top of page
Asset 240.png

نتایج جستجو

2129 results found with an empty search

  • پاپ لئو چهاردهم در بیروت: هیچ صلحی بدون گفت‌وگو ممکن نیست

    پاپ لئو چهاردهم، رهبر کاتولیک‌های جهان، در دومین روز سفر خود به لبنان بر ضرورت گفت‌وگو میان ادیان و مقابله با خشونت تأکید کرد؛ این سفر در میانه بحران‌های سیاسی و اقتصادی این کشور و همراه با استقبال گسترده مردمی انجام می‌شود. پاپ لئو چهاردهم در نخستین سفر خارجی خود، و پس از دیدار از ترکیە، امروز سەشنبە ٢ دسامبر در دیدار با رهبران مسیحی و مسلمان در مرکز بیروت گفت : شما فراخوانده شده‌اید سازنده صلح باشید، با تعصب مقابله کنید، بر خشونت غلبه کنید و راه عدالت و همزیستی را روشن نگاه دارید. او در ادامه تاکید کرد که هیچ صلحی بدون گفت‌وگو ممکن نیست. سفر رهبر واتیکان به بیروت، نخستین سفر خارجی‌ او از زمان انتخابش در ماه مه است. پاپ هدف سفر را تقویت صلح در منطقه‌ای توصیف کرده است که طی سال‌های اخیر درگیر جنگ، بحران‌ و کشمکش‌ بوده است. وی روز یکشنبه نیز از مسئولان لبنانی خواست در خدمت مردم باشند و مصالح عمومی را بر منافع گروهی مقدم بدانند. در زمان ورود رهبر کاتولیک‌های جهان به لبنان هزاران شهروند در بیروت، جبیل، عنایا و حریصا برای استقبال از پاپ در مسیرهای حرکت او تجمع کردند. با وجود باران و تدابیر امنیتی شدید، دولت لبنان دو روز تعطیلی رسمی اعلام کرد و محدودیت‌های گسترده تردد برقرار شد. پاپ روز دوشنبه زیارت صبحگاهی خود را از آرامگاه قدیس شربل در عنایا آغاز کرد کە هم برای مسیحیان و هم مسلمانان مقدس است. او در سخنانی در این آرامگاه گفت: برای لبنان و سراسر مشرق خواهان صلح هستیم. و می‌دانیم که بدون گفت‌وگو، و بدون تغییر در دل‌ها، صلحی پایدار شکل نمی‌گیرد. پس از آن، پاپ با اسقفها و کشیشان در مزار سیده لبنان دیدار کرد و سپس به مرکز بیروت بازگشت تا در نشست بین‌ادیانی میدان شهدا شرکت کند. او در این دیدار بار دیگر بر احترام به تنوع دینی و لزوم همزیستی آشتی‌جویانه تاکید کرد. لئو در سخنرانی خود خطاب به رهبران مذهبی مسیحی و مسلمان در نشست گفتگوی جهانی بین ادیان نیز اظهار داشت شما فراخوانده شده‌اید تا صلح‌آفرین باشید، با عدم رواداری مقابله کنید، بر خشونت غلبه کنید، طرد را رد کنید و با شهادت ایمان خود، راه عدالت و هماهنگی را برای همه روشن کنید. سفر پاپ در حالی انجام می‌شود که لبنان پس از سال‌های بحران اقتصادی، انفجار بندر بیروت در سال ۲۰۲۰ و جنگ اخیر میان حزب‌الله و اسرائیل همچنان با تبعات گسترده آن دست‌وپنجه نرم می‌کند. حملات مرزی اسرائیل پس از توافق آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴ نیز همچنان ادامه دارد و روزانه مناطق جنوبی و هرازچندگاهی نیز نقطه‌ای در حاشیه جنوبی بیروت آماج حملات اسرائیل قرار می‌گیرد. همزمان با بیم و امیدها در فضای داخلی، برخی ناظران نسبت به بزرگ‌نمایی یا استفاده ابزاری از سفر پاپ هشدار می‌دهند؛ این انتقادها ریشه در نگرانی از رقابت‌های حزبی و طایفه‌ای دارد. همچنین تلاش برخی جریان‌ها برای نسبت‌دادن سفر پاپ به یک گروه خاص یا تبدیل آن به نقطه عطف سیاسی نه تنها حساسیت‌برانگیز شده است بلکه آن را در مغایرت با اهداف سفر پاپ دانسته‌اند. منتقدان می‌گویند چنین رویکردهایی ممکن است هدف اصلی سفر رهبر واتیکان یعنی تقویت همبستگی داخلی و حمایت از مشروعیت نهادهای دولتی را تحت‌الشعاع قرار دهد. با این حال، موضع رسمی واتیکان همواره مبتنی بر بی‌طرفی در سیاست داخلی لبنان و حمایت از وحدت ملی بوده است. سفر پاپ بە لبنان امروز با برگزاری مراسم قداس بزرگ در ساحل بیروت پایان خواهد یافت.

  • وزارت دفاع اسرائیل برای جنگ احتمالی آینده با ایران آماده می‌شود

    امیر بارام، مدیرکل وزارت دفاع اسرائیل، تأکید کرد که کشورش برای مقابله با تهدیدهای ایران و گروه‌های مسلح منطقه‌ای، فناوری‌های نسل بعدی دفاعی، از جمله سامانه لیزری Iron Beam، را عملیاتی کرده است. او اسرائیل را به‌عنوان سومین مرکز جهانی فناوری دفاعی معرفی و اکوسیستم منحصربه‌فردی را شرح داد که حلقه‌های بازخورد مستقیم میان جبهه، مهندسان و صنعت ایجاد می‌کند. این اقدامات نشان‌دهنده همگرایی میان سیاست دفاعی، ظرفیت صنعتی و تحولات ژئوپلیتیکی برای جنگ احتمالی با ایران است. امیر بارام، مدیرکل وزارت دفاع اسرائیل، امروز دوشنبه ١ دسامبر اعلام کرد که کشورش در حال توسعه فناوری‌های جدید برای جنگ احتمالی آینده با ایران است. این مقام ارشد اسرائیلی در کنفرانس Defense Tech که به‌صورت مشترک توسط وزارت دفاع و دانشگاه تل‌آویو برگزار شد، گفت : رشد سریع قدرت ایران در سامانه‌های دفاع هوایی و موشک‌های بالستیک ناشی از ایدئولوژی افراطی این کشور بودە و به این معناست که همه جبهه‌ها هنوز باز هستند و ارتش اسرائیل باید برای دورهای بعدی درگیری آماده باشد. در این بارە بارام افزود: دشمنان در حال یادگیری و تطبیق‌اند. از همین رو قبل از آنکه پارادایم جدیدی شکل بگیرد ما در نقطه‌ای محوری قرار گرفتەایم. وی برای نخستین بار توضیح داد که چه عواملی باعث شدە است تا وزارت دفاع و ارتش اسرائیل سامانه دفاع لیزری Iron Bam را در اکتبر ۲۰۲۴ عملیاتی کنند. استقرار Iron Beam و تبدیل اسرائیل به ملت متکی بە تکنولوژی دفاعی بارام در رابطە با تصمیم نهایی درباره استقرار Iron Beam بر اساس مقایسه ریسک استقرار و عدم استقرار بعد از سال ٢٠١٤ نیز گفت: از آنجا کە حزب‌الله در حملات پهپادی موفق عمل کرده بود. طی دو هفته پس از استقرار، Iron Beam تقریباً ۴۰ پهپاد حزب اللە را سرنگون کرد و ارتش اسرائیل اخیراً انیز ستقرار کامل این سامانه را اعلام کرده است. بارام همچنین به ویژگی‌های منحصربه‌فرد فناوری دفاعی اسرائیل نیز اشاره کردە و گفت: سال‌ها اسرائیل به‌عنوان ملت سایبری شناخته می‌شد. اما امروز به یک ملت متکی بە فناوری دفاعی واقعی تبدیل و سبد نوآوری اسرائیل طیف قابلیت‌های پیشرفته را اعم از سامانه‌های دفاع هوایی، وسایل نقلیه بدون سرنشین، جنگ الکترونیک، ارتباطات مقاوم در برابر کوانتوم، سامانه‌های اطلاعات و نظارت، دفاع سایبری و فناوری‌های فضایی شامل می شود. در این راستا وی افزود: تنها در سال ۲۰۲۴، ۲۱ قرارداد دولت به دولت به ارزش میلیاردها دلار امضا شد و وزارت دفاع در استارتاپ‌های ۱.۲ میلیارد شِکل سرمایه‌گذاری کردە است. بارام افزود که ۱۳۰ استارتاپ در طول جنگ در عملیات‌های DDR&D مشارکت کرده‌اند و این رقم تعداد استارتاپ‌های همکار با وزارت دفاع را به بیش از ۳۰۰ رسانده است. بارام همچنین اعلام کرد که تل‌آویو اکنون به‌عنوان سومین مرکز جهانی فناوری دفاعی شناخته می‌شود و شرکت‌های بزرگ دفاعی اسرائیل قراردادهای بین‌المللی مهمی را با کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکای شمالی امضا کردەاند. از سوی دیگر، اسرائیل یک اکوسیستم منحصر به‌ فرد ایجاد کرده است که تنها تعداد کمی از کشورها قادر به تولید آن هستند. این اکوسیستم حلقه‌های بازخورد مستقیم میان جبهه، مهندسان و شرکای صنعتی را به هم متصل می‌کند و زنجیره‌ای از نیازهای میدان نبرد تا راهکارهای عملیاتی» ایجاد می‌کند. از سوی دیگر، دنی گلد، سرتیپ بازنشسته و رئیس اداره تحقیقات و توسعه دفاعی اسرائیل، اعلام کرد که این اداره به همراه شرکت‌های رافائل و ال‌بیت، سامانه لیزری Iron Beam را تا پایان سال میلادی جاری به شاخه دفاع هوایی نیروی هوایی تحویل خواهد داد. به گفته گلد، اولین قابلیت عملیاتی این سامانه در تاریخ ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵ تحویل ارتش خواهد شد و هم‌زمان کار روی نسل‌های بعدی آن کار می‌شود. پس از تحویل، نیروی دفاعی اسرائیل IDF باید عملیات ادغام و آموزش این سامانه را انجام دهد. وی افزود: انتظار می‌رود سامانه Or Eitan قواعد میدان نبرد را تغییر دهد و پس از تکمیل توسعه و مراحل آزمایش که قابلیت‌های آن را ثابت کرده، آماده تحویل است. در رابطە با مقابلە با جمهوری اسلامی ایران و وضعیت ژئوپلیتیکی منطقە نیز بارام اعلام کرد: همه جبهه‌ها هنوز باز هستند و دشمنان در حال یادگیری و آماده‌سازی‌اند. این دوره انتقالی با ریسک و عدم قطعیت همراه است در این بارە نیز وی اظهار داشت کە اسرائیل عمیقاً در حال توسعه فناوری‌های نسل بعدی برای رویارویی‌های احتمالی آینده با ایران، هم در حوزه دفاع و هم تهاجم است. در نشست بین‌المللی DefenseTech که ۱ و ۲ دسامبر برگزار شد، سرتیپ بنی آمینوف، رئیس واحد تحقیق و توسعه نظامی DDR&D، نیز با اشارە بە پیشرفتهای جدید ارتش اسرائیل در حوزە فناوریهای مرتبط بە پهباد و شناسایی، اعلام نمود کە این کشور بر توسعه سلاح‌های مبتنی بر تسریع انرژی هدایت‌شده تمرکز می کند.

