top of page


خبر مرگش لازم، اما کافی نیست
امیر خنجی تمرکز بر خامنهای بهعنوان گره اصلی مشکلات در ایران، خطر تقلیل مسئلهای ساختاری به یک فرد را دارد. تجربههای گذار نشان میدهد حذف یک رهبر مستبد، بدون بازسازی نهادی و توافق حداقلی در سطح سراسری، الزاماً به دموکراسی نمیانجامد. در ایران، شبکههای امنیتی، اقتصادی و ایدئولوژیکِ بازتولیدکننده قدرت پابرجایند. گذار پایدار مستلزم تغییر قواعد، توزیع قدرت و تضمین حقوق، نه صرفاً پایان یک فرد، است. سالهاست که یک جمله در ذهن بسیاری از ایرانیان تکرار میشود: «گره کور ماجرا خامنه


اعتراضات دیماه رویارویی جامعه فرسوده با ساختار سیاسی فروپاشیده است
شیلان سقزی اگر بخواهیم نگاهی مقدماتی به جنس اعتراضات اوایل دیماه ۱۴۰۴داشته باشیم، باید آن را نه صرفاً اعتراض یک طبقه بلکه تجلی یک مولتیتود معلق ببینیم؛ شبکهای از سوژگیهای ناهمگون که بر پایه اشتراک دردها و نارضایتی زیستی، اقتصادی و نمادین شکل میگیرند و بهطور موقت یک امر مشترک سیاسی را برمیسازند. همزمان باید پرسید چگونه منطق انباشت از طریق بیرونکشی و مدیریت نولیبرال فضا و سرمایه ساختارهای زیست روزمره را چنان فشرده کرده است که انفجار تابعی از تورم، افت ارزش پول و محرومی


در اعتراضات ایران، خیابان جلوتر از حکومت و اپوزیسیون است
اکرم اسدی اعتراضات اخیر در ایران بار دیگر نشان داد که خیابان، هم از حکومت جلوتر ایستاده و هم از اپوزیسیون. در حالی که حاکمیت همچنان با منطق سرکوب به بحران پاسخ میدهد و بخش بزرگی از اپوزیسیون خارجنشین درگیر روایتسازی و رقابتهای فرساینده است، جامعه معترض مسیر خود را میرود؛ بیرهبر واحد، بیتوهم نجات از بیرون و بیمیل به بازگشت به گذشته. اعتراضات اخیر در ایران نه یک اتفاق ناگهانی است و نه واکنشی صرفاً احساسی به یک رویداد مشخص. آنچه امروز در خیابانهای شهرهای مختلف جریان


تغییر سیاست پولی و فرجام سفره ایرانی
تغییر ریاست بانک مرکزی در طبقه چهاردهم ساختمان میرداماد، نه یک جابهجایی مدیریتی معمول، بلکه نشانهی تغییر پارادایم در سیاست اقتصادی دولت است: گذار از الگوی سرکوب قیمتی ـ تثبیتی به سوی الگوی تعدیل ساختاری ـ پذیرش قیمتهای واقعی. بازگشت عبدالناصر همتی را باید واکنش اضطراری سیاستگذار به فروپاشی توان دفاعی ریال، رشد انتظارات تورمی، و ناکارآمدی رژیم چندنرخی ارز در مهار تورم دانست. این یادداشت نشان میدهد که اگرچه این چرخش میتواند در سطح کلان به کاهش رانت و شفافسازی منجر شود، ا


زیانده ترین تریدر امروز ایران، در آستانه لیکوئید شدن است
امیر خنجی اگر سیاست را همچون بازار در نظر بگیریم، امروز زیاندهترین معاملهگر ایران نه یک فعال بورس که خودِ علی خامنهای است. او سالهاست در بازاری معامله میکند که قواعدش عوض شده است، اما استراتژیاش تغییر نکرده است. در ادبیات ترید، «لیکوئید شدن» بە معنای دستدادن کل سرمایه بهخاطر اصرار بر پوزیشنی غلط است. مرز لیکوئید، نقطهایست که دیگر نه پولی میماند، نه امکان جبران؛ فقط پایانِ پوزیشن است که بازی را تمام میکند. سیاست امروز ایران دقیقاً روی همین مرز لرزان ایستاده است. د


