top of page
Asset 240.png

نتایج جستجو

1911 results found with an empty search

  • پدیدە نوین رحم جایگزین در ایران با چالشهای حقوقی و فرهنگی مواجە است

    در میان شیوه‌های درمان ناباروری، رحم جایگزین به‌عنوان یکی از گزینه‌های مدنظر بسیاری از زوج‌های نابارور مطرح شده است. این روش، که در آن جنین والدین در رحم زن دیگری پرورش می‌یابد، در ایران با استقبال مواجه شده است. با این حال، چالش‌های حقوقی، فرهنگی و فقهی مختلفی همچنان در مسیر گسترش آن وجود دارد. رحم جایگزین (Surrogacy) یکی از روش‌های درمان ناباروری است که در حوزه پزشکی به‌عنوان یکی از تکنیک‌های تولیدمثل با کمک فناوری (MAP) شناخته می‌شود. در این روش، جنین حاصل از ترکیب تخمک و اسپرم والدین ژنتیکی، در رحم شخص ثالث که از او با عنوان "مادر جایگزین" یاد می‌شود، پرورش می‌یابد. این روش به‌ویژه برای زنانی که به دلایل پزشکی از جمله بیماری‌های رحمی، جراحی‌های پیشین یا ناتوانی‌های فیزیولوژیکی امکان بارداری ندارند، گزینه‌ای کارآمد به شمار می‌آید. در ایران، بسیاری از پزشکان متخصص باروری و تولیدمثل، رحم جایگزین را راهکاری علمی، اخلاقی و انسانی برای حل مشکلات ناباروری زوج‌ها می‌دانند. با این حال، اجرای آن منوط به رعایت دقیق ضوابط قانونی، پزشکی و اخلاقی است. دکتر محمدمهدی آخوندی، بنیان‌گذار پژوهشگاه فن‌آوری‌های نوین علوم زیستی ابن‌سینا، در این‌باره تأکید دارد کە اگر فرآیند رحم جایگزین با نظارت‌های اخلاقی، حقوقی و تخصصی انجام شود، می‌تواند به‌عنوان روشی انسانی برای درمان ناباروری در نظر گرفته شود. بررسی ابعاد روانی، اجتماعی و جسمانی مادران جایگزین فرآیند اجاره رحم، همانند هر بارداری طبیعی، با خطرات جسمی همراه است. زنانی که نقش مادر جایگزین را می‌پذیرند، در معرض خطراتی مانند خونریزی، گرفتگی عضلات و عفونت‌های مرتبط با بارداری و درمان‌های باروری از جمله لقاح خارج رحمی (IVF) قرار دارند. این عوارض، بخشی از روند طبیعی بارداری هستند، اما به دلیل شرایط خاص مادر جایگزین بودن، نگرانی‌های مضاعفی برای سلامت جسمی این افراد ایجاد می‌شود. از سوی دیگر، مطالعات مختلف نشان داده‌اند که این فرآیند می‌تواند از نظر روانی نیز چالش‌برانگیز باشد. تولد کودک برای مادر جایگزین و تحویل او به خانواده متقاضی، تجربه‌ای احساسی و استرس‌آور است که در مواردی ممکن است به افسردگی پس از زایمان منجر شود. با این حال، بیشتر تحقیقات علمی و روان‌شناختی نشان داده‌اند که در اغلب موارد، مادران جایگزین از نظر روانی در وضعیت پایدار قرار دارند و آسیب جدی‌ای تجربه نمی‌کنند. همچنین نتایج مطالعات بیانگر آن است که کودکان متولدشده از این طریق، در مقایسه با سایر کودکان، تفاوت روان‌شناختی یا اجتماعی چشمگیری ندارند. اکثر مادران جایگزین در ایران خود دارای فرزند بوده و با مشکلات بارداری آشنایی کامل دارند. این آگاهی می‌تواند باعث شود تصمیم آن‌ها آگاهانه‌تر باشد. اما آنچه در اغلب موارد به‌عنوان انگیزه اصلی آن‌ها مطرح می‌شود، نیاز مالی است. به‌ویژه در میان زنان مطلقه یا زنان متأهلی که با فشارهای اقتصادی مواجه‌اند، رحم جایگزین راهی برای تأمین معیشت خانواده تلقی می‌شود. این در حالی است که انگیزه‌های غیرمالی نیز در برخی موارد گزارش شده‌اند، از جمله احساس کمک به دیگران یا همدلی با درد ناباروری زوج‌ها. چالش‌های حقوقی و فرهنگی رحم جایگزین در ایران از منظر دیدگاه‌های فمینیستی، فرآیند مادر جایگزین شدن با نقدهای جدی همراه است. منتقدان معتقدند این روند، زنان را به ابزاری برای تولیدمثل تبدیل می‌کند و سبب کالایی شدن بدن زن و حتی کودک می‌شود. به باور آنان، ظرفیت باروری زنان در فرآیند رحم جایگزین به بخشی از معاملات مالی و جنسیتی بدل شده است. به‌ویژه در مواردی که جنین به هر دلیل سقط می‌شود، هزینه خدمات مادر جایگزین به‌طور کامل پرداخت نمی‌شود و این مسئله منجر به تضییع حقوق زن می‌گردد. نابرابری در قدرت چانه‌زنی بین خانواده متقاضی و مادر جایگزین نیز یکی دیگر از دغدغه‌های مطرح‌شده در این حوزه است. در اغلب موارد، زنان با وضعیت اقتصادی ضعیف‌تر وارد قراردادهایی می‌شوند که ممکن است به‌طور کامل از حقوق آن‌ها حمایت نکند و همین امر، بر نگرانی‌های اخلاقی این روند می‌افزاید. از سوی دیگر، جامعه ایران به دلیل ساختارهای فرهنگی و ارزشی خاص، پذیرش عمومی گسترده‌ای نسبت به پدیده رحم جایگزین ندارد. بسیاری از مادران جایگزین، به دلیل ترس از قضاوت اجتماعی، ترجیح می‌دهند این اقدام را مخفیانه انجام دهند و پس از تحویل نوزاد، بدون اطلاع اطرافیان به زندگی عادی خود بازگردند. این نگاه منفی اجتماعی، یکی از موانع اصلی در مسیر گسترش رسمی و شفاف این روش در کشور است. از لحاظ حقوقی نیز، قوانین موجود پاسخ‌گوی تمام ابعاد این پدیده نیست. هرچند در سال ۱۳۸۲ مجلس شورای اسلامی طرحی را با عنوان "نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور" تصویب کرد که در سال بعد توسط شورای نگهبان تأیید شد، اما این قانون به‌طور خاص به موضوع رحم جایگزین نمی‌پردازد و همچنان خلأهای جدی در این حوزه وجود دارد. برای مثال، اداره ثبت احوال هنگام ثبت نام نوزاد، مادر زایمان‌کننده را به‌عنوان مادر قانونی کودک می‌شناسد، چرا که بیمارستان نیز او را بر اساس واقعیت زایمان به‌عنوان مادر معرفی می‌کند. در مراکزی که خدمات رحم جایگزین ارائه می‌دهند، برای حل این مشکل، در مواردی نام مادر بیولوژیکی به‌صورت غیرقانونی جایگزین می‌شود که خود موجب بروز مشکلات حقوقی و قانونی بعدی می‌گردد. موضع فقهی؛ اختلاف‌نظر در مسیر اجماع از منظر فقهی، به دلیل نوظهور بودن پدیده رحم جایگزین، منابع و مستندات کافی برای ارجاع مستقیم فقها وجود ندارد. همین امر موجب شده تا دیدگاه‌ها در میان مراجع تقلید متفاوت باشد. با این حال، بسیاری از مقامات دینی ایران کە تلاش دارند در تمام حوزەهای زندگی انسانی دخالت نمایند ، با رعایت حدود شرعی، این روش را جایز می‌دانند. برای نمونه، آیت‌الله سیستانی و آیت‌الله مکارم شیرازی در پاسخ به استفتائات مربوطه، بیان داشته‌اند که انجام عمل رحم جایگزین «فی‌نفسه اشکالی ندارد»، به شرط آن‌که چارچوب‌های شرعی رعایت شود. این موضع‌گیری‌ها نشان‌دهنده امکان تطبیق نسبی این روش با مبانی فقهی است، گرچه همچنان فضای لازم برای رسیدن به اجماع کامل وجود ندارد. پدیده رحم جایگزین، در تقاطع پزشکی، اخلاق، حقوق، جامعه قرار دارد؛ مسیری پیچیده که نیازمند تنظیم‌گری دقیق، قانون‌گذاری جامع و گفت‌وگوی اجتماعی گسترده است. در حالی‌که تجربیات موفق بسیاری در زمینه تولد کودکان سالم و رضایت مادران جایگزین گزارش شده، چالش‌های قانونی، فرهنگی و روانی هنوز به‌طور کامل مرتفع نشده‌اند. برای آن‌که این روش به‌شیوه‌ای پایدار، انسانی و عادلانه به کار گرفته شود، ضروری است نهادهای قانون‌گذار، مراجع فقهی، جامعه پزشکی و نهادهای مدنی در تعامل و هم‌افزایی، راه‌حل‌هایی مبتنی بر عدالت، حمایت و احترام به کرامت انسانی تدوین کنند. تنها در این صورت است که رحم جایگزین می‌تواند به‌عنوان یک راه‌حل واقعی و پایدار برای درمان ناباروری در ایران جایگاه خود را تثبیت کند