  • در میانە تنش‌های خودمدیریتی روژآوا با دمشق، مذاکرات با دولت انتقالی سوریه متوقف شدە است

    مذاکرات میان نیروهای کُرد روژاوا و دولت سوریه که برای حل مسائل امنیتی و ادغام نیروهای سوریه دموکراتیک در ساختار مرکزی دولت انتقالی دمشق آغاز شده بود، به‌طور ناگهانی متوقف و کارشناسان هشدار می‌دهند که این توقف، همزمان با بن‌بست روند صلح میان ترکیه و حزب کارگران کردستان (PKK)، می‌تواند منطقه شمال و شرق سوریه را به سمت تنش و درگیری‌های احتمالی نظامی سوق دهد. در حالی‌کە منازعات سیاسی در عرصە سیاسی ترکیە برای حل مسالە کرد، همچنان با فراز و نشیب مواجە بودە و احتمال دارد کە نحوە پیشبرد آن بر سیاستگذاریهای کشورهای منطقە نیز تاثیر داشتە باشد، آلدار خلیل، عضو هیات اجرایی حزب اتحاد دموکراتیک (PYD)، از توقف گفتگوهای خودمدیریتی شمال_شرق سوریە (روژآوا) با دمشق خبر دادە است. در این بارە، عضو هیئت اجرایی حزب اتحاد دموکراتیک (PYD)، آلدار خلیل، در گفتگویی با روزنامە المانیتور اعلام کرد که مذاکرات این حزب با دولت سوریه به‌طور ناگهانی و بدون ارائه توضیحی روشن متوقف شده است. به گفته او، دمشق با وجود توافقات پیشین که شامل بازسازی ساختار نیروهای سوریه دموکراتیک و اتصال دستگاه‌های امنیتی به ادارات مرکزی دمشق بودە است، در حال طفره رفتن و تلاش برای خرید زمان بودە و از ارائه تعهدات ملموس خودداری می‌کند. این مذاکرات پس از دیدار رئیس‌جمهور سوریه با رئیس‌جمهور آمریکا در واشنگتن متوقف شد و دمشق ادعا کرد که پیشرفت‌هایی ایجاد شده، در حالی که طرف‌های کُرد بر این باورند که این تنها یک تصویر ظاهری برای پاسخ به پرسش‌های آمریکا بوده است. در آن زمان، توافقی شامل تشکیل یک تیپ و سه لشکر از نیروهای سوریه دموکراتیک و تحت وزارت کشور دمشق قرار گرفتن نیروهای امنیت داخلی، با حضور نمایندگان کُرد در سطوح کلیدی، صورت گرفته بود. در این راستا، یک مقام ارشد حزب کارگران کردستان (PKK) در گفت‌وگو با خبرگزاری فرانسه (AFP) تصریح کرد که این حزب گام دیگری را در راستای روند صلح با آنکارا نخواهد برداشت و خواستار آزادی عبدالله اوجالان، رهبر این حزب، شد. آمِد ملازگرد در این بارە اظهار داشتە بود: ما تمام گام‌هایی را که رهبر اوجالان آغاز کرده است، اجرا کرده‌ و از این پس هیچ اقدام دیگری انجام نخواهد شد. اکنون انتظار داریم دولت ترکیه نخستین گام‌ها را بردارد.» دو مطالبه اصلی حزب کارگران کردستان شامل آزادی عبدالله اوجالان و به‌رسمیت شناختن رسمی و قانون اساسی ملت کُرد در ترکیه است. در واکنشی دیگر، دبیرخانهٔ شورای ملی کرد در سوریه (ENKS) با انتشار بیانیه‌ای، ضمن محکومیت رفتارهای تحریک‌آمیز و نژادپرستانە احمد الشرع بر ضرورت موضع‌گیری روشن دولت انتقالی دمشق علیه سخنرانی‌های تحریک‌آمیز و حفظ حقوق تمامی شهروندان در یک کشور چند اتنیکی تأکید کردە و در این بارە اظهار داشت: پاسخ مثبت دمشق به دعوت هیات کُرد برای گفت‌وگو می‌تواند از بروز فتنه جلوگیری کند. شورای ملی کرد همچنین بر پایبندی خود به ساختن سوریه‌ای غیرمتمرکز، دموکراتیک و چندگانه با احترام به کرامت و تنوع قومی و دینی تأکید کرد. از سوی دیگر، منابع عربی نزدیک به دولت سوریه به پلتفرم تحقّق گزارش داده‌اند که چشم‌انداز حل اختلاف بین ترکیه و حزب کارگران کردستان به بن‌بست رسیده است. دلیل اصلی توقف مذاکرات، درخواست آزادی بدون قید و شرط عبدالله اوجالان و عدم تکمیل روند تحویل سلاح‌های حزب کارگران کردستان اعلام شده است. علاوه بر این، مخالفت حزب کارگران کردستان با خلع‌سلاح نیروهای سوریه دموکراتیک، ورود ارتش سوریه به منطقه جزیر و لغو خدمت اجباری در صفوف این نیروها، از جمله موانع مهم مذاکرات عنوان شده‌اند. کانال‌های ارتباطی با نیروهای دموکراتیک سوریه هم‌اکنون بسته هستند و احتمال آغاز عملیات نظامی در کوتاه‌مدت وجود دارد. در مجموع، توقف هم‌زمان گفت‌وگوهای روژآوا با دمشق و انسداد مسیر مذاکرات میان آنکارا و حزب کارگران کردستان، نشان می‌دهد که فضای سیاسی پیرامون مسالۀ کُرد در شمال و شرق سوریه وارد مرحله‌ای از بی‌ثباتی شده است. در چنین وضعیتی، عدم وجود چارچوب‌های پایدار برای توافق امنیتی، حقوقی و سیاسی می‌تواند زمینه‌ساز تشدید رقابت بازیگران منطقه‌ای، افزایش نااطمینانی و احتمال بازگشت به منطق مواجهه نظامی شود.

  • پاپ لئو چهاردهم در سفر تاریخی به لبنان: پیام صلح در میانه بحران‌ و تنش‌های منطقه‌ای

    پاپ لئو چهاردهم در حالی به لبنان سفر کرده است که این کشور با بحران اقتصادی عمیق و پیامدهای ناشی از درگیری‌های سال گذشه حزب‌الله با اسرائیل روبه‌رو است. واتیکان این سفر را لحظه‌ای سرنوشت‌ساز توصیف کرده و آن را بخشی از تلاش برای حمایت از مدل همزیستی لبنانی می‌داند. پاپ لئو چهاردهم رهبر کاتولیک‌های جهان که پس از توقفی کوتاه در ترکیه، دومین مقصد سفر منطقه‌ای خود را آغاز و عصر یکشنبه وارد بیروت شد. او سه‌شنبه ۲ دسامبر این کشور را ترک خواهد کرد. او در جریان این سفر با رئیس جمهور و نخست وزیر لبنان دیدار می‌کند و در جمع رهبران ملی این کشور سخنرانی خواهد کرد. مقامات لبنانی می‌گویند پاپ در بیروت، همچنین پیام‌هایی خطاب به تصمیم‌گیرندگان منطقه‌ای و بین‌المللی صادر خواهد کرد و بر «لبنانِ رسالت و همزیستی» تأکید می‌کند. نخستین دیدار او در کاخ ریاست‌جمهوری لبنان با سه مقام عالی‌رتبه خواهد بود. مهم‌ترین آیین سفر، عشای ربانی با حضور حدود صد هزار نفر است. پاپ همچنین به خواست خود از بیمارستان دیرالصلیب، مرکز ویژه بیماران روانی در خاورمیانه، بازدید می‌کند. نشست گفت‌وگوی ادیانی و دیدارهای مذهبی یکی از نقاط حساس سفر، گردهم‌آیی در خیمه «لقاء مسکونی» در مرکز بیروت است، که بعد از ظهر امروز برگزار خواهد شد. در این گردهم‌آیی چهار رهبر مسلمان و چهار رهبر مسیحی سخن می‌گویند و سپس پاپ پیام خود را ارائه می‌کند. او همچنین به حریصا و زیارتگاه مار شربل در عنایا، دو مکان مذهبی با اهمیت نمادین برای جامعه مسیحی لبنان، خواهد رفت. پاپ همچنین در بندر بیروت، با برگزاری مراسم دعا یاد قربانیان انفجار ۴ اوت ۲۰۲۰ را گرامی می‌دارد. لبنان در مرکز توجه واتیکان فرید الخازن، نماینده پارلمان لبنان، سفر پاپ را دارای «بار روحی و سیاسی» توصیف می‌کند و می‌گوید واتیکان لبنان را آخرین پایگاه مهم مسیحیان در منطقه می‌داند. به گفته او، پیام احتمالی پاپ از کاخ ریاست‌جمهوری بر تقویت نهادهای دولتی، صلح داخلی و ثبات تأکید خواهد داشت. او افزود لغو سفر اصلاً مطرح نبود، زیرا واتیکان تنها در شرایط اطمینان کامل چنین برنامه‌ای را اجرا می‌کند؛ تدابیر امنیتی نیز توسط گارد سوئیسی و ژاندارم ایتالیایی اجرا می‌شود. لبنان در یکی از بدترین بحران‌های اقتصادی تاریخ خود قرار دارد و خدمات پایه، از انرژی تا سلامت، به‌شدت فرسوده شده است.پاتریارک بشاره راعی این سفر را «ندایی شخصی به لبنانی‌ها» برای گشودن صفحه‌ای تازه توصیف می‌کند. این سفر چهارمین سفر یک پاپ به لبنان است، پس از توقف پاپ پل ششم در ۱۹۶۴، سفر پاپ ژان پل دوم در ۱۹۹۷ و سفر پاپ بندیکت شانزدهم در ۲۰۱۲. اکنون پاپ لئون چهاردهم در شرایطی متفاوت وارد بیروت می‌شود؛ با امید به اینکه پیام او بتواند بر مسیر سیاسی و اجتماعی لبنان اثر بگذارد. پاپ لئو روز پنج‌شنبه ۶ آذر (۲۷ نوامبر) اولین سفر خارجی خود را با سفر بە ترکیه آغاز کرد . وی در دیدار با رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه از او خواست تا در عصر افزایش تنش‌های جهانی به منبعی برای ثبات و گفت‌وگو تبدیل شود و نسبت به خطر تدریجی آغاز جنگ جهانی سوم  هشدار داد. او در آن دیدار، با نقل‌قول از پاپ فقید فرانسیس، وضعیت کنونی جهان را در آستانە وقوع جنگ جهانی سومی دانست کە تدریجا در حال وقوع بودە و هشدار داد که منابع به‌جای مبارزه با فقر، صرف تسلیحات می‌شوند، از همین رو آینده بشریت با خطر مواجە است.

