
نتایج جستجو
Search this site
2515 results found with an empty search
- وضعیت جسمی سری ثریا اُندر همچنان وخیم است
سری ثریا اُندر، نایبرئیس مجلس ترکیه و نماینده حزب دموکراتیک خلقها (DEM) از استانبول و عضو هیات صلح امرالی، در سیزدهمین روز بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان فلورانس نایتینگل همچنان در وضعیت بحرانی قرار دارد. با گذشت ١٣ روز از وضعیت بحرانی سری ثریا اُندر، علی اُندر، برادر او، در گفتوگو با رسانهها از ادامه درمان اُندر تحت نظارت دقیق پزشکی خبر داد، اما تأکید کرد که وضعیت او وخیمتر شده است. مسئولان بیمارستان اعلام کرده اند که با وجود ثبات نسبی همودینامیک تحت پشتیبانی دستگاه اکمو و داروهای تقویتی قلب، وضعیت عصبی اُندر رو به وخامت است، رفلکسهایش کاهش یافته و ادم مغزی ادامه دارد. خطر جانی او به طور قابلتوجهی افزایش یافته است. بحران سلامتی اُندر از ۱۵ آوریل زمانی آغاز شد که به دلیل پارگی کامل آئورت به بیمارستان منتقل شد. او پس از یک عمل جراحی ۱۲ ساعته که شامل بایپس و تعویض دریچه آئورت بود، به بخش مراقبتهای ویژه رفت. به دلیل تورم قلبی، قفسه سینهاش به طور کامل بسته نشد. در ۱۹ آوریل، عمل بازبینی نشان داد که ناحیه جراحی عاری از عفونت است و قلب او انقباضات جزئی را آغاز کرده، اما آسیب مغزی احتمالی به دلیل کمبود اکسیژن همچنان نگرانکننده است. پروفسور ارتان ساغباش، جراح قلب بیمارستان، وضعیت را بسیار دشوار توصیف کرده و تاکید کرده که تیم پزشکی با تمام توان برای نجات او تلاش میکند. در واکنش بە وضعیت جسمی این سیاستمدار برجستە، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور، ترکیە، طی تماسی با پروین بولدان، نماینده حزب طرفدار کردها DEM، حمایت همە جانبە خود را از این عضو هیات صلح امرالی اعلام داشت. اوزگور اوزل، رهبر حزب خلق جمهوری CHP، و صلاحالدین دمیرتاش، سیاستمدار کرد زندانی، نیز برای بهبودی اُندر پیامهایی ارسال کردند. دمیرتاش در نامهای او را «برادر سری» خواند و از تعهدش به صلح ستایش کرد. حمایت عمومی و سیاسی نشاندهنده جایگاه ویژه اُندر در جامعه ترکیه است. سری سوریا اُندر، متولد ۷ جولای ۱۹۶۲ در آدییامان است، اما به دلیل حمایت از حقوق کردها اغلب به اشتباه کرد پنداشته میشود. او هویت خود را بر پایه عدالت اجتماعی و برابری تعریف میکند. پدرش، ضیا اُندر، از بنیانگذاران حزب کارگران ترکیه در آدییامان بود. پس از مرگ پدر در ۸ سالگی، اُندر نزد داییاش کە از شاگردان سعید نورسی، اسلامگرای کرد بود، ڕشد یافتە و رسالە نور را در نزد او مطالعە کرد. اُندر در دانشگاه آنکارا علوم سیاسی خواند، اما پس از کودتای ۱۹۸۰ هفت سال زندانی شد. پس از آزادی، به سینما روی آورد و با فیلمهایی مانند «سفر به خورشید» (۱۹۹۹) و «بینالملل» (۲۰۰۶) به شهرت رسید و جوایز بینالمللی کسب کرد. در سیاست، او به عنوان نماینده DEM و نایبرئیس مجلس با سخنرانیهای انتقادیاش شناخته میشود. در سال ۲۰۱۳، اُندر در اعتراضات پارک گزی حضور یافت و در برابر بولدوزرها ایستاد، که منجر به آسیبدیدگی او شد. او در مذاکرات صلح دولت ترکیە با حزب کارگران کردستان طی سالهای ۲۰۱۳-۲۰۱۵ نقشی کلیدی ایفا و در اعلام «توافق دولمهباغچه» (۲۰۱۵) حضور یافت، سندی که برای صلح و دموکراسی طراحی شده بود. اُندر در نوروز ۲۰۱۳ پیام آتشبس اوجالان را خواند، که به اتهامات قضایی علیه او منجر شد، اما در ۲۰۱۹ آزاد گردید. او همچنین یکی از معماران گفتوگوهای صلح کنونی بین دولت و حزب کارگران کردستان است.
- محل کسب ۴ چهار شهروند بهایی ارومیه پلمپ شد
چهار واحد صنفی متعلق به شهروندان بهایی در ارومیه توسط اداره اماکن پلمب شدند. علت این اقدام، تعطیلی مغازهها در یکی از اعیاد مذهبی بهاییان اعلام شده است. بر اساس گزارش هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ماموران اداره اماکن روز ۱۱ اردیبهشت مغازههای این شهروندان بهایی را پلمپ کردهاند. واحدهای صنفی پلمبشده شامل فروشگاه پوشاک فرائض رضایی، فروشگاه لوازم الکتریکی عنایت جواهردوست، فروشگاه پوشاک شیوا دهقان و فروشگاه قطعات یدکی تجهیزات سرمایشی شهاب نجفزاده هستند. صاحبان این واحدها به دلیل همزمانی روز ۱۱ اردیبهشت با یکی از اعیاد بهائی طبق باور دینی خود اقدام به تعطیلی مغازهها کرده بودند. یکی از نزدیکان این شهروندان گفته است که مأموران اداره اماکن در همان روزی که مغازهها تعطیل بودهاند، آنها را پلمب کرده و در پاسخ به پیگیریهای بعدی مالکان در روز ۱۳ اردیبهشت اعلام کردهاند که بازگشایی واحدها تنها با دستور قاضی ممکن خواهد بود و زمان بازگشایی نیز مشخص نیست. مطابق ماده ۲۸ قانون نظام صنفی کشور، تمامی اصناف مجازند تا ۱۵ روز در سال به دلایل مذهبی مغازههای خود را تعطیل کنند، اما این قانون برای بهائیان اجرایی نشده و این اقلیت دینی بارها با پلمب محل کسب خود مواجه شدهاند. در سالهای گذشته نیز، محل کسب و کار تعداد زیادی از شهروندان بهایی به دلایل مشابه پلمب شده است. سازمانهای حقوق بشری این اقدامات را بخشی از سیاست سیستماتیک جمهوری اسلامی علیه جامعه بهائیان ایران توصیف کردهان