  • پهبادهای طراحی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و تولید کرملین؛ معادلات امنیتی را تغییر می دهند

    در سال‌های اخیر، جمهوری اسلامی ایران با تمرکز بر توسعه و تولید پهپادهای یک‌بارمصرف، به‌ویژه مدل‌های شاهد-۱۳۶ و شاهد-۱۳۱، جایگاه خود را به‌عنوان یک بازیگر تأثیرگذار در بازار جهانی تسلیحات تثبیت کرده است. این راهبرد، بخشی از تلاش‌های تهران برای کاهش وابستگی نظامی و مقابله با فشارهای خارجی محسوب می‌شود؛ تلاشی که نه‌تنها بُعد دفاعی دارد، بلکه ابعاد دیپلماتیک و ژئوپلیتیکی آن نیز قابل‌توجه است. همکاری فزاینده سپاه پاسداران با روسیه در زمینه انتقال فناوری پهپادی، یکی از نشانه‌های آشکار این استراتژی است. از سال ۲۰۲۲، این همکاری با صادرات پهپادهای شاهد به روسیه آغاز شد و به‌مرور ابعاد گسترده‌تری یافت؛ از جمله انتقال دانش فنی و راه‌اندازی خطوط تولید مشترک. برخی تحلیل‌ها این همکاری را در راستای تلاش تهران برای دستیابی به تسلیحات پیشرفته روسی، از جمله جنگنده‌های سوخو-۳۵ و سامانه‌های دفاع هوایی اس-۴۰۰، ارزیابی می‌کنند؛ اقدامی که می‌تواند توان نظامی جمهوری اسلامی را در شرایط تحریمی و همچنین خطر بالقوه حمله ایالات متحده و اسرائیل تقویت کند. هم‌زمان، سپاه پاسداران برای بازتعریف جایگاه منطقه‌ای خود، مسیرهای جدیدی را پی گرفته است. تضعیف حضور تهران در سوریه پس از تحولات سیاسی و کاهش نفوذش در لبنان، جمهوری اسلامی را به سوی بازیابی نفوذ در جغرافیاهای جایگزین سوق داده است. در این میان، سودان به‌عنوان یکی از اهداف جدید مطرح شده است. گ زارش‌های رسانه‌ای مانند المانیتور از توافق‌هایی میان تهران و ارتش سودان حکایت دارند که بر اساس آن، جمهوری اسلامی ایران در ازای دسترسی به بندر استراتژیک پورت سودان در دریای سرخ، پهپادهای شاهد و سامانه‌های پدافندی در اختیار ارتش این کشور قرار داده است. این همکاری، از منظر راهبردی به تهران کمک می‌کند که خطوط ارتباطی خود با متحدان منطقه‌ای چون حوثی‌های یمن و حزب‌الله لبنان را حفظ کند. جنگ از راه دور: روسیه و پهپادهای بومی‌شده روسیه با بهره‌گیری از فناوری انتقال‌یافته از سوی سپاه پاسداران و توسعه داخلی، به‌صورت فزاینده‌ای از پهپادهای شاهد در جنگ اوکراین استفاده کرده است. طبق گزارش مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک (IISS) ، منتشرشده در ۱۱ آوریل ۲۰۲۵، تعداد حملات پهپادی روسیه از ۲۳۰۰ در نوامبر ۲۰۲۴ به ۲۶۹۶ در ژانویه ۲۰۲۵ افزایش یافته است. این جهش ناشی از افزایش ظرفیت تولید در تأسیسات آلابوگا و ایژفسک بوده است؛ جایی که خطوط تولید گسترش یافته و به سامانه‌های محافظتی ضدپهپاد مجهز شده‌اند. در ایژفسک، شرکت IEMZ Kupol با استفاده از موتورهای چینی، نسخه‌ای از شاهد-۱۳۶ با نام Geran-2 را تولید می‌کند. علاوه بر این مدل، روسیه در حال توسعه پهپادهای انتحاری دیگری است که فناوری آنها از سوی جمهوری اسلامی ایران یا منابع دیگر نظیر اسرائیل الهام گرفته شده است. این پهپادها از سامانه‌های فیبر نوری برای هدایت استفاده می‌کنند، که باعث کاهش آسیب‌پذیری در برابر جنگ الکترونیکی شده و بر پدافند هوایی اوکراین فشار مضاعف وارد کرده است. در پاسخ، اوکراین با به‌کارگیری شبکه‌های صوتی هشدار سریع، سامانه‌های جمینگ و تیم‌های سیار ضدپهپاد، تلاش کرده است تا حملات را مهار کند؛ اما کمبود تسلیحات پیشرفته و ضعف زیرساختی، توان این کشور را در مقابله با پهپادهای فیبر نوری محدود کرده است. روسیه همچنین پهپادهای فریب‌دهنده‌ای نظیر Gerbera و Parodiya را به‌کار گرفته است که سامانه‌های پدافندی را سردرگم می‌کنند. البته، وابستگی به قطعات چینی کیفیت پایین، همچنان یکی از نقاط ضعف این روند تولیدی باقی مانده است. نبرد در میدان تولید: پایان بازی یا آغاز یک مسیر تازه؟ با وجود موفقیت‌های نسبی، محدودیت‌های فناورانه و فشار تحریم‌های بین‌المللی همچنان چالشی جدی برای دو متحد باقی مانده است. گزارش‌های مؤسسه RUSI نشان می‌دهند که کمبود مهماتی مانند گلوله‌های ۱۵۲ میلی‌متری ممکن است تا پایان ۲۰۲۵ شدت حملات روسیه را محدود کند. در این میان، همکاری با کشورهایی چون جمهوری اسلامی ایران و کره شمالی، بخشی از نیازهای تسلیحاتی را از مسیرهای غیررسمی جبران کرده است. ظهور پهپادهای ارزان‌قیمت اما مؤثر، نه‌تنها صحنه جنگ در اوکراین، بلکه موازنه قدرت در خاورمیانه و حتی صحنه بین‌المللی را نیز دگرگون کرده است. راهبرد سپاه پاسداران، که ترکیبی از تولید نظامی، انتقال فناوری و استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای مانند سودان است، به تهران این امکان را داده که حتی در شرایط انزوای بین‌المللی، جایگاه خود را به‌عنوان یک بازیگر غیرقابل‌چشم‌پوشی حفظ کند. در نهایت، اگر جمهوری اسلامی و متحدانش بتوانند از چالش‌های صنعتی و ژئوپلیتیکی عبور کنند، ممکن است پهپادهایی مانند شاهد به ابزارهایی تعیین‌کننده در جنگ‌های آینده تبدیل شوند—ابزاری که معادلات امنیتی جهانی را بازنویسی خواهند کرد