خامنەای و رویای یک امپراتوری شکست خوردە
امیر خنجی اگر خمینی را بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بدانیم، خامنهای بیتردید معمار اصلی آن در دوران پس از تثبیت حکومت است؛ معماری که نهفقط در حوزهی سیاست داخلی و خارجی، بلکه در قالبِ پروژههای کلان ایدئولوژیک، فرهنگی، اجتماعی و امنیتی سعی کرد جمهوری اسلامی ایران را از یک انقلاب به یک نظم پایدار تبدیل کند. این پروژهها از ایدهی نظم جهانی اسلامی و تهران بهمثابه دارالقرای اسلام تا اسلامیسازی دانشگاهها و مهندسی جامعه و اقتصاد امتداد یافتهاند. اما آنچه امروز دیده میشود،


مرزِ مسلح، زندگیِ معلق
شیلان سقزی در مناطق پیرامونی ایران، مینها تنها خاطرهای تلخ از جنگی تمامشده و در گذشته نیستند، بلکه ابزار تداوم یک سیاست مستمر هستند. سیاستی که نه با دشمن خارجی، بلکه با زندگی مردمان مرز، بهویژه در روژهلات (کُردستان ایران) و خوزستان، در حال جنگ است. دههها پس از پایان جنگ، مینهای بهجامانده هنوز از زمین قربانی میگیرند، چون برای حاکمیت، پاکسازی این مناطق بهمعنای لغو امنیتیسازی و بازگرداندن حق زندگی و اقتصاد به مردمی است که همواره با سوءظن نگریسته میشوند. بررسی وضع


نسبت طایفهگرایی با دموکراسیسازی
نصرالله لَشَنی طایفهگرایی به الگویی از سازمانیابی اجتماعی و سیاسی اطلاق میشود که در آن وفاداریهای خویشاوندی، مذهبی، قومی یا فرقهای بر منطق شهروندی، قانون عام و نهادهای مدرن غلبه میکنند؛ بهگونهای که دسترسی به قدرت، منابع، امنیت و منزلت اجتماعی نه بر اساس حقوق برابر، شایستگی یا قواعد رسمی، بلکه بر پایهی تعلق به یک طایفه یا شبکهی هویتی خاص سامان مییابد. در این معنا، طایفهگرایی صرفاً یک هویت فرهنگی یا بازماندهای پیشامدرن نیست، بلکه منطق سیاسی–اجتماعی مشخصی برای توزیع


تشدید شکاف میان دولت چهاردهم و مجلس دوازدهم
نصراللە لشنی روابط میان دولت مسعود پزشکیان و مجلس دوازدهم از همان آغاز، نه بر بستر یک امید اجتماعی واقعی، بلکه در چارچوب یک عملیات گفتمانی از بالا با عنوان وفاق ملی صورتبندی شد؛ گفتمانی که بیش از آنکه بازتاب موازنهای تازه در قدرت باشد، تلاشی بود برای مدیریت انتظارات و مهار نارضایتی عمومی. برخلاف روایت رسمی و تبلیغات «روزنهگشا»یان، در سطح جامعه هیچ امید معناداری به تحقق این وفاق وجود نداشت. زیرا تجربه تاریخی نشان داده بود که مسئله اصلی نه تنش میان دولت و مجلس، بلکه انسداد


جنگ، صلح و تلاش برای ثبات در خاورمیانه
سیڤان سعید در صلح، فرزندان پدران خود را به خاک میسپارند، اما در جنگ، پدران فرزندان خود را. این جمله، تراژدی وارونگی نظم طبیعی زندگی را در جنگ آشکار میسازد. امروز در خاورمیانه، از ویرانههای سوریه و عراق گرفتە تا چرخه بیپایان خشونت و افراطگرایی، این حقیقت بیش از همیشه این واقعیت را بازتاب میدهد. در برابر نیروهای تخریب، پروژه دموکراتیک روژاوا (شمالشرق سوریه) الگویی معکوس را برمیسازد: خودمدیریتی، برابری جنسیتی، همزیستی چند اتنیکی و بازسازی مشارکتی مبتنی بر عدالت. آیا این ت