  • روز جهانی ایدز: چالش‌ها و پیشرفت‌ها در ایران و جهان

    روز جهانی ایدز فرصتی برای افزایش آگاهی جهانی درباره بیماری HIV و اهمیت پیشگیری، درمان و مبارزه با انگ اجتماعی است. امسال با عنوان غلبه بر اختلال، تغییر واکنش به ایدز این روز بر لزوم تغییرات اساسی در پاسخ‌های جهانی به ایدز تأکید دارد. زنان، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه از جمله در ایران، با چالش‌های ویژه‌ای روبه‌رو هستند و نیاز به حمایت و آگاهی بیشتر دارند. روز جهانی ایدز که هر سال در نخستین روز دسامبر برگزار می‌شود، فرصتی جهانی برای یادآوری اهمیت پیشگیری، دسترسی برابر به درمان، و مقابله با انگ اجتماعی پیرامون HIV/AIDS است. این روز بر ضرورت آگاهی‌رسانی، حمایت از مبتلایان و تقویت سیاست‌های سلامت عمومی تأکید می‌کند تا مهار بیماری در سطح جهانی امکان‌پذیر شود. این روز برای نخستین بار در سال ۱۹۸۸ توسط سازمان بهداشت جهانی (WHO) تأسیس شد و هدف آن، جلب توجه به این بیماری همه‌گیر و حمایت از بیماران و جوامع آسیب‌دیده است. روبان قرمز، نماد جهانی مبارزه با ایدز، در این روز به‌ویژه در سطح بین‌المللی به نمایش در می‌آید. عنوان امسال این روز، «غلبه بر اختلال، تغییر واکنش به ایدز» (Overcoming Disruption, Transforming the Response to AIDS)، اشاره‌ای به بحران‌های کنونی در مقابله با ایدز است. این فراخوان برای اقدام به‌ویژه در شرایطی که خدمات پیشگیری و درمان با بحران مالی و قوانین تبعیض‌آمیز روبرو است، به‌صورت جدی مطرح شده است. در این راستا، نابرابری‌های جنسیتی همچنان نقش عمده‌ای در تداوم گسترش HIV در جوامع مختلف ایفا می‌کنند. وضعیت کلی جهان در سطح جهانی، ۴۰.۸ میلیون نفر در حال حاضر با ویروس HIV زندگی می‌کنند که بیش از نیمی از آن‌ها زنان و دختران هستند. در کشورهای جنوب صحرای آفریقا، دختران نوجوان به‌طور ویژه با خطر ابتلا به HIV روبه‌رو هستند، به‌طوری‌که نرخ ابتلا در این گروه‌ها شش برابر بیشتر از پسران است. این وضعیت تحت تأثیر عواملی چون خشونت‌های جنسی، دسترسی نابرابر به خدمات بهداشتی، و فرصت‌های محدود برای رهبری زنان قرار دارد. در بیانیه‌ امسال زنان سازمان ملل به مناسبت این روز آمده است که زنان نه تنها به‌عنوان قربانی، بلکه به‌عنوان رهبران، مدافعان و تغییر‌دهندگان نیز نقش دارند و صدای آن‌ها باید شنیده شود. بسیاری از کشورها هنوز در تلاش هستند تا به هدف توسعه پایدار برای پایان دادن به ایدز تا سال ۲۰۳۰ دست یابند. خدمات پیشگیری از HIV در بسیاری از مناطق با اختلالات جدی روبه‌رو شده است و تهدیدهای مالی و سیاسی، پاسخ جهانی به این بحران را به چالش کشیده‌اند. وضعیت ایران: آگاهی‌بخشی و چالش‌ها در ایران، مسیر آگاهی‌بخشی و درمان HIV/AIDS از اوایل دهه ۸۰ میلادی آغاز شد. مینو محرز، استاد بیماری‌های عفونی و یکی از پیشگامان مبارزه با ایدز در ایران، می‌گوید نخستین سخنرانی خود درباره HIV را در سال ۱۳۶۳ در کنگره بیماری‌های عفونی ایراد کرده است. وی در آستانه روز جهانی مبارزه با ایدز در دانشگاه علوم پزشکی تهران، سخنان صریحی درباره وضعیت ایدز در ایران بیان کرده است.وی در این بارە می گوید: آن زمان، بیماری ایدز ناشناخته بود و مردم از آن آگاهی کمی داشتند. محرز تأکید می‌کند که با مشاهده گسترش HIV در کشورهای غربی، متوجه شده که این مسئله به‌زودی به یک بحران جهانی تبدیل خواهد شد و بنابراین باید از همان ابتدا در ایران نیز آگاهی‌بخشی آغاز شود. در ابتدای شیوع بیماری، به دلیل عدم وجود تست‌های تشخیصی و اطلاعات عمومی درباره بیماری، بسیاری از افراد در گروه‌های پرخطر مانند مصرف‌کنندگان مواد تزریقی با سرنگ مشترک و بیماران هموفیلی به‌دلیل آلودگی فرآورده‌های خونی مبتلا شدند. در سال‌های ابتدایی، هیچ مرکز درمانی حاضر به پذیرش بیماران نبود و درمانی وجود نداشت،‌ بنابراین حاملان ویروس HIV به مرحله ایدز می رسیدند و جان خود را از دست میدادند. به گفته محرز این بیماران در دوران مرگ خود نیز با طرد اجتماعی روبرو می‌شدند و حتی خانواده‌ها از حضور در مراسم سوگواری خودداری می‌کردند. امروز، بیماران HIV می‌توانند تحت درمان قرار گیرند و زندگی نرمالی را تجربه کنند. محرز از دستاوردهای مهم در این زمینه سخن می‌گوید، از جمله ایجاد بیش از ۲۰۰ مرکز مشاوره بیماری‌های رفتاری در سراسر ایران که به بیماران خدمات ارائه می‌دهند. استاد بیماری‌های عفونی دانشگاه علوم پزشکی تهران با انتقاد از کم‌توجهی رسانه‌ها گفت: در کشورهایی مثل استرالیا، رسانه‌ها به‌طور مداوم درباره HIV اطلاع‌رسانی می‌کنند، اما در ایران سکوت وجود دارد؛ در حالی که مردم پرسشگر و نیاز به آگاهی دارند. محرز در پاسخ به پرسشی درباره صراحت لهجه، تصریح کرد کە در سلامت عمومی، حقیقت نباید قربانی مصلحت شود. هنوز HIV در جامعه و حتی در میان کادر درمان با انگ بالایی مواجه است؛ موضوعی که در پژوهش‌ها نیز تأیید شده و مانع ارائه خدماتی مانند جراحی، زایمان و دندانپزشکی می‌شود، در حالی که بیمارانِ تحت درمان و با بار ویروسی صفر، مسری نیستند. در این بارە، استاد بیماری‌های عفونی دانشگاه علوم پزشکی تهران تأکید کرد: آگاهی مستمر، نگرش مثبت و تغییر رفتار را در پی دارد. HIV از راه تماس عادی یا تنفس منتقل نمی‌شود؛ رعایت شیوه نامه های استاندارد برای همه بیماران کافی است. تنها با آموزش، می‌توان از جوانان محافظت کرد و کرامت بیماران را حفظ کرد   چالش‌های زنان مبتلا به HIV یکی از چالش‌های مهم در مبارزه با ایدز، تأثیرات خاص این بیماری بر زنان است. در ایران، همچنان انگ اجتماعی مرتبط با HIV برای زنان بیش از سایر گروه‌ها احساس می‌شود. این انگ‌ها می‌توانند باعث بروز مشکلات روانی و اجتماعی زیادی برای زنان شوند. بسیاری از زنان مبتلا به HIV به دلیل تبعیض‌ها و انگ‌های اجتماعی، از دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی محروم می‌شوند و حتی ممکن است با خشونت‌های خانگی و تهدیدات روانی روبه‌رو شوند. در سطح جهانی، نابرابری‌های جنسیتی و خشونت‌های جنسی نقش عمده‌ای در گسترش HIV در میان زنان ایفا می‌کنند. در کشورهای در حال توسعه، دختران و زنان به‌ویژه در معرض ابتلا به HIV از طریق روابط جنسی غیر ایمن قرار دارند و در بسیاری از موارد دسترسی آن‌ها به مراقبت‌های بهداشتی محدود است. در ایران نیز، اقدامات آگاهی‌بخشی و طرح‌های حمایتی برای زنان مبتلا به HIV باید تقویت شود. رسانه‌ها و نهادهای اجتماعی نقش کلیدی در کاهش انگ اجتماعی و حمایت از زنان در مسیر درمان دارند. آگاهی‌رسانی مداوم و تغییر نگرش‌ها در جامعه، ‌ارئه خدمات درمانی به ویژه به زنان و دختران نوجوان می‌تواند روند ابتلای به این بیماری را کاهش دهد.

  • پاپ لئو در ترکیە نسبت بە وقوع تدریجی جنگ جهانی سوم هشدار داد

    پاپ لئو چهاردهم، نخستین پاپ آمریکایی و رهبر جدید کاتولیک‌های جهان، در نخستین سفر خارجی خود وارد ترکیه شد و این کشور را به ایفای نقشی فعال در کاهش تنش‌های جهانی فراخواند. او با هشدار نسبت به خطر خزنده یک جنگ جهانی جدید، بر ضرورت گفت‌وگو، صلح و عدالت تأکید کرد. پاپ همچنین نقش تاریخی ترکیه به‌عنوان پلی میان شرق و غرب را ستود و خواستار تلاش بیشتر برای ثبات منطقه شد. پاپ لئو چهاردهم، رهبر جدید کاتولیک‌های جهان و نخستین پاپ آمریکایی، اولین سفر خارجی خود را با سفر بە ترکیه آغاز کرد. وی در بدو ورود به آنکارا، در دیدار با رئیس‌جمهور ترکیە، رجب طیب اردوغان، از ترکیه خواست تا در عصر افزایش تنش‌های جهانی به منبعی برای ثبات و گفت‌وگو تبدیل شود و نسبت به خطر تدریجی آغاز جنگ جهانی سومِ هشدار داد. پاپ لئو چهاردهم، در استقبال رسمی و سپس در سخنرانی در کاخ ریاست‌جمهوری، بر ضرورت صلح تأکید کرد و نقش تاریخی ترکیه به‌عنوان پلی میان شرق و غرب و چهارراه ادیان و فرهنگ‌ها را ستود. او از ترکیه خواست تا در خدمت صلحی عادلانه و پایدار باشد و گفت: امروز بیش از هر زمان دیگری به کسانی نیاز داریم که گفت‌وگو را ترویج دهند. پاپ لئو، با نقل‌قول از پاپ فقید فرانسیس، وضعیت کنونی جهان را در آستانە وقوع جنگ جهانی سومی دانست کە تدریجا در حال وقوع بودە و هشدار داد که منابع به‌جای مبارزه با فقر، صرف تسلیحات می‌شوند، از همین رو آینده بشریت با خطر مواجە است. محوریت فلسطین و موضوع حقوق زنان پاپ در سخنرانی خود به نقش زنان در ترکیه نیز اشاره کرد و از ابتکارهایی که ... از خانواده و نقش برجسته زنان در شکوفایی اجتماعی حمایت می‌کنند، تقدیر کرد. با این حال، فعالان حقوق زنان همچنان از تصمیم اردوغان در سال ۲۰۲۱ برای خروج از کنوانسیون استانبول، معاهده اروپایی برای محافظت از زنان در برابر خشونت انتقاد می‌کنند. بر اساس آمار، در سال ۲۰۲۵ تاکنون ۲۳۷ زن در ترکیه کشته شده‌اند. اردوغان این هفته یک برنامه پنج‌مرحله‌ای برای مقابله با خشونت علیه زنان ارائه کرد. دیپلماسی بین‌دینی و سالگرد شورای نیقیه بخش دوم سفر پاپ لئو چهاردهم به تقویت روابط کلیسا با مسلمانان و مسیحیان ارتدوکس اختصاص دارد. پاپ پس از آنکارا عازم استانبول شد تا با رهبران مسیحیان ارتدوکس و نمایندگان جامعه مسلمانان دیدار و دعا کند. دلیل اصلی سفر، گرامی‌داشت ۱۷۰۰مین سالگرد شورای نیقیه در سال ۳۲۵ میلادی است؛ گردهمایی تاریخی که «اعتقادنامه نیقیه» را تدوین و ایمان کلیسا به الوهیت عیسی مسیح را تثبیت کرد. این شورا در دورانی برگزار شد که کلیساهای شرق و غرب هنوز متحد بودند؛. این اتحاد در انشقاق بزرگ سال ۱۰۵۴ از هم گسست. پاپ لئو در این سفر با پاتریارک بارتولومئو، رهبر معنوی ۲۶۰ میلیون مسیحی ارتدوکس جهان، دیدار خواهد کرد تا به مؤمنان یادآوری کند آنچه میان آن‌ها مشترک است بسیار بیشتر از چیزهایی است که آن‌ها را از هم جدا می‌کند. قرار است امروز پاپ در استانبول از مسجد آبی بازدید کردە و در یک نشست بین‌ادیانی شرکت نماید. آصغین تونجا، امام جماعت مسجد آبی، ابراز امیدواری کرد این دیدار به پیشبرد روابط میان مسلمانان و مسیحیان کمک کند. پاپ بر تلاش برای «وحدت بیشتر، هماهنگی بیشتر، و یافتن راه‌هایی که انسان‌ها را فارغ از تفاوت‌ها، ادیان و باورها، به‌عنوان برادر و خواهر کنار هم قرار دهد، تأکید کرد. پاپ در دیدار خود از خانه سالمندانی که توسط خواهران کوچک فقرا اداره می‌شود، ضمن سپاسگزاری از خواهران کوچک فقرا به سالمندان اشاره کرد و گفت : سالمندان خرد یک ملت‌اند، گنجینه‌ای برای نوه‌ها، خانواده‌ها و کل جامعه می باشند. او تأکید کرد که در جامعه شیفته موفقیت مادی، معنای واقعی سالمندی در خطر فراموش شدن قرار دارد و اشاره کرد که خیریه مسیحی نه تنها خدمت به فقرا، بلکه خواهرِ آنان بودن است. سفر لئو پس از ترکیه، روز یکشنبه با عزیمت به لبنان ادامه خواهد یافت. این تصمیم به‌عنوان یک انتخاب حساب‌شده و استراتژیک تلقی می‌شود. ورود او به بیروت در زمانی صورت می‌گیرد که نگرانی‌ها درباره احتمال گسترش درگیری میان اسرائیل و حزب‌الله افزایش یافته است. کریستوفر وایت، کارشناس واتیکان، این سفر را فرصتی برای پاپ دانست تا تلاش‌های واتیکان برای صلح در خاورمیانه را پررنگ‌تر سازد. کریم امیل بیطار، استاد دانشگاه سن‌ژوزف بیروت، نیز در این بارە گفت جامعه مسیحیان لبنان در زمانی که کشور همچنان به‌شدت دوقطبی است، انتظار پیامی از وحدت از سوی پاپ دارند. پاپ قرار است در بندر بیروت، محل انفجار مرگبار سال ۲۰۲۰، مراسم نیایشی را برگزار کند. رهبران لبنانی امیدوارند این سفر توجه جهان را به کشوری که در بحران عمیق اقتصادی فرو رفته است، جلب کند. آندریا فریده، خبرنگار واتیکان، گفت لبنانی‌ها از او انتظار امید دارند و پیام پاپ که با حسن‌نیت واقعی با مردم سخن می‌گوید می‌تواند تأثیرگذار باشد.

