای تنوعبخشی به اقتصادها، کاهش وابستگی به رشد مبتنی بر منابع هیدروکربنی، گسترش پایههای تولیدی، تقویت نظامهای تجاری و لجستیکی و توسعه مشارکتهای اقتصادی تأکید دارد. در همین حال، گزارش دیگری درباره ایران نشان میدهد این یک ماه جنگ میتواند به انقباض شدید اقتصادی در این کشور منجر شود، بهطوریکه تولید ناخالص داخلی بین ۸.۸ تا ۱۰.۴ درصد کاهش یابد. در نتیجه این روند، بین ۳.۵ تا ۴.۱ میلیون نفر دیگر ممکن است به زیر خط فقر سقوط کنند و نرخ فقر در ایران به ۴۱ درصد برسد، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۳ حدود ۳۶.۳ درصد، معادل نزدیک به ۳۲.۷ میلیون نفر، بوده است. ٠٠ : ٦ چهارشنبە ا آپریل طرح احتمالی آمریکا برای انتقال اورانیوم ایران، مأموریتی پرریسک و چندمرحلهای خواهد بود گزارشها نشان میدهد دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در حال بررسی استقرار نیروهای زمینی در ایران برای خارجسازی اورانیوم با غنای بالا است؛ عملیاتی پیچیده که ممکن است از چند روز تا چند هفته طول بکشد و با ریسک عملیاتی بالا همراه باشد. این مأموریت احتمالاً با مشارکت نیروهای ویژه انجام میشود و مستلزم حضور نیروهای آمریکایی در عمق خاک ایران است؛ حضوری که آنها را در معرض موشکهای کوتاهبرد و پهپادها قرار میدهد و خطر گسترش درگیری را افزایش میدهد. بر اساس ارزیابی کارشناسان، نیروها باید ابتدا به سایتهای هدف منتقل شوند و محیط پیرامونی را تأمین کنند. سپس متخصصان باید مواد مدفون در تأسیسات زیرزمینی را که پیشتر در حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در ژوئن با بمبهای سنگرشکن هدف قرار گرفتهاند، استخراج و به مکانهای امن منتقل کنند. این فرآیند ممکن است تحت تهدید مستقیم نیروهای ایرانی انجام شود. ست کرومریچ، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا، تأکید کرده این عملیات ساده نیست و به زمان قابل توجهی نیاز دارد. جان رتکلیف، مدیر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، اعلام کرده ایران دستکم ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد؛ سطحی نزدیک به درجه تسلیحاتی که میتواند برای ساخت حدود ۱۰ سلاح هستهای کافی باشد. به گفته او، پس از حملات به نطنز، فردو و اصفهان، ایران نتوانسته حتی یک کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد تولید کند، اما جامعه اطلاعاتی آمریکا معتقد است برنامه هستهای ایران متوقف نشده است. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اعلام کرده است این مواد عمدتاً در اصفهان و بخشی در نطنز نگهداری میشود و نشانهای از انتقال آنها مشاهده نشده است. تولسی گبرد، مدیر اطلاعات ملی آمریکا، نیز از اطمینان بالا نسبت به محل نگهداری این مواد خبر داده است. به گفته دریاسالار بازنشسته گری روگهد، این عملیات به نیرویی فراتر از چند ده سرباز و پشتیبانی هوایی گسترده نیاز دارد. احتمال مشارکت نیروهای ویژه، یگانهای هوابرد و واحدهایی از تفنگداران دریایی مطرح شده است. کارشناسان تأکید دارند این مأموریت به پشتیبانی هوایی مستمر، سامانههای ماهوارهای و جنگ الکترونیک نیاز دارد. همچنین باید مشخص شود آیا تنها اورانیوم ۶۰ درصد یا سطوح پایینتر مانند ۲۰، ۵ و ۳.۵ درصد نیز هدف قرار میگیرد. خطر وجود سایتهای فریبدهنده و دشواری دسترسی به تأسیسات زیرزمینی از چالشهای اصلی است. برخی کارشناسان اجرای این عملیات را بدون ایجاد شرایط نیمهامن یا نوعی توافق با ایران بسیار دشوار میدانند. از زمان آغاز درگیریها در اواخر فوریه، ۳۴۸ نظامی آمریکایی زخمی شدهاند که ۳۱۵ نفر از آنها به خدمت بازگشتهاند. در مجموع، این طرح از نظر فنی ممکن، اما از نظر عملیاتی و سیاسی بسیار پرهزینه و پرریسک ارزیابی میشود. ٥٢ : ١٣ سەشنبە ٣١ مارس امنیت دریایی در سایه تشدید تهدیدهای حوثیها بە کجا ختم خواهد شد؟ فرمانده عملیات دریایی آسپیدس وابسته به اتحادیه اروپا، دریادار واسیلیوس گریپاریس، در ارزیابی تازهای از وضعیت بابالمندب اعلام کرد این عملیات در واکنش به تشدید تهدیدهای حوثیها علیه کشتیرانی، مأموریت دفاعی خود را در تضمین آزادی ناوبری و تأمین امنیت حملونقل دریایی ادامه میدهد. این موضع در شرایطی مطرح میشود که حوثیها با اعلام ورود به درگیریها در حمایت از ایران، احتمال ازسرگیری حملات به کشتیهای تجاری را افزایش دادهاند. به گفته گریپاریس، حضور مستمر دریایی آسپیدس در دریای سرخ و تنگه بابالمندب نقش مهمی را در حفاظت از کشتیهای تجاری و حفظ خطوط حیاتی کشتیرانی دارد. این عملیات با پایبندی به قوانین بینالمللی، بهصورت روزانه تهدیدهای احتمالی علیه آزادی ناوبری را ارزیابی میکند و در صورت لزوم، تنظیمات عملیاتی خود را تغییر میدهد. همچنین از طریق مرکز اطلاعات امنیت دریایی، اطلاعات مرتبط را در اختیار بخش کشتیرانی قرار میدهد. این تحولات در چارچوب ورود حوثیها به درگیریهای منطقهای، همزمان با بحران ناشی از اختلال در تنگه هرمز کە فشار مضاعفی را بر مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت جهانی وارد کرده است، قابل درک است. در همین زمینه، گریپاریس تأکید کرد تهدیدهای اخیر به افزایش درخواست شرکتهای کشتیرانی برای دریافت حفاظت منجر شده است. این روند پس از هدف قرار گرفتن کشتی باری هلندی مینرفاخراخت در ۲۹ سپتامبر شدت گرفت. تعداد درخواستها از ۸۵ مورد در اکتبر ۲۰۲۵ به ۱۳۰ مورد در مارس ۲۰۲۶ رسید که افزایش ۵۳ درصدی را نشان میدهد. تشدید اخیر تنشها نیز افزایش محدودی در این درخواستها ایجاد کرده است. در ارزیابی عملیاتی، حملات موشکی حوثیها به سمت اسرائیل در مرحلهای اولیه قرار دارد، اما احتمال بازگشت به هدفگیری کشتیهای تجاری همچنان وجود دارد. گزارش بلومبرگ به نقل از مقامهای اروپایی نشان میدهد ایران در صورت تشدید جنگ، حوثیها را به هدف قرار دادن کشتیرانی در دریای سرخ ترغیب میکند. با وجود افزایش تهدیدها، دامنه عملیاتی آسپیدس همچنان بر دریای سرخ متمرکز است. گریپاریس اعلام کرد گسترش مأموریت به تنگه هرمز نیازمند تصمیم شورای اتحادیه اروپا است. در حال حاضر، تمرکز کشورهای عضو بر حفظ کارآمدی عملیات در همین حوزه باقی مانده است. اتحادیه اروپا این عملیات را در فوریه ۲۰۲۴ در پاسخ به حملات مکرر حوثیها به کشتیرانی بینالمللی ایجاد کرد. مأموریت آسپیدس حفاظت از کشتیها و تضمین آزادی ناوبری در مسیرهای اطراف بابالمندب است. این عملیات علاوه بر دریای سرخ، وضعیت دریایی در تنگه هرمز، خلیج عدن و دریای عرب را نیز رصد میکند. شورای اتحادیه اروپا پس از بازبینی راهبردی، مأموریت آن را تا ۲۸ فوریه ۲۰۲۷ تمدید کرده است. در مجموع، این ارزیابی نشان میدهد بابالمندب به یکی از نقاط کلیدی در معادلات امنیت دریایی تبدیل شده است؛ جایی که تلاقی تنشهای منطقهای و رقابتهای ژئوپلیتیک، ریسک اختلال در تجارت جهانی را بهطور محسوسی افزایش داده است. ٠٠: ١٤ سەشنبە ٣١ مارس ترامپ شاهزاده بازنده را گزینه رهبری آینده ایران نمیداند در حالی که جنگ ایران و آمریکا-اسرائیل وارد دومین ماه خود گشتە شده و تا کنون نیز چشمانداز روشنی مبنی بر پایان آن وجود ندارد، گزارشهای رسانهای حاکی از آن است کە که دونالد ترامپ، تأکید کرده است که برخی گزینههای مطرح برای رهبری آینده ایران، از جمله رضا پهلوی، مناسب نیستند. اگرچه بعد از مرگ علی خامنهای، پسرش، مجتبی خامنهای جانشین وی شده است، بااینحال بر اساس گزارش تایمز اسرائیل، دولت آمریکا همچنان در جستوجوی فردی است که بتواند در مقام رهبری ایران با واشینگتن همکاری کند. ظاهراً اما، از نظر مقامات آمریکایی پسر تبعیدی شاه سابق ایران، رضا پهلوی، که به طنز در برخی رسانههای آمریکایی «شاهزاده بازنده» نامیده شده است، گزینه مناسبی برای این نقش نیست. ترامپ در چند نوبت پتانسیل رضا پهلوی برای رهبری ایران پس از جنگ را کماهمیت جلوه داده و دلیل آن را حضور او از دوران کودکی و زندگیاش در خارج از کشور عنوان کرده است. وی گفته است که ترجیح میدهد یک چهره داخلی پیدا شود که همانند دلسی رودریگز، معاون رئیسجمهور ونزوئلا که پس از بازداشت مادورو به قدرت رسید، مایل به همکاری با آمریکا باشد. براساس گزارش تایمز اسرائیل، آمریکا اخیراً نگاه خود را به سوی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران معطوف کرده است، هرچند او نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و هسته سخت قدرت دانسته میشود و بعید است به خواستههای واشینگتن پاسخ مثبت دهد. این گزارش نشان میدهد که دولت آمریکا ترجیح میدهد در انتخاب رهبری آینده ایران به چهرههای داخلی تکیه کند و گزینههای تبعیدی، حتی با پیشینه سلطنتی و نزدیک به آمریکا، مورد توجه نیستند. ١٠ : ١٣ سەشنبە ٣١ مارس گزارشها حاکی از تداوم استقرار نیروهای نظامی در اماکن عمومی است همزمان با تداوم جنگ در سی و دومین روز، گزارشهای منتشرشده از منابع رسانهای و نهادهای حقوق بشری، موضوع استفاده احتمالی از اماکن غیرنظامی برای اهداف نظامی را به یکی از محورهای اصلی نگرانیها تبدیل کرده است. در حالی که رسانههای داخلی ایران کمتر به این موضوع پرداختهاند، برخی گزارشهای خارجی از جمله تحقیقات منتشرشده در اواخر مارس، از انتقال نیرو، تجهیزات و تسلیحات به مجموعهای از مکانهای عمومی از جمله مدارس، بیمارستانها و تأسیسات شهری خبر میدهند. این گزارشها جزئیات کامل و قابل تأیید چندمنبعی درباره تعداد و موقعیت دقیق این مکانها ارائه نمیدهند، اما از یک الگوی کلی در استفاده از فضاهای غیرنظامی برای پوشش فعالیتهای نظامی حکایت دارند. در یکی از این گزارشها ادعا شده است که دهها نقطه غیرنظامی در شهرهای مختلف ایران به شکل موقت یا تاکتیکی برای استقرار نیرو یا تجهیزات مورد استفاده قرار گرفتهاند. با این حال، این ادعاها هنوز به طور مستقل از سوی خبرگزاریهای بزرگ بینالمللی مانند رویترز یا آسوشیتدپرس تأیید نشده و مقامهای رسمی ایران نیز چنین مواردی را رد کردهاند. در مقابل، اسرائیل طی هفتههای اخیر اعلام کرده است کە برخی اهدافی که مورد حمله قرار دادە است، شامل مراکزی بوده اند که فعالیتهای نظامی در آنها جریان داشته است. آنچه کە در میان گزارشهای مختلف همپوشانی بیشتری دارد، افزایش چشمگیر آسیب به مناطق غیرنظامی در جریان این جنگ است. نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل در بیانیههای اخیر خود اعلام کردهاند که مدارس، بیمارستانها و مناطق مسکونی در ایران در معرض حملات قرار گرفتهاند و تلفات غیرنظامیان رو به افزایش است. تحلیلگران نظامی میگویند در جنگهای مدرن، بهویژه در محیطهای شهری، مرز میان فضای نظامی و غیرنظامی بهطور فزایندهای مبهم شده است. به گفته کارشناسان، نیروهای درگیر ممکن است برای کاهش آسیبپذیری خود از زیرساختهای شهری استفاده کنند، اما این رویکرد عملاً خطر را به جمعیت غیرنظامی منتقل میکند. از سوی دیگر، کارشناسان حقوق بینالملل تأکید دارند کە حتی در صورت وجود اهداف نظامی در یک مکان، طرف مهاجم همچنان موظف است اصل تناسب و احتیاط را رعایت کند و از وارد آوردن آسیب نامتناسب به غیرنظامیان خودداری کند. در سطح راهبردی، این وضعیت نشاندهنده یکی از پیچیدهترین چالشهای جنگ کنونی است. از یک سو ادعاهایی درباره استقرار نیروها در نزدیکی یا داخل فضاهای عمومی مطرح میشود و از سوی دیگر، حملات به همین مناطق باعث افزایش تلفات غیرنظامی شده است. نتیجه این دو روند، افزایش فشار بر چارچوبهای حقوقی و دشوارتر شدن تفکیک میان هدف نظامی و فضای مدنی است. جمعبندی دادههای موجود نشان میدهد با اطمینان بیشتری قابل مشاهده است، افزایش آسیبپذیری غیرنظامیان و تبدیل شدن فضاهای شهری به میدان درگیری است که پیامدهای انسانی و سیاسی آن فراتر از میدان نبرد خواهد بود. ٢٠ : ١٠ سەشنبە ٣١ مارس همزمان با بررسی گزینههای جدید علیه ایران، حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه افزایش می یابد بر اساس گزارش روزنامه نیویورک تایمز، همزمان با ورود درگیری مستقیم میان ایالات متحده و ایران به دومین ماه، شمار نیروهای آمریکایی در خاورمیانه به بیش از ۵۰ هزار نفر رسیده است. این گزارش میگوید با اعزام ۲۵۰۰ نیروی تفنگدار دریایی و همین تعداد نیروی دریایی، سطح حضور نظامی آمریکا حدود ۱۰ هزار نفر نسبت به شرایط عادی افزایش یافته است. در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در حال بررسی گامهای بعدی است، نشانهها حاکی از احتمال برنامهریزی برای عملیاتهای گستردهتر، از جمله کنترل نقاط راهبردی مانند تنگه هرمز است. به گفته منابع آگاه، دستور اعزام ۲ هزار نیروی دیگر از لشکر ۸۲ هوابرد نیز صادر شده است. این نیروها توان استقرار سریع دارند و میتوانند در مأموریتهایی از جمله کنترل تأسیسات کلیدی مانند جزیره خارگ نقش ایفا کنند. دو مقام ارشد آمریکایی به خبرگزاری رویترز گفتهاند هزاران نیروی چترباز از همین یگان به منطقه اعزام شدهاند، اما جزئیات بیشتری درباره محل استقرار آنها ارائه نشده است. این تحرکات در حالی انجام میشود که حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به اهداف مرتبط با ایران ادامه دارد و تهران نیز با حمله به پایگاههای آمریکا، اسرائیل و برخی اهداف در منطقه واکنش نشان داده است. این درگیریها به اختلال در بازار انرژی و مسیرهای کشتیرانی جهانی منجر شده است. با این حال، کارشناسان نظامی میگویند شمار فعلی نیروهای آمریکایی در مقایسه با ابعاد ایران محدود است. آنها اشاره میکنند که عملیاتهای پیشین، از جمله جنگ عراق در سال ۲۰۰۳، به استقرار نیروهای بهمراتب بیشتری نیاز داشته است. به گفته این کارشناسان، کنترل کشوری با جمعیت حدود ۹۳ میلیون نفر مانند ایران با سطح فعلی نیروها بعید به نظر میرسد و احتمالاً هرگونه اقدام نظامی به عملیاتهای محدود متمرکز خواهد بود. ١٠ : ٩ سەشنبە ٣١ مارس انفجارهای پیاپی از شرق تا غرب تهران، حملات صبحگاهی به چند شهر دیگر نیز گزارش شد بر اساس گزارشها و تصاویر منتشر شده در شبکههای اجتماعی، بامداد و صبح امروز سهشنبه ۱۱ فروردین، تهران و چند شهر دیگر، شاهد موج جدیدی از انفجارها و حملات هوایی جنگندههای آمریکا و اسرائیل بودهاند. به گفته ساکنان شرق و شمالشرق تهران، حدود ساعت ۵:۵۱ صبح انفجارهایی در مناطقی چون فرمانیه، قیطریه، هروی، نارمک، تهرانپارس، حکیمیه، پاسداران و پردیس شنیده شده است. شماری از شهروندان از شنیده شدن صدای چندین انفجار پیاپی، عبور جنگندهها در ارتفاع پایین و قطع برق در بخشهایی از شرق تهران از جمله نارمک، پیروزی، نیروی هوایی و خاوران خبر دادهاند. برخی گزارشها حاکی از لرزش شدید ساختمانها و به صدا درآمدن دزدگیر خودروها در مناطقی مانند تهرانپارس و نارمک است. همچنین، از حدود ساعت ۵:۵۷ تا ۵:۵۹، صدای انفجارهای شدید در غرب تهران نیز شنیده شده است. ساکنان مناطقی چون اکباتان، بلوار فردوس، شهران، ستارخان، سعادتآباد، جنتآباد، منطقه ۱۰ و حوالی تقاطع حکیم و باکری از شنیده شدن چندین انفجار سنگین و لرزش شدید پنجرهها خبر دادهاند. همزمان، تصاویر و ویدیوهایی از اصابت به چند ساختمان مسکونی در محلههایی از گیشا، تهرانپارس و توحید منتشر شده است. موج دوم انفجارها از حدود ساعت ۷:۴۹ صبح بار دیگر در شرق و غرب تهران آغاز شد. ساکنان نارمک، تهرانپارس، اکباتان، جنتآباد، باغ فیض، چیتگر و ولنجک از شنیده شدن چندین انفجار دیگر همراه با صدای جنگندهها خبر دادهاند. همچنین گزارشهایی از مشاهده دود غلیظ در محدوده سرخهحصار منتشر شده است. در شیراز نیز، شهروندان از چند انفجار نزدیک فرودگاه و پایگاه نیروی هوایی در ساعت ۵:۵۰ صبح خبر دادهاند. در زنجان گزارش شده است که حوالی ساعت ۵:۰۲ منطقهای در نزدیکی حسینیه اعظم هدف قرار گرفته است. همچنین از شهریار و محدوده شهرک صنعتی سیمیندشت نیز صدای چند انفجار پیاپی شنیده شده است. ٣٠ : ٨ سەشنبە ٣١ مارس در سایه فروپاشی ساختار تصمیم گیر در ایران، سرنوشت مذاکرات همچنان در ابهام است در سی و دومین روز از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شکاف در ساختارهای قدرت جمهوری اسلامی ایران تشدید گشتە و توان تصمیمگیری و هماهنگی برای حملات تلافیجویانه را کاهش داده است. این ارزیابی را مقامهای مطلع از گزارشهای اطلاعاتی آمریکا و غرب به نیویورک تایمز ارائه دادهاند. بنابە این گزارش، در چهار هفته گذشته، دهها تن از فرماندهان و معاونان آنان کشته شدهاند. مقامهای باقیمانده نیز به دلیل نگرانی از شنود یا حملات هوایی، با اختلال در ارتباطات و محدودیت در دیدارهای حضوری مواجهاند. با وجود ادامه فعالیت نهادهای امنیتی و نظامی، توان دولت برای تدوین سیاستهای جدید تضعیف شده است. در همین حال، دولت ترامپ از شکلگیری یک دولت جدید در ایران خبر داده و برای دستیابی به توافقی سریع فشار وارد کرده است. کاهش توان تصمیمگیری در تهران، روند مذاکره با نمایندگان آمریکا و ارائه امتیازهای اساسی را دشوارتر کرده است. مقامهای آمریکایی میگویند پراکندگی مراکز قدرت، ابهام در خطوط قرمز و مرجع تصمیمگیری را افزایش داده است. همزمان، تندروهای سپاه پاسداران در ساختار تصمیم گیری نفوذ مسلطی یافته و نقش پررنگتری را نسبت به رئیس جمهور ایران و مجتبی خامنەای، رهبر اعلام شدە جمهوری اسلامی ایران ایفا میکنند. از همین رو، هنوز مشخص نیست آیا فرد یا نهادی قادر به پیشبرد توافق خواهد بود و میتواند اجماع لازم در ساختار قدرت ایجاد کند. ٤٥: ٦ سەشنبە ٣١ مارس متحدان آمریکا در خلیج از ترامپ خواستەاند تا جنگ علیه ایران را تا شکست قاطع ادامه دهد مقامهای آمریکایی، خلیجی و اسرائیلی به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفتهاند متحدان ایالات متحده در کشورهای حوزە خلیج فارس، به رهبری عربستان سعودی و امارات متحده عربی، از دونالد ترامپ خواستهاند جنگ علیه ایران را ادامه دهد. این کشورها معتقدند عملیات بمباران یکماهه به رهبری آمریکا هنوز تهران را به اندازه کافی تضعیف نکرده است. این درخواست در حالی مطرح میشود که برخی متحدان منطقهای در آغاز جنگ، بهصورت خصوصی از اطلاعرسانی ناکافی پیش از حمله آمریکا و اسرائیل ابراز نارضایتی کرده و هشدار داده بودند جنگ میتواند پیامدهای ویرانگری برای کل منطقه داشته باشد. اکنون بخشی از همین کشورها به کاخ سفید میگویند شرایط کنونی یک فرصت تاریخی را برای تضعیف نهایی حاکمیت ایران فراهم کرده است. به گفته مقامهایی که بهدلیل نداشتن مجوز اظهار نظر علنی، بهصورت ناشناس صحبت کردهاند، نمایندگان عربستان سعودی، امارات، کویت و بحرین در گفتوگوهای خصوصی تأکید کردهاند عملیات نظامی نباید پیش از ایجاد تغییرات قابل توجه در رهبری ایران یا تغییر جدی در رفتار تهران متوقف شود. این فشارها در حالی افزایش یافته است که ترامپ میان دو موضع در نوسان است. او از یک سو میگوید رهبری تضعیفشده ایران برای پایان دادن به جنگ آماده است. از سوی دیگر، در صورت عدم دستیابی سریع به توافق، به تشدید درگیری تهدید میکند. همزمان، او در داخل آمریکا برای جلب حمایت عمومی از جنگی که بیش از سه هزار کشته در خاورمیانه برجا گذاشته و اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار داده، با دشواری روبهرو است. با این حال، او بهطور فزایندهای از حمایت متحدان کلیدی خود در منطقه سخن میگوید. در سطح منطقهای، اختلاف نظرهایی وجود دارد. یک دیپلمات خلیجی بر این باور است کە عربستان سعودی و امارات در صدر کشورهایی قرار دارند که خواهان افزایش فشار نظامی بر ایران هستند. به گفته این دیپلمات، امارات موضعی تهاجمیتر اتخاذ کرده و خواهان صدور دستور حمله زمینی از سوی ترامپ است. کویت و بحرین نیز از این گزینه حمایت میکنند. امارات که با بیش از ۲۳۰۰ حمله موشکی و پهپادی از سوی ایران مواجه شده، با ادامه جنگ و تهدید جایگاه خود بهعنوان مرکز امن تجارت و گردشگری منطقه، بیش از پیش تحت فشار قرار گرفته است. در مقابل، عمان و قطر که بهطور سنتی نقش میانجی میان ایران و غرب را ایفا کردهاند، از راهحل دیپلماتیک حمایت میکنند. این دیپلمات میگوید عربستان به آمریکا تأکید کرده پایان زودهنگام جنگ به توافقی مطلوب منجر نخواهد شد. به گفته مقامهای سعودی، هرگونه توافق باید برنامه هستهای ایران را مهار کند، توان موشکی بالستیک آن را از بین ببرد، حمایت تهران از گروههای نیابتی را متوقف کند و اطمینان دهد ایران در آینده نتواند تنگه هرمز را مسدود کند. ٠٠: ١٦ دوشنبە ٣٠ مارس پس از فروپاشی نظامی ایران، امکان خیزش عمومی همچنان محل تردید است تنها یک ماه پس از آغاز عملیات مشترک میان ایالات متحده و اسرائیل، ارزیابیها نشان میدهد موازنه راهبردی در خاورمیانه تغییر کرده است. گزارشها از تضعیف ناوگان دریایی ایران، هدف قرار گرفتن فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و افزایش فشار بر زیرساختهای نظامی حکایت دارد. تحلیلها این روند را در سه حوزه مشخص بررسی میکنند. نخست، برنامه هستهای ایران که به گفته برخی منابع، حتی پس از حملات ژوئن ۲۰۲۵ نیز فعال باقی مانده بود. دوم، توان موشکی بالستیک که بهعنوان یکی از مؤلفههای اصلی بازدارندگی ایران هدف قرار گرفته است. سوم، ناوگان دریایی که در ارزیابیها بهعنوان عامل اثرگذار بر امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز معرفی میشود. بنابر این سە تحول، سه حوزه مذکور بهطور همزمان تحت فشار قرار گرفته و ظرفیت عملیاتی ایران کاهش یافته است. در سطح میدانی، تمرکز بر تنگه هرمز افزایش یافته است. تحرک شناورهای نظامی آمریکا در منطقه گزارش شده و سناریوهایی درباره عملیات محدود دریایی مطرح است. در عین حال، برخی از ارزیابیها احتمال اتکا به نیروهای داخلی در صورت گسترش درگیری را مطرح میکنند. در این چارچوب، به نقش گروههای داخلی از جمله اتنیکها و جریانهای مخالف اشاره میشود. این تحلیلها بر این فرض استوار است که فشار نظامی خارجی میتواند شرایط را برای تحرک داخلی فراهم کند، هرچند تحقق چنین سناریویی با عدمقطعیت همراه است. در این بارە، هدف قرار گرفتن سطوح فرماندهی نیز بهعنوان یکی از نقاط عطف، مجددا مطرح شده است. به گفته تحلیلگران، این روند میتواند بر انسجام ساختار تصمیمگیری اثر بگذارد و فضای داخلی را تغییر دهد. با این حال، برخی تحلیلگران نسبت به مرحله بعدی هشدار دادهاند. آنها بر این باورند کە موفقیتهای نظامی لزوماً به ثبات در مرحله بعد منجر نمیشود و همچنان ابهام درباره مسیر آینده و ساختار رهبری وجود دارد. در سطح راهبردی، ترامپ بر پیشبرد همزمان مسیر نظامی و دیپلماتیک تأکید میکند. در حالی که ارزیابیها از کاهش نسبی توان نظامی و دریایی ایران نسبت به گذشته حکایت دارد، هرگونه مذاکره به تغییر توازن قدرت وابسته دانسته میشود. ٠٠: ١٤ دوشنبە ٣٠ مارس تا کنون بیش از ۵۰۰ حمله پهپادی و موشکی اقلیم کردستان را هدف قرار دادە است در پی آغاز درگیری میان آمریکا و اسرائیل با ایران، اقلیم کردستان عراق آماج موجی گستردە از حملات پهپادی و موشکی بودە و شمار این حملات به بیش از ۵۰۰ مورد رسیده است. بر اساس آمارهای جمعآوریشده، از ۲۸ فوریه تا ظهر ۳۰ مارس، در مجموع ۵۰۳ پهپاد و موشک به چهار استان اقلیم کردستان شلیک شده است. در این مدت، ۱۴ نفر خان خود را از دست دادە و ۸۸ نفر زخمی شدهاند. بیشترین حملات متوجه هولیر (اربیل) بوده و حدود ۳۸۹ پهپاد و موشک این استان را هدف قرار داده است. پس از آن، سلیمانیه با بیش از ۹۶ حمله در رتبه بعدی قرار دارد. همچنین ۱۶ حمله به دهوک و دو مورد در محدوده حلبجه ثبت شده است. در تازهترین موارد، بامداد دوشنبه سه پهپاد بهصورت پیاپی هولیر را هدف قرار دادند که به گفته منابع اقلیم، هر سه توسط سامانههای دفاعی سرنگون شدند و تلفات جانی نداشتند. شامگاه یکشنبه نیز یک پهپاد به محل سابق نیروهای سازمان ملل در سلیمانیه اصابت کرد و در حادثهای دیگر، یک پهپاد پیش از رسیدن به هدف در آسمان اربیل منهدم شد. همچنین ظهر یکشنبه حملهای پهپادی به روستای زرگویز در حومه سلیمانیه انجام شد که محل استقرار احزاب کردستانی مخالف جمهوری اسلامی ایران است. در مقابل، گزارشهایی درباره حمله به کوه شنرویه در حلبجه منتشر شد که مقامهای رسمی اقلیم کردستان آن را رد کردند. در میان کشتهشدگان شماری از نیروهای پیشمرگه، یک عضو نیروهای امنیتی فرودگاه اربیل و یک نظامی فرانسوی دیده میشود. زخمیها نیز شامل نیروهای نظامی، کارکنان امنیتی و دستکم ۱۵ غیرنظامی از جمله یک کودک، یک پرستار و ساکنان اردوگاهها هستند. مناطق هدف قرار گرفته طیف گستردهای از نقاط شهری و نظامی را از جمله اطراف فرودگاه اربیل، مناطق خبات، عنکاوه، سوران و چومان، و نیز محلهها و ارتفاعات اطراف سلیمانیه شامل میشود. در استان دهوک نیز تأسیسات نفتی سرسنگ و برخی مناطق مرزی هدف قرار گرفتهاند. این حملات از نخستین روز درگیریها آغاز شده و همچنان ادامه داشتە و نگرانیها درباره امنیت زیرساختهای حیاتی و شرایط غیرنظامیان در اقلیم کردستان را افزایش داده است. ٢٠ : ١٣ دوشنبە ٣٠ مارس آیا ایران در میان کشورهای منطقە منزوی خواهد شد؟ در شرایطی حساس، تحرکات دیپلماتیک همزمان با افزایش حضور نظامی در منطقه جریان دارد. در چنین وضعیتی، خاورمیانه در نقطهای تعیینکننده قرار گرفته است کە در میانیە مسیر منتهی به کاهش تنش یا منتهی بە سناریوی تشدید گستردهتر قرار گرفتە است. مذاکرات چهارجانبه میان پاکستان، مصر، عربستان سعودی و ترکیه در حال برگزاری است. همزمان، نشانههایی از تقویت حضور نظامی ایالات متحده نیز مشاهده میشود. اعزام حدود ۲۵۰۰ نیروی اضافی و تکمیل استقرار ۳۲ بمبافکن در منطقه از جمله شاخصهایی است که افزایش آمادگی نظامی را نشان میدهد. از سوی دیگر، همزمانی دیپلماسی و تحرکات نظامی نشان میدهد منطقه وارد مرحلهای تازه شده است. این مرحله میتواند به سطحی بالاتر از تنش، از جمله احتمال عملیات زمینی، منجر شود. در عین حال، تلاشهای دیپلماتیک برای مدیریت فاصله میان وضعیت کنونی و پیامدهای احتمالی آن ادامه دارد. در این میان، کشورهای خلیج فارس در چارچوب تاکید بر حفظ ثبات و جلوگیری از هرگونه درگیری نظامی، مجموعهای از اصول را غیرقابل مذاکره میدانند. این اصول از نظر آنها دربردارندە حفظ آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، پایان دادن به فعالیت نیروهای نیابتی، خودداری از مداخله در امور داخلی کشورهای منطقه و پایبندی به حقوق بینالملل است. این مواضع بر قطعنامههای مصوب شورای امنیت سازمان ملل استوار است کە امنیت خلیج را بخشی از امنیت جهانی دانستە و بر مصونیت جریان انرژی در این منطقه تأکید میکنند. در ارزیابی رفتار ایران، نشانههایی از خطای محاسباتی اولیه دیده میشود. تلاش برای گسترش دامنه تنش و اعمال فشار از مسیر کشورهای خلیج فارس به کاهش سطح همدلی منطقهای انجامیده است. این روند روابط همسایگی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی، راهحل میانه بهمعنای پذیرش مطالبات ایران نیست. این راهحل مستلزم ارائه امتیازهای مشخص از سوی تهران است. این امتیازها شامل خودداری از استفاده از تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار، توقف تهدید کشورهای منطقه و پایبندی عملی به قواعد حقوق بینالملل است. در نهایت، هرگونه راهحل پایدار در منطقه خلیج به مشارکت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس وابسته است. این کشورها در خط مقدم پیامدهای این بحران قرار دارند. به همین دلیل، نقش آنها در هر توافقی در آیندە تعیینکننده است. با در نظر گرفتن شرایط جاری و حملە همە جانبە جمهوری اسلامی بە این کشورها، بە نظر می رسد نە تنها ترمیم روابط، حتی بعد از جمهوری اسلامی ایران نیز دشوار باشد، بلکە بە گرفتن غرامت از ایران و انزوای این کشور تا سالهای آیندە منجر شود. ٥٥ : ١٠ دوشنبە ٣٠ مارس همزمان با بررسی عملیات پرریسک در ایران، استقرار نیروهای ویژه آمریکا در خاورمیانه در دستور کار قرار دارند در حالی که دونالد ترامپ در حال بررسی یک عملیات زمینی پرریسک در داخل ایران برای دستیابی به اورانیوم غنیشده است، صدها نیروی عملیات ویژه آمریکا به خاورمیانه اعزام شدهاند و به تجمع روبهگسترش نیروهای این کشور در منطقه پیوستهاند، این نیروها، شامل تکاوران ارتش و یگانهای ویژه نیروی دریایی بودە اما تاکنون مأموریت مشخصی را دریافت نکردهاند. با این وجود انتظار می رود در سناریوهایی مانند تأمین امنیت تنگه هرمز، هدف قرار دادن تأسیسات هستهای یا مشارکت در عملیات احتمالی برای تصرف جزیره خارک، مهمترین پایانه صادرات نفت ایران، قابل استفاده باشند. با ورود این نیروها، شمار نظامیان آمریکایی در خاورمیانه به بیش از ۵۰ هزار نفر رسیده است که حدود ۱۰ هزار نفر بالاتر از سطح معمول ارزیابی میشود و شامل تفنگداران دریایی، چتربازان و یگانهای دریایی مستقر در برد عملیاتی ایران است. این افزایش نیرو در ادامه اعزامهای قبلی، از جمله حدود ۲۵۰۰ تفنگدار دریایی، ۲۵۰۰ ملوان و ۲۰۰۰ نیروی لشکر ۸۲ هوابرد انجام شده است. همزمان، دولت آمریکا در حال بررسی طرحی برای شناسایی و انتقال حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده با غنای بالا از خاک ایران است که بر اساس ارزیابیها، در کنار ذخایر دیگر با غنای پایینتر، میتواند به سطح تسلیحاتی برسد. گزارشها حاکی است بخش زیادی از این مواد در تأسیسات کلیدی از جمله اصفهان و نطنز نگهداری میشود. برنامهریزیهای نظامی نشان میدهد چنین عملیاتی مستلزم ورود نیروها به خاک ایران در شرایط تهدید موشکی و پهپادی، ایجاد چندین حلقه امنیتی پیرامون تأسیسات هستهای و استقرار تیمهای مهندسی برای شناسایی مواد در تأسیسات آسیبدیده خواهد بود. واحدهای تخصصی نیز باید مواد رادیواکتیو را که در دهها محفظه نگهداری میشود، با دقت بالا منتقل کنند. این عملیات میتواند چند روز یا حتی چند هفته طول بکشد و احتمالاً نیازمند ایجاد یک باند هوایی موقت برای انتقال تجهیزات و تخلیه مواد خواهد بود. در کنار این سناریو، گزینههای گستردهتری نیز از جمله عملیاتهای زمینی چند هفتهای، یورش در امتداد تنگه هرمز و احتمال تصرف جزیره خارک برای تضعیف توانمندیهای ایران و تأمین امنیت مسیرهای دریایی در حال بررسی است. همچنین اعزام نیروهای بیشتر، تا سقف ۱۰ هزار نفر، در دستور کار قرار دارد. با وجود این آمادگیهای نظامی، مقامهای آمریکایی تأکید دارند مسیر دیپلماسی همچنان باز است. مذاکرات غیرمستقیم با میانجیگری پاکستان، ترکیه و مصر در جریان است و همزمان گفتوگوهای مستقیم نیز دنبال میشود. ترکیب نیروهای ویژه و یگانهای متعارف نشان میدهد واشنگتن در حالی که گزینههای دیپلماتیک را حفظ کرده، خود را برای سناریوهای پیچیده و پرریسک نیز آماده میکند. ٣٣ : ١٠ دوشنبە ٣٠ مارس ستیو بنن: شاهزادگان خلیج باید در خط مقدم جنگ با ایران قرار گیرند ستیو بنن، استراتژیست پیشین کاخ سفید و از نزدیکان دونالد ترامپ، اعلام کرد رهبران کشورهای خلیج فارس باید فرزندان خود را برای حضور در خط مقدم هرگونه جنگ احتمالی علیه ایران اعزام کنند. این موضع در شرایط افزایش تنشهای منطقهای و تشدید مواضع در واشنگتن مطرح شده است. بنن روز شنبه در پادکست اتاق جنگ گفت نخبگان سیاسی و خاندانهای سلطنتی در کشورهای حوزە خلیج باید موج نخست هرگونه حمله زمینی بە ایران را تشکیل دهند. او افزود اعزام اعضای این خانوادهها با لباس نظامی میتواند میزان تعهد آنها به این درگیری را نشان دهد. او در ادامه، متحدان دیگر ایالات متحده را نیز مورد انتقاد قرار داد و آنها را به بهرهبرداری از حمایت واشنگتن متهم کرد. بنن گفت اسرائیل، کشورهای عربی و اروپا از ایالات متحده سود میبرند، در حالی که آمریکا هزینههای نظامی و انسانی را متحمل میشود. او تأکید کرد که دونالد ترامپ برای دستیابی به یک پیروزی عملیاتی به گزینههای جایگزین نیاز دارد. بنن با اشاره به فتوحات تاریخی اعلام کرد هدف از یک جنگ زمینی احتمالی، تکرار دستاوردهایی است که اسکندر کبیر حدود ۲۳۰۰ سال پیش به آن دست یافت. او تأکید کرد در صورت وقوع چنین سناریویی، نیروهای عرب باید در خط مقدم قرار گیرند و کشورهایی که با جنگ مخالفت دارند، باید هزینههای انسانی آن را نیز بپذیرند. او همچنین به نقش امارات متحده عربی در یک عملیات احتمالی اشاره کرد و محمد بن زاید را یکی از مهمترین متحدان آمریکا در منطقه دانست. بنن خواستار تشدید اقدامات علیه فعالیتهای مالی مرتبط با ایران در امارات شد. این اظهارات یک روز پس از آن مطرح شد که دونالد ترامپ در یک نشست سرمایهگذاری در فلوریدا، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، را بهطور علنی مورد تمسخر قرار داد. ترامپ اعلام کرد عربستان در یک سال گذشته از کشوری راکد به یکی از فعالترین اقتصادهای جهان تبدیل شده است. او همچنین گفت محمد بن سلمان ناچار شده در تعامل با او رویکرد خود را تغییر دهد. در همین حال، تلاشهای دیپلماتیک برای مهار تنشها ادامه دارد. پاکستان پیشنهاد میزبانی مذاکراتی برای پایان دادن به این درگیری را مطرح کرده است. ٠٠ : ١٠ دوشنبە ٣٠ مارس آیا با منابع انرژی آفریقا، اروپا از بحران عبور میکند؟ در دومین ماە از گسترش تنشها در خاورمیانە و اختلال در تنگە هرمز، اروپا بار دیگر با فشار در حوزه تأمین انرژی مواجه شده است. در سالهای اخیر، کشورهای اتحادیه اروپا تلاش گستردهای برای کاهش وابستگی به گاز روسیه انجام داده و به سمت واردات از ایالات متحده و قطر حرکت کردهاند. با این حال، تنشهای ژئوپولیتیکی جدید نشان میدهد که ساختار تأمین انرژی اروپا همچنان در برابر اختلالات آسیبپذیر است. درگیری با ایران به کاهش تولید در قطر و اختلال جدی در مسیرهای تجاری از طریق تنگه هرمز منجر شده و قیمت گاز در بازارهای عمدهفروشی را افزایش داده است. این شرایط توجهها را به ظرفیتهای گاز طبیعی مایع در آفریقا معطوف کرده و پرسش درباره نقش راهبردی این منابع در آینده نزدیک را پررنگتر ساخته است. گاز طبیعی مایع آفریقا در سالهای اخیر سهم بیشتری در تأمین انرژی اروپا یافته است. در سال ۲۰۲۵، بیش از ۱۷ درصد از نیاز اروپا به گاز مایع از این قاره تأمین شد. بخش عمده این عرضه از الجزایر، نیجریه و آنگولا بوده و در کنار آن، کشورهایی مانند گینه استوایی، موریتانی، سنگال، کامرون و جمهوری کنگو نیز سهم داشتهاند. برآوردها نشان میدهد ظرفیت این قاره به مراتب فراتر از سطح فعلی است. ذخایر گاز آفریقا حدود ۱۲.۹ تریلیون متر مکعب برآورد میشود که اندکی بیشتر از ذخایر ایالات متحده آمریکا است. پروژههای در حال توسعه در موزامبیک و تانزانیا نیز میتوانند در آینده نزدیک مسیرهای جدیدی برای عرضه ایجاد کنند. تحلیلگران معتقدند آفریقا در کوتاهمدت میتواند بهعنوان تأمینکننده اضطراری عمل کند و در بلندمدت نیز به کاهش فشارهای ساختاری در بازار گاز کمک کند. در آلمان، وضعیت تأمین گاز در حال حاضر باثبات ارزیابی میشود، زیرا وابستگی مستقیم به گاز خاورمیانه نقش تعیینکنندهای ندارد. واردات گاز مایع عمدتاً از ایالات متحده آمریکا انجام میشود، هرچند نوسانات جهانی قیمت گاز همچنان بر بازار داخلی اثرگذار است. در سال گذشته، بخش عمده گاز آلمان از طریق خطوط لوله نروژ تأمین شد و مسیرهای هلند و بلژیک نیز نقش مکمل داشتند. حدود ده درصد واردات از طریق پایانههای جدید گاز مایع در سواحل شمال و بالتیک انجام شد و در سال ۲۰۲۶ نیز عرضه از کامرون و میادین غرب آفریقا به این جریان افزوده شده است. ٠٠ : ٩ دوشنبە ٣٠ مارس ترامپ از احتمال تصرف خارک و کنترل نفت ایران سخن میگوید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در گفتوگو با روزنامه فایننشال تایمز اعلام کرد که تمایل دارد نفت ایران در اختیار آمریکا قرار گیرد و تصرف جزیره خارک، بهعنوان پایانه اصلی صادرات نفت این کشور، یکی از گزینههای مطرح در این زمینه است. بنابە این گزارش، ترامپ در این مصاحبه گفته است تصمیم نهایی در اینباره اتخاذ نشده است، اما گزینههای متعددی روی میز قرار دارد. او همچنین مدعی شده است که نیروهای آمریکایی میتوانند این جزیره را بهراحتی تصرف کنند، هرچند چنین اقدامی مستلزم حضور نظامی در آن منطقه برای مدتی خواهد بود. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که جنگ ایران وارد سی و یکمین روز شده و بهای نفت در بازارهای جهانی بهدلیل اختلال در عرضه، به بیش از ۱۱۵ دلار در هر بشکه رسیده است. همزمان گزارشهایی از اعزام نیروهای بیشتر آمریکایی به خاورمیانه و احتمال آمادهسازی برای عملیات زمینی علیه ایران منتشر شده است. در همین حال، مقامهای ایرانی هشدار دادهاند که در صورت هرگونه اقدام نظامی، به آن پاسخ خواهند داد و نیروها و شرکای آمریکا در منطقه را هدف قرار خواهند داد. رئیس مجلس شورای اسلامی ، محمد باقر قالیباف نیز تأکید کرده است که نیروهای مسلح این کشور در انتظار هرگونه ورود زمینی هستند. از سوی دیگر، پاکستان اعلام کرده است که بهزودی میزبان گفتوگوهایی میان ایران و آمریکا خواهد بود. همزمان دیپلماتهایی از عربستان سعودی، ترکیه و مصر در اسلامآباد درباره راههای پایان دادن به جنگ رایزنی کردهاند. کارشناسان در گفتوگو با شبکه انبیسی نسبت به پیامدهای چنین سناریویی هشدار دادهاند. به گفته آنان، هرچند تصرف خارک میتواند اهرم فشار مهمی در مذاکرات ایجاد کند، اما بهدلیل نزدیکی این جزیره به خاک ایران و قرار داشتن آن در برد موشکها و پهپادها، حفظ آن دشوار خواهد بود و ممکن است به تشدید درگیری و طولانی شدن جنگ منجر شود. ٠٠ : ٦ دوشنبە ٣٠ مارس ۵۰ هزار نیروی آمریکایی در خاورمیانه؛ حمله به ۱۰ هزار هدف در ایران وزارت جنگ آمریکا اعلام کرد بیش از ۵۰ هزار نظامی آمریکایی در پشتیبانی از عملیات موسوم به خشم حماسی در خاورمیانه مشارکت دارند و از زمان آغاز عملیات، حملاتی علیه بیش از ۱۰ هزار هدف در داخل ایران انجام شده است. کینگزلی ویلسون، سخنگوی این وزارتخانه، گفت نیروهای آمریکایی همچنان بر آسمان و دریا تسلط دارند و به هدف قرار دادن آنچه تهدیدهای حکومت ایران خواند، ادامه میدهند. همزمان، روزنامه نیویورک تایمز به نقل از یک مقام نظامی آمریکایی گزارش داد شمار نیروهای آمریکا در منطقه از ۵۰ هزار نفر فراتر رفته است. این رقم در مقایسه با سطح معمول، نزدیک به ۱۰ هزار نفر افزایش نشان میدهد. این مقام توضیح داد اعزام حدود ۲۵۰۰ تفنگدار دریایی و ۲۵۰۰ نیروی اضافی دیگر شمار نیروهای آمریکایی را بە این رقم رساندە است. و همزمان دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، همزمان با ورود جنگ به نخستین ماه خود، در حال بررسی گزینههای نظامی گستردهتر است. به نوشته نیویورک تایمز، سناریوهای مورد بررسی شامل اجرای حملهای گسترده و تصرف یک جزیره یا مناطقی در داخل ایران است؛ این سناریو در چارچوب تلاشها برای بازگشایی تنگه هرمز به روی کشتیرانی مطرح شده است، پس از آنکه این مسیر در پی حملات ایران دچار اختلال شد. این گزارشها همچنین از اعزام حدود ۲۰۰۰ نیروی لشکر ۸۲ هوابرد به منطقه حکایت دارد. محل استقرار این نیروها اعلام نشده است، اما این نیروها در محدودهای قرار دارند که امکان انجام حملات علیه ایران را فراهم میکند. بر اساس این گزارش، یکی از گزینههای مطرح، استفاده از این نیروها برای تصرف جزیره خارک، مرکز صادرات نفت ایران در خلیج فارس، است. با وجود این تقویت نظامی، کارشناسان نظامی هشدار دادهاند که شمار فعلی نیروها برای اجرای عملیات زمینی گسترده کافی نیست. به گفته آنان، تسلط بر کشوری در ابعاد ایران به نیرویی بهمراتب بزرگتر نیاز دارد. ٠٠ : ١٩ یکشنبە ٢٩ مارس مذاکرات امروز در پاکستان، همراە با قدرتهای منطقهای بر طرحهای بازگشایی هرمز متمرکز بود منابع آگاه میگویند مذاکرات امروز پاکستان با ترکیه، مصر و عربستان سعودی، که در چارچوب تلاشهای اسلامآباد برای میانجیگری و پایان دادن به جنگ ایران برگزار شد، به پایان رسیده و بحثهای اولیه بر پیشنهادهایی برای بازگشایی تنگه هرمز به روی کشتیرانی متمرکز بوده است. پنج منبع آگاه به رویترز گفتهاند که در جریان مذاکرات با وزیران امور خارجه سه قدرت منطقهای، پیشنهادهایی به واشنگتن ارائه شده که به ترافیک دریایی و بازگشایی تنگه هرمز مربوط میشود و بخشی از تلاشهای گستردهتر برای تثبیت جریان کشتیرانی است. یک منبع آگاە در پاکستان میگوید پیشنهادهایی را از سوی مصر، پیش از نشست امروز از سوی کشورها به کاخ سفید ارسال شده است. این منبع میافزاید این پیشنهادها شامل ساختارهای هزینهای مشابه کانال سوئز است. دو منبع پاکستانی دیگر میگویند ترکیه، مصر و عربستان سعودی ممکن است کنسرسیومی برای مدیریت جریان نفت از طریق این آبراه تشکیل دهند و از پاکستان خواستهاند در آن مشارکت کند. این منابع میگویند پیشنهاد تشکیل کنسرسیوم مدیریتی با ایالات متحده آمریکا و ایران نیز مطرح شده است. منبع نخست پاکستانی میگوید عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، بهطور منظم با جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در تماس بوده است. وزارتخانههای امور خارجه مصر و پاکستان به درخواست برای اظهارنظر پاسخی ندادهاند. دفتر رسانهای دولت عربستان سعودی و کاخ سفید نیز بلافاصله به درخواست برای اظهارنظر پاسخ ندادهاند. یک منبع دیپلماتیک ترکیه میگوید اولویت آنکارا تضمین آتشبس است. این منبع، که نخواست نامش فاش شود، میگوید تضمین عبور ایمن کشتیها میتواند در این زمینه بهعنوان اقدامی مهم برای اعتمادسازی عمل کند. ١٠ : ١٣ یکشنبە ٢٩ مارس پنتاگون در حال آمادهسازی گزینههایی برای حمله زمینی به ایران است در دومین ماە از تهاجم ائتلاف اسرائیل و آمریکا بە ایران، واشنگتنپست گزارش داد که پنتاگون در حال بررسی گزینههایی برای حمله زمینی به ایران است. این مأموریت ممکن است از چند هفته تا چند ماه طول بکشد و سناریوهایی را از تصرف جزیره خارک تا یورش به مناطق ساحلی در امتداد تنگه هرمز در بر گیرد. مقامهای آمریکایی گفتهاند چنین عملیاتی به معنای تهاجم تمامعیار نخواهد بود، بلکە میتواند با مشارکت نیروهای پیادهنظام متعارف و یگانهای عملیات ویژه انجام شود. تا روز گذشتە مشخص نبود که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، این طرحها را تأیید کرده است یا نه. در صورت اجرای این مأموریت، نیروهای آمریکایی با تهدیدهای جدی روبهرو خواهند شد. پهپادها و موشکهای ایرانی، بمبهای دستساز و آتش نیروهای زمینی از جمله این تهدیدها هستند. کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، اعلام کرد که