
نتایج جستجو
2129 results found with an empty search
- سامانه دفاع هوایی اسرائیلی آرو ۳حفاظت از آسمان اروپا را بر عهدە می گیرند
سامانه دفاع هوایی پیشرفته اسرائیلی 3 Arrow که مسئولیت دفع حملات موشکهای بالستیکی ایران را بر عهده داشت، برای نخستین بار در اختیار یک نیروی نظامی خارجی قرار گرفته و رسماً کنترل دفاع هوایی اروپا را تقویت میکند. وزارت دفاع اسرائیل روز چهارشنبه اعلام کرد که اولین سامانه عملیاتی Arrow 3 را به ارتش آلمان تحویل داده و ارتش آلمان نیز اکنون سامانه آرو ۳ را بە عنوان یکی از پیشرفتهترین سامانههای دفاع هوایی اسرائیل، عملیاتی کرده است. این سامانه در سه سال گذشته صدها موشک بالستیک ایرانی و حوثی را رهگیری و استقرار آن در اروپا، در شرایط افزایش تهدیدها، توان دفاع هوایی قاره را بهطور قابل توجهی افزایش میدهد. استقرار سامانه دفاع موشکی بالستیک Arrow 3 در پایگاه هوایی هولزدورف آلمان، در حالی انجام میشود که نیروهای ناتو به دنبال تقویت سامانههای دفاع هوایی برد بلند خود در مواجهه با تهدیدهای فزاینده روسیه در امتداد مرز شرقی ناتو هستند. به گفته مقامات فروش این سامانە موشکی بە ارزش ۳.۵ یا ۳.۶ میلیارد دلار به آلمان در سپتامبر ۲۰۲۳ آغاز بزرگترین قرارداد صادرات دفاعی تاریخ اسرائیل محسوب میشود کە اکنون در اختیار آلمان قرار گرفتە است. در این بارە، هولگر نویمان، رئیس دفاع نیروی هوایی آلمان، گفت که اکنون کشور ما دارای یک معماری دفاعی واقعی ۳۶۰ درجه است که نه تنها از آلمان، بلکه از ساختارهای فرماندهی ناتو نیز حفاظت میکند. امیر بارام، مدیرکل وزارت دفاع اسرائیل، در مراسم تاریخی رونمایی اظهار داشت که لحظهای تاریخی و شگفتانگیز است که با وجود تاریخ هولوکاست، فناوری دفاع هوایی اسرائیل از آلمان محافظت میکند. وی افزود این پروژه بدون دوستی عمیق و اعتماد بین آلمان، اسرائیل و آمریکا ممکن نبود. سامانههای آرو، محصول مشترک شرکتهای دولتی صنایع هوافضای اسرائیل (IAI) و غول هوافضای آمریکا، بوئینگ، هستند. در حالی که Arrow 2 موشکها را در لایه بالایی جو زمین رهگیری میکند، Arrow 3 که از سال ۲۰۱۷ عملیاتی شده است، قادر است اهداف موشکی را فراتر از جو زمین و در فضا نابود کند. این سامانه از فناوری برخورد برای کشتن (hit-to-kill) استفاده میکند که در آن موشک رهگیر مستقیماً به هدف برخورد کرده و آن را نابود میکند. به گفته نیروی هوایی آلمان، این نابودی در مرز فضا برای کاهش خطرات ناشی از کلاهکهای هستهای، شیمیایی یا قطعات انفجاری بر مناطق مسکونی ضروری است، زیرا این سامانه برای رهگیری و نابودی موشکهای بالستیک برد متوسط در ارتفاعات بسیار بالا، بیش از ۱۰۰ کیلومتر، طراحی شده است. بواز لوی، مدیرعامل IAI، اظهار داشت که Arrow 3 در چند سال گذشته صدها موشک بالستیک شلیکشده توسط ایران و متحدانش در خاورمیانه را رهگیری کرده و آن را بە عنوان یک دفاع هوایی عملیاتی و اثباتشده در میدان نبرد توصیف کرد. این سامانه پیش از آخرین رویارویی اسرائیل با ایران، ارتقاء و بهروزرسانیهای نرمافزاری دریافت کرد تا عملکرد آن بهبود یابد. اسرائیل از سامانه آرو برای حفاظت از کشور در سه بار مواجهه با ایران استفاده کرده است: نخست در آوریل ۲۰۲۴، با رهگیری حدود ۱۲۰ موشک بالستیک، در اکتبر ۲۰۲۴ با رهگیری یش از ۱۸۰ موشک بالستیک، و در ژوئن گذشته این سامانە قادر بە رهگیری بیش از ۵۵۰ موشک بالستیک شد. آرو همچنین موشکهای بالستیکی را که توسط حوثیها در یمن به سمت اسرائیل پرتاب شده بود، رهگیری کرده است. این سیستم دفاعی خود را «بهطور شگفتانگیزی» با نرخ رهگیری بیش از ۹۰٪ اثبات کرده است، هرچند گزارشها حاکی است که در حمله اکتبر چندین ده موشک به پایگاههای هوایی نووتیم و تل نوف اصابت کردند. در این بارە، ژنرال بازنشسته ران کوچاو گفت که Arrow 3 تنها سامانهای در جهان است که توانایی رهگیری موشکهای بالستیک در میدان نبرد واقعی را نشان داده است. استقرار این سامانه در آلمان همزمان با هشدارهای مقامهای غربی مبنی بر تهدید رو به رشد روسیه در امتداد مرز شرقی ناتو انجام میشود. نیروی هوایی آلمان اعلام کرد که با خرید این سامانه، اقدامی مهم در جهت تقویت دفاع هوایی آلمان و اروپا برداشته و شکافهای حیاتی در توانمندیها» را برطرف میکند جنس پلوتنر از مقامات ارشد دفاعی آلمان، تأکید کرد که اروپا باید قادر به دفاع از خود باشد و Arrow 3 تنها راهحل اثباتشده موجود در حال حاضر است. به گفته مقامات اسرائیلی، این قرارداد یک مشارکت استراتژیک با آلمان و ناتو است که بر پایه اعتماد متقابل و ارزشهای مشترک بنا شده و طی دهه آینده هزاران شغل باکیفیت در اسرائیل ایجاد میکند. ران کوچاو خاطرنشان کرد که اسرائیل تنها کشوری در جهان است که تجربه عملیاتی روزانه در مدیریت یک دفاع چندلایه را دارد و این دانش را با آلمان به اشتراک میگذارد. انتظار میرود صدراعظم آلمان، فردریش مرتز، هفته آینده از اسرائیل دیدن کند. همچنین، شرکت IAI در حال توسعه یک رهگیر ارتقاء یافته به نام Arrow 4 است که در نهایت جایگزین مدل قدیمی Arrow 2 خواهد شد.
- بغداد نتایج تحقیق درباره حمله پهپادی به میدان گاز کورمور را اعلام کرد
کمیته تحقیقاتی عراق که برای بررسی حمله هفته گذشته به میدان گاز کورمور در استان سلیمانیه تشکیل شده بود، نتایج خود را با تأیید فرمانده کل نیروهای مسلح سابق، محمد شیاع السودانی، تصویب کرد. این کمیته با اشاره به عاملان حمله، هویت آنها را فاش نکرد اما شش توصیه امنیتی برای محافظت از میدان ارائه داد. به گزارش سخنگوی فرمانده کل نیروهای مسلح، صباح النعمان، کمیته تحقیق از تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۲۵ و به ریاست وزیر کشور آغاز به کار کرد و اعضای آن شامل نمایندگان سازمان اطلاعات ملی، فرماندهی عملیات مشترک، سازمان بسیج مردمی و دیگر نهادهای امنیتی و نظامی فدرال و اقلیم کردستان بود. این کمیته با پشتیبانی کمیته فنی متشکل از نمایندگان مدیریت ادله جنایی، مدیریت مواد منفجره، هوانیروز و پدافند هوایی، اطلاعات نظامی و امنیت داخلی فعالیت کرد تا جزئیات حمله را بررسی کند. در این بارە النّعمان گفت : این کمیته امروز چهارشنبه نتایج تحقیقات خود را ارائه کرد که توسط فرمانده کل نیروهای مسلح تصویب شد. نتایج تحقیق نشان داد که حمله توسط دو پهپاد انجام شده است؛ یکی از آنها به میدان کورمور اصابت کرده و دیگری خارج از آن سقوط کرده است. لاشه هر دو پهپاد برای استخراج دادههای حافظه در اختیار مدیریت اقدامات جنایی عراق قرار گرفت. مسیر پرواز پهپادها از جنوب میدان و مناطق شرق بخش طوزخورماتو بوده و این یازدهمین حمله از همین منطقه به میدان کورمور محسوب میشود. همچنین اسامی عاملان این حمله مشخص شده و برای برخی از آنها حکم بازداشت قضایی صادر شده و پیگرد قانونی ادامه دارد. پس از شناسایی هویت عاملان، دستگاههای امنیتی جمعآوری شواهد فنی برای محکومیت آنها را آغاز کردهاند. کمیته تحقیقاتی همچنین شش اقدام برای حفاظت از میدان کورمور توصیه کرد: ۱. استقرار مجدد نیروهای امنیتی در حوزه عملیاتی شرق صلاحالدین برای پوشش شکافهای امنیتی و تضمین وحدت فرماندهی ۲. جایگزینی فرماندهان مناطق با افراد کارآمد توسط وزارت دفاع، وزارت کشور و سازمان بسیج مردمی ۳. تقویت کانالهای ارتباطی اطلاعاتی میان نهادهای امنیتی فدرال و همتایان آنها در اقلیم کردستان ۴. همکاری وزارت دفاع با اقلیم کردستان برای تجهیز میدان به سامانههای پدافند هوایی و افزایش حفاظت آن ۵. اعمال تدابیر شدید برای استفاده و انتقال پهپادها فقط با موافقت رسمی مقامات ذیصلاح. ۶. تشکیل کمیته قضایی-امنیتی با مشارکت نهادهای امنیتی و اطلاعاتی برای پیگیری تحقیقات. النّعمان تأکید کرد که کار کمیته همچنان ادامه دارد تا تمامی افراد دستاندرکار شناسایی شوند و افزود: این اقدام تروریستی با هدف تهدید حاکمیت عراق و ثروتهای اقتصادی کشور و تأخیر در تثبیت امنیت و اقتصاد صورت گرفته و بدون مجازات نخواهد ماند. میدان گاز کورمور در بخش چمچمال استان سلیمانیه یکی از مهمترین منابع انرژی اقلیم کردستان است و توسط شرکت اماراتی دانا گاز برای تأمین گاز نیروگاههای برق بهرهبرداری میشود. حمله پهپادی شب ۲۶ تا ۲۷ نوامبر باعث شعلهور شدن آتش در یکی از مخازن و توقف تأمین گاز شد و بر اساس رصدخانه ایکو عراق، خسارت روزانه ناشی از توقف تولید گاز تنها به ۷.۴۱ میلیون دلار رسیده است.