- تحویل مظنون پرتاب موشک توسط حماس به ارتش لبنان
ارتش لبنان روز یکشنبه ۴ آوریل اعلام کرد که جنبش مقاومت اسلامی (حماس) یک فلسطینی مظنون به دست داشتن در عملیات پرتاب موشک به سمت اسرائیل در مارس گذشته را بە مدیریت اطلاعات ارتش لبنان تحویل داده است. سکای نیوز عربی گ زارش نمودە است که این فرد، با هویت اختصاری (م.غ)، در ورودی اردوگاه عینالحلوه در شهر صیدا به مدیریت اطلاعات ارتش لبنان تحویل داده شده است. این اقدام چند روز پس از هشدار رسمی دولت لبنان به گروه حماس مبنی بر خودداری از انجام هرگونه عملیاتی که امنیت ملی یا حاکمیت این کشور را به خطر اندازد، صورت گرفت. ارتش لبنان در بیانیه ای تصریح کرده که مظنون در دو عملیات پرتاب موشک به سمت مناطق شمالی اسرائیل در تاریخهای ۲۲ و ۲۸ مارس ۲۰۲۵ دست داشته است. حمله راکتی حماس پس از توصیه شورای عالی دفاع و تصمیم دولت لبنان صورت گرفته بود که استفاده از خاک لبنان برای فعالیتهایی که امنیت ملی این کشور را تهدید کند، ممنوع کرده و هشدار داده بود که نقض حاکمیت با «شدیدترین تدابیر» مواجه خواهد شد. در همین رابطە ارتش لبنان افزوده است که تحویل این مظنون نتیجه تماسهای گسترده مدیریت اطلاعات ارتش و اداره کل امنیت عمومی با حماس بوده است. تنشها زمانی بالا گرفت که اسرائیل در واکنش به شلیک راکت، مناطقی در جنوب لبنان و ضاحیه جنوبی بیروت، پایگاه اصلی حزبالله، را بمباران کرد. در آوریل ۲۰۲۵، همزمان با هشدار شورای عالی دفاع بە ریاست جوزف عون ، لبنان مبنی بر عدم استفادە حماس از خاک لبنان در حملە بە اسرائیل، ارتش لبنان چندین نفر، از جمله لبنانیها و فلسطینیها، را در ارتباط با این حملات موشکی بازداشت کرد. با این حال هیچ گروهی رسما مسئولیت راکت اندازیها رابرعهده نگرفته بود و حزبالله لبنان نیز هرگونه ارتباط با این حملات را رد کرده بود. با این حال منابع امنیتی به خبرگزاری فرانسه گفته بودند که سه نفر از بازداشتشدگان عضو حماس بودند. حماس پیشتر در سال ۲۰۲۳، در جریان درگیریهای اسرائیل و حزبالله که به دلیل جنگ اسرائیل علیه نوار غزه آغاز شد، مسئولیت پرتاب موشک از خاک لبنان را بر عهده گرفته بود.
- کشف کارگاه تولید کاپتاگون توسط ارتش لبنان در نزدیکی مرز سوریه
ارتش لبنان از کشف و انهدام یک کارگاه تولید قرصهای مخدر کاپتاگون در منطقه حرف السماقة در الهرمل، نزدیکی مرز سوریه، خبر داده است. این عملیات در چارچوب مبارزه با تولید و قاچاق مواد مخدر انجام شد. بر اساس گزارش روزنامه النهار ، نیروهای ارتش لبنان روز دوشنبه، ۵ مه ۲۰۲۵، با همکاری واحد اطلاعاتی به محل کارگاه یورش برده و مقدار زیادی قرص کاپتاگون و مواد اولیه مورد استفاده در تولید آن را کشف و ضبط کردند. بر اساس این گزارش اقلام کشفشده به مراجع قضایی تحویل داده شده و تحقیقات در این زمینه آغاز شده است. منطقه الهرمل و نواحی مرزی لبنان با سوریه در سالهای اخیر به کانونهای اصلی تولید و قاچاق کاپتاگون تبدیل شدهاند. این ماده مخدر بیشتر از طریق مسیرهای قاچاق به کشورهای همسایه و حوزه خلیج فارس منتقل میشود. کپتاگون، مادهای محرک شبیه بە آمفتامین است کە به طور گسترده در سوریه تولید و بهعنوان " کوکائین فقرا " شناخته میشود. این ماده مخدر در دورە حکومت بشار اسد بە صورت عمدە، بە عنوان منبعی اقتصادی از سوی رژیم بعث تولید و بە سایر کشورها صادر میشد. تخمینها نشان میدهد که در سال ۲۰۲۱، رژیم اسد حداقل ۵.۷ میلیارد دلار از تجارت غیرقانونی کپتاگون درآمد کسب کرده است و برخی منابع حتی این رقم را تا ۵۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ برآورد کردهاند؛ رقمی که چندین برابر صادرات قانونی کشور بود. به گزارش وال استریت ژورنال ، این تجارت اغلب با نقشآفرینی گروههای مسلح و شبهنظامیان منطقه همراه بوده است. پس از سقوط رژیم بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، دولت موقت سوریه تلاشهایی برای مقابله با شبکههای قاچاق آغاز کرده است ، اما بنا به گزارش واشنگتن پست ، برخی از این شبکهها همچنان فعال هستند.