  • خبرگزاری فرانسه: پ.ک.ک از ترکیه می‌خواهد اوجالان را آزاد کند

    آمد ملازگرد از فرماندهان حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک)، که ماه مه گذشته انحلال خود را اعلام کرد، برداشتن گام‌های جدیدتر در راستای روند صلح از سوی هم‌رزمانش را، به آزادی عبدالله اوجالان، رهبر زندانی کُردها، منوط کرده است. او در گفت‌وگو با خبرگزاری فرانسه تاکید کرده است که بدون آزادی اوجالان صلح محقق نخواهد شد. ملازگرد همچنین به‌رسمیت شناختن حقوق کُردها در ترکیه را از دیگر پیش‌شرط‌های پیشرفت روند کنونی عنوان کرده است. آمد ملازگرد از فرماندهان ارشد نیروهای مدافع خلق (هـ.پ.گ)، شاخه نظامی پ.ک.ک، روز شنبه در مصاحبه‌ای با خبرگزاری فرانسه، در کوهستان قندیل، اعلام کرد که آنها دیگر هیچ اقدام جدیدی در راستای روند صلح برنخواهند داشت و منتظر اقدام از سوی دولت ترکیه هستند. او گفت: تمامی گام‌هایی که عبدالله اوجالان در راستای صلح برداشته، اجرایی شده است و حالا نوبت دولت ترکیه است که گام‌های بعدی را بردارد. وی دو درخواست اصلی پ.ک.ک را مطرح کرد: نخست آزادی عبدالله اوجالان و دوم، به رسمیت شناختن حقوق قانونی و رسمی مردم کُرد در ترکیه. این فرمانده ارشد همچنین گفت که بدون آزادی اوجالان، روند صلح موفقیت‌آمیز نخواهد بود. شردا مظلوم گابار، فرمانده ارشد پ.ک.ک، نیز در این گفتگو بر اهمیت آزادی اوجالان برای تحقق آزادی مردم کرد تأکید کرده و گفته است: تا زمانی که رهبر ما در زندان باشد، مردم کرد نمی‌توانند آزاد باشند و ما نیز به عنوان چریک نمی‌توانیم احساس آزادی کنیم. عبدالله اوجالان، از سال ۱۹۹۹ در سلول انفرادی جزیره امرالی در ترکیه به سر می‌برد. او رهبری روند صلح را از داخل زندان بر عهده دارد و در هفته‌های اخیر نمایندگانی از پارلمان ترکیه ر با او در چارچوب روند صلح دیدار کرده‌اند. گام‌های اخیر پ.ک.ک در راستای صلح ماه گذشته، پ.ک.ک اعلام کرد که عملیات خروج تمامی نیروهای خود از خاک ترکیه به اقلیم کردستان را آغاز کرده است. همچنین، در اوایل این ماه، پ.ک.ک از عقب‌نشینی نیروهایش از منطقه زاپ، یکی از مناطق مرزی کلیدی در اقلیم کردستان، خبر داد. آمد ملازگرت در این مصاحبه تصریح کرد: ما متعهد شده‌ایم که از سلاح علیه دولت ترکیه استفاده نکنیم. در راستای روند صلح، آنکارا مذاکرات غیرمستقیم با پ.ک.ک را از اواخر سال گذشته آغاز کرده است و اوجالان در ماه فوریه خواستار انحلال پ‌.ک.ک و پایان مبارزه مسلحانه شد با دولت ترکیه شد. او از پ.ک.ک خواست از روش‌های سیاسی برای پیشبرد آرمان‌های کُردها استفاده کنند. پ‌.ک.ک در ماه مه گذشته اعلام کرد که متعاقب فراخوان اوجالان مبنی بر لزوم ورود بە فرایند سیاسی و خاتمە دادن بە جنگ ۴۰ سالە با دولت ترکیە، خود را منحل کرده است و از این بە بعد تمامی اقداماتی کە با نام این حزب انجام می‌شدند، خاتمە یافته است. تشکیل کمیسیون پارلمانی برای صلح ترکیه همچنین کمیسیون پارلمانی و فراحزبی به نام «کمیسیون همبستگی ملی، برادری و دموکراسی» را برای زمینه‌سازی روند صلح و تهیه چارچوب قانونی برای ادغام گریلاها تشکیل داده است. این کمیسیون دوشنبه گذشته دیداری با اوجالان در جزیره امرالی داشت. ملازگرت در این زمینه گفت: با تأسیس این کمیته، دولت ترکیه گام مثبتی برداشته است، اما این تنها اقدام مورد نیاز نیست. ما از نزدیک این مأموریت را زیر نظر داریم.» پ.ک.ک همواره بر این نکته تأکید کرده است که هدف آن مبارزه‌ای دموکراتیک برای دفاع از حقوق کردها در ترکیه است. شردا مظلوم گابار در این باره به خبرگزاری فرانسه گفته است: گریلا همچنین نمونه اولیه زندگی آزاد، نمونه اولیه انسان‌های آزاد، نمونه اولیه زنان آزاد است. این درخواست‌ها در حالی مطرح می‌شود که در ماه‌های اخیر، پ.ک.ک گام‌هایی در جهت کاهش تنش‌ها و پایان دادن به درگیری‌های خونین در ترکیه برداشته است