- آکسیوس: ترور فرمانده حزبالله مسیر مذاکرات اسرائیل و لبنان را هموار کرد
ترور یکی از فرماندهان ارشد حزبالله در بیروت، بنا بر گزارش اختصاصی آکسیوس، به عاملی تعیینکننده در گشودن مسیر نخستین گفتوگوهای مستقیم و علنی اسرائیل و لبنان طی سه دهه گذشته تبدیل شده است. این دیدار که چهارشنبه گذشته به ابتکار آمریکا برگزار شد و قرار است ادامه یابد، در راستای تلاشها برای خلع سلاح حزبالله صورت گرفته است. وبسایت آکسیوس در گزارشی اختصاصی اعلام کرده است که ترور یکی از فرماندهان ارشد نظامی حزبالله در بیروت، نقشی کلیدی در هموار شدن مسیر نخستین گفتوگوهای مستقیم و علنی میان نمایندگان اسرائیل و لبنان در بیش از سه دهه گذشته داشته است. بر اساس این گزارش، دیپلماتهای اسرائیلی و لبنانی روز چهارشنبه تحت نظارت ایالات متحده آمریکا در شهر مرزی ناقورهدرباره پروژههای اقتصادی با هدف کاهش تنش و تثبیت اوضاع در جنوب لبنان، دیدار و گفتوگو کردند. این نشست، نخستین تماس رسمی و علنی میان دو کشور از سال ۱۹۹۳ تاکنون محسوب میشود. به گفته مقامهای آمریکایی که آکسیوس به نقل از آنها گزارش داده است، دولت دونالد ترامپ طی حدود نه ماه گذشته تلاش کرده بود زمینه این گفتوگوها را فراهم کند، اما بیاعتمادی عمیق میان دو طرف مانع پیشرفت شده بود. یک مقام آمریکایی گفته است کە واشنگتن امیدوار است این گفتوگوها به کاهش تنشها و جلوگیری از بازگشت به جنگی فراگیر در لبنان کمک کند. این دیدار در حالی برگزار شد که با وجود برقراری آتشبس، از نزدیک به یک سال پیش، اسرائیل طی هفتههای اخیر حملات خود به اهدافی در لبنان را افزایش داده است. تلآویو میگوید این حملات در واکنش به تلاشهای حزبالله برای بازسازی توان نظامی خود صورت میگیرد. کمتر از دو هفته پیش از برگزاری این نشست، ارتش اسرائیل در حملهای هوایی در بیروت، هیثم علی طباطبایی، یکی از فرماندهان ارشد نظامی حزبالله، را ترور کرد. به نوشته اکسیوس، این عملیات مهمترین حمله اسرائیل به کادر رهبری حزبالله پس از آتشبس و نخستین حمله به پایتخت لبنان در پنج ماه گذشته بود. یک مقام آمریکایی به آکسیوس گفته است که این ترور «فضای مانور سیاسی بیشتری» برای دولت اسرائیل ایجاد کرد و موجب شد تلآویو بهجای حرکت فوری به سمت یک جنگ گسترده، گزینه دیپلماسی کنترلشده را در دستور کار قرار دهد. این مقام افزوده است که ازسرگیری جنگ در هفتههای آینده، با وجود لحن تند برخی سیاستمداران اسرائیلی، بعید به نظر میرسد. آکسیوس گزارش میدهد که اسرائیل در ماههای اخیر به دولت آمریکا هشدار داده بود که دولت لبنان در اجرای تصمیم خود برای خلع سلاح حزبالله اقدامات کافی انجام نمیدهد. مقامهای اسرائیلی به واشنگتن گفتهاند در صورت تداوم روند تسلیح مجدد حزبالله، ناچار خواهند شد دوباره به گزینه نظامی متوسل شوند. در مقابل، دولت لبنان حملات اسرائیل را بهشدت محکوم کرده و گفته است این حملات تلاشهای ارتش لبنان برای برقراری امنیت در جنوب کشور را تضعیف میکند. بیروت همچنین خواستار خروج کامل نیروهای اسرائیلی از پنج پایگاه باقیمانده در خاک لبنان نزدیک به مرز شده است. به نوشته آکسیوس، تلاش برای برگزاری این نشست از ماه مارس آغاز شده بود، اما هیچیک از دو طرف تمایلی به گفتوگوی مستقیم نداشتند. با افزایش تنشها در هفتههای اخیر، دولت ترامپ فشار دیپلماتیک بر هر دو طرف را افزایش داد. میشل عیسی، سفیر جدید آمریکا در لبنان، توانست دولت لبنان را با وجود ادامه حملات اسرائیل به شرکت در این نشست متقاعد کند. همزمان، مورگان اورتگاس، دیپلمات آمریکایی، اسرائیلیها را قانع کرد که با وجود نارضایتی از عملکرد بیروت در مهار حزبالله، در مذاکرات حضور یابند. اورتگاس همچنین روز سهشنبه با بنیامین نتانیاهو دیدار کرده و از او خواسته بود نمایندهای رسمی به این نشست اعزام کند. به گفته یک مقام آمریکایی، او به نتانیاهو یادآور شده بود که دولت کنونی لبنان در مقایسه با دولتهای پیشین، بیشترین فاصله را از حزبالله گرفته است. این گفتوگوها در حاشیه نشست ماهانه سازوکار نظارت بر آتشبس، تحت هدایت ارتش آمریکا برگزار شد. پس از نشست نظامیان، دیپلماتهای اسرائیلی و لبنانی به همراه نمایندگان آمریکا گفتوگویی جداگانه انجام دادند که تمرکز اصلی آن بر همکاریهای اقتصادی و بازسازی مناطق آسیبدیده جنوب لبنان بود. آکسیوس مینویسد، چشمانداز بلندمدت واشنگتن، ایجاد منطقهای موسوم به «منطقه اقتصادی ترامپ» در امتداد مرز اسرائیل و لبنان است، منطقهای عاری از حضور حزبالله و سلاحهای سنگین. طرفها توافق کردهاند پیش از آغاز سال نو میلادی بار دیگر دیدار کنند و پیشنهادهای اقتصادی مشخصتری روی میز بگذارند، اما به گفته مقامهای آمریکایی، هدف نهایی همچنان خلع سلاح حزبالله باقی مانده است.