ترامپ در صورت ادامه برنامه هستهای ایران و تداوم تهدیدها علیه آمریکا و متحدانش، آماده است واکنشی بسیار شدید نشان دهد. او تأکید کرد که وظیفه پنتاگون ارائه گزینههای مختلف به فرمانده کل قواست و این موضوع به معنای اتخاذ تصمیم نهایی نیست. مقامهای آمریکایی گفتهاند که در گفتوگوهای اخیر، احتمال تصرف جزیره خارک به عنوان مهمترین مرکز صادرات نفت ایران در خلیج فارس مطرح شده است. یکی از این مقامها توضیح داد که چالش اصلی در این سناریو، حفظ امنیت نیروها پس از استقرار در جزیره است، نه تصرف آن. همزمان، بحثهایی درباره انجام عملیات در مناطق ساحلی نزدیک تنگه هرمز مطرح شده است. هدف از این عملیات، شناسایی و نابودی تسلیحاتی است که کشتیرانی بینالمللی را تهدید میکند. ایران از زمان آغاز جنگ با آمریکا و اسرائیل در یک ماه گذشته، عملاً این آبراه را که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند، مسدود کرده است. مقامهای آمریکایی همچنین استفاده از جزایر ایرانی نزدیک تنگه هرمز را به عنوان پایگاههای احتمالی برای اجرای عملیات بررسی کردهاند. برآوردها درباره مدت این عملیات یکسان نیست. یک منبع مدت زمان آن را چند هفته دانسته، در حالی که منبعی دیگر از چند ماه سخن گفته است. یک مقام ارشد پیشین دفاعی که با این طرحها آشناست، اعلام کرد که برنامهریزی برای این سناریو گسترده بوده است. او تأکید کرد که این طرحها پیشتر در قالب بازیهای جنگی بررسی شدهاند و برنامهریزی آنها لحظهآخری نیست. دونالد ترامپ در هفتههای اخیر مواضع متفاوتی اتخاذ کرده است. او گاه از کاهش تنشها سخن گفته و گاه تهدید کردە است کە درگیریها تشدید خواهند شد. ترامپ در ۲۰ مارس اعلام کردە بود که قصد اعزام نیرو ندارد و حتی اگر چنین تصمیمی بگیرد، آن را اعلام نخواهد کرد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز اعلام کردە است که ایالات متحده آمریکا میتواند بدون استفاده از نیروهای زمینی به اهداف خود دست یابد. در همین حال، آکسیوس گزارش داد که پنتاگون در حال آمادهسازی یک ضربه نهایی است. این اقدام میتواند شامل عملیات زمینی و یک کارزار گسترده بمباران باشد. در هفتههای اخیر، واحد سیویکم تفنگداران دریایی آمریکا، شامل حدود ۲۲۰۰ نیرو، به خاورمیانه اعزام شده است. از زمان آغاز جنگ، دستکم ۱۳ نظامی آمریکایی کشته شدهاند. شش نفر در سقوط هواپیما در عراق جان باختند. شش نفر در حمله پهپادی به یک بندر در کویت کشته شدند. یک نفر نیز در حمله به پایگاه هوایی پرنس سلطان در عربستان سعودی جان خود را از دست داد. همچنین ۳۰۰ نیروی دیگر در منطقه زخمی شدهاند. حال ۱۰ نفر از این نیروها وخیم گزارش شده است. نتایج یک نظرسنجی نشان میدهد که اکثریت آمریکاییها با اعزام نیروهای زمینی مخالفاند. بر اساس این نظرسنجی که توسط آسوشیتدپرس و دانشگاه شیکاگو انجام شده، ۶۲ درصد مخالف استفاده از نیروهای زمینی هستند و تنها ۱۲ درصد از این اقدام حمایت میکنند. ١٠ : ١٢ یکشنبە ٢٩ مارس عراق در یک ماه جنگ ائتلاف آمریکا و اسرائیل با ایران، بالغ بر ۱۲ میلیارد دلار ضرر کرده است کانال ۸ در اقلیم کردستان گزارشی منتشر کرده است که به تحلیل عواقب اقتصادی ناشی از جنگ یکماهه بین ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل پرداخته است. بنابە این گزارش، جنگ جاری در خاورمیانە به شدت بر اقتصاد عراق و اقلیم کردستان تأثیر گذاشته و طبق برآوردها، تا به امروز خسارتی بالغ بر ۱۲ میلیارد دلار به اقتصاد این منطقه وارد شده است. حملات موشکی و آسیبهای وارده به زیرساختهای انرژی و درآمد عمومی، تنها در طول یک ماه گذشته باعث خسارت ۱۲.۲ میلیارد دلاری به اقتصاد عراق شده است. این آسیبها به بخشهای مختلف اقتصادی از جمله تأسیسات برق، گذرگاههای مرزی و فرودگاهها آسیب رسانده و موجب افزایش قابل توجه هزینههای عمومی در این کشور شده است. طبق آمار منتشر شده، خسارت روزانه به زیرساختهای اقلیم کردستان در بخشهای برق، مرزها و فرودگاهها بالغ بر ۲۵ میلیون دلار است. در طول یک ماه، این رقم به ۷۵۰ میلیون دلار است رسیده که تمامی بخشهای خدماتی را تحت تأثیر قرار داده است. توقف صادرات نفت از اقلیم کردستان و عراق یکی از بزرگترین آسیبهای واردە به اقتصاد این منطقه بوده است. صادرات نفت کردستان که پیش از جنگ به ۲۳۰ هزار بشکه در روز میرسید، به طور موقت متوقف و تنها پس از مدتی به تدریج از سر گرفته شد. عراق که پیش از جنگ روزانه ۳.۵ میلیون بشکه نفت از مناطق جنوبی و ۲۰۰ هزار بشکه از اقلیم کردستان صادر میکرد، حالا با افزایش قیمت نفت، روزانه ۴۰۷ میلیون دلار ضرر کرده است. یکی دیگر از بزرگترین خسارات، توقف تولید گاز از میدان گازی کورمور در اقلیم کردستان بوده است. این میدان به عنوان منبع اصلی سوخت نیروگاهها و گاز خانگی شناخته میشود. این اختلال در تولید گاز منجر به کاهش ۳۰۰۰ مگاواتی تولید برق شده است. میزان برق از دست رفته روزانه بیش از ۵ میلیون دلار و در ماه به ۱۵۰ میلیون دلار میرسد. علاوه بر خسارات مستقیم مالی، رکود در بخش صنعت نیز شدت یافته و بسیاری از کارخانههای بزرگ به دلیل کمبود برق ورشکست شدهاند. تولید گاز خانگی، نفت و سایر سوختها نیز متوقف شده است که بار مالی سنگینی برای شهروندان و بازرگانان به دنبال داشته است. این مشکلات معیشتی تأثیرات منفی زیادی بر وضعیت اقتصادی و اجتماعی اقلیم کردستان گذاشته است. اگرچه محاسبه دقیق بودجه سالانه عراق به دلیل پیچیدگیها و عدم شفافیت همواره چالشبرانگیز بوده است، برآوردها نشان میدهند که بودجه سالانه این کشور حدود ۱۶۰ میلیارد دلار است. بنابراین، خسارت ۱۲ میلیارد دلاری در یک ماه جنگ، عمق بحران اقتصادی و میزان بالای خسارات وارده به عراق را نشان میدهد. ١٠ : ١٠ یکشنبە ٢٩ مارس مسعود بارزانی: از آغاز این جنگ، اقامتگاههای مقامات ما پنج بار مورد حمله قرار گرفته است با گسترش حملات جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی این کشور بە مناطق دیگر خاورمیانە، در پی حمله اخیر به منزل رئیس اقلیم کردستان، مسعود بارزانی، وی بیانیهای را صادر کرد و این حملات را به شدت محکوم کرد. در این بیانیە، بارزانی از مقامات بغداد خواست تا اقدامات جدیتری را در قبال این موضوع انجام دهند و به محکومیتها و تماسهای تلفنی بسنده نکنند. وی همچنین تایید کرد که از آغاز جنگ ایران یا ائتلاف آمریکا و اسرائيل، اقامتگاههای مقامات اقلیم پنج بار مورد حمله قرار گرفته است. بارزانی در این بیانیه تأکید کرد که اقلیم کردستان هرگز بخشی از مشکلات و تنشهای منطقه نبوده است، اما متأسفانه برخی افراد بدون هیچگونه ممانعتی در پی ایجاد تنش و مخالفت با این اقلیم هستند. وی یادآور شد که در سالهای اخیر، اقلیم کردستان و نیروهای پیشمرگه بارها هدف حملات پهپادی و موشکی قرار گرفتهاند که باعث جانباختن و زخمی شدن شهروندان بیگناه شده است. بارزانی همچنین اعلام کرد که از ابتدای جنگ، بیش از ۴۵۰ حمله موشکی و پهپادی به اقلیم کردستان و مقرهای نیروهای پیشمرگه صورت گرفته است. او برای اولین بار فاش کرد که در پنج نوبت، حملات مستقیم به مقرها و منازل مقامات اقلیم کردستان انجام شده است، اما این موضوع تا کنون مسکوت مانده بود تا از ایجاد اضطراب و خشم در میان مردم جلوگیری شود. در جدیدترین حمله، بارزانی به حمله روز گذشته به خانه رئیس اقلیم کردستان، نچیروان بارزانی در دهوک اشاره کرد و تأکید کرد که این حملات نه تنها به منزل یا مقر فرد خاصی مربوط میشود، بلکه به تمامی خانهها و نقاط اقلیم کردستان تعلق دارد و باید به شدت محکوم شود. وی این حملات را جنگافروزی آشکار، ظلم و بیعدالتی علیه اقلیم کردستان خواند و خواستار اتخاذ اقدامات جدی و قاطع از سوی مقامات عراقی شد. بارزانی تصریح کرد که این مسئله تنها با محکومیت و نامهنگاری قابل حل نیست و مقامات عراقی باید تصمیم بگیرند که آیا قادر به جلوگیری از این حملات هستند یا برای حفاظت از کشور عراق و اقلیم کردستان باید اقدامات جدیتری انجام دهند. طبق گزارشات، برخی از حملات پهپادی به اقلیم کردستان از سوی گروههای نیابتی ایران و از داخل خاک عراق صورت گرفته است. مقامات اقلیم کردستان از مقامات عراقی خواستهاند که ارادهای قویتر برای کنترل این گروهها از خود نشان دهند. ١٠ : ٩ یکشنبە ٢٩ مارس همزمان با افزایش نقش ونس در پرونده ایران، اختلافات وی با اسرائیل افزایش می یابد معاون رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس، در حال آماده شدن برای ایفای نقشی محوری در تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگی با ایران است کە او از ابتدا نسبت به ورود به آن تردید داشته است. نشریه آکسیوس به نقل از مقامهای کاخ سفید گزارش دادە است در حالی که دونالد ترامپ مهلت تعیینشده برای رسیدن به توافق را تمدید کرده و همزمان گزینههای نظامی را نیز روی میز نگه داشته است، ونس اکنون بهعنوان محتملترین گزینه برای هدایت مذاکرات احتمالی با تهران مطرح است، به گفته منابع آمریکایی و اسرائیلی، ونس پیش از آغاز جنگ نسبت به ارزیابیهای خوشبینانه بنیامین نتانیاهو درباره سرعت و نتیجه درگیری تردید داشته و اکنون نیز انتظار دارد این جنگ چند هفته دیگر ادامه یابد. یک مقام ارشد دولت آمریکا به آکسیوس گفته است در صورتیکە ایرانیها نتوانند با ونس به توافق برسند، عملا توافقی در کار نخواهد بود. در همین حال، میانجیگران منطقهای از جمله پاکستان، مصر و ترکیه در تلاشاند مقدمات گفتوگوهای حضوری را فراهم کنند. گفته میشود که مقامهای ایران اعلام کردهاند که همچنان منتظر تأیید نهایی از سوی رهبر جدید این کشور هستند. در صورت برگزاری مذاکرات، احتمال دارد ونس با محمدباقر قالیباف روبهرو شود. با این حال نشانههایی از تنش در روابط واشنگتن و تلآویو دیده میشود. منابع آکسیوس گفتگوی اخیر ونس و نتانیاهو را دشوار توصیف کردهاند کە در آن، معاون رئیسجمهور آمریکا برخی برآوردهای اسرائیل درباره امکان تغییر حکومت در ایران را بیش از حد خوشبینانه توصیف کرده بود. در روزهای پس از این تماس، گزارشهایی در رسانههای اسرائیلی درباره اختلافات شدیدتر منتشر شد، اما مقامهای دو طرف صحت آنها را رد کردهاند. برخی در دولت آمریکا حتی از تلاشهای اسرائیل برای تضعیف جایگاه ونس صحبت کردهاند. در حالی که ونس در روزهای اخیر با مقامهای امارات و قطر دیدار کرده و در تماسهای غیرمستقیم با ایران مشارکت داشته، دولت آمریکا همزمان در حال بررسی سناریوی تشدید قابل توجه نظامی در صورت شکست دیپلماسی است. یک منبع نزدیک به ونس به آکسیوس گفته که او در چارچوب دستورهای رئیسجمهور عمل خواهد کرد و هدفش دستیابی به نتیجهای است که مورد قبول کاخ سفید باشد که میتواند مسیر جنگ و صلح در منطقه را تعیین کند. وزیر خارجه آلمان در گفتگو با رادیو Deutschland Funk نسبت به برگزاری مذاکرات مستقیم میان واشنگتن و تهران در آیندهای نزدیک ابراز خوشبینی کرد. ٣٠ : ٨ یکشنبە ٢٩ مارس پنتاگون در تدارک عملیات زمینی در ایران برآمدە است همزمان با ورود جنگ میان ایران و محور مشترک آمریکا–اسرائیل به مرحلهای جدید، واشینگتنپست گزارش داد که پنتاگون در حال آمادهسازی برای چندین هفته عملیات زمینی احتمالی در خاک ایران است؛ اقدامی که در صورت اجرا، بهمعنای تشدید مستقیم مداخله نظامی واشینگتن در این جنگ خواهد بود. به گفته مقامهای آمریکایی، این طرحها شامل سناریوهایی برای بهکارگیری نیروهای ویژه و یگانهای پیادهنظام است، اما در قالب عملیاتهای محدود و هدفمند، نه یک تهاجم تمامعیار. بر اساس این گزارش، گزینههای عملیاتی مورد بررسی میتواند شامل حملات سریع به اهداف راهبردی، از جمله زیرساختهای ساحلی ایران در نزدیکی تنگه هرمز یا نقاط کلیدی صادرات انرژی باشد، این اهداف در چارچوب تلاش آمریکا و اسرائیل برای تضعیف ظرفیتهای نظامی و اقتصادی ایران تعریف میشوند. این تحولات در حالی رخ میدهد که جنگ، که از حملات اولیه آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، اکنون ابعاد منطقهای گستردهتری پیدا کرده و بازیگران نیابتی، از جمله حوثیها، نیز به آن وارد شدهاند. با این حال، هنوز تصمیم سیاسی نهایی برای اجرای عملیات زمینی اتخاذ نشده است. مقامهای کاخ سفید تأکید کردهاند که این برنامهریزیها بخشی از فرآیند ارائه «گزینههای نظامی» به رئیسجمهور است و لزوماً به معنای صدور دستور عملیات نیست. همزمان، افزایش حضور نیروهای آمریکایی در منطقه، از جمله استقرار تفنگداران دریایی و برنامه اعزام نیروهای بیشتر، نشاندهنده آمادگی برای سناریوهای تشدید درگیری است. در صورت اجرای چنین عملیاتی، نیروهای آمریکایی با تهدیدهای متعددی از جمله حملات پهپادی، موشکی و جنگ نامتقارن مواجه خواهند بود؛ عاملی که ریسک ورود به یک درگیری فرسایشی را افزایش میدهد. ١٠ : ٧ یکشنبە ٢٩ مارس با پیوستن حوثیها به جنگ ، تفنگداران دریایی آمریکا نیز وارد منطقە می شوند با ورود جنگ اسرائیل و آمریکا علیە ایران بە ماە دوم، خطر گسترش دامنه جنگ افزایش یافته است، حوثیهای یمن، متحد ایران، روز شنبه نخستین حملات خود به اسرائیل را از زمان آغاز درگیری انجام دادند، در حالی که نیروهای آمریکایی بیشتری به خاورمیانه رسیدند. روزنامه واشنگتن پست گزارش داد مقامهای آمریکایی گفتهاند وزارت دفاع آمریکا «پنتاگون» در حال آمادهسازی برای عملیات زمینی در ایران است که ممکن است هفتهها ادامه یابد و احتمالاً شامل حملاتی توسط نیروهای عملیات ویژه و نیروهای پیاده نظام سنتی باشد. این روزنامه افزود هنوز مشخص نیست آیا دونالد ترامپ با طرحهای اعزام نیروهای زمینی موافقت خواهد کرد یا نه. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز جمعه اعلام نمودە بود کە ایالات متحده میتواند بدون نیروهای زمینی به اهداف خود برسد. با این حال، اذعان کرد که واشنگتن برخی نیروها را در منطقه مستقر میکند تا ترامپ بیشترین میزان انعطاف را برای تنظیم راهبرد داشته باشد. همچنین انتظار میرفت پنتاگون هزاران سرباز از لشکر ۸۲ هوابرد ارتش آمریکا را مستقر کند. اسرائیل روز شنبه اعلام کرد موجی از حملات را علیه تهران انجام داده و آنچه ارتش زیرساختهای دولتی ایران توصیف کرد هدف قرار داده است. ایران نیز به حملات خود علیه اسرائیل و چند کشور خلیج ادامه داد و در ساعات اولیه روز یکشنبه، محل اقامت مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق و رهبر حزب دموکرات کردستان، را در اربیل هدف قرار داد. منابع امنیتی به رویترز گفتند پدافند هوایی یک پهپاد را در نزدیکی محل اقامت بارزانی سرنگون کرده است. اسرائیل که پیش از جنگ نیز به طور دورهای هدف حملات موشکی حوثیها قرار میگرفت، تأیید کرد یک موشک از یمن به سوی آن شلیک شده است. گزارشی از تلفات یا خسارات منتشر نشده است. گروه حوثی مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت و اعلام کرد از موشکهای کروز و بالستیک علیه اسرائیل استفاده کرده است. یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، گفت این گروه حمله دومی را نیز علیه اسرائیل انجام داده و وعده حملات بیشتر در آینده را داد. حوثیها پیشتر نشان دادهاند که توانایی هدف قرار دادن اهدافی دور از یمن و اختلال در مسیرهای کشتیرانی اطراف شبهجزیره عربستان و دریای سرخ را دارند، همانگونه که در حمایت از حماس در جنگ غزه انجام دادند. ترامپ تهدید کرده است در صورتی که ایران تنگه هرمز را باز نکند، به تأسیسات انرژی و دیگر زیرساختهای انرژی ایران حمله خواهد کرد. با این حال، او مهلت تعیینشده برای این هفته را تمدید کرده و ۱۰ روز به ایران فرصت داده است. اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان، گفت ایران موافقت کرده است به ۲۰ کشتی دیگر با پرچم پاکستان اجازه عبور از تنگه را بدهد، بهگونهای که روزانه دو کشتی امکان عبور داشته باشند. ۵۵: ٧ شنبە ٢٨ مارس اختلافات با اسرائیل همزمان با افزایش نقش ونس در پرونده ایران معاون رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس، در حال آماده شدن برای ایفای نقشی محوری در تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ با ایران است؛ جنگی که گفته میشود که او از ابتدا نسبت به ورود به آن تردید داشته است. نشریه آکسیوس به نقل از مقامهای کاخ سفید گزارش کرده که ونس اکنون بهعنوان محتملترین گزینه برای هدایت مذاکرات احتمالی با تهران مطرح است، در حالی که دونالد ترامپ مهلت تعیینشده برای رسیدن به توافق را تمدید کرده و همزمان گزینههای نظامی را نیز روی میز نگه داشته است. به گفته منابع آمریکایی و اسرائیلی، ونس پیش از آغاز جنگ نسبت به ارزیابیهای خوشبینانه بنیامین نتانیاهو درباره سرعت و نتیجه درگیری تردید داشته و اکنون نیز انتظار دارد این جنگ چند هفته دیگر ادامه یابد. یک مقام ارشد دولت آمریکا به آکسیوس گفته است: اگر ایرانیها نتوانند با ونس به توافق برسند، عملا توافقی در کار نخواهد بود. در همین حال، میانجیگران منطقهای از جمله پاکستان، مصر و ترکیه در تلاشاند مقدمات گفتوگوهای حضوری را فراهم کنند. گفته میشود که مقامهای ایران اعلام کردهاند که همچنان منتظر تأیید نهایی از سوی رهبر جدید این کشور هستند. در صورت برگزاری مذاکرات، احتمال دارد ونس با محمدباقر قالیباف روبهرو شود. با این حال نشانههایی از تنش در روابط واشینگتن و تلآویو دیده میشود. منابع آکسیوس گفتگوی اخیر ونس و نتانیاهو دشوار توصیف کردهاند و گفتگویی که در آن، معاون رئیسجمهور آمریکا برخی برآوردهای اسرائیل درباره امکان تغییر حکومت در ایران را بیش از حد خوشبینانه توصیف کرده بوده است. در روزهای پس از این تماس، گزارشهایی در رسانههای اسرائیلی درباره اختلافات شدیدتر منتشر شد، اما مقامهای دو طرف صحت آنها را رد کردهاند. برخی در دولت آمریکا حتی از تلاشهای اسرائیل برای تضعیف جایگاه ونس صحبت کردهاند. در حالی که ونس در روزهای اخیر با مقامهای امارات و قطر دیدار کرده و در تماسهای غیرمستقیم با ایران مشارکت داشته، دولت آمریکا همزمان در حال بررسی سناریوی "تشدید قابل توجه نظامی" در صورت شکست دیپلماسی است. یک منبع نزدیک به ونس به آکسیوس گفته که او در چارچوب دستورهای رئیسجمهور عمل خواهد کرد و هدفش دستیابی به نتیجهای است که مورد قبول کاخ سفید باشد؛ نتیجهای که میتواند مسیر جنگ و صلح در منطقه را تعیین کند. وزیر خارجه آلمان در گفتگو با رادیو Deutschland Funk نسبت به برگزاری مذاکرات مستقیم میان واشنگتن و تهران در آیندهای نزدیک ابراز خوشبینی کرد. ۵۵: ١٢ جمعە ٢٧ مارس در سایە جنگ، شرایط اقتصادی و گردشگری در شهرهای وان و هولیر بحرانی شدە است با ورود بە بیست و هشتمین روز از آغاز درگیریها میان ایران و ائتلاف اسرائیل - آمریکا، پیامدهای این بحران بهطور مستقیم صنعت گردشگری و اقتصاد شهرهای وان در کردستان ترکیە و اربیل را در اقلیم کردستان تحت تأثیر قرار داده است. لغو پروازها، کاهش شدید گردشگران و نگرانیهای امنیتی باعث رکود شدید هتلها و کسبوکارهای وابسته به سفر شده است. وان، که سالها مقصد اصلی گردشگران ایرانی بوده است، با کاهش بیسابقه ورود مسافران روبهروست. در این بارە، چتین دمیرهان، رئیس اتحادیه هتلها و گردشگری وان، میگوید با ادامه جنگ، هتلهای شهر خالی ماندهاند و بسیاری از صاحبان کسبوکار ممکن است تعطیلی موقت یا دائم را تجربه کنند. او توضیح داد که بسیاری از گردشگران ایرانی که معمولاً در فصل بهار و بهویژه نوروز سفر میکردند، اکنون رزروهای خود را لغو کردهاند. کاهش ناگهانی ورود مسافران، نه تنها هتلها بلکه رستورانها، مراکز خرید و خدمات تفریحی وابسته به گردشگری را تحت تأثیر قرار داده است. دمیرهان اضافه کرد کە علاوه بر کاهش گردشگران، اختلال در حملونقل هوایی و لغو پروازها مشکل دیگری است که صنعت گردشگری وان با آن مواجه است. بسیاری از پروازها از مسیرهای منطقهای به دلیل بسته شدن آسمان کشورهای همسایه و نگرانیهای امنیتی، لغو یا تغییر مسیر دادەاند. وضعیت در شهر اربیل هولیر (اربیل)، مرکز اقلیم کردستان، با چالشهای مشابهی روبهروست. حملات موشکی و پهبادی جمهوری اسلامی ایران و تنشهای ناشی از جنگ باعث اختلال در پروازهای بینالمللی و منطقهای شده و فرودگاه اربیل نیز تحت تاثیر این شرایط قرار گرفته است. بسیاری از شرکتهای هواپیمایی، بە دلایل امنیتی پروازهای مستقیم به پایتخت اقلیم کردستان را کاهش داده یا مسیرهای جایگزین انتخاب کردهاند. طبق آمارهای ثبت شدە، از آغاز جنگ تاکنون، اربیل و بخشهایی از اقلیم کردستان هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتهاند که طی آن بیش از ۷۰ حمله تنها در اولین روزها به اطراف اربیل گزارش شده است. از سوی دیگر، نگرانی مسافران و شرکتهای گردشگری نسبت به امنیت سفر باعث کاهش شدید رزرو هتلها و تورهای گروهی در هولیر شده است. هتلها و مراکز خدمات گردشگری که قبلاً میزبان هزاران گردشگر ایرانی و بینالمللی بودند، اکنون با ظرفیت محدود فعالیت میکنند و درآمد آنها به شدت کاهش یافته است. کاهش ورود گردشگران و لغو پروازها میتواند تا ماههای آینده ادامه داشته باشد، بهویژه اگر وضعیت جنگ و نگرانیهای امنیتی بدون نشانهای از پایان ادامه یابد. این وضعیت نه تنها بر هتلها و آژانسهای مسافرتی اربیل تأثیر گذاشته بلکه اقتصاد محلی شهر و مناطق اطراف آن را نیز تحت فشار قرار داده است. ۱۵: ١٢ جمعە ٢٧ مارس جنگ در خاورمیانە، ریسک سیستمایک در بازارهای جهانی را افزایش دادە است بر خلاف انتظارها، در حالی که جنگ ائتلاف آمریکا و اسرائیل در آستانه ورود به دومین ماه خود قرار دارد، بازارهای مالی جهانی نشانههایی از از دست دادن ثبات بروز دادهاند. نگرانی از گسترش درگیری و پیامدهای اقتصادی آن، بهتدریج سطح ریسک را در بازارها بالا برده است. گزارش بلومبرگ نشان میدهد این وضعیت تنها به رفتار سرمایهگذاران محدود نمیشود، بلکه نهادهای تنظیمگر نیز با آزمونی تازه در مدیریت ریسک مواجه شدهاند. پس از یک دوره کوتاه آرامش، بازارها وارد مرحلهای از بازقیمتگذاری ریسک شدهاند. قیمت سهام و اوراق قرضه بهطور همزمان کاهش یافته و شاخص جهانی MSCI بیش از ۵ درصد افت کرده است. همزمان، شاخص نوسان VIX بورس شیکاگو، موسوم به شاخص ترس، به بالاترین سطح خود از زمان اعلام تعرفههای «روز آزادی» توسط ایالات متحده در حدود یک سال پیش رسیده است. این تحولات در خلأ رخ نمیدهد. جنگ در خاورمیانە با مجموعهای از ریسکهای همزمان تلاقی پیدا کرده است: عدم قطعیت درباره اثرات اقتصادی هوش مصنوعی، فشارهای رو به افزایش در بخش اعتباری خصوصی و تردیدها نسبت به پایداری مسیر مالی دولت ایالات متحده، بخشی از این متغیرها هستند. به گزارش بلومبرگ، همپوشانی این ریسکها ارزیابی سناریوها و برآورد احتمال آنها را دشوار کرده و زمینه بروز شوکهای ناگهانی را فراهم میکند. در چنین شرایطی، رجوع به تجربه بحران مالی ۲۰۰۸ همچنان اهمیت دارد که به از دست رفتن میلیونها شغل و کاهش بیش از یک تریلیون دلار از تولید سالانه انجامید. در آن مقطع، تقویت الزامات سرمایهای، کنترل اهرم و ایجاد سازوکارهای حمایتی میتوانست تابآوری نظام مالی را افزایش دهد و وابستگی آن به تأمین مالی کوتاهمدت را کاهش دهد. با این حال، روندهای فعلی در جهت معکوس حرکت میکنند. ایالات متحده آمریکا در حال کاهش الزامات سرمایهای بانکها است و اروپا نیز به این مسیر نزدیک شده است. همزمان، اهرمهای مالی در میان شرکتهای پرریسک نیز در حال افزایش بودە و نشانههایی از گسترش آن به بازار رمزارزها نیز دیده میشود. این وضعیت در شرایطی شکل گرفته است که نظارت مالی، با وجود افزایش ریسکها در نهادهایی مانند شرکتهای بیمه و صندوقهای سرمایهگذاری، تضعیف شده است. این موضوع در زیانها و بازخریدهای اخیر در صندوقهای اعتباری خصوصی نیز بازتاب یافته است. در این محیط، نقش تنظیمگران بیش از هر زمان دیگری تعیینکننده است. پرسشهای کلیدی همچنان پابرجاست: اهرم مالی در کجا به یک تهدید واقعی تبدیل شده است؟ شوکهای نقدینگی در کدام بخشها میتوانند به فروشهای اجباری و افت قیمتها منجر شوند؟ و بانکهای مرکزی چگونه میتوانند ثبات بازار را بدون انتقال فشار به اقتصاد واقعی حفظ کنند؟ در پاسخ، برخی نهادها به سمت توسعه ابزارهای جدید حرکت کردهاند. بانک انگلستان مدلهای استرستست در سطح سیستم را برای تحلیل ارتباط میان بانکها و سایر مؤسسات را طراحی کرده و بانک مرکزی اروپا نیز رویکرد مشابهی را در پیش گرفته است. علاوه بر این، الزامات افشای پس از بحران ۲۰۰۸ دادههای دقیقتری برای رصد تمرکز ریسک فراهم کردهاند که در فروپاشی آركگوس در سال ۲۰۲۱ و آشفتگی بازار اوراق قرضه بریتانیا در سال ۲۰۲۲ اهمیت آن آشکار شد. با این حال، شکنندگی سیستم مالی جهانی همچنان پابرجاست. در شرایطی که جنگ در خاورمیانە بهعنوان یک شوک ژئوپلیتیکی فعال باقی مانده، هر گونە خطای محاسباتی میتواند به بیثباتی گستردهتری منجر شود. در چنین فضایی، توانایی تنظیمگران در استفاده مؤثر از ابزارهای موجود، عامل تعیینکنندهای در جلوگیری از شکلگیری یک بحران مالی جدید خواهد بود؛ بحرانی که میتواند پرهزینهتر از نمونههای پیشین باشد. ٠٠ : ١١ جمعە ٢٧ مارس در میانە جنگ یا مذاکره، واشنگتن بە سوی کدامیک تغییر جهت میدهد؟ در بیست و هشتمین روز از آغاز جنگ، وارد آوردن ضربه نهایی بە ایران به یکی از محورهای اصلی فضای سیاسی و نظامی تبدیل شده است. همزمان، گزارشها از آمادهسازی ایالات متحده برای یک حمله گسترده علیه ایران حکایت دارد. این آمادهسازی شامل افزایش قابلتوجه نیروهای نظامی و تدوین سناریوهایی برای یک اقدام قاطع است. اما در این میان پرسش اصلی همچنان پابرجاست. آیا این روند نشاندهنده تصمیمی واقعی برای اقدام نظامی است، یا واشنگتن از تشدید تنش بهعنوان اهرمی برای تحمیل شرایط خود در مذاکرات استفاده میکند. دادههای میدانی نشان میدهد ایالات متحده در حال بررسی اعزام هزاران نیروی اضافی به منطقه و تقویت همزمان حضور هوایی و دریایی است. پنتاگون بهطور موازی سناریوهایی را برای وارد آوردن ضربه نهایی توسعه میدهد. این سناریوها از حملات هوایی متمرکز علیه زیرساختهای نظامی و تأسیسات انرژی تا گزینههای گستردهتر، از جمله بهکارگیری محدود نیروهای زمینی را در بر میگیرد. این روند با اظهارات دونالد ترامپ درباره تداوم مسیر مذاکره همزمان گشتە و یک پارادوکس آشکار را شکل داده است. تشدید در میدان در کنار حفظ مسیر دیپلماتیک قرار گرفته است. چنین الگویی در سیاست آمریکا مسبوق به سابقه است. تقویت نظامی در این چارچوب بهعنوان ابزار افزایش فشار در مذاکرات عمل میکند، نه لزوماً مقدمه جنگ. چند شاخص این فرضیه را تقویت میکند که گزینه نظامی بخشی از راهبرد فشار است. تداوم کانالهای ارتباطی غیرمستقیم میان واشنگتن و تهران ادامه دارد. هزینه جنگ زمینی از نظر انسانی و اقتصادی بالا ارزیابی میشود. خطر گسترش درگیری به سطح منطقهای نیز جدی است. این عوامل جنگ تمامعیار را به گزینهای پرهزینه و دشوار برای مهار تبدیل میکند. در عین حال، سناریوی اقدام نظامی زمینی قابل رد نیست. شکست کامل مذاکرات، اقدام تشدیدی از سوی ایران یا شکلگیری یک فرصت نظامی تعیینکننده میتواند مسیر را به سمت حمله تغییر دهد. در سطح عملیاتی، ایالات متحده از مرحله تهدید به سطحی از آمادگی عملی نزدیک شده است. این روند تنها به افزایش تعداد نیروها محدود نیست. تنوعبخشی به قابلیتها نیز در دستور کار قرار دارد. استقرار واحدهای رزمی جدید، ورود نیروهای تفنگدار دریایی، اعزام عناصر لشکر ۸۲ هوابرد و تقویت حضور هوایی با اسکادرانهای جنگنده بخشی از این روند است. این الگوی استقرار امکان اجرای عملیات در بازه زمانی نسبتاً کوتاه را فراهم میکند و نشاندهنده گذار از آمادگی نظری به آمادگی عملیاتی است. در مقابل، مسیر دیپلماتیک کندتر و پیچیدهتر پیش میرود. ارتباطات همچنان غیرمستقیم و مبتنی بر میانجیهاست. هنوز توافقی برای برگزاری گفتوگوی سطح بالا حاصل نشده است. مواضع ایران نیز نشاندهنده احتیاط و تلاش برای استفاده از فشار نظامی بهعنوان اهرم چانهزنی است. در مجموع، به نظر میرسد واشنگتن در حال اجرای سیاستی مبتنی بر مدیریت ریسک است. ترکیبی از تشدید کنترلشده و فشار دیپلماتیک دنبال میشود تا بدون ورود به جنگ مستقیم، دستاوردهای مذاکرهای حاصل شود. با این حال، در یک محیط منطقهای بیثبات، هر خطای محاسباتی میتواند این تعادل شکننده را به یک درگیری واقعی تبدیل کند. ٢٠ : ١٠ جمعە ٢٧ مارس سمت و سوی جنگ همچنان با ابهام مواجە است در بیست و هشتمین روز از آغاز جنگ، چشمانداز جنگ ایران وارد مرحلهای شده است که در آن مرز میان گزینه نظامی و مسیر دیپلماتیک بیش از پیش مبهم است. در این چارچوب، تردید جدی نسبت به امکان دستیابی به یک راهحل سیاسی پایدار وجود دارد، مادامی که ساختار کنونی قدرت در ایران بدون تغییر باقی بماند. این ارزیابی بر این فرض استوار است که رفتار راهبردی تهران در چارچوبی ایدئولوژیک تعریف میشود که با منطق مصالحه پایدار همخوانی ندارد. در سطح عملیاتی، برآورد غالب این است که سرنوشت جنگ بیش از آنکه در میز مذاکره تعیین شود، در میدان شکل خواهد گرفت. تلاشها برای پیشبرد گزینههای سیاسی، در غیاب نشانهای از تعدیل راهبردی، اثرگذاری محدودی داشتهاند. در مقابل، تمرکز بر تضعیف تدریجی توان نظامی و زیرساختهای عملیاتی، بهعنوان راهبرد اصلی تثبیت شده است؛ رویکردی که هدف آن نه تغییر فوری سیاسی، بلکه فرسایش ظرفیتهای طرف مقابل در میانمدت است. سناریوی تغییر ساختار قدرت در ایران، اگرچه بهعنوان یک ترجیح راهبردی مطرح است، اما در کوتاهمدت قابل تحقق ارزیابی نمیشود. این سناریو به شکلگیری یک حرکت اجتماعی فراگیر در داخل وابسته است که خارج از کنترل مستقیم بازیگران خارجی قرار دارد. با وجود نشانههایی از نارضایتی در برخی از مناطق، این تحرکات هنوز به سطحی نرسیدهاند که بتوانند به تغییر ساختاری منجر شوند، بهویژه در شرایطی که سازوکارهای کنترل و سرکوب همچنان فعال باقی ماندهاند. در سطح منطقهای، معادله جنگ فراتر از ایران تعریف میشود. تضعیف توان نظامی نیروهای همپیمان تهران، بهویژه در جبهه لبنان، بخشی از همین راهبرد است. در این چارچوب، عملیات نظامی نه به خطوط جغرافیایی محدود میشود و نه به یک مرحله مشخص ختم خواهد شد، بلکه با هدف از میان برداشتن ظرفیتهای عملیاتی بهصورت پیوسته ادامه مییابد. در نهایت، گذار به مسیر دیپلماتیک منوط به تغییر محسوس در موازنه قدرت ارزیابی میشود. در غیر این صورت، جنگ به نقطهای نمیرسد که پایان قاطع یا صلح پایدار را رقم بزند، بلکه وارد چرخهای از بازدارندگی ناپایدار و بازسازی متقابل خواهد شد. ٣٠ : ٩ جمعە ٢٧ مارس اسرائیل راهبرد خود در جنگ با ایران را به سمت تضعیف توان نظامی و صنعتی تغییر داده است در بیست و هشتمین روز از آغاز جنگ ائتلاف اسرائیل و آمریکا، روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد اسرائیل مسیر عملیات نظامی خود علیه ایران را تغییر داده و از تلاش برای بیثباتسازی سیستم جمهوری اسلامی ایران به تمرکز بر فلجسازی توان نظامی و صنعتی آن روی آورده است. این تغییر در پی کاهش برآوردها درباره امکان سرنگونی نظام ایران از طریق حملات هوایی صورت گرفته استت، زیرا در شرایطی که حملات نظامی تشدید شدە است، نشانهای از بروز قیام داخلی مشاهده نشده است. حملات اسرائیل اکنون با هدف تضعیف ظرفیت ایران برای بازسازی توان نظامی بر تأسیسات تولید تسلیحات و موشک، و همچنین مراکز تحقیقاتی نظامی متمرکز شده است. به نوشته این روزنامه، این رویکرد بازتاب این نگرش در اسرائیل است که ایالات متحده ممکن است ظرف چند هفته برای پایان دادن به جنگ اقدام کند. این موضوع تلآویو را به سمت حداکثرسازی دستاوردهای عملیاتی پیش از هرگونه توقف احتمالی درگیری سوق میدهد. مقامها میگویند این کارزار نظامی خسارات قابل توجهی به زیرساختهای نظامی ایران وارد کرده، اما قادر به نابودی کامل آنها نیست، در حالی که تهران همچنان ظرفیتهای اصلی خود را حفظ کرده است. در مقابل، ایران با کنار گذاشتن برنامه هستهای یا محدود کردن توان موشکی خود موافقت نکرده است و این مسئله نیز بە نوبە خود چشمانداز دستیابی به یک پیروزی راهبردی سریع را محدود میکند. برآوردها همچنین هشدار میدهند که پایان جنگ بدون تغییر اساسی در موازنه قوا میتواند به ایران امکان دهد با وجود خسارات وارده، توان خود را بازسازی کند. مقامهای نظامی تأکید دارند که اولویت فعلی، کاهش توان ایران برای تهدید اسرائیل و متحدانش از طریق هدف قرار دادن فرماندهان نظامی و سکوهای پرتاب موشک است. این تغییر نشاندهنده ورود جنگ به مرحلهای جدید است که بر تضعیف ظرفیتهای بلندمدت تمرکز دارد، نه ایجاد تغییر سیاسی مستقیم در داخل ایران. ٣٠ : ١٢ پنجشنبە ٢٦ مارس با زیر فشارگذاشتن ناتو از سوی ترامپ، جنگ ایران شکاف در ائتلاف غربی را آشکارتر میکند در بیست و هفتمین روز از آغاز حملات ائتلاف آمریکا و اسرائیل بە ایران، دونالد ترامپ با لحنی تند ناتو را به فقدان موضع گیری و عمل متهم کردە و اعلام نمود کە اعضای این ائتلاف هیچ کاری برای کمک به آمریکا انجام ندادهاند. او تأکید کرد واشنگتن در چنین شرایطی به ناتو نیازی ندارد. این اظهارات در حالی مطرح میشود که اختلاف نظر میان آمریکا و متحدان اروپایی درباره نحوه مواجهه با جنگ، بیش از پیش آشکار شده است. ترامپ تصریح کرد آمریکا نباید بار اصلی جنگی را بر عهده بگیرد که دیگران از مشارکت جدی در آن خودداری میکنند. این موضع در امتداد رویکردی است که او پیشتر نیز در قبال ناتو اتخاذ کرده و همواره بر عدم توازن در مسئولیتها و هزینهها تأکید داشته است. در حالی که ایالات متحده نقش اصلی را در عملیات نظامی علیە جمهوری اسلامی ایران ایفا میکند، بسیاری از کشورهای اروپایی از ورود مستقیم به این درگیری خودداری کردهاند. این کشورها تلاش کردهاند نقش خود را به حوزههایی با ریسک کمتر محدود کنند، از جمله تأمین امنیت مسیرهای کشتیرانی و مدیریت تنش در تنگه هرمز. برای بخش قابل توجهی از اروپا، جنگ با ایران همچنان یک بحران امنیتی است که باید مهار شود، نه یک جنگ تمامعیار که مستلزم مداخله مستقیم نظامی باشد. این تفاوت در برداشت به یکی از محورهای اصلی اختلاف میان دو سوی آتلانتیک تبدیل شده است. در پس این تنشها، مسئلهای قدیمی دوباره برجسته شده است. ایالات متحده همچنان سهم عمده هزینههای دفاعی ناتو را تأمین میکند و در مقابل این کشور انتظار دارد متحدانش در لحظات بحرانی نقش پررنگتری ایفا کنند. از نگاه واشنگتن، جنگ جاری نمونهای روشن از شکافی است که سالها درباره آن هشدار داده شده بود. ترامپ بار دیگر این موضوع را بهعنوان نشانهای از ناکارآمدی ساختار فعلی ائتلاف مطرح کرده و تلاش کرده آن را به یک مطالبه سیاسی فوری تبدیل کند. با این حال، تحلیلگران معتقدند این مواضع بیش از آنکه نشاندهنده تغییر فوری در سیاست نظامی آمریکا باشد، بخشی از یک فشار سیاسی هدفمند است. هدف از این فشار، افزایش مشارکت متحدان و تقسیم بار جنگ عنوان میشود، نه خروج از چارچوب ائتلاف. در عین حال، نشانهای از تغییر بنیادین در سازوکار همکاریهای نظامی میان آمریکا و ناتو دیده نمیشود و همکاریهای عملی در برخی حوزهها همچنان ادامه دارد. آنچه بیش از هر چیز برجسته شده است، موقعیت مبهم ناتو در این جنگ است. این ائتلاف نه کاملاً درگیر شده و نه از بحران فاصله گرفته است و اکنون نیز با فشارهای همزمان روبهرو است. از یک سو، واشنگتن خواهان نقشآفرینی بیشتر این اتحادیە نظامی است و از سوی دیگر، بسیاری از اعضا نسبت به گسترش دامنه درگیری محتاط هستند. در این شرایط، جنگ ایران صرفاً یک درگیری منطقهای نیست و به عاملی برای سنجش انسجام و کارآمدی ائتلاف غربی تبدیل شده است. ٢٣ : ١١ پنجشنبە ٢٦ مارس ورود محدود، پیامد نامحدود: معمای احتمال ورود نیروی زمینی آمریکا به ایران ورود احتمالی نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا به ایران، در صورت وقوع، بهاحتمال زیاد در قالب تهاجم کلاسیک نخواهد بود. این ورود بهصورت مجموعهای از عملیاتهای محدود و هدفمند تعریف میشود. هدف، ایجاد حداکثر اثر با حداقل حضور است. با این حال، این منطق با یک تناقض بنیادین مواجه است. در محیطی مانند ایران، با ظرفیت پاسخگویی منطقهای و چندلایه، عملیات محدود بهسختی در همان سطح محدود باقی میماند. در این چارچوب، مسئله اصلی محل ورود است. گزینهها پایتختها نیستند. گزینهها گلوگاهها هستند. سناریوی نخست بر جنوب ایران و تنگه هرمز متمرکز خواهد بود. حدود یکپنجم انرژی جهان از این مسیر عبور میکند. هرگونه اختلال در این مسیر بلافاصله به بازارهای جهانی منتقل میشود. در این سناریو، استقرار محدود با هدف کنترل جریان انرژی و خنثیسازی اهرم فشار ایران انجام میشود. سناریوی دوم بر اهداف اقتصادی متمرکز مانند جزیره خارک تمرکز دارد. بخش عمده صادرات نفت ایران از این منطقە عبور میکند. این سناریو مصداق «ضربه محدود با اثر نامتقارن» است. یک عملیات محدود میتواند پیامدهای اقتصادی گسترده ایجاد کند. با این حال، این اقدام خطر گسترش درگیری به سایر گلوگاهها و مسیرهای حیاتی تجارت جهانی را افزایش میدهد. سناریوی سوم بر تأسیسات هستهای متمرکز است. در این سناریو، ورود زمینی در قالب عملیاتهای کوتاهمدت نیروهای ویژه انجام میشود. هدف، تخریب یا ضبط داراییهای حساس است. این الگو برای اجتناب از جنگ گسترده طراحی شده و از نظر نظامی، محتملترین شکل مداخله محسوب میشود. با وجود تفاوت این سناریوها، هدف مشترک آنها تغییر رفتار است، نه اشغال سرزمین. با این حال، همین محدود بودن اهداف، منبع اصلی ریسک است. در یک محیط شبکهای، هر اقدام محدود میتواند به پاسخهای چندجبههای منجر شود. این پاسخها شامل حملات نیابتی و اختلال در خطوط کشتیرانی است. تجربههای اخیر نشان میدهد که جنگ در این منطقه تمایل به گسترش و نه مهار خواهد داشت. در سطح جهانی، پیامدهای آن فوری خواهد بود. اختلال در تنگه هرمز و سایر مسیرهای دریایی، بازار انرژی، زنجیرههای تأمین، حملونقل و بازارهای غذایی را تحت تأثیر قرار میدهد. افزایش قیمت نهادههایی مانند کود شیمیایی مستقیماً به بخش کشاورزی منتقل میشود. در نتیجه، میدان درگیری از جغرافیا فراتر میرود و به اقتصاد جهانی امتداد مییابد. در نهایت، مسئله اصلی نه ورود، بلکه خروج است. عملیاتهای محدود در سطح نظری برای اجتناب از جنگ طراحی میشوند. در عمل، همین عملیاتها میتوانند آغاز چرخهای باشند که مهار آن دشوار است. در مورد ایران، با عمق جغرافیایی، ظرفیتهای نامتقارن و شبکه متحدان منطقهای، این خطر بهمراتب بیشتر است. مسئله این نیست که آمریکا چگونه وارد ایران میشود. مسئله این است که آیا میتواند بدون گسترش جنگ، از آن خارج شود. ٣٠ : ١٠ پنجشنبە ٢٦ مارس در سایه جنگ آمریکا و اسرائيل با ایران، اروپا آماده است تا مسئولیتهای جدید را بر عهده گیرد در حالی که در جبهه اوکراین نگرانیهایی مطرح شده است که تمرکز آمریکا بر جنگ با ایران میتواند توان حمایت از کییف در برابر روسیه را تضعیف کند، ناتو اعلام کرده است نهتنها قادر به جبران نقش ایالات متحده است، بلکه در صورت لزوم میتواند مسئولیتهای بیشتری را در جبهههای جدید نیز بر عهده بگیرد. در مصاحبهای با روزنامه لوموند، جوزپه کاوو دراگون، رئیس کمیته نظامی ناتو، به تحلیل وضعیت نظامی در خاورمیانه و پیامدهای آن برای اوکراین و ناتو پرداخت. او تأکید می کند که کشورهای اروپایی قادرند در مواقعی که ایالات متحده به دلایل استراتژیک نیاز به انتقال منابع به جبهههای دیگر دارد، مسئولیتهای خود را به خوبی ایفا کنند. کاوو دراگون در خصوص تغییرات اخیر در اولویتهای نظامی ایالات متحده و انتقال تجهیزات به خاورمیانه گفت: کشورهای اروپایی هر زمان که ایالات متحده مجبور به دخالت در جبهه دیگری شود، جای آن را میگیرند. وی اشاره کرد که ناتو همچنان به حمایت از اوکراین ادامه میدهد و در عین حال، آماده است تا در صورت نیاز، مسئولیتهای جدیدی را بر عهده گیرد. وی در ادامه به بررسی تهدیدات موشکی ایران پرداختە و با اشاره به موفقیتهای ناتو در رهگیری موشکهای بالستیک در ترکیه، اعلام کرد که تهدیدات از جانب ایران به شدت مورد توجه قرار دارد و ناتو در حال تقویت دفاع موشکی خود است. در این بارە وی افزودە است کە ما وضعیت ایران را از نزدیک زیر نظر داریم و به تقویت دفاع موشکی بالستیک خود ادامه میدهیم. در خصوص تهدیدات پهپادی، کاوو دراگون به پروژه دیوار ضد پهپاد ناتو اشاره کرد که به کمک شرکتهای آمریکایی در حال توسعه است. او تأکید کرد که این سیستم در حال آزمایش است و به زودی برای کشورهای عضو ناتو در جناح شرقی مستقر خواهد شد. وی درباره تأثیرات جانبی جنگ در خاورمیانه بر جنگ در اوکراین تاکید کرد: این درگیری اکنون وارد مرحله فرسایشی شده است، اما حمایت ناتو از اوکراین همچنان تزلزلناپذیر است. او افزود که ناتو از تمام توان خود برای جلوگیری از هرگونه حمله بیشتر به اوکراین استفاده خواهد کرد. کاوو دراگون در مورد انتقال تجهیزات نظامی آمریکا به خاورمیانه تصریح کرد که ناتو هیچ کاهشی در کمکهای خود به اوکراین مشاهده نکرده است و کشورهای اروپایی آمادهاند تا در صورت نیاز، جای ایالات متحده را در تأمین امنیت در اوکراین بگیرند. ٣٥ : ٩ پنجشنبە ٢٦ مارس مقامات امارات متحدە عربی درباره پیامدهای امنیتی و اقتصادی اقدامات ایران هشدار دادند در پی افزایش تنشها در خلیج فارس و طرح نگرانیها درباره امنیت انرژی و مسیرهای حیاتی تجارت، دو مقام ارشد امارات متحده عربی نسبت به پیامدهای امنیتی و اقتصادی اقدامات ایران هشدار دادند. انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس دولت امارات، و لانا نسیبه، وزیر مشاور ان کشور، در اظهاراتی جداگانه بر لزوم توقف این اقدامات و جلوگیری از تبعات گسترده آن تاکید کردند. قرقاش گفت ادامه تجاوز، حکومت اسلامی ایران را بیش از پیش منزوی میکند و افزود محکومیت اجماعی شورای حقوق بشر در ژنو نسبت به حملات ایران به کشورهای خلیج و اردن، بیانگر موضعی روشن در سطح بینالمللی درباره خطر این اقدامات و نقض آشکار قانون بینالملل و حاکمیت کشورها است. او تاکید کرد هدف قرار دادن غیرنظامیان و زیرساختها و نیز تهدید امنیت انرژی و کشتیرانی بدون پاسخگویی نخواهد ماند و حق دفاع از خود تضمین شده است. شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز روز چهارشنبه حملات ایران را محکوم کرد و خواستار پرداخت غرامت به قربانیان شد. این شورا که ۴۷ عضو دارد، قطعنامهای