  • سفر فیدان به ایران در راستای ارتقای هماهنگی‌های امنیتی و اقتصادی است

    هاکان فیدان وزیر امور خارجە ترکیە در میانه تنش‌های منطقه‌ای وارد تهران شد تا مسیر همکاری‌های امنیتی و اقتصادی را تقویت کند، اما وزن اطلاعاتی او باعث شد محور اصلی سفر، امنیتی‌سازی دوباره مسئله کرد باشد. تمرکز دو طرف بر خلع سلاح گروه‌های مسلح، بدون ارائه هیچ مسیر سیاسی، نشان می‌دهد روایت دولت‌محور بر تحلیل‌های هویتی غلبه یافته و خطر بازتولید چرخه‌های تنش را افزایش می‌دهد. روز یکشنبه، ۳۰ نوامبر ۲۰۲۵ (۹ آذر ۱۴۰۴)، هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در سفری رسمی وارد تهران شد. این سفر با هدف تقویت همکاری‌های دوجانبه، امنیتی و اقتصادی و مدیریت چالش‌های منطقه‌ای انجام شد. وزیر خارجه ترکیه در این سفر، علاوه بر دیدار و گفت‌وگو با عباس عراقچی (وزیر امور خارجه)، مسعود پزشکیان (رئیس جمهور)، محمدباقر قالیباف (رئیس مجلس) و علی لاریجانی (دبیر شورای عالی امنیت ملی) نیز دیدار و رایزنی کرد. این دیدارهای گسترده در سطوح اجرایی، قانون‌گذاری و امنیتی-سیاسی، نشان‌دهنده اراده دو کشور برای ارتقای روابط به چارچوب شورای عالی همکاری و دستیابی به هدف تجارت ۳۰ میلیارد دلاری است. محورهای اصلی مذاکرات شامل مسائل انرژی، امنیت مرزی، مقابله با تروریسم، تحولات قفقاز و بحران غزه بوده است.   تقویت موتور محرکه اقتصاد و امنیت در این سفر، محور گفت‌وگوهای دوجانبه میان هاکان فیدان و عباس عراقچی بر تسریع در اجرای توافقات گذشته، فراهم‌سازی مقدمات نهمین نشست شورای عالی همکاری و ارتقاء حجم تجارت تا سقف هدف‌گذاری‌شده ۳۰ میلیارد دلاری متمرکز بود. دو طرف بر ضرورت رفع موانع تجاری، توسعه توافقات ترجیحی، تسهیل امور گمرکی و تقویت سرمایه‌گذاری متقابل تأکید کردند. همکاری‌های انرژی به‌ویژه تمدید قرارداد تأمین گاز ایران برای ترکیه و توسعه همکاری در حوزه برق، از محورهای کلیدی مذاکرات بود. همچنین بر تسریع در اتصال خطوط ریلی، فعال‌سازی گذرگاه‌های مرزی، روان‌سازی لجستیک و گشایش سرکنسولگری ایران در شهر وان ترکیه تأکید شد که نشان‌دهنده توجه جدی دو کشور به نوسازی زیرساخت‌های ارتباطی و تقویت حضور کنسولی است.   بعد امنیتی و مبارزه با تروریسم دیدار فیدان با علی لاریجانی و تمرکز بر هماهنگی‌های امنیتی، ماهیت امنیتی این سفر را برجسته کردە است. دو کشور بر تعهد مشترک برای مبارزه قاطع با انواع تروریسم و گروه‌های تهدیدکننده امنیت مرزها تأکید کردند. ایران در اقدامی مهم، موضع شفاف خود را در حمایت از روند خلع سلاح و انحلال کامل گروه‌های مسلح مستقر در مرزهای مشترک، به‌ویژه پ.ک.ک، اعلام کرد که این موضوع برای آنکارا اهمیت راهبردی دارد. در خصوص سوریه نیز بر حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی این کشور، ضرورت همکاری‌های اطلاعاتی و مقابله با نفوذ بازیگران متخاصم تأکید شد. سابقه فیدان در رأس دستگاه اطلاعاتی ترکیه، وزن امنیتی این سفر را افزایش داد و آن را به سطح هماهنگی‌های عملیاتی و بازتعریف ترتیبات امنیتی در مرزها و سوریه رساند.   بعد منطقه‌ای و بین‌المللی: اجماع در برابر بحران مواضع ایران و ترکیه در قبال پرونده‌های بحرانی منطقه‌ای و بین‌المللی در بیانیه مشترک به‌روشنی انعکاس یافت. دو کشور حملات اسرائیل به غزه، لبنان و سوریه را به‌طور قاطع محکوم کرده و بر توقف فوری کشتار جمعی، تسهیل کمک‌رسانی و کمک به بازسازی غزه تأکید نمودند. در حوزه هسته‌ای، ترکیه بار دیگر بر حمایت از حل و فصل دیپلماتیک، مخالفت با تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران و آمادگی خود برای کمک به رفع تحریم‌های ناعادلانه تأکید کرد. همچنین دو طرف درباره آخرین تحولات قفقاز جنوبی، روند صلح منطقه و چالش مهاجرت‌های نامنظم از مبادی مشترک، به‌ویژه از سمت افغانستان، رایزنی کردند که نشان‌دهنده گستره نگاه منطقه‌ای و بین‌المللی در این سفر است.   بازتاب رسانه‌ای و تحلیل‌های منطقه‌ای بازتاب سفر فیدان در رسانه‌های منطقه‌ای بسیار گسترده بود و تحلیلگران چند محور را به عنوان خطوط اصلی تفسیر این سفر برجسته کردند. نخست، همزمانی تقریبی حضور فیدان و سعود بن محمدالساطی در تهران برجسته شد و بسیاری از تحلیلگران آن را یک اقدام هماهنگ و دارای پیام منطقه‌ای ارزیابی کردند که نشان‌دهنده شکل‌گیری کانال جدیدی برای هماهنگی سه‌جانبه میان ایران، ترکیه و عربستان در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای، به‌ویژه در سوریه و غزه است. دوم، تحلیلگران تأکید کردند که نزدیکی مواضع ایران و ترکیه در برابر اقدامات رژیم صهیونیستی می‌تواند اهرم فشار مؤثری علیه تشدید تنش‌ها و سیاست‌های بی‌ثبات‌کننده تل‌آویو باشد. سوم، با توجه به پیشینه امنیتی فیدان، رسانه‌ها این سفر را فراتر از پروتکل دیپلماتیک و دارای ماهیت امنیتی سطح بالا دانستند. چهارم، رسانه‌های ترکیه‌ای بر جنبه اقتصادی سفر متمرکز بودند و تأمین انرژی پایدار از ایران و توسعه تجارت را عناصر کلیدی این سفر برای آنکارا توصیف کردند. مجموعه این بازتاب‌ها نشان داد که سفر فیدان صرفاً یک سفر دوجانبه نبود، بلکه حامل پیام‌های کلان در سطح منطقه‌ای بود.     غلبه دوباره روایت دولت‌محور بر مسئله کرد محور امنیتی دیدار فیدان با لاریجانی نشان می‌دهد که روایت دولت‌محور در مواجهه با مسئله کرد بر تمامی ابعاد دیگر غلبه یافته است. تأکید بر خلع سلاح و انحلال کامل گروه‌های مسلح، بدون ارائه هیچ مسیر جایگزین سیاسی یا حقوقی، تکرار همان رویکردی است که در دهه‌های گذشته بارها آزموده و شکست خورده است. این روایت، مسئله‌ای سیاسی و تاریخی را صرفاً به سطح «تهدید» تقلیل می‌دهد و پیچیدگی اجتماعی و هویتی آن را نادیده می‌گیرد. در این نگاه، برچسب «تروریسم» ابزار اصلی شکل‌دهی به سیاست است؛ ابزاری که در روابط تهران–آنکارا بیش از آنکه کارکرد توصیفی داشته باشد، کارکرد سیاسی دارد. حذف ریشه‌های اجتماعی و تاریخیِ شکل‌گیری نیروهای کرد، و تقلیل تمام وضعیت به «امنیت مرزی»، چشم‌انداز هرگونه حل پایدار را تیره می‌کند. زمانی که از انحلال کامل سخن گفته می‌شود، اما نه از گفت‌وگوی فراگیر، نه از ادغام سیاسی، نه از سازوکار حقوقی و نه از ضمانت‌های انسانی، معنایش این است که سیاست دوباره به نفع امنیت کنار گذاشته شده است. سابقۀ اطلاعاتی فیدان در ترکیه به این سفر وزنی کاملاً امنیتی بخشیده است، اما از نگاه یک نیروی دموکراتیک مستقل، همین وزن خطر تعمیق یک «معماری امنیتی مشترک» را افزایش می‌دهد؛ معماری‌ای که نه بر سازوکارهای صلح و مشارکت سیاسی، بلکه بر هماهنگی عملیاتی علیه گروه‌های معترض، به‌ویژه احزاب کردی، استوار است. غلبە چنین رویکردی، روابط ایران–ترکیه را به سمت امنیتی‌سازی بیشتر کردستان سوق می‌دهد، بدون آنکه هیچ توازنی میان امنیت و حقوق برقرار شود. در روایت رسمی دو طرف، نقش بغداد، اقلیم کردستان و حتی مناطق کردنشین سوریه، صرفاً به سطح «طرف‌های امنیتی» تقلیل یافته است. مردم این مناطق، با تمام تجربه‌های زیسته‌شان از تنش، عملیات مرزی، جابه‌جایی‌ها و محرومیت‌های مزمن، از تحلیل رسمی غایب‌اند. مسئله حقوقی کرد در سوریه، چه در قالب خودمدیریتی موجود و چه در چارچوب آینده قانون اساسی سوریه، به‌طور کامل در سایه قرار گرفته است. این حذف، چرخۀ بحران را بازتولید می‌کند و امکان شکل‌گیری هرگونه توافق باثبات را از میان می‌برد. برآیند این هم‌راستایی امنیتی، از نگاه ناظران مستقل، فضای گفت‌وگوی سیاسی را تنگ‌تر می‌کند و خطر بازگشت به الگوهای تنش مزمن را افزایش می‌دهد. تقویت فشار بر اقلیم کردستان، احتمال تشدید عملیات‌های مرزی، تشدید بی‌ثباتی در شمال سوریه و افزایش خطر برخوردهای غیرقابل‌پیش‌بینی، همگی پیامدهای طبیعی معماری امنیتی‌ای هستند که تنها منطقش «مقابله با تهدید» است، نه مواجهه با یک مسئله سیاسی پیچیده. در نهایت، از این منظر، دیدار فیدان با مقامات ایرانی بیش از آنکه حرکتی برای مدیریت ریسک‌ها باشد، بازتولید همان منطق آشنای امنیتی‌سازی مسئله کرد است. منطق امنیتی‌ای که، به‌جای حل مسئله، زمینه‌های نارضایتی و گسست‌های تازه ایجاد می‌کند و بیش از آنکه ثبات بیاورد، چرخه‌های جدیدی از بی‌ثباتی می‌سازد.

  • روحانی با شمشیر برهنه بازگشت: جنگ، برجام و اتهام مستقیم به خامنه‌ای

    امیر خنجی در حالی که روایت رسمی جمهوری اسلامی ایران تلاش می‌کند تصویر یک پیروزی تمام‌عیار از جنگ دوازده‌روزه با اسرائیل بسازد، ورود کم‌سابقه حسن روحانی به میدان، این روایت را به چالش کشیده است. او در تازه‌ترین موضع‌گیری خود، مستقیماً کانون تصمیم‌سازی را هدف گرفته و با متهم کردن علی خامنه‌ای به اتکا بر اطلاعات نادرست، مسئولیت پیامدهای جنگ و تحریم را از دولت به رأس هرم قدرت منتقل کرده است. موضع‌ اخیر او نه فقط اختلاف دیدگاه، بلکه شکافی عمیق در سطح فرماندهی سیاسی را آشکار می‌کند. پس از روایت علی خامنه‌ای از جنگ ۱۲روزە، ورود حسن روحانی، رئیس‌جمهور پیشین ایران، به صحنه را می‌توان یک مداخله‌ مستقیم در مرکز روایت رسمی تصور کرد. او نه از میدان نبرد گفت و نه از جزئیات نظامی، بلکه مستقیماً به کانون تصمیم‌سازی یورش برد؛ جایی که جنگ، مذاکره و سیاست خارجی صورت‌بندی می‌شود. حسن روحانی، در نشستی با جمعی از وزیران و معاونان دولت‌های یازدهم و دوازدهم گفته است که مسئولیت جلوگیری از تکرار جنگ بر عهده حاکمیت است. وب‌سایت او در تاریخ هشتم آذر گزارشی از این نشست منتشر کرده و به نقل از روحانی نوشته است: با گذشت پنج ماه از جنگ ۱۲روزه، ایران همچنان در وضعیت نه جنگ و نه صلح قرار دارد و «احساس امنیت» در کشور وجود ندارد. حالا اینکه خود امنیت هست یا نیست، مقوله دیگری است. روحانی، رهبر جمهوری اسلامی ایران را به تصمیم‌گیری بر پایه اطلاعات نادرست متهم کرد. اهمیت این سخن تنها در خود اتهام نیست، بلکه در جایگاهی است که نشانه می‌گیرد. هدف، انتقال مسئولیت از سطح دولت به رأس هرم قدرت است؛ تلاشی آشکار برای تغییر محل پاسخ‌گویی در حافظه‌ی سیاسی جامعه است. او به‌جای تمرکز بر نتایج جنگ، فرآیند تصمیم‌سازی را هدف گرفته و منازعه را از سطح اجرا به سطح فرماندهی سیاسی منتقل کرده است. این موضع، بی‌سابقه نیست. در پرونده برجام نیز روحانی پیش‌تر روایت رسمی را به چالش کشیده و تصریح کرده بود که علی خامنه‌ای نه تنها در جریان مذاکرات قرار داشت، بلکه جهت‌گیری کلان آن را تعیین می‌کرد. آن موضع‌گیری، نخستین شکاف جدی در روایت «بی‌اطلاعی رهبری» بود؛ و اکنون همان خط تقابل، این بار در متن امنیت ملی و جنگ، با صراحت بیشتری ادامه یافته است. زمان‌بندی این اظهارات، خود حامل پیام است. روحانی نه در میانه بحران، بلکه پس از تلاش برای تثبیت روایت پیروزی وارد میدان شد؛ درست در لحظه‌ای که روایت رسمی در حال تبدیل شدن به حافظه سیاسی است. این انتخاب زمان، تصادفی نیست؛ بلکه نشانه ورود آگاهانه به نبرد معنا و تعریف مسئولیت است. در همین چارچوب، اشاره‌های مکرر او به «ناگفته‌ها» نیز معنا پیدا می‌کند. او تهدید نمی‌کند، اما هشدار می‌دهد. نه افشاگری می‌کند، نه سکوت مطلق اختیار کرده است. با باز نگه داشتن درِ ناگفته‌ها، هزینه حذف را بالا می‌برد. پیام ضمنی روشن است؛ اگر حذف شوم، حقیقت دفن نخواهد شد. در این میان، موقعیت خود روحانی نیز ساده نیست. او نه منتقدی بیرون از نظام است و نه چهره‌ای رها از ساختار قدرت؛ بلکه محصول همین نظم سیاسی است که می‌کوشد خود را در جایگاهی تازه بازتعریف کند. نه به‌عنوان مسئول گذشته، بلکه به‌مثابه کسی که اکنون مدعی ایستادن در برابر کانون تصمیم‌سازی است. این نه اعتراف است و نه صرفاً اعتراض؛ بازآرایی جایگاه در صحنه قدرت است. از سوی دیگر، روایت رسمی نیز با بحران درونی روبه‌رو شده است. ترکیب ادعای پیروزی با استمرار تحریم، تأکید بر بن‌بست مذاکره در کنار توصیه به ریاضت عمومی، انسجام تولید نمی‌کند؛ بلکه نشانه فشاری است که پشت زبان پیروزمندانه پنهان شده است. در این فضا، نزاع وارد مرحله تازه‌ای شده است. مسئله دیگر این نیست که چه کسی درست می‌گوید؛ بلکه این است که چه کسی باید پاسخ بدهد. روحانی می‌کوشد تاریخ آینده جنگ، تحریم، انزوا و بن‌بست را نه حاصل توطئه دشمن، بلکه نتیجه تصمیم فردی بداند که در رأس همه چیز ایستاده است. در برابر آن، خامنه‌ای همچنان ترجیح می‌دهد بحران را به بیرون پرتاب کند و با روایت پیروزی، مسئولیت را از ساختار قدرت دور نگه دارد. مخلص کلام این‌که آن‌چه جریان دارد، جدال بر سر واقعیت نیست؛ نبرد بر سر ثبت روایت است. و در سیاست ایران، وقتی روایت‌ها این‌چنین به جان هم می‌افتند، نشانه شفافیت نیست، بلکه علامت شکاف در بالاترین سطح قدرت است.