- آمریکا اولین اسکادران پهپادهای انتحاری خود را در خاورمیانه مستقر کرد
همزمان با نمایش نسل جدید کلونهای شاهد–۱۳۶، سنتکام نخستین اسکادران پهپادهای تهاجمی کمهزینه و انتحاری خود را با قابلیتهای ماهوارهای و حملات گروهی را به میدان میآورد فرماندهی مرکزی آمریکا در ۳ دسامبر از تشکیل نیروی ویژه اسکورپیون استرایک برای نخستین یگان پهپادهای یکطرفه تهاجمی ارتش آمریکا در خاورمیانه خبر داد. این یگان چهار ماه پس از دستور پیت هگست برای تسریع در خرید فناوری پهپادهای کمهزینه ایجاد و اکنون نخستین اسکادران سامانه «LUCAS» را در منطقه مستقر کرده است. این پهپادها با برد بالا، توان خودکار و پرتاب از روشهای مختلف طراحی شدهاند. دریابد برد کوپر در این بارە اظهار داشت: این نیروی ویژه جدید، شرایط استفاده از نوآوری به عنوان یک عامل بازدارنده را فراهم میکند. تجهیز سریعتر نیروهای ماهر ما به توانمندیهای پیشرفته پهپادی، قدرت و نوآوری ارتش آمریکا را به نمایش میگذارد و بازیگران متخاصم را بازمیدارد. این پهپادها بخشی از یگان جدید پهپادهای انتحاری هستند که برای تقویت بازدارندگی و امنیت منطقهای به خاورمیانه منتقل شدهاند. تصاویر تازه پنتاگون نشان میدهد که پهپادهای LUCAS در دو نسخه عرضه میشوند: یک مدل استاندارد برای اهداف ثابت و نسخه ارتقایافته با دوربین ژیروبَل و لینک ماهوارهای فراتر از خط دید که کنترل از فواصل بسیار دور و هدفگیری اهداف متحرک را ممکن میکند. پهپادهای مستقرشده در یکی از پایگاههای منطقه سنتکام در ۲۳ نوامبر ۲۰۲۵، بخشی از یگان جدید هوایی TFSS بودە و قابلیت ایجاد عملیات گروهی را نیز فراهم میکنند که امکان ترکیب پهپادهای ساده با تعداد محدودی پهپاد مجهز را فراهم میسازد و کارکردی فراتر از هزینه آن ایجاد میکند. برخلاف پهپادهای شاهد–۱۳۶ روسیه که عمدتاً محدود به کنترل در خط دید هستند و تنها با تغییرات محدود میتوانند اهداف متحرک را دنبال کنند، پهپادهای LUCAS آمریکا با لینک ماهوارهای برد عملیاتی گستردهتر و قابلیت هماهنگی خودکار دارند. مقامهای دفاعی آمریکا میگویند این طراحی برای تاکتیکهای حملات گروهی و عملیات شبکهمحور مناسب بودە و بهگفته سخنگوی سنتکام، با هزینه حدود ۳۵ هزار دلار برای هر فروند، توان قابلتوجهی برای پوشش منطقه عملیاتی ایجاد میشود. دستههای ترکیبی از پهپادهای مجهز به لینک ماهوارهای و پهپادهای انتحاری امکان هدایت لحظهای و کاهش ریسک را فراهم میکنند و در برابر پدافند هوایی، مصرف سامانههای گرانقیمت را هدف قرار میدهند؛ ویژگیای که بخشی از طراحی این مهمات محسوب میشود. اقدامات آمریکا و اسرائیل نشان دادهاند که ساقطکردن پهپادهای ایرانی دوربرد نیازمند استفاده از شبکهسازی گسترده، جنگندههای پیشرفته و سامانههای دفاعی متعدد است، اما سیستمهای دفاعی ایران از چنین قابلیتی برخوردار نبودە و همین موضوع بحث «وارونهسازی معادله» را برجسته کرده است. پهپادهای LUCAS میتوانند در مأموریتهای ضد رادار نیز بهکار گرفته شوند. برخی پیادهسازیهای احتمالی شامل سامانههای ESM و مشارکت دستهای برای عملیات SEAD/DEAD خواهد بود؛ قابلیتی که بهویژه در حملات شبکهمحور منطقهای اهمیت دارد. رونمایی سنتکام تنها یک روز پس از تشریح برنامه «سلطه پهپادی» وزارت دفاع انجام شد؛ طبق این طرح، در چند سال آینده صدها هزار پهپاد از این گونە را خریداری خواهد کرد. دولت فدرال یک میلیارد دلار برای ۳۴۰ هزار پهپاد کوچک تهاجمی اختصاص میدهد و فاز نخست از فوریه تا ژوئیه ۲۰۲۶ شامل تولید ۳۰ هزار پهپاد با هزینه ۵ هزار دلار توسط ۱۲ تأمینکننده است. در فازهای بعدی تعداد سفارشها افزایش یافته و قیمت کاهش مییابد. پیت هگست گفت این طرح برای ایجاد جهش مؤثر قدرت رزمی و کاهش ریسکگریزی بوروکراتیک طراحی شده است. پس از فرمان اجرایی ترامپ در ژوئن، وزارت دفاع آمریکا سیاستهای محدودکننده تولید پهپاد را لغو کرده و سه محور را دنبال میکند: جذب سرمایه خصوصی، ایجاد جهش تکنولوژیک و غلبه بر ریسکگریزی ساختاری. در این بارە هگست گفته است که فناوری پهپاد با سرعتی شگفتانگیز پیش میرود و بزرگترین تهدید، ریسکگریزی داخلی است.
- سخنرانی علی خامنهای درباره زنان: تلاشی برای بازسازی گفتمان ضد زن
سارا بیاتیان علی خامنەای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در سخنان اخیر خود، بار دیگر جایگاه زنان را در چارچوب ایدئولوژی ضد زن جمهوری اسلامی تبیین کرد و فاطمه، دختر پیامبر اسلام را الگوی زنان برای خانهداری، شوهرداری و فرزندپروری معرفی کرد. وی همچنین از رسانهها خواست که از ترویج حقوق زنان مطابق با فرهنگ غربی خودداری کنند. وی در حالی مدعی برابری زنان و مردان در ایران شدە است که در عمل، زنان در این کشور با محدودیتهای شدیدی مواجهاند که مانع مشارکت آنها در عرصههای اجتماعی و سیاسی میشود. رهبر جمهوری اسلامی ایران، در جلسهای با برخی از زنان، نظرات خود را در خصوص جایگاه زنان در جامعه اسلامی و مسأله حجاب مطرح کرد. در این دیدار، او بار دیگر فاطمه دختر پیامبر اسلام را به عنوان الگوی بینظیر زنان جهان معرفی کرد و در چارچوب ایدئولوژیهای ضد زن جمهوری اسلامی ایران درباره نقش زن در خانواده و جامعه بر نقش فاطمه در خانهداری، شوهرداری و فرزندپروری تأکید نمود. خامنهای در ادامه از رسانههای داخلی خواست که از ترویج تفکرات غربی درباره زن و حجاب خودداری کنند و تأکید کرد که نباید تحت تأثیر ایدههای غربی قرار گیرند. او که همواره از حقوق و آزادیهای فردی زنان و برابری بین زن و مرد به عنوان مفاهیم غربی یاد کرده است، این بار نیز از رسانهها خواست که مباحثی چون حقوق زنان و آزادیهای فردی را که به باور وی بهطور ویژه از سوی فرهنگ غربی ترویج میشود، مطرح نکنند. در بخش دیگری از سخنان خود، خامنهای به مفهوم "طبیعت زن" اشاره کرد که در بسیاری از اظهارات او و دیگر مقامات جمهوری اسلامی بهمنظور تثبیت نابرابریها و محدودیتها در زندگی اجتماعی زنان به کار رفته است. خامنهای در این باره گفت: «برای حفظ شأن زنان و مهار خواهشهای جنسی، محدودیتهایی در ارتباط میان زن و مرد، پوشش زنان و تشویق به ازدواج وجود دارد که همه اینها منطبق با طبیعت زن و مصلحت جامعه است. علی خامنهای همچنین اظهار داشت که در اسلام، زنان و مردان از نظر حقوق در فعالیتهای اجتماعی، کسبوکار، فعالیتهای سیاسی و دستیابی به مناصب حکومتی برابرند. این در حالی است که در جمهوری اسلامی ایران، مقامات کلیدی نظیر رهبری و ریاستجمهوری بهطور صریح مختص به مردان بودە و هیچ زن ایرانی موفق به عبور از سد کاندیداتوری ریاستجمهوری نشده است. همچنین، در ۴۶ سال حکومت جمهوری اسلامی ایران، هیچگاه تصوّر آن که رهبر کشور یک زن باشد، به واقعیت نزدیک نشده است. در واقع، زنان در ایران در مقایسه با بسیاری از کشورهای همسایه در وضعیت نابرابری در زمینههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی قرار دارند، بهطوریکه نرخ بیکاری زنان ایرانی از بالاترینها در سطح جهانی است. خامنهای در حالی از پیشرفت زنان در سلوک معنوی و فردی سخن میگوید که در عمل، زنان ایرانی با بیشترین محدودیتها در ابعاد مختلف زندگی روبهرو هستند. قوانین جمهوری اسلامی در خصوص زنان، از جمله قوانین حجاب، حقوق فردی و دسترسی به مقامات اجرایی، یکی از نابرابرترین قوانین در سطح جهان است. از سوی دیگر، زنان ایرانی از ابتدای انقلاب ۵۷ و بهویژه پس از قیام ژن، ژیان، آزادی که بسیاری آن را یک خیزش فمینیستی نامیدند، مقاومتهای قابل توجهی را علیه این نابرابریها و بهویژه علیه حجاب اجباری از خود نشان دادهاند. این مقاومتها نهتنها در داخل کشور، بلکه در سطح بینالمللی نیز بازتاب پیدا کرده است و به یکی از تهدیدهای جدی برای موجودیت جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. در پاسخ به این تحولات، جمهوری اسلامی ایران در تلاش است تا گفتمان مخدوش شده خود درباره زنان را بر أساس أصول نابرابرانه بازسازی کند