را به ابتکار کشورهای شورای همکاری خلیج و اردن تصویب کرد و از ایران خواست همه حملات غیرموجه را فورا متوقف کند و اقدامات مرتبط با بستن تنگه هرمز را کنار بگذارد. دیگر وزیر مشاور امارات متحدە عربی، لانا نسیبە با اشاره به ابعاد اقتصادی این تحولات گفت آنچه در خلیج و اردن رخ میدهد، حملهای به کل جهان و اقتصاد جهانی است. او افزود تهدید مسیرهای انرژی و زنجیرههای تأمین، بهویژه در تنگه هرمز، میتواند پیامدهای گستردهای بر بازارهای جهانی و قیمت غذا و انرژی داشته باشد. نسیبه با اشاره به جایگاه تنگه هرمز گفت حدود یکپنجم عرضه نفت و گاز جهان و حدود ۳۰ درصد از کودهای مورد نیاز تولید غذا از این مسیر عبور میکند. او تاکید کرد نباید به ایران اجازه داده شود قیمت جهانی غذا و گاز را تعیین کند و افزود این کشور در تلاش است ضربهای سنگین به اقتصاد جهانی وارد کند. ٠٠ : ٨ پنجشنبە ٢٦ مارس صندوق بینالمللی پول در حال بررسی احتمال حمایت از کشورهای آسیبدیده از جنگ ایران است در بیستوهفتمین روز از جنگ، بلومبرگ نیوز به نقل از منابع آگاه خود گزارش داد که صندوق بینالمللی پول در حال انجام ارزیابیهای تحلیلی گسترده برای شناسایی اقتصادهایی است که در صورت تداوم درگیری با ایران، به منابع مالی اضافی نیاز خواهند داشت. این ارزیابیها بهطور مشخص بر کشورهایی متمرکز است که هماکنون تحت برنامههای تأمین مالی فعال صندوق قرار دارند. بر اساس این گزارش، صندوق از دفاتر منطقهای خود خواسته است تحلیلهایی جامع را در حوزههایی از جمله وضعیت تراز حساب جاری، پایداری مالی و نیازهای بالقوه تأمین مالی ارائه دهد. هدف این فرآیند، سنجش میزان آسیبپذیری اقتصادها در برابر شوکهای ناشی از جنگ و آمادهسازی ابزارهای حمایتی در صورت تشدید بحران عنوان شده است. در همین حال، یک سخنگوی این صندوق با اشاره به اظهارات اخیر کریستالینا جورجیوا، مدیرعامل این نهاد، تأکید کرده است که در شرایط بیثبات کنونی، تقاضا برای حمایت مالی افزایش یافته و صندوق آمادگی دارد در صورت لزوم، برنامههای موجود را تقویت کرده یا سازوکارهای جدیدی ایجاد کند. با این حال، صندوق روز چهارشنبه اعلام کرد که تاکنون درخواست رسمی جدیدی را دریافت نکرده است. افزایش قابلتوجه قیمت کالاهای اساسی، بهویژه نفت و گاز طبیعی، فشار مضاعفی بر اقتصادهای جهانی وارد کرده است. این روند، همزمان خطر کاهش درآمدهای دولتها و افزایش هزینههای حمایتی را تشدید کرده و در کنار آن، اختلال در زنجیره تأمین کودهای شیمیایی چشمانداز تولید کشاورزی را نیز تضعیف کرده است. قیمت نفت برنت در معاملات اولیه روز پنجشنبه از سطح ١٠٤ دلار در هر بشکه عبور کرد، در حالی که پیش از آغاز جنگ در حدود ٧٠ دلار قرار داشت که نشاندهنده شدت اثرگذاری درگیری بر بازارهای انرژی است. جورجیوا پیشتر در ٦ مارس اعلام کرده بود که صندوق در حال حاضر با ٥٠ کشور برنامه فعال دارد و ظرفیت وامدهی آن با وجود تعهدات جاری حدود ١٦٦ میلیارد دلاری، به نزدیک یک تریلیون دلار میرسد. او نسبت به وضعیت کشورهای واردکننده نفت، اقتصادهای جزایر اقیانوس آرام در انتهای زنجیره تأمین، و کشورهای کمدرآمد با بدهی بالا ابراز نگرانی ویژه کرده است. همزمان، صندوق در حال بهروزرسانی گزارش چشمانداز اقتصاد جهانی با لحاظ مفروضات جدید درباره قیمت کالاهای اساسی است که قرار است در نشستهای بهاره صندوق و بانک جهانی از ١٣ آوریل در واشنگتن منتشر شود. پیش از آغاز جنگ، رشد اقتصاد جهانی برای سال ٢٠٢٦ برابر با ٣.٣ درصد برآورد شده بود، هرچند ریسکهای ناشی از تنشهای ژئوپلیتیکی و تحولات فناوری همچنان پابرجا ارزیابی میشوند. ۲۵: ۱۲ چهارشنبە ۲۵ مارس کشورهای حوزە خلیج فارس محاسبات امنیتی خود را بازتعریف میکنند در بیستوششمین روز از درگیریهای میان ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل، صحنه تنشهای منطقهای با همزمانی چند عامل تعیینکننده شکل گرفته است. ابهام در راهبرد آمریکا ادامه دارد، فشارهای داخلی در واشنگتن افزایش یافته است و کشورهای حوزە خلیج فارس نیز در حال بازنگری تدریجی در رویکرد خود هستند. در همین حال، نشانههایی از شکنندگی بیشتر در وضعیت ایران، به یک نگرانی موازی برای بازیگران منطقهای تبدیل شده است. در ایالات متحده، تصمیمگیری میان دو رویکرد متفاوت جریان دارد. بخشی از ساختار سیاسی بر پرهیز از گسترش درگیریها و تمرکز بر مسائل داخلی تأکید میکند، در حالی که بخش دیگری افزایش فشار نظامی را برای تثبیت موقعیت ضروری میداند. نبود یک راهبرد روشن برای پایان جنگ، انتقادات دوحزبی را تشدید کرده است. همزمان، افزایش قیمت انرژی و فشار بر زنجیرههای تأمین، بُعد اقتصادی بحران را برجستهتر کرده و کنگره نیز بر ضرورت توجیه حقوقی ادامه عملیات تأکید دارد. در سطح منطقهای، کشورهای عربی که از آغاز جنگ از درگیری مستقیم فاصله گرفتهاند، اکنون حمایت خود از روند دیپلماتیک را مشروط کردهاند. این شروط شامل احترام به حاکمیت، توقف حملات، محدودسازی توان موشکی ایران و تضمین امنیت تنگه هرمز است. همزمان، این کشورها در حال بازتعریف روابط دفاعی خود با آمریکا هستند که با نقش حیاتی خلیج در اقتصاد جهانی پیوند دارد. رفتار آمریکا در میدان میان دو برداشت قابل توضیح است. یا هنوز راهبردی منسجم شکل نگرفته، یا ابهام استراتژیک بهعنوان ابزاری برای مدیریت همزمان فشار نظامی و روانی به کار گرفته شده است. در این میان، کوتاه بودن مهلت مسیر دیپلماتیک و ادامه تحرکات نظامی، احتمال بازگشت به تشدید تنش را افزایش داده است، تشدیدی که بهاحتمال زیاد در حوزههای دریایی و هوایی دنبال میشود و از ورود به درگیری زمینی پرهیز خواهد شد. در سطحی گستردهتر، این جنگ در چارچوب رقابت میان آمریکا و قدرتهای بزرگ، بهویژه چین، قرار میگیرد. کنترل مسیرهای انرژی و بهطور خاص تنگه هرمز، در مرکز این رقابت است. از این منظر، هدف اصلی تضعیف ایران و محدودسازی نقش آن در موازنههای منطقهای و جهانی ارزیابی میشود، نه الزاماً سرنگونی مستقیم نظام. با این حال، احتمال بیثباتی داخلی در ایران همچنان یک عامل تعیینکننده باقی مانده است. این عامل میتواند پیامدهایی فراتر از محاسبات فعلی ایجاد کند و کل منطقه را با ریسکهای جدید مواجه سازد. ۲۵: ٩ چهارشنبە ۲۵ مارس انتصاب ذوالقدر و نشانههای تغییر در موازنه قدرت در ایران در بیستوپنجمین روز از حمله آمریکا و اسرائیل و پس از کشته شدن علی لاریجانی، محمدباقر ذوالقدر بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی منصوب شد. این انتصاب در بستر تحولات همزمان امنیتی و دیپلماتیک، فراتر از یک جابهجایی اداری ارزیابی میشود. در شرایطی که نشانههایی از تحرکات دیپلماتیک همزمان با پیچیدگی در فرآیند تصمیمگیری داخلی ایران مشاهده میشود، این انتصاب را نمیتوان جدا از فضای کلی تحولات داخلی و خارجی تحلیل کرد. همزمانی این تصمیم با طرح موضوع مذاکرات با ایالات متحده، توجهها را به ساختار واقعی قدرت و نحوه توزیع آن در تهران معطوف کرده است. انتصاب ذوالقدر تنها یک روز پس از طرح موضوع مذاکرات انجام شد و از نظر زمانبندی اقدامی معنادار تلقی میشود. این همزمانی پرسشهایی را درباره جهتگیری تصمیمگیران اصلی و میزان استقلال نهادهای رسمی در تعیین مسیر سیاست خارجی مطرح میکند. انتخاب او بهجای چهرههایی که پیشتر بهعنوان گزینههای احتمالی برای نقشآفرینی در مذاکرات مطرح بودند، نشانهای از حرکت به سمت رویکردی سختگیرانهتر در مدیریت این مرحله است. سوابق امنیتی و نظامی ذوالقدر، بهویژه ارتباط نزدیک او با سپاه پاسداران، این انتصاب را در چارچوب تقویت نقش جریانهای امنیتی قابل تفسیر میکند. در این چارچوب، سپاه پاسداران صرفاً یک نهاد نظامی نیست، بلکه بهعنوان بازیگر محوری در تنظیم مسیر تصمیمگیری و کنترل گلوگاههای اصلی سیاستگذاری عمل میکند. در سطح ساختاری، تصمیمگیری در ایران در اختیار یک نهاد واحد نیست، بلکه میان مجموعهای از چهرههای کلیدی و مراکز قدرت توزیع شده است. در این میان، ساختاری غیررسمی در کنار نهادهای رسمی عمل میکند که شامل چهرههایی مانند قالیباف، کمال خرازی، یحیی رحیم صفوی و محسن رضایی است. این مجموعه اگرچه از نفوذ برخوردار است، اما بدون نقش تعیینکننده سپاه پاسداران، از انسجام و کارایی لازم برخوردار نیست. در چنین چارچوبی، انتصاب ذوالقدر تلاشی برای بازتعریف توازن میان این بازیگران و تثبیت نقش سپاه پاسداران در رأس این ساختار تلقی میشود. این اقدام همزمان حامل دو پیام است: در داخل، تأکید بر حفظ انسجام و کنترل، و در خارج، نمایش تداوم حضور جریانهای سختگیر در مرکز تصمیمگیری. در سطح منطقهای، نحوه تعامل ایران با کشورهای خلیج فارس همچنان یکی از چالشهای کلیدی باقی مانده و بر ضرورت اتخاذ رویکردی هماهنگتر از سوی این کشورها تأکید میشود. در مجموع، تحولات اخیر نشان میدهد موازنه قدرت در ایران بیش از آنکه در چارچوب نهادهای رسمی تعریف شود، به تعامل میان سپاه پاسداران و شبکهای از چهرههای کلیدی وابسته است. این وضعیت در نهایت مسیر مذاکرات و نحوه مواجهه با فشارهای خارجی را تعیین خواهد کرد. ١٠ : ٩ چهارشنبە ۲۵ مارس جنگ ایران اثرات منفی بر اقتصاد جهانی گذاشته است بر اساس نظرسنجیهایی که روز سهشنبه منتشر شد، جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران در حال حاضر اثرات منفی بر اقتصادهای بزرگ جهان گذاشته است، تا جاییکه افزایش شدید قیمت انرژی و تشدید عدم قطعیت، به کندی فعالیت اقتصادی و افزایش انتظارات تورمی منجر شده است. به گزارش رویترز، نتایج اولیه پرسشنامههای ارسالی به مدیران خرید شرکتها در آمریکا، اروپا و ژاپن، تصویر جامعی از پیامدهای اقتصادی این جنگ را ارائه میدهد. افزایش قیمت نفت، گاز و سایر محصولات مرتبط، یک فشار دوگانه بر اقتصادهای جهان وارد کرده است، بهگونهای که هم موجب گسترش تورم شده و هم روند رشد اقتصادی را با مانع مواجه کرده است. در پی این تحولات، بسیاری از بانکهای مرکزی جهان در حال بررسی اتخاذ سیاستهای پولی سختگیرانهتر برای مهار فشارهای قیمتی هستند. در میان ۲۱ اقتصاد عضو منطقه یورو، رشد بخش خصوصی در این ماه تقریباً متوقف شده است، زیرا شرکتها از افزایش زمان تحویل و رشد هزینهها خبر دادهاند و انتظار دارند این هزینهها را از طریق افزایش قیمتها منتقل کنند. شرکت اساندپی گلوبال اعلام کرد شاخص ترکیبی مدیران خرید منطقه یورو در ماه مارس به ۵۰.۵ کاهش یافته که پایینترین سطح در ۱۰ ماه گذشته است و نسبت به رقم ۵۱.۹ در ماه فوریه افت نشان میدهد. عدد بالاتر از ۵۰ بیانگر رشد در بخش خصوصی است. شاخصهای قیمت ورودی و خروجی در بخش تولید منطقه یورو نیز افزایش قابل توجهی را نشان دادهاند. در بررسیها، اعتماد بنگاهها در فرانسه بهطور محسوسی کاهش یافته و رشد بخش خصوصی آلمان به پایینترین سطح در سه ماه گذشته رسیده است. کریس ویلیامسون، اقتصاددان ارشد اساندپی گلوبال، هشدار میدهد که این دادهها زنگ خطر رکود تورمی را به صدا درآورده است. در ایالات متحده نیز نتایج نظرسنجی اساندپی گلوبال نشان میدهد افزایش قیمت انرژی موجب افزایش نگرانیها درباره تورم شده و همزمان اعتماد شرکتها کاهش یافته است که به نوبه خود تضعیف چشمانداز اشتغال در بخش خصوصی را درپی دارد. در دیگر اقتصادهای گروه هفت نیز شرایط چندان بهتر نیست. در بریتانیا، رشد فعالیتهای اقتصادی به کندترین سطح در شش ماه گذشته رسیده و هزینههای ورودی تولیدکنندگان با سریعترین نرخ، از سال ۱۹۹۲، افزایش یافته است. در ژاپن، شاخص ترکیبی مدیران خرید که فعالیتهای تولیدی و خدماتی را در بر میگیرد، در ماه مارس از ۵۳.۹ به ۵۲.۵ کاهش یافته است که نشاندهنده کندترین رشد در سه ماه اخیر است. خارج از گروه هفت، در هند که حدود ۹۰ درصد نفت خام و نزدیک به نیمی از گاز طبیعی خود را وارد میکند، رشد بخش خصوصی در ماه مارس به پایینترین سطح در سه سال گذشته رسیده است و هزینههای ورودی با سریعترین نرخ از ژوئن ۲۰۰۲ افزایش یافته است. با وجود تشدید شوک انرژی ناشی از اختلال در تنگه هرمز که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند، تنها تعداد محدودی از اقتصاددانان معتقدند این جنگ به رکود کامل اقتصاد جهانی منجر خواهد شد. نیکولا نوبیلی، اقتصاددان مؤسسه آکسفورد اکونومیکس، معتقد است که چشمانداز اقتصادی بهشدت به مدت زمان درگیری و روند قیمت انرژی وابسته است. در عین حال، نشانههای فزایندهای وجود دارد که پیامدهای اقتصادی این بحران، بهویژه با توجه به آسیبهای واردشده به زیرساختهای انرژی در منطقه خلیج فارس، کوتاهمدت نخواهد بود. مرکز پژوهشی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی اعلام کرده است که هنوز برای ارزیابی دقیق اثر این جنگ بر رشد جهانی زود است. با این حال، به گفته این مرکز، سطح قابل توجهی از ریسک نزولی متوجه اقتصاد جهانی است ٥٠ : ٧ چهارشنبە ۲۵ مارس اسرائیل تهران را هدف قرار داد و ترامپ از پیشرفت در مسیر مذاکرات پایان جنگ خبر داد در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اعلام نمود کە واشنگتن در تلاشهای خود برای مذاکره جهت پایان دادن به جنگ پیشرفت داشته و گزارشهایی از ارسال طرحی ۱۵ بندی به ایران منتشر شده است، ارتش اسرائیل و رسانههای ایرانی اعلام کردند اسرائیل روز چهارشنبه حملاتی را به تهران انجام داده است. ارتش اسرائیل در اطلاعیەای در تلگرام اعلام کرد موجی از حملات را علیه زیرساختهای جمهوری اسلامی ایران در نقاط مختلف تهران انجام داده است. شبکه خبری دانشجویان ایران نیز گزارش داد این حملات یک منطقه مسکونی را هدف قرار داده و نیروهای امدادی در حال جستوجو در میان آوار هستند. همزمان، کویت و عربستان اعلام کردند حملات جدید پهپادی را رهگیری کردهاند، بدون آنکه منبع آن را مشخص کنند. اداره کل هوانوردی غیرنظامی کویت گفت یک مخزن سوخت در فرودگاه بینالمللی این کشور هدف قرار گرفته و دچار آتشسوزی شده، اما تلفات جانی گزارش نشده است. رسانههای رسمی ایران به نقل از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کردند موجی از حملات به اهدافی در داخل اسرائیل، از جمله تلآویو و کریات شمونه، و همچنین به پایگاههای آمریکایی در کویت، اردن و بحرین انجام شده است. ترامپ روز سهشنبه گفت ایالات متحده در حال انجام مذاکرات برای پایان دادن به جنگ است که هزاران کشته برجای گذاشته و به بحران گسترده در بازارهای انرژی و اختلال در عرضه سوخت منجر شده است. او افزود آمریکا با افراد مناسب در ایران در تماس است و تهران بهشدت خواهان دستیابی به توافق است. در مقابل، رئیس مجلس شورای اسلامی ، محمدباقر قالیباف، این گزارشها را رد کرد و آنها را نادرست خواند. در همین حال، خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد ایالات متحده در حال آمادهسازی برای اعزام حدود هزار نیروی چترباز به خاورمیانه است. رویترز نیز به نقل از دو منبع مطلع گزارش داد پنتاگون در حال بررسی اعزام بین سه تا چهار هزار نیروی دیگر از لشکر ۸۲ هوابرد در بحبوحه تشدید تنشها و همزمان با تلاش واشنگتن برای پیشبرد مسیر دیپلماتیک است. ۴۵: ۶ چهارشنبە ۲۵ مارس ایران از فریب ترامپ سخن میگوید و پیامهای آمریکایی بر جدیت مذاکرات تأکید دارند وبسایت اکسیوس به نقل از یک منبع مطلع گزارش داد طرف ایرانی به کشورهایی که در تلاش برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن هستند اعلام کرده است که دو بار از سوی رئیسجمهور آمریکا دونالد ترامپ فریب خورده و نمیخواهد بار دیگر دچار چنین وضعیتی شود. به گفته این منبع، ایران به میانجیهای پاکستانی، مصری و ترکیه ای اطلاع داده است که تحرکات نظامی آمریکا و تصمیم ترامپ برای اعزام تقویتهای نظامی گسترده، تردیدها درباره واقعی بودن پیشنهاد گفتوگوهای صلح را افزایش داده و این نگرانی را تقویت کرده که این پیشنهاد صرفاً یک فریب باشد. مقامهای آمریکایی و اسرائیلی گفتهاند ترامپ همزمان در حال شکل دادن به گزینههایی برای دیپلماسی و تشدید نظامی است تا بتواند بر اساس تحولات تصمیمگیری کند. در همین حال، رسانههای آمریکایی گزارش دادند ارتش این کشور در حال آمادهسازی برای اعزام حدود سه هزار نیروی چترباز از یک واحد هوابرد به خاورمیانه برای حمایت از عملیات علیه ایران است. در ادامه این تحولات، اکسیوس گزارش داد کاخ سفید پیامهایی را به ایران ارسال کرده است مبنی بر اینکه ترامپ در مورد مذاکرات برای پایان دادن به جنگ جدی است. این گزارش افزود واشنگتن احتمال مشارکت معاون رئیسجمهور جیدی ونس در گفتوگوها را به عنوان نشانهای از جدیت مطرح کرده است. به نقل از یک مقام در کاخ سفید، ترامپ نسبت به مذاکرات با ایران خوشبین است و برگزاری نشستی در پاکستان نیز امکانپذیر ارزیابی میشود. در همین زمینه، شبکه سیانان به نقل از منابعی گزارش داد ایران به دولت ترامپ اطلاع داده است ترجیح میدهد با معاون رئیسجمهور مذاکره کند و تمایلی به ازسرگیری گفتوگوها با ستیو ویتکوف و جرد کوشنر ندارد. همزمان، یک مقام اروپایی گفته است مصر، پاکستان و برخی کشورهای خلیج فارس در حال انتقال پیام میان تهران و واشنگتن هستند، هرچند هنوز مذاکرات مستقیمی میان دو طرف شکل نگرفته است. بر اساس گزارشها، دولت ترامپ طرحی ۱۵ بندی برای آتشبس به ایران ارائه کرده است. این طرح از طریق میانجیهایی از پاکستان منتقل شده و این کشور پیشنهاد میزبانی گفتوگوهای جدید را مطرح کرده است. ترامپ نیز گفته است ایالات متحده در مسیر دستیابی به توافق پیشرفت داشته و در حال گفتوگو با افراد مناسب در ایران است. او افزوده است که دو طرف به دستیابی به توافق نزدیک شدهاند، هرچند ممکن است از نتیجه آن رضایت کامل نداشته باشد. رسانههای اسرائیلی گزارش دادهاند این طرح شامل برچیدن برنامه هستهای ایران، توقف حمایت از گروههای همپیمان و بازگشایی تنگه هرمز است.
- ایران در پیچ تاریخی مذاکره یا ادامه جنگ قرار دارد
علیاصغر فریدی ایران زیر آتش جنگ ایستاده، رهبرش کشته شده، شهرهایش زیر بمباران و اقتصادش در آستانه فروپاشی است، اما درست در همین لحظه حساس، یک مقاله از محمد جواد ظریف، وزیر خارجه پیشین، منتشر میشود که میگوید: زمان پایان دادن به این جنگ فرا رسیده است. آیا ایران از موقعیت فعلی برای یک معامله بزرگ استفاده خواهد کرد یا مقاومت تا آخرین لحظه ادامه پیدا میکند؟ پاسخ به این سؤال نه در میدان جنگ، بلکه در نبرد پنهان قدرت بین سه جناح اصلی داخل کشور نهفته است. مقاله محمد جواد ظریف که روز سوم آوریل در مجله فارینآفرز منتشر شد، به صورت تمام و کمال، صدای جناح میانهرو و دیپلماتیک حاکمیت را بازتاب میداد. وزیر خارجه پیشین ایران، با لحنی واقعبینانه میگوید ایران در جنگ اخیر دست بالا را داشته، مقاومت نیروهای مسلح موفق عمل کرده و حتی پس از ترور آیتالله خامنهای، رهبری کشور تداوم یافته است. وی اما بلافاصله هشدار میدهد که ادامه این جنگ، هرچند از نظر روانی رضایتبخش به نظر میرسد، فقط به نابودی بیشتر جانهای غیرنظامی، زیرساختهای حیاتی و آینده اقتصادی ایران منجر خواهد شد.