  • نرگس محمدی: جمهوری اسلامی جنایتکار علیه منزلت انسان‌هاست

    نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۳، در اولین مصاحبه فارسی‌زبان خود پس از مرخصی موقت از زندان اوین، در گفت‌وگو با برنامه «سیما ثابت» در پلتفرم پالس‌مدیا، برای اولین از لحظه‌ای سخن گفت که خبر دریافت جایزه نوبل صلح را پشت میله‌های زندان اوین شنید. او همچنین جمهوری اسلامی را به دلیل نقض گسترده حقوق بشر به شدت محکوم کرد. نرگس محمدی برندە جایزە نوبل و فعال حقوق‌بشر در گفت‌وگوی خود با سیما ثابت در پلتفرم پالس‌مدیا کە روز ٢٧ فروردین (١٧ آپریل) در شبکه اجتماعی یوتیوب منتشر شد، اظهار داشت: «وقتی خبر را در زندان شنیدم، احساس کردم این جایزه نه فقط برای من، بلکه برای همه مردم ایران، به‌ویژه زنان شجاع، است که با مقاومت بی‌وقفه خود در برابر سرکوب، آینده‌ای آزاد را رقم می‌زنند.» محمدی این جایزه را نه تنها افتخاری شخصی، بلکه نمادی از به‌رسمیت شناختن جهانی جنبش «زن، زندگی، آزادی» توصیف کرد. او با تأکید بر اهمیت این جنبش گفت: «این افتخار چشمگیر شاهدی است ماندگار بر تلاش مدنی و صلح‌آمیز من و همه مبارزانی که برای ایجاد تغییر و آزادی در ایران جان‌فشانی کرده‌اند.» وی جایزه نوبل را متعلق به «مبارزان بی‌صدا» دانست؛ کسانی که در سلول‌های انفرادی زندان‌ها، دور از چشم جهان، جان خود را از دست داده‌اند. محمدی با لحنی احساسی افزود: «این جایزه برای تمام زنان و مردانی است که عاشقانه برای حفظ ایران، سرزمین‌مان، فرهنگ‌مان و انسان بودن‌مان جنگیدند. این جایزه برای هر دختری است که با موهای باز در برابر سیاه‌پوشان مسلح ایستاد و برای هر مادری که در سکوت، رنج فرزندانش را به دوش کشید.» محمدی تأکید کرد که دریافت این جایزه در زندان، اراده او را برای ادامه مبارزه تقویت کرده است. او گفت: دریافت جایزه نوبل مرا مقاوم‌تر، بااراده‌تر و امیدوارتر کرده و پیروزی را نزدیک می‌بینم. این جایزه نشان داد که جهان صدای مردم ایران را شنیده و ما تنها نیستیم. وقتی خبر در زندان پخش شد، زنان زندانی با شادی و اشک به من تبریک گفتند. این جایزه به همه ما امید داد که مبارزه‌مان دیده شده و روزی به ثمر خواهد نشست. این برنده جایزه صلح نوبل همچنین به نقش تاریخی زنان در مبارزه برای آزادی اشاره کرد و جنبش «زن، زندگی، آزادی» را «نقطه عطفی در تاریخ ایران» خواند. محمدی اظهار داشت: جنبش زن، زندگی آزادی نشان داد که زنان نه تنها قربانی سرکوب نیستند، بلکه پیشگامان تغییرند. جایزه نوبل مهر تأییدی بر این حقیقت است که زنان ایران قلب تپنده مبارزه برای دموکراسی و برابری‌اند. محمدی، که از سال ۱۳۸۹ به دلیل فعالیت‌های حقوق بشری بارها بازداشت و به ۳۱ سال زندان و ۱۵۴ ضربه شلاق محکوم شده، این جایزه را انگیزه‌ای برای ادامه مقاومت خود دانست. سیاست هستەای جمهوری اسلامی در تضاد با منافع مردم است این فعال حقوق‌بشر همچنین سیاست‌های اتمی جمهوری اسلامی را به شدت مورد انتقاد قرار داد و دستیابی این رژیم به تسلیحات هسته‌ای را تهدیدی برای مردم ایران دانست. او اظهار داشت: «پروژه هسته‌ای، حکومتی است و هیچ سودی برای مردم ندارد.» وی خواستار توقف این برنامه شد و آن را در تضاد با منافع ملی ایران خواند. محمدی در ادامە با صراحت اظهار داشت: من جمهوری اسلامی را یک جنایتکار می‌دانم، جنایتی علیه منزلت انسان‌ها که هرگز بخشیده نخواهد شد. در بخش دیگری از این گفتگو، محمدی نظام جمهوری اسلامی ایران را ضدزن و بیگانه با مردم ایران توصیف کرد و افزود: «بقای این حکومت برای مردم تاوان سنگینی دارد. برای زندگی باید از جمهوری اسلامی گذر و برای گذار تلاش کرد.» محمدی در بخش دیگری از گفتەهایش بدون اشارە بە جریان خاصی با انتقاد از اختلافات میان گروه‌های اپوزیسیون، گفت: «برخی، اپوزیسیونِ اپوزیسیون شده‌اند و این به بقای جمهوری اسلامی کمک می‌کند.» او بر لزوم وحدت برای تحقق دموکراسی تأکید کرد و افزود: «اگر اپوزیسیون نتواند دور یک میز بنشیند، نمی‌تواند نقش خود را در گذار از استبداد به دموکراسی ایفا کند.» محمدی با اشاره به تکثر موجود در ایران، اصل "گفت‌وگو" را بخش کلیدی مبارزه دانست. وضعیت وخیم زندانیان سیاسی؛ وریشه مرادی و زینب جلالیان محمدی در بخش دیگری از گفتگوی خود به وضعیت بحرانی زندانیان سیاسی، به‌ویژه وریشه مرادی و زینب جلالیان، اشاره کردە و اظهار داشت: وریشه مرادی، زندانی سیاسی کرد، به دلیل ترکش‌های باقی‌مانده از زخم‌های ناشی از مبارزه با داعش دچار خون‌ریزی داخلی است و از درمان محروم شده است. همچنین زینب جلالیان در خطر از دست دادن بینایی قرار دارد. محمدی هشدار داد که فاطمه سپهری و راحله راحمی‌پور نیز به دلیل بیماری‌های جدی در شرایط خطرناکی به سر می‌برند. او از جامعه جهانی خواست برای رسیدگی فوری به وضعیت پزشکی این زندانیان اقدام کند و تبعیض علیه زنان ایران را به‌عنوان «جنایت» به رسمیت بشناسد. محمدی، که از سال ۱۳۸۹ به دلیل فعالیت‌های حقوق بشری بارها بازداشت شده، در مجموع به ۳۱ سال زندان و ۱۵۴ ضربه شلاق محکوم شده است. او پس از عمل جراحی زانو در دسامبر ۲۰۲۴ به‌طور موقت آزاد شد، اما مقامات زندان برای بازگشت او فشار وارد کرده‌اند، در حالی که پزشکی قانونی با تمدید مرخصی به دلایل پزشکی موافقت کرده اس

  • اعدام دست‌کم ۲۰ زندانی بلوچ در ایران؛ نگرانی‌ها درباره دادرسی منصفانه در ایران را دامن می زند

    سازمان عفو بین‌الملل ضمن اعلام نگرانی از اعدام دست کم ٢٠ زندانی از اقلیت بلوچ در ایران، نسبت بە برگزاری دادرسی های منصفانە در ایران هشدار دادە است. سازمان عفو بین الملل، روز گذشتە ضمن ابراز نگرانی خود از اجرای احکام اعدام دست کم ٢٠ زندانی بلوچ، نسبت بە عدم برگزاری دادگاههای منصفانە برای این زندانیان هشدار داد. این سازمان با انتشار نگرانیهای خود در شبکە ایکس اعلام نمود بسیاری از زندانیان بلوچ پس از محاکمه‌های ناعادلانه در دادگاه‌های انقلاب و با اتهاماتی مربوط به مواد مخدر به اعدام محکوم شده‌اند. عفو بین‌الملل اعلام کرده که این احکام در شرایطی صادر شده است که زندانیان از دسترسی به روند قضایی منصفانه محروم بوده‌اند. تمرکز احکام اعدام بر اقلیت‌های قومی در سال‌های اخیر، آمار اعدام‌ها در ایران همواره در سطحی بالا قرار داشته و به‌ویژه اقلیت‌های اتنیکی و مذهبی، از جمله جامعه بلوچ، سهم قابل توجهی از این اعدام‌ها را به خود اختصاص داده‌اند. بر اساس گزارش‌های عفو بین‌الملل ، ایران در سال‌های گذشته یکی از سه کشور اول جهان از نظر تعداد اعدام‌ها بوده است. تنها در سال ۲۰۲۳، بیش از ۵۰۰ مورد اعدام ثبت شده که ۱۱۷ مورد از آن‌ها متعلق به شهروندان بلوچ بوده است، در حالی‌که این اقلیت کمتر از ۵ درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد. جامعه بلوچ ایران سال‌هاست که با چالش‌هایی در زمینه‌های اقتصادی، آموزشی و حقوقی روبه‌روست. در چنین بستری، تمرکز مجازات‌های سنگین، از جمله اعدام، بر این جمعیت، از سوی برخی نهادهای حقوق بشری به عنوان بازتابی از نابرابری در نظام قضایی کشور تفسیر شده است. برخی کارشناسان هشدار داده‌اند که استفاده گسترده از مجازات اعدام علیه این گروه، می‌تواند شکاف‌های قومی و بی‌اعتمادی به نهادهای رسمی را افزایش دهد. واکنش‌ها و استناد به اسناد بین‌المللی سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای اعلام کرده است که روند دادرسی در پرونده‌های مربوط به زندانیان بلوچ، به‌ویژه آن‌هایی که به اتهامات مواد مخدر محکوم شده‌اند، ناقض استانداردهای بین‌المللی دادرسی عادلانه بوده است. این سازمان همچنین از دولت ایران خواسته است تا فوراً اجرای احکام اعدام را متوقف کند و اصلاحاتی در نظام قضایی اعمال نماید. از سوی دیگر، برخی خانواده‌های زندانیان اعدام‌شده نیز با انتشار ویدیوها و نامه‌هایی در شبکه‌های اجتماعی، نسبت به روند بازداشت و اجرای حکم اعتراض کرده‌اند. کارشناسان حقوق بشر با استناد به میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، تأکید کرده‌اند که اجرای احکام اعدام در جرائم غیرخشونت‌آمیز از جمله موارد مربوط به مواد مخدر، با تفسیر کمیته حقوق بشر سازمان ملل همخوانی ندارد.