- رهبران آفریقایی در جستجوی عدالت برای جنایات استعمار
نخستین کنفرانس بینالمللی جنایات استعمار در آفریقا در الجزیره با هدف ایجاد چارچوبی برای عدالت جبرانی و بررسی میراث خشونتبار استعمار اروپایی، بردهداری، کار اجباری و شکنجه، برگزار شد. نمایندگان کشورهای آفریقایی در این نشست خواستار به رسمیت شناختن رسمی این جنایات و پرداخت غرامت به بازماندگان و جوامع آسیبدیده شدند. این ابتکار بخشی از تلاش گستردهتر اتحادیه آفریقا برای پیشبرد عدالت تاریخی و پاسخگویی کشورهای استعمارگر نسبت به پیامدهای ماندگار استعمار است. کنفرانس بینالمللی جنایات استعمار در آفریقا، که اولین رویداد از نوع خود در این قاره بود، اوایل این هفته در الجزیره برگزار شد. این کنفرانس با هدف ایجاد چارچوبی برای جبران خسارات ناشی از استعمار اروپایی، به بررسی ابعاد مختلف میراث استعمار پرداخت. نمایندگان کشورهای آفریقایی، مورخان و کارشناسان حقوقی در این رویداد به بحث و تبادل نظر درباره جنایات استعمار، از جمله بردهداری، شکنجه و آپارتاید، پرداختند و خواستار به رسمیت شناختن این جنایات و ارائه غرامت برای قربانیان آن شدند. احمد عطاف، وزیر امور خارجه الجزایر، در این کنفرانس تاکید کرد که تجربه تلخ این کشور از استعمار فرانسه نمونهای از ظلمهای تاریخی است که باید به رسمیت شناخته شود. وی افزود که آفریقا حق دارد خواستار جبران خسارت باشد و این روند باید از طریق یک چارچوب قانونی محکم انجام شود تا نه یک هدیه، بلکه حق قانونی تلقی شود. عطاف همچنین به درخواستهای فزاینده برای بازگرداندن آثار باستانی غارت شده اشاره کرد و الجزایر را به عنوان کشوری با یک تاریخ دردناک در این زمینه معرفی کرد. در این کنفرانس، موضوعاتی همچون هزینههای اقتصادی استعمار در آفریقا، که برخی آن را تریلیونها دلار تخمین میزنند، و اهمیت به رسمیت شناختن استعمار به عنوان جنایتی علیه بشریت مورد بحث قرار گرفت. همچنین، کشورهای آفریقایی از جامعه جهانی خواستند تا در راستای اجرای عدالت جبرانی برای قربانیان استعمار گام بردارند و نه تنها از دولتهای استعمارگر خواستار عذرخواهی، بلکه غرامتهای مالی و بازگرداندن آثار فرهنگی غارتشده باشند. این رویداد بخشی از تلاشهای گستردهتر اتحادیه آفریقا برای جبران ظلمهای گذشته و تأسیس یک حرکت جهانی به سمت عدالت تاریخی و غرامت برای ملتهای آفریقایی است. اتحادیه آفریقا (AU)، سازمانی بیندولتی از کشورهای آفریقایی، در تاریخ ۹ ژوئیه ۲۰۰۲ در دوربان، آفریقای جنوبی تأسیس شد. این اتحادیه جایگزین سازمان وحدت آفریقا (OAU) شد که در سال ۱۹۶۳ تشکیل شده بود. هدف اصلی اتحادیه آفریقا ترویج دموکراسی، حقوق بشر و توسعه در سراسر قاره است. این سازمان متشکل از ۵۵ کشور آفریقایی است و نهادهایی مانند کمیسیون، پارلمان پانآفریقایی و شورای صلح و امنیت را در خود جای داده است.
- راست افراطی در اروپا و آمریکا دشمنسازی از مهاجران را تشدید میکند
عمار گلی سیاست مهاجرتی جدید واشنگتن نشان میدهد که دولت آمریکا بهسمت الگوی مهاجرت معکوس حرکت میکند که ریشه در جریانهای راست افراطی اروپا داشتە و با فشار دیپلماتیک بر متحدان دنبال میشود. در این گفتمان، مهاجرت نه یک مسئلۀ مدیریتی، بلکه تهدیدی برای تمدن غربی معرفی میشود. این روند ادامه همان الگوی تاریخی دشمنسازی است، سازوکاری که همواره زمینهساز سیاستهای تندروانه و پیامدهای پرهزینه بوده است. دولت ایالات متحده آمریکا در راستای سیاستهای ضد مهاجرتی خود اخیرا برنامه بازمهاجرت/مهاجرت معکوس (Remigration) را که از مفاهیم و برنامههای کلیدی جریانهای راست افراطی اروپا است، بە عنوان سیاست رسمی خود قلمداد و از سفارتخانههایش در اروپا، از جمله آلمان، خواسته است دولتهای میزبان را برای اتخاذ سیاستهای سختگیرانهتر مهاجرتی تحت فشار قرار دهند. این اقدام بخشی از تلاش گسترده واشنگتن برای تشدید روند اخراج مهاجران و همسو کردن متحدان غربی با رویکرد محدودسازی مهاجرت است. ترامپ هفته گذشته در پلتفرم Truth Social اعلام کرد فقط مهاجرت معکوس [مهاجران]" (reverse migration) میتواند ایالات متحده را نجات دهد و خبر داد که دولتش قصد دارد ورود مهاجران از تمام کشورهای جهان سوم را متوقف کند. طبق گزارش والاستریت ژورنال، این تصمیم پس از حادثه تیراندازی در واشنگتن اتخاذ شده است. وزارت امنیت داخلی آمریکا (DHS) نیز که در اکتبر برای نخستینبار اصطلاح مهاجرت معکوس"(remigrate) را بهطور رسمی به کار برده بود، شعار «مهاجرت معکوس اکنون!» را منتشر کرده است. این وزارتخانه پیشتر دستور بازبینی پرونده تمام پناهندگانی را داده بود که در دوران ریاستجمهوری جو بایدن وارد آمریکا شدهاند. این اقدام بنا بر ارزیابیها میتواند صدها هزار نفر، حتی دارندگان اسناد اقامت معتبر را تحت تأثیر قرار دهد. در این راستا، سازمان عفو بینالملل آمریکا گزارش داده است که این اقدامات در کنار کارزار گسترده بازداشت و انتقال مهاجران توسط اداره مهاجرت و گمرک (ICE)، بخشی از ساختار در حال گسترش ماشین اخراجهای جمعی است. حادثه تیراندازی که محرک اصلی تشدید این سیاستها بود، چهارشنبه گذشته ۲۶ نوامبر در واشنگتن رخ داد و طی آن یک سرباز زن گارد ملی کشته و یک سرباز مرد زخمی شد. در این بارە، شبکه سیانان گزارش کرده است که مظنون یک پناهنده ۲۹ ساله افغانستانی است که در نوجوانی توسط سازمان سیا در افغانستان جذب شده بود. او بهعنوان عضو واحد «زیرو یونیتس» فعالیت میکرد که طبق تحقیقات سازمان دیدهبان حقوق بشر در سال ۲۰۱۹، در عملیات شبانه، بازداشتهای خودسرانه و قتلهای فرا قضایی نقش داشتهاند. در این بارە نیویورکتایمز اشارە کردە است که این فرد با آسیبهای روانی ناشی از نقش خود در این عملیاتها دستوپنجه نرم میکرده و بهسختی زندگی خود و خانوادهاش را از طریق کارهای کمدرآمد تأمین میکرد. پیش از این حادثه نیز دولت ترامپ روندی را برای هماهنگسازی سیاستهای مهاجرتی کشورهای موسوم به "تمدن غربی" آغاز کرده بود. دولت استرالیا نیز که طی یک دهه گذشته یکی از جنجال برانگیزترین سیاستهای ضد مهاجرتی را درپیش گرفته است در راستای مقابله با آنچه مهاجرت کنترل نشده نامیده میشود در اکتبر گذشته نخستین گروه از مهاجران بازداشتشده را به جزیره نائورو منتقل کرده است. در آلمان نیز پس از روی کار آمدن دولت جدید، سیاستهای ضد مهاجرتی تشدید شده و تا ماه اکتبر سال ۲۰۲۵ بهطور متوسط روزانه ۶۵ نفر از این کشور اخراج شدهاند کە حاکی از رقمی حدود ۲۰ درصد بالاتر از سال قبل می باشد. علاوه بر این دولت آلمان برنامه ازسرگیری اخراجها به سوریه را نیز بررسی میکند.