- حمله حوثیها به اسرائیل؛ فرصتها و چالشهای پیشرو برای نتانیاهو
امیر خنجی حمله موشکی اخیر حوثیهای یمن به خاک اسرائیل، که بنا به برخی گزارشها موفق به عبور از سامانههای دفاعی تلآویو شد، نقطهای تازه در نبردهای نیابتی خاورمیانه ترسیم و دو دیدگاە متفاوت در این باره را بازنمایی میکند. در نگاه نخست، این حمله نشانهای از گسترش آسیبپذیری اسرائیل تلقی میشود. اما نگاه دوم میتواند حاکی از نشانههایی مبنی بر فعال شدن ماشین دیپلماسی و نظامی اسرائیل برای اعمال فشار حداکثری بر ایران و بازتنظیم معادله امنیتی منطقه باشد. روز گذشته (یکشنبه ۱۴ اردیبهشت)، حوثیهای یمن، نیروی نیابتی جمهوری اسلامی ایران، با موشک بالستیک بە حوالی فرودگاە بن گوریون ، در اسرائیل حملە کردند. این حملە در عین حال کە بازتاب دهندە قدرت یک نیروی نیابتی در منطقە است، نشان دهندە تبدیل این گروە بە یک بازیگر منطقەای نیز است. حوثیها طی سالهای گذشته از یک گروه شورشی محلی در شمال یمن به یک بازیگر منطقهای تبدیل شدهاند؛ آنهم با حمایت مستقیم ایران. حمله موشکی اخیر آنها به اسرائیل، که گفتە میشود با استفاده از موشکهای دوربرد و دقیق انجام شده است، بیش از آنکه بهدنبال تخریب فیزیکی باشد، حاکی از ارسال یک پیام ژئوپلیتیکی بود: اسرائیل اکنون باید جبهه جنوبغربی خود را نیز بهعنوان یک تهدید بالقوه لحاظ کند. این تحول، از نظر تلآویو نگرانکننده است؛ چراکه تا پیش از این، جنوب اسرائیل تنها با تهدید حماس درگیر بود، اما اکنون یمن نیز بهعنوان منبع پرتاب بالقوه موشک یا پهپاد به این معادله وارد شده است. از این منظر، تهدید حوثیها نه تنها درون یمن بلکه در کل منظقه خاورمیانه ابعاد فرامنطقهای یافته است. سقوط سیاسی در عدن؛ صعود استراتژیک در صنعا همزمان با حمله موشکی حوثیها به اسرائیل، تحولی سیاسی مهم در یمن رخ داد: استعفای احمد عوض بن مبارک، نخستوزیر دولت مستقر در عدن. او در بیانیه استعفای خود ، بهصراحت از فقدان اختیارات واقعی، دخالتهای خارجی و اختلافات در شورای ریاستی انتقاد کرد. این استعفا، عملاً نشاندهندهی فروپاشی انسجام درونی دولت مورد حمایت عربستان سعودی و غرب بود. این دولت که مقر آن در عدن است، همان دولت در تبعید یمن محسوب میشود که پس از سقوط صنعا به دست حوثیها، مشروعیت بینالمللی را حفظ کرده اما نفوذ میدانیاش بهشدت محدود شده است. در مقابل، حوثیها با تمرکز قدرت در صنعا، موقعیت خود را تقویت کردهاند. این گروه نه تنها از سال ۲۰۱۴ کنترل پایتخت یمن را در دست دارد، بلکه با گذشت زمان توانسته است بهواسطه پیروزیهای نظامی و استراتژیک، نوعی مشروعیت تحمیلی برای خود ایجاد کند. اکنون با خروج چهرهای مانند بن مبارک از صحنه، میتوان گفت موقعیت سیاسی حوثیها در یمن بیش از هر زمان دیگر تثبیت شده است. از زاویهای دیگر، این وضعیت به نفع محور مقاومت – به رهبری ایران – تمام شده است. ایران که حامی اصلی حوثیها محسوب میشود، میکوشد با گسترش عمق استراتژیک خود در یمن، نشان دهد که نفوذش تنها محدود به شام و لبنان نیست، بلکه اکنون تا جنوب شبهجزیره عربستان گسترش یافته است. از این منظر، حوثیها نهتنها یک گروه شورشی محلی بلکه بخشی از معماری بازدارندگی منطقهای ایران بە شمار می روند. محاصره ژئوپلیتیکی یا فرصت برای بازسازی استراتژی؟ از نگاه راهبردی، اسرائیل با معادلهای پیچیده مواجه است. چالشهای اسرائیل فقط به ایران ختم نمیشود. در غزه، عملیات نظامی همچنان ادامه دارد و هزاران نیروی ذخیره فراخوانده شدهاند . در لبنان، تهدید حزبالله همچنان پابرجاست و در سوریه، اسرائیل حملات هوایی را افزایش داده است و اکنون در جنوبغربی، حوثیها با برد بلند و هدفگیری مناطق استراتژیک اسرائیل، نشانهای از باز شدن جبهه جدیدی را علیە این کشور بە نمایش میگذارند. از سوی دیگر، باید چالشهای داخلی اسرائیل را نیز مدنظر داشت. در حالی که نتانیاهو بر لزوم پاسخ قاطع تأکید دارد، با فشارهای داخلی فزایندهای مواجه است. مدتی پیش تظاهرات گستردهای در تلآویو و سایر شهرها برگزار شد که معترضان خواستار پایان جنگ در غزه و تمرکز بر آزادی گروگانها بودند. برخی از مقامات ارشد نیز استعفا دادهاند و اختلافات در کابینه افزایش یافته است. با تمام این توضیحات باید توجه داشت که این وضعیت در عین تهدید، میتواند فرصتی نیز برای اسرائیل باشد. اسرائیل میکوشد با بهرهگیری از این تهدیدات متقاطع، حمایت سیاسی و نظامی بیشتری برای اقدام مستقیم علیه ایران جلب کند. از منظر تلآویو، اگر ساختار تهدید ایران در لبنان، سوریه، عراق و یمن فعال شده است، از همین رو، توجیه استراتژیک برای ضربه زدن به مرکز این ساختار – یعنی تهران – نیز افزایش یافته است. اسرائیل و گزینه اقدام پیشدستانه علیه ایران تهدید به اقدام نظامی علیه ایران برای اسرائیل تازگی ندارد، اما در ماههای اخیر این گزینه از حالت هشدار سیاسی به سطح فشار عملی رسیده است. نتانیاهو و حلقه امنیتی نزدیک به او بارها اعلام کردهاند که در صورت نزدیک شدن ایران به ظرفیت ساخت سلاح هستهای، اسرائیل «بهتنهایی» هم که شده وارد عمل خواهد شد. در همین راستا، تلآویو رزمایشهای متعددی برای حمله فرضی به تأسیسات هستهای ایران انجام داده، جنگندههای F-۳۵ را به تمرینهای شبانه فرستاده و حتی بمبهای سنگرشکن سفارش داده است . با وجود اینکه این حمله بدون پشتیبانی لجستیکی آمریکا دشوار خواهد بود، اما اسرائیل در حال آمادهسازی ذهنی جامعه جهانی برای این سناریو است. نقش آمریکا: مداخله کمتر، حضور استراتژیک اسرائیل به دنبال مقابله مستقیم با ایران است، اما بدون حمایت آمریکا این اقدام بسیار دشوار و احتمالاً ناموفق خواهد بود. نتانیاهو برای