  • حماس آتش‌بس موقت را رد و خواستار پایان کامل جنگ شد

    حماس با رد پیشنهاد آتش‌بس موقت، بر لزوم توافقی جامع برای توقف کامل جنگ، آزادی همه اسرا و خروج نیروهای اسرائیلی از غزه تأکید کرد و از موضع فرستاده آمریکا حمایت کرد. بە نقل از پایگاە خبری الشرق الاوسط ، خلیل الحیه، رهبر گروه حماس ۲۸ فروردین (١٨ آپریل) در سخنانی که از تلویزیون پخش شد، اعلام کرد که این جنبش هرگونه توافق موقت برای آتش‌بس را رد کردە و خواستار مذاکره فوری برای توافقی جامع است. بە گفتە او این توافق باید شامل آزادی همه اسیران فلسطینی در ازای آزادی اسیران اسرائیلی، توقف کامل جنگ و خروج کامل نیروهای اسرائیلی از نوار غزه باشد. الحیه، که رهبری تیم مذاکره‌کننده حماس  را در گفت‌وگوهای غیرمستقیم با اسرائیل برعهده دارد، گفت: ما آماده‌ایم مذاکرات برای بسته‌ای جامع را فوراً آغاز کنیم. این مذاکرات باید به آزادی همه اسیران ما در برابر تعداد توافقی از اسیران نزد اشغالگران منجر شود، مشروط به اینکه اشغالگران جنگ علیه مردم ما را کاملاً متوقف کنند و از غزه خارج شوند. وی افزود که توافق‌های موقت به بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل اجازه می‌دهد از آن‌ها به‌عنوان پوششی برای ادامه سیاست‌های جنگ، محاصره و گرسنگی علیه مردم غزه استفاده کند. الحیه تأکید کرد: حماس بخشی از این سیاست که حتی به قیمت قربانی شدن همه اسیران اسرائیلی تمام شود، نخواهد بود. او همچنین از موضع آدام بولر، فرستاده آمریکا، که خواستار حل همزمان مسئله اسرا و پایان جنگ شده، استقبال کرد و گفت این موضع با دیدگاه حماس همخوانی دارد. الحیه "مقاومت مسلحانه" را حقی طبیعی برای مردم فلسطین در برابر اشغالگری دانست و اظهار داشت که "سلاح مقاومت به حضور اشغالگران وابسته است. این گفتەهای رئیس گروه حماس در حالی است کە مذاکره‌کنندگان مصری در تلاشند تا توافق آتش‌بس امضا‌شده در دی‌ماه ۱۴۰۳ را که پیش از فروپاشی در ماه گذشته درگیری‌ها را موقتاً متوقف کرده بود، احیا کنند. با این حال، منابع فلسطینی و مصری گزارش دادەاند که دور اخیر مذاکرات در قاهره، که روز دوشنبه ۲۷ فروردین برگزار شد، بدون پیشرفت ملموس پایان یافت. بە نقل از رویترز ، منابع عربی می‌گویند که حماس در حال بررسی پیشنهاد اسرائیلی ارائه‌شده توسط میانجی‌ها برای آتش‌بس است و انتظار می‌رود پاسخ خود را طی ساعات آینده ارائه دهد.   از آغاز جنگ غزه از هفتم اکتبر چندین تلاش برای برقراری آتش‌بس موقت صورت گرفته است. در دی‌ماه ۱۴۰۳، توافقی موقت به تبادل محدود اسرا و کاهش درگیری‌ها منجر شد، اما این آتش‌بس در اسفند ۱۴۰۳ فروپاشید. حماس در آن زمان اعلام کرد که اسرائیل به تعهدات خود برای رفع محاصره و اجازه ورود کمک‌های بشردوستانه عمل نکرده است. مذاکرات بعدی در قاهره و دوحه نیز به دلیل اختلاف بر سر شروط حماس، از جمله خروج کامل نیروهای اسرائیلی و بازسازی غزه، و اصرار اسرائیل بر خلع سلاح حماس و حفظ حضور نظامی در برخی مناطق غزه، به بن‌بست رسید. به گفته منابع مصری حماس در مذاکرات اخیر خواستار تضمین‌های بین‌المللی برای اجرای مرحله دوم توافق، یعنی توقف دائم جنگ، شده است. حماس همواره بر شروط چهارگانه خود، شامل آتش‌بس دائم، خروج کامل نیروهای اسرائیلی، رفع محاصره غزه و بازسازی این منطقه تأکید کرده است. در مقابل، اسرائیل خواستار خلع سلاح حماس، تضمین امنیت مرزها و آزادی همه اسیران خود بوده است.

  • با پیام مکتوب رهبر ایران، عراقچی با پوتین دیدار می کند

    عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه ایران، پنج‌شنبه ١٧ آوریل در رأس هیأتی دیپلماتیک راهی مسکو شد. هدف اصلی این سفر، دیدار و گفت‌وگو با مقامات بلندپایه روسیه و تحویل پیام مکتوب رهبر جمهوری اسلامی ایران به رئیس‌جمهور روسیه اعلام شده است. بنابە گزارش رسانەهای ایران، در آستانە مذاکرات هستەای میان ایران و آمریکا، عباس عراقچی، وزیر امور خارجە جمهوری اسلامی ایران روز پنج شنبە، بە منظور برگزاری دیداری عملیاتی عازم مسکو شد. این سفر در حالی انجام می‌شود که تنها چند روز به دور دوم مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن درباره برنامه هسته‌ای ایران باقی مانده است. به گفته اسماعیل بقائی ، سخنگوی وزارت امور خارجه، این سفر از پیش هماهنگ شده و بنا به دعوت رسمی سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه صورت گرفته است. بر اساس اظهارات مقامات ایرانی، این دیدار بخشی از روند رایزنی‌های منظم میان ایران و روسیه به‌عنوان کشورهای هم‌پیمان در برخی موضوعات منطقه‌ای و بین‌المللی است. محورهای گفت‌وگو: روابط دوجانبه و تحولات جهانی گفته می‌شود که در این سفر، موضوعاتی همچون روابط دوجانبه، تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی، و همچنین روند مذاکرات اخیر با ایالات متحده مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ارسال پیام‌های رسمی میان رهبران ایران و روسیه در سال‌های گذشته نیز سابقه داشته است.در این سفر، عراقچی حامل پیامی از سوی علی خامنەای ، رهبر جمهوری اسلامی ایران بە ولادیمیر پوتین است. در یکی از پیام‌های پیشین، رهبر جمهوری اسلامی ایران به نقل از محمد مخبر، سرپرست ریاست‌جمهوری وقت، تأکید کرده بود که روابط تهران و مسکو «عمیق» هستند و تحت تأثیر تغییر دولت‌ها قرار نمی‌گیرند. روسیه نیز در برخی مقاطع، در مجامع بین‌المللی مواضعی هم‌سو با ایران اتخاذ کرده است. نگاه راهبردی در روابط تهران-مسکو برخی تحلیلگران سیاسی در ایران، ارسال این پیام‌ها را نشانگر تلاش تهران برای حفظ و تقویت روابط راهبردی با مسکو ارزیابی می‌کنند. مقامات ایرانی نیز در اظهارنظرهایی، از روسیه به‌عنوان "دوست قابل اعتماد" و یکی از شرکای کلیدی در سیاست خارجی کشور یاد کرده‌اند. در جریان این سفر، عباس عراقچی در دیدار با رئیس‌جمهور روسیه، ضمن تأکید بر تمایل ایران به توسعه مناسبات، اعلام کرد که موضوعاتی از جمله بحران اوکراین، تحولات منطقه‌ای و مذاکرات هسته‌ای در دستور کار گفت‌وگوها قرار داشته است. وی همچنین به اهمیت امضای یک معاهده جامع همکاری میان دو کشور اشاره کرد. پایان سفر عراقچی به مسکو در شرایطی انجام شده است که تعاملات دیپلماتیک ایران با قدرت‌های جهانی، از جمله در زمینه پرونده هسته‌ای، در مرحله‌ای حساس قرار دارد. نتایج این رایزنی‌ها می‌تواند در مسیر آینده روابط تهران و مسکو و نیز در روند گفت‌وگوهای هسته‌ای تاثیرگذار باشد.