  • جانشینی نصرالله و بازسازی حزب‌الله لبنان

    جنوب لبنان در دو سال گذشته صحنه یکی از طولانی‌ترین و مخرب‌ترین دوره‌های درگیری میان نیروهای اسرائیلی و حزب‌الله بوده است. براساس گزارش وزارت بهداشت لبنان، از آغاز درگیریها تا پایان سال ۲۰۲۴ بیش از ۴٬۰۴۷ نفر کشته و حدود ۱۶٬۶۳۸ نفر زخمی شده‌اند. در همین دوره بیش از ۱٫۲ میلیون لبنانی آواره شدند و بسیاری از آن‌ها همچنان در وضعیتی از بلاتکلیفی مطلق به‌سر می‌برند. حتی پس از اعلام آتش‌بس در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۴، خشونت‌ها در مرزها ادامه یافت. دفتر حقوق بشر سازمان ملل اعلام کرد که دست‌کم ۱۲۷ غیرنظامی طی یک سال پس از آتش‌بس در لبنان کشته شده‌اند. این ارقام تلخ، ابعاد فاجعه را آشکار می‌کند؛ بسیاری از خانه‌ها و سرپناه‌ها به‌طور کامل ویران شده و بازماندگان ناچارند در شرایطی آمیخته به آوارگی و نابسامانی زندگی کنند. افزون بر خسارات انسانی، زیرساختهای جنوب لبنان نیز در هم شکسته است. منابع بین‌المللی برآورد کرده‌اند که مجموع خسارات مادی واردشده به اقتصاد لبنان حدود ۱۴ میلیارد دلار بوده است. در این میان، حوزه مسکن بیشترین ضربه را متحمل شده است؛ بیش از ۹۹ هزار واحد مسکونی آسیب دیده‌اند که دست‌کم ۱۸ درصد از آن‌ها به‌طور کامل ویران شده است. براساس گزارش‌ها نزدیک به ۴۲ درصد از ساختمان‌ها در مناطق اشغال‌شده توسط ارتش اسرائیل فرو ریخته است. بیمارستان‌ها، مدارس و دیگر تأسیسات حیاتی نیز از آسیب در امان نماندند، بیش از ۶۰ مدرسه و ده‌ها مرکز بهداشتی کلیدی در جنوب لبنان تخریب شده‌اند و شبکه‌های برق و آب در بسیاری از مناطق به‌دلیل حملات مکرر قطع شده است. اقتصاد لبنان نیز از این وضعیت به‌شدت متأثر شده است، تا جاییکە تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۴ بیش از ۷٫۱ درصد کاهش یافت و نیاز بازسازی کل کشور دست‌کم ۱۱ میلیارد دلار برآورد می‌شود. این ارقام تلنگری است بر تبعات بلندمدت ویرانی در زندگی روزمره و فعالیت اقتصادی مردم. سپتامبر ۲۰۲۴ یکی از نقاط عطف درگیری‌های تاریخی میان اسرائیل و حزب‌الله بود. در یک عملیات هماهنگ و کم‌سابقه، صدها دستگاه پیجر و واکی‌تاکی محرمانه حزب‌الله هدف حمله الکترونیکی قرار گرفتند. در جریان این حمله، تعداد زیادی از این تجهیزات منفجر شد و صدها نفر در زمانی بسیار کوتاه مجروح شدند. موج نخست حمله در ۱۷ سپتامبر بیش از ۱۲ نفر ـ از جمله دو کودک غیرنظامی ـ را کشت و حدود ۲٬۷۵۰ نفر را زخمی کرد. روز بعد، بمب‌های نقطه‌ای داخلی واکی‌تاکی‌های حزب‌الله را هدف گرفت؛ این انفجار دست‌کم ۳۰ کشته (از جمله چند شخصیت غیرنظامی نزدیک به مقاومت) و حدود ۷۵۰ زخمی برجای گذاشت. کارشناسان حقوق بشری می‌گویند این عملیات هماهنگ و مخرب، مصداق روشن نقض قوانین بین‌المللی جنگ است. پیام این حملات کاملاً مشخص بود: میزان نفوذ اسرائیل در لایه‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی حزب‌الله به نمایش گذاشته شد و امنیت سیستم‌های ارتباطی این گروه به چالش جدی کشیده شد. هم‌زمان با این آشفتگی اطلاعاتی، لایه‌های فرماندهی حزب‌الله نیز هدف قرار گرفتند. در موج بعدی، سلسله‌ای از ترورهای پیشرفته صورت گرفت: فرماندهان عالی‌رتبه نظامی، مسئولان اطلاعات و ارتباطات و چهره‌های کلیدی مقاومت یکی پس از دیگری در حملات موشکی یا پهپادی کشته شدند. براساس برآوردها، ۱۳ تن از اعضای ارشد فرماندهی حزب‌الله در این درگیری‌ها از میان رفتند؛ از جمله خود حسن نصرالله و معاون دیرپای او هاشم صفی‌الدین. افزون بر آن‌ها، فرماندهان نظامی قدرتمندی مانند فوّاد شکر (فرمانده کل نظامی حزب‌الله)، ابراهیم عقیل (معاون او) و علی کرکی (فرمانده جبهه جنوبی) نیز در این حملات کشته شدند. فقدان چنین رهبران برجسته‌ای، حزب‌الله را ناچار به بازنگری در هرم فرماندهی و شبکه عملیاتی خود کرده است تا خلأهای پیش‌آمده را پر کند. این ترورها که با دقت طرح‌ریزی شده بودند، نشان دادند که در صفوف بالاترین سطوح مقاومت شکاف امنیتی ایجاد شده و حزب‌الله ناچار است ساختار فرماندهی خود را مطابق شرایط جدید بازسازی کند. جانشینی نعیم قاسم   پس از سلسله حملات فرامرزی اسرائیل در سال ۲۰۲۴ و ترور چهره‌هایی که ستون‌های اصلی حزب‌الله محسوب می‌شدند ـ به‌ویژه سید حسن نصرالله و هاشم صفی‌الدین، صحنه سیاسی و امنیتی لبنان با خلأیی کم‌سابقه مواجه شد. از پاییز ۲۰۲۴ به بعد، مسئله جانشینی در حزب‌الله به‌تدریج در مرکز توجه محافل منطقه‌ای و بین‌المللی قرار گرفت؛ به‌ویژه آنکه حزب‌الله برای نخستین‌بار از سال ۱۹۹۲ وارد دوره‌ای می‌شد که رهبری کاریزماتیک و به‌شدت شخص‌محور خود را از دست داده بود. در چنین شرایطی، نام شیخ نعیم قاسم ـ معاون چند ده‌ساله حزب‌الله ـ به‌سرعت و به شکلی غیرمنتظره مطرح شد. گزارش‌های رسانه‌ای لبنانی، عربی و بین‌المللی، از جمله برخی منابع نزدیک به جریان‌های امنیتی منطقه، تأیید می‌کنند که قاسم در شهریور ۲۰۲۴ سفری محرمانه به تهران داشته است. طبق این گزارش‌ها، در جریان این سفر، مهر تأیید مقامات عالی جمهوری اسلامی ایران برای جانشینی او زده شد. بازگشت او به لبنان مرحله‌ای تعیین‌کننده بود: از آن زمان، شبکه‌های رسانه‌ای و سیاسی حزب‌الله او را نه صرفاً یک معاون، بلکه «صوت المقاومة» معرفی کردند؛ چهره‌ای که در غیاب نصرالله عملاً زبان و نماینده عمومی حزب شد. انتخاب نعیم قاسم برای بسیاری از ناظران غافلگیرکننده بود. او برخلاف نصرالله، شخصیتی کاریزماتیک، خطیبی شورانگیز یا چهره‌ای رسانه‌ای نبود. حتی در برخی تحلیل‌های غربی و اسرائیلی، او سال‌ها در زمره «چهره‌های کم‌اهمیت»، «کم‌خطر» یا «فاقد جاذبه مردمی» معرفی می‌شد؛ فردی بیشتر تکنوکرات، تشکیلاتی و ایدئولوژیک. همین برداشت موجب شد برخی جریان‌ها انتخاب او را موقت، نمادین یا صرفاً گذرا بدانند. اما تحولات یک سال پس از ترور نصرالله نشان داد این تصویر نه کامل است و نه دقیق. قاسم سابقه‌ای طولانی در ساختارهای مذهبی و سیاسی لبنان دارد. او متولد ۱۹۵۳ است، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته شیمی به پایان رساند و سپس علوم دینی را نزد سید محمدحسین فضل‌الله آموخت. از دهه ۱۹۷۰ در جنبش امل و سپس در شکل‌گیری «حرکة المحرومین» نقش ایفا کرد و پس از انقلاب ایران، به جریان‌های اسلام‌گرای حامی جمهوری اسلامی نزدیک شد. در سال ۱۹۸۲ از مؤسسان حزب‌الله بود و از همان ابتدا ارتباطی نزدیک و پایدار با نصرالله داشت؛ ارتباطی که بیش از سه دهه ادامه یافت و او را در سطوح سازمانی و ایدئولوژیک، به یکی از «ثابت‌ترین» مهره‌های هسته مرکزی حزب بدل کرد. آثار متعدد او درباره خمینی و خامنه‌ای نیز نشان می‌دهد که قاسم نه‌تنها در عرصه عمل، بلکه در سطح نظری و اعتقادی، مؤمن به ولایت فقیه و به‌شدت همسو با رویکردهای تهران است. با این حال، آنچه پس از مرگ نصرالله توجه محافل امنیتی را جلب کرد، گذشته تاریخی او نبود، بلکه تصویری تازه از جهت‌گیری‌هایش بود. منابع امنیتی اسرائیل و برخی تحلیلگران غربی ـ که سال‌ها قاسم را چهره‌ای فرعی می‌دانستند ـ پس از ۲۰۲۴ تأکید کردند که دیدگاه‌های او در برخی حوزه‌ها حتی تندتر و گسترده‌تر از نصرالله است. برخلاف آرامش ظاهری در سخنانش، تحلیلگران معتقدند قاسم تمایل بیشتری به گسترش میدان درگیری، اعمال فشار بلندمدت بر اسرائیل و تعمیق پیوندهای ایدئولوژیک با ایران دارد. برخی گزارش‌های آمریکایی نیز اشاره کرده‌اند که او نسبت به نصرالله «کمتر اهل ملاحظه‌های سیاسی» است و «نگاه ایدئولوژیک‌تری به نقش مقاومت» دارد. پیوند او با ایران در دوره پس از ۲۰۲۴ وارد مرحله‌ای جدید شد. بنا بر ارزیابی‌های متعدد در اسرائیل و آمریکا، رهبر ایران، علی خامنه‌ای، عملاً او را نماینده شخصی خود در لبنان برگزیده است که پیش از این تنها نصرالله از آن برخوردار بود. این برداشت زمانی تقویت شد که برخی منابع لبنانی گزارش دادند دیدارهای مستقیم او با فرماندهی نیروی قدس افزایش یافته و همه کانال‌های تصمیم‌سازی حزب‌الله اکنون از طریق او با تهران هماهنگ می‌شود. از زمستان ۲۰۲۴ تا تابستان ۲۰۲۵، قاسم کوشیده است رهبری‌اش را تثبیت کند و در چندین سخنرانی مهم نشان داده است که برخلاف تصور اولیه، رهبری منفعل یا انتقالی نیست. او در ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۵ در یک سخنرانی تلویزیونی با صراحت اعلام کرد که حزب‌الله «زمان و نحوه پاسخ را خود تعیین خواهد کرد» و احتمال «جنگ در آینده» را منتفی نمی‌داند. چنین لحنی پیش از این غالباً خاص نصرالله بود و نشان می‌دهد قاسم اکنون عملاً در مرکز فرایند تصمیم‌گیری قرار دارد. در سطح داخلی نیز کارشناسان اطلاعاتی تأکید