حمله به تأسیسات زیرزمینی هستهای ایران به بمبهای سنگرشکن، اطلاعات ماهوارهای و پشتیبانی گسترده هوایی نیاز دارد؛ مؤلفههایی که تنها با حمایت لجستیکی و سیاسی آمریکا در دسترس هستند. از طرفی دیگر، تغییرات اخیر در سیاست خارجی آمریکا و مشی دولت جدید این کشور مبنی بر کاهش مداخلات نظامی مستقیم و اختلاف نظرهای راهبردی بین واشنگتن و تلآویو، بهویژه مواضع مشاور امنیت ملی آمریکا، باعث شده است که حمایت مستقیم آمریکا از هرگونه حمله اسرائیل به ایران در این مقطع زمانی زیر سؤال برود. همچنین باید توجه داشت کە با وجود اختلاف نظر میان تلآویو و واشنگتن، بهویژه در مورد زمانبندی اقدام علیه ایران، اما نظم امنیتی دوجانبه همچنان پابرجاست. ایران و بازی بلندمدت جنگ نیابتی در نقطه مقابل، ایران با اتکا بر شبکهای از نیروهای نیابتی، بهجای درگیری مستقیم، روی فرسایش تدریجی رقیب حساب باز کرده است. حمله اخیر حوثیها، حملات راکتی حزبالله، یا حتی اقدامات کوچکتر در سوریه و عراق، همگی بهعنوان مهرههای شطرنج بزرگتری عمل میکنند که هدف نهایی آن، ایجاد نوعی بازدارندگی نامتقارن در برابر قدرت نظامی اسرائیل است. اما این شبکهسازی پیچیده، خود نیز آسیبپذیر است. اسرائیل بارها توانسته است در سوریه و عراق، انبارهای سلاح، سامانههای موشکی و کاروانهای لجستیکی وابسته به ایران را هدف قرار دهد. در واقع، تهدید چند جانبه ایران، در کنار فرصتهای آن، نیازمند نگهداشتن سطحی از هماهنگی است که در عمل دشوارتر از آن چیزی است که از بیرون بهنظر میرسد. دو برداشت متفاوت در مسیر بازتنظیم نظم امنیتی برداشت اول: با تمام شواهد موجود، نمیتوان اسرائیل را بازیگری در موضع ضعف قلمداد کرد. نتانیاهو تلاش دارد تا از حمله حوثیها به عنوان محرکی برای اسرائیل در راستای بازتنظیم راهبردی جدید بهرەبرداری کند. او میخواهد از این تهدید نظم بازدارنده جدیدی را خلق کند که فشار را بهجای تحمل، به طرف مقابل منتقل کند. در این مسیر، هر حمله نیابتی ممکن است در چشم جهان، به توجیه تازهای برای اقدام تلآویو علیه تهران تبدیل شود. از این منظر، حمله حوثیها نه پایان بازدارندگی اسرائیل، بلکه آغاز دور تازهای از شکلدهی به نظم امنیتی خاورمیانه است. برداشت دوم: اسرائیل، علیرغم توان نظامی بالا، در مقابل تهدیدهای پراکنده اما همزمان، به طور محسوسی دچار سردرگمی است. اقدام نظامی علیه ایران بدون پشتیبانی آمریکا ممکن است به جنگی تمامعیار با عواقب فاجعهبار منجر شود و این مسئله محاسبات استراتژیک اسرائیل را پیچیدهتر کرده است.
- اعتصاب غذای زندانی سیاسی کُرد در زندان ایلام
محمد دانیالی، زندانی سیاسی کُرد و از معترضان جنبش زن، زندگی، آزادی از روز یکشنبه ۱۴ اردیبهشت در زندان مرکزی ایلام دست به اعتصاب غذا زدە است. او پیشتر نیز در دوران بازداشت و بازجویی دو بار اعتصاب غذا کرده بود. آژانس خبررسانی کُردپا با اعلام این خبر، علت اعتصاب غذای این زندانی سیاسی را اعتراض به وضعیت وخیم روحی و روانی و همچنین شرایط غیرانسانی و ناعادلانه نگهداری در زندان عنوان کرده است. محمد دانیالی فعال مدنی و فرهنگی ۲۴ ساله و عضو گروه کوهنوردی «بنار آبدانان« روز از تاریخ ۲۵ اسفند ۱۴۰۳ برای اجرای حکم دو سال حبس تعزیری در زندان مرکزی ایلام محبوس است.او به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و «ارتکاب بزه اجتماعی» به دو سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم شده است. این زندانی سیاسی کُرد روز ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ توسط نیروهای امنیتی در شهر دهلران بازداشت و به بازداشتگاهی در ایلام منتقل و پس از ۶۰ روز با تودیع وثیقه پنج میلیارد تومانی به صورت موقت آزاد شد. او پیشتر نیز در دوران بازداشت اولیه و انفرادی، به دلیل رفتارهای تحقیرآمیز نیروهای امنیتی از جمله تراشیدن اجباری مو، بیاحترامی و عدم رسیدگی به وضعیت پروندهاش، دو بار دست به اعتصاب غذا زده بود.
- اقتصاد سایه؛ کاپتاگون سیاست سوریه را هنوز تحت تاثیر قرار میدهد
photo: Nikolay Doychinov/Reuters تجارت کاپتاگون در سوریه تحت حکومت بشار اسد به یکی از مهمترین منابع درآمدی رژیم تبدیل شده بود و نقشی کلیدی در بقای آن ایفا میکرد. اگرچه این تجارت اقتصاد سوریه را در دوران تحریمها و جنگ داخلی سرپا نگه داشت، اما به یکی از عوامل اصلی نگرانیهای منطقهای و بینالمللی تبدیل شد. هرچند دولت جدید سوریه پس از سقوط اسد میگوید تلاشهایی برای کنترل این تجارت انجام میدهد، اما این مسئله همچنان بر روابط دیپلماتیک سوریه با همسایگانش تأثیر میگذارد. کاپتاگون؛ ستون فقرات اقتصاد رژیم اسد کاپتاگون، بە عنوا ماده ای محرک شبیه بە آمفتامین کە بهطور گسترده در سوریه تولید و بهعنوان "کوکائین فقرا" شناخته میشد در دورە حکومت بشار اسد بە صورت عمدە، بە عنوان منبعی اقتصادی از سوی رژیم بعث تولید و بە سایر کشورها صادر میشد. تخمینها نشان میدهد که در سال ۲۰۲۱، رژیم اسد حداقل ۵.