در این رابطە، ظریف پیشنهاد مشخصی را ارائه میکند: ایران باید پیروزی خود را اعلام کند و به جای ادامه درگیری، پیشنهاد یک معامله جامع بدهد. این معامله شامل محدودیتهای قابل قبول بر برنامه هستهای در ازای لغو کامل همه تحریمهای آمریکا و سازمان ملل است. او همچنین به بازگشایی تنگه هرمز برای عبور ایمن کشتیهای تجاری، پذیرش یک پیمان عدم تجاوز متقابل با آمریکا، و حتی آمادهسازی برای روابط اقتصادی و کمک به بازسازی کشور اشاره میکند. هدف نهایی وزیر خارجه سابق ایران در این مقاله و ابراز این پیشنهادها، پایان دادن به چهار دهه دشمنی عمیق با آمریکا است و نه فقط دستیابی بە یک آتشبس موقتی و شکننده. این جناح که تجربە زیستە سیاسی آن، ریشه در آزمونهای عملی مانند مذاکرات هستهای دارد، معتقد است دیپلماسی هوشمند میتواند اهرمهای واقعی ایران را حفظ کند بدون اینکه کشور را به انزوای کامل و نابودی بکشاند. ظریف در مقاله به هزینههای سنگین انسانی اشاره میکند: تلفات غیرنظامی، آوارگی خانوادهها، بحرانهای بهداشتی در شهرهای بزرگ و فشار بر نسل جوانی که سالهاست زیر بار تحریم و تورم له شدهاند. او تاکید دارد که مقاومت قهرمانانه بوده، اما حالا عقلانیت باید بر احساسات غلبه کند تا ایران از این بحران به عنوان فرصتی برای بازسازی استفاده کند. انتشار این مقاله در یک رسانه بینالمللی معتبر، تلاشی آشکار برای ایجاد فشار بر بحث داخلی و جلب توجه افکار عمومی جهانی است. وضعیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مقابل این صدای دیپلماتیک، سپاه پاسداران به عنوان جناح غالب و قدرتمند فعلی ظاهر شده است. پس از کشته شدن رهبر سابق ایران در اوایل جنگ اخیر توسط بمباران نیروی هوایی اسرائیل و آمریکا، سپاه پاسداران بلافاصله با تشکیل شورای نظامی، کنترل تصمیمگیریهای کلیدی کشور را در دست گرفت. از سوی دیگر، رئیسجمهور نیز به حاشیه رانده شد و حریم امنیتی شدیدی دور رهبر جدید ایجاد شدە است. سپاه و رسانههای وابسته به آن همچنان بر شعار مجازات به گفته آنان متجاوز پافشاری دارند و اهرمهایی مانند کنترل تنگه هرمز و برنامه هستهای را ضمانت بقای نظام میدانند. از نظر سپاه، مقاله ظریف احتمالا نوعی تسلیمطلبی یا حتی خیانت به آرمانهای انقلابی تلقی میشود. این نهاد نظامی-امنیتی با تکیه بر موفقیتهای میدانی مانند عملیات پهپادی و موشکی، بر ادامه مقاومت تا دستیابی به پیروزی کامل تأکید دارد. سپاه نه تنها نیروی نظامی اصلی کشور است، بلکه شبکه گستردهای از منافع اقتصادی دارد که شامل شرکتهای بزرگ، پروژههای عمرانی و بنیادهای متعدد میشود. در شرایط جنگ، بودجه و اختیارات این نهاد افزایش یافته و همین امر تمایل آن به حفظ وضعیت جنگی را بیشتر کرده است. با این حال، فرماندهان ارشد سپاه نیز از واقعیتهای تلخ آگاه هستند. تخریب پالایشگاهها، اختلال شدید در صادرات نفت، فشار بر زنجیره تأمین مواد غذایی و بحران معیشتی مردم، حتی آنها را به فکر راهحلهای عملی وادار کرده است. ایدئولوژی سپاه بر پایه مقاومت تا آخرین نفس استوار است، اما اگر هزینههای جنگ به نقطهای برسد که ثبات داخلی را تهدید کند، ممکن است در میانمدت انعطاف بیشتری نشان دهد. تا برهە کنونی، سپاه با ابزارهای امنیتی خود، صداهای مخالف را کنترل میکند و روایت پیروزی را در رسانهها تقویت مینماید. نقش قالیباف به عنوان پل میانی در این میان، محمدباقر قالیباف به عنوان یک چهره کلیدی عملگرا، میتواند نقش پل ارتباطی بین دو جناح را ایفا کند. او با سابقه فرماندهی در سپاه و ریاست مجلس، به رهبر جدید وفادار است و در تصمیمگیریهای جنگی حضور مرکزی دارد. اما برخلاف برخی ایدئولوگهای سخت، قالیباف به عنوان مدیر عملگرا شناخته میشود که به فکر بقای رژیم و اقتصاد کشور است. قالیباف به صورت علنی از مجازات به گفته وی متجاوز سخن میگوید، اما همزمان به هزینههای طولانی شدن جنگ توجه دارد. سابقه او در مدیریت شهری و پروژههای بزرگ نشان میدهد که میتواند تعادل بین امنیت ملی و نیازهای توسعهای را برقرار کند. او احتمالاً میتواند پیشنهاد معامله محدود را به گونهای پیش ببرد که سپاه آن را به عنوان پیروزی مقاومت معرفی کند و جناح دیپلماتیک نیز از آن راضی باشد. نقش قالیباف به عنوان واسطه، او را به گزینهای حیاتی در شرایط فعلی تبدیل کرده است، به ویژه وقتی نیاز به وحدت داخلی بیش از همیشه احساس میشود. تاثیر جنگ بر اقتصاد و جامعه ایران جنگ جاری تأثیرات ویرانگری بر اقتصاد و بافت اجتماعی ایران گذاشته است. تخریب زیرساختهای انرژی، کاهش شدید صادرات نفت، اختلال در واردات مواد غذایی و دارو، تورم را به سطوح بیسابقه رسانده و معیشت میلیونها ایرانی را به خطر انداخته است. شهرهای بزرگ با قطعی مکرر برق، آب و سوخت مواجه هستند و بیکاری به خصوص میان جوانان افزایش چشمگیری یافته. این شرایط، بحث مذاکره را از یک گزینه نظری به یک ضرورت اجتنابناپذیر تبدیل کرده است. در این میان، افکار عمومی نیز نقش تعیینکنندهای را در شکلگیری سیاستهای آینده ایفا خواهد کرد. مقاله ظریف تلاش میکند این افکار را به سمت پذیرش دیپلماسی هدایت کند با این استدلال که پیروزی نظامی باید به رفاه و بازسازی اقتصادی تبدیل شود. فشارهای داخلی از سوی نخبگان اقتصادی، کارشناسان دانشگاهی و حتی برخی چهرههای مذهبی میانهرو، بر لزوم پایان جنگ تاکید دارند. در مقابل، رسانههای وابسته به سپاه روایت مقاومت قهرمانانه را تقویت میکنند و هر نشانهای از مذاکره را به عنوان ضعف جلوه میدهند. این تعارض داخلی، فرآیند تصمیمگیری را بسیار پیچیده کرده است. عوامل بینالمللی و نقش قدرتهای بزرگ عوامل خارجی نیز بر آینده ایران سایه افکندهاند. دولت آمریکا به دنبال یافتن راه خروج آبرومندانه از این درگیری است اما با شرطهای سخت. قدرتهای بزرگ مانند چین و روسیه به عنوان شرکای استراتژیک ایران، ممکن است نقش میانجیگری ایفا کنند تا منافع خود را در منطقه حفظ نمایند. بازگشایی تنگه هرمز میتواند بازار جهانی انرژی را آرام کند و به نفع همه طرفها باشد. این فشارهای بینالمللی، جناح عملگرا در داخل ایران را تقویت میکند و احتمال دستیابی به یک معامله را افزایش میدهد. جنگ تا کی میتواند ادامه داشته باشد در هفتهها و یکی دو ماه آینده، احتمال ادامه جنگ یا ایجاد بنبست نظامی همچنان بالاست. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همجنان کنترل اصلی را در دست دارد و پیامهای واسطهای را با شرطهای سنگین رد یا مشروط میکند. انتشار مقاله ظریف را میتوان تلاشی جدی برای تغییر جهت بحث داخلی به نفع دیپلماسی و افزایش فشار افکار عمومی و اقتصادی دانست. اما سپاه فعلاً بر مقاومت تا پیروزی کامل پافشاری دارد. عملیاتهای نظامی محدود ممکن است ادامه یابد تا اهرم چانهزنی حفظ شود، در حالی که تلاشهای دیپلماتیک پشت صحنه به تدریج افزایش خواهد یافت. هزینههای سنگین جنگ، از تخریب زیرساختها گرفته تا تلفات انسانی و بحران اقتصادی، حتی سپاه را نیز به فکر واقعبینی وادار خواهد کرد. فرمول پیشنهادی ظریف میتواند به نقطه تلاقی تبدیل شود: محدودیت موقت فعالیتهای هستهای و بازگشایی هرمز در برابر لغو تحریمها و دریافت تضمین عدم حمله مجدد. در این سناریو، سپاه معامله را پیروزی مقاومت معرفی میکند، جناح دیپلماتیک آن را صلح عزتمندانه مینامد و قالیباف نقش مجری و هماهنگکننده را بر عهده میگیرد. اگر چنین توافقی شکل بگیرد، ایران میتواند مسیر بازسازی را آغاز کند و روابط منطقهای خود را بهبود بخشد. احتمال چرخش تدریجی به سمت مذاکره مقاله ظریف یک سیگنال قوی و آشکار از سوی جناح دیپلماتیک است که بر این باور است زمان حرکت به سمت معامله فرا رسیده است. جنگ تاکنون از نظر کنترل داخلی به نفع سپاه پیش رفته است، اما هزینههای سنگین آن دقیقاً همان چیزی است که ظریف هشدار داده بود. آینده ایران دیگر به سوال ساده مذاکره یا عدم مذاکره محدود نمیشود، بلکه به نوع و کیفیت معامله بستگی دارد. اگر جناح میانهرو و عملگرا بتوانند سپاه را قانع کنند که پایان جنگ با حفظ عزت ملی و فرصت بازسازی اقتصاد، پیروزی واقعی است، کشور به سمت دیپلماسی حرکت خواهد کرد. در غیر این صورت، جنگ فرسایشی ادامه مییابد تا یکی از طرفین به نقطه خستگی کامل برسد. در حال حاضر تعادل قدرت در ایران، به سمت مقاومت با حفظ اهرمهای موجود است، اما مقاله ظریف نشان میدهد که بحث داخلی جدیتر شده و احتمال چرخش تدریجی به سمت مذاکره در ماههای آینده وجود دارد. ایران امروز در آستانه یک نقطه عطف تاریخی قرار گرفته و تصمیمات پیش رو نه تنها سرنوشت داخلی این کشور، بلکه ثبات کل منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد. با وجود همه پیچیدگیها و چالشها، مسیر دیپلماسی هوشمند، هرچند پرریسک و پرچالش باشد، اما همچنان محتملترین راه برای خروج از این بنبست خطرناک به نظر میرسد
- تضعیف ناتو احتمال درگیری میان اسرائیل و ترکیه را افزایش میدهد
رامیار حسینی جنگ میان ایران و ائتلاف ایالات متحده–اسرائیل در حالی وارد ماه دوم شده است که بازگشت به وضعیت ژئوپولیتیکی پیش از درگیری، بهطور فزایندهای نامحتمل به نظر میرسد. همزمان با تغییر دکترین سیاست خارجی واشنگتن در دوره دونالد ترامپ، الگوهای سنتی ائتلاف و تقابل دستخوش بازآرایی شدهاند. تحلیلگران این تحول را نشانه گذار از نظم مبتنی بر بازدارندگی به رقابتهای چندلایه و سیال میدانند که در آن مرز میان همکاری و تقابل مبهمتر شده و چشمانداز یک نظم پایدار منطقهای بیش از پیش تضعیف شده است. جنگ میان ایران و ائتلاف ایالات متحده–اسرائیل اکنون وارد ماه دوم خود شده است. با ادامه این جنگ، بازگشت شرایط ژئوپولیتیکی منطقه به وضعیت پیش از جنگ، هر روز ناممکنتر به نظر میرسد. بیش از یک سال از انتخاب دونالد ترامپ بهعنوان چهلوهفتمین رئیسجمهور ایالات متحده میگذرد و در این مدت، تغییرات قابلتوجهی در عرصه سیاست جهانی رخ داده است. میتوان با یک گزاره کلی موافق بود: با تغییر منافع و دکترین دولتها، جهتگیریها و ائتلافها نیز تغییر میکنند. همانگونه که در جنگ جهانی دوم، دو دشمن دیرینه، چرچیل و استالین، برای مقابله با تهدیدی بزرگتر یعنی هیتلر، در کنار یکدیگر قرار گرفتند. برخی از تحلیلگران از این جنگ بهعنوان جنگ جهانی سوم یاد میکنند که برخلاف گذشته، نمیتوان آن را بهسادگی به دو قطب خیر و شر تقسیم کرد. این پیچیدگی نهتنها در میان افکار عمومی، بلکه در سیاستگذاری دولتها نیز بازتاب یافته است. با روی کار آمدن ترامپ، بسیاری از معادلات تغییر کردهاند. او که پیشینهای تجاری دارد، سیاست را در قالب روابط برد–برد و مبتنی بر منافع تعریف میکند. تجربه مدیریتی او که مبتنی بر استخدام و اخراج و تصمیمگیریهای سریع است، به شکلگیری نوعی دکترین اقتدارگرایانه در درون حزب جمهوریخواه انجامیده است. این دکترین، نظم مبتنی بر دموکراسی و ساختارهای پس از جنگ جهانی دوم را نهتنها ضروری نمیداند، بلکه آن را مانعی در مسیر پیش روی خود میبیند. شعار عملی این رویکرد، صلح از طریق قدرت (peace through strength) است که در آن، دیگر حقوق بشر و قوانین بین المللی اساسا بە رسمیت شناختە نمی شوند تا لازم باشد بە آن پایبند بماند. قدرتی در ایالات متحدە سرکار آمدە است کە دیگر حتی بە دمکراسی نمایشی نیز نیازی نمی بیند. در نتیجە، این دکترین در سطح داخلی، کە از پروژە ٢٠٢٥ تاثیر پذیرفتە است، بە شدت اقتدار طلب است و از سوی ثروتمندان و سرمایەداران بزرگ حمایت می شود. در سطح بین المللی نیز، گرایشی انزواطلبانە دارد کە مایل است نفوذ نظامی را با نفوذ اقتصادی در خاورمیانە جایگزین کند. بە گونەای کە از راه شرکای تجاری خود بر خاورمیانە تسلط یابد نە لزوما با حضور نامتناهی نظامی در منطقە. در این میان، ناتو به یکی از نقاط اختلاف تبدیل شده است. ترامپ و همفکرانش معتقدند ایالات متحده سهمی نامتناسب در هزینههای این پیمان داشته است. این در حالی است کە حتی پیش از جنگ ایران نیز ترامپ از کشورهای عضو ناتو خواستە بود کە میزان مشارکت در ناتو را بە ٥٪ از درآمد ناخالص ملی برسانند کە هنوز بسیاری از کشورها از جملە اسپانیا با این طرح موافقت نکردە است. از سویی دیگر، با افزایش تنشها در جنگ حاضر، ترامپ بارها از کشورهای ناتو درخواست کردە است کە در همراهی با آمریکا وارد جنگ شوند، اما با مخالفت کشورهای عضو بە ویژە بریتانیا، اسپانیا، فرانسە و آلمان مواجە شدە است. گزارشهای اخیر حاکی از آن است که ترامپ در حال بازنگری در عضویت آمریکا در ناتو است. ترامپ بارها ناتو را ببر کاغدی خواندە است و معتقد است بدون ایالات متحدە، ناتو قدرت چندانی نخواهد داشت. بە ویژە کە کشورهای مهمی چون روسیە، اسرائیل و چین عضو پیمان دفاعی ناتو نیستند. این در حالی است کە تغییر رویکرد و دکترین ایلات متحدە بر همگان و حتی متحدان سنتی خود یعنی کانادا، اروپا و اسرائیل تاثیر گذاشتە است. شکاف در میان این متحدان دیرینە با سر کار آمدن ترامپ و راه انداختن جنگ اقتصادی از یک سو و از سویی دیگر، انتقاد شدید ترامپ از کشورهای جی ٧ بخاطر کنارگذاشتن روسیە و ترک این اجلاس یک روز قبل از اتمام آن نیز مثال دیگری از وجود این شکاف بود. اما این شکاف اکنون با عدم حمایت دولتهای اروپایی از ترامپ در جنگ با ایران گستردە تر نیز شدە است. در سویی دیگر، دولت نتانیاهو با توجە بە دکترین خویش لازم است در یک طرف از این شکاف بایستد. روابط اسرائیل و اروپا پیش از این نیز بر سر مسئله غزه دچار تنش شده بود. پس از حملات حماس در اکتبر ۲۰۲۳، اروپا ابتدا از اسرائیل حمایت کرد، اما با ادامه جنگ و افزایش انتقادات درباره نقض حقوق بشر، کشورهای اروپایی بە شدت از اسرائیل انتقاد کردند. این انتقادها تا تهدید اسرائیل برای بە رسمیت شناختن کشور فلسطین از سوی فرانسە و بریتانیا نیز ادامە یافت. حتی آلمان کشوری کە بە دلیل احساس گناه نسبت بە هولوکاست همیشە از اقدامات دولت اسرائیل حمایت کردە بود، اعلام کرد کە اسرائیل کاری نکند تا مهمترین متحد خود را از دست بدهد. دکترین نتانیاهو مبتنی بر تداوم تهدید و جنگ است. زیرا بقای سیاسی او به شرایط بحرانی وابسته است. در این چارچوب، جنگ با ایران میتواند ابزاری برای حفظ قدرت باشد. نتانیاهو برای حفظ قدرت همیشە بە یک تهدیدی وجودی و بالقوە نیاز دارد کە در شرایط جنگی بماند. این مسئلە باعث می شود کە نتانیاهو برخلاف ترامپ با جنگ فرسایشی مشکلی نداشتە باشد. اما در صورت اعلام پایان این جنگ با ایران نتانیاهو بایستی بە جنگ دیگری برود. بە ویژە اگر در نتیجە این جنگ جمهوری اسلامی بە شدت تضعیف شود یا سقوط کند. در صورت پایان این جنگ احتمال برخورد اسرائیل با ترکیە وجود خواهد داشت. این یک فرضیەای است کە شاید در آیندە اشتباه از آب در ییاید اما در هر حال با تضعیف ناتو و دکترین ترکیە می توان احتمال داد کە ترکیە و اسرائیل بە دلایلی می توانند مقابل همدیگر قرار بگیرند. روی دیگر سکە کە احتمال این تنش را افزایش می دهد، دکترین اردوغان است کە احتمال وقوع این تنش را تقویت می کند. اردوغان از زمان بە سر کار آمدن خود دکترینی را با خود بە همراە آوردە است کە برخی از تحلیلگران آن را نئوعثمانیسم عنوان کردەاند. این رویکرد در تقابل با دو نیروی دیگر قرار میگیرد: نخست نیروهای داخلی و دیگری خارجی. اسلام شیعه بهعنوان نیروی متقابل، اما نه لزوماً متخاصم، در برابر آن قرار دارد و در سوی دیگر، غرب و ارزشهای غربی قرار گرفتهاند. چنانکه پیداست، ترکیه در سالهای اخیر بیش از پیش از رؤیای اروپایی شدن فاصله گرفته است. تا دو دهە قبل، این دکترین یکی از مبانی اصلی جمهوری ترکیه به شمار میآمد. آمارهای منتشرشده و انتقادات شدید اتحادیه اروپا از وضعیت حقوق بشر در ترکیه نشان میدهد این فاصله تصادفی نیست، بلکه نتیجه دکترینی است که اردوغان و همکارانش به آن باور دارند؛ دکترینی که در بسیاری از جنبهها به مسیری شباهت دارد که جمهوری اسلامی طی کرده است. یعنی درستکردن محورها و متحدانی عقیدتی بیرون از مرزهای کشور برای نفوذ بیشتر منطقەای و جهانی. فعالیتهای نظامی - سیاسی در قبرس، سوریە و در اقلیم کردستان و حمایتهای نیمە آشکار ترکیە از نیرویهای اسلامی سنی می توانند مثالهایی عینی از این رویکرد باشند. اسلام سنی نیز می تواند برای نتانیاهو و دولت اسرائیل بە عنوان یک تهدید دیگر وجودی تلقی یا تفسیر شود. در صورت تضعیف ناتو و تداوم هژمونی خواهی ترکیە در منطقە بعید نیست تنش اسرائیل با ترکیە شدت گرفتە و حتی بە جنگ بدل شود. برخی از کارشناسان همیشە حضور ترکیە در ناتو را دلیلی برای کنترل تنش میان اسرائیل و ترکیە دانستەاند چون اسرائیل متحد آمریکا است و با بیرون رفتن ایالات متحدە از این توافقنامە نظامی دیگر عذری برای اسرائیل باقی نخواهد ماند. فعالیتهای نظامی سالهای اخیر نتانیاهو نیز مشخص کردە است کە از شروع جنگ و حملە بە کشورهای همسایە هیچ ابایی ندارد. مسئلە دیگری نیز در این میان وجود دارد و آن مسئلە کردستان است. حول این موضوع نیز اسرائیل و ترکیە بە شدت اختلاف دارند. شاید یکی از بزرگترین تهدیدها برای شرایط داخلی ترکیە موضوع کردستان باشد. ترکیە هموارە در جنگ حاضر طرفین را بە مدارا دعوت می کند و آنهم بە این دلیل است کە ترکیە با جمهوری اسلامی تضعیف شدە شاید مشکلی نداشتە باشد، اما از بی ثباتی کامل در ایران و سقوط دولت مرکزی در تهران هراس دارد. بی ثباتی کامل در تهران برای ترکیە بە عنوان احتمال قدرت گرفتن احزاب کردستان تعبیر می شود کە از سویی تهدید بزرگی برای ترکیە محسوب می شود و از سویی دیگر اسرائیل نە تنها با آن مخالف نیست بلکە مشروط از آن حمایت نیز می کند. مشروط بدین معنی کە اگر در خدمت منافع اسرائیل قرار گیرد نە لزوما طرحی برای صلح و آزادی در کردستان داشتە باشد. در نهایت، به نظر میرسد که دکترینهای حاکم در منطقه، بیش از آنکه بهدنبال ثبات باشند، زمینهساز افزایش تنشها هستند. در شرایطی که حقوق بینالملل نیز تضعیف شده است، چشمانداز صلحی پایدار دور از دسترس به نظر میرسد. در این میان، کردستان بە عنوان یک بازیگر منطقەای ناگزیر است برای مواجهه با این تحولات، دکترینهای بلندمدت و واقعگرایانهای تدوین کنند.
- ظریف چرا خواهان پایان جنگ ایران با آمریکا است؟
در شرایطی که بنبست دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن ادامه دارد، مقاله محمدجواد ظریف در فارنافرز را میتوان تلاشی همزمان برای ارسال پیام به غرب، بازتعریف موقعیت ایران و ثبت روایتی جدید از سیاست خارجی جمهوری اسلامی دانست. متنی که فراتر از یک تحلیل، در مرز میان دیپلماسی، روایتسازی و تاریخنگاری قرار میگیرد. انتشار مقاله محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه اسبق جمهوری اسلامی ایران، در نشریه فارنافرز را باید فراتر از یک نوشته تحلیلی معمولی ارزیابی کرد. انتخاب این تریبون نخبگانی در واشنگتن، در شرایطی که مذاکرات رسمی میان ایران و آمریکا با بنبست مواجه شده است، حاوی لایههایی از دیپلماسی عمومی، سیگنالدهی راهبردی و حتی تلاش برای بازنویسی روایت تاریخی به شمار میرود. ظریف در این مقاله از موضعی سخن میگوید که ایران را در نقطهای از قدرت بازدارندگی نشان میدهد که میتواند اعلام پیروزی کرده و مسیر تشدید تقابل را به سمت تثبیت دستاوردها تغییر دهد. او ادامه وضعیت جنگ دائمی را پرهزینه و غیرعقلانی میخواند و راهکاری دوگانه را ارائه میدهد؛ نخست استفاده از موقعیت فعلی به عنوان اهرمی برای مذاکره و دوم شکلدهی به نظم منطقهای باثباتی که در آن منافع امنیتی و سیاسی ایران به رسمیت شناخته شود. او به صراحت اعلام میکند که ایران آماده مذاکره حتی با آمریکا است، اما مشروط به رویکرد برد برد. این در واقع صورتبندی یک چرخش گفتمانی از مقاومت بیپایان به تثبیت دستاورد و معامله است. اما چرا فارنافرز؟ این نشریه، ارگان شورای روابط خارجی است که تاثیرگذارترین رسانه در میان نخبگان سیاست خارجی آمریکا محسوب میشود. خوانندگان آن را سیاستگذاران، اندیشکدهها، دیپلماتها و کارشناسان ارشد امنیتی تشکیل میدهند. انتخاب این تریبون سه کارکرد عمده دارد؛ نخست دور زدن کانال رسمی در شرایطی که مذاکره مستقیم ممکن نیست، دوم تاثیرگذاری بر گفتمان واشنگتن نه برای مذاکره مستقیم بلکه برای تغییر چارچوب فکری تصمیمگیران و سوم سیگنالدهی کمهزینه که امکان انکارپذیری را برای نویسنده فراهم میکند. بنابراین، این مقاله بخشی از دیپلماسی عمومی و جنگ روایتها است، نه صرفا یک متن تحلیلی دانشگاهی. تحلیل مخاطبشناسی نشان میدهد که متن برای دو گروه هدف نوشته شده است. مخاطب اصلی نخبگان سیاست خارجی آمریکا و اعضای بالقوه دولتهای آینده هستند، و مخاطب ثانویه، کشورهای اروپایی و بازیگران منطقهای مانند عربستان و اسرائیل هستند که نگران معماری امنیتی جدید در غرب آسیا میباشند. این متن تلاش دارد تا هزینههای ادامه وضع موجود را پررنگ کرده و برای تغییر سیاستی در رابطه بحران منطقهای، توجیه عقلانی فراهم آورد. از نظر محتوایی، ظریف با تکیه بر واقعیاتی مانند هزینههای بالای تقابل مستمر، بنبست فعلی و تجربه نسبی موفق برجام، دست به قاببندی جدیدی از واقعیت میزند. او هویت ایران را از یک بازیگر ایدئولوژیک به کنشگری عقلانی، محاسبهگر و آماده معامله بازتعریف میکند. همچنین وضعیت تقابل را نه به عنوان انتخاب ایران، بلکه به عنوان امری تحمیلی از سوی فشار خارجی توصیف میکند. مهمتر از همه، او تعریف جدیدی از پیروزی ارائه میدهد، و پیروزی را نه به معنای نابودی دشمن، بلکه تثبیت موقعیت ایران در یک نظم منطقهای قابل قبول بیان میکند. این رویکرد در ادبیات علوم سیاسی به معنای ساختن روایت قدرت نرم است که در آن واقعیت حذف نمیشود، بلکه بازتعریف میگردد. این مقاله به طور همزمان دو کارکرد دیپلماتیک و تاریخی دارد. از نظر دیپلماتیک که کارکرد اولیه به شمار میرود، این متن یک سند پیشمذاکره است که خطوط قرمز و نقاط انعطاف را به طور غیررسمی بیان کرده و پنجرهای برای مذاکره میگشاید. اما از نظر تاریخی که کارکردی ثانویه اما عمدی دارد، ظریف آگاهانه در حال بازنویسی روایت است تا در حافظه تاریخی ثبت کند که ایران به دنبال جنگ نبود، ایران آماده توافق بود و فرصتها از سوی غرب از دست رفت. به این ترتیب، او در حال ساختن حافظه تاریخی آینده برای نسل بعدی سیاستگذاران است. اگر این مقاله را در امتداد پروژه فکری پیشین ظریف ببینیم، یک پارادایم کلان قابل تشخیص است که در آن، ایران به عنوان یک قدرت منطقهای مشروع در نظم چندقطبی قرار دارد. عناصر این پارادایم عبارتند از پذیرش جایگاه ایران بدون نیاز به تغییر بنیادین نظام سیاسی آن، پایان دادن به سیاست مهار و جایگزینی آن با ادغام مشروط در نظم منطقهای. در جمعبندی نهایی، میتوان گفت که مقاله ظریف از سطح یک اظهارنظر دانشگاهی فراتر میرود. این مقاله در واقع دعوتی راهبردی به خروج از چرخه تقابل و آغاز فاز تثبیت دستاوردها است. بستر انتشار آن ابزاری هوشمندانه برای نفوذ در گفتمان سیاست خارجی نخبگان غرب به شمار میرود. روایت اصلی مقاله، بازقاببندی هویت ایران از بازیگر تهدیدساز به بازیگر عقلانی و آماده معامله میباشد. کارکرد عملی آن، دیپلماسی غیررسمی و تلاش برای ثبت یک روایت تاریخی جایگزین است و افق پیشنهادی آن، تثبیت جایگاه مشروع ایران در معماری امنیتی آینده منطقه. به این ترتیب، این سند را باید در زمره مهمترین نمونههای دیپلماسی سیگنالدهی در سال جاری به شمار آورد؛ تلاشی برای تغییر همزمان محاسبات واشنگتن و ملاحظات راهبردی تهران.
