top of page


روحانی با شمشیر برهنه بازگشت: جنگ، برجام و اتهام مستقیم به خامنهای
امیر خنجی در حالی که روایت رسمی جمهوری اسلامی ایران تلاش میکند تصویر یک پیروزی تمامعیار از جنگ دوازدهروزه با اسرائیل بسازد، ورود کمسابقه حسن روحانی به میدان، این روایت را به چالش کشیده است. او در تازهترین موضعگیری خود، مستقیماً کانون تصمیمسازی را هدف گرفته و با متهم کردن علی خامنهای به اتکا بر اطلاعات نادرست، مسئولیت پیامدهای جنگ و تحریم را از دولت به رأس هرم قدرت منتقل کرده است. موضع اخیر او نه فقط اختلاف دیدگاه، بلکه شکافی عمیق در سطح فرماندهی سیاسی را آشکار میکند


دولت قبیلهای، مدرنیتهی قبیلهساز
شیلان سقزی قبیلهگرایی مدرن در ایران با پوششی از هویت ملی و دولتسازی، همچنان به بازتولید ساختارهای تبعیض و سلطه ادامه میدهد. این پدیده نه تنها وفاداری کورکورانه را تکرار میکند، بلکه مشروعیت خود را از طریق سرکوب دیگری و تحمیل هویتهای یکسویه به اتنیک و ملیتها حفظ میکند. نقد این قبیلهگرایی مدرن ایرانی، کلید گشودن راهی به سوی عدالت ملیتی و سیاسی واقعی در ایران است. این یادداشت به بررسی و نقد قبیلهگرایی مدرن در ایران میپردازد و نشان میدهد که چگونه ساختار قدرت، با بهره


نامهای میان شکافها: چرا پیام پزشکیان بە بن سلمان نشانه تغییر نیست
الند خلیقی در آستانه سفر محمد بن سلمان به واشنگتن، نامه مسعود پزشکیان به ریاض جلب توجه کرد. زمانبندی و متن آن نشان داد پیام اصلی نه فقط برای عربستان، بلکه برای آمریکا بوده است. این اقدام نمادین، نه آغاز مسیر جدید، بلکه تداوم سیاست پساجنگ ایران بە شمار می رود: کاهش تنش با ریاض، حفظ خطوط قرمز هستهای و منطقهای، و ارسال سیگنال مذاکره بدون ارائه امتیاز واقعی یا تغییری در محاسبات رهبر و نهادهای امنیتی–نظامی. زمانیکه محمد بن سلمان برای سفر به کاخ سفید و دیدار با دونالد ترامپ آم


عدم شکلگیری طبقه متوسط و توسعهنیافتگیِ ایران
نصرالله لَشَنی طبقه متوسط یکی از محورهای کلیدی تحلیل اجتماعی و سیاسی در جوامع مدرن است. این طبقه با موقعیت میانی خود میان فقر و ثروت، نه تنها نقش مهمی در بازتولید ارزشها، نهادها و سبک زندگی دارد، بلکه ظرفیت بالقوهای برای تحول تدریجی و اصلاحات اجتماعی نیز داراست. شکلگیری طبقهی متوسط، علاوه بر شرایط اقتصادی، به سرمایهی فرهنگی، اجتماعی و نمادین، سبک زندگی متمایز و توانایی کنش جمعی وابسته است. در بسیاری از جوامع، رشد این طبقه نشانهی پیشرفت مدرنیته، توسعهی اقتصادی و انسجام


هراس پنهان قدرت: چرا جمهوری اسلامی ایران بیش از هر زمان نگران فروپاشی درونی است؟
الند خلیقی پس از جنگ ١٢ روزە میان ایران و اسرائیل، هراس از فروپاشی درونی به محور اصلی سیاست در ایران بدل شده است. چنین هراسی در سخنان مقامات درباره تهدید جان رهبر بە شدت بازتاب یافته و نشان میدهد حاکمیت افکار عمومی را برای رخدادی حساس آماده میکند. ریشه این اضطراب در دو بحران فرساینده مشروعیت و اقتصاد است. در چنین وضعیتی، بقای رژیم بر دو سازوکار استوار شده: مهار هرگونه سازمانیابی اجتماعی و حفظ انسجام هسته امنیتی؛ سازوکاری که منطق بقا را جانشین امکان اصلاح کرده است. متعاقب