۷ میلیارد دلار از تجارت غیرقانونی کاپتاگون درآمد کسب کرده است و برخی منابع حتی این رقم را تا ۵۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ برآورد کردهاند؛ رقمی که چندین برابر صادرات قانونی کشور بود. اهمیت مادی این تجارت بهقدری بود که جوئل ریبرن، فرستاده ویژه پیشین آمریکا در امور سوریه، پیش از سقوط بشار اسد بیان کرد که اگر درآمدهای حاصل از این تجارت قطع شود، رژیم اسد احتمالاً دوام نخواهد آورد . این تجارت عمدتاً تحت نظارت ماهر اسد، برادر بشار اسد و فرمانده لشکر چهارم ارتش سوریه، انجام میشد. این لشکر نقش کلیدی در تولید، بستهبندی و قاچاق کاپتاگون ایفا میکرد و از بندر لاذقیه بهعنوان نقطه اصلی صادرات استفاده مینمود. با این حال، در تحقیقات مشترک BBC News Arabic و شبکه OCCRP که در سال ۲۰۲۳ انجام گرفت (۳)، پرده از ارتباطات این تجارت با حزبالله لبنان برداشته شد. آنها دریافتند که پس از تصرف مقر یکی از شبهنظامیان وابسته به رژیم در سویدا، قرصهای آماده پخش کاپتاگون، دستگاههای تولید قرص و تلفن همراهی یافت شد که پیامهایی از مذاکرات درباره انتقال تجهیزات تولید کاپتاگون بین سوریه و لبنان را در خود داشت. بررسیها نشان داد که فرد لبنانی شریک این عملیات، با حزبالله لبنان در ارتباط بوده است. حزبالله که به دلیل نقش خود در جنگ داخلی سوریه و حمایت از رژیم اسد همواره در مظان اتهام همکاری در قاچاق مواد مخدر قرار داشته، این اتهامات را رد میکند. با این حال، یکی از سربازان ارتش سوریه در این تحقیقات اعتراف کرده که خرید مواد از اعضای حزبالله و هماهنگی حمل آن با لشکر چهارم ارتش، یک روال عادی در مناطق تحت کنترل دولت بوده است. واکنشهای بینالمللی و منطقهای دولت بشار اسد نهتنها از قاچاق کاپتاگون سود اقتصادی هنگفتی بهدست میآورد، بلکه از آن بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار بر کشورهای همسایه نیز استفاده میکرد. این سیاست، نگرانیهای جدی در میان کشورهای منطقه برانگیخت. با این حال، شمال سوریه تأثیر کمتری از قاچاق این ماده گرفت و تمرکز اصلی تجارت آن بر مسیر جنوبی، بهویژه به سوی عربستان سعودی بود که از طریق خاک اردن دسترسیپذیر است. عربستان به بزرگترین بازار مصرف کاپتاگون تبدیل شده بود و بارها محمولههای عظیم قاچاقشده از سوریه را کشف و ضبط کرد. در یکی از مهمترین موارد، مقامات ایتالیایی در سال ۲۰۲۰ محمولهای به ارزش ۱.۲ میلیارد دلار را در بندر سالرنو توقیف کردند که مبدأ آن سوریه بود. همین وضعیت باعث شد عربستان سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، رژیم اسد را تهدیدی برای امنیت ملی خود تلقی کنند. در واکنش، فشارهای دیپلماتیک و تحریمهای اقتصادی علیه سوریه افزایش یافت. اتحادیه اروپا و ایالات متحده نیز تحریمهایی را علیه اعضای خانواده اسد و مقاماتی که با تجارت کاپتاگون در ارتباط بودند، اعمال کردند. با وجود این فشارها، دولت سوریه تا مدتی توانست کشورهای همسایه را متقاعد کند که همکاری برای کنترل تولید این ماده، میتواند باب روابط دیپلماتیک را دوباره باز کند. در نتیجه، در ماه مه ۲۰۲۲ از بازگشت سوریه به اتحادیه عرب استقبال شد و بشار اسد برای نخستینبار در بیش از یک دهه در نشست این نهاد منطقهای شرکت کرد. با این حال، برخلاف تعهداتی که در سال ۲۰۲۳ به همتایان عرب خود داده بود، اسد عملاً به تجارت پر سود کاپتاگون به سوی خلیج فارس پایان نداد و تولید و قاچاق این ماده همچنان ادامه یافت. سقوط اسد و افشای ابعاد تجارت کاپتاگون با سقوط بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، اطلاعات بیشتری درباره گستردگی تجارت کاپتاگون فاش شد. در حومه دمشق، کارخانههایی کشف شد که بهطور مخفیانه به تولید کاپتاگون مشغول بودند. در یکی از این کارخانهها، قرصهای کاپتاگون در داخل اسباببازیها و تجهیزات خانگی پنهان شده بودند. همچنین، در بندر لاذقیه، انبارهای بزرگی از کاپتاگون کشف شد که نشاندهنده نقش کلیدی این بندر در صادرات مواد مخدر بود. این کشفیات تأیید کرد که رژیم اسد بهطور سیستماتیک در تولید و قاچاق کاپتاگون دخیل بوده و کنترل ۸۰ درصد کل تولید جهانی این ماده محرک را در دست داشته است. تأثیر بر روابط دیپلماتیک پس از اسد پس از سقوط رژیم اسد، دولت جدید سوریه به رهبری احمد الشرع به منظور تأمین خواستههای همسایگان خود و ترمیم رابطه با آنان، تلاشهایی را برای مبارزه با تجارت کاپتاگون آغاز کرد. این اقدامات شامل کشف و ضبط محمولههای بزرگ کپتاگون و تعطیلی کارخانههای تولید آن بود. در نتیجه، تولید کاپتاگون در سوریه بهطور چشمگیری کاهش یافت. این اقدامات باعث بهبود روابط سوریه با کشورهای همسایه شد. عربستان سعودی از تلاشهای دولت جدید سوریه برای کنترل مرزهای جنوبی و جلوگیری از قاچاق مواد مخدر استقبال کرد. همچنین، ورود اولین محموله گندم به بندر لاذقیه پس از سقوط اسد، نشانهای از بهبود روابط اقتصادی و دیپلماتیک سوریه با جهان بود. با وجود تلاشهای اولیه برای ممنوعیت تولید و صدور آن، ادامه درگیریهای خونین داخلی خیلی بە زودی نشان داد که دولت جدید انتقالی سوریە، بە رهبری احمد الشرع از توانایی لازم برای کنترل مرزها، آنگونه که همسایگانش انتظار دارند، برخوردار نیست. اگرچه با حمایت عربستان، مسیر جنوبی تا حدودی تحت کنترل درآمده و حجم قاچاق کاپتاگون از این مسیر کاهش یافته است، اما اکنون مسیر شمالی، بهویژه بهسوی ترکیه و حتی عراق، به کانون جدید این تجارت بدل شده است. با وجود تلاشهای اولیه، ادامه درگیریهای خونین داخلی خیلی زود نشان داد که دولت الشرع توانایی لازم برای کنترل مرزها، آنگونه که همسایگانش انتظار دارند، ندارد. اگرچه با حمایت عربستان، مسیر جنوبی تا حدودی تحت کنترل درآمده و حجم قاچاق کاپتاگون از این مسیر کاهش یافته، اما اکنون مسیر شمالی، بهویژه بهسوی ترکیه و حتی عراق، به کانون جدید این تجارت بدل شده است. بهویژه این نگرانی وجود دارد که ابوعمشه، یکی از فرماندهان ارتش آزاد سوریه – گروهی شبهنظامی تحت حمایت ترکیه و درگیر در جنگ با نیروهای دموکراتیک کرد – خود به یکی از تولیدکنندگان اصلی کاپتاگون تبدیل شده باشد . این جابهجایی مسیر قاچاق میتواند تأثیر چشمگیری بر شکلگیری و سطح روابط دیپلماتیک سوریهی پس از اسد با دو همسایهی کلیدیاش یعنی ترکیه در شمال و عربستان در جنوب بگذارد.