- چرا رویکرد ترامپ از تفکیک مردم و حاکمیت به فشار مستقیم بر زیرساختهای حیاتی تغییر کرد؟
سارا بیاتیان چرخش گفتمان ترامپ از تفکیک میان مردم و حاکمیت به سمت تهدید مستقیم زیرساختهای حیاتی، نشاندهنده تغییر بنیادین در منطق هدفگذاری جنگ است. در مرحله نخست، فشار بر رفتار سیاسی و ساختار قدرت متمرکز بود، اما با عدم تحقق فروپاشی سریع، این رویکرد جای خود را به ایجاد هزینههای ملموس و مستقیم برای جامعه داد. این دگردیسی حاصل شکست مفروضات اولیه درباره تسلیم سریع و بیثباتی داخلی بودە و بیانگر گذار از فشار غیرمستقیم به اعمال فشار مادی مستقیم است. این تغییر پیامدهای راهبردی، حقوقی و اجتماعی عمیقتری را به همراه میتواند داشتە باشد. در روزهای پیش از جنگ و حتی روزهای نخست آغاز آن، گفتمان ترامپ بهطور معناداری بر تفکیک میان مردم ایران و حاکمیت استوار بود. در این چارچوب، دولت آمریکا تلاش میکرد فشارهای خود را نه علیه جامعه، بلکه علیه ساختار سیاسی تعریف کند و همزمان، از آیندهای بهتر برای ایرانیان سخن بگوید. در این الگوی کلاسیک، مشروعیت اقدامات با ارجاع به حمایت از مردم و حق آنان برای بازپسگیری کشور صورتبندی میشود. اما این چارچوب در فاصلهای کوتاه دچار فرسایش شد. با آغاز عملیات نظامی و عدم تحقق سناریوی فروپاشی سریع از درون، زبان رسمی بهتدریج از تفکیک مردم، حاکمیت فاصله گرفت و به سمت تهدیدهای فراگیرتر حرکت کرد. نقطه اوج این تغییر، زمانی بود که ترامپ در سخنرانی تلویزیونی تهدید کرد ایران را به دوران سنگ بازخواهد گرداند و مشخصاً به هدف قرار دادن زیرساختهایی مانند نیروگاهها، منابع انرژی و اخیراً پلها و راهها اشاره کرد. این تغییر، صرفاً یک جابهجایی لفظی نیست، بلکه نشاندهنده دگردیسی در منطق تعیین هدف است. در فاز اول، هدفگذاری بر رفتار سیاسی و ساختار قدرت متمرکز بود؛ اما در فاز دوم، هدف به زیرساختهای حیاتی که مستقیماً با زندگی روزمره شهروندان در ارتباط است، گسترش یافت. تحلیل دادهها نشان میدهد این چرخش زمانی رخ داد که ابزارهای غیرمستقیم، مانند تحریک نارضایتی داخلی، به نتیجه مطلوب نرسید و سیاستگذار ناگزیر از حرکت به سمت ابزارهای مستقیمتر و پرهزینهتر شد. این تغییر لحن با نوعی ابهام راهبردی نیز همراه بوده است. ترامپ د راین راستا تأکید کرده است که هدف لزوماً تغییر رژیم نیست، بلکه نابودی توانمندیهای نظامی و اتمی آن مدنظر است. با این حال، تهدید به تخریب گسترده زیرساختها در عمل پیامدی فراتر از مهار نظامی دارد و به بیثباتی ساختاری در زیست معمولی منجر میشود. عبور از کمک به مردم و طرح بازگرداندنشان به عصر حجر را میتوان نشانهای از انتقال استراتژیک فشار سیاسی غیرمستقیم به فشار مادی مستقیم تفسیر کرد که پیامدهای اخلاقی، حقوقی و راهبردی متفاوتی به همراه دارد. چرایی این دگردیسی: شکست فرضیات اولیه تحول از فشار برای تسلیم سریع به تهدید تخریب زیرساختها را باید در چارچوب فروپاشی مجموعه مفروضات اولیه در محاسبات ترامپ تحلیل کرد؛ مفروضاتی که نهتنها محقق نشدند، بلکه در مواردی بهطور معکوس عمل کردند. نخستین و بنیادیترین فرض، امکان تسلیم سریع ایران بدون ورود به یک جنگ فرسایشی بود. این تصور بهصراحت در اظهارات نماینده ویژه آمریکا، ستیو ویتکوف، منعکس شده است. او در مصاحبهای تأکید کرد که ترامپ متعجب است چرا ایران با وجود استقرار گسترده نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا، هنوز تسلیم نشده و کنجکاو است که چرا تحت این سطح از فشار، ایران عقبنشینی نکرده است. این اظهارات آشکار میکند که در سطح تصمیمگیری، انتظار بر این بوده که نمایش قدرت نظامی بهتنهایی برای فروپاشی اراده طرف مقابل کافی باشد. این برداشت در سطوح بالاتر نیز بازتاب داشت؛ ترامپ در تماس با رهبران گروه هفت اعلام کرده بود که ایران در آستانه تسلیم است. این ارزیابی نشاندهنده نوعی اعتماد به فروپاشی قریبالوقوع بود که با واقعیت میدانی همخوانی نداشت. دومین فرض کلیدی به الگوی حذف رهبری مساوی با فروپاشی نظام مربوط میشد. تصور بر این بود که با حذف یا تضعیف رأس هرم قدرت، کل ساختار دچار اختلال سیستمی شده و ظرف چند روز فرو میپاشد. بازتاب این نگاه را میتوان در روایتهایی دید که از حذف رهبران اصلی و نزدیک بودن پایان جنگ سخن میگفتند. اما واقعیت میدانی نشان داد حذف رهبران و فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی موجب فروپاشی نشد و سیستم توانست تداوم خود را حفظ کند. سومین مؤلفه، تأثیر تحلیلهای بیرونی، بهویژه از سوی اسرائیل، بر تصمیمسازی واشنگتن است. گزارشهای محافل امنیتی اسرائیل از ماهها پیش بر این ایده تأکید داشتند که ترکیب فشار نظامی و اقتصادی میتواند به شورش داخلی منجر شود. این برآوردها در فضای بسته تصمیمگیری، به شکلگیری نوعی اعتماد بیش از حد نسبت به شکنندگی داخلی ایران منجر شد. در واقع، این سه فرض، تسلیم سریع، فروپاشی از طریق حذف رهبری، و امکان شورش داخلی، یکدیگر را تقویت میکردند و تصویری سادهسازیشده از میدان پیچیده ایران ارائه میدادند. با گذشت زمان، این چارچوب تحلیلی با واقعیتهای متفاوتی مواجه شد. زمانیکە فروپاشی سریع محقق نشد و جنگ از یک تهدید صرف به سناریویی چند روزه، و سپس به درگیری کشدار تبدیل شد، ترامپ به سمت گزینهای حرکت کرد که بتواند بهصورت مستقیم هزینههای ملموس ایجاد کند؛ یعنی هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی. درواقع، تهدید به بازگرداندن ایران به عصر حجر نتیجهی یک شکست تحلیلی در مراحل اولیه است که موجب شد استراتژی از فروپاشی سریع و کمهزینه به اعمال فشار تخریبی و پرهزینه تغییر مسیر دهد. تشدید نظامی، شکاف داخلی و فرسایش مشروعیت تحولات میدانی نشان میدهند چرخش گفتمانی با تغییر الگوی عملیات نظامی همراستا شده است. برای نخستینبار، ایالات متحده بهصورت علنی زیرساختهای غیرنظامی را، از جمله حمله به انستیتو پاستور و یک پل حیاتی در نزدیکی تهران که به تلفات انسانی انجامید، هدف حملە قرار داده است. این اقدام نشاندهنده انتقال از هدفگیری صرفاً نظامی به فلجسازی زیرساختی است. همزمان، ترامپ صراحتاً اعلام کرده است که حملات بیشتری علیه نیروگاههای برق و پلها و راهها در دستور کار است که تحلیلگران آن را دکترین فشار از طریق تخریب سیستماتیک میدانند. این روند، شکاف میان ادعای اولیه کمک به مردم و واقعیت میدانی را عمیقتر کرده است. اما این تشدید نظامی با افزایش تنش در داخل ساختار قدرت آمریکا نیز همراه بوده است. در ۴۸ ساعت گذشته، کنار گذاشتن یا وادار کردن به بازنشستگی چند فرمانده ارشد، از جمله رئیس ستاد ارتش، نشاندهنده بیثباتی در سطوح عالی تصمیمگیری است. پیش از این نیز جوزف کنت، رئیس مرکز ملی مبارزه با تروریسم، در مخالفت با جنگ استعفا داده بود. این استعفاها ترجمان اختلافات عمیق در ارزیابی جنگ و نحوه مدیریت آن است. در سطح گستردهتر، این تحولات با فرسایش حمایت داخلی همزمان شده است. نظرسنجیها نشان میدهند اکثریت قابل توجهی از افکار عمومی آمریکا با ادامه جنگ مخالفاند؛ بهطوری که محبوبیت ترامپ به حدود ۳۹ درصد کاهش یافته است. حتی در درون پایگاه سیاسی ترامپ و جریانهایی که با شعار اول آمریکا و پایان دادن به جنگهای بیپایان از او حمایت کرده بودند، نشانههای جدی از تردید دیده میشود. پیوند میان تشدید حملات، تنش در ساختار نظامی و کاهش حمایت عمومی نشان میدهد که تهدید به تخریب زیرساختهای حیاتی نه از موضع ثبات، بلکه در بستر فشارهای همزمان خارجی و داخلی شکل گرفته است. واکنشهای بینالمللی و انتقادات گسترده ادبیات بازگرداندن به دوران سنگ بهسرعت با موجی از واکنشهای منفی بینالمللی مواجه شد؛ نه فقط از سوی رقبا، بلکه از درون اردوگاه متحدان غربی. در اروپا، امانوئل مکرون با انتقاد از پیامهای متناقض واشنگتن تأکید کرد که چنین رویکردی اعتماد به ناتو را تضعیف میکند. دولتهای اروپایی ضمن فاصلهگذاری از عملیات نظامی، نسبت به پیامدهای اقتصادی و امنیتی آن در حوزه انرژی و تنگه هرمز ابراز نگرانی کردهاند. رسانههای غربی نیز بر نبود نقطه پایان در استراتژی آمریکا تمرکز کردهاند. واشینگتن پست تأکید میکند که تهدید به تخریب زیرساختها در شرایطی مطرح شده که اهداف جنگ همچنان مبهم است. منتقدان هشدار دادهاند که این ابهام میتواند به فرسایش موقعیت جهانی آمریکا و کشیده شدن آن به یک درگیری طولانی منجر شود. نخبگان سیاست خارجی آمریکا سخنان ترامپ را خطرناک و فاقد مبنای راهبردی توصیف کردهاند که میتواند به نقض قواعد جنگ و افزایش تلفات غیرنظامی منجر شود. در خاورمیانه، مقامهای ایرانی با رد این تهدیدها، آن را نشانهای از توهم و نادیده گرفتن ظرفیتهای ایران دانسته و هشدار دادهاند که هرگونه تشدید حملات با پاسخ متقابل همراه خواهد شد. در عین حال، برخی متحدان منطقهای آمریکا در خلیج فارس نسبت به عدم هماهنگی در حملات و پیامدهای امنیتی برای خود ابراز نارضایتی کردهاند. این واکنشها نشاندهنده کاهش اعتماد جهانی به پیشبینیپذیری سیاست خارجی آمریکا است که توان بسیج ائتلافهای سنتی را تضعیف میکند. پیامدهای راهبردی: از بازدارندگی تا بیثباتی ساختاری چرخش از بازدارندگی به تخریب زیرساختی نشانهای از دگرگونی در منطق راهبردی جنگ است که پیامدهای آن در چند سطح همزمان قابل مشاهده است: در سطح نخست، هدف اولیه (بازدارندگی) جای خود را به تخریب گسترده داده است. اما این گذار نهتنها به تضعیف ایران منجر نشده، بلکه به افزایش ظرفیت مقاومت انجامیده است. ارزیابیها نشان میدهند ساختارهای کلیدی ایران همچنان فعال بوده و توانستهاند فشارها را مدیریت کنند. در سطح دوم، دامنه بیثباتی منطقهای گسترش یافته است؛ اختلال در تنگه هرمز و درگیر شدن بازیگران نیابتی نشاندهنده انتقال به یک جنگ فرسایشی ژئوپلیتیکی بدون نقطه پایان مشخص است. در سطح سوم، پیامدهای اقتصادی سیستمیک آشکار شده است؛ شوک به بازارهای انرژی و اختلال در زنجیرههای تأمین نشان میدهد جنگ به عامل بازآرایی مخرب اقتصاد جهانی تبدیل شده است. در سطح چهارم، نبود راهبرد خروج و فاصله گرفتن متحدان به فرسایش قدرت رهبری آمریکا انجامیده است. در نهایت، ابعاد حقوقی این رویکرد به چالش کشیده شده است. بیش از صد کارشناس حقوق بینالملل هشدار دادهاند که حملات به زیرساختهای حیاتی مانند انرژی و آب میتواند مصداق جنایت جنگی تلقی شود. در سطح پنجم و شاید حیاتیترین لایه، این دگردیسی بر افکار عمومی ایران تأثیر معکوس گذاشته است. هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی (پلها و نیروگاهها) که مستقیماً با معیشت و امنیت زیستی شهروندان در ارتباط است، باعث شده است تا ادعای اولیه واشنگتن مبنی بر تفکیک مردم از حاکمیت در ذهنیت جمعی ایرانیان فرو بپاشد. این تغییر وضعیت، به جای تحریک نارضایتی علیه ساختار قدرت، نوعی انسجام اضطراری و ملیگرایی واکنشی را در برابر تهدید خارجی ایجاد کرده است. در واقع، استراتژی تخریب زیرساخت، افکار عمومی را که پیشتر نقطه قوت فشار نرم آمریکا محسوب میشد، به سدی در برابر اهداف جنگ تبدیل کرده و هزینههای اجتماعی هرگونه مداخله را به شدت افزایش داده است. تحولات نشان میدهند دکترین تخریب زیرساختها نه تنها به بازدارندگی منجر نشده، بلکه به تولید نااطمینانی و تضعیف کنترل راهبردی انجامیده است. آنچه بهعنوان ابزار فشار برای پایان سریع جنگ طراحی شده بود، اکنون خود به عاملی برای طولانیتر شدن، پیچیدهتر شدن و پرهزینهتر شدن بحران تبدیل شده است.
- برتری فضایی بر ایران بە چە معنایی است؟
ارتش ایالات متحده اعلام کرده است که به برتری فضایی بر ایران دست یافته است، اما کارشناسان دفاعی با توجه به محدود بودن توان فضایی نظامی تهران و اتکای این کشور به دادههای فضایی چین و روسیه، در مورد معنای عملی این ادعا تردید دارند. فرمانده سنتکام تأکید کرده است که این برتری در چارچوب عملیات خشم حماسی به دست آمده، در حالی که به دلیل محرمانه بودن، جزئیات آن منتشر نشده است. بر اساس دادهها، ایران ۱۳ ماهواره فعال در اختیار دارد، در حالی که ایالات متحده بیش از ۵۰۰ ماهواره نظامی و اطلاعاتی عملیاتی دارد. با این حال، تحلیلگران معتقدند این اعلام بیش از آنکه نشاندهنده یک تحول عملیاتی تعیینکننده باشد، در راستای برجستهسازی نقش نیروی فضایی در جنگ ارزیابی میشود. ارتش ایالات متحده آمریکا اواسط این هفته اعلام کرد که به برتری فضایی بر ایران دست یافته است، اما کارشناسان دفاعی با توجه به ابتدایی بودن برنامه فضایی نظامی ایران و وابستگی زیاد آن به اطلاعات فضایی دیگر کشورها، در مورد معنای این ادعا تردید دارند. برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده، روز سهشنبه ١١ فروردین در پیامی ویدیویی گفت که آمریکا در جریان عملیات خشم حماسی کنترل حوزه فضایی ایران را به دست گرفته است. این اظهارات تقریباً یک ماه پس از آن مطرح شد که سنتکام اعلام کرده بود فرماندهی فضایی ایران نابود شده و این امر توانایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را برای هماهنگی حملات تلافیجویانه تضعیف کرده است. کوپر گفت نیروی فضایی ما برتری مطلق را در اختیار ما قرار داده و برتری فضایی را فراهم کرده است که یک عامل کلیدی در این نبرد بوده است. مشخص نیست که آیا ایران همچنان به ایجاد اخلال یا فریب در سامانههای آمریکا ادامه میدهد یا نه، و بسیار بعید است که نیروی فضایی ایالات متحده تعداد محدود ماهوارههای این کشور را بهصورت فیزیکی نابود کرده باشد. در این بارە، تیم هاوکینز، سخنگوی سنتکام، گفت به دلیل محرمانه بودن اطلاعات نمیتواند درباره جزئیات عملیات فضایی صحبت کند. با توجه به توانمندیهای ابتدایی ایران در حوزه فضا، کارشناسان دفاعی این پرسش را مطرح میکنند که چه تغییری رخ داده که ارتش آمریکا چنین ادعایی را مطرح کرده است؟ ویکتوریا سامسون، مدیر ارشد امنیت و ثبات فضایی در بنیاد Secure World، درباره اعلام برتری فضایی آمریکا بر این ایران میگوید این اقدام مانع استفاده ایران از امکانات فضایی نمیشود. به گفته او، هنوز پرسشهای زیادی وجود دارد و در مورد استفاده ایران از فضا بهعنوان ابزار امنیت ملی، به نظر نمیرسد این روند متوقف شده باشد، زیرا ایران اساساً فقط برای تحلیل تصاویر از آن استفاده میکرده است. گزارشها حاکی از آن است که ایران برای هدفگیری امکانات نظامی و تاسیست آمریکا در منطقه به اطلاعات و تصاویر فضایی تجاری و اطلاعاتی چین و روسیه متکی است. یک مقام آمریکایی به Defense One گفته است استفاده ایران از دادههای فضایی دیگر کشورها به معنای از دست رفتن کنترل آمریکا بر حوزه فضا نیست. صرف دریافت اطلاعات فضایی توسط ایران، برتری فضایی آمریکا را نفی نمیکند. بر اساس دادههای مؤسسه، American Enterprise Institute، از سال ۲۰۰۵، ایران در مجموع ۲۶ ماهواره پرتاب کرده است که تنها ۱۳ مورد آنها همچنان عملیاتی هستند. سه مورد از این ماهوارهها متعلق به سپاه پاسداران است. در مقابل، ایالات متحده بیش از ۵۰۰ ماهواره نظامی و اطلاعاتی عملیاتی در اختیار دارد. ژنرال چنس سالتزمن، عالیترین مقام نظامی نیروی فضایی آمریکا، اذعان کرده است که این یک رقابت برابر نبوده است، اما به گفته او، نابودی توانمندیهای فضایی ایران، به ارتش آمریکا در حوزه ارتباطات و عملیات هوایی در محدوده سنتکام برتری داده است. او روز چهارشنبه در جریان نشستی در مؤسسه میچل گفت زمانی میتوان تایید کرد که برتری فضایی وجود دارد که یک طرف بتواند از فضا به شکل دلخواه خود استفاده کند و طرف مقابل نتواند به همان شکل از آن بهره ببرد، و به نظر میرسد این شرایط در این مورد محقق شده است. اصطلاح برتری فضایی نخستین بار در یک دستورالعمل نیروی هوایی آمریکا در دهه ۱۹۸۰ مطرح شد. یک سند مربوط به سال ۲۰۰۴ آن را مشابه برتری هوایی دانسته و تأکید کرده است که هر دو از گامهای اولیه حیاتی در هر عملیات نظامی هستند. سال گذشته، نیروی فضایی آمریکا دکترین جنگی خود را منتشر کرد که در آن هدف بنیادی این نیرو دستیابی به برتری فضایی عنوان شده است.در این دکترین آمده است: برتری فضایی میزان کنترلی است که به نیروها اجازه میدهد در زمان و مکان دلخواه خود بدون مداخله قابل توجه از سوی تهدیدات فضایی یا ضدفضایی عمل کنند و در عین حال همین امکان را از دشمن سلب کنند. برخی کارشناسان دفاعی اعلام اخیر برتری فضایی آمریکا بر ایران را تلاشی برای برجسته کردن نقش جنگی نیروی فضایی در سالهای اخیر میدانند. سامسون میگوید این اظهارنظر عجیب است و بیشتر به تلاشی برای مطرح کردن نیروی فضایی بهعنوان یک نیروی جنگی شباهت دارد. کاری بینگن، پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی و مدیر پروژه امنیت هوافضا نیز میگوید با توجه به تمرکز رقبا بر هدف قرار دادن سامانههای فرماندهی، کنترل، ارتباطات و اطلاعات، افزایش نقش نیروی فضایی در عملیاتها چندان غیرمنتظره نیست.او میافزاید: این تحولات فرصتهایی را برای نیروی فضایی فراهم کرده است تا اثرات فضایی را بهتر در یک کارزار نظامی مشترک ادغام کند و تأکید میکند که برای مفید بودن در سطح نیروهای مشترک، این حوزه باید بهطور کامل در برنامهریزی و عملیات ادغام شود. به گفته ژنرال چنس سالتزمن، نیروهای موسوم به «گاردینها» برای پشتیبانی از عملیات خشم حماسی به مناطق عملیاتی اعزام شدهاند و با وجود قرار گرفتن در معرض حملات دشمن، همچنان به اجرای مأموریتهای فضایی ادامه میدهند. او افزود که بخشی از این نیروها نیز از داخل آمریکا، از جمله از پایگاه نیروی هوایی شاو در کارولینای جنوبی و مقر فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در فلوریدا، از این عملیات پشتیبانی میکنند. او گفت وارد جزئیات عملیاتی نخواهد شد، اما برای درک نقش این نیروها در میدان نبرد نیازی به توضیح چندانی نیست. به گفته او، مأموریتهایی مانند هشدار موشکی و ارتباطات ماهوارهای همچنان نقشی حیاتی دارند و ارتباطات فراتر از افق بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. او افزود که این نیروها همزمان در ایجاد اختلال برای دشمن نیز نقش دارند
- هگست رئیس ستاد ارتش آمریکا را در میانه جنگ با ایران برکنار کرد
وزیر جنگ آمریکا، پیت هگست، ژنرال رندی جورج، رئیس ستاد ارتش را وادار به بازنشستگی زودهنگام کرد و کریستوفر لانِو بهطور موقت جانشین او شد. پنتاگون این تصمیم را داوطلبانه خواند، اما منابع آن را اقدامی تحمیلی توصیف کردند. این برکناری در آستانه هفته ششم جنگ ایران و همزمان با حضور ۵۰ هزار نیروی آمریکایی رخ داده و به اختلافات بر سر استراتژی جنگ، از جمله احتمال اعزام نیروی زمینی و نقش لشکر ۸۲ هوابرد، نسبت داده میشود. وزیر جنگ دولت دونالد ترامپ، روز چهارشنبه ژنرال رندی جورج، رئیس ستاد ارتش ایالات متحده را مجبور به بازنشستگی فوری و پیش از موعد کرد. ژنرال جورج که از سپتامبر ۲۰۲۳ به این سمت گماشته شده بود، بلافاصله از فرماندهی برکنار و کریستوفر لانِو، معاون او، به طور موقت جانشین او شده است. پنتاگون این تصمیم را بازنشستگی داوطلبانه توصیف کرده، اما منابع آگاه در گفتگو با سیبیاس نیوز و رویترز تأیید کردهاند که هگست شخصا خواستار خروج فوری او شده است. این برکناری در آستانه ورود به ششمین هفته از آغاز جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران از سوی واشنگتن و تلآویو انجام شده و موجی از گمانهزنیها درپی داشته است. ، اگرچه هگست سابقه طولانی در پاکسازی مقامات ارشد پنتاگون را داشتە و بیش از ۱۲ ژنرال و افسر عالیرتبه از ابتدای شروع زمامداری دولت دوم ترامپ اخراج شدەاند، اما زمان این تصمیم، در اوج حملات هوایی و آمادهسازی احتمالی برای مراحل بعدی جنگ از جمله اعزام هرچه بیشتر نیرو، آن را از سایر موارد متمایز کرده است. گفته میشود که این اقدام احتمالا با نحوه اداره جنگ و ادامه آن بر اساس نگاە تهاجمی ترامپ و هگست مرتبط است. ژنرال جورج، افسر پیادهنظام با ۴۴ سال سابقه، متخصص نیروی زمینی بود. او چهار بار به خاورمیانه اعزام شده بود: عملیات طوفان صحرا (۱۹۹۱)، سه مأموریت در عراق (۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷) و دو دوره در افغانستان (۲۰۰۹-۲۰۱۰ و ۲۰۱۷-۲۰۱۹). او فرماندهی تیپ، لشکر و سپاه را بر عهده داشت و در دوران ریاست ستاد ارتش بر تحول ارتش تمرکز کرده بود که شامل تیپهای متحرک، پهپادها و هوش مصنوعی میشد. روزنامه بریتانیایی سان در این رابطه گزارش دادە است که جورج پشت صحنه با موضع تهاجمی دولت، بهویژه در بحث بر سر احتمال اعزام نیروی زمینی و اعزام لشکر ۸۲ هوابرد به ایران درگیر بود. ژنرال جورج که توسط جو بایدن نامزد و تأیید شده بود، از ابتدا برای تیم ترامپ و شخص هگست خوشایند نبود. هگست بارها تأکید کرده بود که به دنبال رهبری است که نگاە ترامپ-هگست را بدون تأخیر اجرا کند. به گفته منابع آمریکایی این برکناری کاملا پیشبینیشده بود و جورج همچون بیش از ۱۲ فرمانده پیشین، دیر یا زود کنار گذاشته میشد. اما انجام آن در بحبوحه جنگ، وقتی که ۵۰ هزار سرباز آمریکایی در منطقه مستقر شدهاند، داستان دیگری دارد و نشانهای از تنش عمیق بر سر استراتژی جنگ تلقی میشود. رویکرد ترامپ و هگست برای ارتش بر پایه صلح از طریق قدرت و کشندگی حداکثری استوار است. عملیات قاطع و کوتاهمدت، تمرکز بر نابودی کامل قابلیتهای موشکی و هستهای ایران، انحلال نیروی دریایی این کشور و قطع حمایت از نیروهای نیابتی بدون درگیر شدن در جنگهای طولانی اشغالی مانند عراق و افغانستان، از جملە محورهای این رویکرد بە شمار می روند. هگست پس از روی کار آمدن اسم وزارت تحت امر خود را به وزارت جنگ تغییر داده بود و معتقد است باید غیرقابل پیشبینی و بدون محدودیتهای بوروکراتیک عمل کند. ژنرال جورج با تجربه جنگهای پرهزینه گذشته، در اجرای این تغییرات سریع ناهماهنگ دیده میشد. این دومین عضو ارشد نظامی-امنیتی است که در بحبوحه جنگ دولت تحت رهبری ترامپ را ترک میکند. پیش از این، جو کنت، مدیر مرکز ملی ضدتروریسم (NCTC) و افسر سابق نیروهای ویژه ارتش با ۱۱ مأموریت جنگی، در ۱۷ مارس ۲۰۲۶ در اعتراض به جنگ با ایران استعفا داده بود. کنت علنا اعلام کرد ایران تهدید فوری برای آمریکا محسوب نمی شود و جنگ تحت فشار اسرائیل آغاز شده است
- سه عامل که تابآوری والاستریت را در برابر جنگ ایران تقویت میکند