در این بارە، فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در اظهاراتی که رسانههای آلمانی آن را منتشر کردهاند، گفته است دولتش در حال برنامهریزی برای اخراج مهاجران در مقیاسی بسیار بزرگ است و با اشاره به حضور مهاجران در سطح شهرها خواستار حل مشکلاتی شدە است که هنوز در سیمای شهری دیده میشود. روزنامه نیویورکتایمز نیز گزارش داده است که وزارت خارجه آمریکا در سندی مورخ ۲۱ نوامبر از سفارتخانههای خود خواسته است بهطور منظم درباره سیاستهای مهاجرتی کشورهای میزبان گزارش دهند و در مواردی که دولتهای محلی مهاجران را بهطور ناموجه بر شهروندان اولویت میدهند، به واشنگتن اطلاع دهند. همچنین از دیپلماتها خواسته شده است برای اعمال اصلاحات در زمینه «جرائم مهاجران» و «نقض حقوق بشر توسط مهاجران» مداخله کنند. معاون رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، پیشتر در کنفرانس اقدام سیاسی محافظهکاران هشدار داده بود که تمدن غربی با ورود میلیونها مهاجر غیرقانونی قابل ترمیم نخواهد بود. وزارت خارجه آمریکا نیز در گزارشی جداگانه مدعی شده است که «مهاجرت انبوه» چالشهایی در حوزه حقوق بشر ایجاد میکند. این سیاستها با رویکرد جریانهای راست افراطی اروپا، از جمله حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD)، همسو است. برنامه انتخاباتی این حزب در سال ۲۰۲۵ تصریح میکند که ابزار جبران شکست سیاستهای مهاجرتی چیزی جز مهاجرت معکوس [مهاجران] نیست. نشریه ولت نیز اخیرا به نقل از رئیس سازمان جوانان تازهتأسیس AfD اعلام کرده است که او خواستار اخراجهای میلیونی شده است. مرتس در واکنش به فشارهای آمریکا گفته است سیاست مهاجرت، موضوع ماست و آلمان به تذکر از بیرون نیاز ندارد. با این حال، تحلیلها نشان میدهد وابستگی صنعت آلمان به بازار آمریکا در شرایط کنونی، دامنه استقلال سیاسی برلین را محدود کرده است کە این امر میتواند اجرای سیاستهای سختگیرانهتر در اروپا را تسهیل کند. مجموع تحولات اخیر نشان میدهد که بخشهایی از جریانهای راست در ایالات متحده و اروپا در حال همساز کردن روایت خود درباره مهاجرت هستند و آن را نه یک چالش مدیریتی، بلکه تهدیدی ساختاری برای «تمدن غربی» تعریف میکنند. همگرایی رویکردهای واشنگتن با دستورکار احزاب راست افراطی اروپا، از جمله AfD، از تقویت یک دستور کار مشترک حکایت دارد؛ دستور کاری که دولت آمریکا نیز آن را در قالب فشار دیپلماتیک بر متحدان خود پیگیری میکند. این همسویی ایدئولوژیک موجب شده است مهاجرت در گفتمان سیاسی راست به بستر مشترک بسیج بدل شود که طی آن بسیاری از مشکلات اقتصادی و اجتماعی به آن نسبت داده میشود. همانگونه که وزیر پیشین کشور آلمان سالها قبل مهاجرت را مادر تمام مشکلات خوانده بود، اکنون نیز جریانهای راست از تورم و هزینههای روبهافزایش زندگی گرفته تا ناامنی و بحرانهای اجتماعی را در چارچوب یک الگوی توضیحی واحد عرضه میکنند. تجربه تاریخ نشان میدهد که الگوی "دشمنسازی" نه پدیدهای نوظهور، بلکه تاکتیکی تکرارشونده در گفتمان راست افراطی است. در هر دوره و هر جغرافیایی، گروهی بهعنوان عامل بحران معرفی میشد: گاهی یهودیان و کولیها، گاهی چپها و کمونیستها، و گاهی مهاجران و اتنیکهای دیگر. این برچسبزنی، بهانهای برای سیاستهای تهاجمی و محدودکننده فراهم میکرد و نهایتاً، تنها خروجی آن در مقیاس کلان، جنگ، ویرانی و دهها میلیون قربانی بود. الگو روشن است و بنظر نمیرسد که نتایجی که از بطن آن بیرون خواهد آمد تفاوت فاحشی با تجربیات پیشین داشته باشد.
- جنگلهای آفریقا طی هفت سال ۱۰۶ میلیارد کیلوگرم زیستتوده جنگلی از دست دادهاند
جنگلهای آفریقا که زمانی به عنوان بزرگترین ذخایر کربن شناخته میشدند، از سال ۲۰۱۰ بە بعد به منبعی برای انتشار گاز کربن تبدیل شدهاند. فعالیتهای انسانی مانند کشاورزی، معدنکاری و توسعه زیرساختها باعث تخریب این جنگلها و کاهش ظرفیت جذب کربن آنها شدهاند. بنابە گزارشهای منتشرشدە اخیر، جنگلهای آفریقا بین ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۷، ۱۰۶ میلیارد کیلوگرم زیستتوده خود را از دست دادهاند. در این میان، حوضه کنگو، یکی از بزرگترین منابع جذب کربن، با شتاب جنگلزدایی مواجه گشتە و نیاز به توجه و حمایت جهانی برای حفاظت بیش از پیش افزایش پیدا کردە است. جنگلهای آفریقا که زمانی به عنوان یکی از بزرگترین ذخایر کربن جهان شناخته میشدند، اکنون به منبعی برای انتشار گاز کربن تبدیل شدهاند. این تغییر نگرانکننده، که از سال ۲۰۱۰ آغاز شده است، به این معناست که سه منطقه اصلی جنگلهای بارانی سیاره، آمازون در آمریکای جنوبی، جنوب شرقی آسیا و آفریقا، دیگر تنها متحدان در مبارزه با بحران تغییرات اقلیمی نیستند، بلکه بخشی از مشکل نیز شدهاند. تحقیقات جدیدی که در مجله Scientific Reports منتشر شده است، نشان میدهد که فعالیتهای انسانی نظیر کشاورزی، توسعه زیرساختها، معدنکاری و گرمایش جهانی، به تخریب گسترده جنگلها و کاهش تابآوری اکوسیستمها منجر شدهاند. این روند، که موجب کاهش ذخیره کربن در جنگلها و در نتیجه ورود بیشتر دیاکسید کربن به جو میشود، هشدار جدی برای آینده سیاره است. بر اساس گزارش گاردین، بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۷، جنگلهای آفریقا تقریباً ۱۰۶ میلیارد کیلوگرم زیستتوده را از دست دادهاند، کە میتواند معادل وزن ۱۰۶ میلیون خودرو قلمداد شود. از سوی دیگر، جنگلهای گرمسیری در جمهوری دموکراتیک کنگو، ماداگاسکار و غرب آفریقا نیز بیشترین آسیب را متحمل شدەاند. این جنگلها دیگر به عنوان مخازن کربن عمل نمیکنند و به یک منبع کربن تبدیل شدهاند که بر مشکل تغییرات اقلیمی میافزاید. حوضه کنگو: ریههای آفریقا در بحران حوضه کنگو، که به «ریههای آفریقا» معروف بودە و به عنوان یکی از بزرگترین منابع جذب کربن در جهان شناخته میشود، در سالهای اخیر با کمبود توجه جهانی و سرمایهگذاری در زمینه حفاظت از محیط زیست مواجه شده است. این حوضه که دربردارندە شش کشور در مرکز آفریقابودە و خانه تقریبا ۱۳۰ میلیون نفر است، هنوز در بیشتر سیاستگذاریها و بودجههای بینالمللی تغییرات اقلیمی نادیده گرفته شده است. در اکتبر ۲۰۲۳، رهبران، دانشمندان و سیاستگذاران از سه منطقه بزرگ جنگلهای بارانی جهان، آمازون، کنگو و بورنئو-مکونگ، در برازاویل، پایتخت جمهوری کنگو، گرد هم آمدند تا راهکارهایی برای نجات جنگلهای گرمسیری از تخریب فزاینده بیابند. اما به گفته سیمون لوئیس ، یکی از محققان برجسته در این زمینه، و به نقل از مقالهای از تام پاتاشاکو، این کنفرانس نتایج چشمگیری در سیاستگذاریها و تأمین مالی نداشته است و کمترین توجه جهانی به حوضه کنگو معطوف شده است. کمبود تأمین مالی برای حفاظت از جنگلهای کنگو طبق گزارشها، بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۲، از مجموع ۲۰ میلیارد دلار کمکهای مالی بینالمللی ارائە شدە برای حفاظت از جنگلها، تنها ۳.۲ میلیارد دلار به حوضه کنگو اختصاص یافته است. این در حالی است که بخش عمدهای از این بودجه صرف حفاظت از تنوع زیستی و سیاستهای زیستمحیطی شده و تنها ۰.۱٪ آن به تحقیقات علمی و ارزیابیهای دقیق وضعیت کربن اختصاص داشته است. حوضه کنگو همچنان به جذب حدود ۶۰۰ میلیون تن دیاکسید کربن در سال ادامه میدهد، اما با توجه به شتاب جنگلزدایی و تخریبهای انسانی، این ظرفیت در حال کاهش است. بە نظر می رسد در صورت تداوم این روند، جنگلهای این منطقه نمیتوانند به عنوان یک حائل طبیعی برای تغییرات اقلیمی عمل کنند. پژوهشگران امیدوارند که توجه و حمایت بینالمللی بیشتری به حوضه کنگو جلب شود و کمکهای مالی لازم برای حفاظت از این جنگلها افزایش یابد.