- تحولات جدید در روابط هند و پاکستان در پی حمله مرگبار کشمیر
در پی حمله مرگبار کشمیر، دهلینو پاکستان را به پشتیبانی از گروههای تروریستی متهم کرده و هشدار داده که همه گزینهها، از جمله اقدام نظامی، روی میز است. اسلامآباد این اتهامات را رد کرده و در حالت آمادهباش قرار دارد. این تحولات، تنشهای دیرینه میان دو کشور همسایه و هستهای را بار دیگر به سطحی نگرانکننده رسانده است. تنشهای میان هند و پاکستان پس از حمله مرگبار ۲۲ آوریل در منطقه پاهالگام کشمیر، که منجر به کشته شدن ۲۶ گردشگر هندو شد، وارد مرحلهای بحرانی شده است . این حمله که در چمنزاری نزدیک یکی از مکانهای تفریحی مشهور رخ داد، شدیدترین حمله علیه غیرنظامیان در دو دهه اخیر در کشمیر به شمار میرود و خشم گستردهای در هند به دنبال داشته است. هند گروهی موسوم به «جبهه مقاومت» را مسئول حمله میداند، گرچه این گروه بعداً دخالت در حمله را انکار کرد. با این حال، هند معتقد است که این گروه وابسته به لشکر طیبه است؛ سازمانی شبهنظامی که به گفته دهلی نو از حمایت پاکستان برخوردار است. پلیس هند نیز اعلام کرده که سه تن از مهاجمان شناسایی شدهاند؛ دو نفر از آنها پاکستانی و دیگری از کشمیر تحت کنترل هند بوده است. دهلی نو بهطور رسمی اسلامآباد را به حمایت از تروریسم متهم کرد و در اقدامی تلافیجویانه، حریم هوایی خود را به روی هواپیماهای پاکستانی بست، ویزاهای اتباع پاکستانی را لغو کرد، توافق تقسیم آب رودخانه ایندوس را به حالت تعلیق درآورد و دیپلماتهای پاکستانی را اخراج نمود. در مقابل، پاکستان نیز اقدامات مشابهی انجام داده، از جمله تعلیق پیمان صلح ۱۹۷۲ و اخراج دیپلماتهای هندی. درگیریهای مرزی نیز از ۲۴ آوریل شدت گرفتهاند و تبادل آتش در امتداد خط کنترل میان نیروهای دو کشور ادامه دارد. در جریان این درگیریها، یک سرباز هندی کشته و دو تن دیگر زخمی شدند. یک سرباز پاکستانی نیز اسیر شده است. هند اعلام کرده است که نقض مکرر آتشبس توسط پاکستان را در تماسهای نظامی هفتگی به شدت محکوم کرده است. نارندرا مودی، نخستوزیر هند، در واکنش به حمله پاهالگام، جلسات متعددی با مقامات دفاعی کشور برگزار کرده و به ارتش این اختیار را داده است که زمان، اهداف و نحوه واکنش را خود تعیین کنند. این تحولات باعث افزایش نگرانیها در مورد احتمال وقوع حملات نظامی هند علیه پاکستان شده است، همانطور که در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۹ نیز چنین واکنشهایی رخ داد. در همین حال، ایالات متحده تلاشهایی برای کاهش تنشها انجام داده است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، طی تماسهای جداگانه با وزیر خارجه هند و نخستوزیر پاکستان، خواستار خویشتنداری دو کشور و حفظ صلح در منطقه شد. روبیو ضمن محکوم کردن حمله تروریستی، از اسلامآباد خواسته تا در تحقیقات همکاری کند. شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، در واکنش به این درخواست، اتهامات هند را رد کرده و خواستار کاهش لفاظیها و برخورد مسئولانه از سوی دهلی نو شده است. مقامات پاکستانی چند روز پیش هشدار دادند که اطلاعات موثقی در دست دارند که نشان میدهد هند ممکن است در عرض ۲۴ تا ۳۶ ساعت آینده دست به اقدام نظامی بزند . هرچند دهلی نو واکنشی نداشت، اما با توجه به اقدامات اخیر، احتمال یک درگیری نظامی محدود در منطقه را نمیتوان نادیده گرفت. در حوزه فضای مجازی و رسانه نیز تنشها بروز یافتهاند. برخی از حسابهای اینستاگرام بازیگران و افراد مشهور پاکستانی در هند مسدود شدهاند و بیش از دوازده کانال خبری پاکستانی نیز به دلیل انتشار محتوای تحریکآمیز در هند ممنوع شدهاند. این اقدامات بخشی از سیاست سختگیرانه اطلاعاتی دولت هند در برابر آنچه «تبلیغات خصمانه» مینامد، محسوب میشود. کارشناسان معتقدند که ادامه این وضعیت میتواند به درگیری نظامی گستردهتری منجر شود، بهویژه با توجه به اینکه هر دو کشور به تسلیحات هستهای مجهز هستند و از زمان استقلال تاکنون سه جنگ با یکدیگر داشتهاند. جامعه جهانی، بهویژه ایالات متحده، چین و سازمان ملل، با دقت تحولات را دنبال کرده و خواهان حلوفصل دیپلماتیک بحران هستند.