دارند که او طی یک سال گذشته توانسته است ساختارهای سیاسی، تشکیلاتی و ارتباطی حزب‌الله را دور از چشم دولت لبنان و سرویس‌های خارجی بازآرایی کند؛ اقدامی که نشان می‌دهد برخلاف تصور عمومی، مهارت بالایی در مدیریت ساختارهای پیچیده و هماهنگی میان شاخه‌های مختلف حزب دارد. همچنین برخی گزارش‌ها از ابتکارهای او برای جذب نسل جوان شیعه به شبکه‌های اجتماعی و فرهنگی حزب حکایت می‌کنند؛ اقدامی با هدف بازتولید پایگاه اجتماعی حزب در شرایط دشوار امنیتی و اقتصادی کنونی. در مجموع، تحلیل داده‌ها و شواهد موجود حاکی از آن است که نباید نعیم قاسم را رهبر موقت یا کم‌اهمیت دانست. او از حمایت کامل ایران، شبکه‌های داخلی حزب‌الله و بدنه سنتی شیعه برخوردار است و ظاهراً اراده‌ای جدی برای بازیابی قدرت حزب‌الله و بازگرداندن آن به جایگاه پیش از ۲۰۲۴ دارد. بسیاری از تحلیلگران حتی معتقدند او در برخی حوزه‌ها ـ به‌ویژه در پیوندهای ایدئولوژیک با ایران و نگاه به آینده درگیری‌ها ـ ممکن است رادیکال‌تر از نصرالله باشد. به‌این‌ترتیب، ظهور نعیم قاسم نه نشانه ضعف حزب‌الله، بلکه بخشی از سازوکار بازتعریف‌شده قدرت در این سازمان است؛ سازوکاری که اکنون زیر سایه جنگ‌های تازه و با پشتوانه مستقیم تهران، در حال تثبیت موقعیت او به‌عنوان یکی از بازیگران تعیین‌کننده آینده لبنان و منطقه است.   موقعیت حزب‌الله در افکار عمومی لبنان   مسئله حمایت یا مخالفت مردم لبنان با حزب‌الله موضوعی پیچیده، متغیر و عمیقاً فرقه‌ای-سیاسی است. ادعای احساس نزدیکی گسترده مردم لبنان به اسرائیل علیه حزب‌الله، که در برخی تحلیل‌ها مطرح شده است، موضعی کلی، فاقد شواهد معتبر و در سطح افکار عمومی غیرقابل استناد است. بخش‌هایی از مردم لبنان به‌ویژه میان مسیحیان، سنی‌ها و برخی شیعیان غیرحزبی، منتقد یا مخالف حزب‌الله هستند. این مخالفت عمدتاً ناشی از عوامل زیر است: نقش در سیاست داخلی : منتقدان می‌گویند حزب‌الله با داشتن نیروی مسلح خارج از کنترل دولت، حاکمیت ملی را تضعیف و بر تصمیم‌گیری‌های سیاسی کشور سلطه پیدا کرده است. ورود به درگیری‌های منطقه‌ای : حضور نظامی حزب‌الله در جنگ سوریه و گشودن جبهه علیه اسرائیل (پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳) انتقاداتی را به همراه داشت مبنی بر اینکه حزب‌الله منافع ملی لبنان را تابع دستورکارهای منطقه‌ای کرده است. بحران اقتصادی : برخی جریان‌های سیاسی، نفوذ حزب‌الله در دولت را یکی از عوامل تشدید بحران اقتصادی و فساد می‌دانند؛ روایتی که در رسانه‌های رقیب ایران بازتاب وسیع دارد. با وجود این مخالفت‌ها، ادعای همدلی گسترده مردم لبنان با اسرائیل در کشوری عربی که سابقه اشغال، جنگ و کشتار غیرنظامیان توسط اسرائیل را تجربه کرده، بسیار بعید است. این ادعا فاقد شواهد معتبر و مستند در سطح عمومی است. حتی منتقدان سخت‌گیر حزب‌الله نیز به‌دلیل ضربه‌های تاریخی اسرائیل به لبنان و فضای فرهنگی ضداسرائیلی حاکم، به سمت حمایت از اسرائیل تمایل پیدا نمی‌کنند. هرچند نارضایتی از جنگ ممکن است باعث شود برخی شهروندان خواهان تضعیف حزب‌الله باشند یا عملیات‌های اسرائیل را ابزاری برای فشار بر آن تصور کنند، اما این امر به‌معنای همسویی با اسرائیل نیست. چنین روایت‌هایی عمدتاً در محافل خاص سیاسی و رسانه‌ای مطرح می‌شود و قابل تعمیم به افکار عمومی لبنان نیست. بازسازی حزب‌الله با کمک ایران   گزارش‌های پس از حملات گسترده اسرائیل و ترور رهبران کلیدی حزب‌الله در سال ۲۰۲۴، ازجمله ترور سید حسن نصرالله، سید هاشم صفی‌الدین، فوّاد شُکر و علی کرکی، نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران به‌سرعت وارد عمل شد تا مانع از فروریزش ساختار فرماندهی و توان نظامی حزب‌الله شود. همان‌گونه که منابع متعدد منطقه‌ای و بین‌المللی تأیید کرده‌اند، نیروی قدس سپاه پاسداران به فرماندهی اسماعیل قاآنی ظرف مدتی بسیار کوتاه، گزارش‌هایی حتی از بازسازی «در حد ده روز» سخن می‌گویند، یک عملیات اضطراری، متمرکز و لایه‌لایه برای ترمیم شبکه فرماندهی و احیای سازوکارهای عملیاتی حزب‌الله را آغاز کرد. سرعت این بازسازی، به‌ویژه پس از خلأ ناشی از ترور نصرالله، حامل پیام روانی روشنی بود: مقاومت وابسته به فرد نیست و ساختار آن قابلیت بازتولید فوری دارد.  یکی از محوری‌ترین ابعاد این روند، جایگزینی سریع کادرهای از دست‌رفته با فرماندهانی جوان‌تر بود؛ افرادی که عمدتاً تجربه عملیاتی گسترده در نبردهای سوریه، مقابله با داعش و درگیری‌های پیشین با اسرائیل داشتند. تحلیلگران نظامی معتقدند این روند، نوعی تعویض نسل عملیاتی در حزب‌الله را تسریع کرد. در عین حال، این نسل جدید برای سرویس‌های امنیتی اسرائیل بسیار ناشناخته‌تر است و همین امر، به‌گفته برخی ارزیابی‌های اسرائیلی، تحلیل الگوهای عملیاتی حزب‌الله را دشوارتر کرده و «ابهام اطلاعاتی» قابل‌توجهی ایجاد کرده است. این تغییر نسلی، بخشی از دکترین پنهان‌کاری حداکثری حزب‌الله در پاسخ به عملیات‌های هدفمند سال ۲۰۲۴ است؛ دکترین جدیدی که به‌زعم برخی گزارش‌ها، حتی جابجایی جغرافیایی بخشی از زیرساخت‌های نظامی حزب از جنوب رود لیتانی به شمال آن را نیز در بر گرفته و به معنای بازتعریف میدان پس از ضربات اسرائیل است. با این حال، کارشناسان تأکید می‌کنند که ترمیم ساختار نظامی لزوماً به معنای ترمیم کامل خلأ فرماندهی نیست. ترور رهبران کاریزماتیک و با سابقه‌ای مانند نصرالله و صفی‌الدین، یک شکاف راهبردی و شخصیتی ایجاد کرد که جایگزین‌کردن آن فراتر از انتصاب نیروهای جدید است. این وضعیت، به‌ویژه در بلندمدت ممکن است بر سبک تصمیم‌گیری استراتژیک حزب‌الله در جنگ‌های آینده تأثیر بگذارد؛ هرچند در کوتاه‌مدت، سازوکارهای نهادی حزب‌الله به‌وضوح توانسته‌اند این ضربات را جذب کنند. در بُعد مالی و تسلیحاتی، شواهد حاکی از آن است که حمایت ایران از این گروە نه‌تنها قطع نشده، بلکه در دوره پس از ترورها افزایش یافته است. گزارش‌های رسمی حزب‌الله، از جمله اظهارات شیخ نعیم قاسم، تأیید کرده‌اند که کمک‌های مالی گسترده جمهوری اسلامی همچنان برقرار است و به‌صورت عمومی نیز به‌عنوان «هدیه ملت ایران» معرفی می‌شود. برخی ارزیابی‌ها از کمک‌های چندصد میلیون دلاری سالانه ایران سخن می‌گویند؛ حمایتی که در شرایط فشار اقتصادی و تحریم‌های شدید بر ایران، نشان‌دهنده اولویت استراتژیک حفظ حزب‌الله در دکترین امنیت منطقه‌ای جمهوری اسلامی است. نقطه قوت مهم دیگر در بازسازی، بعد اجتماعی و دولت‌سازی موازی حزب‌الله است؛ حوزه‌ای که در لبنان، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. خسارات سنگین جنگ و ناتوانی دولت لبنان در مدیریت پیامدهای آن، فرصتی ایجاد کرد تا حزب‌الله برنامه‌های حمایتی گسترده‌ای را فعال کند. از جمله: پرداخت‌های نقدی به آوارگان (حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار) برای تأمین اجاره و مایحتاج اساسی؛ کمک‌های جدی به خانواده‌هایی که خانه‌هایشان کاملاً تخریب شده (تا حدود ۸ هزار دلار برای وسایل و ۴ تا ۶ هزار دلار برای تأمین مسکن یک‌ساله)؛ و اجرای برنامه‌های عمرانی و حمایتی زیر چتر «جهاد سازندگی». این اقدامات، که به‌صراحت با نام ایران و حزب‌الله انجام می‌شود، همان نقشی را ایفا می‌کند که متعاقب جنگ ۲۰۰۶ نیز مشاهده شد: تقویت پایگاه اجتماعی مقاومت، جبران ناتوانی دولت لبنان و حفظ مشروعیت حزب در میان جامعه شیعی و حتی بخشی از جوامع محلی غیرشیعی جنوب لبنان.  در سطح جنگ روانی نیز بازسازی حزب‌الله برای تهران و بیروت دستاورد مهمی داشتە است. هدف آشکار اسرائیل در ترورها و حملات سپتامبر و اکتبر ۲۰۲۴، «فلج‌کردن ساختار فرماندهی» و «گسستن چسب مقاومت» بود. اما سرعت بازسازی، به‌ویژه معرفی نسل جدید فرماندهان، استمرار ارتباطات با تهران و افزایش ظرفیت‌های تسلیحاتی، روایت متضادی را تقویت کرد: انسجام سازمانی و تداوم مقاومت، علی‌رغم حذف فیزیکی رهبران ارشد. همین روند نگرانی جدی در برخی محافل امنیتی اسرائیل ایجاد کرده است؛ چنان‌که گزارش‌هایی در رسانه‌های اسرائیلی تأکید می‌کنند حزب‌الله با سرعتی بیشتر از توان عملیات هوایی اسرائیل در حال تسلیح مجدد بوده است. در مجموع، شواهد نشان می‌دهد که بازسازی حزب‌الله پس از ۲۰۲۴، یک روند چندلایه و موفق در کوتاه‌مدت بوده است که شامل احیای ساختار نظامی، بازآفرینی بخش‌هایی از فرماندهی، افزایش حمایت مالی و تقویت پایگاه اجتماعی است. با این حال، پیامدهای بلندمدت فقدان رهبران کاریزماتیک و تأثیر آن بر تصمیم‌گیری استراتژیک حزب‌الله، پرسشی است که هنوز بی‌پاسخ مانده و به یکی از متغیرهای تعیین‌کننده در آینده سیاسی و امنیتی لبنان تبدیل خواهد شد.