- تولید ترس: در باب سندرم تجزیە در سیاست ایران
الند خلیقی ملت-دولت ایران از بدو پیدایش تولیدکننده سیستماتیک ترس بودە و ساختار سیاسی آن بر بازتولید مستمر ترس استوار بودە است. این ترس در اشکال مختلف ظاهر میشود و از طریق مکانیسمها و فناوریهای گوناگون تولید و بازتولید میشود. این پدیده را میتوان در سطوح مختلف، از جملە در حوزە جنسیت، تمایلات جنسی و دین تحلیل کرد. با این حال، این نوشتار کوتاە بر یک شکل خاص از این ترس تمرکز میکند: ترس از فروپاشی و و شاید بهترین نام برای آن سندرم تجزیە باشد. هر دوره تاریخی و هر نوع نظام سیاسی گونەهای خاصی از ترس را پرورش میدهد. اما ترس در سیاست یک غریزه ازلی انسان نیست که صرفاً به عرصه اجتماعی و یا سیاسی منتقل شدە باشد. ترس سیاسی محصولی اجتماعی و تاریخی است. محصول شرایط مشخص، مناسبات قدرت و پروژههای دولتی است. بنابراین واکاری ترس سیاسی در ایران، بهویژه ترس از تجزیە، بدون توجە بە بسترهای شکلگیری آن امکان پذیر نیست. برای فهم سندرم تجزیە در ایران باید به لحظه بنیادین شکلگیری ملت_دولت بازگشت. این همان مقطع تاریخی است که ترس مورد نظر تولید شد. در واقع، تاریخ معاصر ایران را میتوان بهعنوان تلاشی مستمر برای مدیریت، تنظیم و بازتولید این ترس تاریخی فهمید؛ فرآیندی چرخهای که تا بە امروز ادامه دارد. جای تعجب نیست که تقریباً هر سخن سیاسی در ایران، صرفنظر از گرایش ایدئولوژیک، زیر سایه هراس و ترس از تجزیهطلبی بیان میشود. به ندرت میتوان گفتاری یافت که از اضطراب فروپاشی و سندرم تجزیە مصون باشد. اما سؤال اساسی این است: این ترس چگونه تولید شد؟ روند ساخت ملت_دولت در ایران از دوران (قاجار) با هویتهای فرهنگی و اجتماعی-سیاسی ناهمگون، یک هویت (فارسی) را به جایگاە ملت ارتقا دادە و بقیه هویتها را از همان منزلت مشابە محروم و آنها در چهارچوب اتنیک و اقلیت تعریف و دستەبندی کرد. کردها، عربها، بلوچها، ترکها و دیگران بهطور سیستماتیک "قومسازی" و اقلیت سازی شدند. این سیاست، زمینههای ساختاری برای ظهور سیاستهای هویتی جدید، از جمله ملیگرایی در میان این گروهها، را فراهم کرد. این ملیگراییها در خلاء شکل نگرفتند، بلکه پاسخی به نابرابری، محرومیت و انکار به رسمیت شناختن بودند. میتوان این لحظه را تولد «ترس اتنیکی» (ethnofear) نامید: ترسی که از طریق سلسلهمراتب هویتی تولید شد. با آغاز مطالبهگری گروههای قومیتزده و اقلیت شدە، لایهی دیگری از ترس پدید آمد: ترس از تجزیهطلبی و این ترس بە یک منطق امنیتی گرە خورد. این جوامع نه تنها بهعنوان گروههای حاشیهای یا محروم، بلکه بهعنوان تهدیدات بالقوه برای انسجام دولت معرفی شدند. خواستههای آنان نە از منظر سیاسی بلکە در چهارچوبهای امنیتی درک شد. به این ترتیب، اقلیتها دو بار حاشیەای شدند: نخست از طریق محرومیت از هویت ملی و قدرت سیاسی، و دوم از طریق شناسایی بهعنوان تهدیدی برای دولت-ملت کە آنها را بە سوژەهایی امنیتی تبدیل کرد. به این ترتیب، مقاومت گروههای اقلیت شدە نه بهعنوان مخالفت سیاسی، بلکه بهعنوان خطر وجودی درک میشد. این گروهها با سرکوب دولتی و دستگاه امنیتی مواجه بودند که تلاشهای آنها برای شناسایی را تهدیدی برای تمامیت ارضی میدانست. این سندروم تجزیە از سوی دو گروە و بستە بە شرایط سیاسی و اجتماعی بازتولید شدە است. گروه نخست ملیگرایان ایرانی هستند که به پروژه ملت_دولت فارسیمحور متعهدند و بهعنوان کارگزاران و واسطههای تولید و بازتولید این ترس عمل میکنند و کاملاً آگاهاند که چگونه تداوم این ترس منافع مادی و نمادین آنها را تضمین میکند. گروه دوم شامل افرادی است که ممکن است خود را ملیگرا ندانند و حتی دموکراسیخواه باشند. اما زمانی که مسئلە گروههای اقلیتی شدە مطرح میشود، بسیاری از این بازیگران ظاهراً دموکرات، همان اضطرابهایی را بازتولید میکنند که پایه ایدئولوژی دولت است. موضع آنها محصول درونیسازی ساختار ایدئولوژیک ملیگرایی مدرن ایرانی است. این گروهها قربانیان گفتمان ایدئولوژیک ناسیونالیسم ایرانی بودە و برای مدتهای مدیدی در معرض تکنولوژی و استراتژیهای مختلف حکومت(آموزش، سینما، هنر، ادبیات، ورزش...) برای پیشبرد گفتمانی بودەاند کە حکومت سعی نمودە است آن را به نوعی بە شعور متعارف ( Common sense) تبدیل کند. دست آخر، برخورد با سوژەهای امنیتی شدە به خودی خود چندان مؤثر نیست، بنابراین برای توجیه و مشروع بودن به یک پایگاه هنجاری نیاز دارد. از همین رو، دولت تلاش کردە است تا از طریق این فناوریها، هویتهای قومیتی شدە، اقلیتی شدە و امنیتیشده با ویژگی خطر دائمی برای دولت و تمامیت ارضی را بە عنوان یک واقعیت طبیعی در درک و زیست روزانە مردم ادغام کند. این درونیسازی محدود به گروههای غالب نیست؛ حتی بعضی از اعضای جوامع فرودست نیز این روایت را درونی و بازتولید میکنند، که نشاندهنده تاثیرگذاری تکنولوژی ایدئولوژیک دولت است. این ترس ریشهدار، در لحظات بحران، منبعی قدرتمند برای دولت و بسیج تودەها بودە است. دولت از آن برای بستهنگهداشتن راههای اصلاح، هدایت نارضایتی عمومی به سمت دشمنان فرضی داخلی و تقویت روایت ملی استفاده میکند. ترس بهطور هدفمند و سیستماتیک برای محافظت از وضع موجود بهکار گرفته میشود، درست زمانی که این نظم سیاسی در آسیبپذیرترین لحظات خود است. این روند پس از جنگ ١٢ روزە با اسرائیل مشهود بود. دولت با بازفعالسازی ترس و اضطراب «تجزیهطلبی»، و استفادە از این منبع با ارزش، نه تنها اعتراضها را مهار کرد بلکه احساسات ملیگرایانه را تجدید نمود و مانع هر بازآفرینی سیاسی ممکن شد؛ روندی کە با نمایش نمادهای ملیگرایانە و ناسیونالیستی در عرصە عمومی همچنان ادامە دارد. تحلیل این ترس تاریخی برای فهم عمیقتر از نحوه شکلگیری تخیل سیاسی جامعه ایران مهم است. اگر بررسی را از این ترس و نقش آن در سیاست آغاز کنیم، میتوان فهمید که مسیر ما به کدام سو است و چه نوع جامعهٔ سیاسیای را میخواهیم شکل دهیم. ملت_دولت ایران، که از تناقض تحمیل همگونی بر یک جامعه متنوع زاده شده است، همچنان برای تثبیت روایت وحدت خود به ترس متکی است. برای این ساختار تجزیهطلبی فراتر از یک اتهام بە یک تکنولوژی سیاسی تبدیل شدە است، مکانیزمی که ساختار تاریخی قدرت را حفظ میکند. برای مقابله با این ترس، ما بە بازاندیشی در مفهوم ملت، بازتصور مرزهای تعلق و شناخت تنوع روایتها، هویتها و آرزوهای درون مرزهای ایران نیاز داریم. تنها با بررسی ریشههای تاریخی «سندرم تجزیە» میتوان آینده سیاسی متفاوتی را تصور کرد، آیندهای که نه با شبح دائمی فروپاشی بلکه با امکان همزیستی دمکراتیک واقعی تعریف شود.