- ایران در چنگال کمآبی؛ سدهای کلیدی در آستانه خشک شدن
ایران با بحران کمآبی بیسابقهای دستوپنجه نرم میکند که با کاهش ۳۷ درصدی ورودی آب به مخازن سدهای کشور و ذخایر آبی کمتر از ۱۰ درصد در هفت سد کلیدی همراه شده است. این وضعیت، تأمین آب شرب، کشاورزی و تولید برق را به شدت تهدید میکند. طبق آمار سال جاری ، حجم آب مخازن سدهای ایران تا ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ به ۲۷.۱۹ میلیارد مترمکعب رسیده که نسبت به ۳۲.۹۰ میلیارد مترمکعب سال گذشته، ۱۷ درصد کاهش یافته است. پرشدگی مخازن سدها ۵۲ درصد است، در حالی که سال گذشته این رقم ۶۵ درصد بود. ورودی آب به سدها از ابتدای سال آبی (مهر ۱۴۰۳) تا ۱۳ اردیبهشت به ۱۸.۱۹ میلیارد مترمکعب رسیده که ۳۷ درصد کمتر از سال قبل (۲۹.۰۴ میلیارد مترمکعب) است. خروجی آب سدها نیز ۱۵ درصد کاهش یافته است. بر اساس دادەهای وزارت نیروی ایران هفت سد کلیدی، شامل لار در تهران با ۶ درصد، دوستی در خراسان رضوی با ۹ درصد، استقلال در هرمزگان با ۶ درصد، شمیل و نیان در هرمزگان با ۱ درصد، تنگوئه سیرجان در کرمان با ۸ درصد، رودبال داراب در فارس با ۲ درصد و ساوه در مرکزی با ۹ درصد، در آستانه خشک شدن قرار دارند. به گفتە مقامات ایرانی، کاهش بارندگی عامل اصلی این بحران است. ارتفاع ریزشهای جوی تا ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ به ۱۳۶.۶ میلیمتر رسیده که ۳۸ درصد کمتر از میانگین بلندمدت ۲۱۸.۶ میلیمتر و ۳۳ درصد کمتر از سال گذشته با ۲۰۳ میلیمتر است. این کاهش، بهویژه در مناطق مرکزی و شرقی، ورودی سدها را به شدت کاهش داده است. کارشناسان هشدار دادهاند که ادامه این روند، تولید برقآبی را مختل کرده و احتمال خاموشی در تابستان ۱۴۰۴ را افزایش میدهد. کمبود آب همچنین تولیدات کشاورزی و امنیت غذایی را تهدید میکند و میتواند به مهاجرت اجباری و تنشهای اجتماعی منجر شود. فیروز قاسمزاده، مدیرکل دفتر اطلاعات و دادههای آب ایران بر صرفهجویی در مصرف آب و استفاده از پساب برای مصارف غیرشرب تأکید کرده و بهبود نسبی برخی سدها به دلیل بارندگیهای بهاره را موقتی دانسته است. او هشدار داده که کسری بلندمدت منابع آبی جبران نخواهد شد. ایران سالهاست با کمآبی مواجه است. تغییرات اقلیمی، کاهش بارندگی، برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی و مدیریت ناکارآمد، کشور را در معرض تنش آبی شدید قرار داده است . وزارت نیرو طرحهایی مانند انتقال آب بینحوضهای و بازچرخانی آب پیشنهاد داده، اما این طرحها به دلیل هزینههای بالا و تأثیرات زیستمحیطی با انتقادهایی مواجه شدهاند.
- تشدید بحران انسانی در غزه، حماس غارتگران را اعدام میکند
در پی تشدید بحران انسانی در نوار غزه، اسرائیل از مارس ۲۰۲۵ کمکهای بشردوستانه را متوقف کرده است. این تصمیم باعث افزایش بحران غذایی و سوءتغذیه در میان ساکنان غزه شده و آشپزخانههای عمومی که پیش از این به هزاران نفر غذا میرساندند، تعطیل شدهاند. در این شرایط، اجرای چندین حکم اعدام توسط حماس برای مقابله با غارتگران و تهدیدات امنیتی، وضعیت را پیچیدهتر کرده است. خبرگزاری رویترز گزارش داده است که در پی تشدید بحران انسانی در نوار غزه تحت محاصره اسرائیل، گروه حماس در هفته جاری اقدام به اعدام چندین نفر به اتهام غارت فروشگاهها و آشپزخانههای عمومی کرده است. این اقدامات پس از حملات مسلحانه به مراکز توزیع غذا و آشپزخانههای خیریه در غزه صورت گرفته است. حماس برخی از این غارتگران را به همکاری با اسرائیل متهم کرده، اما اسرائیل هنوز به این ادعا واکنشی نشان نداده است. وزارت امور داخلی حماس اعلام کرده که به شدت با این افراد برخورد خواهد کرد و برای مقابله با آنها، نیروی جدیدی متشکل از ۵۰۰۰ نفر را به خدمت گرفته است. این در حالی است که حملات پهپادی اسرائیل به واحدهای مسلح حماس، چالشهایی را در اجرای این برنامه ایجاد کرده است. در غزه، وضعیت امنیتی به شدت بحرانی است و گزارشها از افزایش سرقت و تهدیدهای مسلحانه از سوی گروههای شبهنظامی حکایت دارند. این وضعیت، فشار مضاعفی بر جمعیت غزه وارد کرده است که اکنون عمدتاً در مناطق مرکزی و ساحلی به دلیل ایجاد مناطق حائل از سوی اسرائیل محدود شدهاند. بحران غذایی در غزه نیز به شدت در حال گسترش است. اسرائیل از مارس ۲۰۲۵ ورود هرگونه کمک انسانی به غزه را مسدود کرده است، در نتیجه بسیاری از آشپزخانههای عمومی که پیش از این به تغذیه هزاران نفر کمک میکردند، به دلیل کمبود منابع در آستانه تعطیلی قرار دارند. این شرایط منجر به افزایش سوءتغذیه و مرگ و میر در میان کودکان شده است. از آغاز درگیریها در اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، بیش از ۵۲ هزار فلسطینی در غزه جان خود را از دست دادهاند. محاصره و ادامه درگیریها، شرایط انسانی را در این منطقه به سطحی بیسابقه رسانده است. در این شرایط، تلاشهای میانجیگری برای برقراری آتشبس با شکست مواجه شده است و بحران انسانی در غزه به یکی از جدیترین بحرانهای منطقهای تبدیل شده است.