  • شورای دموکراتیک سوریه: برای آغاز فرایند سیاسی باید زمینه‌ای مساعدتر فراهم شود

    عکس از خبرگزاری هاوار شورای دموکراتیک سوریه  (م.س.د) گفت‌وگوی ملی و مشارکت واقعی گروه‌های مختلف را پیش شرط رسیدن به هرنوع راه‌حلی سیاسی برای بحران‌‌های این کشور دانست. در این نشست همچنین بر برقراری آتش‌بس سراسری در سوریه، جلوگیری از افتادن کشور به ورطه جنگ‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و نیز فراهم شدن زمینه مساعدتر برای آغاز هرنوع فرآیند سیاسی در این کشور تاکید شده است. نشست مجمع عمومی شورای دموکراتیک سوریه یکشنبه ۱۳ آوریل در شهر حسکه، از مناطق خودگردان شمال و شرق سوریه، به منظور بررسی آخرین تحولات سوریه برگزار شد . شرکت کنندگان در این نشست بار دیگر از تدوین یکسویه پیش‌نویش قانون اساسی موقت بدون مشارکت همه گروه‌ها، تنوعات و احزاب و جریان‌های سیاسی سوریه انتفاد کردند. محمود المصط، رئیس مشترک م.س.د، با اشاره به تجربه‌های گذشته، اظهار داشت که خواسته‌های تنوعات مختلف سوریه در این قانون اساسی بازتاب نیافته است. او گفت: "مردم سوریه علیه تبعیض و نادیده گرفته شدن قیام کردند. آنها نباید بار دیگر از فرآیند تصمیم‌گیری درباره آینده خود کنار گذاشته شوند. وی همچنین بر نقش شورای دموکراتیک سوریه به عنوان پل ارتباطی میان تنوعات مذهبی و اتنیکی این کشور در گذار مسالمت آمیز به سوی دموکراسی تاکید کرد. لیلا قرمان، دیگر رئیس مشترک این شورا نیز ضمن تأکید بر ضرورت وحدت داخلی، گفت: "سوریه امروز بیش از هر زمانی به حرکت به سوی گفت‌وگوی ملی، تغییرات سیاسی فراگیر و به رسمیت شناختن تنوعات مختلف کشور دارد. تنها از این طریق می توان یک ساختار سیاسی فراگیر مبتنی بر اعتماد عمومی بنا کرد، نه  تداوم سیاست‌های کنونی." در ادامه این نشست، توجه ویژه‌ای به چشم‌انداز دولت آینده سوریه و ماهیت نظام سیاسی معطوف شد؛ نظامی که در آن حقوق همه شهروندان سوری به رسمیت شناخته شود. شرکت‌کنندگان تأکید کردند که تنوع قومی، دینی و سیاسی باید در روند تدوین قانون اساسی و تشکیل دولت جدید سوریه لحاظ شود. همچنین تأکید شد که نبود نمایندگی واقعی برای تمامی طیف‌ها و نیروهای موجود، به تداوم تفرقه منجر می‌شود و در تضاد با چشم‌انداز ساختن دولتی دموکراتیک، برابر و مبتنی بر عدالت و چندگونگی ملی است. بر همین اساس، روند سیاسی باید از نو، بر پایه اصولی نوین و فراگیر بازسازی شود. رهبری مشترک شورای دموکراتیک سوریه همچنین به نتایج دیدارهای خود در دمشق و گفت‌وگو با طیف گسترده‌ای از نیروهای سیاسی سوری اشاره کرد . این شورا افزوده است که نشست‌هایی نیز با وزیر امور خارجه آلمان و نمایندگان دیپلماتیک کشورهای اروپایی، مصر و ایالات متحده برگزار کرده و این دیدارها را مثبت و سازنده ارزیابی کرده است. شورای دموکراتیک سوریه از اولین منتقدان ترکیب دولت جدید سوریه و نیز پیش‌نویس قانون اساسی جدید این کشور است. این شورا اواخر ماه مارس گذشته در بیانیه‌ای در واکنش به اعلام اسامی کابینه جدید سوریه، ار ترکیب "انحصارگرایانه" و "یکدست" آن انتفاد کرده بود. این بیانیه کابینه جدید را "یکدست" و "فاقد تنوع سیاسی و اجتماعی" خوانده بود؛ در آن بیانیه به‌ویژه نسبت به مشارکت ناچیز  زنان در ترکیب دولت جدید به شدت انتقاد شده بود.

  • عراقچی: غنی‌سازی ایران خط قرمز مذاکرات است

    عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در واکنش به مواضع مقامات آمریکایی درباره برنامه هسته‌ای ایران تأکید کرد که حق غنی‌سازی اورانیوم غیرقابل مذاکره است. این اظهارات در آستانه دور دوم مذاکرات با استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ، در عمان بیان شد.   در واکنش بە اظهارات مقامات آمریکایی مبنی بر برچیدن تاسیاست هستەای ایران، عباس عراقچی روز چهارشنبه ۲۷ فروردین (۱۶ آپریل) در گفت‌وگو با خبرنگاران اظهار داشت: غنی‌سازی ایران یک واقعیت پذیرفته‌شده است. ما برای رفع نگرانی‌های احتمالی آماده اعتمادسازی هستیم، اما اصل غنی‌سازی قابل مذاکره نیست. این سخنان پاسخی به استیو ویتکاف بود که روز سه‌شنبه در شبکه اجتماعی ایکس خواستار توقف و نابودی برنامه غنی‌سازی و تسلیحاتی ایران شده بود. ویتکاف تأکید کرد که دولت ترامپ به دنبال توافقی سخت‌گیرانه و پایدار است. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز این موضع را تأیید کرد. اظهارات اخیر ویتکاف با مصاحبه او در دوشنبه‌شب با شبکه فاکس‌نیوز مغایرت داشت، جایی که او گفته بود ایران می‌تواند غنی‌سازی را تا سطح ۳.۶۷ درصد ادامه دهد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بارها ا علام کرده است که تنها هدفش جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است. دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا قرار است ۳۰ فروردین (۱۹ آوریل) برگزار شود. طرفین از نتایج دور اول مذاکرات ابراز رضایت کرده‌اند و علی خامنه‌ای، رهبر رژیم ایران این مذاکرات را «خوب اجرا شده» توصیف کرد.   ایران و شش قدرت جهانی در تیرماه ۱۳۹۴ (ژوئیه ۲۰۱۵) توافق هسته‌ای برجام را امضا کردند که طبق آن، ایران متعهد شد غنی‌سازی را به ۳.۶۷ درصد محدود کند و ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را کاهش دهد. در ازای آن، تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران لغو شد. اما در اردیبهشت ۱۳۹۷ (مه ۲۰۱۸)، دولت اول ترامپ از برجام خارج شد و تحریم‌های شدیدی را تحت سیاست «فشار حداکثری» اعمال کرد. ایران در پاسخ، از تعهدات خود عدول کرد و غنی‌سازی را تا ۶۰ درصد افزایش داد. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارش داده که ایران اورانیوم غنی‌شده کافی برای تولید شش سلاح هسته‌ای در صورت غنی‌سازی تا ۹۰ درصد در اختیار دارد. ایران هرگونه تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای را رد کرده است. دولت دوم ترامپ از بهمن ۱۴۰۳ (فوریه ۲۰۲۵) سیاست فشار حداکثری را تشدید کرده و تهدید به تحریم‌های ثانویه و حتی اقدام نظامی کرده است. مذاکرات جاری در عمان فرصتی برای کاهش تنش‌ها محسوب می‌شود، اما اختلاف بر سر غنی‌سازی همچنان مانع اصلی است.   غنی‌سازی چیست و چرا جهان نگران ایران است؟ غنی‌سازی اورانیوم فرآیندی است که غلظت ایزوتوپ اورانیوم-۲۳۵ را افزایش می‌دهد تا برای رآکتورهای هسته‌ای یا، در سطوح بالاتر، تسلیحات اتمی مناسب شود. غنی‌سازی تا ۳.۶۷ درصد برای رآکتورهای غیرنظامی کافی است، اما ایران تا ۶۰ درصد پیش رفته که نگرانی‌هایی درباره مقاصد نظامی ایجاد کرده است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارش داده است که ایران اورانیوم کافی برای تولید شش سلاح هسته‌ای در صورت غنی‌سازی تا ۹۰ درصد دارد. این پیشرفت‌ها، به‌ویژه پس از خروج آمریکا از برجام و کاهش نظارت‌های بین‌المللی، باعث شده کشورهای غربی و اسرائیل ایران را به تلاش برای ساخت سلاح هسته‌ای متهم کنند. ایران این اتهامات را رد کرده و تأکید دارد که برنامه هسته‌ای‌اش صلح‌آمیز است. ایران چرا بر غنی‌سازی پافشاری می‌کند؟ برای رآکتورهای هسته‌ای غیرنظامی، غنی‌سازی تا ۳.۶۷ درصد کافی است. اما ایران حفظ توانایی غنی‌سازی در سطوح بالاتر را حق خود تحت معاهده منع گسترش تسلیحات هسته‌ای (NPT) و نمادی از استقلال علمی و فناوری می‌داند. تهران معتقد است محدود شدن این حق به معنای پذیرش فشارهای خارجی است. ایران همچنین غنی‌سازی بالاتر را به‌عنوان اهرمی در مذاکرات و پاسخی به خروج آمریکا از برجام و تحریم‌های شدید دنبال کرده است. مقامات ایرانی بارها اعلام کرده‌اند که آماده اعتمادسازی از طریق نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هستند، اما به گفتە آن‌ها خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام بی‌اعتمادی عمیقی ایجاد کرده است