  • خشکسالی شدید، سد کرخه را فلج و تولید برق متوقف شد

    افت بی‌سابقە تراز آب سد کرخه و خروج کامل نیروگاه از مدار، نشانه‌ای روشن از تشدید خشکسالی در خوزستان و فرسایش ظرفیت‌های مدیریت آب در حوضە کرخه است. تداوم کاهش ورودی‌ها از سال ۱۳۹۸، مدل سنتی تأمین هم‌زمان برق و آب پایین‌دست را مختل و اکنون خوزستان را در آستانە محدودیت‌های گسترده و تصمیم‌های اضطراری قرار داده است. مدیرعامل سد و نیروگاه کرخه روز شنبه اعلام کرد که به‌دلیل افت کم‌سابقه سطح آب در مخزن این سد، واحدهای تولید برق این نیروگاه از مدار خارج و تأمین آب پایین‌دست تنها از طریق دریچه‌های تحتانی انجام می‌شود، این اقدام نشانه تشدید خشکسالی در یکی از مهم‌ترین منابع آبی خوزستان است. به گفته امیر محمودی، تراز فعلی مخزن ۱۸۰ متر است که ۴۰ متر کمتر از تراز طبیعی بهره‌برداری گزارش شده و حجم ذخیره آب را به حدود یک میلیارد متر مکعب رسانده است. او توضیح داد که کاهش ورودی آب و نبود بارش مؤثر از سال ۱۳۹۸ تاکنون، شرایطی ایجاد کرده که ادامه تولید انرژی در سد امکان‌پذیر نیست. او با هشدار نسبت به تداوم روند خشکسالی در حوضه آبریز کرخه گفت که در سال‌های اخیر پاسخ‌گویی به نیاز آبی پایین‌دست با ترکیبی از تولید انرژی و رهاسازی آب انجام می‌شد، اما افت متوالی تراز مخزن، این مدل مدیریت را با چالش روبه‌رو کرده است. محمودی بر ضرورت صرفه‌جویی گسترده در بخش‌های آشامیدنی، کشاورزی، دامداری و صنعتی تأکید کرد. این نخستین بار نیست که سد کرخه با چنین وضعیتی مواجه می‌شود. در مهر ۱۴۰۰ نیز سازمان آب و برق خوزستان اعلام کرده بود که با رسیدن مخزن به حداقل تراز بهره‌برداری (۱۸۶ m.a.s.l متر بالاتر از سطح دریا)، هر سه واحد نیروگاه از چرخه تولید برق خارج شده‌اند؛ موضوعی که نشان‌دهنده فشار مستمر خشکسالی بر این زیرساخت کلیدی است. بحران آب در ایران در سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵) به اوج خود رسیده و به یکی از شدیدترین چالش‌های زیست‌محیطی، اجتماعی و امنیتی تبدیل شده است. این بحران، که ریشه در ترکیبی از تغییرات اقلیمی، سوءمدیریت منابع و برداشت بی‌رویه دارد، نه تنها تأمین آب شرب میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کند، بلکه می‌تواند منجر به مهاجرت‌های گسترده، اعتراضات اجتماعی و حتی جابه‌جایی پایتخت شود. بر اساس گزارش‌ های رسمی و بین‌المللی همچون کارنگی، ایران ششمین سال متوالی خشکسالی را تجربه می‌کند، با بارش‌های ۸۵ درصد کمتر از میانگین بلندمدت، و مخازن سدها به کمتر از ۳۳ درصد ظرفیت رسیده‌اند.

  • در اوج تنش‌، گزارش‌ها از گفت‌وگوی تلفنی ترامپ و مادورو حکایت دارد

    در بحبوحه گسترش حضور نظامی آمریکا پیرامون ونزوئلا و هشدار واشنگتن درباره مسدود کردن حریم هوایی این کشور، تماس تلفنی اخیر ترامپ و مادورو پرسش‌هایی تازه درباره راهبرد واقعی ایالات متحده آمریکا برانگیخته است، زیرا هم‌زمان الگوی دوگانه تهدید و مذاکره برجای مانده و مسیر روشنی برای کاهش تنش دیده نمی‌شود. در حالی که ارتش آمریکا حضور نظامی خود را پیرامون ونزوئلا گسترش می‌دهد، دونالد ترامپ هفته گذشته در تماسی تلفنی با نیکلاس مادورو درباره امکان دیدار گفت‌وگو کرد؛ دیداری که به‌گفته منابع آگاه هنوز برنامه‌ریزی نشده و ابهام‌ها درباره مسیر سیاست واشنگتن را افزایش می‌دهد. در این بارە چند منبع آگاه اعلام نمودەاند کە این تماس اواخر هفته گذشته انجام و در آن از احتمال دیدار دو طرف، حتی در خاک آمریکا، صحبت شده است. یک منبع مطلع تأکید کرده است که در حال حاضر هیچ برنامه‌ای برای چنین دیداری وجود ندارد. سخنگوی کاخ سفید تا کنون از اظهار نظر درباره این گفت‌وگو خودداری کرده و دولت ونزوئلا نیز پاسخی به درخواست‌ها برای توضیح نداده است. دو فرد نزدیک به کاراکاس نیز تماس را تأیید کرده‌اند، اما گفته‌اند اجازه صحبت علنی ندارند. فاش‌شدن این تماس در زمانی اتفاق می‌افتد که واشنگتن به‌طور رسمی مادورو را به‌عنوان رهبر کارتل دوسولِس معرفی، فشارهای حقوقی و امنیتی را افزایش دادە و در آخرین تصمیم خود نسبت بە مسدود کردن آسمان ونزوئلا هشدار دادە است. این مکالمه در شرایطی فاش شده است که ایالات متحده آمریکا حضور نظامی خود در دریای کارائیب را افزایش دادە و با اعزام یک گروه نبرد ناو هواپیمابر، استقرار بمب‌افکن‌های نیروی هوایی و آماده‌سازی طرح‌های عملیاتی مخفیانه بە تهدید مستقیم قنزوئلا پرداختە است. مقام‌های واشنگتن گفته‌اند هدف رسمی از این حضور، مقابله با قاچاق مواد مخدر است، اما هم‌زمان تأکید کرده‌اند که فشار برای کناره‌گیری مادورو از قدرت تشدید گشتە و استفاده از زور همچنان روی میز قرار دارد. نیویورک‌تایمز پیش‌تر گزارش داده بود مادورو به آمریکا امتیازهای نفتی و اقتصادی پیشنهاد کرده بود، اما پس از اصرار او برای باقی‌ماندن در قدرت، مذاکرات از سوی واشنگتن متوقف شد. دو مسیر هم‌زمان: مذاکره و تهدید رفتار ترامپ نمونه‌ای از الگوی دوگانه‌ای است که هم‌زمان با تلاش‌های دیپلماتیک، تهدیدهای نظامی را نیز پیگیری می‌کند. دولت او طی ماه‌های گذشته به بمباران قایق‌های متهم به قاچاق مواد مخدر در منطقه پرداخته است که منتقدان آن را اعدام فراقضایی توصیف کرده‌اند. ترامپ در مراسم شام روز شکرگزاری در کنار فرماندهان نظامی اعلام کرد که عملیات از دریا به خشکی منتقل خواهد شد و افزود حمله در خشکی آسان‌تر است. طبق گزارش‌هایی که به رسانه‌ها درز کرده است، دولت آمریکا مجموعه‌ای از گزینه‌ها درباره ونزوئلا را از جمله تصرف احتمالی میادین نفتی مورد بررسی قرار دادە است. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا و یکی از چهره‌های اصلی سیاست ضد مادورو، او را رئیس‌جمهور نامشروع خوانده است. در عین حال، گزارش‌هایی درباره عملیات مخفیانه و حتی گزینه‌های براندازی مطرح شده است. روزنامه واشنگتن‌پست نیز نوشته است کە پس از بمباران یک قایق مواد مخدر در نزدیکی ترینیداد، یک حمله دو گانە صورت گرفتە است که در آن بازماندگان نیز کشته شده‌اند. پنتاگون این گزارش را «گمراه‌کننده» توصیف کرده، اما نگرانی‌های حقوقی همچنان پابرجاست. مادورو سه‌شنبه گذشته در تجمعی بزرگ خطاب به هواداران گفت: ما باید متحد باشیم؛ در این لحظه سرنوشت‌ساز نمی‌توانیم شکست بخوریم. دولت ونزوئلا نیز هشدار داده است که هرگونه تهدید خارجی را اقدامی علیه حاکمیت ملی تلقی خواهد کرد و آموزش‌های دفاعی را گسترش داده است. از آنجا کە نشانه‌ای از شکاف درون نیروهای نظامی ونزوئلا مشاهده نمی‌شود، به‌گفته تحلیلگران، بخشی از محاسبات واشنگتن برای اعمال فشار را پیچیده‌تر می‌کند. تماس تلفنی اخیر در ظاهر می‌تواند نشانه‌ای از تلاش برای یافتن «راه خروج» از چرخه تشدید تنش باشد، اما ابهام‌ها درباره جایگاه این ارتباط در سیاست کلی ترامپ همچنان پابرجاست. واشنگتن هم‌زمان تهدیدهای صریح را تکرار می‌کند و فشارهای نظامی، حقوقی و اطلاعاتی را افزایش می‌دهد، در حالی که هیچ مسیر مشخصی برای کاهش تنش یا مذاکره‌ای پایدار دیده نمی‌شود. با وجود اینکه منابع آگاه می‌گویند مادورو مایل به معامله برای کاهش فشارها بوده، به‌نظر می‌رسد دولت ترامپ هنوز هدف نهایی را کناره‌گیری او از قدرت می‌داند؛ هدفی که در میدان عمل با مقاومت شدید سیاسی و نظامی ونزوئلا روبه‌رو شده است.

bottom of page