آخرین نشانههای سقوط: اسطورهسازی از چهره یک رهبرِ رو به پایان
امیر خنجی نشانهسازی اطرافیان رهبر از خطوط چهره و لرزش دست او نه نمایش قدرت، بلکه آیینهای واپسین نظمی محتضر است. وقتی مشروعیت فرو میریزد، بدن رهبر به آخرین معبد بدل میشود و خرافه جای سیاست را میگیرد. تقدیس بیولوژی لحظهایست که پایان آغاز میشود؛ پایان نظمی که برای زندهماندن به معجزهخوانی محتضر خود پناه میبرد. آنچه امروز در رفتار اطرافیان رهبر دیده میشود ـ خرافهخوانی خطوط چهره، تعبیر نشانههای پزشکی به معجزه، تقدیس زیستشناسی بهجای الهیات ـ نه نشانه قدرت، بلکه نشانه


پروژه آرنای نوشتن چیست؟
پروژه آرنای نوشتن تلاشی است برای گشودن میدانی عمومی در قالب نوشتار که شهروندان در آن بتوانند گفتوگو کنند، ایدهها را بیازمایند و درباره زیست جمعی بیندیشند. این پروژه بر ایدە محوری دموکراسی، بهویژه شکل مشورتی آن استوار است. در هسته این پروژه این باور قرار دارد که دموکراسی زمانی شکوفا میشود که شهروندان بتوانند حرف بزنند، گوش دهند، شواهد را بسنجند و با هم تصمیم بگیرند، همان چیزی که نظریهپردازان دموکراسی مشورتی (Deliberative Democracy) مینامند. هر یادداشت در این پروژه به


بنبستی به نام خامنهای: پایان با مرگ، کودتا یا انفجار
امیر خنجی وضعیت سیاسی حکومت جمهوری اسلامی از سطح بحران فراتر رفته و در بنبستی ساختاری فرو مانده است که ریشه آن در تمرکز بیسابقه قدرت در دستان شخص علی خامنهای قرار دارد. او نه امکان اصلاح را فراهم میکند، نه راهی را برای گذار میگذارد و نه اجازه میدهد مسیر تازهای شکل بگیرد. بههمین دلیل پرسش بنیادین امروز ایران دیگر آینده پس از خامنهای نیست، بلکه چگونگی کنار رفتن او است؛ پرسشی که اکنون محور تمام تحلیلها و تعیینکننده مسیر آینده نظام سیاسی در ایران شده است. حکومت جمهوری


کفاش، پا را از کفش فراتر مگذار: کفاش و سیاست کُردی
سیوان سعید حکایت آپلس در سیاست کُردی به بحران دیرینهای حاکی از جابهجایی جایگاه تخصص با ادعا اشارە دارد. سیاست بهجای اتکا بر دانش، اسیر اعتمادبهنفس بیپایه و مشاورانی شده است که نقش تحلیلگر را تقلید میکنند. پیامد آن، فروکاست تصمیمسازی به نمایش است. بازآرایی عقلانیت سیاسی تنها با تقویت نهادهای حرفهای و پذیرش مرزهای دانشی ممکن میشود. در یونان باستان، هنرمندی به نام «آپِلِس» روزی یکی از نقاشیهای خود را در معرض دید عموم قرار داد. کفاشی که در میان تماشاگران بود، خطایی در


احضار اشباح ناسیونالیستی بە کدامین مسیر ختم خواهد شد؟
آزاد حاجی آقایی در پی جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل، احضار نمادهای باستانی در عرصه عمومی رسمی بهمنزله تلاشی برای بازسازی غرور ملی جریحهدارشده ایرانیان شدت یافته است. این یادداشت با اتکا به تحول گفتمانی ناسیونالیسم پس از انقلاب ۱۹۷۹ نشان میدهد که ناسیونالیسم، بهمثابه ایدئولوژیای چندوجهی و بسیجگر، همواره قابلیت احیای گذشته و مفصلبندی با دیگر ایدئولوژیها را داشته است؛ اما پرسش اصلی آن است که این احضار نمادین، کدام هویت ملی را بازتولید میکند یا به چالش میکشد. متعاقب جنگ ١٢