  • بە دلیل وجود تردیدهایی در دولت آمریکا، ترامپ مانع از حملە اسرائیل بە ایران شدە است

    عکس از نیویورک تایمز بنابرگزارش نیویورک تایمز، با وجود ارائە طرحهایی از سوی نتانیاهو بە دونالد ترامپ در راستای حملە بە تاسیسات هستەای ایران، بە دلیل تردید مقامات ادارە ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به نفع مذاکره برای توافق با تهران برای محدود کردن برنامه هسته‌ای‌اش مخالفت کرد. با استناد بە گفتگو با مقامات متعددی کە از برنامه‌های نظامی مخفی اسرائیل و گفتگوهای محرمانه در داخل دولت ترامپ مطلع شده‌اند، امروز ١٧ آپریل ٢٠٢٥ ، نیویورک تایمز با انتشار گزارشی اعلام نمود کە ترامپ بە منظور دستیابی بە تواقفی با ایران و بدون جنگ، اسرائیل را از حملە بە تاسیسات هستەای ایران بازداشتە است، این گزارش کە بر اساس گفتگو با مقامات متعدد، بە شرط ناشناس ماندن، بازتاب یافتە است نشان می دهد کە ترامپ پس از ماه‌ها گفت و گو اعضای ادارە خود در رابطە با پیگیری دیپلماسی یا در پیش گرفتن راە حل نظامی، تصمیم گرفتە است. بنابە این گزارش، گفتگوها میان نظرات مقامات طرفدار جنگ و سایر دستیاران ترامپ کە نسبت بە نابودی کامل جاەطلبیهای هستەای ایران در صورت حملە هستەای اسرائیل نا امید بودند، سرانجام ترامپ را بە اتخاذ گزینە دیپلماسی سوق دادە است. مجلە نیوزویک نیز با پوشش این خبر اعلام نمودە است کە دونالد ترامپ در ابتدای ماه جاری به بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل اظهار داشتە است که واشنگتن از حملات نظامی اسرائیل علیه ایران حمایت نخواهد کرد و این امر خوش‌بینی اسرائیل در مورد حمایت آمریکا را از میان بردە است. با این وجود، ماه گذشته همزمان با هشدار ترامپ بە شورشیان حوثی مبنی بر خاتمە دادن بە حملات خود بە کشتیها، اظهار داشتە  بود کە از این زمان به بعد به هر گلولە شلیک شدە از سوی حوثی ها، به عنوان تیری شلیک شدە از سوی ایران و رهبری ایران نگریستە می شود. در همین رابطە کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید ا ظهار داشت : کارزار فشار حداکثری بر ایران ادامه خواهد یافت، اما همانطور که می‌دانید، رئیس‌جمهور به صراحت اعلام نمودە است در حالی که ایران هرگز نمی‌تواند به سلاح هسته‌ای دست یابد، می‌خواهد شاهد گفتگو و مذاکرە با ایران باشد، مسالە کاملاً واضح است. نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل نیز در بیانیه‌ای که پس از دیدار با ترامپ به زبان عبری ارائه شد، گفت: توافق هسته‌ای جدید با ایران تنها در صورتی جواب می‌دهد که تهران اجازه دهد تا تحت نظارت آمریکا تمامی تاسیسات هستەای ایران برچیدە شود. کارشناسان نظامی بر این باورند که اسرائیل می‌تواند بیشتر سایت‌های هستەای ایران را به تنهایی از میان بردارد، با این وجود، دست زدن بە چنین عملیاتی مخاطره‌آمیز خواهد بود، چرا کە باید با سیستم‌های ضد هوایی روسیه مقابله کند.

  • بلوچستان پاکستان: پلیس علیه معترضانی که خواستار آزادی فعالان مدنی هستند از گلوله جنگی استفاده می کند

    هزاران نفر از معترضان بلوچ، ١٣ آپریل، تظاهرات بزرگی را در سراسر استان بلوچستان پاکستان برگزار کردند و خواستار آزادی فوری فعالان برجسته کمیته بلوچ یاکجهتی از جمله فعال زن معروف دکتر مهرنگ بلوچ شدند.   هزاران معترض بلوچ در سراسر ایالت بلوچستان پاکستان و کراچی کە عمدە ساکنان آن را بلوچها تشکیل می دهند با ب رپایی راهپیمایی و تحصن ، خواستار آزادی فوری رهبران کمیته بلوچ یاکجهتی BYC از جمله فعال برجسته دکتر ماهرنگ بلوچ شدند. در همین رابطە تجمعات و تحصن های بزرگی نیز در شهرهایی مانند دالبندین، کلات، ماستونگ، گوادر، کویته، هاب چوکی و تربت در استان بلوچستان پاکستان، در پاسخ به درخواست کمیته بلوچ یاکجهتی   شکل گرفت .   گزارشهای تصویری حاکی از خشونت نیروهای امنیتی با تظاهرات تحت رهبری زنان است؛ تا جایی کە نیروهای پلیس مستقیماً به تظاهرکنندگان در چندین مکان مختلف حمله کردند و در مالیر کراچی، راهپیمایی مسالمت آمیز شهروندان بلوچ را با گلولەهای جنگی پاسخ دادند.   دکتر مهرنگ بلوچ، فعال حقوق بشر بلوچ که به حمایت از پیگیری پروندەهای ناپدید شدن اجباری، قتل های فراقانونی و سایر موارد نقض حقوق بشر در بلوچستان معروف است، در ساعات اولیه روز شنبه ٢٢ مارس ٢٠٢٥ در جریان حمله پلیس به یک تجمع اعتراضی در کویته، مرکز و بزرگترین شهر ایالت بلوچستان پاکستان دستگیر شد.   دکتر مهرنگ بلوچ در مارس ٢٠٢٥ در اعتراض بە قتل یک جوان بلوچ توسط نیروهای پلیس خواستار اعتصاب  کامیونداران و بخش حمل و نقل در کویته، تربت، گوادر و چندین شهر دیگر شده بود، دستگیر شد. بلوچها با جمعیتی نزدیک بە ٢٥ میلیون نفر، در دو  کشور ایران و بلوچستان زندگی می کنند. ارتش آزادیبخش بلوچستان BLA کە در سال ٢٠٠٠ تاسیس شدە است، بە منظور کسب حقوق سرزمینی بلوچها، مکرراً زیر ساخت‌های کلیدی و پست‌های امنیتی در بلوچستان و بەویژە اهداف چینی ها در این منطقە  را هدف قرار می‌دهد . BLA پکن را به کمک به اسلام آباد در بهره برداری از بلوچستان متهم می کند.