- چند شهروند کره جنوبی در ایران به اتهام قاچاق بازداشت شدەاند
کرهجنوبی بازداشت چند شهروند خود در ایران را به ظن فعالیتهای مرتبط با قاچاق تأیید کرده است، اما جزئیات هویت و اتهامات آنها را فاش نکرده است. گزارشها از بازداشت دو نفر حکایت دارد. این ابهامها گمانههای سیاسی درباره پیوند احتمالی پرونده با تنشهای پیشین دو کشور را تقویت کردە و بر نگرانیهای دیپلماتیک افزودە است. دولت کره جنوبی اعلام کرد که چند شهروند این کشور در ایران به ظن دستداشتن در فعالیتهای مرتبط با قاچاق بازداشت شدهاند، اما مقامهای سئول از بیان تعداد دقیق بازداشتیها خودداری کردند. وزارت امور خارجه کرە جنوبی با انتشار بیانەای در این بارە گفت که نمایندگی دیپلماتیک کره جنوبی در تهران در حال تماس با مقامهای ایرانی است و «ارائه خدمات کنسولی لازم» به افراد بازداشتشده را ادامه خواهد داد. در این بارە وزارت امور خارجه کره جنوبی تا کنون جزئیات بیشتری را درباره هویت افراد بازداشتشده، از جمله شغل آنها یا ماهیت دقیق اتهامات، منتشر نکردە است، با این وجود تأکید نمودە است که تا تکمیل اطلاعات، از اظهار نظر بیشتر خودداری میکند. این سکوت رسمی، همچنان پرسشهایی درباره شرایط بازداشت و نوع اتهامات در ایران برجای گذاشته است. همزمان، خبرگزاری یونهاپ در گزارشی جداگانه به نقل از منابع مطلع اعلام کرد که دو شهروند کره جنوبی بازداشت شدهاند کە یکی از آنها در یک نهاد دولتی مشغول به کار است. سئول تاکنون این جزئیات را تأیید نکرده است، اما به بحثهای داخلی درباره ماهیت پرونده دامن زده است. برخی ناظران در سئول و تهران میگویند بازداشت شهروندان کره جنوبی میتواند ابعادی فراتر از اتهامات اعلامشده داشته باشد و احتمال میدهند این اقدام در چارچوب یک فشار سیاسی گستردهتر صورت گرفته باشد. بهگفته تحلیلگران، چنین بازداشتهایی در گذشته نیز گاه با تنشهای دیپلماتیک یا پروندههای حلنشده میان دو کشور، از جمله ماجرای ورزشکاران ایرانی محکومشده در کره جنوبی به اتهام تجاوز یا اختلافات مربوط به داراییهای مسدودشده ایران در بانکهای کره همراه بوده است. هیچیک از دو دولت تاکنون این ارتباط احتمالی را تأیید نکردهاند، اما مطرح شدن چنین گمانههایی پرسشهای بیشتری درباره انگیزههای پشتپرده این پرونده ایجاد کرده است.
- هشدار ترامپ به نتانیاهو: فرصت تاریخی را از دست ندهید
در حالی که دولت تازهتاسیس سوریه میکوشد تنشهای مرزی با اسرائیل را کاهش دهد و تمرکز خود را بر نزاعهای داخلی با کُردها، علویان و دروزیها بگذارد، تحولات چند روز گذشته نشانهای از شکنندگی این روند است. رویاروییهای پراکنده در جنوب سوریه، همراه با تازهترین عملیات ارتش اسرائیل، وضعیت را بیش از پیش برای دمشق پیچیده کرده است. در رابطە با چنین موقعیتی، دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، روز دوشنبه در شبکه اجتماعی خود نوشت که اسرائیل باید گفتوگویی واقعی و مؤثر را با دمشق آغاز کند و تاکید کرد هر اقدامی که مانع تبدیل سوریه به کشوری باثبات و برخوردار از رفاه شود، باید فورا متوقف گردد. ترامپ که اوایل ماه گذشته میلادی میزبان احمد الشرع در کاخ سفید بود، افزوده است کە سوریه و اسرائیل میتوانند آیندهای بلندمدت و پربار داشته باشند. این یک فرصت تاریخی است. پس از این موضعگیری، ترامپ ساعاتی بعد با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، تلفنی گفتوگو کرد. دفتر نتانیاهو اعلام کرد که او در آینده نزدیک برای دیدار رسمی به واشنگتن خواهد رفت، اما اشارهای نکرد که سوریه محور این سفر خواهد بود یا نه. در این بارە، تلاشهای دیپلماتیک زمانی تیره شدند که بامداد جمعه، یگان ذخیره چتربازان تیپ ۵۵ ارتش اسرائیل با وارد روستای بیتجن در استان قنیطره و حدود ۱۰ کیلومتر در عمق خاک سوریه شد و عملیاتی برای بازداشت سه نفر به اتهام همکاری با جماعت اسلامی ( گروهی مرتبط با حماس و حزبالله) انجام داد. این عملیات به سرعت به درگیری مسلحانه تبدیل شد. منابع میگویند افراد ناشناس از ارتفاعات اطراف این روستا نیروهای اسرائیلی را هدف قرار داده و که در نتیجه این درگیری دست کم شش سرباز اسرائیلی زخمی شدهاند که حال سه نفر وخیم گزارش شده است. اسرائیل بلافاصله پس از این درگیری دست به حملات هوایی و توپخانهای زد. رسانههای دولتی سوریه گزارش دادند که در این حملات ۱۳ نفر، از جمله دو کودک، کشته و دهها نفر زخمی شدند. وزارت امور خارجه سوریه این اقدام را جنایت جنگی آشکار توصیف و از شورای امنیت خواست فورا مداخله کند. ارتش اسرائیل همچنین در بیانیهای پس از درگیری اعلام کرده است که در حال بررسی است آیا نیروهای دولتی سوریه در تیراندازی اولیه نقش داشتند یا خیر و هشدار داد که ممکن است دامنه عملیات گسترش یابد. یک مقام ارشد آمریکایی در واکنش به عملیات اسرائیل در سوریه در گفتوگو با کانال ۱۲ اسرائیل گفتە است کە به نتانیاهو گفتیم دست نگه دارد. او شبح تهدید را در همه جا میبیند و این میتواند فرصتی مهم را نابود کند. چنین اقداماتی دولت تازه سوریه را به سمت دشمنی با اسرائیل سوق میدهد و کل روند دیپلماتیک را از مسیر خارج میکند. سه روز پیش از این عملیات نظامی، نتانیاهو سفری علنی و جنجالی به نواحی اشغالی جنوب سوریه، شامل بخشهایی از بلندیهای جولان، داشت. او با جلیقه ضدگلوله و کلاه ایمنی از نیروهای اسرائیلی بازدید کرد و گفت حضور ارتش برای دفاع از مرز شمالی و حمایت از جامعه دروزی در مناطق اشغالی ضروری است. دمشق این سفر را تور تحریکآمیز خواند و سازمان ملل نیز یادآوری کرد که اسرائیل باید به توافق تفکیک نیروها در سال ۱۹۷۴ پایبند بماند. همزمان احمد الشرع رئیسجمهور دولت انتقالی سوریه که در سالهای جنگ با نام ابو محمد الجولانی شناخته میشد و رهبری جبهه النصره را برعهده داشت، در تلاش است با حمایت متحدین خود در دیگر کشورهای عربی نفوذ گروههای مسلح را مهار کرده و ساختار سیاسی تازهای ایجاد کند. او در دیدار با ترامپ در کاخ سفید خواستار اعمال نفوذ آمریکا بر اسرائیل برای عقبنشینی از خاک سوریه شده بود؛ موضوعی که موجب نگرانی تلآویو و افزایش حملات آن شده است. اسرائیل در ماههای اخیر، بهویژه از زمان سقوط حکومت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، صدها حمله هوایی علیه اهدافی در دمشق انجام داده است. دولت سوریه میگوید این حملات با هدف ایجاد "منطقه حائل" و تغییر ترکیب جمعیتی صورت میگیرد. سازمان دیدهبان حقوق بشر نیز اسرائیل را متهم نمودە است که دست به جابجایی اجباری، مصادره گسترده اموال و انتقال غیرقانونی بازداشتشدگان سوری زده است؛ تلآویو این موارد را رد میکند. بلندیهای گولان از سال ۱۹۶۷ تحت اشغال اسرائیل است و بجز ایالات متحده آمریکا، جامعه جهانی این اشغال را به رسمیت نشناخته است. طی یک سال گذشته اسرائیل بیش از هزار حمله هوایی و صدها عملیات زمینی در خاک سوریه انجام داده، در حالی که دمشق میگوید این حملات خارج از هرگونه چارچوب حقوقی و خلاف توافق ۱۹۷۴ است. در این میان، آمریکا نیز تلاش میکند مسیر عادیسازی روابط سوریه و اسرائیل را از جمله بحثهایی درباره احتمال پیوستن دمشق به مجموعه توافقهای موسوم به پیمان ابراهیم پیش ببرد. با این حال، تشدید تنشها و افزایش تلفات غیرنظامیان میتواند منطقه را وارد چرخه تازهای از بیثباتی کند؛ چرخهای که نه واشنگتن، نه دمشق و نه حتی تلآویو، هیچیک تضمینی برای کنترل آن ندارند.