- پزشکیان میگوید بنبست در مذاکرات به معنای بنبست برای کشور نیست
پس از لغو مذاکرات میان ایران و آمریکا، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، تأکید کرد که «بنبست در مذاکرات به معنای بنبست برای کشور نیست.» این اظهارات در حالی مطرح شده که گمانهزنیها درباره شکست احتمالی مذاکرات شدت گرفته است. همزمان، با تشدید اختلافات بر سر موضوعاتی مانند غنیسازی اورانیوم، تنشهای دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن وارد مرحلهای حساس شده است. در پی لغو مذاکرات برنامهریزیشده میان ایران و ایالات متحده، فضای دیپلماتیک دو کشور بار دیگر وارد مرحلهای از تنش و بیاعتمادی شده است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در گفتوگویی با روزنامه تهران تایمز تصریح کرد که جمهوری اسلامی از موضع ضعف وارد مذاکره با آمریکا نخواهد شد و سرنوشت کشور را به مذاکرات گره نمیزند. او گفت: در گذشته، برخی میگفتند اگر به توافق نرسیم، با مشکل مواجه خواهیم شد. ما هرگز آینده کشورمان، خودمان یا منطقه را به مذاکرات گره نزدهایم. او افزود: «ما کار خودمان را انجام میدهیم. البته اگر مذاکره کنیم، صلح برقرار کنیم و روابطمان را بهبود بخشیم، بسیار مفید خواهد بود. اما بنبست در مذاکرات به این معنی نیست که ما نیز به بنبست خواهیم رسید. ما به بنبست نخواهیم رسید.» مذاکراتی که قرار بود روز شنبه ۳ مه بین مقامات ایران و آمریکا برگزار شود، و همچنین نشستی جداگانه میان دیپلماتهای ایرانی و اروپایی که برای روز جمعه دوم مه برنامهریزی شده بود، هر دو لغو شدند. اگرچه دلیل رسمی این لغوها «مشکلات لجستیکی» اعلام شده، اما برخی منابع غیررسمی از اختلافات عمیق و تشدید شکافها میان طرفین خبر دادهاند. همزمان با این تحولات، لحن مقامات آمریکایی در قبال ایران شدت یافته است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرده هر کشوری که از ایران نفت خریداری کند با تحریمهای ثانویه ایالات متحده مواجه خواهد شد . مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا نیز بار دیگر خواستار توقف غنیسازی اورانیوم و توسعه موشکهای دوربرد از سوی ایران شده است. وی تاکید کرده اگر ایران تنها به دنبال یک برنامه صلحآمیز هستهای است، باید اورانیوم مورد نیاز را وارد کند؛ همانطور که بسیاری از کشورهای دیگر چنین میکنند. این اظهارات با واکنش صریح عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، مواجه شد. او در توییتی نوشت:«تکرار دروغ، واقعیتهای بنیادین را تغییر نمیدهد.» عراقچی تاکید کرد که ایران به عنوان یکی از اعضای موسس معاهده انپیتی، حق دستیابی به چرخه کامل سوخت هستهای را دارد. او همچنین هشدار داد که «لفاظیهای تحریکآمیز و مواضع حداکثری» نهتنها به نتیجهای نمیانجامد، بلکه شانس موفقیت مذاکرات را از بین میبرد . تعویق دور چهارم مذاکرات در حالی رخ داده که تحلیلگران بینالمللی نسبت به آینده مبهم گفتوگوها و خطر تشدید تنشها هشدار دادهاند. اختلاف بر سر مسائل کلیدی از جمله برنامه هستهای و موشکی، عملاً هرگونه پیشرفتی را در مسیر دیپلماتیک متوقف کرده و احتمالاً شکاف میان تهران و واشنگتن را عمیقتر خواهد کرد.
- ترکیه با گسترش نفوذ خود در حوزە انرژی، جای پای خود را در سوریه محکمتر میکند
سوریه و ترکیه در آستانه امضای توافقی برای واردات برق و گاز طبیعی هستند. این توافق شامل احداث خط انتقال برق ۴۰۰ کیلوولتی و بازسازی خط لوله گاز طبیعی میان دو کشور است. ظرفیت انتقال گاز سوریه میتواند روزانه ۶ میلیون متر مکعب باشد و در مقابل برق از ترکیه به حلب و مناطق شمالی سوریه منتقل خواهد شد. همچنین سوریه از شرکتهای ترکیهای برای بازسازی زیرساختهای نفت و گاز دعوت به همکاری کرده و پیشنهاد اکتشاف گاز در آبهای سرزمینی خود را مطرح کرده است. محمد البشیر، وزیر انرژی سوریه، در اوایل ژانویە سال ۲۰۲۵، در حاشیه اجلاس منابع طبیعی استانبول اعلام کردە بود که دمشق در آستانه امضای توافقنامهای با آنکارا برای واردات برق و گاز طبیعی قرار دارد؛ توافقی که میتواند بخشی از بحران مزمن انرژی در سوریه را کاهش دهد. بر اساس اظهارات البشیر، این توافق شامل احداث یک خط انتقال برق ۴۰۰ کیلوولتی از ترکیه به سوریه است. آلپارسلان بایراکتار، وزیر انرژی ترکیه، نیز در همین راستا اعلام کرده بود که با تمرکز ویژه بر تأمین برق شهر حلب، ظرفیت صادرات برق میتواند در چند ماه آینده به ۵۰۰ مگاوات برسد. همچنین یادآور شده بود که آنکارا از سال ۲۰۱۷ تاکنون برق و سوخت به سوریه صادر کرده است. همزمان دو کشور در حال بازسازی خط لوله گاز طبیعی میان استان کیلیس در جنوب ترکیه و شهر حلب هستند. طبق ادعای مقامات سوری این خط لوله ظرفیت انتقال روزانه ۶ میلیون متر مکعب گاز طبیعی را دارد که میتواند نیروگاههای سوریه را تغذیه کند. افزون بر این، به گفته وزیر انرژی سوریه طرحی برای احداث یک خط انتقال برق جدید از شهر ریحانلی در استان هاتای ترکیه به منطقه حارم در حومه ادلب در دست بررسی است. پس از تکمیل مناقصه، این خط میتواند تا ۸۰ مگاوات برق به مناطق شمالی سوریه منتقل کند. با این حال، همکاری انتقال انرژی میان دو کشور تنها به حوزه برق و گاز محدود نمیشود. البشیر در حاشیه این اجلاس از آمادگی سوریه برای جذب سرمایهگذاری خارجی در تمام بخشهای انرژی خبر داد و از شرکتهای ترکیهای برای مشارکت در بازسازی زیرساختهای نفت و گاز استقبال کرد. این پروژهها شامل اکتشاف، حفاری، پالایش، انتقال، بازسازی پالایشگاهها و نیز توسعه بخش معدن با تمرکز بر فسفات و لیتیوم خواهد بود. نکته قابل توجه دیگر، پیشنهاد همکاری برای اکتشاف گاز طبیعی در آبهای سرزمینی سوریه است. به گفته البشیر، در جریان مذاکرات با وزیر انرژی ترکیه، طرفین توافق کردهاند تا یک توافقنامه برای گسترش همکاریهای انرژی امضا کنند. سوریه که پیش از جنگ داخلی یکی از تولیدکنندگان اصلی نفت و گاز در شرق مدیترانه بود، در پی بیش از یک دهه درگیری نظامی، زیرساختهای انرژی خود را بهطور جدی از دست داده است. بر پایه آمار اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده ، تولید نفت این کشور از ۳۸۳ هزار بشکه در روز و تولید گاز طبیعی از ۳۱۶ میلیون فوت مکعب در روز به سطوحی ناچیز کاهش یافته است. توقف صادرات انرژی نیز یکی از منابع اصلی درآمد دولت سوریه را تقریباً از بین برده است. بر اساس نظر کارشناسان مسائل خاورمیانە، با بیرون راند ایران از سوریە و بە قدرت رسیدن احمد الشرع بە عنوان نمایندە مطامع ترکیە در سوریە، ترکیە بە عنوان رقیب ایدئولوژیک ایران تلاش دارد با توسعە نفوذ خود در زیرساختهای سوریە، این کشور را هر چە بیشتر، بە خود وابستە نماید.