حجاریان در مقابل خامنەای: ریشه بحران در توسعهستیزی خامنهای است
سعید حجاریان دولت در سیستم جمهوری اسلامی ایران را نهادی ضعیف و بیاختیار میداند که فاقد تئوری توسعه و عدالت است و امنیت عمومی در آن به کالا تبدیل شده است. او نسبت بە عقبنشینی دولت از کارویژههای خود هشدار میدهد، اما بازخوانی متن حجاریان نشان میدهد این وضعیت نه تصادفی که نتیجه راهبرد بلندمدت خامنهای است. رهبر جمهوری اسلامی ایران دولتهای توسعهگرا را مهار و دولتهای ضعیف را تقویت، نهادهای امنیتی و موازی را گسترش و توسعه و عدالت ساختاری را ناکام گذاشته است. سعید حجاریان در


ارومیه، ارومیه است؛ نه کردستان، نه آذربایجان و نه ایران
ریبوار نمکچیان ارومیه بهجای آنکه صرفاً نقطهای در جغرافیای سیاسی ایران باشد، به میدان تنشزای برهمرسیدن بحرانهای اتنیک، دولت و ملت تبدیل شده است که در آن نزاع بر سر خاک، معنا و هویت نشان میدهد قدرت چگونه میکوشد سیالیت معنا را منجمد کند. در برابر این منطق تملک، «ارومیه، ارومیه است» فراخوانی به بازتعریف تعلق بر پایه تجربه و مشارکت شهروندان است. ارومیه، ارومیه است, نه کردستان، نه آذربایجان و نه ایران. این شهر تنها نقطهای بر نقشه در فضای جغرافیایی-سیاسی ایران بە شمار نمیرو


جامعە مدنی در چنبرە قدرت: واکاوی منطق سرکوب پس از جنگ
الند خلیقی از زمان برقراری آتشبس با اسرائیل، حکومت جمهوری اسلامی ایران وارد مرحلهای تازه از سرکوب سیاسی شده است. در هفتههای اخیر، سازمانهای امنیتی شمار زیادی از روشنفکران، پژوهشگران و فعالان جامعە مدنی، از جمله بسیاری از افراد وابسته به طیف چپ را بازداشت کردهاند. نکتهٔ قابل توجه در این بازداشتها نه گرایش ایدئولوژیک خاص این افراد، بلکه نقد و کنشِ انتقادی بە عنوان عنصر مشترکی است که آنان را به هم پیوند میدهد. موج بازداشتهای شمار زیادی از روشنفکران، پژوهشگران و فعالان


از نظم سنتی تا بحران مدرن: خوانشی از دگرگونی تصورات اجتماعی
کریم فاتم درک جهان اجتماعی مستلزم شناخت شبکهای از نهادها، هنجارها و تصورات مشترک است که به زندگی جمعی معنا و سامان میبخشند. این تصورات، پایه مشروعیت و بازتولید نظم اجتماعیاند. در ایران امروز، دگرگونی در این تصورات، از باور به قدرت الهی و نظم سنتی گرفتە تا تأکید بر آزادی و برابری سوژهها، به جامعهای قطبی و بحرانی، از نظمی گذرا میان فروپاشی جهان قدیم و پیدایش جهانی نو انجامیدە است. یکی از راههای درک چگونگی سازمانیافتگی جهان اجتماعی ما، بررسی ویژگیهای اصلی آن است: فرم،


سلبریتیسازی، تضعیف کنش جمعی
نصرالله لَشَنی در دهههای اخیر، پدیدهی سلبریتیسازی به یکی از عوامل مؤثر و گاه تعیینکننده در فعالیتهای اجتماعی، رسانهای و سیاسی بدل شده است. این روند، که از سوی سازمانهای بینالمللی، رسانهها و حتی نهادهای مدنی برای جلب توجه عمومی و افزایش حمایت از فعالان اجتماعی به کار گرفته میشود، در عین حال پیامدهای مخرب ساختاری و انسانی عمیقی دارد. به وضوح قابل مشاهده است که سلبریتیسازی بیش از آنکه به تقویت جنبشها کمک کند، انرژی و تمرکز آنها را به سوی فردیت و تصویر رسانهای هدای
bottom of page