  • علیرغم اظهارات مقامات دولتی، تالاب میانکاله در آستانه نابودی است

    تالاب میانکاله یکی از مهم‌ترین ذخیره‌گاه‌های شمال ایران و بهشت پرندگان مهاجر، با بحران‌های متعددی دست‌وپنجه نرم می‌کند. این تالاب که در شرق استان مازندران، در ۴۵ کیلومتری بهشهر، با وسعتی حدود ۴۸ هزار هکتار، زیستگاه گونه‌های نادری از پرندگان و حیوانات است. اما امروز، این منطقه ارزشمند به دلیل خشکسالی، آلودگی، شکار غیرقانونی و پروژه‌های صنعتی در آستانه نابودی قرار گرفته است. بە دلیل احداث پروژەهای پتروشیمی، فنس کشی و تغییرات اقلیمی، اما اکنون این تالاب با کاهش مساحت خود روبرو شدە است. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهند که تنها ۵۱.۳ درصد از سطح آبی تالاب میانکاله باقی مانده است و بخش‌های وسیعی از آن به نمک‌زار تبدیل شده‌اند. این کاهش چشمگیر سطح آب کە از سال ۱۳۹۸ آغاز شدە است. تاکنون تأثیرات مخربی بر حیات وحش منطقه داشته است. طبق گزارش های منتشر شدە، در همان سال، بیش از ۵۰ هزار پرنده مهاجر به دلیل مسمومیت ناشی از سم بوتولیسم جان خود را از دست دادند. این فاجعه زیست‌محیطی زنگ خطری برای آینده تالاب بود که تاکنون نیز ادامه دارد. تهدیدات انسانی: پروژه پتروشیمی یکی از جدی‌ترین تهدیدهای اخیر برای تالاب میانکاله، طرح احداث پتروشیمی در نزدیکی این تالاب است. با وجود اعتراض‌های گسترده کارشناسان محیط زیست و نبود مجوز قانونی، فعالیت‌هایی مانند فنس کشی  برای این پروژه همچنان ادامه دارد . مخالفان این طرح بر این باورند که توسعه پتروشیمی نه تنها باعث نابودی زیست‌بوم منطقه می‌شود، بلکه اشتغال پایداری نیز ایجاد نخواهد کرد. در مقابل، برخی مدافعان اقتصادی این پروژه معتقدند که اجرای آن می‌تواند به رشد اقتصادی منطقه کمک کند، ادعایی کە با توجه به آسیب‌های اکولوژیکی آن، قابل تأمل است . مقام‌های سازمان حفاظت محیط زیست ایران پیش‌تر از توقف اجرای پروژه پتروشیمی میانکاله خبر داده بودند. در این میان حتی خبرگزاری دولتی ایرنا در زمان ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی از بسته شدن پرونده پتروشیمی میانکاله به عنوان "یکی از دستاوردهای مهم دولت سیزدهم در راستای حفظ محیط‌ زیست" خبر داده بود .   اما به‌رغم اعلام توقف و ممنوعیت پروژه ساخت پتروشیمی در تالاب میانکاله، برخی گزارش‌ها از تداوم "فعالیت غیرقانونی" در محل قبلی این پروژه حکایت دارد. زینب رحیمی، خبرنگار محیط زیست، روز چهارشنبە ٢٠ فروردین (٩ آوریل) در شبکه اجتماعی ایکس، از ادامه "فعالیت غیرقانونی در محل قبلی پتروشیمی میانکاله" خبر داد و با استناد به "گزارش مردم محلی" نوشت  که «بیش از ۳۰ تریلی بار به محل منتقل شده و به نظر می‌رسد قصد دارند اینجا سوله بسازند.» این خبرنگار حوزه محیط زیست یک روز بعد هم با انتشار فیلمی  از فنس‌کشی "غیرقانونی" در آن منطقە توسط پتروشیمی میانکالە، نوشت: "شرکت پتروشیمی میانکالە ٩٠ هکتار فنس غیرقانونی در مرتع ملی کشیدە، درختان اکالیپتوس را بە طور غیرقانونی کاشتە و حالا دارد مصالح و تجهیزات اینجا خالی می‌کند. همە اینها غیرقانونی است، اما کسی جلودارش نیست.   خشکسالی و تغییرات اقلیمی خشکسالی یکی دیگر از عوامل اصلی تهدیدکننده تالاب میانکاله است. کاهش بارندگی‌ها و بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آبی باعث شده تا بخش‌هایی از تالاب کاملاً خشک شوند. حفر چاه‌های مجاز و غیرمجاز در حوضه آبریز تالاب نیز مزید بر علت شده است. این روند نه تنها اکوسیستم منطقه را تحت تأثیر قرار داده، بلکه خطر تبدیل شدن بخش‌هایی از تالاب به کانون ریزگرد را افزایش داده است.   سوءمدیریت و شکار غیرقانونی علاوه بر عوامل طبیعی و صنعتی، سوءمدیریت و شکار غیرقانونی نیز میانکاله را به مرز نابودی کشانده‌اند. گزارش‌ها نشان می‌دهند که زمین‌خواری و تبدیل اراضی تالابی به زمین کشاورزی نیز در سال‌های اخیر شدت یافته است. این اقدامات غیرقانونی با وجود قوانین حفاظتی موجود، همچنان ادامه دارند و نشان‌دهنده ضعف نظارت و مدیریت مسئولان مربوطه هستند.   اهمیت زیست‌محیطی میانکاله تالاب میانکاله نه تنها زیستگاه بیش از ۲۸ گونه پرنده مهاجر مانند فلامینگوها و پلیکان‌هاست، بلکه نقش مهمی در تنظیم اکوسیستم منطقه ایفا می‌کند. این تالاب عضو کنوانسیون بین‌المللی رامسر بوده و یکی از ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره یونسکو محسوب می‌شود. اما اگر روند تخریب ادامه یابد، ممکن است میانکاله نیز مانند برخی دیگر از تالاب‌های کشور وارد فهرست مونترو شود؛ فهرستی که شامل تالاب‌های آسیب‌دیده جهان است. تالاب میانکاله یک گنجینه طبیعی بی‌نظیر برای ایران و جهان است که اکنون در معرض خطر جدی قرار دارد. اگرچه وعده‌هایی برای حفاظت از آن داده شده، اما اقدامات عملی کافی صورت نگرفته است. نجات این زیست‌بوم ارزشمند نیازمند همکاری همه‌جانبه دولت، سازمان‌های محیط زیستی و مردم محلی است تا بتوان آینده‌ای پایدار برای آن رقم زد.

  • در آستانە دومین دور گفتگوهای تهران-واشنگتن، دومین ناو هواپیمابر آمریکا در خاورمیانه مستقر می شود