اتیکتِ اتنیک؛ ابزار تطهیر دولت
شیلان سقزی در ساختار مرکزگرای قدرت در ایران، خشونت نهتنها استحاله میشود، بلکه طبقهبندی و معناگذاری سیاسی میشود، بهگونهای که وقتی جنایتی در تهران یا اصفهان رخ میدهد، آن را به بحران فردی، ناکارآمدی سیاست اجتماعی یا فروپاشی اخلاقی ربط میدهند، اما همین خشونت اگر در سیستان و بلوچستان، خوزستان و یا روژهلات (کُردستان ایران) اتفاق بیافتد، بلافاصله به فرهنگ قبیلهای مردم آن منطقه نسبت داده میشود. چنین رویەای، اتنیکیسازی خشونت و مکانیسمی است که با آن نظامهای مرکزگرا مسئولیت


نقد رویکرد علیاکبر صالحی در پیشنهاد تغییر «عنوان» مذاکرات هستهای
نصرالله لَشَنی مصاحبه اخیر علیاکبر صالحی با خبرگزاری انتخاب (بازنشر در جماران)، که در آن پیشنهاد میشود عنوان مذاکرات هستهای از حق غنیسازی ایران به «ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد»، تغییر یابد، بار دیگر بحث قدیمی ابتکار زبانی در دیپلماسی را به مرکز توجه آورده است. این پیشنهاد در ظاهر تلاشی برای شکستن بنبست سیاسی و بازگرداندن طرفین به میز مذاکره است، اما در لایههای عمیقتر، حامل مفروضات و پیامدهایی است که نیازمند نقد جدی از منظر منافع ملی، حقوق بینالملل و واقعگرایی


کالبدشکافی پیوندهای اتحاد ترکیه و قطر
روابط ترکیه و قطر از آغاز بهار عربی به یک اتحاد سیال و راهبردی تبدیل شده است. در حوزه اسلام سیاسی، ترکیه این روابط را بر اساس یک پروژه دولتمحور و قطر را دولتی برخوردار از شبکه قدرتمند میبیند. در حوزە ژئوپلیتیک، همگرایی تاکتیکی و گزینشی میان این دو کشور برقرار گشتە و پروندههای سوریه، ایران و کرد نمونه هایی از آن بە شمار می روند. در بعد اقتصاد و امنیت، سرمایهگذاری قطر و حضور نظامی ترکیه ستون اصلی اتحاد را شکل میدهد. این ائتلاف انعطافپذیر اما در برابر تغییرات موازنه قدرت


خامنهای در سایه نقطه جِی
امیر خنجی جمهوری اسلامی ایران به مرحلهای رسیده که نه میتواند گذشته را بازسازی کند و نه آیندهای پایدار بسازد، نقطهای که در نظریهها «نقطه جِی» نام دارد. تحلیل پیشِرو توضیح میدهد چگونه خامنهای ایران را تا آستانه این نقطه سوق داده است؛ جایی که فروپاشی توان حکمرانی با انتظارات انفجاری جامعه تلاقی میکند و راهی جز فرسایش سیستمی باقی نمیگذارد. در نظریههای سیاسی و اقتصادی، «منحنی جِی» استعارهای است برای وضعیتهایی که در آن یک سیستم پس از دورهای نسبی از رشد و ثبات، وارد مر


اقتصاد نئولیبرال و بازتولید خشونت ساختاری علیه حقوق بشر
نصرالله لشنی گفتمان حقوق بشر در دوران پس از جنگ جهانی دوم عمدتاً با دغدغه جلوگیری از خشونت مستقیم شکل گرفت. ممنوعیت شکنجه، پایاندادن به کشتار سیاسی، تضمین محاکمه عادلانه، جلوگیری از ناپدیدسازی قهری از جملە این موارد بودند. این چارچوب که بر سنت لیبرالیسم سیاسی متکی بودە است، دولت را عامل اصلی سرکوب میبیند و تمرکز خود را بر آزادیهای مدنی و سیاسی قرار میدهد. اما به موازات تحولات ساختاری در اقتصاد جهانی، بهویژه از دههی ۱۹۸۰ به این سو، این چارچوب دیگر توانایی توضیح بخشی عظ
bottom of page