- آیا امکان درگیری دوم میان ایران و اسرائیل وجود دارد؟
پنج ماه پس از جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل، مجموعهای از تحولات نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک و رسانهای در منطقه، دوباره احتمال آغاز مرحله دوم رویارویی را برجسته کرده اند. فضای امنیتی خاورمیانه، که از تابستان ۲۰۲۵ تاکنون نسبتا شکننده مانده است، اکنون با موج تازهای از گمانهزنیها مواجه است؛ موجی که با افزایش قیمت طلا و دلار در ایران، تغییر رفتار بازارهای جهانی و تقویت حضور نظامی طرفین شکل گرفته و به نگرانیهای افکار عمومی و تحلیلگران دامن زده است. سخنرانی علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۵ و تأکید او بر پیروزی قاطع ایران در جنگ ۱۲ روزه، تکذیب ارسال پیغام به آمریکا و ضرورت اتحاد در برابر دشمن، یکی از نخستین محرکهای جهش دوباره تحلیلها درباره دور دوم درگیریها بودە است. این پیام در فضای داخلی ایران عمدتاً بهعنوان نشانهای از بازگشت ادبیات تقابلی تلقی گشتە و با موجی از شایعات درباره احتمال اعلام موضع جدید تهران همراه شدە است. این لحن، از نظر بسیاری از تحلیلگران، همراستا با افزایش تهدیدات اسرائیل، فشار آمریکا بر ایران و همپیمانانش، و تشدید بیاعتمادی امنیتی در منطقه تفسیر شد. ده نشانه تشدید تنش – شاخصهایی که از احتمال درگیری دوباره سخن میگویند در تحلیل این موج جدید از گمانەزنیها، روزنامهی لبنانی النهار در تحلیلی مبتنی بر دادههای میدانی و رسانهای نشان میدهد دستکم ده نشانه وجود دارد که در مجموع احتمال بازگشت به درگیری نظامی را تقویت کند: یک. افزایش قیمت جهانی طلا که شاخصی کلاسیک از هراس سرمایهگذاران نسبت به ناپایداری ژئوپلیتیک است. دو. تسریع انتقال تسلیحات دقیق آمریکایی به اسرائیل که توازن قدرت عملیاتی را تغییر میدهد. سه. افزایش فشارهای داخلی و خارجی بر لبنان برای مهار حزبالله، شامل عملیات روانی اسرائیل، تهدید به گسترش حمله به شمال لیتانی، و هشدار رسمی وزارت خزانهداری آمریکا درباره محدودیت ۶۰ روزه برای منابع مالی حزبالله. چهار. تهدید نظامی مستقیم آمریکا علیه عراق و هشدار مبنی بر «پاسخ شدید» در صورت عملیات نیروهای همسو با ایران. پنج. افزایش تحرکات سپاه در تنگه هرمز و تقویت توان دریایی ایران، اقدامی که معمولاً پیشنشانه مواجهه احتمالی است. شش. رایزنیهای فشرده اروپا و آمریکا درباره احیای نظارت آژانس بر برنامه هستهای ایران؛ تمرکزی که پس از جنگ افزایش یافته است. هفت. انتظار برای صدور قطعنامه جدید آژانس درباره لزوم شفافسازی ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی و بازرسی از سایتهای آسیبدیده. هشت. بازگشایی پرونده جفری اپستین در آمریکا که برخی تحلیلگران آن را فشار سیاسی غیرمستقیم بر واشنگتن و تقویت جناحهای متمایل به برخورد با ایران میدانند. نه. کمپین جدید اسرائیل علیه ایران و حزبالله شامل جنگ اطلاعاتی، ترورهای محدود، خرید تسلیحات ۱۰ میلیارد دلاری و برجستهسازی خطر برنامه هستهای ایران. ده. افزایش نشانههای جنگ نیابتی و سایهجنگ از جمله هشدارها نسبت به حملات سایبری، تحرکات نیابتی در عراق و لبنان و عملیات روانی طرفین. این ده شاخص، در کنار دادههای اقتصادی، امنیتی و رسانهای، یک «الگوی افزایشی» را شکل میدهد که بهطور معمول پیش از تشدید بحران در منطقه مشاهده میشود. دو روایت متعارض در ایران: جنگ قریبالوقوع یا خط قرمز محفوظ در ایران، تحلیلها درباره احتمال حمله دوباره همچنان دوگانه و تنشآلود پیش میرود. روایت نخست بر این پیشفرض استوار است که جنگ نهتنها محتمل، بلکه نزدیک است. مقامات و تحلیلگران نزدیک به نهادهای امنیتی طی ماههای گذشته بارها نسبت به دور دوم رویارویی هشدار دادهاند. حسن کاظمی قمی، نماینده ویژه ایران در امور افغانستان، در گفتوگوهای مختلف با رسانهها وقوع حمله را کاملاً محتمل خوانده و تأکید کرده است که آمریکا و اسرائیل در حال بازسازی زیرساختهای عملیاتی و فراهمسازی زمینه درگیری بزرگتر هستند بر اساس این خط تحلیلی، فواد ایزدی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، بارها هشدار داده است که هر دور جدید حملات از سوی آمریکا یا اسرائیل، تلفات هزاران نفری را برای نیروهای آمریکا در منطقه به همراه خواهد داشت و در صورت آغاز فاز دوم جنگ، ایران و محور مقاومت پاسخی کاملاً متفاوت و گسترده خواهند داد. همچنین محسن رضایی در مواضع متعدد خود تأکید کرده است که جنگ منطقهای ممکن است با یک جرقه شعلهور شود و هشدار داده است که هرگونه خطای راهبردی آمریکا به باز شدن جبهههای جدید علیه اسرائیل خواهد انجامید. مجموع این هشدارها، در کنار تحلیلهای نزدیک به نهادهای امنیتی، از جمله در یادداشتها و برنامههای تلویزیونی، روایت نخست را مبنی بر اینکه جبهه آمریکا–اسرائیل در حال آمادهسازی یک سناریوی تقابلی جدید بودە و احتمال دور دوم رویارویی نهتنها منتفی نیست تایید کردە است. روایت دوم: جنگ غیرمحتمل است. گروهی دیگر نیز بر آناند که جنگ نه ممکن است و نه سودمند: علی مطهری احتمال حمله را ضعیف دانسته و بیان داشته است که اسرائیل از چنین درگیری سودی نخواهد برد. صادق زیباکلام نیز گفته است نشانهای از تصمیم آمریکا یا اسرائیل برای حمله جدید وجود ندارد و احتمال بازگشت به مذاکره بیشتر شده است. حسین علایی، فرمانده سابق سپاه، احتمال جنگ در سه ماه آینده را «غیرقابل قبول» دانسته، اما آنچنان که پیشتر آوردیم خطر جنگ را منتفی نمیداند و زمان وقوع آن را نامشخص دانسته است. بهطور کلی، این دیدگاه عمدتاً به محدودیتهای عملیاتی اسرائیل، هزینههای جنگ مستقیم، و بیمیلی واشنگتن به شعلهورشدن درگیریای که نتایج آن قابلکنترل نیست تکیه میکند. قرار دادن مواضع مقامات ایرانی در تصویر کلان استناد به موضعگیریهای رسمی و نیمهرسمی ایرانی نشان میدهد تهران، همزمان ارسال دو پیام را دنبال میکند: اول، بازدارندگی و بزرگنمایی هزینههای جنگ برای آمریکا و اسرائیل: تأکید بر پاسخ سخت، تلفات احتمالی، و آمادهبودن نیروهای منطقهای. دوم، سیگنالدهی بهمنظور کاهش تنش و پرهیز از جنگ مستقیم: تأکید بر غیرقابلقبول بودن جنگ، طرح امکان مذاکره، و برجستهکردن بیمنطقی حمله. این دوگانگی، بخشی از الگوی سنتی سیاست منطقهای ایران است: هم جلوگیری از جنگ، هم حفظ بازدارندگی. شاخصهای هشدار اولیه: پنج متغیر کلیدی که باید رصد شوند برای پیشبینی مسیر تحولات، پنج شاخص کلیدی وجود دارد که هرکدام در صورت تغییر، میتواند نشانهای از نزدیکی به درگیری باشد: تحرکات ناگهانی نظامی، تهدیدهای تند از سوی مقامات بلندپایه، تشدید فشار بینالمللی بر برنامه هستهای، اختلال در بازار جهانی نفت یا ارز، فعالشدن گروههای نیابتی و جنگ سایبری. این شاخصها، در کنار دادههای پیشگفته، ساختار یک چارچوب هشدار زودهنگام را شکل میدهد که برای تحلیلگران و شهروندان حیاتی است. در مجموع، منطقه در وضعیتی قرار دارد که میتوان آن را دورە «تنش معلق» یا «بازدارندگی ناپایدار» توصیف کرد. از یکسو، مجموعه نشانهها، از تحرکات سپاه در تنگە هرمز گرفتە تا تا فشار آمریکا بر لبنان و عراق، از کمپین اسرائیلی گرفتە تا تصمیمات آژانس و انتقال سلاح بە یمن و عراق، امکان بازگشت درگیری را کاملاً باز نگه داشته است. از سوی دیگر، مواضع رسمی برخی مقامات ایرانی، همراه با محدودیتهای عملیاتی و هزینههای ژئوپلیتیک جنگ، احتمال حرکت فوری بهسوی برخورد نظامی را پایین نگه میدارد. پرسش راهبردی این است که آیا دیپلماسی میتواند سرعت روند تنشافزایی را کاهش دهد، یا منطقه در آستانه ورود به مرحله دوم رویارویی است؟ بە نظر میرسد در برهە کنونی، پاسخ، همچنان در گرو نحوه رفتار سه بازیگر اصلی، ایران، اسرائیل و آمریکا، با محدودیتها، محاسبات و خطوط قرمز خود در ماههای آینده است.