    در حالی که مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا در مسقط به مراحل حساس خود نزدیک می‌شود، ایالات متحده با اعزام ناو هواپیمابر «یواس‌اس کارل وینسون» به خلیج عدن، حضور نظامی خود را در خاورمیانه تقویت کرده است. این اقدام، که با عملیاتی شدن دومین ناو هواپیمابر در منطقه همزمان شده به عقیده برخی از کارشناسان پیام روشنی به ایران و متحدانش در آستانه گفت‌وگوهای ۳۰ فروردین دارد. بر اساس گزارش نیوز ویک ، ناو هواپیمابر « یواس‌اس کارل وینسون » که پیش‌تر در اقیانوس آرام مستقر بود، در ۲۶ فروردین ۱۴۰۴ به نزدیکی جزیره سقطری در خلیج عدن رسید و وارد فاز عملیاتی شد. این ناو به همراه رزمناو موشک‌انداز «یواس‌اس پرینستون» و ناوشکن‌های «یواس‌اس استرت» و «یواس‌اس ویلیام پی. لارنس» اعزام شده است. ناو وینسون، مجهز به جنگنده‌های پیشرفته اف-۳۵ و اف/ای-۱۸، توانایی انجام عملیات تهاجمی و دفاعی گسترده‌ای را به نیروی دریایی آمریکا در منطقه می‌بخشد. تصاویر ماهواره‌ای منتشرشده توسط برنامه کوپرنیک اتحادیه اروپا نیز حضور این ناو را در خلیج عدن تأیید کرده است. پنتاگون اعلام کرده که این استقرار بخشی از استراتژی چندلایه آمریکا برای حفظ ثبات در منطقه است. مقامات آمریکایی تأکید دارند که حضور دو ناو هواپیمابر، شامل «یواس‌اس هری اس. ترومن» که از ماه گذشته در منطقه فعال است، به‌منظور بازدارندگی ایران و حمایت از عملیات نظامی علیه گروه‌های مورد حمایت این کشور، به‌ویژه حوثی‌های یمن، صورت گرفته است.   مذاکرات هسته‌ای: فرصتی برای دیپلماسی یا افزایش تنش؟ استقرار این ناو همزمان با دور بعدی مذاکرات هسته‌ای کە در مسقط انجام شد. مذاکرات پیش‌رو، که با میانجی‌گری عمان برگزار می‌شود، بر بررسی سطح غنی‌سازی اورانیوم ایران و تضمین عدم توسعه تسلیحات هسته‌ای متمرکز است. استیو ویتکاف ، فرستاده ویژه آمریکا، پس از دور قبلی گفت‌وگوها در ۲۲ فروردین، این مذاکرات را «گامی رو به جلو» خواند، اما همچنان اختلافاتی بر سر رفع تحریم‌ها و راستی‌آزمایی برنامه هسته‌ای ایران باقی مانده است. ایران اعلام کرده که حاضر است غنی‌سازی ۶۰ درصدی اورانیوم را کاهش دهد، به شرط دریافت تضمین‌های امنیتی و لغو کامل تحریم‌های اقتصادی. با این حال، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، هشدار داده که در صورت شکست مذاکرات، ایالات متحده ممکن است تأسیسات هسته‌ای ایران را هدف قرار دهد. این اظهارات، همراه با استقرار ناو جدید، فضای مذاکرات را متشنج‌تر کرده است.   تنش‌های منطقه‌ای؛ نقش حوثی‌ها و درگیری‌های دریایی بر ا‌ساس گزارش رسانه‌های آمریکایی یکی از دلایل اصلی اعزام ناو کارل وینسون، افزایش حملات حوثی‌های یمن به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ و خلیج عدن است. بر اساس گزارش وب‌سایت بلومبرگ، حوثی‌ها از ابتدای سال ۱۴۰۴ حملات خود را با استفاده از پهپادها و موشک‌های کروز شدت بخشیده‌اند که به اختلال در مسیرهای تجاری بین‌المللی منجر شده است. نیروی دریایی آمریکا از دی‌ماه ۱۴۰۳ کارزاری نظامی علیه مواضع حوثی‌ها آغاز کرده و تاکنون صدها حمله هوایی و دریایی علیه این گروه انجام داده است. حوثی‌ها، که از حمایت مالی و تسلیحاتی رژیم ایران برخوردارند، اعلام کرده‌اند که حملاتشان در پاسخ به سیاست‌های آمریکا در منطقه و حمایت این کشور از اسرائیل است. این درگیری‌ها، همراه با حضور نظامی تقویت‌شده آمریکا، خطر رویارویی مستقیم میان ایران و ایالات متحده را افزایش داده است.   پیشینه تنش‌های ایران و آمریکا؛ از برجام تا خلیج فارس تنش‌های کنونی ریشه در سابقه طولانی روابط پرچالش ایران و آمریکا دارد. در سال ۲۰۱۵، توافق هسته‌ای برجام میان ایران و قدرت‌های جهانی امضا شد که محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای ایران در ازای رفع تحریم‌ها اعمال کرد. با این حال، در سال ۲۰۱۸، دولت وقت آمریکا به رهبری دونالد ترامپ از این توافق خارج شد و تحریم‌های گسترده‌ای علیه ایران اعمال کرد. ایران در پاسخ، به‌تدریج تعهدات خود در برجام را کاهش داد و سطح غنی‌سازی اورانیوم خود را افزایش داد. در سال ۲۰۲۰، قتل قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، توسط آمریکا در بغداد، تنش‌ها را به اوج رساند. ایران با حملات موشکی به پایگاه‌های آمریکایی در عراق پاسخ داد، اما دو طرف از درگیری مستقیم گسترده اجتناب کردند. از آن زمان، مذاکرات غیرمستقیم برای احیای برجام بارها برگزار شده، اما اختلافات بر سر زمان‌بندی رفع تحریم‌ها و تضمین‌های امنیتی مانع از توافق نهایی شده است. در خلیج فارس نیز، تقابل‌های دریایی میان ایران و آمریکا سابقه‌ای طولانی دارد. در سال ۲۰۱۹، ایران یک پهپاد آمریکایی را در تنگه هرمز ساقط کرد و آمریکا چندین قایق تندرو سپاه را هدف قرار داد. این حوادث، همراه با توقیف کشتی‌های تجاری توسط هر دو طرف، نشان‌دهنده شکنندگی ثبات در منطقه است.   چشم‌انداز آینده؛ دیپلماسی یا تقابل؟ استقرار دومین ناو هواپیمابر آمریکا در خاورمیانه، در حالی که مذاکرات هسته‌ای در جریان است، نشان‌دهنده رویکرد دوگانه ایالات متحده در قبال ایران است. فشار نظامی از یک سو و دیپلماسی از سوی دیگر. تحلیلگران معتقدند که این اقدام می‌تواند به‌عنوان اهرم فشاری در مذاکرات عمل کند، اما همزمان خطر محاسبات اشتباه و تشدید تنش‌ها را افزایش می‌دهد. ایران تاکنون به این استقرار واکنش رسمی نشان نداده، اما مقامات این کشور بارها اعلام کرده‌اند که حضور نظامی خارجی در منطقه را تهدیدی علیه امنیت خود می‌دانند. با توجه به پیچیدگی‌های موجود، نتیجه مذاکرات مسقط می‌تواند تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر آینده روابط ایران و آمریکا و ثبات منطقه داشته باشد.   ناو یواس‌اس کارل وینسون: قلب عملیاتی نیروی دریایی آمریکا بر ا‌ساس اطلاعات مندرج در منابع نظامی ایالات متحده ناو هواپیمابر « یواس‌اس کارل وینسون » یکی از پیشرفته‌ترین واحدهای ناوگان نیروی دریایی ایالات متحده و از کلاس ناوهای نیمیتز است. این ناو، که از سال ۱۹۸۲ به خدمت گرفته شدە است، بیش از ۳۳۰ متر طول داشتە و قادر به حمل حدود ۹۰ هواپیما و هلیکوپتر است. کارل وینسون مجهز به جنگنده‌های نسل پنجم اف-۳۵ لایتنینگ II، جنگنده‌های اف/ای-۱۸ هورنت، هواپیماهای شناسایی ای-۲ هاوک‌آی و هلیکوپترهای سیکورسکی اس‌اچ-۶۰ است. این ترکیب، توانایی انجام مأموریت‌های متنوع از حملات دقیق تا عملیات شناسایی و دفاع هوایی را به ناو می‌بخشد. این ناو با نیروی محرکه هسته‌ای خود می‌تواند بدون نیاز به سوخت‌گیری برای ماه‌ها در دریا بماند و برد عملیاتی نامحدودی داشته باشد. کارل وینسون همچنین مجهز به سامانه‌های دفاعی پیشرفته، از جمله موشک‌های ریم-۱۱۶ و سامانه‌های ضدهوایی فالانکس است که آن را در برابر تهدیدات موشکی و هوایی مقاوم می‌کند. بیش از ۵ هزار خدمه، شامل خلبانان، مهندسان و متخصصان، در این ناو فعالیت می‌کنند و آن را به یک پایگاه نظامی شناور تبدیل کرده‌اند. ناظران بر این باورند کە استقرار این ناو در خلیج عدن، علاوە بر ارسال پیامی آشکار بە مقامات جمهوری اسلامی ایران، توان تهاجمی و بازدارندگی آمریکا در منطقه را در مقابل حملات احتمالی ایران بە اسرائیل و پایگاههای آمریکایی در منطقە، به طور قابل‌توجهی افزایش داده است.

bottom of page