سمیە توحیدی افت بازار سهام آمریکا از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، همچنان در مقیاسه با میزان اختلالی که این رویارویی بر اقتصاد جهانی تحمیل کرده، نسبتاً محدود ارزیابی میشود. تا این لحظه، شاخص اساندپی ۵۰۰ حدود ۷.۴ درصد از سطح رکوردی خود، که پیش از آغاز جنگ ثبت شده بود، فاصله گرفته است. این میزان کاهش تفاوت چشمگیری با افتهایی ندارد که بازارها در مقاطعی چون آوریل ۲۰۱۸ یا مه ۲۰۱۹ تجربه کردند؛ دورههایی که در زمان خود به عنوان نشانهای از بحران ساختاری یا سقوط نگرانکننده تلقی نمیشدند. وضعیت ناشی از آغاز جنگ ائتلاف اسرائیل و آمریکا با ایران در حالی ادامە یافتە است که جهان همزمان بحران سیاسی، با یک بحران انرژی گسترده نیز مواجه شدە است، تا جاییکه برخی از کشورهای آسیایی را به سهمیهبندی مصرف سوخت واداشته و نگرانیهایی را درباره پیامدهای میانمدت و بلندمدت جنگ افزایش داده است. با این حال، بخشی از تحلیلگران با نوعی خوشبینی محتاطانه بر این باورند که بازار سهام آمریکا هنوز درجه قابل توجهی از تابآوری خود را حفظ کرده است. این تابآوری، بر اساس گزارشی از والاستریت ژورنال بر سه پایه اصلی استوار است: تجربه تاریخی بازارها در مواجهه با جنگ، تداوم رشد انتظارات سودآوری شرکتها، و امید مستمر به جهش اقتصادی ناشی از هوش مصنوعی. نخستین عامل، به سابقه تاریخی واکنش بازارهای مالی آمریکا به جنگها و بحرانهای ژئوپلیتیکی بازمیگردد. از منظر تاریخی، جنگها، انقلابها و کارزارهای نظامی معمولاً اثر بلندمدت و پایدار بر بازار سهام آمریکا بر جا نگذاشتهاند. دادههای دویچهبانک نشان میدهد که میانگین افت بازار در ۳۰ رویداد ژئوپلیتیکی از سال ۱۹۳۹ تاکنون، بیش از ۴ درصد نبوده و معمولاً این افتها با بازگشتی سریع همراه شدهاند. بخشی از این وضعیت به آنچه برخی تحلیلگران نوعی خوشاقبالی ساختاری آمریکا مینامند مربوط است؛ زیرا زیرساخت صنعتی و تولیدی این کشور، برخلاف آنچه بریتانیا و ژاپن در جنگ جهانی دوم تجربه کردند، از ویرانی مستقیم جنگ مصون مانده است. پژوهشی که برای بانک یوبیاس از سوی الروی دیمسون، پل مارش و مایک استانتون انجام شده است نیز همین برداشت را تقویت میکند. این پژوهش نشان میدهد که چهار فروپاشی بزرگ اقتصادی، یعنی رکود بزرگ، شوک نفتی ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۴، ترکیدن حباب شرکتهای اینترنتی و بحران مالی جهانی ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹، در عمل فشار شدیدتری نسبت به دو جنگ جهانی بر بازارهای سهام وارد کردهاند. به بیان دیگر، بازارها اغلب بیشتر به متغیرهای اقتصادی و مالی وزن میدهند تا تحولات صرفاً نظامی. در سال ۲۰۰۱ نیز، پس از مداخله آمریکا در افغانستان، بازار ابتدا جهشی کوتاهمدت را تجربه کرد، اما سپس وارد یک دوره افت شد؛ آن هم نه بە بهدلیل خود جنگ، بلکه بهسبب تمرکز سرمایهگذاران بر پیامدهای ترکیدن حباب شرکتهای اینترنتی. با این حال، این بار برخی از ناظران بر این باورند که شرایط میتواند متفاوت باشد. علت اصلی این تفاوت، نقش تنگه هرمز در تأمین انرژی جهانی است. بسته شدن این گذرگاه میتواند نزدیک به یکپنجم عرضه جهانی نفت را در معرض خطر قرار دهد. همین نگرانی باعث شده است تا بهای نفت بهطور چشمگیری افزایش یابد و از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کند. با وجود این، بازارهای آتی و بسیاری از معاملهگران هنوز بر این باورند که این افزایش پایدار نخواهد بود و قیمت نفت ممکن است تا پایان سال ۲۰۲۶ به حدود ۸۵ دلار در هر بشکه بازگردد. این شکاف میان ریسک ژئوپلیتیکی و انتظارات بازار، یکی از نشانههای همان تابآوری مشروطی است که اکنون در والاستریت مشاهده میشود. دومین عامل، به انتظارات مربوط به سودآوری شرکتهای آمریکایی بازمیگردد. از زمان نخستین حملات به ایران، برآوردهای مربوط به سود شرکتهای حاضر در شاخص اساندپی ۵۰۰ برای دوازده ماه آینده نهتنها کاهش نیافته، بلکه افزایش نیز یافته است. بر اساس دادههای LSEG، سود هر سهم ۳.۶ درصد افزایش یافته است که سریعترین نرخ رشد در یک بازه زمانی مشابه طی پنج سال گذشته به شمار میرود. هرچند برخی منابع دادهای دیگر افزایشهای کمتری را ثبت کردهاند، اما جهت کلی برآوردها همچنان صعودی است. بهطور طبیعی، انتظار میرود شرکتهای انرژی و بهویژه شرکتهای نفتی، از این شرایط بیشترین نفع را ببرند، در حالی که مصرفکنندگان عمده انرژی، مانند صنایع شیمیایی، خطوط هوایی و شرکتهای کشتیرانی و گردشگری دریایی، فشار بیشتری را تحمل کنند. با این حال، نکته مهم این است که رشد برآوردهای سودآوری صرفا به بخش انرژی محدود نمانده است. در تمامی بخشها، بدون استثنا، انتظارات سود افزایش یافته و بخش فناوری بیشترین رشد چهار هفتهای خود را از زمان آغاز ثبت این دادهها در سال ۱۹۹۵ تجربه کرده است. این نکته برای بازار آمریکا اهمیت ویژهای دارد، زیرا ساختار کنونی والاستریت تا حد زیادی به وزن و جهتگیری سهام فناوری وابسته است. در کنار این عوامل، اقتصاد آمریکا نیز همچنان از نوعی ثبات نسبی برخوردار است. هرچند افزایش قیمت نفت میتواند بر مصرف، تورم و رشد اقتصادی فشار وارد کند، اما آمریکا این جنگ را زمانی آغاز کرده است که اقتصادش از موقعیتی نسبتاً نیرومند برخوردار بوده است. همین مسئله باعث شده است که در مقطع کنونی تنها شمار محدودی از سرمایهگذاران وقوع رکود را محتمل بدانند؛ هرچند نگرانیها درباره کندی رشد و تشدید تورم - و در نتیجه سناریوی رکود تورمی - بهوضوح در حال افزایش است. در این بارە، رافائل توین، رئیس راهبردهای بازار سرمایه در شرکت تیکیهو کپیتال، میگوید اقتصاد آمریکا از یک پایه نیرومند حرکت میکند و همین ویژگی امکان جذب شوک و حفظ عملکرد مثبت در طول سال را فراهم میسازد. به باور او، اگر این بحران در بازهای نهچندان طولانی مهار شود، تصویر کلی اقتصاد و بازار همچنان باثبات باقی خواهد ماند. سومین عامل، به خوشبینی ساختاری نسبت به هوش مصنوعی مربوط است. در ماههای اخیر، امید به موج جدید سرمایهگذاری در زیرساختهای مرتبط با هوش مصنوعی، از مراکز داده گرفته تا تراشههای پیشرفته، به یکی از مهمترین ستونهای حمایت از بازار سهام آمریکا تبدیل شده است. سرمایهگذاران همچنان بر این فرض تکیه دارند که جریان نقدینگی به سوی این بخش ادامه خواهد یافت و رشد شرکتهای بزرگ فناوری، حتی در میانه یک بحران ژئوپلیتیکی، متوقف نخواهد شد. با این حال، این فرض نیز بهشدت براین اساس حاصل شده است که جنگ طولانی نخواهد شد. اگر ایران یا آمریکا شرایط طرف مقابل برای صلح را غیرقابلقبول بدانند، اگر اسرائیل مسیر جنگ را ادامه دهد، یا اگر ایالات متحده بهسمت استقرار نیروهای زمینی حرکت کند، شرایط میتواند بهطور اساسی تغییر کند. در صورت تحقق چنین سناریویی، اختلال طولانیمدت در تنگه هرمز، افزایش پایدار قیمت انرژی، فشار بر زنجیرههای تأمین و تشدید ریسکهای تورمی میتواند ارزیابی فعلی بازارها را زیر سؤال ببرد. با این حال، تا این لحظه، بسیاری از سرمایهگذاران هنوز از تمرکز کامل بر سناریوی سقوط خودداری میکنند، زیرا آن را سناریویی محتمل، اما نه قطعی، میدانند. در همین زمینه، جورج خوری، رئیس بخش پژوهش و آموزش در شرکت CFI، وضعیت فعلی بازارها را نوعی تابآوری مشروط توصیف میکند. بهگفته او، سرمایهگذاران، بهویژه در ایالات متحده، هنوز بر کوتاهمدت بودن جنگ و نزدیک بودن پایان آن حساب باز کردهاند. همین فرض باعث شده است که واکنشهای منفی بازار تا این لحظه در محدودهای نسبتا کنترلشده باقی بماند. او یادآور میشود که از آغاز جنگ تاکنون، شاخص داوجونز حدود ۶ درصد، اساندپی۵۰۰ حدود ۷ درصد و نزدک ۹.۹ درصد کاهش یافتهاند، در حالی که بازارهای آسیایی، از جمله چین، ژاپن و کره جنوبی، افتهایی شدیدتر در بازه ۱۲ تا ۱۵ درصد را تجربه کردهاند. از نگاه او، این تفاوت نشان میدهد که بازار آمریکا هنوز وارد مرحله جذب کامل شوک نشده و بخش مهمی از قیمتگذاریها همچنان بر فرض کوتاه بودن جنگ استوار است. خوری تأکید میکند که چالش واقعی بازارها نه شدت اثر فوری جنگ، بلکه مدتزمان و تداوم آن است. به گفته او، مهمترین عامل در این میان، انباشت روزانه کسری عرضه نفت است که طی بیش از یک ماه گذشته بین ۱۲ تا ۱۳ میلیون بشکه در روز برآورد میشود. ادامه این شکاف میتواند بهتدریج بحران را تشدید کند و اثرات آن را به افق میانمدت و بلندمدت بکشاند. از نظر او، بحران عرضه صرفاً به اختلال درعبور و مرور از تنگه هرمز محدود نمیشود، بلکه به آسیبهایی نیز مرتبط است که به زیرساختهای نفتی در ایران و سایر کشورها وارد شده و بازسازی آنها ممکن است ماهها یا حتی سالها زمان ببرد. در عین حال، او توضیح میدهد که بالا ماندن انتظارات سودآوری شرکتهای آمریکایی، بهویژه در بخش فناوری، دلیل اصلی جذب بخشی از شوک بوده است. اگر این انتظارات تغییر کند و سودآوری شرکتهای فناوری وارد مسیر نزولی شود، بازار ممکن است وارد مرحلهای بسیار حساستر شود و همین بخش، که تاکنون تکیهگاه شاخصها بوده، خود به محرک یک موج نزولی گسترده تبدیل شود. از سوی دیگر، رُلى راشد، تحلیلگر اقتصادی، تابآوری بازار سهام آمریکا را بازتابی از بلوغ سازوکار بازار در مواجهه با شوکهای ژئوپلیتیکی میداند. از نظر او: بازارها جنگ را نه بهعنوان یک رویداد واحد، بلکه بهصورت رشتهای از خبرهای پراکنده و مرحلهبهمرحله هضم میکنند؛ و همین ویژگی مانع شکلگیری یک هراس ناگهانی و سراسری میشود. در نتیجه، سرمایهگذاران ترجیح میدهند موقعیتهای خود را به تدریج بازتنظیم کنند، نه اینکه بهصورت جمعی و همزمان از بازار خارج شوند. او همچنین یادآور میشود که پس از سالها بحران، از همهگیری کووید-۱۹ تا جنگ اوکراین و سپس تنشهای خاورمیانه، سرمایهگذاران نهادی، صندوقهای پوشش ریسک و مؤسسات مالی بزرگ، جنگ را دیگر یک استثنا نمیبینند، بلکه آن را بخشی ماندگار از محیط اقتصادی تلقی میکنند. این تغییر روانی، واکنشهای احساسی را کاهش داده و به تحرکات مبتنی بر راهبردهای حسابشده، از جمله جابهجایی سریع به سمت بخشهای دفاعی و دیجیتال، وزن بیشتری داده است. در مجموع، آنچه امروز در والاستریت دیده میشود، نه مصونیت در برابر جنگ، بلکه نوعی تابآوری مشروط و محاسبهشده است. این تابآوری بر حافظه تاریخی بازار، تداوم سودآوری شرکتها و امید به موتورهای جدید رشد، بهویژه هوش مصنوعی، استوار است. با این حال، این تعادل تا زمانی دوام خواهد داشت که جنگ در سطحی قابلمهار باقی بماند و بحران انرژی به یک شوک فرسایشی و ممتد تبدیل نشود. در صورت عبور از این مرز، همان بازارهایی که امروز آرام به نظر میرسند، ممکن است در مرحله بعد با بازتعریف از ریسک، واکنشی بهمراتب شدیدتر از خود نشان دهند
- هسته حاکم در ایران، در حال سازماندهی مجدد خود است
متعاقب حذف شماری فراوان از چهرههای ارشد جمهوری اسلامی ایران، هسته جدید قدرت در جمهوری اسلامی حول پیوند محمدباقر قالیباف، علیاصغر حجازی و احمد وحیدی در حال شکلگیری است. قالیباف در سطح سیاسی و جنگی برجسته شده، حجازی مرکز ثقل تصمیمگیری در بیت رهبری را حفظ کرده و وحیدی نقش کلیدی در تقویت بازوی امنیتی ایفا میکند. این ترکیب بیانگر بازآرایی قدرت بهسوی ساختاری امنیتی-ایدئولوژیک برای مدیریت بحران و تضمین بقا در شرایط بیثباتی است. وبسایت فرانسوی مدیاپارت در گزارشی نوشتە است که به نظر میرسد محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، پس از حذف تعداد زیادی از رهبران ارشد حکومت جمهوری اسلامی ایران، بە یکی از برجستهترین چهرههای قدرت تبدیل شدە باشد. با این حال، قدرت واقعی در دفتر رهبر جمهوری اسلامی و سرویسهای اطلاعاتی متمرکز است. این وب سایت در خصوص تغییرات در ساختارهای قدرت در ایران بر این باور است کە اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، در ۲۹ مارس درباره برخورد متفاوت با افراد مختلف در ایران ممکن است اشارهای غیرمستقیم به قالیباف باشد که بهطور مستمر در رسانههای دولتی ایران حضور دارد. او یکی از جوانترین فرماندهان سپاه پاسداران در دوران جنگ ایران و عراق بوده و بعدها نیز فرماندهی نیروی هوافضای سپاه را بر عهده داشته است. مدیاپارت او را از منظر غرب، در زمره آخرین تندروهای باقیمانده در ساختار قدرت ایران معرفی میکند. به نقل از فرزان ثابت، پژوهشگر این حوزه، مدیاپارت مینویسد: قالیباف احتمالاً مسئولیت نظارت بر برخی از طرحها و راهبردهای مرتبط با جنگ کنونی ایران را بر عهده دارد. برخی منابع نیز او را بهعنوان یک کانال ارتباطی غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن توصیف کردهاند. در همین حال، دیپلماتهای پاکستانی به نقل از رویترز اعلام کردهاند که نام قالیباف به همراه عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، بهطور موقت از فهرست اهداف ترور خارج شده است. با این وجود این وضعیت میتواند پس از پایان مهلت تعیینشده توسط ترامپ برای پذیرش مذاکرات از سوی ایران تغییر کند. مدیاپارت گزارش میدهد که ایران پیشنهاد آتشبس ۱۵ مادهای ایالات متحده را مبنی بر برچیدن برنامه هستهای، تحویل اورانیوم غنیشده، اعمال محدودیت بر برنامه موشکی و توقف حمایت از متحدان منطقهای کە در ازای لغو تحریمها بوده است، رد کردە است. همزمان با آن، تهران بر حق حاکمیت خود بر تنگه هرمز تأکید کرده است. اعتبار خونین قالیباف ۶۴ ساله، بنا بر این گزارش، در میان سازمانهای حقوق بشری چهرهای با سابقهی بسیار بد دارد. او در سرکوب اعتراضات دانشجویی تهران در سال ۱۹۹۹ نقش محوری داشته و دستور تیراندازی به معترضان را صادر کرده است. مدیاپارت یادآور میشود که او در دوران شهرداری تهران به فساد و ایجاد ارتباط با شبکههای جنایی برای پیشبرد جاهطلبیهای سیاسی متهم شده است. این رسانه در عین حال تاکید میکند که برجسته شدن چهره قالیباف در عرصه عمومی میتواند لزوما نشانه قدرت واقعی او نباشد، زیرا ساختار قدرت در ایران بهصورت شبکهای و چندلایه عمل میکند. مدیاپارت در ادامه مینویسد که مرکز واقعی قدرت در دفتر رهبر جمهوری اسلامی، موسوم به بیت رهبری، قرار دارد، حدود ۱۷۰۰ مقام در این دفتر فعالیت داشتە و عملاً توسط علیاصغر حجازی کە ارتباط نزدیکی با نهادهای اطلاعاتی و امنیتی دارد، ادارە میشود. این رسانه همچنین اشاره میکند که برجسته شدن نام قالیباف، پس از قتل علی لاریجانی در یک حمله هوایی اسرائیل روی دادە است. لاریجانی با برخورداری از ترکیبی از پیشینه مذهبی، نظامی و اداری نفوذ قابل توجهی در ساختار رژیم داشت و دبیر شورای عالی امنیت ملی بود. به گفته مدیاپارت، با وجود روابط نزدیک قالیباف با سپاه پاسداران و رهبر جمهوری اسلامی، موقعیت او بهعنوان رئیس مجلس نسبتاً ضعیف است و با وجود چندین بار نامزدی، هرگز موفق به کسب مقام ریاستجمهوری نشده است. در ادامه این رسانه به نقل از کلمنت ترمه پژوهشگر حوزه مطالعات ایران، مینویسد که قالیباف فاقد نفوذ واقعی است و بیشتر نقش هماهنگکننده میان نهادهای مختلف را ایفا میکند. به گفته این پژوهشگر: نظام سیاسی ایران برای تضمین تداوم خود در شرایط بحران یا حذف چهرهها، به ارتقای شخصیتهای درجه دو متکی است. وی تأکید میکند که سپاه پاسداران صرفاً یک نهاد نظامی و وفاداربه یک فرد مشخص نیست، بلکه یک ارتش ایدئولوژیک در خدمت مفهوم «ولایت فقیه» است. بنابراین تحلیل این ساختار صرفا از منظر افراد و شخصتها، میتواند گمراهکننده باشد. نقش فزاینده دستگاههای امنیتی مدیاپارت در بخش دیگری از گزارش خود مینویسد آنچه برای بقای نظام اهمیت دارد، حفظ شبکهها و ساختارهای مرتبط با رهبران ترورشده است، زیرا در این چارچوب «شهادت» افراد به این گروهها قدرت بیشتری میبخشد. در همین راستا، به نظر میرسد که خانواده لاریجانی پس از ترور رهبر خود، نفوذ بیشتری در ساختار قدرت پیدا کردهاند. کشته شدن علی خامنهای و برخی از اعضای خانوادهاش، موقعیت مجتبی خامنهای را تقویت کرده است. وی با وجود مخالفتهای داخلی و در شرایط ابهام درباره وضعیت سلامتی یا احتمال مرگ، بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران مطرح شدە است. مدیاپارت در پایان خاطر نشان میکند که رژیم در تلاش است پوشش ایدئولوژیک، خود را حتی در این شرایط حفظ کند. در حال حاضر، بیشترین نفوذ در سپاه پاسداران در اختیار احمد وحیدی، فرمانده جدید این نیروی ایدئولوژیک قرار دارد که از بنیانگذاران حزبالله لبنان و نیروی قدس بهشمار میرود. این موضوع نشاندهنده تقویت روزافزون نقش ساختارهای امنیتی در قدرت سیاسی ایران است. در همین راستا، حکومت ایران در حال افزایش حضور امنیتی در شهرها است تا برای احتمال بروز اعتراضات مجدد آماده باشد. به نقل از یک شاهد ایرانی، اعضای بسیج در ایام تعطیلات سال نو اقدام به ذخیرهسازی سلاح در مدارس کردهاند.
- کشورهای خلیج فارس بهدنبال مسیرهای جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز هستند
کشورهای حوزە خلیج فارس در واکنش به بستن تنگه هرمزاز سوی ایران، در حال بازنگری در پروژههای پرهزینه خطوط لوله برای دور زدن این گلوگاه حیاتی هستند. تجربه موفق خط لوله شرق–غرب عربستان، اهمیت مسیرهای جایگزین را برجسته کرده است. با وجود چالشهای مالی، امنیتی و سیاسی، این کشورها به سمت ایجاد شبکهای از مسیرهای انتقال انرژی حرکت میکنند تا آسیبپذیری صادرات خود را کاهش دهند. در پی تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی در منطقه خاورمیانە، همزمان با آغاز درگیری میان ایران و ائتلاف آمریکا–اسرائیل و بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران، کشورهای حوزه خلیج فارس در حال بازنگری جدی در طرحهای احداث خطوط لوله جایگزین هستند. این طرحها با هدف کاهش وابستگی به این گذرگاه استراتژیک و تضمین تداوم صادرات انرژی در شرایط بیثباتی پیگیری می شوند. تهدید مستمر ایران نسبت به امکان اختلال یا کنترل این آبراه،که بخش قابل توجهی از صادرات نفت و گاز جهان از آن عبور میکند، در کنار تلاش کشورهای منطقه برای ایجاد مسیرهای جایگزین، میتواند در بلندمدت به تضعیف امتیازات ژئوپلیتیکی ایران بینجامد. در این بارە، روزنامه فایننشال تایمز در گزارشی تحلیلی به بررسی این گزینهها، هزینهها و میزان کارآمدی آنها پرداخته است. براساس این گزارش، مقامات دولتی و مدیران صنعت انرژی در کشورهای حوزە خلیج بر این باورند که، با وجود هزینههای بسیار بالا، پیچیدگیهای فنی و ملاحظات سیاسی، توسعه خطوط لوله جدید ممکن است تنها راهکار پایدار برای کاهش ریسکهای بلندمدت باشد. در این میان، تجربه عربستان سعودی در احداث خط لوله شرق–غرب بار دیگر بهعنوان نمونهای موفق مورد توجه قرار گرفته است. این خط لوله که در دهه ۱۹۸۰ و در واکنش به تهدیدات ناشی از جنگ نفتکشها میان ایران و عراق طراحی و اجرا شد، اکنون با انتقال روزانه حدود ۷ میلیون بشکه نفت به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ، امکان دور زدن کامل تنگه هرمز را فراهم کرده است. در شرایط کنونی، این زیرساخت نهتنها یک مزیت فنی بلکه یک دارایی ژئوپلیتیک محسوب میشود. مدیران صنعت انرژی در منطقه آن را نمونهای از یک تصمیم راهبردی بلندمدت میدانند که امروز ارزش خود را بهطور کامل نشان داده است. در همین راستا، عربستان سعودی در حال بررسی افزایش ظرفیت این خط یا حتی توسعه مسیرهای جدید برای انتقال سهم بیشتری از تولید روزانه خود- که بیش از ۱۰ میلیون بشکه برآورد میشود -از مسیرهای جایگزین است. بهطور همزمان، نشانههایی از تغییر در رویکرد کلی کشورهای منطقه مشاهده میشود. آنچه پیشتر در سطح سناریوهای فرضی یا مطالعات مقدماتی باقی مانده بود، اکنون به مرحله بررسیهای عملیاتی نزدیک شده است. تحلیلگران معتقدند که نگاه کشورها از پروژههای منفرد به سمت طراحی شبکهای از خطوط لوله تغییر کرده است که بتواند با ایجاد مسیرهای متعدد، انعطافپذیری بیشتری در برابر بحرانها فراهم کند. با این حال، تحقق چنین الگویی مستلزم سطح بالایی از هماهنگی منطقهای و سرمایهگذاری مشترک است. در سطحی گستردهتر، برخی از این طرحها در چارچوب پروژههای کلانتر ژئواقتصادی تعریف میشوند. از جمله، احیای ایده کریدور هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC) که با حمایت ایالات متحده مطرح شده و هدف آن ایجاد پیوندهای جدید تجاری و انرژی میان آسیا، خلیج فارس و اروپا است. این طرح، در صورت اجرا، میتواند شامل زیرساختهای انرژی از جمله خطوط لوله باشد، اما مسیرهای پیشنهادی- بهویژه آنهایی که به بنادر مدیترانه متصل میشوند - با پیچیدگیهای سیاسی قابل توجهی روبهرو هستند. برآوردهای اولیه نشان میدهد که هزینه احداث خطوط لوله جدید بسیار قابل توجه خواهد بود. ساخت پروژهای مشابه خط لوله شرق–غرب عربستان حداقل به ۵ میلیارد دلار سرمایه نیاز دارد، در حالی که مسیرهای چندملیتی پیچیدهتر، مانند خطوطی که از عراق به سمت اردن، سوریه یا ترکیه امتداد مییابند، ممکن است بین ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشند. افزون بر این، چالشهای امنیتی در برخی از این مسیرها، از جمله وجود مهمات منفجرنشده در مناطق جنگی عراق، حضور گروههای مسلح و بیثباتیهای سیاسی مزمن جدی است. مسیرهای جنوبی به سمت دریای عمان نیز با موانع جغرافیایی و امنیتی مواجهاند. عبور خطوط لوله از مناطق کوهستانی و صخرهای هزینههای مهندسی را افزایش میدهد و در عین حال، حملات اخیر به زیرساختهای بندری در عمان نشان داده است که این مسیرها نیز از تهدیدات منطقهای مصون نیستند. در نتیجه، هیچیک از گزینهها فاقد ریسک نیستند و هر مسیر جایگزین، مجموعهای از چالشهای خاص خود را به همراه دارد. در کنار ملاحظات فنی و امنیتی، مسائل سیاسی نیز نقش تعیینکنندهای دارند. پرسشهایی درباره مالکیت، مدیریت و کنترل جریان انرژی در خطوط لوله چندملیتی مطرح است. ایجاد یک شبکه منطقهای مستلزم آن است که کشورهای خلیج فارس از رویکردهای صرفاً ملی فاصله گرفته و به سمت سازوکارهای همکاری جمعی حرکت کنند که با توجه به رقابتهای ژئوپلیتیکی موجود، پیچیده و زمانبر خواهد بود. در کوتاهمدت، گزینههای عملیتر بر توسعه زیرساختهای موجود متمرکز است. افزایش ظرفیت خط لوله شرق–غرب در عربستان سعودی و همچنین تقویت مسیر انتقال نفت از ابوظبی به فجیره، از جمله اقداماتی است که میتواند بدون ورود به پیچیدگیهای پروژههای فرامرزی، ظرفیت صادراتی را افزایش دهد. همچنین توسعه پایانههای صادراتی در سواحل دریای سرخ، بهویژه در چارچوب پروژههای بزرگی مانند نئوم، بهعنوان بخشی از راهبرد تنوعبخشی مسیرهای صادراتی در دستور کار قرار گرفته است. جنگ کنونی در خاورمیانە، در نهایت میتواند تبعات گستردە امنیتی، نظامی و اقتصادی را برای سالهای آیندە از خود بر جای گذارد، اما از همە مهمتر و در درازمدت، بە نظر می رسد بە رغم هزینەهای گزاف، یافتن مسیرهای آلترناتیو برای انتقال انرژی، مهمترین پیامد آن بودە است.
- سخنرانی ترامپ: اعلام پیروزی یا مدیریت یک بنبست راهبردی؟
نصراللە لشنی سخنرانی اخیر دونالد ترامپ، در سطح گفتمانی کوششی برای تثبیت روایت پیروزی در جنگ ایران بود، اما در سطح تحلیلی نشانههای آشکار ابهام راهبردی و فقدان استراتژی خروج را برجسته کرد. تأکید همزمان بر تحقق اهداف و تداوم عملیات، به الگوی «اعلام موفقیت بدون پایان» اشاره دارد. این نطق بیش از اعلام پایان، بازتاب ورود جنگ به مرحلهای فرسایشی و پرریسکتر است. سخنرانی دیشب دونالد ترامپ خطاب به مردم آمریکا، در ظاهر تلاشی برای ارائه تصویر کنترل و موفقیت در جنگ ایران بود، اما در لایههای عمیقتر، نشانههایی از ابهام راهبردی، فشار داخلی و فقدان یک مسیر روشن برای پایان جنگ را آشکار کرد. این نطق که نخستین سخنرانی رسمی او پس از آغاز عملیات نظامی علیه ایران در اواخر فوریه محسوب میشود، در شرایطی ایراد شد که همزمان بازارهای جهانی انرژی بیثبات، حمایت داخلی کاهشیافته و اهداف جنگ همچنان محل تردید هستند. ترامپ در این سخنرانی تأکید کرد که اهداف اصلی جنگ تقریباً محقق گشتە و از پیروزیهای قاطع سخن گفت؛ از جمله تضعیف شدید توان نظامی ایران در حوزههای دریایی، هوایی و موشکی. با این حال، او هیچ جدول زمانی دقیقی را برای پایان جنگ ارائه نکردە و در عین حال هشدار داد که حملات نظامی ممکن است برای دو تا سه هفته دیگر ادامه یابد. این ترکیب از اعلام موفقیت و تداوم عملیات، یکی از مهمترین تناقضهای سخنان و عملکرد ترامپ است. در سطح گفتمانی، ترامپ تلاش کرد روایت پیروزی نزدیک را تثبیت کند، اما در سطح عملیاتی، نشانهای از پایان واقعی جنگ دیده نمیشود. چنین الگویی در ادبیات نظامی بهعنوان وضعیت اعلام پیروزی بدون استراتژی خروج» شناخته میشود که معمولاً در جنگهایی رخ میدهد که اهداف اولیه یا تغییر کردهاند یا تحققپذیری آنها زیر سؤال رفته است. یکی دیگر از محورهای کلیدی سخنرانی، تأکید ترامپ بر عدم نیاز آمریکا به تنگه هرمز بود. او تصریح کرد که کشورهایی که به این مسیر حیاتی انرژی وابستهاند، باید خود مسئول باز نگه داشتن آن باشند. این موضع، در واقع نشانهای از تغییر در نقش سنتی آمریکا بهعنوان تضمینکننده امنیت جریان انرژی جهانی است. با این حال، این ادعا با واقعیتهای اقتصادی در تضاد است؛ زیرا حتی در صورت کاهش وابستگی مستقیم آمریکا به نفت خلیج فارس، اختلال در تنگه هرمز بهطور مستقیم بر قیمت جهانی نفت و در نتیجه اقتصاد آمریکا تأثیر میگذارد. در بعد داخلی، این سخنرانی را میتوان تلاش برای مدیریت فشارهای سیاسی و اقتصادی دانست. نظرسنجیها نشان میدهند که اکثریت قابل توجهی از آمریکاییها با ادامه جنگ مخالف هستند و نگران افزایش قیمت انرژیاند. در این چارچوب، تأکید بر موفقیتهای نظامی و نزدیک بودن پایان جنگ، بیشتر کارکردی روانی و سیاسی دارد تا ارائه یک نقشه راه واقعی. با این حال، مهمترین ضعف سخنرانی، فقدان تعریف روشن از هدف نهایی جنگ بود. ترامپ از جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای سخن گفت، اما همزمان تهدید به حمله به زیرساختهای انرژی و حتی اشاره به تغییرات در ساختار قدرت ایران و بازگرداندن ایرانیان به عصر حجر کرد. این پراکندگی اهداف، نشانهای از پدیدهای است که در مطالعات استراتژیک به آن گسترش مأموریت گفته میشود؛ یعنی تغییر تدریجی اهداف جنگ بدون تعیین نقطه پایان مشخص. در سطح بینالمللی نیز این سخنرانی پیامهای دوگانهای ارسال کرد. از یک سو، تأکید بر موفقیت نظامی و برتری آمریکا، و از سوی دیگر، انتقال مسئولیت مدیریت بحران، بهویژه در مورد تنگه هرمز، به سایر کشورها. این رویکرد میتواند به تضعیف ائتلافهای سنتی آمریکا و افزایش بیثباتی در نظام بینالملل منجر شود. در مجموع، سخنرانی ترامپ بیش از آنکه نشانهای از پایان جنگ باشد، بازتابدهنده یک وضعیت بیثبات و نامطمئن است. وضعیتی که ترامپ را وادار کرده است تا برای حفظ روایت پیروزی در شرایطی که واقعیت میدانی هنوز به یک نتیجه قطعی نرسیده است، تلاش کند. به بیان دیگر، این نطق را میتوان نه اعلام پایان جنگ، بلکه نشانه ورود آن به مرحلهای پیچیدهتر و بالقوه فرسایشیتر دانست.












